خانه / بینش و رویا / آموزه ها / آشنایی با کفاره

آشنایی با کفاره

کفاره عبارت است از : پرداخت صدقه، قربانی و انجام عمل شرعی و مانند آن، به خاطر گناهی که انجام گرفته است و چون این عمل، آثار گناه را محو می سازد و آن را از انسان می پوشاند، کفاره نامیده می شود. انسان کافر را نیز از آن جهت که حقایقی از قبیل خدا، قیامت، نبوت و… را انکار کرده، آنها را از خود می پوشاند، کافر می گویند. کفاره در همه شرایع و ادیان، برای اجتناب از عواقب سوء اعمال شرعی، غیراخلاقی و مخالف اصول اجتماعی، انجام می گیرد. مهم ترین این عواقب و آثار، جلب رضایت خدا و فرو نشاندن خشم الهی است. کفاره چند نوع است؛

معین، مخیر، مرتب و کفاره جمع .

کفاره جمع
کفاره جمع، عبارت است از آزاد کردن یک بنده، گرفتن دو ماه روزه و غذا دادن به شصت فقیر. این کفاره، در دو مورد تحقق پیدا می کند؛ یکی این که انسان روزه خود را با چیز حرام باطل کند و دیگری این که شخص مسلمانی را بی گناه و از روی عمد، به قتل برساند.

کفاره تخییر
کفاره تخییر، آن است که مکلف در پرداخت آن بین آزاد کردن یک بنده، غذا دادن به شصت فقیر یا گرفتن دو ماه روزه پی درپی، اختیار دارد و می تواند یکی از اینها را برگزیند. این کفاره، در ماه رمضان، نذر و عهد، یافت می شود.

کفاره ترتیب
کفاره ترتیب به کفاره ای گفته می شود که به صورت ترتیب و طولی پرداخت می شود؛ یعنی مکلف در مرحله نخست، باید بنده آزاد کند و در صورت ناتوانی از آن، دو ماه روزه پی درپی بگیرد و در صورت عجز از آن، باید شصت فقیر را غذا بدهد. کفاره ترتیب، در سه مورد است؛ کفاره ظهار، کفاره قتل خطایی و کفاره افطار قضای ماه رمضان در بعد از ظهر؛ اما کفاره مورد سوم، با دو مورد قبل، تفاوت دارد و آن غذا دادن به ده فقیر و در صورت ناتوانی، گرفتن سه روز روزه است.

کفاره قسم
اگر کسی به یکی از اسامی خداوند متعال قسم بخورد که کاری را انجام دهد یا ترک کند، چنانچه از روی عمد، مخالفت کند، گناه کرده، باید کفاره بدهد و کفاره آن، آزاد کردن یک بنده یا غذا دادن به ده فقیر یا پوشاندن آنان است و اگر اینها را نتوانست انجام دهد، باید سه روز پی درپی روزه بگیرد. قسم، شرایطی دارد که در صورت تحقق آنها و مخالفت با قسم، کفاره واجب می شود. یکی از شرایط قسم، آن است که قسم به یکی از اسامی حق تعالی انجام گیرد. بنابراین، اگر به اسامی انبیا و امامان علیهم السلام قسم بخورد، مخالفت با آن، کفاره ندارد.

کفاره نذر
«نذر» در لغت به معنای وعده دادن و پیمان به چیزی است و در اصطلاح، پیمان خاصی با خداوند است که انسان آن را بر خود واجب می کند. نذر به دو صورت می تواند انجام گیرد؛ نذر مشروط و نذر مطلق.

«نذر مشروط»، آن است که شخص با خدا تعهد و پیمان می بندد که انجام دادن یک عمل نیک یا اجتناب از کاری ناشایست را بر خود واجب کند؛ تا در نتیجه آن، خداوند متعال، حاجت او را برآورد؛ به عنوان مثال می گوید: «اگر فرزندم خوب شد و سلامتی خود را بازیافت، هزار تومان به فقیر کمک می کنم».

«نذر مطلق»، نذری است که هیچ قید و شرطی در آن مطرح نیست؛ به عنوان مثال می گوید: «من برای خدا نذر می کنم که نماز شب بخوانم».

اگر کسی به نذری که دارای شرایط بوده، عمل نکند، باید کفاره نذر بدهد. کفاره نذر، بر اساس فتوای اکثر مراجع تقلید، آزاد کردن یک بنده، یا غذا دادن به شصت فقیر یا گرفتن دو ماه روزه پی درپی، به طور تخییر است؛ ولی برخی گفته اند که کفاره آن، همانند کفاره قسم است؛ یعنی آزاد کردن یک بنده یا اطعام ده فقیر یا پوشاندن آنان است و اگر اینها را نتوانست، باید سه روز پی درپی روزه بگیرد. مرجه هر شخص می تواند نوع کفاره را مشخص کند.

گفتنی است که نذر، شرایطی دارد که یکی از آنها، خواندن صیغه است و بدون آن، نذر منعقد نمی شود. صیغه نذر، در قالب مثال، چنین است که شخص در مورد شفا یافتن بیماری اش و مانند آن، نذر می کند که مبلغی به فقیر بدهد؛ پس چنین می گوید: «اِنْ شَفَی اللّه ُ مَرَضی فَلِلّهِ عَلیَّ اَن اُعْطِیَ الْفَقیرَ کَذا». البته لازم نیست به عربی بخواند و همین اندازه کافی است که بگوید: اگر بیماری من شفا یابد، برای خدا بر عهده من است که فلان مبلغ را به فقیر بدهم.

 

کفاره از ماده­ی “کفر” بوده که در لغت به معنای پوشاندن آمده؛[۱]  و اینکه قرآن فرمود:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَکَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ…»[۳]
«و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، گناهان آنها را می‌بخشیم…»

تصریح بر این مطلب دارد که از گناهان آنها چشم­پوشی کرده و عقاب را برداشته است.[۴] از این جهت به کفارات، “کفّاره” گویند، زیرا موجب پوشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان می­شود؛[۵] لذا شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است.[۶]
“کفاره” در شرع مقدس به عبادت خاصی اطلاق می­شود که برای عقوبت افراد، سقوط عقوبت یا تخفیف در آن تعیین شده است.[۷]

کفاره در آیینه ­ی قرآن
تعیین کفارات در شرع مقدس، در حقیقت تجلی رحمت الهی برای بندگان خود می­باشد. هنگامی که شخصی مرتکب عملی خطا یا حرامی شود، یا توان انجام یک واجبی را نداشته باشد، خدای متعال با تعیین کفاره در واقع تجلی و رحمت خود را به منصه­ی ظهور گذاشته، تا حدی ­که با وضع حکم “کفاره”، حرمت ابدی را از زن ظهار شده برطرف می­کند.[۸]

احکام و اقسام کفاره در نگاه قرآن
در قرآن کریم احکام برخی از کفارات همانند: کفارات مربوط به حج، روزه، ظِهار، قتل و نقض قَسَم بیان شده است:
۱٫ کفارات مربوط به حج
در کفارات مربوط به حج، کفاره­ی دو عمل از مناسک حج در آیات قرآن ترسیم شده است:
الف. کفاره­ی تراشیدن سر، قبل از قربانی
در موسم حج، حاجیان نباید قبل از موعد سر خود را بتراشند، در غیر این صورت باید کفاره­ی آن را پرداخت نمایند:
«وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَهَ لِلَّهِ… وَلَاتَحْلِقُوا رُءُوسَکُمْ حَتَّى یبْلُغَ الْهَدْیَ مَحِلَّهُ فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیهٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُک…»[۹]
«و حج و عمره را برای خدا به اتمام برسانید!… و سرهای خود را نتراشید، تا قربانی به محلش برسد (و در قربانگاه ذبح شود)! و اگر کسی از شما بیمار بود، و یا ناراحتی در سر داشت، (و ناچار بود سر خود را بتراشد،) باید فدیه و کفاره‌ای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد…»

“فدیه” در اصل به معنای این است که چیزی مقابل و در عوض چیز دیگری قرار گیرد و آیه­ی شریفه گویای این معناست که حاجی به علت تعجیل در تراشیدن سر، باید عوضی بدهد.[۱۰] و این عوض سه چیز می­تواند باشد: روزه، صدقه یا نُسُک (ذبیحه).[۱۱] البته برای “نُسُک” معنای عبادت را نیز ذکر کرده­اند.[۱۲]
قرآن کریم تنها حکم کلی کفارات را بیان کرده و تفصیل آن را ائمه­ی معصومین –علیهم­السلام- تفسیر نموده­اند. در روایت نقل شده، فرد متخطی باید سه روز روزه یا اطعام شصت مسکین و یا یک گوسفند به عنوان کفاره بدهد و در پرداخت یکی از این سه کفاره با توجه به حرف “أو” در آیه که دال بر این مطلب بوده، مخیّر است.[۱۳] شبیه همین روایت را نیز اهل سنت از پیامبر اسلام –صلی­الله علیه و آله- نقل کرده­اند.[۱۴] البته چنین نیست که به طور مطلق تراشیدن سر ممنوع باشد، بلکه در برخی موارد همانند ناراحتی شدید در سر می­توان سر را تراشید؛ اما به صِرف هر ناراحتی نمی­توان این کار را انجام داد.[۱۵]
در ادامه آیه اشاره به حاجیانی که دست­رسی به قربانی نداشته باشند، می­فرماید:
«…و هر که ]قربانی[ نیافت، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامی که باز می‌گردید، روزه بدارد! این، ده روز کامل است. (البته) این برای کسی است که خانواده­ی­ او، نزد مسجدالحرام نباشد [=اهل مکه و اطراف آن نباشد]…» [۱۶]

اینکه “حج” در آیه­ی شریفه، ظرف برای روزه قرار داده شده، به این اعتبار است که عمل حج و روزه در یک مکان و زمان انجام پذیرد و اینکه عدد هفت مکمل عدد ده خوانده شد، به این دلیل است که بفهماند هر یک از سه روز و هفت روز، دارای حکمی مستقل­اند.[۱۷]

ب. کفاره­ ی صید در حال احرام
فردی که مُحرم است و لباس احرام در تن دارد، نباید صید کند؛ حال اگر عمداً صید کرد، باید کیفر کار خلاف خود را بپردازد:
«یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَاتَقْتُلُوا الصَّیدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّدًا فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ­النَّعَمِ یحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بَالِغَ الْکَعْبَهِ أَوْ کَفَّارَهٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذَلِکَ صِیامًا لِیذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ…»[۱۸]
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال احرام، شکار نکنید، و هر کس از شما عمداً آن را به قتل برساند، باید کفاره‌ای معادل آن از چهارپایان بدهد؛ کفاره‌ای که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند؛ و به صورت قربانی به (حریم) کعبه برسد؛ یا (به جای قربانی، ) اطعام مستمندان کند؛ یا معادل آن، روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد…»

“وَ أَنْتُمْ حُرُم” جمله­ای عام است و شامل حج تمتع و عمره­ی حج بوده[۱۹] که در این حکم میان زن و مرد تفاوتی نیست؛[۲۰] و مراد از “صید” حیوانات وحشی حلال گوشت و حرام گوشت است؛[۲۱] و مراد صید خشکی است نه دریایی که آیه‌ی بعدی گویای آن است.[۲۲] پس کسی در حال احرام صیدی را کشت، باید مانند آنچه که کشته از “نَعَم” (شتر، گاو و گوسفند) کفاره بدهد.[۲۳]
در ترتیب پرداخت این کفارات دو دیدگاه وجود دارد:
یک. “أو” بر بیشتر از تردید دلالت نمی­کند و سنت اهل بیت -علیهم­السلام- باید آن را مشخص کند و بعید نیست ادامه­ی آیه بیان­گر ترتیب میان این نوع کفارات باشد.[۲۴]
دو. “أو” برای تخییر است،[۲۵] و ظاهر آیه نیز تخییر میان انجام یکی از این سه چیز است، هر چند میان مفسرین و فقهاء اختلاف وجود دارد.[۲۶]
بنابراین اگر کسی در حال احرام به ­عمد صید کند، باید یکی از این سه چیز را به عنوان کفاره بپردازد: ۱٫ همانند چیزی که صید کرده و مراد، تشابه در خلقت بوده؛ مثلاً در شترمرغ، شتر و در خرگوش، گوسفندی کفاره بدهد؛ و تعیین این تشابه بدست دو شاهدِ عادلِ فقیه است.[۲۷] ۲و۳٫ اطعام مساکین و روزه­ی معادل که “عدل” باید بر اساس قیمت صید باشد و در آیه­ی شریفه مراد از “عدل” غیر از جنس آن چیز است[۲۸] که در روایت معادل هر “مُدّ طعام”، یک روز روزه بیان شده است.[۲۹]

۲٫ کفاره­ ی ظِهار
ظهار از جمله طلاقهای دوران جاهلی بود که اعراب با این ­وسیله­، همسران خود را طلاق می­دادند.[۳۰] در این نوع طلاق، مرد خطاب به همسرش می­گوید: پشت تو نسبت به من، همانند پشت مادرم به من است و همان­طور که پشت مادرم بر من حرام است، پشت تو نیز بر من حرام هست.[۳۱]
هر چند “ظهار” در زمان جاهلیت به عنوان یک اصل مسلم تلقی می­شد، اما با ظهور اسلام، این عمل از نظر قرآن ممنوع اعلام شد؛[۳۲] و اگر فردی برخلاف دستور قرآن کریم مرتکب ظهار شود، قرآن برای بازگشت وی، پرداخت کفاره را شرط دانسته و می­فرماید:
«وَالَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مِنْ قَبْلِ
أَنْ­یتَمَاسَّا… فَمَنْ لَمْ­یجِدْ فَصِیامُ شَهْرَینِ مُتَتَابِعَینِ مِنْ قَبْلِ أَنْ­یتَمَاسَّا
فَمَنْ لَمْ­یسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًا…»[۳۳]
«کسانی که همسران خود را “ظهار” می‌کنند، سپس از گفته­ی خود بازمی‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی باهم، برده‌ای را آزاد کنند… و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‌ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند…»

مراد از بازگشت با توجه به آیه­ی بعد، پشیمانی از عملی است که انجام داده، هر چند برخی این بازگشت را به معنی تکرار ظهار، یا بازگشت به سنت جاهلیت ذکر کرده­اند؛ و بیان­ آیات نفی حکم ظهار است که نزد اعراب جاهلی معروف و مرسوم بود و از آنجا که این نوع طلاق هیچ­گونه شباهتی میان همسر و مادر ایجاد نمی­کند، تحریم ابدی آن نیز برداشته شده و با پرداخت کفاره، بازگشت از این عمل غیر اخلاقی ممکن­پذیر است؛[۳۴] یعنی باید بنده­ای را آزاد کند، اگر ممکن نبود، دو ماه روزه بگیرد و اگر نتوانست، شصت مسکین را طعام بدهد.[۳۵]
ظاهر آیه این است که شصت روز روزه، باید پی­درپی باشد؛ اما در روایات هل بیت -سلام­الله علیهم- وارد شده اگر سی­ و یک روز متوالی باشد، پی­درپی بودن دو ماه صدق می­کند.[۳۶]

۳٫ کفاره­ ی روزه
از جمله کفاراتی که قرآن به آن تصریح کرده، پرداخت کفاره­ی روزه­ برای کسانی است که توان روزه گرفتن را ندارند:
«أَیامًا مَعْدُودَاتٍ… وَ عَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ»[۳۷]
«چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!)… و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت‌فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند.»

امام صادق -علیه السلام- فرمودند: مراد از “الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ” کسانی هستند که به سن پیری رسیده و یا عطش فوق­العاده دارند؛[۳۸] اینها حق دارند روزه نگیرند و در برابر هر روز، یک مد طعام بدهند.[۳۹]

۴٫ کفاره­ ی نقض قسم
اگر کسی قسم خورد و بعد قسم خود را شکست، به تصریح قرآن، باید کفاره پرداخت نماید:
«قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّهَ أَیمَانِکُمْ…»[۴۰]
خداوند راه گشودن سوگندهایتان را (در این گونه موارد) روشن ساخته…»

در روایات وارد شده که خداوند به­وسیله­ی کفاره دادن، راه بازگشت از سوگند را باز گذاشته،[۴۱] که در آیه­ی دیگر بعد از بیان مؤاخذه در برابر سوگندهایی که با عقد محکم بسته شده­اند و التزام­آور هستند، به بیان مقدار کفاره­ی “حنث قسم” پرداخته و می­فرماید:
«…فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَهِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْ­یجِدْ فَصِیامُ ثَلَاثَهِ أَیامٍ ذَلِکَ کَفَّارَهُ أَیمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ…»[۴۲]
«…کفاره­ی این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانواده­ی خود می‌دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‌گیرد؛ این، کفاره­ی سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‌کنید…»

کفاره­ای که در آیه بیان شده، به یک اعتبار از متفرعات سوگند بوده و تقدیر آن شکستن سوگند است؛ چون کفاره­ مربوط به گناهی است که صورت گرفته (شکستن قسم)، نه خود آن که اگر خود “قسم” معصیت بود، معنا ندارد در آخر آیه، أمر به حفظ سوگند بکند(وَأحْفَظُوا أَیْمَانَکُم)؛ همچنان­که مؤاخذه در اول آیه، بر شکستن سوگند است نه خود آن(وَ لَکِنْ یؤَاخِذُکُمْ…).[۴۳]
لازم به ذکر است که فرد مخیّر در انجام اطعام یا پوشاندن ده مسکین یا آزاد کردن یک بنده است، هر چند تفاوت قیمت میان آن سه زیاد ­باشد؛ اما حکم چهارم منوط به عدم قدرت بر انجام موارد سه­گانه می­باشد.[۴۴] البته برخی معتقدند: اگر قسم از باب لجاجت باشد، فرد علاوه بر آنکه گناهی بزرگ مرتکب شده، کفاره­ی وی نیز فایده­ای ندارد.[۴۵]

۵٫ کفاره ­ی قتل
اگر فردی از روی غفلت و به خطا کسی را به قتل رساند، باید جریمه و کفاره­ی این خطای خود را بپردازد که خداوند در نوع این کفاره می­فرماید:
«…وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ­یَصَّدَّقُوا…»[۴۶]
«…کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده­ی مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد؛ مگر اینکه آنها خونبها را ببخشند…»

جمله “إِلَّا خَطَأً” در اول آیه، استثناء منقطع است؛ یعنی قتل برای مؤمن جایز نیست، مگر اینکه این عمل از روی اشتباه صورت بگیرد. حال اگر قتلی از روی خطا صورت گرفت، جریمه و کفاره­ی آن را در سه مرحله بیان مى‏کند:
نخست اینکه، فرد بیگناهى که کشته شده، مؤمن و متعلق به خانواده­ی مسلمان باشد؛ در این صورت برای قاتل هم کفاره واجب است، هم دیه: کفاره، آزاد کردن برده­­ی مؤمن است که هزینه­ی آن باید از اموال قاتل باشد؛ دیه، یعنی پرداخت خونبهاى مقتول(دیه)، به صاحبان خون(ورّاث) که پرداخت آن باید از اموال عاقله­ی[۴۷] جانی باشد.
دوم اینکه، مقتول مؤمن باشد، اما وابسته به خاندانى که با مسلمانان دشمنى دارند؛ در این صورت فقط کفاره واجب است (آزاد نمودن برده)، به دلیل مؤمن بودن؛ اما پرداخت دیه بر وارثان مقتول واجب نیست، به دلیل کفرشان.
سوم اینکه، خاندان مقتول از کفار باشند اما با خاندان قاتل که مسلمان هستند، هم پیمانند؛ در این صورت به خاطر احترام به پیمان و در ذمه بودن کفار، باید خونبهاى او را به بازماندگانش بپردازند و برده­ی مؤمنی را آزاد کنند، به دلیل مؤمن بودن مقتول. در آخر آیه استثنایی بیان کرده به اینکه اگر کسی توان آزاد کردن برده را نداشته باشد، باید دو ماه پی­درپی روزه بگیرد.[۴۸]

حکمت و فلسفه­ ی کفاره در قرآن
با توجه به اینکه نوع و شیوه کفارات متفاوت هست، فلسفه­ی جعل کفارات نیز متفاوت است؛ چون کفاره­ی برخی موارد برای عقوبت وارد شده؛ همانند روزه­خواری در ماه رمضان بدون عذر، و گاهی برای غیر عقوبت و تنها برای ادای تکلیف و جایگزین حکم اولی بیان شده؛ همانند کفاره­ی قتل غیر عمدی و کفاره­ی روزه برای فرد ناتوان.[۴۹] در این مقاله به بیان دو مورد بسنده می­شود:

۱٫ توبه و ایمان
از جمله فلسفه­هایی که برای کفاره، در پرداخت کفاره­ی قتل غیرعمد بیان شده، یک نوع تخفیفی از ناحیه­ی خداوند برای بندگان مؤمن است (تَوْبَهً مِنَ­اللَّهِ).[۵۰]
یعنی خداوند برای بنده­ای که به اشتباه، کسی را به قتل رسانده، کفاره را وضع نموده که این کفاره، توبه و عنایت خداوند به بندگان ­باشد.[۵۱]
و در فلسفه­ی پرداخت کفاره­ی “ظِهار” می­فرماید:
«…لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ»[۵۲]
«…این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهای الهی است»

۲٫ مجازات
قرآن در بیان فلسفه­ی کفاره، برای فرد مُحرمی که عمداً صید کند می­فرماید:
«…لِیذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ»[۵۳]
«…تا کیفر کار خود را بچشد»

“وبال” عقوبت کاری است که انجام شده؛[۵۴] یعنی این کفاره به سبب جزاء گناهی است که فرد آن را مرتکب شده و در حال احرام صید کرده است.[۵۵]

[۱]. جوهری، اسماعیل؛ الصحاح، تحقیق احمد عبدالغفور، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۴۰۷ق، چاپ چهارم، ج۲، ص۸۰۸ و ابن منظور، محمد؛ لسان العرب، قم، ادب، ۱۴۰۵ق، چاپ اول، ج۵، ص۱۴۸٫
[۲]. راغب اصفهانی، حسین­بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، دمشق بیروت، دارالعلم الدارالشامیه، ۱۴۱۲ق، چاپ اول، ص۷۱۴٫
[۳]. مائده/۶۵٫
[۴]. طوسی، محمدبن­حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق احمد حبیب قصیر، نجف اشرف، امین، بی­تا، ج۳، ص۵۸۴٫
[۵]. لسان العرب، ج۵، ص۱۴۸٫
[۶]. قطب­راوندی، سعیدبن هبه­الله؛ فقه القرآن فی شرح آیات الاحکام، قم، کتابخانۀ مرعشی نجفی، ۱۴۰۵ق، چاپ دوم، ج۲، ص۲۴۲٫
[۷]. نجفی، محمدحسن؛ جواهرالکلام، تحقیق محمود قوچانی، تهران، اسلامیه، ۱۳۹۷ق، چاپ ششم، ج۳۳، ص۱۶۷ و خوانساری، احمد؛ جامع المدارک، تعلیق علی­اکبر غفاری، تهران، صدوق، ۱۴۰۵ق، چاپ دوم، ج۵، ص۲٫
[۸]. سمرقندی، ابواللیث؛ تفسسیر سمرقندی، بیروت، دارالفکر، بی­تا، ج۳، ص۳۹۲٫
[۹]. بقره/۱۹۶٫
[۱۰]. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، نشر آثار علامۀ مصطفوی، ۱۳۸۵ش، چاپ اول، ج۹، ص۴۱و۴۲٫
[۱۱]. طبرسی، فضل­بن­حسن؛ تفسیر جوامع الجامع، تحقیق موسسۀ نشر اسلامی، قم، اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۹۳٫
[۱۲]. فراهیدی، خلیل بن احمد؛ کتاب العین، قم، هجرت، ۱۴۱۰ق، چاپ دوم، ج۵، ص۳۱۴ و جوهری، اسماعیل؛ الصحاح، ج۴، ص۱۶۱۲٫
[۱۳]. تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۱۹۲، فقه القرآن راوندی، ج۱، ص۲۹۷، عروسی حویزی، عبدعلی بن جمعه؛ تفسیر نورالثقلین، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵ق، چاپ چهارم، ج۱، ص۱۸۷ و مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، چاپ اول ج۲، ص۴۳ و ۴۴٫
[۱۴]. طبری ابوجعفر، محمد بن جریر؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق خلیل المیس، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۳۱۸، ۱۴۱۵ و واحدی نیشابوری، علی بن احمد، اسباب النزول القرآن، قاهره، حبلی، ۱۳۸۸ق، ص۳۶٫
[۱۵]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۱۵۸٫
[۱۶]. بقره/۱۹۶٫
[۱۷]. طباطبائی(علامه)، سیدمحمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۲ق، چاپ پنجم، ج۲، ص۷۷٫
[۱۸]. مائده/۹۵٫
[۱۹]. تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳٫
[۲۰]. طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۷، ص۵۴٫
[۲۱]. تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳٫
[۲۲]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹٫
[۲۳]. لسان العرب، ج۱۲، ص۵۸۵ و المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۳۹٫ برای تفصیل مباحث باید به کتب فقهی مراجعه شود.
[۲۴]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۴۰٫
[۲۵]. نحاس ابوجعفر، احمدبن محمد؛ معانی القرآن، تحقیق محمدعلی صابونی، مکه، ام­القری، ۱۴۰۹ق، چاپ اول،ج۲، ص۳۶۲٫
[۲۶]. تفسیر نمونه، ج۵، ص۸۵٫
[۲۷]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۶، تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳ و قطب راوندی؛ فقه القرآن، ج۱، ص۲۰۹٫
[۲۸]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۳ و تفسیر جوامع الجامع، ج۱، ص۵۳۳٫
[۲۹]. قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی، تحقیق طیب موسوی جزایری، قم، دارالکتاب، ۱۳۶۷ش، چاپ چهارم، ج۱، ص۱۸۶٫
[۳۰]. طبری، محمد؛ جامع البیان، ج۲۸، ص۱۰٫
[۳۱]. قطب راوندی؛ فقه القرآن، ج۲، ص۱۹۸٫
[۳۲]. مجادله/۲٫
[۳۳]. مجادله/۳ و ۴٫
[۳۴]. تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۴۱۲ و المیزان فی تفسیر القرآن ، ج۱۹، ص۱۷۷٫
[۳۵]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۴۱ و المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۹، ص۱۷۷٫
[۳۶]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تحقیق علی­اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ش، ج۴، ص۱۳۸٫
[۳۷]. بقره/۱۸۴٫
[۳۸] . کلینی، محمد، کافی، ج۴، ص۱۱۶٫
[۳۹]. تفسیر نمونه، ج۱، ص۴۶۱٫ مراد از یک مد طعام تقریباً ۷۵۰ گرم (یک چارک) است.
[۴۰]. تحریم/۲٫
[۴۱]. تفسیر قمی، ج۲، ص۳۷۶، فیض کاشانی، ملامحسن؛ تفسیر صافی، قم، الهادی، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۱۹۳ و نور الثقلین، ج۵، ص۳۶۸٫
[۴۲]. مائده/۸۹٫
[۴۳]. المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۶، ص۱۱۰ و ۱۱۱٫
[۴۴]. تفسیر نمونه، ج۵، ص۶۶٫
[۴۵]. ابن اسحاق، ابراهیم؛ غریب الحدیث، تحقیق سلیمان ابراهیم، جده، دارالمدنه، ۱۴۰۵ق، چاپ اول، ج۱، ص۱۳۸٫
[۴۶]. نساء/۹۲٫
[۴۷]. مراد از “عاقله”، پدر، اولاد و کسانی هستند که نزدیکترین شخص به پدر و مادر می­باشند، و یا نزدیکترین مردان منتسب به پدر فقط هستند. کنزالعرفان فی فقه القرآن، تحقیق سیدمحمد قاضی، مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، ۱۴۱۹ق، چاپ اول، ج۲، ص۳۶۸٫
[۴۸]. کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۲، ص۳۶۷-۳۶۹٫
[۴۹]. جواهر الکلام، ج۳۳، ص۱۶۷ و۱۶۸٫
[۵۰]. نساء/۹۲٫
[۵۱] . المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۵، ص۴۰٫
[۵۲]. مجادله/۴٫
[۵۳]. مائده/۹۵٫
[۵۴]. التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۲۷ و قطب راوندی؛ فقه القرآن، ج۱، ص۳۱۴٫
[۵۵]. مقاتل ابن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق، چاپ اول، ج۱، ص۳۲۲٫

برخی از مواردی که کفاره به آن  واجب میشود:

کفارات روزه
باطل کردن روزه ماه رمضان: کفاره شکستن عمدی روزه ماه رمضان، آزاد کردن یک بنده یا غذا دادن به شصت فقیر یا دو ماه روزه گرفتن است که ۳۱ روز آن پشت سر هم است.
باطل کردن روزه ماه رمضان با کاری حرام: در صورت شکستن روزه ماه رمضان با کاری حرام (خوردنی حرام، استمنا، زنا،…) باید کفاره جمع پرداخت کند: آزاد کردن یک برده و شصت روز روزه و غذا دادن به شصت فقیر. در زمانی که برده‌ای برای آزاد کردن نباشد این بخش از کفاره ساقط می‌شود.
باطل کردن قضای روزه ماه رمضان: کسی که قضای روزه ماه رمضان را گرفته، اگر بعدازظهر عمداً روزه‌اش را باطل کند باید به ده فقیر، هرکدام یک مُد که تقریباً هفتصد و پنجاه گرم است، طعام دهد و اگر نمی‌تواند، سه روز روزه بگیرد.

نگرفتن روزه های قضا تا پیش از رمضان سال بعد: کسانی که با دلیل نتوانستند روزه بگیرند ملزم به پرداخت مد برای هر روز و گرفتن روزه قضای آن تا پیش از ماه رمضان سال بعد هستند در غیر اینصورت به روزه های گرفته نشده کفاره تعلق می گیرد.

کفاره قتل
اگر فردی کسی را به قتل رساند باید جریمه و کفاره این کار خود را بپردازد که در قرآن حکم صورت‌های مختلف آن بیان شده است.[یادداشت ۱]

کشتن عمدی مؤمن: کفاره جمع دارد که عبارتند از: آزاد کردن یک برده، و شصت روز روزه و غذا دادن به شصت فقیر.
کشتن سهوی مؤمن: ابتدا باید بنده آزاد کند و در صورت ناتوانی از آن، دو ماه پی در پی روزه بگیرد و در صورتی که نتواند، شصت فقیر را سیر کند.
شکستن قسم
اگر قسم شرعی بخورد که کاری را انجام دهد یا ترک کند ولی به آن قسم خود عمل نکند باید یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند و اگر هیچکدام را نتوانست سه روز، روزه بگیرد. حکم این کفاره به صراحت در قرآن آمده است. [یادداشت ۲]

شکستن نذر و عهد
کفاره شکستن نذر یا عهد شرعی در فتوای مشهور فقها یکی از این سه کار است: آزاد کردن یک بنده یا غذا دادن به شصت فقیر یا دو ماه روزه گرفتن.

ظِهار
اگر فردی برخلاف دستور قرآن کریم مرتکب ظهار شود، قرآن برای بازگشت وی به همسرش، پرداخت کفاره را شرط دانسته است.[یادداشت ۳] کفاره این کار آزاد کردن یک بنده است، اگر ممکن نبود، دو ماه روزه بگیرد و اگر نتوانست، شصت مسکین را طعام بدهد.

کفارات حج و عمره
در کفارات مربوط به حج، کفاره دو عمل از مناسک حج در آیات قرآن ترسیم شده است:

الف. کفاره تراشیدن سر، قبل از قربانی

ب. کفاره صید در حال احرام

در روایات، کفاره سایر محرمات احرام مانند چیدن ناخن، زدودن موهای بدن، استعمال بوی خوش، پوشاندن سر یا در سایه رفتن برای مردان،… بیان شده است.

زنی که در مصیبت، موی خود را بچیند
کفّاره زنی که موهای خود را در مصیبت چیده یا صورت خود را خراش داده است، آزاد کردن یک بنده یا غذا دادن به شصت فقیر یا دو ماه روزه گرفتن است که ۳۱ روز آن پشت سر هم است.

مردی که در مصیبت، پیراهن خود را پاره کند
مردی که در مصیبت زن یا فرزندش پیراهن خود را پاره کرده باید یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر هیچکدام را نتوانست سه روز روزه بگیرد.

فدیه روزه
«فِدْیه» در اصل به معنای این است که چیزی مقابل و در عوض چیز دیگری قرار گیرد. برخی کارها با اینکه حرام نیستند ولی فرد لازم است برای آنها مقداری مال فدیه دهد. از جمله این موارد که قرآن به آن تصریح کرده، پرداخت فدیه روزه برای کسانی است که توان روزه گرفتن ندارند. این فدیه پرداخت حدود ۷۵۰ گرم طعام (مانند گندم) به فقیر است که موارد آن عبارتند از:[یادداشت ۴]

زنان باردار یا شیرده
زن بارداری که روزه گرفتن برای فرزندش و-یا به قولی-برای خودش زیان دارد، یا به بچه‌ای شیر می‌دهد و روزه برای نوزادش و-یا به قولی-برای خودش ضرر دارد، علاوه بر قضای روزه، فدیه می‌پردازد.

بیماری مستمر
کسی که به سبب بیماری نتوانسته روزه بگیرد و بیماری‌اش تا ماه رمضان آینده ادامه داشته، بنابر قول مشهور فقیه ان قضای آن ساقط است؛ لیکن باید در ازای هر روز فدیه بپردازد.

پیرمردان و پیرزنان
پیرمرد یا پیرزنی که روزه گرفتن برای او مشقت شدید دارد.

یادداشت‌ها
۱-  خداوند در نوع این کفاره می‌فرماید: «…وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مُؤْمِنَهٍ وَ دِیهٌ مُسَلَّمَهٌ إِلَی أَهْلِهِ إِلَّا أَنْیصَّدَّقُوا…»نساء/۹۲ «…کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خون‌بهایی به کسان او بپردازد؛ مگر این‌که آنها خون‌بها را ببخشند…» جمله “إِلَّا خَطَأً” در اول آیه، استثناء منقطع است؛ یعنی قتل برای مؤمن جایز نیست، مگر اینکه این عمل از روی اشتباه صورت بگیرد. حال اگر قتلی از روی خطا صورت گرفت، جریمه و کفاره آن را در سه مرحله بیان می‌کند: نخست اینکه، فرد بیگناهی که کشته شده، مؤمن و متعلق به خانواده مسلمان باشد؛ در این صورت برای قاتل هم کفاره واجب است، هم دیه:کفاره، آزاد کردن برده مؤمن است که هزینه آن باید از اموال قاتل باشد؛ دیه، یعنی پرداخت خونبهای مقتول(دیه)، به صاحبان خون(وارثان) که پرداخت آن باید از اموال عاقله (مراد از “عاقله”، پدر، اولاد و کسانی هستند که نزدیکترین شخص به پدر و مادر می‌باشند، و یا نزدیکترین مردان منتسب به پدر فقط هستند کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۲، ص۳۶۸) قاتل باشد. دوم اینکه، مقتول مؤمن باشد، اما وابسته به خاندانی که با مسلمانان دشمنی دارند؛ در این صورت فقط کفاره واجب است (آزاد نمودن برده)، به دلیل مؤمن بودن؛ اما پرداخت دیه بر وارثان مقتول واجب نیست، به دلیل کفرشان. سوم اینکه، خاندان مقتول از کفار باشند اما با خاندان قاتل که مسلمان هستند، هم پیمانند؛ در این صورت به خاطر احترام به پیمان و در ذمه بودن کفار، باید خونبهای او را به بازماندگانش بپردازند و بردهی مؤمنی را آزاد کنند، به دلیل مؤمن بودن مقتول. در آخر آیه استثنایی بیان کرده به اینکه اگر کسی توان آزاد کردن برده را نداشته باشد، باید دو ماه پی درپی روزه بگیرد.کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۲، ص۳۶۷-۳۶۹
۲-  «…فَکَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَهِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَنْ لَمْیجِدْ فَصِیامُ ثَلَاثَهِ أَیامٍ ذَلِکَ کَفَّارَهُ أَیمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ…» «…کفاره این‌گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهای معمولی است که به خانوادهی خود می‌دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسی که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه می‌گیرد؛ این، کفاره سوگندهای شماست به هنگامی که سوگند یاد می‌کنید…»
۳-  «وَالَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ یعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَهٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسَّا… فَمَنْ لَمْیجِدْ فَصِیامُ شَهْرَینِ مُتَتَابِعَینِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِینًا…» «کسانی که همسران خود را “ظهار” می‌کنند، سپس از گفته خود باز می‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی باهم، برده‌ای را آزاد کنند… و کسی که توانایی (آزاد کردن برده‌ای) نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد؛ و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند…»مجادله/۳ و ۴
۴-  «أَیامًا مَعْدُودَاتٍ… وَ عَلَی الَّذِینَ یطِیقُونَهُ فِدْیهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ» «چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!)… و بر کسانی که روزه برای آنها طاقت‌فرساست؛ (همچون بیماران مزمن، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفاره بدهند:مسکینی را اطعام کنند.» بقره/۱۸۴

 

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...