خانه / بینش و رویا / آموزه ها / انفاق – و هزاران آثار مثبت آن در دنیا و آخرت (قسمت چهارم)

انفاق – و هزاران آثار مثبت آن در دنیا و آخرت (قسمت چهارم)

سید محمدحسین طباطبایی  انفاق را جزو حق‌الله و حق‌الناس می‌داند و بر دو دسته می‌شمارد: انفاق واجب مانند زکات، خمس و کفاره گناهان و انفاق مستحب مانند صدقات، بخشش‌ها و وقف‌ها که واجب نیستند. او دلایل اصلی تاکید بر انفاق را تعدیل ثروت‌ها، کم کردن فاصله طبقاتی و ایجاد برادری بین مسلمین می‌داند. طباطبایی براساس آیات فوق شرایط زیر را برای انفاق صحیح می‌شمارد: انفاق باید در راه خدا، از مال پاک و بدون منت و آزار واذیت به فقیرانی که در راه خدا فقیر شده‌اند باشد.

بخش‌ مهمى‌ از تعالیم‌ قرآنى‌ در باب‌ انفاق‌ مربوط به‌ آیاتى‌ است‌ که‌ در آنها تصویری‌ از انسان‌ هدایت‌ یافته‌ ارائه‌ شده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌، مى‌توان‌ به‌ سرآغاز سوره بقره‌ اشاره‌ کرد که‌ در آن‌، ایمان‌ به‌ عالم‌ غیب‌، برپای‌ داشتن‌ نماز و انفاق‌ از آنچه‌ خداوند روزی‌ کرده‌ است‌، ویژگی های‌ اصلى‌ اهل‌ تقوا شناخته‌ شده‌اند.(سوره بقره‌/۲/۲-۳)

در آیات‌ دیگری‌ نیز انفاق‌ در ردیف‌ ایمان‌ به‌ عقاید بنیادی‌ دینى‌، یا اعمالى‌ چون‌ نماز جای‌ گرفته‌ است‌. (مثلاً سوره نساء/۴/۳۹؛ سوره فاطر/۳۵/۲۹)

مطابق‌ برخى‌ آیات‌ قرآنى‌، انفاق‌ وسیله‌ای‌ برای‌ راه‌ یافتن‌ به‌ کمال‌ انسانى‌ و تقرب‌ به‌ خداوند است‌، چنان که‌ گفته‌ شده‌ است‌ اگر کسى‌ به‌ انگیزه طلب‌ «وجه‌ الله‌» و رضای‌ الهى‌ انفاق‌ کند، از ارزش‌ و بهره مضاعف‌ آن‌ برخوردار خواهد شد. (نک: سوره بقره‌/۲/۲۶۵، ۲۷۲؛ سوره توبه‌/۹/۹۹)

در تأکید بر همین‌ جنبه‌ از انفاق‌، در آیه‌ای‌ از سوره آل‌ عمران‌ (۳/۹۲) آمده‌ است‌ که‌ انسان‌ تنها با انفاق‌ از آنچه‌ دوست‌ دارد، به‌ «بِرّ» (ه م‌) نائل‌ خواهد شد.

از آنجا که‌ در فرهنگ‌ قرآنى‌ ارتقاء شخصیت‌ معنوی‌ انسان‌، غایت‌ اصلى‌ انفاق‌ شمرده‌ مى‌شود، آنچه‌ به‌ این‌ عمل‌ معنا مى‌بخشد، نیت‌ است‌ و بنابراین‌ هرگونه‌ انفاقى‌ بر پایه ریا، بى‌ارزش‌ دانسته‌ شده‌ است‌. (نک: سوره بقره‌/۲/۲۶۴)

بر همین‌ مبناست‌ که‌ حتى‌ افرادی‌ با توان‌ اقتصادی‌ محدود از دعوت‌ الهى‌ به‌ انفاق‌ مستثنى‌ نگشته‌اند و امر الهى‌ بر آن‌ قرار گرفته‌ است‌ که‌ حتى‌ کسانى‌ که‌ با تنگدستى‌ روبرو شده‌اند، از آنچه‌ خداوند روزی‌ ایشان‌ ساخته‌ است‌، در حد وسع‌ خود انفاق‌ کنند.

دعوت‌ قرآن‌ کریم‌ به‌ انفاق‌ با این‌ هشدار همراه‌ است‌ که‌ اگر کسانى‌ به‌ اندوختن‌ سیم‌ و زر اشتغال‌ ورزند و از انفاق‌ غفلت‌ کنند، «عذابى‌ دردناک‌» آنان‌ را فراخواهد گرفت‌. (سوره توبه‌/۹/۳۴)

با این همه‌ در آیاتى‌ از قرآن‌ کریم‌ زیاده‌روی‌ در انفاق‌ نیز مورد نکوهش‌ قرار گرفته‌ و رعایت‌ اعتدال‌ توصیه‌ شده‌ است‌. (سوره اسراء/۱۷/۲۹؛ سوره فرقان‌/۲۵/۶۷)

با شکل‌گیری‌ دانش‌ فقه‌ در دو سده نخست‌ اسلامى‌ و با سامان‌ یافتن‌ مقرراتى‌ برای‌ گونه‌هایى‌ خاص‌ از انفاق‌، برخى‌ از گونه‌های‌ صرف‌ کردن‌ مال‌ در راه‌ خداوند از نظر فقهى‌ واجب‌ شناخته‌ شد و آنچه‌ در چارچوب‌ مقررات‌ فقهى‌ جای‌ نگرفته‌ بود در زمره دستورهای‌ اخلاقى‌ – و عموماً متفاوت‌ با احکام‌ الزام‌ آور – به‌ شمار آمد.

در میراث‌ مکتوب‌ اسلامى‌ در طى‌ یک‌ و نیم‌ هزاره‌، مبحث‌ انفاق‌ همواره‌ با همین‌ عنوان‌ یا با عناوینى‌ چون‌ برّ و صدقات‌ در آثار اخلاقى‌ مورد بحث‌ قرار گرفته‌ است‌. در فقه‌ اسلامى‌ به‌ طور عمده‌ در بحث‌ زکات‌ و خمس‌ و نیز در ذیل‌ عناوین‌ محدودتری‌ چون‌ فدیه‌، کفاره‌ و نذر به‌ این‌ موضوع‌ پرداخته‌ شده‌ است‌.

بعضى از آیات انفاق از سوره بقره
«مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمْ فى سبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنبَتَت سبْعَ سنَابِلَ فى کلِّ سنبُلَهٍ مِّائَهُ حَبَّهٍ وَ اللَّهُ یُضعِف لِمَن یَشاءُ و َاللَّهُ وَسِعٌ عَلِیمٌ (۲۶۱) الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمْ فى سبِیلِ اللَّهِ ثُمَّ لا یُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُوا مَنًّا و َلاأَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ (۲۶۲) قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَهٌ خَیرٌ مِّن صدَقَهٍ یَتْبَعُهَا أَذًى وَ اللَّهُ غَنىٌّ حَلِیمٌ (۲۶۳) یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لاتُبْطِلُوا صدَقَتِکُم بِالْمَنِّ وَ الاَذَى کالَّذِى یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَ لایُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکهُ صلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى شىْءٍ مِّمَّا کسبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْکَفِرِینَ (۲۶۴) وَ مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبِیتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهِ بِرَبْوَهٍ أَصابَهَا وَابِلٌ فَئَاتَت أُکلَهَا ضِعْفَینِ فَإِن لَّمْ یُصِبهَا وَابِلٌ فَطلٌّ و َاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (۲۶۵) أَیَوَدُّ أَحَدُکمْ أَن تَکُونَ لَهُ جَنَّهٌ مِّن نَّخِیلٍ وَ أَعْنَابٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاَنْهَرُ لَهُ فِیهَا مِن کلِّ الثَّمَرَتِ وَ أَصابَهُ الْکِبرُ وَلَهُ ذُرِّیَّهٌ ضعَفَاءُ فَأَصابَهَا إِعْصارٌ فِیهِ نَارٌ فَاحْترَقَت کَذَلِک یُبَینُ اللَّهُ لَکمُ الاَیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ (۲۶۶) یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَنفِقُوا مِن طیِّبَتِ مَا کسبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ الاَرْضِ وَ لاتَیَمَّمُوا الْخَبِیث مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَستُم بِئَاخِذِیهِ إِلا أَن تُغْمِضوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنىٌّ حَمِیدٌ (۲۶۷) الشیْطنُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکم بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَ فَضلاً وَ اللَّهُ وَسِعٌ عَلِیمٌ (۲۶۸) یُؤْتى الْحِکمَهَ مَن یَشاءُ و َمَن یُؤْت الْحِکمَهَ فَقَدْ أُوتىَ خَیراً کثِیراً وَ مَا یَذَّکرُ إِلا أُولُوا الاَلْبَبِ (۲۶۹) وَ مَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَهٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ وَ مَا لِلظلِمِینَ مِنْ أَنصارٍ (۲۷۰) إِن تُبْدُوا الصدَقَتِ فَنِعِمَّا هِىَ و َإِن تُخْفُوهَا و َتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَیرٌ لَّکمْ وَ یُکَفِّرُ عَنکم مِّن سیِّئَاتِکمْ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (۲۷۱) لَّیْس عَلَیْک هُدَاهُمْ وَلَکنَّ اللَّهَ یَهْدِى مَن یَشاءُ وَ مَا تُنفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَلاَنفُسِکمْ وَ مَا تُنفِقُونَ إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ مَا تُنفِقُوا مِنْ خَیرٍ یُوَف إِلَیْکمْ وَ أَنتُمْ لا تُظلَمُونَ (۲۷۲) لِلفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فى سبِیلِ اللَّهِ لا یَستَطِیعُونَ ضرْباً فى الاَرْضِ یحْسبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَهُمْ لایَسئَلُونَ النَّاس إِلْحَافاً وَ مَا تُنفِقُوا مِنْ خَیرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ (۲۷۳) الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَلَهُم بِالَّیْلِ وَ النَّهَارِ سِرًّا وَ عَلانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ و َلاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ و َلاهُمْ یَحْزَنُونَ».(۲۷۴)

ترجمه آیات
حکایت آنان که اموال خویش را در راه خدا انفاق مى کنند حکایت دانه اى است که هفت خوشه رویانیده که در هر خوشه صد دانه باشد و خدا براى هر که بخواهد، دو برابر هم مى کند که خدا وسعت بخش و دانا است.(۲۶۱)

کسانى که اموال خویش را در راه خدا انفاق مى کنند و بعد این انفاق خود را با منت و یا اذیتى همراه نمى کنند پاداش آنان نزد پروردگارشان است، نه ترسى دارند و نه غمى.(۲۶۲)

سخن شایسته و پرده پوشى از صدقه اى که اذیت در پى دارد، بهتر است. خدا بى نیاز و بردبار است.(۲۶۳)

اى کسانى که ایمان آورده اید، صدقه خویش را همانند آن کس که مال خویش را با ریا به مردم انفاق مى کند و به خدا و روز جزا ایمان ندارد با منت و اذیت باطل نکنید که حکایت وى حکایت سنگى سفت و صافى است که خاکى روى آن نشسته باشد و رگبارى بر آن باریده، آن را صاف به جاى گذاشته باشد، ریاکاران از آن چه کرده اند، ثمرى نمى برند و خدا گروه کافران را هدایت نمى کند.(۲۶۴)

و حکایت آنان که اموال خود را به طلب رضاى خدا و استوارى دادن به دلهاى خویش انفاق مى کنند، عملشان مانند باغى است بر بالاى تپه اى که رگبارى به آن رسد و دو برابر ثمر داده باشد و اگر رگبار نرسیده به جایش باران ملایمى رسیده، خدا به آنچه مى کنید بینا است.(۲۶۵)

آیا در میان شما کسى هست که دوست داشته باشد براى او باغى باشد پر از درختان خرما و انگور و همه گونه میوه در آن باشد و نهرها در دامنه آن جارى باشد سپس پیرى برسد، در حالى که فرزندانى صغیر دارد، آتشى به باغش بیفتد و آن را بسوزاند؟ خدا این طور آیه هاى خود را براى شما بیان مى کند، شاید که بیندیشید.(۲۶۶)

اى کسانى که ایمان آورده اید، از خوبی هاى آنچه بدست آورده اید و آنچه برایتان از زمین بیرون آورده ایم، انفاق کنید و پست آن را (که خودتان نمى گیرید مگر با چشم پوشى) براى انفاق منظور نکنید و بدانید که خدا بى نیاز و ستوده است.(۲۶۷)

شیطان به شما وعده تنگدستى مى دهد و به بدکارى وامى دارد و خدا از جانب خود آمرزش و فزونى به شما وعده مى دهد، که خدا وسعت بخش و دانا است.(۲۶۸)

فرزانگى را به هر که بخواهد مى دهد و هر که حکمت یافت، خیرى فراوان یافت و به جز خردمندان کسى اندرز نگیرد.(۲۶۹)

هر خرجى کرده اید به هر نذرى ملتزم شده اید خدا از آن آگاه است، و ستمگران یاورانى ندارند.(۲۷۰)

اگر صدقه ها را علنى دهید خوب است و اگر هم پنهانى دهید و به تنگ دستان بدهید، البته برایتان بهتر است و گناهانتان را از بین مى برد که خدا از آنچه مى کنید آگاه است.(۲۷۱)

هدایت کردن با تو نیست بلکه خدا است که هر کس را بخواهد هدایت مى کند، هر خواسته اى انفاق کنید به نفع خود کرده اید، انفاق جز براى رضاى خدا نکنید، هر خیرى را که انفاق کنید (عین همان) به شما مى رسد و ستم نمى بینید.(۲۷۲)

(صدقه از آن) فقرائى است که در راه خدا از کار مانده اند و نمى توانند سفر کنند، اشخاص بى خبر آنان را بس که مناعت دارند توانگر مى پندارند، تو آنان را با سیمایشان مى شناسى، از مردم به اصرار گدائى نمى کنند. هر متاعى انفاق مى کنید خدا به آن دانا است.(۲۷۳)

کسانى که اموال خویش را شب و روز نهان و آشکار انفاق مى کنند پاداششان نزد پروردگارشان است، نه ترسى دارند و نه غمگین مى شوند.(۲۷۴)

«وَأنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ و َلاتُلْقُوا بِأ یدِیکُمْ إلَى التَّهْلُکَهِ وَ أحْسِنُوا انَّ اللَّهَ یُحِبّ الْمُحْسِنینَ»؛ و در راه خدا انفاق کنید (و با ترک انفاق و از فرط امساک) خود را بدست خود به هلاکت نیفکنید و نیکى و احسان نمایید که خداوند نیکوکاران را دوست مى دارد.(سوره بقره، ۱۹۵)

«لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»؛ هرگز به مقام نیکوکاران نخواهید رسید مگر از آنچه که دوستش می دارید انفاق کنید.(سوره آل عمران، ۹۲)

گفتارى پیرامون انفاق در ضمن آیات
(سوره بقره: ۲۶۱ تا ۲۷۴ از تفسیر المیزان) که در مورد انفاق و نحوه انفاق و این که از چه مالى باید انفاق نمود، بیان شده. یکى از بزرگترین امورى که اسلام در یکى از دو رکن حقوق الناس و حقوق الله مورد اهتمام قرار داده و به طرق و انحاى گوناگون، مردم را بدان وادار مى سازد، انفاق است. پاره اى از انفاقات از قبیل زکات، خمس، کفارات مالى و اقسام فدیه را واجب نموده و پاره اى از صدقات و امورى از قبیل وقف سکنى دادن مادام العمر کسى، وصیت ها، بخشش ها و غیر آن را مستحب نموده است.

و غرضش این بوده که بدین وسیله طبقات پائین را که نمى توانند بدون کمک مالى از ناحیه دیگران حوائج زندگى خود را برآورند ـ مورد حمایت قرار داده تا سطح زندگیشان را بالا ببرند، تا افق زندگى طبقات مختلف را به هم نزدیک ساخته و اختلاف میان آنها را از جهت ثروت و نعمات مادى کم کند.

و از سوى دیگر توانگران و طبقه مرفه جامعه را از تظاهر به ثروت یعنى از تجمل و آرایش مظاهر زندگى، از خانه و لباس و ماشین و غیره نهى فرموده و از مخارجى که در نظر عموم مردم غیرمعمولى است و طبقه متوسط جامعه تحمل دیدن آن گونه خرج ها را ندارد (تحت عنوان) نهى از اسراف و تبذیر و امثال آن، جلوگیرى نموده است.

و غرض از این ها، ایجاد یک زندگى متوسطى است که فاصله طبقاتى در آن زیاد و بیش از اندازه نباشد، تا در نتیجه ناموس وحدت و همبستگى زنده گشته، خواست هاى متضاد و کینه هاى دل و انگیزه هاى دشمنى بمیرند، چون هدف قرآن این است که زندگى بشر را در شؤون مختلفش نظام ببخشد و طورى تربیتش دهد که سعادت انسان را در دنیا و آخرت تضمین نماید و بشر در سایه این نظام در معارفى حق و خالى از خرافه زندگى کند، زندگى همه در جامعه اى باشد که جو فضائل اخلاق، حاکم بر آن باشد و در نتیجه در عیشى پاک از آنچه خدا ارزانیش داشته استفاده کند و داده هاى خدا برایش نعمت باشد، نه عذاب و بلا و در چنین جوى، نواقص و مصائب مادى را برطرف کند.

و چنین چیزى حاصل نمى شود مگر در محیطى پاک که زندگى نوع، در پاکى و خوشى و صفا شبیه به هم باشد و چنین محیطى هم درست نمى شود مگر به اصلاح حال نوع به این که حوائج زندگى تامین گردد و این نیز به طور کامل حاصل نمى شود مگر به اصلاح جهات مالى و تعدیل ثروت ها، و به کار انداختن اندوخته ها و راه حصول این مقصود، انفاق افراد ـ از اندوخته ها و مازاد آنچه با کد یمین و عرق جبین تحصیل کرده اند ـ مى باشد، چون مؤمنین همه برادر یکدیگرند و زمین و اموال زمین هم از آن یکى است و او خداى عزوجل است.

و این خود حقیقتى است که سیره و روش نبوى (که بر صاحب آن سیره برترین تحیت و سلام باد) صحت و استقامت آن را در زمان استقرار حکومت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم اثبات مى کند.

و این همان نظامى است که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از انحراف مردم از مجراى آن تاسف خورده و شکوه ها مى کرد و از آن جمله مى فرمود: قَدْ أَصْبَحْتُمْ فِی زَمَنٍ لَا یَزْدَادُ الْخَیْرُ فِیهِ إِلَّا إِدْبَاراً وَلَا الشَّرُّ فِیهِ إِلَّا إِقْبَالًا وَ لَا الشَّیْطَانُ فِی هَلَاکِ النَّاسِ إِلَّا طَمَعاً فَهَذَا أَوَانٌ قَوِیَتْ عُدَّتُهُ وَ عَمَّتْ مَکِیدَتُهُ وَ أَمْکَنَتْ فَرِیسَتُهُ اضْرِبْ بِطَرْفِکَ حَیْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِیراً یُکَابِدُ فَقْراً أَوْ غَنِیّاً بَدَّلَ نِعْمَهَ اللَّهِ کُفْراً أَوْ بَخِیلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَ فْراً أَوْ مُتَمَرِّداً کَأَنَّ بِأُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَوَاعِظِ وَقْرا…؛ در زمانى واقع شده اید که خیر و نیکى جز عقب ماندگى چیزى ببار نمى آورد و شر و بدى عامل پیشروى است و شیطان جز طمع در هلاکت مردم کارى ندارد، پس اکنون زمانى است که وسائل پیشرفت شیطان قوى شده، نیرنگ و فریبش همگانى گشته و بدست آوردن شکار برایش آسان شده است، به هر سو که مى خواهى نگاه کن آیا جز فقیرى که با فقر دست و پنجه نرم مى کند، یا ثروتمندى که نعمت خدا را به کفران تبدیل کرده یا بخیلى که با بخل ورزیدن در اداء حقوق الهى، ثروت فراوانى گرد آورده و یا متمردى که گویا گوشش از شنیدن پند و اندرزها کر است… (نهج البلاغه، ص۱۸۷)

گذشت روزگار، درستى نظریه قرآن را کشف کرد و ثابت نمود همان طور که قرآن فرموده تا طبقه پائین جامعه از راه امداد و کمک به حد متوسط نزدیک نگردند و طبقه مرفه از زیاده روى و اسراف و تظاهر به جمال جلوگیرى نشده و به آن حد متوسط نزدیک نشوند، بشر روى رستگارى نخواهد دید، آرى همه ما تمدن غرب را دیدیم که چگونه داعیان آن، بشر را به بى بندوبارى در لذات مادى و افراط در لذات حیوانى واداشتند و بلکه روش هاى جدیدى از لذت گیرى و استیفاى هوسهاى نفسانى اختراع نمودند و در کامگیرى خود و اشاعه این تمدن در دیگران، از بکاربردن هیچ نیروئى مضایقه ننمودند و این باعث شد که ثروت ها و لذات خالص زندگى مادى همه به طرف نیرومندان و توانگران سرازیر شده و در دست اکثریت مردم جهان که همان طبقات پائین جامعه ها مى باشند چیزى به جز محرومیت نماند و دیدیم که چگونه طبقه مرفه نیز به جان هم افتاده و یکدیگر را خوردند تا نماند مگر اندکى و سعادت زندگى مادى مخصوص همان اندک گردید و حق حیات از اکثریت که همان توده هاى مردم هستند سلب شد.

و با در نظر گرفتن این که ثروت بى حساب و فقر زیاد آثار سوئى در انسان پدید مى آورد، این اختلاف طبقاتى تمامى رذائل اخلاقى را برانگیخت و هر طرف را به سوى مقتضاى خویش پیش راند و نتیجه آن این شد که دو طائفه در مقابل یکدیگر صف آرائى کنند و آتش فتنه و نزاع در بین آنان شعله ور شود، توانگر و فقیر محروم و منعم واجد و فاقد همدیگر را نابود کنند و جنگهاى بین المللى بپا شود و زمینه براى کمونیسم فراهم گردد و در نتیجه حقیقت و فضیلت به کلى از میان بشر رخت بر بندد و دیگر بشر روزگارى خوش نبیند و آرامش درونى و گوارائى زندگى از نوع بشر سلب شود، این فساد عالم انسانى چیزى است که ما امروزه خود به چشم مى بینیم و احساس مى کنیم که بلاهائى سخت تر و رسوائى هائى بیشتر، آینده نوع بشر را تهدید مى کند…

سیاق این آیات (سوره بقره، ۲۶۱ تا ۲۷۴) از این جهت که همه درباره انفاق است و مضامین آنها به یکدیگر ارتباط دارد این را مى فهماند که همه یک باره نازل شده و این آیات مؤمنین را تحریک و تشویق به انفاق در راه خدا مى کند و نخست براى زیادشدن و برکت مالى که انفاق مى کنند مثلى مى زند که یک درهم آن هفتصد درهم مى شود و چه بسا که خدا بیشترش هم مى کند و سپس براى انفاق ریائى و غیرخدائى مثلى مى آورد تا بفهماند که چنین انفاقى برکت و بهره اى ندارد و در مرحله سوم مسلمانان را از انفاق با منت و اذیت نهى مى کند زیرا که منت و اذیت اثر آن را خنثى مى کند و اجر عظیمش را حبط نموده و از بین مى برد سپس دستور مى دهد که از مال پاکیزه خود انفاق کنند نه این که از جهت بخل و تنگ نظرى هر مال ناپاک و دورانداختنى را در راه خدا بدهند و آنگاه موردى را که باید مال در آن مورد انفاق شود ذکر مى کند که عبارت است از فقرائى که در راه خدا از هستى ساقط شده اند و در آخر اجر عظیمى که این انفاق نزد خداى تعالى دارد بیان مى کند.

و سخن کوتاه این که: آیات مورد بحث مردم را دعوت به انفاق مى کند و در مرحله اول، جهت این دعوت و غرضى را که در آن است بیان نموده و مى فرماید: هدف از این کار باید خدا باشد نه مردم و در مرحله دوم صورت عمل و کیفیت آن را تبیین کرده که باید منت و اذیت به دنبال نداشته باشد و در مرحله سوم وضع آن مال را بیان مى کند که باید طیب باشد نه خبیث و در مرحله چهارم مورد آن را که باید فقیرى باشد که در راه خدا فقیر شده و در مرحله پنجم اجر عظیمى که در دنیا و آخرت دارد بیان نموده است. (ترجمه المیزان ج:۲ ص:۵۸۸)

روایات انفاق
امام صادق علیه السلام از قول رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل مى فرمایند که: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ الْحَکَمِ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله و سلم الْأَیْدِی ثَلَاثَهٌ سَائِلَهٌ و َمُنْفِقَهٌ وَ مُمْسِکَهٌ وَ خَیْرُ الْأَیْدِی الْمُنْفِقَهُ؛ دستان سه گانه اند: دستى که سؤال کننده است و دستى که انفاق کننده و دستى که ممسک و نگه دارنده مى باشد؛ ولى بهترین دست ها، دست انفاق کننده مى باشد.(کافى، ج۴، ص۴۳)

در حدیث آمده است از امام صادق علیه السلام که فرمودند: فِی الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی سَمَّاکٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ الْمُعْطُونَ ثَلَاثَهٌ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ وَ صَاحِبُ الْمَالِ و َالَّذِی یَجْرِی عَلَى یَدَیْهِ؛ عطاکنندگان سه تا مى باشند اول: خداوند، دوم: صاحب مال و ثروت، سوم: و آنچه که به دست او جارى مى شود. (یعنى سبب وصول مال مى شود) (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۷۵)

امیرالمؤمنین علیه السلام مى فرمایند: مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الرَّضِیُّ الْمُوسَوِیُّ فِی نَهْجِ الْبَلَاغَهِ عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ و َمَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ؛ شخص مسکین، فرستاده خداست؛ کسى که او را از دادن متاعى منع کند، خدا را منع نموده و اگر به او متاعى بدهد، مثل این است که به خدا آن متاع را داده است. (وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۲۰)

وظائف انفاق کننده
سزاوار است که انفاق کننده عطاى خود را ناچیز بشمرد، تا شاید نزد خدا بزرگ شود و در حال انفاق به یاد توفیق و ثواب خدا باشد.

امام صادق علیه السّلام مى فرماید: مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ حَاتِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ رَأَیْتُ الْمَعْرُوفَ لَا یَصْلُحُ إِلَّا بِثَلَاثِ خِصَالٍ تَصْغِیرِهِ و َتَسْتِیرِهِ وَ تَعْجِیلِهِ فَإِنَّکَ إِذَا صَغَّرْتَهُ عَظَّمْتَهُ عِنْدَ مَنْ تَصْنَعُهُ إِلَیْهِ وَ إِذَا سَتَّرْتَهُ تَمَّمْتَهُ وَ إِذَا عَجَّلْتَهُ هَنَّأْتَهُ وَ إِنْ کَانَ غَیْرُ ذَلِکَ سَخَّفْتَهُ و َنَکَّدْتَه؛ انفاق جز با سه خصلت صلاحیت قبول پیدا نمى کند.

کوچک شمردن آن
مخفى کردن آن
عجله کردن در انجام آن
اگر انفاق خود را کوچک بشمرى در نزد خدا بزرگش ‍ کرده اى و اگر آن را پنهان کنى به کمالش رسانى و چون در رساندنش عجله کنى گوارایش کنى. وگرنه آن را محو و بى برکت و باطل کنى و شایسته است مال بهتر و محبوبتر و آنچه از شبهه دورتر است، بخشیده شود. (کافى، ج۴، ص۳۰)

قرآن کریم مى فرماید: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»؛ هرگز به مقام نیکان نمى رسید مگر از آنچه که دوست مى دارید، انفاق کنید. (سوره نساء، ۹۲)

و در جاى دیگر مى فرماید: «انْفِقُوا مِنْ طَیِّباتِ ما کَسَبْتُمْ»؛ از پاکیزه آن چه بدست مى آورید، انفاق کنید. (سوره بقره، ۲۶۷) و بعد از اعطا، دست خود را ببوسد.

در حدیث آمده است که امام زین العابدین علیه السلام موقع صدقه دادن دست خود را مى بوسید و مى فرمودند: أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِی عُدَّهِ الدَّاعِی قَالَ کَانَ زَیْنُ الْعَابِدِینَ علیه السلام یُقَبِّلُ یَدَهُ عِنْدَ الصَّدَقَهِ فَقِیلَ لَهُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ إِنَّهَا تَقَعُ فِی یَدِ اللَّهِ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِی یَدِ السَّائِلِ؛ قبل از آن که صدقه در دست سائل قرار گیرد، خدا آن را مى گیرد. (وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۳۳)

آرى خداست که صدقات را مى گیرد و به همین خاطر است که در آیات قرآن آمده است: کیست که به خدا قرض الحسنه دهد.(سوره حدید، ۱۱)

و از سائل التماس دعا کند. چه در حدیث آمده است که: عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السلام… فَإِنَّهُ یُسْتَجَابُ لَهُمْ فِیکُمْ؛ دعاى او مستجاب مى شود. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۳۴)

و بخشش را به کسانى اختصاص دهد که در مقابل، پاداش بیشترى به آن تعلق گیرد، مثل نزدیکان و علماء و نیکوکاران.

از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم منقول است که: قَالَ صلى الله علیه وآله وسلم لَا تَرُدُّوا السَّائِلَ وَلَوْ بِشِقِّ تَمْرَهٍ؛ و هرگز سائل را جز با مهربانى رد نکند و اگر چه به دانه خرمایى باشد. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۷۰)

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله و سلم لَاتَرُدُّوا السَّائِلَ وَلَوْ بِظِلْفٍ مُحْتَرِقٍ؛ سائل را رد نکنید ولو به پاشنه هاى گوسفند در حالى که سوخته باشد. (کافى، ج۴، ص۱۵)

امام باقر علیه السلام مى فرمایند: التمحیص عَنْ أَبِی جَرِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ الْفَقِیرُ هَدِیَّهُ اللَّهِ إِلَى الْغَنِیِّ فَإِنْ قَضَى حَاجَتَهُ فَقَدْ قَبِلَ هَدِیَّهَ اللَّهِ وَ إِنْ لَمْ یَقْضِ حَاجَتَهُ فَقَدْ رَدَّ هَدِیَّهَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ؛ شخص فقیر، هدیه الهى است به سوى غنى؛ اگر حاجت او را برآورده کند، هدیه خدا را قبول کرده و اگر حاجتش را برآورده نکند، هدیه الهى را رد نموده. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۷۰)

رسول گرامى اسلام مى فرمایند: وَ قَالَ صلى الله علیه و آله و سلم رُدُّوا السَّائِلَ بِبَذْلٍ یَسِیرٍ أَوْ بِلِینٍ وَرَحْمَهٍ…؛ سائل را یا با بخشش چیز کمى احترام کن، یا با رد کردن نیکو. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۵۹)

و آنچه را که براى بخشش دارد، کوچک نشمرد چه در حدیث آمده که از بخشش کم حیاء نکنید؛ چون نومید کردن از هر چیزى کمتر است و از منت گذاردن و اذیّت کردن خوددارى کند، قرآن کریم مى فرماید: «لاتُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذْى؛ صدقات خود را با منت و اذیت باطل نکنید». (سوره بقره، ۲۶۴)

منّت گذاردن این است که انسان خود را نیکوکار به حساب آورد، در حالى که این طور نیست؛ نیکوکار کسى است که از او چیزى را گرفته، چون او را به ثواب رسانده و از عقاب نجات داده و در گرفتن حق خدا از او نائب خدا شده چه این که انفاق حق خداى تعالى است که در تحقق وعده روزى فقیر، او را به گرفتن این مال حواله کرده است.

و اذیت فقیر این است که از او عیب جویى کرده، توبیخش کند و با او سخنان ناهموار گوید و بدرویى نماید و او را به خدمت خود گیرد و پرده از انفاقش برگیرد و سائل را ناچیز شمرد.

وظائف سائل
در حدیث آمده است از امام باقر علیه السلام که به محمد بن مسلم فرمودند: عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَا مُحَمَّدُ لَوْ یَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِی الْمَسْأَلَهِ مَا سَأَلَ أَحَدٌ أَحَداً و َلَوْ یَعْلَمُ الْمُعْطِی مَا فِی الْعَطِیَّهِ مَا رَدَّ أَحَدٌ أَحَداً؛ اى محمد بن مسلم! اگر سائل مى دانست که چه چیزى در سؤال کردن نهفته است (از تحقیر…) هیچ موقع، کسى از کسى سؤال نمى نمود و اگر عطا کننده مى دانست که در اعطا چه نهفته است، هیچ کس کسى را رد نمى نمود. (کافى، ج۴، ص۲۰)

براى سائل شایسته است که بداند خداى تعالى به بندگان دستور داده که به او بخشش کنند تا امور مهمّش را کفایت کند و براى عبادت، خاطرى آسوده داشته باشد. پس خدا را شکر نهاده از بخشش کننده تشکر کند و براى او دعا کند. در حالى که نعمت را از خدا مى داند، بخشنده آن را ستایش نماید.

پیامبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ السِّنَانِیِّ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَحْمَدَ الْمُکَتِّبِ جَمِیعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْکُوفِیِّ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِالْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام یَقُولُ مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِاللَّهَ عَزَّوَجَلَّ؛ کسى که از مردم تشکر نکند، شکر خدا را نیز به جاى نمى آورد. (وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۱۳)

و به طور کلى براى مؤمنین سزاوار است که تا مى توانند از دیگران چیزى نخواهند، زیرا درخواست از دیگران، خوارى دنیا و فقر زودرس این زندگى و حساب طولانى فرداى قیامت به دنبال دارد.

روزى پیامبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم به اصحابش فرمود: قَالَ النَّبِیُّ صلى الله علیه و آله و سلم یَوْماً لِأَصْحَابِهِ أَلَا تُبَایِعُونِّی فَقَالُوا قَدْ بَایَعْنَاکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ تُبَایِعُونِّی عَلَى أَنْ لَا تَسْأَلُوا النَّاسَ شَیْئاً فَکَانَ بَعْدَ ذَلِکَ تَقَعُ الْمِخْصَرَهُ مِنْ یَدِ أَحَدِهِمْ فَیَنْزِلُ لَهَا وَ لَا یَقُولُ لِأَحَدٍ نَاوِلْنِیهَا؛ آیا با من بیعت نمى کنید؟ عرض کردند یا رسول اللّه ما با تو بیعت کرده ایم. فرمود: این بار بیعت کنید که از مردم چیزى نخواهید. بعد از این جریانگاه مى شد که عصا از دست یکى از آن ها مى افتاد و خودش خم مى شد آن را برمى داشت و به کسى نمى گفت آن را به من بده. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۵۸)

رسول اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: قَالَ النَّبِیُّ صلى الله علیه و آله و سلم لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ یَأْخُذُ حَبْلًا فَیَأْتِی بِحُزْمَهِ حَطَبٍ عَلَى ظَهْرِهِ فَیَبِیعُهَا فَیَکُفُّ بِهَا وَجْهَهُ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَسْأَلَ؛ اگر یکى از شما طنابى بردارد و با پشت خود پشته هیزمى بکشد و آن را بفروشد و آبروى خود را بدان حفظ کند، همان برایش بهتر از آن است که گدایى کند. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۵۸)

همچنین فرمود: الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَعَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِی حَمَّادٍ جَمِیعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَهَ سَالِمِ بْنِ مُکْرَمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله و سلم مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَیْنَاهُ وَمَنِ اسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اللَّهُ؛ هر کس که از ما چیزى بخواهد به او مى دهیم و هر کس اظهار بى نیازى کند، خدا بى نیازش مى کند. (کافى، ج۲، ص۱۳۸)

امام صادق فرمود: قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام شِیعَتُنَا مَنْ لَا یَسْأَلُ النَّاسَ شَیْئاً وَ لَوْ مَاتَ جُوعاً؛ شیعه ما کسى است که از مردم چیزى نخواهد، اگر چه از گرسنگى بمیرد. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۵۸)

و همچنین فرمود: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام لَوْ یَعْلَمُ السَّائِلُ مَا عَلَیْهِ مِنَ الْوِزْرِ مَا سَأَلَ أَحَدٌ أَحَداً وَلَوْ یَعْلَمُ الْمَسْئُولُ مَا عَلَیْهِ إِذَا مَنَعَ مَا مَنَعَ أَحَدٌ أَحَداً؛ اگر سائل مى دانست با این کار چه بار سنگینى را بدوش مى گیرد، هرگز کسى از کسى درخواست نمى کرد و اگر مسئول مى دانست در بخل ورزیدن و ندادن چه گناهى است، هرگز کسى سائلى را محروم نمى کرد. (وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۴۳)

و مى فرماید: أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِی عُدَّهِ الدَّاعِی عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ مَنْ سَأَلَ مِنْ غَیْرِ فَقْرٍ فَکَأَنَّمَا یَأْکُلُ الْجَمْرَ؛ کسى که بدون نیاز گدایى مى کند، مثل این است که آتش گداخته مى خورد. (وسائل الشیعه، ج۹، ص۴۳۷)

امام سجاد علیه السلام در رساله اى به اصحابشان مى فرمایند: الخصال عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدٍ الْأَسَدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ الْفَزَارِیِّ عَنْ خَیْرَانَ بْنِ دَاهِرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیِّ بْنِ سُلَیْمَانَ الْجَبَلِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَیْلٍ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ قَالَ هَذِهِ رِسَالَهُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَحَقُّ السَّائِلِ إِعْطَاؤُهُ عَلَى قَدْرِ حَاجَتِه حَقُّ الْمَسْئُولِ إِنْ أَعْطَى فَاقْبَلْ مِنْهُ بِالشُّکْرِ وَالْمَعْرِفَهِ بِفَضْلِهِ وَإِنْ مَنَعَ فَاقْبَلْ عُذْرَهُ…؛ حق سائل آن است که به اندازه حاجتش به او عطا کنند و حق سؤال شونده آن است که اگر عطا کرد از او قبول شود با تشکر و فضل و کَرَم او را بشناسد و اگر نداشت قبول عذر او کنند. (بحارالانوار، ج۷۱، ص۹)

گدائى در اسلام به جز در موارد ضرورت، عملى است نامشروع و اگر کسى به حکم ضرورت ناچار به سؤال شود بر مسلمین و در رأس آن ها دولت اسلامى واجب است او را بى نیاز کنند. ولى کمک باید به گونه اى باشد که او را تبدیل به یک مصرف کننده بى ثمر که کارش فقط خوردن دسترنج دیگران است نکند، بلکه باید با بخشیدن سرمایه یا دادن شغل، او را در راه تولید صحیح به خدمت جامعه گرفت تا ضمن بى نیاز شدن به حال جامعه نیز مفید باشد. ولذا در سیره ائمه علیهم السّلام مشهود است که هرگاه کسى از آنها تقاضاى کمک مى کرد با بخشیدن سرمایه، او را براى همیشه از سؤال بى نیاز مى کردند.

بنابراین آنچه که اکنون در جامعه هاى اسلامى رسم شده که هر کس روزانه پول خردى به دست فقرا و یا گداهاى حرفه اى مى دهد کاملا با دستورات شرع مقدس مخالف است و درآمدى که از این راه بدست آید خالى از اشکال نیست، در حالى که معلوم نیست سودى هم به حال انفاق کنندگان داشته باشد.

اَسرار احسان و انفاق
یکى از عرفا چنین مى فرماید: راز وجوب زکات و انفاق مال آزمایش ‍ بنده است و در آن سه معنى نهفته است:

کسى که شهادتین را با زبان اداء مى کند، ملتزم به توحید مى شود و اقرار به معبود مى کند و اگر بخواهد کاملا به شهادت و اقرار خود وفا کند باید جز خداى واحد محبوبى نداشته باشد، زیرا محبت شرکت برنمى دارد.
قرآن مجید در این باره مى فرماید: «ما جَعَلَ اللّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی جَوْفِهِ»؛ خدا در درون یک مرد دو قلب قرار نداده و یک قلب جاى یک محبوب بیشتر نیست. (سوره احزاب، ۴)

و توحید زبانى بى ثمر و کم محتوى است و درجه محبت را فقط با جداکردن محبوب ها مى توان سنجید. اموال هم جزء محبوب هاى انسان هستند زیرا که وسیله بهره مندى او از دنیا مى باشند به وسیله اموال است که انسان به این عالم مأنوس مى شود و از مرگى که وسیله دیدار محبوب است، فرار مى کند، پس انسان به وسیله این مال که معشوق او است، امتحان مى شود تا ادعاى خود را ثابت کند ولذا خداى تعالى مى فرماید: «اِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِانَّ لَهُمْ الْجَنَّهَ»؛ خدا جان و مال مؤمنین را از آنها خریده که در مقابل به آن ها بهشت دهد. (سوره توبه، ۱۱۱)

پاک شدن بندگان از آفت رذیله بخل که از مهلکات بشر است.
پیامبر اکرم علیه السّلام مى فرماید: عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَهَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ ثَلَاثٌ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِوَاحِدَهٍ مِنْهُنَّ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّهَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ و َالْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ و َالْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ؛ سه چیز است که هر که یکى از آنها را به پیشگاه خدا آورد، خدا بهشت را براى او واجب مى کند: انفاق در تنگدستى و خوشروئى براى همه مردم و انصاف دادن از خود (به این که حق را بگوید اگر چه به زیانش باشد). (کافى، ج۲، ص۱۰۳)

و قرآن کریم مى فرماید: «و َمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ و کسانى که از بخل خود در امان باشند، رستگارند». (سوره تغابن ، ۹)

صفت بخل فقط در صورتى زائل مى شود که انسان به بذل مال عادت کند. جدا شدن از چیزى که محبوب ماست، ممکن نیست مگر آن که بقدرى خود را بر این کار مجبور کنیم تا به صورت عادت شود و همین امرى که در اوائل بسیار مشکل مى نماید بر اثر تکرار به صورت یک ملکه نفسانى در آید که باعث شادمانى و سرور انسان شود.

انفاق به این معنى صاحبش را از بخل پاک مى کند، البته باید توجه داشت که طهارت هر کس از بخل به قدر انفاقش و احساس سرورش در موقع انفاق و صرف مال در راه خدا مى باشد.

به جاى آوردن شکر نعمت هاى الهى است، زیرا که خدا هر بنده اى را نعمتى در جان و نعمتى در مال بخشیده، عبادات بدنى، شکر نعمت بدنى و عبادات مالى، شکر نعمت مال است و چقدر پست است کسى که فقیرى را مى بیند که رزقش تنگ و نیازمند به اوست، آنگاه نفسش به او اجازه نمى دهد که شکر نعمت الهى بجا آورده، آن بنده را از سؤال و درخواست از دیگران بى نیاز کند.
کسى که مى خواهد، انفاق کند، بهتر است هرگاه که انگیزه خیرى در درونش جوشش نمود، فرصت را غنیمت شمرده، انفاق کند که مبادا شیطان وسوسه اش کرده از خیر بازش دارد و قبل از سؤال فقیر، آنچه را که قصد انفاق آن را دارد، ببخشد؛ زیرا در حدیث آمده است که انفاق بعد از سؤال و درخواست ارزش ندارد، چون مزد آبروى سائل است. و اوقات شریفه مثل ماه رمضان و ذى الحجه و روز عید غدیر و امکنه شریف مثل مکه و مدینه و مشاهد متبرکه را براى انفاق برگزیند. و انفاق مستحبى را به طورى انجام دهد که اگر با دست راست بخشید، دست چپش از آن آگاه نشود.

امام صادق علیه السلام مى فرماید: الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مِرْدَاسٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى وَالْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام… الصَّدَقَهُ فِی السِّرِّ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَهِ فِی الْعَلَانِیَهِ؛ به خدا قسم صدقه پنهانى از صدقه آشکار برتر است. (کافى، ج۱، ص۳۳۳)

هشام بن سالم مى گوید: مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ کَانَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام إِذَا أَعْتَمَ وَذَهَبَ مِنَ اللَّیْلِ شَطْرُهُ أَخَذَ جِرَاباً فِیهِ خُبْزٌ وَلَحْمٌ وَالدَّرَاهِمُ فَحَمَلَهُ عَلَى عُنُقِهِ ثُمَّ ذَهَبَ بِهِ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَهِ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهِ فَقَسَمَهُ فِیهِمْ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ فَلَمَّا مَضَى أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقَدُوا ذَلِکَ فَعَلِمُوا أَنَّهُ کَانَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام؛ وقتى حضرتش نماز عشا را بجا مى آورد و پاسى از شب مى گذشت انبانى پر از نان و گوشت و پول برمى داشت و آن را بر گردن خود حمل مى کرد و به سوى فقراء مدینه مى رفت و بین آنها تقسیم مى کرد بطورى که آنها او را نمى شناختند و زمانى که حضرت در گذشت، مستمندان دریافتند که حضرت صادق علیه السّلام بوده که به آنها رسیدگى مى کرده است. (کافى، ج۴، ص۸)

پیامبر اکرم صلى اللّه علیه و آله فرمود: عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله و سلم صَدَقَهُ السِّرِّ تُطْفِىُ غَضَبَ الرَّبِّ؛ صدقه پنهانى، غضب خدا را خاموش مى کند. (کافى، ج۴، ص۷)

امام صادق علیه السّلام فرمود: مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام…َ کُلُّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْکَ فَإِعْلَانُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِسْرَارِهِ وَ مَا کَانَ تَطَوُّعاً فَإِسْرَارُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِعْلَانِه؛ آنچه که خدا واجبش کرده، آشکار کردنش بهتر از پنهان کردن است و آنچه که مستحب است، پنهان کردنش برتر از آشکار کردن است. (تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۰۴)

و از پیامبر اکرم صلى اللّه علیه وآله و سلّم سؤال شد چه صدقه اى برتر است؟ در جواب فرمود: الامالی للشیخ الطوسی ابْنُ بُشْرَانَ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّفَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَرَفَهَ عَنْ حَرِیزِ بْنِ عَبْدِالْحَمِیدِ عَنْ عُمَارَهَ بْنِ الْقَعْقَاعِ عَنْ أَبِی زُرْعَهَ عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ قَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله و سلم أَیُّ الصَّدَقَهِ أَفْضَلُ قَالَ أَنْ تَصَدَّقَ و َأَنْتَ صَحِیحٌ شَحِیحٌ تَأْمُلُ الْبَقَاءَ و َتَخَافُ الْفَقْرَ وَلَا تُمْهِلْ حَتَّى إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ قُلْتُ لِفُلَانٍ کَذَا وَ لِفُلَانٍ کَذَا أَلَا وَ قَدْ کَانَ لِفُلَان؛ صدقه بدهى در حالى که سالم باشى و حرص و آرزوى ماندن داشته و از حاجت و فقر هراسان باشى و صبر نکنى تا جانت به گلویت برسد تا در آن موقع جان دادن (به فکر آخرت و ثواب باشى) بگویى فلان چیز را به فلانى دهند و فلان چیز را به فلانى. (بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۷۸) اللهم اجعلنا من المنفقین.

——————-

انفاق در راه خدا آثار و برکات عظیمى را به دنبال دارد که هم از حیث فردى و هم از حیث اجتماعى قابل بررسى مى باشد. در ذیل به برخى از آنها اشاره مى شود:
الف. آثار فردى
آثار فردى انفاق، تنها در پاداش ها و ثواب هاى اخروى خلاصه نمى شود بلکه در همین دنیا نیز برکات چشمگیرى شامل حال انسان مى شود که در این مبحث سعى مى کنیم تا حدامکان به هر دو جنبه بپردازیم:
۱٫ برکت و افزایش اموال
بر خلاف تصور افراد ظاهربین، انفاق نه تنها موجب کم شدن اموال انسان نمى شود، بلکه برکت و یا افزایش اموال را نیز به دنبال دارد.
قرآن کریم مى فرماید: «مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّه أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى کُلِّ سُنـبُلَه مِّاْئَهُ حَبَّه وَاللَّهُ یُضَـعِفُ لِمَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَ سِعٌ عَلِیم; «مثل کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند همانند دانه اى است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه صد دانه باشد، خداوند براى هر کس که بخواهد [آن را] چند برابر مى کند و خدا گشایشگر داناست».
«یضاعفه» از ماده «ضعف» تنها به معناى دو برابر نیست، بلکه تا چندین برابر را نیز شامل مى شود که در انفاق تا هفتصد برابر و بیشتر در قرآن آمده است.[۱]
با توجه به اطلاق در آیه مى توان استفاده کرد که زیاد شدن صدقات و برکت آن علاوه بر این که شامل اموال دنیا اعم از زیاد شدن رزق و روزى، اداء دین و… مى باشد افزونى پاداش ها و ثواب هاى الهى در آخرت را نیز شامل مى شود، چنان چه در روایات هر دو مورد بیان شده است:
پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: «اِستنزلوا الرِزْقَ بالصدقه;[۲] به وسیله صدقه، رزق و روزى را براى خود نازل کنید».
امام صادق(ع) فرموده است: «الصَّدَقَه تَقْضِى الدّین و تخلف بالبرکه;[۳] صدقه دین را ادا مى کند و برکت را براى انسان به دنبال دارد».
امام على(ع) مى فرماید:«هر گاه بى چیز شدید بوسیله صدقه با خدا تجارت کنید».[۴]
همچنین پیامبر اسلام فرموده است: «خداوند صدقه شما را افزایش داده و زیاد مى کند همانطور که یکى از شما فرزند خود را رشد داده و پرورش مى دهد، تا این که روز قیامت در حالى که به بزرگى کوه احد رسیده است او را ملاقات مى کند».[۵]
آن حضرت در جاى دیگر مى فرماید: صدقه بدهید، همانا صدقه مال را زیاد مى کند، پس صدقه بدهید خداوند شما را مورد رحمت خویش قرار دهد».[۶]
۲٫ دورى بلا و مرگ بد
رفع بلا، دورى از مرگ سوء و… از اثرات انفاق مى باشد که در روایات نیز به آن اشاره شده است:
امام باقر(ع) مى فرماید: «صدقه هفتاد بلا را از انسان دور مى کند و نیز مرگ سوء را از انسان دور مى نماید چرا که صاحب صدقه هرگز با مرگ سوء از دنیا نمى رود».[۷]
و در جایى دیگر آمده است: «با دست خود صدقه دادن، انسان را از مرگ سوء حفظ مى کند و هفتاد نوع از انواع بلایا را از انسان دور مى کند».[۸]
۳٫ طول عمر
همانطور که در تعالیم اسلامى آمده است، برخى عوامل بر مدت عمر انسان تأثیر مى گذارد و کاهش یا افزایش طول عمر انسان را به همراه دارد «صدقه دادن» از عواملى است که طبق بیان صریح روایات، موجب افزایش طول عمر مى شود:
پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: « صدقه و صله ى رحم شهرها را آباد مى کند و بر عمرها مى افزاید».[۹]
۴٫ شفاى مریض
از دیگر آثار مهم، صدقه و انفاق، شفاى مریض مى باشد که نقش اساسى و مهمى دارد و اثر آن بارها به تجربه رسیده است، حدیثى که به این مسأله تصریح مى کند از پیامبر اکرم(ص)، امام صادق(ع)، امام کاظم (ع) و امیرمؤمنان(ع): نقل شده است:
«داووا مَرَضاتِکم بِالِصَّدَقه;[۱۰] بیماران خود را به وسیله صدقه درمان کنید». و در حدیث دیگرى مى خوانیم که مستحب است مریض با دست خود صدقه بدهد.[۱۱]
۵٫ دورکننده فقر
از امام باقر(ع) نقل شده است: «نیکى و صدقه فقر را دور مى کند…».[۱۲]
آثار معنوى انفاق
از نظر قرآن کریم انفاق در راه خدا، تجارتى پرسود و معامله اى ارزشمند است[۱۳] که موجب جلب پاداش هاى عظیم[۱۴] و رسیدن به بهشت الهى شده، انسان را از هول و هراس قیامت ایمن نموده[۱۵] و موجب نجات از عذاب دردناک الهى مى شود.[۱۶]
علاوه بر این، آثار معنوى زیادى بر انفاق مترتب مى شود که دقت در آن ها، موجب ترغیب و تحریک هرچه بیشتر انسان به سوى این عمل خدا پسندانه مى گردد; در این مبحث برخى از این آثار و برکات معنوى مورد بررسى قرار مى گیرد:
۱٫ تزکیه و طهارت انسان
«خُذْ مِنْ أَمْوَلِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَوتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیم;[۱۷] از اموال آنها صدقه اى بگیر تا به واسطه ى آن پاک و پاکیزه شان سازى و برایشان دعا کن زیرا دعاى تو براى انان آرامشى است».
در مورد شأن نزول آیه شریفه آمده است: در میان کسانى که از رفتن به تبوک خوددارى کردند، ۳ نفر بودند که بدون هیچ گونه شک و تردیدى همراه رسول خدا نرفتند، این سه نفر وقتى آیات عتاب و تهدید را راجع به منافقان شنیدند، یقین کردند که جهنمى شده اند، خود را به ستون هاى مسجد بستند و در همین حال بودند تا حضرت مراجعت فرمود و از احوال آن ها جویا شد; به ایشان گفته شد، آن ها توبه کرده و قسم خورده اند که تا وقتى شما به دست مبارک خود بازشان نکنید; آزاد نگردند. حضرت فرمود: من نیز قسم مى خورم تا زمانى که دستورى نرسد بازشان نکنم، بعد از ۵۰ روز آیه «عَسَى اللَّهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِم»[۱۸] نازل گشت و رسول خدا(ص) بر خاست و نزد آن ها رفته، آزادشان فرمود، این سه نفر اموال خود را نزد رسول خدا(ص) آورده گفتند: این اموال را به کفاره ى تخلفى که کرده ایم، صدقه بده، حضرت فرمودند: دستورى براى گرفتن اموال ندارم، تا این که آیات مورد بحث نازل گشت و حضرت اموال آن ها را در مصالح عمومى مصرف فرمود.[۱۹]
رفع رذیله «شح نفس» یکى از مصادیق تزکیه و طهارت جان انسان مى باشد که به طور خاص در آیات قرآن به آن اشاره و ما نیز به بررسى آن مى پردازیم:
از آن جایى که حرص و طمع و بخل از مهم ترین شعبه هاى حب دنیا بوده و هر یک از آن ها خود منشاء رذایل فراوان دیگرى مى گردد، مبارزه با این بیمارى روحى نقش اساسى را در فرهنگ اسلامى داراست.
عنصر »انفاق« نقش به سزایى براى تحفظ و درمان این رذایل اخلاقى دارا مى باشد و به تعبیر قرآن کریم، عاملى براى جلوگیرى از شح نفس مى باشد:
در سوره ى حشر آیه ۹ نیز این اثر بیان شده است: «وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَکَ هُمُ الْمُفْلِحُون» که در شأن نزول آیه گفته اند: آیه در مورد انصار نازل شده که هر چند خود شدیداً نیاز داشتند، اموال خود را به مهاجران مى دادند و حتى چشم داشتى به غنائمى که به مهاجران داده مى شد نداشتند و آن ها را بر خود مقدم مى کنند و برخى مى گویند در مورد جنگجویان احد نازل شده که ۷ نفر از آن ها سخت تشنه و مجروح بودند، فردى به مقدار نوشیدن یک نفر آب آورد و سراغ هر یک رفت او را به دیگرى حواله داد و بر خود مقدم شمرد، سرانجام همگى تشنه جان سپردند; خداوند در این آیه ایثارگرى آنها را ستود، در حال عمومیت مفهوم آیه قابل تطبیق بر موارد مشابه است.[۲۰]
«فَاتَّقُواْ اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُواْ وَ أَطِیعُواْ وَ أَنفِقُواْ خَیْرًا لاَِّنفُسِکُمْ وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون; و تا آن جا که در توان دارید تقواى الهى را پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت کنید و انفاق نمایید که براى شما بهتر است; و آن ها را که از بخل و حرصه خویشتن مصون بمانند رستگار و پیروزند».
«شح»; بخل همراه با حرص را گویند و لذا شدیدتر از بخل مى باشد، در روایتى از امام صادق(ع) آمده است: «بخیل کسى است که در مورد آنچه دارد بخل مىورزد ولى شحیح هم نسبت به آن چه در دست مردم است بخل مىورزد و هم آنچه خود در اختیار دارد تا آن جا که هر چه را در دست مردم مى بیند آرزو مى کند آن را به چنگ آورد، از طریق حلال باشد یا حرام و هرگز به آن چه به او داده قانع نیست».[۲۱]
«یوق» از ماده «وقایه» به معناى حفظ شىء است از آن چه اذیت و ضرر مى رساند[۲۲] و در این جا هر چند به صورت مجهول آمده است، اما پیداست که فاعل آن خداست; یعنى هر کس با انفاق در راه خدا اوامر الهى را اطاعت کند خداوند او را از این صفت مذموم که سبب هلاکت انسان است نجات مى دهد.
در حدیثى از امام صادق(ع) مى خوانیم: حضرت از شب تا صبح طواف خانه خدا را به جا مى آورد و پیوسته مى فرمود: «خداوندا! مرا از حرص و بخل نگهدار» یکى از یارانش عرض کرد: فدایت شوم! امشب غیر از این دعا دعاى دیگرى از شما نشنیدم; فرمود: چه چیز از بخل و حرص نفس مهم تر است. در حالى که خداوند مى فرماید: «وَ مَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون»[۲۳]
از این آیه استفاده مى شود که انفاق، عاملى است براى تحفظ انسان از رذیله شح نفس، که اگر انسان همواره و به طور منظم اهتمام به صدقات داشته باشد، سعادت و فلاح را در پرتو نجات از این رذیله براى خود تضمین کرده است.
در روایت نیز به «رفع شح نفس» توسط صدقه که مصداقى از انفاقات مى باشد اشاره شده است:
امام على(ع) مى فرماید: «بر تو باد صدقه دادن تا از پستى شح نفس رهایى یابى».[۲۴]
۲٫ مغفرت و تکفیر گناهان
انفاق هم عاملى براى مغفرت و تکفیر گناهان مى باشد و هم عاملى براى قبولى توبه است و آیات مختلفى در قرآن به آن تصریح یا تلویح کرده است از جمله: «أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یأْخُذُ الصَّدَقَـتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم;[۲۵] آیا نمى دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش مى پذیرد و صدقات را مى گیرد و خدا توبه پذیر مهربان است».
که اشاره به نقش «صدقه) در پذیرش توبه دارد و آیاتى که به مغفرت و تکفیر گناه توسط انفاق تصریح مى کند: «إِن تُقْرِضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَـعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ شَکُورٌ حَلِیم;[۲۶] اگر به خدا وامى نیکو دهید، آن را براى شما دو چندان مى گرداند و بر شما مى بخشاید، خداست که سپاس پذیر و بردبار است».
و در جاى دیگر مى فرماید:
«وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَـقَ بَنِى إِسْرَ ءِیلَ… لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَوهَ وَءَاتَیْتُمُ الزَّکَوهَ وَءَامَنتُم بِرُسُلِى وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لاَُّکَفِّرَنَّ عَنکُمْ سَیِّـَاتِکُمْ وَلاَُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّـت تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاَْنْهَـرُ …;[۲۷] و خدا از بنى اسرائیل پیمان گرفت… اگر نماز به پا دارید و زکات را بپردازید و به رسولان من ایمان بیاورید و آنها را یاد کنید و به خدا وامى نیکو دهید [در راه او به نیازمندان کمک کنید]، گناهان شما را مى پوشانم و شما را به در باغ هایى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است، وارد مى کنم…».
۳٫ آرامش روحى و روانى
از جمله آثار اعمال نیکو به طور عام و انفاق به طور خاص، رسیدن به آرامش روحى و روانى است که شامل فرد مى شود. در مورد نقش انفاق در ایجاد آرامش مى توان به آیه زیر استشهاد نمود: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُم بِالَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُون;[۲۸] کسانى که اموال خود را در شب و روز و نهان و آشکار انفاق مى کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان خواهد بود و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى شوند».
«حزن» به معناى اندوه و غصه و «خوف» به معناى ترس مى باشد،[۲۹] و تفاوت آن ها در این است که «خوف» نگرانى از آینده است و «حزن» ناراحتى از چیزیست که واقع شده و گذشته است.[۳۰]
در روایات بیان شده که آیه در شأن على بن ابى طالب(ع) نازل شده که آن حضرت چهار درهم پول داشت، یکى را در شب، یکى را در روز، سومى را پنهانى و چهارمى را علنى صدقه داد و این آیه در مدح و ستایش آن جناب نازل گشت و حضرت را به قبول صداقاتش بشارت داد.[۳۱]
در هر حال مفهوم آیه کلى است و بشارتى است براى کسانى که از روى صدق و خلوص نیت، در راه خدا انفاق مى کنند.
۴٫ وسیله تقرب به خدا
«تقرب به سوى خدا امرى حقیقى و خداگونه شدن است که انفاقات مالى نقش مهمى در این مسیر دارد. قرآن کریم مى فرماید: «وَ مِنَ الاَْعْرَابِ مَن یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الاَْخِرِ وَ یَتَّخِذُ مَا یُنفِقُ قُرُبَـت عِندَ اللَّهِ وَ صَلَوَ تِ الرَّسُولِ أَلاَ إِنَّهَا قُرْبَهٌ لَّهُمْ سَیُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِى رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیم;[۳۲] گروهى از عرب هاى بادیه نشین، به خدا و رستاخیز ایمان دارند و انفاق خویش و دعاهاى رسول خدا را مایه تقرب به خدا مى دانند، آگاه باشید این ها، مایه تقرب آن هاست، به زودى خداوند آن ها را در رحمت خود وارد خواهد ساخت و به یقین خدا آمرزنده و مهربان است».
«قرب» به معناى نزدیکى مى باشد و اقسامى از جمله قرب زمانى، مکانى، نسبى، مقام و منزلت و مرتب رعایتى را شامل مى شود.[۳۳]
در آیه شریفه مراد از «تقرب به سوى خدا» قرب مقام و منزلتى مى باشد که همان وصول الى الله است. «به این معنا که انسان بوسیله انفاق در راه خداوند، به خداوند نزدیک شده و ثواب و رضاى الهى را طلب مى کند.[۳۴]
زمانى که انسان از اموال مادى خود دل بر مى کند و با تقدیم آنها با ساحت ربوبى، زمینه خلوص جان و تصفیه درون از علائق دنیوى را فراهم مى سازد، در نتیجه ى آن موجبات تقرب الى الله، را براى خود فراهم ساخته که پاداشى بس بزرگ است.
۵٫ مایه جلب رحمت الهى
از جمله عوامل ریزش الطاف الهى «انفاق در راه خدا» مى باشد که آیات مختلفى نیز در قرآن کریم به این مسأله تصریح کرده است از جمله:[۳۵]
«…وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ کُلَّ شَىْء فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَالَّذِینَ هُم بِـَایَـتِنَا یُؤْمِنُون;[۳۶] … و رحمتم همه چیز را فرا گرفته و آن را براى آن ها که تقوا پیشه کنند و زکات بپردازند و آنها که به آیات ما ایمان بیاورند مقرر خواهم داشت».
در این آیه گرچه ریزش رحمت خاص را مترتب بر عنوان تقوى نموده که عنوان جامع، در اعمال نیک است ولى اختصاص ذکر عنصر «زکوه» و انتخاب آن از میان تمامى اعمال نیک، دلیلى بر غایت ویژه بر انفاق، در جلب رحمت الهى مى باشد.
«رحمت» در مورد خداوند به معناى عطا و احسان است[۳۷] و به دو گونه مى باشد:
۱٫ رحمت عام که شامل تمام موجودات مى باشد.
۲٫ رحمت خاص که شامل اهل ایمان است و در دنیا و آخرت فقط نصیب مؤمنان مى شود و دیگران از آن بهره اى ندارند. رحمت خاص الهى حقى است از بهشت الهى مى باشد، چرا که رحمت الهى با ابقاء خداوند باقى است و تمام شدنى نیست در حالى که بهشت تا زمانى باقى است که خداوند بخواهد.[۳۸]
آثار و برکات اجتماعى انفاق
آثار اجتماعى انفاق و فوائدى که از انفاق عائد کل جامعه مى شود بسیار وسیع است و در یک نگاه کلى مى توان تمامى آن ها را در دو عنوان «عدالت اقتصادى» و «اصلاح اجتماع» خلاصه نمود:
۱٫ عدالت اقتصادى و برطرف شدن خلأهاى اقتصادى در جامعه
از اهداف عالیه تعالیم اسلام در نظام اقتصادى، اصل عدم تمرکز ثروت و رفع اختلاف هاى فاحش و غیر عادلانه در نظام اقتصادى مى باشد که در قرآن هم مورد تأکید قرار گرفته است، به طورى که طبق آیه شریفه «…کَىْ لاَ یَکُونَ دُولَهَ بَیْنَ الاَْغْنِیَآءِ مِنکُم»[۳۹] توزیع ثروت هاى عمومى به منظور جلوگیرى از تمرکز ثروت و در نتیجه ایجاد توازن اقتصادى از اهداف مهم اقتصاد اسلامى مى باشد.[۴۰]
یکى از آثار انفاق این است که مى تواند جریان پول را از طبقات ثروتمند به سوى طبقات کم درآمد سوق داد، و در جهت رفع «فقر» نقش فعال داشته باشد; این در حالى است که از سوى دیگر همواره بر کار و کوشش براى استقلال اقتصادى توصیه و تأکید و از اظهار احتیاج و فقر نهى شده است[۴۱] و استغناء و بى نیازى از مردم مورد تحسین اسلام مى باشد[۴۲] لذا با این جامع نگرى دستورات اسلام در زمینه اقتصادى، هم کمبودها و خلأها جبران گشته و هم از سستى و تنبلى و بار خویش را گردن دیگران افکندن، جلوگیرى به عمل آمده است.
۲٫ اصلاح اجتماع
از آن جایى که یکى از عوامل انحراف و سقوط اخلاقى در هر اجتماع «فقر» مى باشد و بسیارى از جرائم و بزهکارى ریشه در نیاز شدید مالى دارد، لذا تعالیم اسلام درصدد است که قبل از وقوع جرم، واقعه را علاج نماید.
تعالیم اسلام مى خواهد انسانى بسازد که به هم نوع خود توجه داشته باشد و خود را در برابر برادران دینى در جامعه مسؤول بداند و در رفع حوائج و نیازمندى هاى آن ها تلاش نماید تا علل انحراف هاى اخلاقى در ریشه خشکانده شود و جامعه از ورطه هلاکت و تباهى مصون و محفوظ بماند چرا که جامعه انسانى به منزله تن واحدى است که داراى اعضاى مختلفى مى باشد که در غرض و مقصد زندگانى متحد مى باشند، وقتى یکى از اعضا نعمتى را از دست مى دهد مثلا فاقد صحت و سلامتى مى شود و در عمل خود کند مى گردد، تمام اعضاى بدن در عملکرد خود سست مى شوند; همینطور اگر یک فرد در جامعه دچار فقر و احتیاج شد تبعات فقر او دامنگیر همه جامعه شده و سبب هلاکت همه اجتماع مى شود، بنابر یک تفسیر، آیه ۱۹۵ بقره نیز ناظر به همین مسأله مى باشد: «وَأَنفِقُواْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَأَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین; در راه خدا انفاق کنید; (و با ترک انفاق) خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکى کنید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد».
بنابراین در جامعه اى که روح کمک و تعاون بر آن حاکم باشد، و طبق تعالیم اسلام، مردم فقرا را در اموال خود شریک دانسته و حقى براى آن ها قائل باشند.[۴۳] علاوه بر کاهش چشمگیر انحرافاتى مثل سرقت، قتل، جنایت و… بسیارى دیگر از درگیرى هاى اجتماعى و مشکلات خانوادگى که در مسائل مالى ریشه دارد، برطرف مى شود و با اجراى این دستور اسلامى که در قرآن نیز مورد تأکید قرار گرفته، فرد نقش به سزایى در اصلاح جامعه و حرکت جامعه به سوى سازندگى، رشد، پیدا مى کند و در نهایت آرامش و امنیتى که در جامعه ایجاد مى شود شامل حال خود او نیز مى گردد.
پى‏نوشتها:
۱ . سوره مبارکه بقره، آیه ۲۶۱، برخى آیات دیگر عبارتند از: بقره/ ۲۴۵ و ۲۷۶، روم/ ۳۸، حدید/ ۱۱ و۱۸٫
۲ . محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۲۱ و ۱۳۱٫
۳ . همان، ص ۱۳۴٫
۴ . شیخ حر عامل، وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۵۵٫
۵ . همان، ص ۱۲۶٫
۶ . شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۵۷٫
۷ . محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، جلد ۹۶، ص ۱۳۵٫
۸ . همان، ص ۱۲۹ و ۱۳۰ و ۱۳۱ (متعدد آمده است).
۹ . همان، ص ۱۳۰٫
۱۰ . شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۵۸ و ۲۶۱; محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۲۰ و ۱۲۳ و ۱۳۰٫
۱۱ . وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۶۲٫
۱۲ . بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۳۰٫
۱۳ . سوره فاطر، آیه ۱۳۹٫
۱۴ . سوره حدید، آیه ۱۸٫
۱۵ . سوره انسان، آیات ۹ ـ ۱۱٫
۱۶ . سوره صف، آیات ۱۰ و ۱۱٫
۱۷ . سوره توبه، آیه ۱۰۳٫
۱۸ . سوره توبه، آیه ۱۰۲٫
۱۹ . سیوطى، الدرر المنثور، ج ۳، ص ۲۷۲٫
۲۰ . ر.ک: مجمع البیان، ذیل آیه شریفه.
۲۱ . طریحى، مجمع البحرین، ج ۲، ص ۳۷۹٫
۲۲ . على اکبر قرشى، قاموس قرآن، ج ۷، ص ۲۳ و ۲۷٫
۲۳ . مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ۲۴، ص ۲۰۹٫
۲۴ . عبدالواحد احدى، غررالحکم، ص ۴۸۲٫
۲۵ . سوره توبه، آیه ۱۰۴٫
۲۶ . سوره تغابن، آیه ۱۷٫
۲۷ . سوره مائده، آیه ۱۲٫
۲۸ . سوره بقره، آیه ۲۷۴٫
۲۹ . على اکبر قرشى، قاموس قرآن، ج ۱، ص ۳۱۲٫
۳۰ . همان، ج ۳، ص ۱۲۶٫
۳۱ . تفسیر الواحدى، ج ۱، ص ۱۹۱٫
۳۲ . سوره توبه، آیه ۹۹٫
۳۳ . على اکبر قرشى، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۲۹۳٫
۳۴ . ابن جودى، زادالمسیر، ج ۲، ص ۳۰۲٫
۳۵ . برخى آیات دیگر: نور/ ۵۶، توبه/ ۷۱ و ۹۹٫
۳۶ . سوره اعراف، آیه ۱۵۶٫
۳۷ . مجمع البحرى، ج ۶، ص ۶۸ و قاموس قرآن، ج ۳، ص ۷۰٫
قابل ذکر است که رحمت در اصل به معنى مهربانى و رقت قلب است که از دیدن شخص محتاج عارض مى شود و شخص را به احسان وامى دارد ولى در خدا فقط به معناى احسان و نعمت است چرا که اوصاف نفسانى که به خدا نسبت داده مى شود به لحاظ نتیجه ى آن مى باشد نه به لحاظ مبدأ آن.
۳۸ . ر.ک: تفسیر شعراوى، ج ۹، ص ۵۴۴۱٫
۳۹ . سوره حشر، آیه ۷٫
۴۰ . ر.ک: دکتر عباس موسویان، کلیات نظام اقتصادى اسلام، ص ۸۸ و ۸۹٫
۴۱ . شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، باب کراهه اظهار الاحتیاج و الفقر، ج ۴، ص ۳۱۱٫
۴۲ . همان، باب استحباب الاستغناء عن الناس و ترک طلب الحوائج منهم، ص ۳۱۳٫
۴۳ . «وَ فِى أَمْوَ لِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّآئِلِ وَ الْمَحْرُومِ» (ذاریات/ ۱۹)

——–

احسان،در متون اخلاقی و دینی ما از همان آغاز یکی از فضایل اخلاقی‏ دانسته شده است.مشروط بر اینکه از رنگ‏ و ریا و حب غیر خدا به دورو از سر طاعت و نیک سیرتی باشد.همینطور است انفاق، وقتی آدمی از آن چیزی به نیازمندان‏ ببخشد که خود دوست‏تر دارد یا بدان‏ محتاج‏تر است.
این دو فضیلت را جز آنکه به لحاظ نظری بر آنها تأکید بسیار رفته است،عملا و در کردار اولیای الهی هم برجسته و چشمگیر می‏بینیم.
مقاله حاضر بر فضیلت و میمنت احسان‏ و انفاق،آیات و اخبار بسیاری را شاهد آورده و سخن خود را بدانها مستند کرده‏ است.این تحقیق را به سبب همین ابتکار ارج باید نهاد.
*بسیاری از مردم اگر کاملا بی‏نیاز شوند،راه طغیان و سرکشی پیش می‏گیرند و صلاح‏ آنها این است که در حد معینی از روزی باشند که نه موجب‏ فقر گردد و نه موجب طغیان.
پیامبر اکرم(ص):دست‏ها سه‏ گونه‏اند:گیرنده،دهنده و نگهدارنده و از همه بهتر دست دهنده است.(۱)
کاروان بشری به سوی مقصد مشخص خود در حرکت است و ما انسان‏ها در این کاروان به‏ صورت دسته جمعی حرکت می‏کنیم،در مسیر راه‏ به واماندگانی برخورد می‏کنیم که باید آنها را یاری‏ داد و کمبودهایی را می‏بینیم که باید جبران کرد و با مشکلاتی مواجه می‏شویم که باید در حل آن،تلاش‏ ورزید.
یاری دادن واماندگان،رفع کمبودها و پر کردن‏ حفره‏ها انفاق است و مسئوولیت همه انسانهاست. انفاق در فرهنگ لغت به معنای نفقه دادن،خرج‏ کردن،دادن یا بخشیدن مال به کسی است. همچنین برای انفاق معانی متعددی ذکر شده است. از جمله:
۱-پر کردن شکاف ۲-مصرف کردن انباشته ۳- از بین بردن فقر و نیازمندی
گاهی برای شخصی،یا جامعه‏ای حوادثی‏ اتفاق می‏افتد،این پیشامدها مخصوص زمان و یا جامعه خاصی نیست.ناگهان زلزله‏ای رخ می‏دهد یا جنگی بوقوع می‏پیوندد،سیلی براه افتاده،یا دزدی از راه می‏رسد،که بر اثر آن دسترنج سال‏ها تلاش و کوشش بر باد می‏رود و کمبودها و نابسامانی‏هایی را موجب می‏گردد.قلبی شکسته، دستانی تهی،دلی داغدیده مصدومی درمانده، یتیمی بی‏پناه یا مریضی گرفتار بر جای می‏ماند و یا این که فردی یا خانواده‏ای بر اثر بیکاری، ورشکستگی،بیماری و عدم در آمد کافی دچار فقر می‏شود و به بدبختی و سیه روزی می‏افتد.اکنون‏ چه باید کرد؟قطعا عقل و شرع و وجدان،بی تفاوتی‏ نسبت به این گونه افراد و رها کردن آنها را به حال‏ خود نمی‏پسندد،پس باید جبران کرد.اما چگونه؟ طرح موفق اسلام در این زمینه انفاق است که در این‏ مقاله بدان پرداخته شده است.
چرا خداوند عده‏ای را محتاج انفاق قرار داد؟
ممکن است،برای هر فردی این سؤال مطرح‏ شود که چرا بعضی از مردم محروم و نیازمند و مسکین هستند که لازم باشد دیگران به آنها انفاق‏ کنند.آیا بهتر نبود خداوند خودش به آنها هرچه لازم‏ بود می‏داد تا نیازی نداشته باشند که به آنها انفاق‏ شود.در پاسخ باید گفت که خداوند می‏فرماید:
«ان ربک یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر انه کان‏ بعباده خبیرا بصیرا»(۲)
«خداوند روزیش را به هر کس که بخواهد گشاده‏ می‏دارد و بر هر کس که بخواهد تنگ،چرا که او نسبت به بندگان آگاه و بینا است».در حقیقت باید گفت این یک آزمون و آزمایش برای انسانهاست، چرا که برای او همه چیز ممکن است،او می‏خواهد بدینوسیله انسان‏ها را تربیت کند و روح سخاوت وفداکاری و از خود گذشتگی را در آنها پرورش دهد.
به علاوه بسیاری از مردم اگر کاملا بی‏نیاز بشوند راه طغیان و سرکشی پیش می‏گیرند و صلاح‏ آنها این است که در حد معینی از روزی باشند،حدی‏ که نه موجب فقر گردد و نه طغیان.از طرفی وسعت‏ و تنگی رزق در افراد انسان بستگی به میزان تلاش و کوشش آنها دارد.خداوند روزی را بر هر کس که‏ بخواهد تنگ یا گشاد می‏دارد،این حکمت اوست‏ و حکمتش ایجاب می‏کند که هر کس تلاشش بیشتر باشد سهمش بیشتر و هر کس تلاشش کمتر محروم‏تر.
نظام تکوین ایجاب کرده که خداوند زمین را با تمام مواهبش در اختیار بشر قرار دهد و آنها را در اعمال خود برای طی کردن مسیر تکامل آزاد بگذارد و در عین حال غرایزی در او آفریده که هر کدام او را به سویی سوق دهد و از طرفی نظام تشریح‏ چنین ایجاب کرده که قوانینی برای کنترل غرایز، تهذیب نفوس و تربیت انسان‏ها از طریق ایثار و فداکاری و گذشت و انفاق قرار دهد و ایشان را که‏ استعداد رسیدن به مقام خلیفه الهی را دارند از این‏ طریق به آن مقام منبع برساند.از طریق زکات تطهیر نفوس کند و از راه انفاق بخل را از دل‏ها بزداید و فاصله طبقاتی را که منشاء هزاران فساد در زندگی‏ است از بین ببرد.(۳)
در حدیث قدسی داریم که مصلحت برخی از بندگان بیماری و برخی دیگر سلامتی،برخی فقر و برخی دیگر بی نیازی است.(۴)البته احادیث‏ متعددی از پیامبر(ص)و اهل بیت(ع)داریم که‏ خداوند در قیامت از فقرا به خاطر فقرشان‏ عذر خواهی می‏کند و اجر و پاداش می‏دهد.
نقل یک روایت
میمون بن مهران می‏گوید:من در پیشگاه امام‏ مجتبی(ع)مشرف بودم در حالی که ایشان معتکف‏ بودند.مردی به محضرشان شرفیاب شد و عرض‏ کرد:مقروضم و چون قدرت پرداخت آن را ندارم، طلب کارم می‏خواهد مرا به زندان بیفکند.امام حسن‏ (ع)فرمود:پولی ندارم که دین شما را ادا کنم.آن‏ شخص به امام(ع)عرض کرد:شما اگر بیایید با طلب‏کارم صحبت کنید.ممکن است به پاس حرمت‏ شما مرا به زندان نبرد.میمون بن مهران می‏گوید: دیدم حضرت آماده شد که کفن بپوشد و از مسجد خارج شود.عرض کردم:آیا فراموش کرده‏اید که‏ در حال اعتکاف هستید و معتکف نباید در حال‏ اعتکاف از مسجد خارج شود.امام(ع)فرمود: فراموش نکردم،ولی پدرم از جدم رسول اکرم(ص) نقل کرد که:اگر کسی گره‏ای از کار مسلمین یا شخص مؤمنی بگشاید و حاجت او را بر آورده سازد. مانند آن است که نه هزار سال خداوند را عبادت‏ کرده،روزها را به روزه و شب‏ها را به شب زنده‏داری‏ سپری کرده باشد.(۵)
شرایط نفاق ارزشمند
*معاویه درباره علی(ع)چنین‏ شهادت داده است:«اگر علی‏ انباری از طلا داشته باشد و انبار دیگری از کاه،نخست انبار طلا را در راه خدا انفاق خواهد کرد و چیزی بجای خود نگه‏ نخواهد داشت.
قرآن کریم شرایط انفاق ارزشمند را در آیات‏ مختلف بیان کرده که از جمع آن می‏توان ده شرط آن را مورد توجه قرار داد.
۱-از بهترین قسمت مال انتخاب شود نه از اموال کم ارزش.
«ای کسانی که ایمان آورده‏اید از اموال پاکیزه‏ای‏ که به دست آورده‏اید یا از زمین برای شما خارج‏ ساخته‏ایم انفاق کنید،و به سراغ قسمت‏های ناپاک‏ برای انفاق نروید،در حالی که خودتان حاضر نیستید آنها را بپذیرید.مگر از روی اغماض،و بدانید خداوند بی‏نیاز و شایسته ستایش است».(۶)
۲-از اموالی که مورد نیاز انسان است،باشد.
«آنها دیگران را بر خود مقدم می‏دارند،هر چند خود به طور شدید نیازمند باشند».(۷)
۳-به کسانی انفاق کنید که سخت نیازمندند، و اولویت‏ها را در نظر گیرید.
«انفاق شما بخصوص برای نیازمندانی باشد که‏ در راه خدا در محاصره قرار گرفته‏اند».(۸)
۴-انفاق اگر مخفی باشد بهتر است.
«هرگاه آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان‏ بدهید برای شما بهتر است».(۹)
۵-هرگز منت و آزاری با آن همراه نباشد.
«ای کسانی که ایمان آورده‏اید،انفاق‏های خود را با منت و آزار باطل نکنید».(۱۰)
۶-انفاق باید توأم با اخلاص و نیت پاک باشد.
«کسانی که اموالشان را برای جلب خشنودی‏ خداوند انفاق می‏کنند».(۱۱)
۷-آنچه را انفاق می‏کند کوچک و کم اهمیت‏ بشمرد،هر چند ظاهرا بزرگ باشد.
«به هنگام انفاق منت مگذار و آنرا بزرگ‏ مشمار».(۱۲)
۸-از اموالی باشد که به آن دل بسته است و مورد علاقه اوست.
«هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی‏رسید،مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید».(۱۳)
۹-هرگز خود را مالک حقیقی تصور نکند، بلکه خود را واسطه‏ای میان خالق و خلق بداند.
«انفاق کنید از آنچه خداوند شما را نماینده خود در آن قرار داده است».(۱۴)
۱۰-انفاق باید از اموال حلال باشد،چرا که‏ خداوند فقط آن را می‏پذیرد.
«خداوند شما،از پرهیزگاران قبول می‏کند»(۱۵)
صدقه که بخشی از انفاق مستحب به شمار می‏رود نیز شرایطی دارد که در روایتی از پیامبر اکرم‏ (ص)نقل شده است.که ایشان فرمودند:هفت‏ چیز صدقه را زینت بخشد و بالا برد:
۱-حلال بودن ۲-در تنگدستی ۳-پیش‏ از مرگ ۴-جنس خوب ۵-مخفی بودن ۶- بی منت بودن ۷-از حدود تجاوز نکردن.(۱۶)
همچنین پیامبر اکرم(ص)فرمودند:چون‏ صدقه از دست صاحبش بیرون رود،پنج کلمه‏ گوید:من فانی بودم،جاویدم کردی.کوچک‏ بودم،بزرگم کردی،دشمن تو بودم،دوستم‏ کردی.تو مرا حفظ می‏کردی،اینک من تا قیامت‏ نگهبان تو هستم(۱۷)
در روایت دیگری از پیامبر(ص)نقل شده که‏ ایشان فرمودند:صدقه دهندگان پنج امتیاز دارند: بر آمدن حاجات،نجات از سختی‏ها،وسعت‏ روزی،نجات از مرگ بد،آمرزش گناهان،و طول‏ عمر با رزق فراوان.(۱۸)
از پیامبر(ص)نقل شده که راجع به صدقه از شیطان پرسیدم که چرا جلوگیری می‏کنی؟گفت: ای محمد چون ببینم کسی صدقه می‏دهد گویا اره‏ بر سر من نهاده‏اند و مانند چوب می‏برند،پرسیدم: چرا؟گفت:صدقه پنج خاصیت دارد:مال را زیاد می‏کند،بیمار را شفا می‏دهد،بلا را دور می‏کند، صاحبش چون برق جهنده از پل صراط بگذرد و بی‏حساب وارد بهشت شود.(۱۹)
در عبارتی دیگر پیامبر اکرم(ص)فرمودند:هر کس صدقه‏ای بدهد،برای او در برابر هر درهم آن، مانند کوه احد از نعمت‏های بهشتی برخوردار خواهد بود.(۲۰)
انفاق کنندگان نمونه
علی(ع)پس از رسول خدا(ص)با سخاوت‏ترین مردم به شمار می‏رود؛تا آنجا که سه‏ شبانه روز با همسرش زهرا،و دو فرزندش حسن و حسین روزه گرفتند و قوت‏شان را به مسکین و یتیم‏ و اسیر دادند و خود با آب افطار کردند و این آیه در حق آنها نازل شد که:
«و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا.انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا.انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا»
-سوره انسان آیات(۸ الی ۱۰)
و نیز یکبار امام علی(ع)تمام مایملک خود را در راه خدا انفاق کرد و آن هنگامی بود که حضرت‏ فقط چهار درهم داشتند،که یکی را شب هنگام و دیگری را روز و درهم سومی را پنهانی و چهارمی‏ را آشکارا انفاق فرمود(۲۱)و سپس این آیه نازل شد:
«الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه»
-سوره بقره آیه ۲۷۵-مولی علی(ع)کار می‏کرد و مزد می‏گرفت و آنر صدقه می‏داد و خود گاهی از شدت گرسنگی سنگ بر شکم می‏بست به طوری‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود)
*اثر اجتماعی انفاق به دست‏ آوردن دل‏ها،محبت به دیگران، استمرار دوستی‏ها و زیاد شدن‏ دوستان است.
که حتی دشمن او،معاویه شهادت می‏دهد:«اگر علی انباری از طلا و انباری از کاه داشته باشد، نخست انبار طلا را در راه خدا انفاق می‏کند و هیچ‏ برای خود نگه نخواهد داشت».(۲۲)
مولی(علیه السلام)می‏فرماید:ای سفیدها «نقره‏ها و دراهم»و ای زردها«دینارها و طلاها» بروید غیر از علی را فریب دهید که علی فریب شما را نخواهد خورد.(۲۳)
همچنین در احوالات امام حسن(ع)وارد شده‏ است که مردی خدمت آن حضرت رسید و اظهار فقر و پریشانی کرد.حضرت خزانه‏دار خود را خواست و فرمود،چه مقدار مال نزد توست؟
عرض کرد دوازده هزار درهم،فرمود آن را به‏ این مرد فقیر بده و من از او خجالت می‏کشم. خزانه‏دار عرض کرد دیگر چیزی از برای مخارج‏ باقی نمی‏ماند.فرمود تو آن را به فقیر بده و حسن‏ ظن به خدا داشته باش،حق تعالی تدارک‏ می‏فرماید.پس از آنکه خزانه‏دار آنرا به او داد، حضرت او را طلبید و عذر خواهی کرد و فرمود ما حق تو را ندادیم،لکن آن قدر که نزد ما بود به تو دادیم.همچنین حضرت مجتبی(ع)در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم‏ کرده،نصف آن را برای خود نگه داشت و نصف‏ دیگر را در راه خدا بذل و بخشش کرد.(۲۴)
ابن عساکر از مورخان نامی که کتاب وی از معروفترین کتب تاریخی است،می‏گوید:شخص‏ مستمندی در کوچه‏های مدینه به راه افتاد تا به‏ در خانه امام حسین(ع)رسید.در خانه را کوبید و شروع کرد به خواندن اشعاری به این مضامین: «کسی که حلقه در خانه تو را بکوبد نا امید بر نمی‏گردد.تو صاحب جود و معدن کرم‏ هستی…».امام حسین(ع)در حال نماز بود، صدای کوبیدن در و تقاضای سائل را که شنید،نماز خود را با سرعت به پایان رساند از منزل بیرون آمد. به چهره مرد سائل نگاه کرد،فقر و تنگدستی از چهره‏اش می‏بارید،امام به داخل خانه بازگشت و از قنبر سؤال کرد:از وجوه مربوط به مخارج‏ زندگی ما چیزی نزد تو مانده است؟قنبر جواب‏ داد:دویست درهم موجود است که فرمودید در میان اهل بیت شما تقسیم کنم.فرمود:آن را بیاور، زیرا کسی آمده که به گرفتن آن سزاوارتر است امام پول‏ها گرفت و از خانه خارج شد و آن را به مرد سائل داد و شعری با این مضمون سرود:«ای مرد این پول را از من بگیر و.من عذر می‏خواهم و بدان‏ نسبت به تو مهربانم.البته اگر وضع به این گونه‏ نبود و امکانات مادی اهل بیت بهتر از این بود، آسمان کرم ما باران رحمت خود را بر زندگانی تو فرو می‏ریخت و زندگانی پژمرده تو را به صورت‏ گلستانی در می‏آورد.شرایط روزگار این گونه است‏ که امکانات در دست دیگران بوده،دست ما خالی‏ باشد.»
مرد عرب پول‏ها را گرفت و با خوشحالی‏ مراجعت کرد،در حالی که اشعاری با این مضامین‏ را با خود زمزمه می‏کرد:«شما پاک و مطهرید، هر کجا که نام شما برده شود،درود و تحیات الهی‏ همراه آن است،شما برترید و علم کتاب در نزد شماست.آن کسی که وابسته به خاندان شما نباشد، مایه افتخار و مباهاتی ندارد.»(۲۵)
ابن شهر آشوب در کتاب«مناقب»نقل می‏کند: پس از شهادت امام حسین(ع)اثر زخمی بر پشت‏ مبارک او دیده شد،از امام سجاد راجع به آن سؤال‏ کردند،فرمودند:اثر آن انبان‏های غذایی است که‏ به پشت مبارک خود می‏گرفت و در تاریکی شب‏ برای بیوه زنان و یتیمان و مساکین می‏برد.
همچنین در زندگی امام سجاد(ع)است که در شب‏های تاریک غذا به در خانه فقرا می‏برد و صورت خود را می‏پوشاند تا کسی او را نشناسد. او از هم غذا شدن با فقرا و مساکین لذت می‏برد و حتی با دست خود لقمه به دهان آنها می‏گذارد.امام‏ صادق(ع)می‏فرماید:علی بن الحسین شبانه انبانی‏ که حاوی کیسه‏های درهم و دینار بود،بر دوش‏ می‏کشید و در کوچه‏های مدینه به راه می‏افتاد و خانه‏ به خانه در می‏زد و هر کس خارج می‏شد به او عطا می‏کرد.
امام سجاد در روز جمعه‏ای به کنیز خود فرمود: امروز روز جمعه است،به همه سائلین احسان‏ کنید.عرض کرد آقا،همه مستحق نیستند، فرمودند:شاید بعضی مستحق باشند و ما مغضوب‏ شویم.(۲۶)
آثار انفاق
آثار انفاق را می‏توان به سه دسته فردی، اجتماعی و اخروی تقسیم بندی کرد:
آثار فردی انفاق عبارت است از رفاه و آسایش‏ برای انفاق کننده و دریافت کننده انفاق،آسان شدن‏ مشکلات و هموار شدن راه‏ها،استجابت دعا،رفع‏ بلاها و گرفتاری‏ها،افزایش ثروت،تندرستی و طول عمر.
آثار اجتماعی انفاق عبارت است از به دست‏ آوردن دل‏ها،محبت به دیگران،استمرار دوستی‏ها و زیاد شدن دوستان.
آثار اخروی انفاق عبارت است از آسانی‏ حساب،سپر آتش،محو گناهان،بر طرف شدن‏ *انفاق و صدقه می‏تواند از شیوع‏ فقر در جامعه پیشگیری کند یا فقرا را از فقر به در آورد.چنانکه‏ امام صادق فرمود:«نیکی کردن و صدقه دادن فقر را از بین می‏برد.»
خشم پروردگار،روشنایی و آسایش در روز قیامت‏ است.
ابن مسعود از پیامبر(ص)نقل کرده است:در شب معراج دیدم بر سومین در دوزخ نوشته شده: هر کس می‏خواهد در روز قیامت عریان نباشد،باید بدن‏های عریان را بپوشاند و هر کس می‏خواهد در آن روز،تشنه نماند باید تشنگان را در دنیا سیراب‏ کند و هر کس مایل است در روز قیامت گرسنه‏ نباشد،باید گرسنگان را در این دنیا غذا دهد.(۲۷)
خداوند انفاق را کفاره گناهان قرار داده است و به واسطه آن از لغزش‏ها می‏گذرد.
«و یکفر عنکم‏ من سیئاتکم» (۲۸)صدقات بخشی از گناهانتان را می‏زداید.انفاق،جبران کننده کاستی‏ها و لغزش‏ها است.حتی چنانچه کسی از انفاق کردن کوتاهی‏ کرد می‏تواند آن را جبران کند.در حدیث داریم‏ «ادفعوا البلاء بالصدقه»با صدقه دادن از پدید آمدن‏ بلاها جلوگیری کند.همچنین از پیامبر اسلام نقل‏ شده است که فرمودند:«بیماران خود را با صدقه‏ دادن مداوا کنید.»(۲۹)
انسان‏ها می‏توانند با انفاق کردن و صدقه دادن‏ از گرفتار شدن در دام فقر پیشگیری کنند و حتی‏ چنانچه دچار فقر هستند،بدین وسیله فقر خود را بر طرف سازند.در این رابطه امام باقر(ع) می‏فرماید:«البر و الصدقه ینفیان الفقر».(۳۰)«نیکی‏ کردن و صدقه دادن فقر را از بین می‏برد.»
پاداش انفاق کنندگان
خداوند برای انفاق کنندگان پاداش‏های‏ ارزنده‏ای قرار داده است
«فالذین امنوا منکم و انفقوا لهم اجر کبیر» (۳۱)و خود او پاداش انفاق را بر عهده‏ گرفته است.
اکنون به ذکر برخی از پاداش‏های انفاق کنندگان‏ می‏پردازیم:
۱-جایگزینی
خداوند در قرآن کریم می‏فرماید:«و هر چیزی‏ را(در راه خدا)انفاق کنید،جای آن را پر می‏کند و او بهترین روزی دهندگان است.»(۳۲)
گروهی خیال می‏کنند با انفاق کردن چیزی را از دست می‏دهند و کسانی که انفاق نمی‏کنند، اموالشان باقی می‏ماند.امام صادق(ع)می‏فرماید: «در روز جمعه دو فرشته این گونه دعا می‏کنند «اللهم اعط کل منفق خلفا و کل ممسک تلفأ»(۳۳) «خدایا به هر انفاق کننده‏ای عوضی عطا فرما و هر بخیلی را به تلف شدن مال دچار فرما».
۲-برخورداری از ثواب مجاهدان
۳-همراهی در هنگامه رستاخیز.
۴-شادی در روز قیامت
پی نوشت ها:
(۱)نصایح،آیه الله مشکینی،دفتر نشر الهادی،چاپ‏ نوزدهم،۱۳۷۹،ص ۱۱۴٫
(۲)-اسراء،آیه ۳۰٫
(۳)-تفسیر نمونه/ج ۱۸/ص ۴۰۲٫
(۴)-آینده‏ای بهتر در پرتو انفاق،حسین واعظی نژاد ۷ ص ۲۳٫
(۵)-مجله با معارف اسلامی آشنا شویم،شماره ۴۸،ص‏ ۱۵۵٫
(۶)-بقره/۲۶۷٫
(۷)-حشر/۹٫
(۸)-بقره/۲۷۳٫
(۹)-بقره/۲۷۱٫
(۱۰)-بقره/۲۶۴٫
(۱۱)-بقره/۲۶۵٫
(۱۲)-مدثر/۶٫
(۱۳)-آل عمران/۹۲٫
(۱۴)-حدید/۷٫
(۱۵)-مائده/۲۷٫
(۱۶)-نصایح،ص ۲۷۵٫
(۱۷)-همان مأخذ،ص ۲۳۸٫
(۱۸)-همان مأخذ،ص ۲۳۸٫
(۱۹)-همان مأخذ،ص ۲۳۸٫
(۲۰)-همان مأخذ،ص ۴۵۷٫
(۲۱)-شرح کشف المراد،علی محمدی،ص ۴۶۸٫
(۲۲)-همان مأخذ،همان صفحه.
(۲۳)-همان مأخذ،ص ۴۶۸٫
(۲۴)-آینده‏ای بهتر در پرتو انفاق،ص ۳۰۳٫
(۲۵)-همان مأخذ،ص ۳۰۴٫
(۲۶)-همان مأخذ،ص ۳۰۵ و ۳۰۶٫
(۲۷)-مستدرک وسایل الشیعه،ج ۳:ص ۳۱۷٫
(۲۸)-بقره/۲۷۱٫
(۲۹)-آینده‏ای بهتر در پرتو انفاق،ص ۲۳۵٫
(۳۰)-بحار الانوار،ج ۹۶،ص ۱۱۹٫
(۳۱)-حدید/۷٫
(۳۲)-سباء/۳۹٫
(۳۳)-برهان،ج ۳،ص ۲۵۳٫

فرزین نجفی پور – مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...