خانه / بینش و رویا / آموزه ها / انفاق – و هزاران آثار مثبت آن در دنیا و آخرت (قسمت اول)

انفاق – و هزاران آثار مثبت آن در دنیا و آخرت (قسمت اول)

«وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» 

اهل ایمان براى حل مشکلات مردم از مال و دانش و آبرو و مقام و موقعیت خود بهره مى‏گیرند، و عاشقانه از آنچه که دارند در راه خدا بدون منت‏گذارى و ریا خرج مى‏کنند.

اهل ایمان توجهشان به زکات همچون توجه به نماز و حج و روزه است، و نسبت به پرداخت واجب مالى، همان حالى را دارند که نسبت به اداى نماز دارند.

اهل ایمان در رابطه با زکات، انفاق، صدقه و یارى رساندن به مردم با مال‏ خود کمترین بخلى از خود نشان نمى‏دهند.

قرآن مجید در آیاتى مردم را امر به انفاق مى‏کند، و آنچنان براى این مسأله ارزش و اهمیت قائل است که خوددارى از انفاق را با به هلاکت انداختن خود به دست خود برابر مى‏داند.

«وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ».

از ثروت خود در راه خدا انفاق کنید، و خود را با دست خود به خاطر بخل از انفاق در هلاکت نیندازید، و نیکى کنید، همانا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

قرآن مجید خوددارى از انفاق را باعث خرابى آخرت انسان، و مساوى با کفر و ظلم مى‏داند، و اعلام مى‏کند آنان که از انفاق بخل مى‏ورزند در قیامت دوست و شفیعى نخواهند داشت.

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّهٌ وَ لا شَفاعَهٌ وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ».

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از آنچه روزى شما کرده‏ایم در راه خدا انفاق کنید پیش از آنکه قیامت برسد، قیامتى که براى اهل بخل از انفاق نه چیزى براى خرید هست، و نه دوستى و نه شفیعى، و ناسپاسان همان ستمکارانند.

کتاب خدا انفاق را به خیر انسان مى‏داند، و حفظ وجود را از بخل باعث فلاح و رستگارى به حساب مى‏آورد:

«فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ‏ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» .

تا جایى که در توان و قدرت شماست تقواى الهى را رعایت کنید، سخن خدا را بشنوید، و از فرمان حق اطاعت نمایید، از مال خود انفاق کنید که به خیر شماست، آنان که خود را از بخل و لئامت حفظ کنند اهل فلاح و رستگارى‏اند.

قرآن مجید اجر و مزد انفاق در راه خدا را هفتصد برابر و بیشتر مى‏داند، و مسأله‏ى انفاق را در اجر و مزد، به یکى از واقعیات طبیعت که دایم در برابر دیدگان مردم است مثل مى‏زند تا اطمینان مردم را به اجر این عمل الهى جلب کند:

«مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» .

مثل آنان که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‏کنند مانند دانه‏اى است که هفت خوشه مى‏رویاند، در هر خوشه‏اى صد دانه است، خداوند براى هرکه بخواهد بیش از این مقدار اضافه مى‏کند، خداوند را رحمت واسعه و علم بى‏نهایت است.

انفاق در شب و روز، نهان و آشکار، واقعیتى است که به آن سفارش شده، و عملى است محبوب حق، و داراى اجر خدایى، و برطرف کننده‏ى ترس و اندوه به وقت مرگ و در قیامت است:

«الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَهً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ‏ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» .

آنان که اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشکار، در راه خدا انفاق مى‏کنند، براى آنان نزد پروردگار اجر است و ترس و غصه‏اى بر آنان نیست.

قرآن مجید تلاوت آیات کتاب و اقامه‏ى نماز و انفاق در راه خدا را تجارتى بدون زیان، و کسبى با سود سنگین مطرح مى‏کند:

«إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ» .

همانا کسانى که کتاب خدا را تلاوت مى‏کنند، و نماز به پا داشته و از آنچه روزى آنان کردیم در پنهان و آشکار انفاق نموده‏اند، تجارتى را امید دارند که زیان و ضررى در آن نخواهد بود، بلکه سود آن تجارت، بهشت ابد و رضوان الهى است.

امام صادق علیه السلام مى‏فرمایند:

براى هر جزیى از اجزاى وجودت از براى خدا زکات واجبى است، بلکه براى هر مو و هر لحظه از لحظات عمرت.

زکات و انفاق چشم نظر به عبرت و پوشیدن آن از شهوات و مانند آن است.

زکات گوش شنیدن علم و حکمت و قرآن و فواید دین از قبیل موعظه و نصیحت است، و شنیدن آنچه که موجب نجات تو در آخرت و دنیاست و بخصوص اعراض از شنیدن دروغ و غیبت و تهمت و مشابه این امور شیطانى است.

زکات زبان خیرخواهى براى تمام مسلمانان و بیدار کردن غافلان، و کثرت تسبیح حق و ذکر خداست.

زکات دست بذل و بخشش و عطا به اموال خداداده، و واداشتن آن به نوشتن علوم نافعه و امورى است که مسلمانان در طاعت خدا از آن بهره‏مند گردند، و اینکه دست را از ایجاد شر و زیان به مردم حفظ نمایى.

زکات قدم کوشش در اداى حقوق خدا، زیارت عباد شایسته‏ى حق، رفتن به مجالس ذکر و علم، و شرکت در جلسات اصلاح مردم و انجام صله‏ى رحم و جهاد و هرچه که صلاح قلب و سلامت دین تو در آن است.

این امور مسایلى است که دلها تحمل فهم آن را دارد، و همگان مى‏توانند به کار بگیرند. اما زکات آنچه را جز عباد مقرب حق به آن آگاهى ندارند، بیش از آن است که شماره شود، ارباب عمل به آن امور آنانند، و شعار اولیاى حق در زمینه‏ى زکات کامل غیر از شعار دیگران است‏.

امام عسکرى علیه السلام در توضیح‏ «وَ آتُوا الزَّکاهَ»* در تمام آیات قرآن مى‏فرمایند:

منظور پرداخت زکات از مال و آبرو و قدرت بدن است.

اما نسبت به مال، مواسات با برادران مؤمن است.

اما نسبت به آبرو به این است که با آبرویت برادران ایمانى خود را که به علت ناتوانى از خواسته‏هاى باطنى خویش از کار مانده‏اند به حوایج و خواسته‏هایشان برسانى.

اما نسبت به قدرت و قوت بدن، اینکه از توانایى خود براى به حرکت آوردن مرکبى که از برادر دینیت از کار افتاده استفاده کنى و او را در حالى که براى به حرکت آمدن مرکبش طلب یارى مى‏کند یارى دهى، تا مرکبش به راه افتد و بارش را بار کند، و چنان شود که به قافله برسد.

در تمام این امور یعنى پرداخت زکات مال و آبرو و قوت بدن، باید معتقد به‏ ولایت محمد و اهل بیت پاکش باشى، در این صورت است که خداوند عملت را پاکیزه و مزد زحماتت را دو چندان مى‏کند، که این عنایت مخصوص کسانى است که ولایت محمد و آلش را پذیرفته و از دشمنان آنان بیزار هستند .

امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا روایت مى‏کند:

قِراءَهُ الْ‏قُرآنِ فِى الصَّلاهِ افْضَلُ مِنْ قِراءَهِ الْقُرآنِ فِى غَیْرِ الصَّلاهِ، وَذِکْرُ اللَّهِ افْضَلُ مِنَ الصَّدَقَهِ، وَالصَّدَقَهُ افْضَلُ مِنَ الصَّوْمِ، وَالصَّوْمُ جُنَّهٌ .

خواندن قرآن در نماز برتر از خواندن قرآن در غیر نماز است، و یاد خدا در تمام شئون زندگى بهتر از صدقه دادن در راه خداست، و صدقه افضل از روزه است، و روزه سپر از آتش جهنم است.

حضرت زین العابدین علیه السلام از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت مى‏کنند:

همانا در بهشت درختى است که از بالاى آن لباسهاى نو بیرون مى‏آید، و از پایین آن اسبهایى خاکسترى رنگ با زین و دهانه‏بند، و آن اسبها داراى بالهایى هستند! بول و سرگین از آنها خارج نمى‏گردد، اولیاى الهى بر آن اسبها سوار مى‏شوند و به هر جاى بهشت که بخواهند مى‏روند.

پایین‏ترین آنان به حضرت حق عرضه مى‏دارد: پروردگارا! چه عاملى بندگان تو را به این کرامت رسانید؟ خداوند جل و علا مى‏فرماید: نماز شب، روزه،

جهاد با دشمن بدون وحشت و صدقه دادن در راه خدا بدون آلوده بودن به بخل‏ .

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

الا وَمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَهٍ فَلَهُ بِوَزْنِ کُلِّ دِرْهَمٍ مِثْلُ جَبَلِ احُدٍ مِنْ نَعِیمِ الْجَنَّهِ .

بدانید هر کس در راه خدا صدقه‏اى بدهد، به وزن هر درهمى همچون کوه احداز نعمت بهشت براى او خواهد بود.

 

رسول خدا ص فرموده است:
«ثلاث من حقایق الایمان، الانفاق من اقتار، و انصافک الناس من نفسک، و بذل العلم للمتعلم:»
سه چیز از حقایق ایمان است: انفاق به هنگام تنگدستى، و انصاف دادن به مردم از جانب خود، و بخشیدن و هزینه کردن دانش براى دانشجو.
«من اعطى درهما فى سبیل الله کتب الله له سبعمأه حسنه:»
کسیکه در راه خدا درهمى بخشد، خدا براى او هفتصد حسنه مقرر مى‏دارد:
امیرالمؤمنین فرمود:
«طوبى‏لمن انفق الفضل من ماله و امسک الفضل من کلامه:»
خوشا به حال کسى که زیادى از مالش را در راه خدا هزینه کند، و اضافه کلامش را نگاه دارد.
حضرت صادق فرمود:
«ملعون، ملعون من وهب الله له مالًا فلم یتصدق منه بشیئ:»
از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسى که خدا مالى را به او ببخشد و او چیزى از آن را در راه خدا هزینه نکند.
حضرت باقر (ع) از پدران بزرگوارانش از پیامبر اسلام روایت مى‏کند که خداى تعالى مى‏فرماید:
«المعروف هدیه منى الى عبدى المؤمن، فان قبلها منى فبرحمه منى، فان ردها فبذنبه حرمها و منه لا منى، و ایما عبد خلقته فهدیه الى الایمان وحسنت خلقه و لم ابتله بالبخل فانى ارید به خیراً:»
خیر و نیکى (که از مصادیق مهم‏اش انفاق مال و علم و آبرو است) هدیه‏اى از من به سوى بنده مؤمنم مى‏باشد، پس اگر آن را از من بپذیرد به سبب رحمت من است، و اگر آن را مردود سازد به علت گناهش از آن محروم شده نه از سوى من، و هر بنده‏اى را بیافرینم، و او را به ایمان هدایت کنم، و اخلاقش را نیکو سازم و به بخل دچارش نکنم، بى‏تردید نسبت به او خیر خواسته‏ام.
از حضرت رضا (ع) روایت شده است که مى‏فرمود:
«السخى قریب من الله، قریب من الجنه، قریب من الناس و البخیل بعید من الله، بعید من الجنه، بعید من الناس، و سمعته یقول: السخاء شجره فى الجنه من تعلق بغصن من اغصانها دخل الجنه:»
انسان سخاوتمند به خدا و به بهشت و به مردم نزدیک است، و بخیل از خدا، از بهشت، از مردم دور است راوى مى‏گوید از حضرت شنیدم مى‏فرمود: سخا درختى در بهشت است، کسى که به شاخه‏اى اى شاخه‏هاى آن (که انفاق بخشى از امکانات در راه خداست) آویخته وارد بهشت مى‏شود.
امیرالمؤمنین (ع) از حضرت مجتبى پرسید سخاوت و کرم چسیت؟ پاسخ داد:
«اجابه السائل و بذل النائل:»
درخواست خواهنده را روا کردن، و بخشش به کامیاب.
حضرت صادق (ع) فرمود:
«السخا ان تسخو نفس العبد عن الحرام ان تطلبه، فاذا ظفر بالحلال طابت نفسه‏ان ینفقه فى طاعه الله عزوجل:»
سخا به این است که وجود انسان از طلب حرام باز ایستد، و هنگامى که به حلال دست یافت وجودش از این که آن را در راه خدا انفاق کند خوشحال شود.
حضرت رضا (ع) از پدرانش در بخشى از یک روایت مفصل درباره پذیرش نماز از نمازگزار از جانب حق نقل مى‏کند که قطعاً نماز را از کسى مى‏پذیرم که …….
«یطعم الجائع، و یکسو العارى، و یرحم المصاب، و یؤدى الغریب:»
گرسنه را از غذاى مناسب بخوراند، برهنه را با لباس قابل قبول بپوشاند، به بلا دیده رحمت و مهر ورزد، و غریب را جاى دهد.
موسى از حضرت حق پرسید پاداش کسى که آزارش را از مردم بازدارد، و احسان و نیکى‏اش را براى مردم هزینه کند چیست؟ حضرت حق فرمود:
«یا موسى تنادیه النار یوم القیامه لا سبیل لى علیک:»
اى موسى در قیامت آتش او را فریاد مى‏دهد، مرا بر ضد تو هیچ برنامه و کارى نیست.

 

انفاق، یکی از فضایل اخلاقی که در اسلام به طور مکرر به آن سفارش شده است، و در قرآن نیز به آن پرداخته شده است.

عریف لغوی انفاق

این واژه از ریشه «ن ـ ف ـ ق» به معنای کم شدن، نابود شدن، هزینه کردن، مخفی کردن و پوشاندن است. [۱] [۲] [۳]

تعریف اصطلاحی انفاق

در کاربرد رایج قرآن کریم و متون دینی، انفاق اصطلاحاً به اعطای مال یا چیزی دیگر در راه خدا به فقیران و دیگر راههای مورد نیاز گفته می‌شود. [۴] [۵] [۶] به نوشته راغب [۷] انفاق از آن رو به بخشیدن مال اطلاق می‌شود که با بخشش، به ظاهر مال فنا و زوال می‌یابد. به نظر برخی واژه‌شناسان [۸] انفاق با «اعطا» ازآن جهت متفاوت است که در انفاق همواره مالکیت شیء انفاق شده منتقل می‌شود؛ ولی در اعطا لزوماً چنین نیست، ازاین‌رو اسناد انفاق را به خداوند مجازی و آن را در آیه «یُنفِقُ کَیفَ یَشاء» [۹]به معنای رساندن رزق به بندگان دانسته‌اند. [۱۰] افزون بر واژه «نفق» و مشتقات آن که بیش از ۷۰ بار و غالباً به معنای اصطلاحی آن در قرآن آمده، قرآن با واژگان و تعابیری دیگر نیز به این موضوع اشاره کرده است؛ مانند: صدقه یا صدقات [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] زکات با مشتقات آن [۱۵] اعطاء [۱۶]، ایتاء [۱۷] [۱۸] [۱۹] ، جهاد کردن با مال [۲۰] ، قرض الحسنه دادن به خداوند [۲۱] [۲۲] [۲۳] اطعام [۲۴] [۲۵] رزق [۲۶] همچنین آیات مربوط به پاره‌ای تکالیف مالی، مانند پرداختن زکات [۲۷] [۲۸] یا کفاره [۲۹] [۳۰] را می‌توان از مصادیق انفاق (به معنای عام آن) دانست. البته در مواردی معدود، مراد از واژه انفاق در قرآن مفهومی جز معنای اصطلاحی دانسته شده است. [۳۱]

گستره انفاق

انفاق در راه خدا را از جهات گوناگون می‌توان تقسیم کرد؛

تقسیم انفاق از جهت مادی یا معنوی بودن
انفاق گاه در امور مادی و مال است و گاه در امور معنوی. مصداق بارز انفاق در قرآن کریم، انفاق اموال است؛ مانند: «جـهِدوا بِاَمولِکُم» [۳۲]، «اَنفِقوا مِن طَیِّبـتِ ما کَسَبتُم…» [۳۳] در برخی آیات مراد از انفاق فراتر از انفاق مادی است؛ از جمله انفاق در آیه ۳ سوره بقره: «هُدًی لِلمُتَّقین… [۳۴] و مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون» [۳۵] که سرمایه‌های معنوی مانند نیروی عقل و دانش را نیز در بر می‌گیرد. [۳۶] [۳۷] [۳۸] واژه «خیر» در آیه ۲۱۵ سوره بقره:«قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیر فَلِلولِدَینِ والاَقرَبینَ» [۳۹] را نیز بسیاری از مفسران به مال تفسیر کرده‌اند [۴۰] [۴۱] ؛ ولی برخی آن را اعم از مال می‌دانند. [۴۲] واژه «شَیء» در آیه ۶۰ سوره انفال: «و ما تُنفِقوا مِن شَیء فی سَبیلِ اللّهِ…» [۴۳] نیز به نظر برخی مفسران افزون بر امور مادی، شامل امور معنوی هم می‌شود [۴۴] ؛ همچنین جمله «تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ» [۴۵] شامل سرمایه‌های غیر مادی همچون عقل و آبرو نیز می‌شود. [۴۶]

تقسیم انفاق از جهت حکم شرعی
انفاق از جهت حکم شرعی نیز به انفاق واجب و مستحب و حرام قابل تقسیم است. [۴۷] [۴۸] انفاق واجب طیف گسترده‌ای از واجبات مالی، مانند زکات، خمس، کفارات مالی، اقسام فدیه و نفقات واجب را شامل می‌شود [۴۹] ؛ به عنوان مثال، زکات از مصادیق بارز انفاق واجب است که مفسران در ذیل برخی آیات مربوط به زکات [۵۰] و انفاق [۵۱] [۵۲] از جمله آیه ۳ سوره بقره:«و مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون» و آیه «والَّذینَ یَکنِزونَ الذَّهَبَ والفِضَّهَ ولا یُنفِقونَها فی سَبیلِ اللّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذاب اَلیم» [۵۳] این نکته را یادآور شده‌اند. [۵۴] [۵۵] از موارد دیگر انفاقهای واجب پرداخت خمس است: «واعلَموا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَیء فَاَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ» [۵۶] مصداق دیگر، نفقه واجب زوجه و فرزندان است که بر عهده زوج گذارده شده: «،و عَلَی المَولودِ لَهُ رِزقُهُنَّ وکِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف» [۵۷] و نیز کفارات مالی؛ مانند کفاره سوگند [۵۸]، افزون بر این، گاه در موارد ضروری به دلایلی انفاق، واجب می‌شود؛ مانند تأمین هزینه جهاد، که آیه ۱۹۵ سوره بقره: «و اَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ و لا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی‌التَّهلُکَه…» [۵۹] در این باره نازل شده است [۶۰] [۶۱] یا رفع دیگر نیازهای ضروری جامعه؛ مانند ساختن راه‌ها، پل‌ها، مدارس، مساجد و جز اینها که برخی انفاق در این موارد را مصداقی از انفاق‌های واجب در آیه ۳۴ سوره توبه دانسته‌اند. [۶۲] [۶۳]
از مصادیق انفاق مستحب، صدقه مستحب است که برخی آیات انفاق را ناظر به آن دانسته‌اند؛ از جمله: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا…» [۶۴] [۶۵] [۶۶] [۶۷] ؛ همچنین مراد از انفاق را در آیات متعددی اعم از انفاق واجب و مستحب ذکر کرده‌اند؛ از جمله آیات ۳ و ۲۷۰ سوره بقره. [۶۸] [۶۹] [۷۰] [۷۱] مصادیقی از انفاق حرام نیز در قرآن کریم تصریح شده است؛ مانند انفاق مشرکان در راه معصیت خداوند [۷۲] : «اِنَّ الَّذینَ کَفَروا یُنفِقونَ اَمولَهُم لِیَصُدّوا عَن سَبِیلِ اللّهِ…» [۷۳]

اهمیت و منزلت انفاق

ارزش و اهمیت انفاق از دیدگاه قرآن کریم به روشنی از آیات مربوط به انفاق استنباط می‌شود. مفاد این آیات را می‌توان در چند مقوله مطرح کرد:

تاکید فراوان به انفاق
قرآن با تعابیر متعدد مؤمنان را به انفاق کردن در راه خدا فرمان داده است؛ از جمله در آیات ۱۹۵ سوره بقره و ۱۶ سوره تغابن و همچنین آیه: «اَنفِقوا مِمّا رَزَقنـکُم مِن قَبلِ اَن یَأتِیَ یَومٌ لا بَیعٌ فیهِ ولا خُلَّهٌ و لا شَفـعَهٌ» [۷۴] به انفاق کردن در دنیا پیش از فرا رسیدن قیامت، دستور داده است. [۷۵]نیز گاه خداوند به پیامبر اکرم توصیه فرموده که این فرمان الهی را به بندگان خدا ابلاغ کند: «قُل لِعِبَادِیَ الَّذینَ ءامَنوا یُقیمُوا الصَّلوهَ ویُنفِقوا مِمّا رَزَقنـهُم سِرًّا و عَلانِیَهً مِن قَبلِ اَن یَأتِیَ یَومٌ لا بَیعٌ فِیهِ…» [۷۶]و گاه مؤمنان را به سبب انفاق نکردن در راه خدا توبیخ کرده است [۷۷] [۷۸] : «و ما لَکُم اَلاّ تُنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ…» [۷۹] در شماری از آیات قرآنی امر به انفاق با تعابیری دیگر صورت گرفته است؛ مانند جهاد با اموال [۸۰] و قرض دادن به خداوند. [۸۱] [۸۲] [۸۳]

ذکر انفاق همراه با اعمال و عبادات مهم
درآیات متعددی که توصیه به انفاق یا توصیف انفاق‌گران را دربردارد، انفاق همردیف اعمال نیک و عبادات بزرگ ذکر شده که این خود نشان اهمیت انفاق از دیدگاه اسلام است؛ از جمله در آیه ۱۷۷ سوره بقره انفاق (ایتاء مال) همراه با ایمان به خدا، قیامت، ملائکه، قرآن و انبیای الهی از مصادیق «بِر» به شمار رفته است: «ولـکِنَّ البِرَّ مَن ءامَنَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ والمَلـئِکَهِ والکِتـبِ والنَّبِیّینَ وءاتَی المالَ عَلی حُبِّهِ…» [۸۴] در آیاتی دیگر، انفاق همراه با ایمان به غیب [۸۵]، اقامه نماز [۸۶] [۸۷] [۸۸]، جهاد در راه خدا [۸۹] [۹۰] [۹۱] [۹۲] شب زنده‌داری [۹۳]، صبر، صدق، خضوع و استغفار [۹۴] آمده است.

ویژگیهای مهم انفاق
قرآن انفاق کردن را همراه با اموری دیگر تجارت با خداوند شمرده که نجات از عذاب خداوند و بهره‌مندی از غفران و رحمت الهی را در پی دارد: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا هَل اَدُلُّکُم عَلی تِجـرَه تُنجیکُم مِن عَذاب اَلیم تُؤمِنونَ بِاللّهِ ورَسولِهِ وتُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِکُم… یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم ویُدخِلکُم جَنّـت تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـر…» [۹۵] در آیه ۲۹ سوره فاطر انفاق همراه با چند کار دیگر، تجارتی کسادناپذیر با خداوند: «تِجره لَن تَبور» [۹۶] خوانده شده است.
در آیاتی دیگر، از قرض دادن به خداوند سخن به میان آمده که به نظر مفسران [۹۷] [۹۸] [۹۹] تعبیری کنایی و لطیف از انفاق و صدقه دادن است. [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳] در آیه ۱۰۴ سوره توبه خداوند را دریافت کننده صدقات دانسته است: «اَلَم یَعلَموا اَنَّ اللّهَ هُوَ… و یأخُذُ الصَّدَقـتِ…» [۱۰۴] همچنین در آیات متعدد، انفاق در راه خدا از اوصاف بندگان خاص خدا به شمار رفته است؛ از جمله در آیات ۶۳ ـ ۶۷ سوره فرقان انفاق از ویژگیهای بندگان واقعی خدا خوانده شده:«و عِبادُ الرَّحمـنِ الَّذینَ… والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا» [۱۰۵] در آیات ۵-۸ سوره انسان،این خصلت ویژه ابرار دانسته شده: اِنَّ الاَبرارَ… و یُطعِمونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسکینـًا ویَتیمـًا و اَسیرا» [۱۰۶] و به اتفاق مفسران شیعه [۱۰۷] [۱۰۸] و بسیاری از اهل سنت [۱۰۹] [۱۱۰] ، این آیات درباره اهل بیت پیامبر(علیهم السلام)نازل شده است؛ همچنین در آیاتی دیگر انفاق کردن از اوصاف افراد باتقوا [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] مؤمنان و صادقان [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰] و متواضعان [۱۲۱] به شمار رفته است.
از دیگر ویژگیهای مهم انفاق بنا بر آیات قرآن، پاداش بزرگ اخروی و آثار و برکات مهمی است که بر انفاق کردن مترتب شده است.

آثار و برکات انفاق

انفاق کردن در راه خدا و رفع حاجت نیازمندان آثار و برکاتِ فردی و اجتماعی متعددی در بر دارد. این آثار اعم از مادی و معنوی، و دنیوی و اخروی است. [۱۲۲]
برخی از مهم‌ترین آثار انفاق از دیدگاه قرآن کریم عبارت است از:

تزکیه و طهارت نفس
انفاق موجب پاک شدن نفس از بسیاری از رذایل اخلاقی است؛ چنان‌که وجود این ویژگی برای زکات دادن، که خود گونه‌ای از انفاق به شمار می‌رود، تصریح شده است: «خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَهً تُطَهِّرُهُم و تُزَکّیهِم بِها وصَلِّ عَلَیهِم…» [۱۲۳]؛ همچنین مفسران مراد از«یَتَزَّکی» را در آیه ۱۸ سوره لیل پاک شدن انفاق کننده از گناهان و طهارت نفس او دانسته‌اند. [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶]دنیا دوستی، مال دوستی و بخل از جمله رذایلی است که با انفاق کردن از انسان دور می‌شود. [۱۲۷] [۱۲۸]

آرامش روحی
پیامد دیگر انفاق، آرامش روحی انفاقگر در دنیا و آخرت است: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ‌اللّهِ… لا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» [۱۲۹] «خوف» را نگرانی از آینده و «حزن» را ناراحتی و اندوه از گذشته معنا کرده‌اند. [۱۳۰] [۱۳۱] به نظر شماری از مفسران مراد از «تَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم» در آیه ۲۶۵ سوره بقره آرامشی است که پس از انفاق برای انفاق کننده و انفاق شونده و در پی آن برای جامعه حاصل می‌شود. [۱۳۲]

جبران و افزایش اموال
خداوند کمبود مادی را که بر اثر انفاق در مال انفاق کننده پدید می‌آید، جبران می‌کند: «و ما اَنفَقتُم مِن شَیء فَهُوَ یُخلِفُهُ» [۱۳۳] مفسران مراد از «یُخلِفُه» را در این آیه جبران مادیِ اموال در دنیا یا ثواب و پاداش اخروی دانسته‌اند. [۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶]
آیه ۲۷۲ سوره بقره نیز همین‌گونه تفسیر شده است [۱۳۷] [۱۳۸] [۱۳۹] : «و ما تُنفِقوا مِن خَیر یُوَفَّ اِلَیکُم…» [۱۴۰] خداوند افزون بر جبران سرمایه انفاق شده، گاه چند برابر آن را به انفاق‌گر می‌دهد: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا فَیُضـعِفَهُ لَهُ اَضعافـًا کَثیرَهً واللّهُ یَقبِضُ و یَبصُـطُ» [۱۴۱] مراد از«واللّهُ یَقبِضُ و یَبصُـط» این است که قبض و بسط روزی به دست خداست و او توانایی آن را دارد که در عوض آنچه از مال انفاق کننده کم می‌شود چند برابر آن را بدهد [۱۴۲] [۱۴۳] ؛ چنان‌که آیه ۲۶۸ سوره بقره نیز به این مطلب اشاره دارد. [۱۴۴]

تقرب به خداوند
به تصریح آیات قرآنی ( [۱۴۵] [۱۴۶] خداوند انفاق‌گران را دوست دارد. انفاق موجب قرب و نزدیکی انسان به خدا می‌شود: «ومِنَ الاَعرابِ مَن… و یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ قُرُبـت عِندَ اللّهِ… اَلا اِنَّها قُربَهٌ لَهُم» [۱۴۷] مراد از قرب در آیه، نزدیکی در رتبه و مقام شخص به خداوند است [۱۴۸] ، هرچند برخی مفسران [۱۴۹] مراد از تقرب را طلب ثواب و پاداش الهی دانسته‌اند. مقام و درجه مؤمنانی که در راه خدا انفاق می‌کنند با دیگران برابر نیست: «لاَیَستَوِی القـعِدونَ مِنَ المُؤمِنینَ غَیرُ اُولِی الضَّرَرِ والمُجـهِدونَ فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم…» [۱۵۰] [۱۵۱]، بلکه مقام آنان برتر است: «فَضَّلَ اللّهُ المُجـهِدینَ بِاَمولِهِم… عَلَی القـعِدینَ دَرَجَه» [۱۵۲] قرآن مؤمنانی را که همراه با اعمالی مهم چون هجرت و جهاد به انفاق کردن اقدام کنند، دارای رتبه‌ای برتر از دیگران نزد خداوند برشمرده است: «اَلَّذینَ ءامَنوا و هاجَروا وجـهَدوا فی سَبیلِ اللّهِ بِاَمولِهِم و اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَهً عِندَاللّه» [۱۵۳]

امنیت اجتماعی
از جمله آثار خوشایند گسترش انفاق در جامعه، نقش مهم آن در گسترش امنیت و سلامت جامعه است، آن‌چنان که آن را از لوازم حیات اجتماعی شمرده‌اند. گاه این ویژگیِ انفاق را از آیه ۳۸ سوره محمد برداشت کرده‌اند. [۱۵۴] [۱۵۵] مفسران مراد از هلاکت را در آیه ۱۹۵ سوره بقره: «واَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ ولا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَه» [۱۵۶] غلبه دشمنان بر مسلمانان بر اثر خودداری از صرف مال در راه جهاد و به طور کلی امتناع از انفاق کردن در راه خدا دانسته‌اند که در نهایت به ضعف مسلمانان و گسترش ناامنی در جامعه می‌انجامد. [۱۵۷] [۱۵۸] [۱۵۹]

رحمت و بخشش الهی
انفاق کردن در راه خدا در شمار اعمالی است که جلب رحمت خداوند و آمرزش گناهان را در پی دارد: «سَیُدخِلُهُمُ اللّهُ فی رَحمَتِه» [۱۶۰] ، «قالَ اللّه… لئِن اَقَمتُمُ الصَّلوه… و اَقرَضتُمُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا لاَکَفِّرَنَّ عَنکُم سَیِّـاتِکُم» [۱۶۱] [۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴] [۱۶۵]
[۱۶۶]
آیات ۱۰۲ ـ ۱۰۳ سوره توبه درباره ابولبابه و یارانش نازل شده که پس از ارتکاب گناه، توبه کرده و از خداوند عفو طلبیدند. خداوند ضمن پذیرش توبه آنان به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمان داد تا برای پاک شدن آنان بخشی از اموالشان را بگیرد: «وءاخَرونَ اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم خَلَطوا عَمَلاً صــلِحـًا وءاخَرَ سَیِّئـًا عَسَی اللّهُ اَن یَتوبَ عَلَیهِم اِنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیم خُذ مِن اَمولِهِم صَدَقَهً تُطَهِّرُهُم وتُزَکّیهِم…» [۱۶۷] هرچند بیشتر مفسران مراد از «صدقه» را در این آیه، زکات واجب دانسته‌اند [۱۶۸] [۱۶۹] ، با توجه به حدیثی که در شأن نزول آیه نقل شده [۱۷۰] [۱۷۱] برخی مفسران بر آن‌اند که بخشی از این اموال زکات و بخشی دیگر کفاره بوده است. [۱۷۲] [۱۷۳]

پاداش اخروی و فرجام نیک
انفاق مالی یا غیر مالی، هرچند کوچک باشد بر خداوند مخفی نیست: «و ما تَفعَلوا مِن خَیر فَاِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیم» [۱۷۴]، «و ما اَنفَقتُم مِن نَفَقَه اَو نَذَرتُم مِن نَذر فَاِنَّ اللّهَ یَعلَمُهُ…» [۱۷۵] [۱۷۶] [۱۷۷] [۱۷۸] [۱۷۹]کم‌ترین انفاق در پرونده اعمال انسان نوشته می‌شود: «ولا یُنفِقونَ نَفَقَهً صَغیرَهً ولا کَبیرَهً ولا یَقطَعونَ وادِیـًا اِلاّ کُتِبَ لَهُم» تا وی را بهتر از آنچه انفاق کرده، پاداش دهد: «لِیَجزِیَهُمُ اللّهُ اَحسَنَ ما کانوا یَعمَلون» [۱۸۰]
در آیات متعددی از قرآن‌ کریم به پاداش اخروی انفاق تصریح شده؛ از جمله با تعابیری چون: «اجراً عظیماً» [۱۸۱] [۱۸۲] [۱۸۳]، «اجر کبیر» [۱۸۴]، «اجر کریم» [۱۸۵] [۱۸۶] «رزق کریم» [۱۸۷]؛ همچنین در آیه ۲۶۱ سوره بقره انفاق‌کنندگان اموال در راه خدا را مانند بذری دانسته که ۷ خوشه برویاند و در هر خوشه ۱۰۰ دانه باشد: «مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّه اَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنـبُلَه مِائَهُ حَبَّه…» مفسران از این آیه چنین استفاده کرده‌اند که پاداش اخروی انفاق (یا خصوص انفاق برای جهاد، به نظر برخی مفسران) ۷۰۰ برابر کار خیر یا حتّی بیش از آن است: «واللّهُ یُضـعِفُ لِمَن یَشاءُ» [۱۸۸] [۱۸۹] انفاق‌گران در آخرت از بهشت و نعمتهای بهشتی بهره‌مند خواهند شد: «جَنّـتٌ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهـرُ خــلِدینَ فیها…» [۱۹۰] [۱۹۱] [۱۹۲] [۱۹۳] [۱۹۴] [۱۹۵] [۱۹۶] [۱۹۷]؛ همچنین در برخی آیات با تعابیری دیگر به پاداش خروی اشاره شده است؛ مانند: آیه۲۲ سوره رعد: «لَهُم عُقبَی‌الدّار» [۱۹۸] [۱۹۹] [۲۰۰] [۲۰۱] [۲۰۲] وصف شایع دیگر در قرآن درباره انفاق‌کنندگان، «مفلحون» (رستگاران) است که بر فرجام نیک آنان دلالت دارد [۲۰۳] [۲۰۴] [۲۰۵] : «اُولـئِکَ هُمُ المُفلِحون» [۲۰۶] و نیز سوره توبه آیه۸۸، سوره روم آیه۳۸ و سوره حشر آیه۹ و سوره تغابن آیه۱۶.

آداب انفاق

افزون بر شرایط اختصاصیِ هر یک از اقسام واجب انفاق، شماری از شرایط و آداب عام انفاق در قرآن مورد تأکید قرار گرفته که مهم‌ترین آنها عبارت است از:

اسلام و ایمان
انفاق هنگامی مقبول خداوند و موجب پاداش خواهد بود که انفاق کننده، به خدا و پیامبر ایمان داشته باشد: «ءامِنُوا بِاللّهِ ورَسولِهِ واَنفِقوا مِمّا جَعَلَکُم مُستَخلَفینَ فیهِ فَالَّذینَ ءامَنوا مِنکُم واَنفَقوا لَهُم اَجرٌ کَبیر» [۲۰۷]، ازاین‌رو انفاق منافقان بدین جهت که آنان در باطن به خدا و رسول ایمان نیاورده بودند، مردود معرفی شده است [۲۰۸] [۲۰۹] : «قُل اَنفِقوا طَوعـًا اَو کَرهـًا لَن یُتَقَبَّلَ مِنکُم… و ما مَنَعَهُم اَن تُقبَلَ مِنهُم نَفَقـتُهُم اِلاّ اَنَّهُم کَفَروا بِاللّهِ وبِرَسولِه» [۲۱۰]؛ همچنین انفاق کافران هیچ سودی برای آنان ندارد و موجب پاداش نمی‌شود. [۲۱۱] سوره بقره آیه۲۶۴ و سوره آل‌عمران آیه ۱۱۷ انفاق کافران را به بادی بسیار سرد تشبیه کرده که به زراعت قومی که بر خود ستم کرده‌اند، بوزد و آن را نابود سازد: «مَثَلُ ما یُنفِقونَ فی هـذِهِ الحَیوهِ الدُّنیا کَمَثَلِ ریح فیها صِرٌّ اَصابَت حَرثَ قَوم ظَـلَموا اَنفُسَهُم فَاَهلَکَتهُ…»

 قصد قربت
انفاق هنگامی پذیرفته و موجب پاداش می‌شود که تنها برای رضایت خداوند باشد: «و ما ءاتَیتُم مِن زَکوه تُریدونَ وجهَ اللّهِ فَاُولـئِکَ هُمُ المُضعِفون» [۲۱۲] مراد از زکات را در این آیه مطلق انفاق در راه خدا دانسته‌اند [۲۱۳] [۲۱۴] [۲۱۵] [۲۱۶]؛ همچنین یکی از معانیِ «قرض حَسَن» در آیه ۱۱ سوره حدید: «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضـًا حَسَنـًا» [۲۱۷] صدق نیت انفاق کننده ذکر شده است. [۲۱۸] در آیه ۲۶۵ سوره بقره انفاقی که برای خشنودی خدا انجام شود، به بوستانی بر بلندی تشبیه شده که اگر باران درشت قطره بر آن ببارد، میوه خود را دو چندان دهد و اگر باران نرم هم بر آن ببارد سودمند است [۲۱۹] : «و مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُمُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللّهِ وتَثبیتـًا مِن اَنفُسِهِم کَمَثَلِ جَنَّه بِرَبوَه اَصابَها وابِلٌ فَـاتَت اُکُلَها ضِعفَینِ فَاِن لَم یُصِبها وابِلٌ فَطَـلٌّ…» در برابر، انفاقِ آلوده به ریا و تهی از نیت خالصانه، به قطعه سنگی تشبیه شده که بر آن لایه نازکی از خاک باشد و با بارش بارانِ درشت قطره، صاف و بی‌ثمر رها شود [۲۲۰] : «کَالَّذی یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ ولا یُؤمِنُ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفوان عَلَیهِ تُرابٌ فَاَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًا…» [۲۲۱] چنین انفاقی نزد خداوند مقبول نیست و هیچ پاداشی ندارد.

پرهیز از منت گذاری
شرط دیگر بهره‌مند شدن انفاق‌گران از پاداش الهی این است که انفاق با منت گذاشتن بر نیازمندان یا آزار آنان همراه نباشد:«اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم فی سَبیلِ اللّهِ ثُمَّ لایُتبِعونَ ما اَنفَقوا مَنًّا ولاَ اَذًی لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ولا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» [۲۲۲]، ازاین‌رو در برخی آیات مؤمنان از منت گذاشتن بر انفاق شونده منع شده‌اند [۲۲۳] [۲۲۴] [۲۲۵] و این کار موجب بطلان (حبط) انفاق شمرده شده است [۲۲۶]س [۲۲۷] : «یـاَیُّها الَّذینَ ءامَنوا لاتُبطِـلوا صَدَقـتِکُم بِالمَنِّ والاَذی» [۲۲۸] در آیه ۲۶۳ سوره بقره گفتار نیکو و درگذشتن از خطای نیازمندان بهتر از چنین انفاقی به شمار رفته است: «قَولٌ مَعروفٌ ومَغفِرَهٌ خَیرٌ مِن صَدَقَه یَتبَعُها اَذیً» مراد از «قَولٌ مَعروفٌ» گفتار ملایم و پسندیده با نیازمندان یا دعا کردن برای آنان در صورتی است که آنها نیاز خود را با ملایمت اظهار کنند و مراد از «مَغفِرهٌ» درگذشتن از خطای نیازمندان سائل در مواردی است که آنان نیازخود را با خشونت و به گونه ناشایست اظهار می‌کنند. [۲۲۹] [۲۳۰] برخی مراد از «قَولٌ مَعروفٌ» را وعده نیکو و مراد از «مَغفرهٌ» را عفو و گذشت از ظلم سائل دانسته‌اند. [۲۳۱]

انفاق از مال حلال
قرآن‌ کریم به مؤمنان فرمان داده که از اموال پاکیزه‌ای که به دست آورده‌اند انفاق کنند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِن طَیِّبـتِ ما کَسَبتُم» [۲۳۲] برخی مفسران مراد از «طیبات» را اموال حلال دانسته‌اند. [۲۳۳] [۲۳۴] این آیه درباره گروهی نازل شده که ثروتهای فراهم آمده از طریق ربا را در راه خدا انفاق می‌کردند. [۲۳۵] [۲۳۶] بنابر حدیثی، امام صادق(علیه السلام) به شخصی که با مال دزدیده شده انفاق می‌کرد فرمود: خداوند تنها از پرهیزکاران (اعمال خیر را) می‌پذیرد:«اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ المُتَّقین» [۲۳۷] [۲۳۸] این شرط که در لزوم آن از دیدگاه فقهی تردیدی نیست از برخی آیات دیگر نیز استفاده شده است؛ از جمله: آیات ۲۴۵ و ۲۷۰ سوره بقره [۲۳۹]

انفاق از چیزهای محبوب
از شرایط دیگر بهره‌مندی از پاداش الهی در انفاق این است که انفاق از سرمایه‌های مورد علاقه انفاق کننده صورت گیرد:«لَن تَنالوا البِرَّ حَتّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ» [۲۴۰] از دیدگاه قرآن ابرار کسانی‌اند که با وجود علاقه‌مندی به مال، آن را به مسکین و یتیم و اسیر می‌بخشند: «اِنَّ الاَبرارَ… ویُطعِمونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسکینـًا ویَتیمـًا واَسیرا» [۲۴۱] البته این تفسیر مبتنی بر این نظر است که ضمیر «حُبِّهِ» به طعام بازگردد. [۲۴۲] [۲۴۳] در آیه ۱۷۷ سوره بقره نیز قید مذکور (عَلی حُبِّه)برای انفاق ذکر شده است؛ همچنین مؤمنان مأمور شده‌اند که از اموال مرغوب و سالم انفاق کنند و از انفاق اموال نامرغوب بپرهیزند: «یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اَنفِقوا مِن طَیِّبـتِ ما کَسَبتُم… ولا تَیَمَّموا الخَبیثَ مِنهُ تُنفِقونَ ولَستُم بِـاخِذیهِ اِلاّ اَن تُغمِضوا» [۲۴۴] برخی مراد از «طَیِّبات» را در این آیه مال بی‌عیب و نقص دانسته‌اند [۲۴۵] [۲۴۶] [۲۴۷] ؛ همچنین روایت شده که این آیه در مورد مسلمانانی نازل شده که خرمای خشک و نامرغوب را با خرمای خوب می‌آمیختند و به مستمندان می‌دادند. [۲۴۸] [۲۴۹] برخی مراد از «فحشاء» را در آیه ۲۶۸ سوره بقره انفاق کردن از جنس نامرغوب و پست دانسته‌اند: «الشَّیطـنُ یَعِدُکُمُ الفَقرَ ویَأمُرُکُم بِالفَحشاء» زیرا انفاق جنس پست معصیت خدا بوده و معصیت الهی نوعی فحشاست. [۲۵۰]

میانه‌روی درانفاق
شرط مهم دیگر برای انفاق، رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در این کار خیر است: «والَّذینَ اِذا اَنفَقوا لَم یُسرِفوا ولَم یَقتُروا و کانَ بَینَ ذلِکَ قَوامـا» [۲۵۱] [۲۵۲] در تفسیر این آیه از امام صادق(علیه السلام)چنین نقل شده که آن حضرت مشتی سنگریزه برداشت و آن را محکم در دست گرفت و فرمود: این «اِقتار» است و مشتی دیگر برگرفت و چنان دست را گشود که همه ریگها ریخت و فرمود که این «اسراف» است و بار سوم که سنگریزه‌ها را برداشت، دست را تا آن حد گشود که برخی از ریگها ریخت و برخی دیگر ماند و فرمود: این «قَوام» است. [۲۵۳] برخی گفته‌اند که اسراف، انفاق در معصیت خدا، اقتار خودداری از طاعت خدا و قوام انفاق در طاعت خداست. [۲۵۴] [۲۵۵] [۲۵۶] خداوند در آیه ۲۹ سوره‌اسراء خطاب به پیامبر فرموده که هرگز دست خود را بر گردنت زنجیر مکن و بیش از حد دست خود را مگشای تا مورد نکوهش قرار گیری: «و لا تَجعَل یَدَکَ مَغلولَهً اِلی عُنُقِکَ ولا تَبسُطها کُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلومـًا مَحسورا» به نظر مفسران مفاد جمله نخست آیه، نهی از انفاق نکردن و مفاد جمله دوم زیاده‌روی در آن است و این آیه به میانه‌روی در انفاق توصیه می‌کند [۲۵۷] [۲۵۸] [۲۵۹] ؛ همچنین برخی مراد از به هلاکت انداختن خود را در آیه ۱۹۵ سوره بقره، اسراف در انفاق و مثلا بخشیدن همه دارایی خود دانسته‌اند. [۲۶۰] [۲۶۱] [۲۶۲]
کلمه «عفو» در آیه ۲۱۹ سوره بقره: «یَسـَلونَکَ ماذَا یُنفِقونَ قُلِ العَفوَ» به اموال مازاد تفسیر شده است. [۲۶۳] [۲۶۴] [۲۶۵] [۲۶۶] به تعبیر دیگر، مؤمنان باید زاید بر نیاز خود و خانواده خود را انفاق و میانه‌روی را رعایت کنند. [۲۶۷]
واژه انفاق و مشتقات آن در آیات متعدد با من تبعیضیه ذکر شده که بیانگر انفاق بخشی از اموال است [۲۶۸] [۲۶۹] ؛ مانند: «و مِمّا رَزَقنـهُم یُنفِقون» [۲۷۰] گاه برای اثبات این امر به تعابیر دیگر همچون عدم تبذیر در آیه «وءاتِ ذَا القُربی حَقَّهُ والمِسکینَ وابنَ السَّبیلِ ولا تُبَذِّر تَبذیرا» [۲۷۱] استناد شده است. [۲۷۲] [۲۷۳]

 انفاق نهانی
هرچند انفاق در راه خدا، چه آشکار باشد و چه نهان، دارای اجر و پاداش است: «اَلَّذینَ یُنفِقونَ اَمولَهُم بِالَّیلِ والنَّهارِ سِرًّا وعَلانِیَهً فَلَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم ولا خَوفٌ عَلَیهِم ولا هُم یَحزَنون» [۲۷۴] [۲۷۵] [۲۷۶] [۲۷۷] [۲۷۸]؛ ولی انفاق پنهانی پاداش بیشتری دارد:«اِن تُبدوا الصَّدَقـتِ فَنِعِمّا هِیَ واِن تُخفوها وتُؤتوهَا الفُقَراءَ فَهُوَ خَیرٌ لَکُم ویُکَفِّرُ عَنکُم مِن سَیِّـاتِکُم» [۲۷۹]، زیرا در چنین انفاقی ریا قطعاً ممکن نیست و آبروی نیازمندان نیز محفوظ می‌ماند. [۲۸۰] [۲۸۱] برخی از مفسران گفته‌اند که این امر ویژه انفاقهای مستحب است؛ اما انفاقهای واجب بهتر است آشکار باشد. [۲۸۲] [۲۸۳] در احادیث هم این نکته مطرح شده است. [۲۸۴] [۲۸۵]

انفاق در شرایط دشوار
انفاق چه در حال گشایش روزی و عدم وجود نیاز شدید خود فرد یا جامعه و چه در حال سختی و نیاز شدید، استحقاق پاداش دارد: «و سارِعوا اِلی مَغفِرَه مِن رَبِّکُم وجَنَّه عَرضُهَا السَّمـوتُ والاَرضُ اُعِدَّت لِلمُتَّقین اَلَّذینَ یُنفِقونَ فِی السَّرّاءِ والضَّرّاءِ…» [۲۸۶]؛
امّا انفاق در شرایط بحرانی و دشوار از اجر بیشتری برخوردار است، چنان‌که قرآن کریم انفاق قبل از فتح را که دوره مشقّتِ مسلمانان بود، برتر از انفاق پس از فتح دانسته است: «لا یَستَوی مِنکُم مَن اَنفَقَ مِن قَبلِ الفَتحِ وقـتَلَ اُولـئِکَ اَعظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذینَ اَنفَقوا مِن بَعدُ وقـتَلوا وکُلاًّ وعَدَ اللّهُ الحُسنی» [۲۸۷] برخی مراد از «فتح» را در این آیه صلح حدیبیه و برخی فتح مکه دانسته‌اند [۲۸۸] [۲۸۹] ؛ ولی شماری دیگر احتمال داده‌اند که مراد، مطلق فتح و پیروزی باشد و ایثار جان و مال در شرایط بحرانی و دشوار به طور کلی برتر از یاری اسلام در شرایط عادی باشد. [۲۹۰]
افزون بر این موارد، آداب و ویژگیهای مطلوب و نامطلوب دیگری نیز برای انفاق در شماری از آیات قرآن آمده است؛ مانند اینکه انفاق باید بدون کراهت و با رغبت و رضایت باطنی صورت گیرد و کراهت در انفاق از ویژگی‌های انفاق منافقان شمرده شده است [۲۹۱] [۲۹۲] [۲۹۳] : «… و لا یُنفِقونَ اِلاّ وهُم کـرِهون» [۲۹۴]؛ همچنین در برخی آیات تعابیری آمده که مفسران آنها را اشاره‌ای کلّی به شرایط و آداب انفاق دانسته‌اند؛ مانند تعابیر «قَرضاً حَسَناً» در آیه۱۱ سوره حدید. [۲۹۵]

مصارف انفاق (شاگردان کلاس بیشتر توجه کنند)

در آیات بسیاری از انفاق در راه خدا به گونه مطلق (فی سَبیلِ اللّهِ) سخن به میان آمده مانند: «واَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ…» [۲۹۶] [۲۹۷] [۲۹۸] [۲۹۹] [۳۰۰] هرچند شأن نزول برخی از این آیات موارد خاصی مانند جهاد در راه خدا بوده [۳۰۱] [۳۰۲] [۳۰۳] ؛ ولی به تصریح مفسران «فی سَبیلِ اللّهِ» تعبیری عام است و همه کارهای خیر و هر کار مشروع را دربرمی‌گیرد؛ مانند جهاد با دشمن، حجّ، ساختن پل، مسجد و مانند اینها، کمک کردن به نیازمندان و یتیمان و جز آن. [۳۰۴] [۳۰۵] [۳۰۶] [۳۰۷] با این همه، در برخی آیات، مصارف ویژه‌ای برای انفاق ذکر شده و برخی موارد مصرف دارای ویژگی‌هایی به شمار رفته و بر سایر موارد مقدم شده است. این موارد عبارت است از:

خویشاوندان
در آیات متعددی که از مصارف انفاق سخن رفته، خویشاوندان مقدم بر دیگران ذکر شده‌اند: «ولـکِنَّ البِرَّ مَن… وءاتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی القُربی…» [۳۰۸] [۳۰۹] [۳۱۰] در آیه ۸ سوره نساء آمده که اگر خویشاوندان هنگام تقسیم ارث حاضر بودند سهمی به آنان بدهید: «واِذا حَضَرَ القِسمَهَ اُولوا القُربی… فَارزُقوهُم مِنه» [۳۱۱] مراد از خویشاوندان در این آیه کسانی‌اند که در آیات ارث سهمی برای آنان مقرر نشده است. [۳۱۲] [۳۱۳] برخی این حکم را وجوبی دانسته‌اند؛ ولی با توجه به اینکه وارثان در شریعت مشخص و معلوم شده‌اند، این نظر را مردود شمرده‌اند. [۳۱۴] [۳۱۵]
نظر دیگر این است که این حکم استحبابی با آیه ۱۱ سوره نساء که در آن برخی صاحبان سهام ارث تعیین شده‌اند، نسخ گردیده است؛ ولی این نظر هم مردود شمرده شده است. [۳۱۶] [۳۱۷]
از میان خویشاوندان، پدر و مادر (والدین) بر دیگران مقدم‌اند: «یَسـَلونَکَ ماذا یُنفِقونَ قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیر فَلِلولِدَینِ والاَقرَبینَ…» [۳۱۸]«والدین» شامل اجداد نیز می‌شود. [۳۱۹] برخی آیه زکات را ناسخ این آیه دانسته‌اند؛ ولی با توجه به عام بودن مفهوم این آیه نسبت به انفاقهای واجب و مستحب این نظر پذیرفته نشده است. [۳۲۰] [۳۲۱] در احادیث هم اولویت خویشاوندان، به ویژه بستگان نزدیک بر دیگران در انفاق تأکید شده است. [۳۲۲] [۳۲۳]

یتیمان
مورد دیگر صرف مال در انفاق، یتیمان نیازمند هستند: «قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیر فَلِلولِدَینِ… والیَتـمی» [۳۲۴] [۳۲۵] [۳۲۶] در این میان، یتیمِ خویشاوند بر دیگر ایتام مقدم است [۳۲۷] : «اَو اِطعـمٌ فی یَوم ذی مَسغَبَه یَتیمـًا ذا مَقرَبَه» [۳۲۸]

فقرا و مساکین
نیازمندان و فقیران دیگر مورد صرف انفاق‌اند: «و لـکِنَّ البِرَّ… والمَسـکینَ» [۳۲۹] [۳۳۰] در آیه ۳۸سوره روم به پیامبر امر شده که حق مسکینان را بدهد: «وءاتِ ذَا القُربی حَقَّهُ والمِسکینَ» [۳۳۱] بیشتر تفاسیر [۳۳۲] [۳۳۳] [۳۳۴] مراد از این حق را حقوق واجب مانند زکات، خمس و رفع نیازهای ضروری نیازمندان و برخی [۳۳۵] اعم از حقوق واجب و مستحب دانسته‌اند. نیازمندان آبرومند که دست نیاز به سوی دیگران نمی‌گشایند، بر دیگران مقدم‌اند:«لِلفُقَراءِ الَّذینَ اُحصِروا فی سَبیلِ اللّهِ لایَستَطیعونَ ضَربـًا فِی الاَرضِ یَحسَبُهُمُ الجاهِلُ اَغنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعرِفُهُم بِسِیمـهُم لایَسـَلونَ النّاسَ اِلحافـًا» [۳۳۶] شاید ذکر فقیر قانع (آن که نیاز خود را ابراز نمی‌کند) پیش از مُعْتَرّ (آن که دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌کند) [۳۳۷] در آیه ۳۶ سوره حج : «و اَطعِموا القانِعَ والمُعتَرَّ» [۳۳۸] به تقدم این‌گونه نیازمندان اشاره داشته باشد. برخی مفسران معنای فقیر و مسکین را یکسان می‌دانند؛ ولی برخی آن دو را مترادف ندانسته و گفته‌اند که فقیر کسی است که درخواست کمک (سؤال) نمی‌کند؛ ولی مسکین سؤال می‌کند، یا فقیر کسی است که مال اندکی دارد؛ ولی مسکین هیچ مالی ندارد. اقوال دیگری نیز وجود دارد. [۳۳۹] [۳۴۰]

ابن السبیل
مسافرانی که به علت از دست دادن توان مالی خود از ادامه سفر خود باز مانده‌اند نیز از جمله مصارف انفاق‌اند: «قُل ما اَنفَقتُم مِن خَیر فَلِلولِدَینِ… وابنِ السَّبیلِ» [۳۴۱] در برخی اقسام واجب انفاق مانند زکات و خمس، ابن‌السبیل از جمله موارد صرف مال شمرده شده است. [۳۴۲] [۳۴۳]

مهاجران در راه خدا
از دیگر موارد صرف مال در انفاق، کسانی هستند که بر اثر هجرت کردن در راه خدا امکان تأمین معاش خود را ندارند. [۳۴۴] این آیه در مورد اصحاب صفّه نازل شد که به مدینه مهاجرت کرده بودند و به سبب شرکت کردن در جنگها قادر به تأمین معاش خود نبودند. [۳۴۵] [۳۴۶] در آیه‌ای دیگر، قرآن از انفاق مردم مدینه به مهاجران سخن به میان آورده و آن را ستوده است: «والَّذینَ تَبَوَّءُو الدّارَ والایمـنَ مِن قَبلِهِم یُحِبّونَ مَن هاجَرَ اِلَیهِم ولا یَجِدونَ فی صُدورِهِم حاجَهً مِمّا اوتوا ویُؤثِرونَ عَلی اَنفُسِهِم ولَو کانَ بِهِم خَصاصَهٌ» [۳۴۷]، در آیه ۲۲ سوره نور نیز مسلمانانی که بر ترک انفاق به برخی مهاجران سوگند یاد کرده‌اند، نکوهش شده و از این کار منع شده‌اند: «ولا یَأتَلِ اولُوا الفَضلِ مِنکُم والسَّعَهِ اَن یُؤتوا اولِی القُربی… والمُهـجِرینَ فی سَبیلِ اللّهِ» به گفته برخی مفسران، این آیه درباره سوگند ابوبکر درباره اینکه به مسطح که مردی تهیدست از مهاجران بود (به علت مشارکت او در ماجرای اِفک) کمک مالی نکند نازل گردید. [۳۴۸] [۳۴۹]

سائلان
آنها که دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌کنند سائلان) استحقاق برخوردار شدن از انفاق را دارند: «واَمَّا السّائِلَ فَلا تَنهَر»( [۳۵۰] [۳۵۱] قرآن مؤمنان حقیقی را کسانی می‌داند که در اموال خود حقی برای سائلان و محرومان قرار می‌دهند: «و فی اَمولِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ والمَحروم» ( [۳۵۲] [۳۵۳] برخی احادیث منقول از اهل بیت(علیهم السلام)مراد از حق را در این آیات مالی شمرده‌اند که مؤمنان به صورت هفتگی یا ماهانه یا سالانه به سائلان و نیازمندان می‌پردازند [۳۵۴] [۳۵۵] [۳۵۶] و کمک کردن به سائل، هرچند گمان بی‌نیازی او برود، بسیار توصیه شده است. [۳۵۷] [۳۵۸] در برخی روایات دیگر درباره علت این کار آمده است که گاهی فرشتگان الهی برای آزمودن برخی انسانها به در خانه آنها مراجعه کرده و از آنان چیزی طلب می‌کنند. [۳۵۹] [۳۶۰]

 آزادسازی برده‌گان
آزادسازی بردگان به عنوان کاری واجب و گاه مستحب در برخی آیات قرآن از مصارف انفاق ذکر شده است. در آیه ۱۷۷ سوره بقره آزادی برده از وجوه برّ معرفی شده و در آیات ۱۱ تا ۱۳ سوره بلد آن را گردنه‌ای سخت دانسته و افرادی که با آزادی بردگان از آن عبور نمی‌کنند را نکوهش کرده است: «فَلا اقتَحَمَ العَقَبَه و ما اَدرکَ مَا العَقَبَه فَکُّ رَقَبَه» [۳۶۱]در آیه‌ای دیگر به مؤمنان سفارش شده که از طریق انعقاد قرارداد مکاتبه با بردگان و هزینه کردن بخشی از اموال خود در این راه، زمینه آزادی آنان را فراهم کنند: «والَّذینَ یَبتَغونَ الکِتـبَ مِمّا مَلَکَت اَیمـنُکُم فَکاتِبوهُم… وءاتوهُم مِن مالِ اللّهِ الَّذی ءاتـکُم» [۳۶۲]

جهاد در راه خدا
در آیه ۶۰ سوره انفال مسلمانان به تهیه کردن ا بزارآلات نظامی و صرف مال در این راه ترغیب شده‌اند: «واَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه… و ما تُنفِقوا مِن شَیء فی سَبیلِ اللّهِ یُوَفَّ اِلَیکُم» [۳۶۳] همچنین در آیه‌ای دیگر مؤمنان مأمور شده‌اند که با ترک نکردن انفاق در راه جهاد که موجب غلبه دشمن بر آنان می‌شود [۳۶۴] س [۳۶۵] خود را به هلاکت نیندازند: «واَنفِقوا فی سَبیلِ اللّهِ ولا تُلقوا بِاَیدیکُم اِلَی التَّهلُکَهِ» [۳۶۶]، ازاین‌رو برخی بر آن‌اند که اگر مسلمانان به مقدار نیاز در این راه انفاق نکنند بر امام عادل واجب است که آنان را به این کار وادارد. [۳۶۷] البته کسانی که توانایی مالی کافی ندارند مسئولیتی نخواهند داشت:«لَیسَ عَلَی الضُّعَفاءِ… و لا عَلَی الَّذینَ لا یَجِدونَ ما یُنفِقونَ حَرَجٌ…» [۳۶۸]

مؤلفه القلوب
از جمله مصارف انفاقهای واجب (مانند زکات)، کمک کردن به کافران به انگیزه جلب محبت آنان و دلجویی از آنهاست [۳۶۹]؛ همچنین اصولا انفاق به آنان مستحب و موجب پاداش الهی است: «لَیسَ عَلَیکَ هُدهُم ولـکِنَّ اللّهَ یَهدی مَن یَشاءُ وما تُنفِقوا مِن خَیر فَلاَِنفُسِکُم» [۳۷۰] در شأن نزول این آیه نقل شده که ابتدا مسلمانان حاضر نبودند که به غیر مسلمانان کمک مالی کنند و این آیه نازل شد و این کار را روا شمرد [۳۷۱] [۳۷۲] ؛ نیز نقل شده که مادر و جده کافر زنی مسلمان به نام اسماء از او درخواست کمک کردند؛ ولی او به سبب کفر آنان، از انفاق کردن خودداری کرد و این آیه نازل شد. [۳۷۳] [۳۷۴] البته انفاق کردن تنها به کافرانی جایز است که با مسلمانان به جنگ برنخیزند و آنان را از دیارشان بیرون نکنند: «لا یَنهـکُمُ اللّهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقـتِلوکُم فِی الدّینِ و لَم یُخرِجوکُم مِن دیـرِکُم اَن تَبَرّوهُم وتُقسِطو ا اِلَیهِم» [۳۷۵]
افزون بر مصارف مذکور، می‌توان به برخی مصارف انفاق واجب که در قرآن ذکر شده و عمدتاً به زکات مربوط می‌شود اشاره کرد [۳۷۶] [۳۷۷] ؛ از جمله «العـمِلینَ عَلَیها» یعنی آنها که برای جمع‌آوری و نگاهداری زکات کوشش می‌کنند و «غارمان» یا بدهکاران: «اِنَّمَا الصَّدَقـتُ لِلفُقَراءِ و… والعـمِلینَ عَلَیها و… والغـرِمینَ» [۳۷۸]

فرزین نجفی پور – مسئول کلاس های بنش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...