خانه / بینش و رویا / آموزه ها / تربیت کودک (قسمت اول)

تربیت کودک (قسمت اول)

تلاش میشود تا نکات ارزنده و سازنده ی مختص تربیت کودکان تقدیم گردد فقط یادآور میشود که هرگز با مطالعه مقالات نمی توان نسبت به تربیت صحیح کودک اقدام نمود زیرا هر کودکی نیاز به بررسی رقتاری و اخلاقی ریشه ای داشته و و تناسب برآوردها می توان بهترین تربیت را انجام داد و این امر ممکن نیست مگر با حضور مرجعی آگاه در محیط خانواده.

لیک مطالب کلی و در حد درک عموم تقدیم میشود.

توجه به عزت نفس در کودکان
یکی از دلایل توجه زیادی که به عزت نفس می شود، این تصور است که ممکن است ضعف بعضی از کودکان در خارج از محیط خانه ناشی از کمی عزت نفس آنان باشد. چندین برنامه تربیتی برای بالا بردن عزت نفس کودک به این امید طرح ریزی شده است که بتواند عملکرد او را در محیط اجتماعی نیز پیش ببرد.

عزت نفس، اطمینان به خود و ارزش قایل شدن برای خود را به همراه می آورد. مردم منطبق با خود انگاره خود و توقعات خودشان و دیگران رفتار می کنند. تصور شخص از خودش، تعیین کننده سرنوشت او خواهد بود. انتقاد کردن از کودک نه فقط از انگیزه حرکت می کاهد، بلکه همچنین تأثیری منفی بر عزت نفس دارد که بر سطح توقع از خود تأثیر می گذارد. انتقاد مثبت، توجه و حمایت از کودک در ایجاد خودانگاره، دستیابی به یک حس مطلوب انتظار از خود و انگیخته باقی ماندن کمک می کند. هنگام تمجید از فرزندتان با استفاده از تعاریف متنوع می توانید بر او تأثیر گذاشته و اعتبار بیشتری به او ببخشید. نه فقط این تعاریف، خودانگاره فرزندتان را بهتر می کند، بلکه با استفاده بیشتر از آنها به نحو مثبت تری شاهد رشد کیفیات و عملکردهای خوب در او خواهید بود. (فرگوسن، ۱۳۸۲، ص۱۳۴ و ۱۳۹)

کمک به رشد یک خودانگاره مثبت به دور از محدودیت های تصور قالبی، گام مهمی در جهت صحیح می باشد. کودکی با خودانگاره خوب، انضباط شخصی بیشتری دارد و برای یادگیری و ارتقای سطح مهارت هایش بهتر انگیخته شده است. برای ارتقای خودانگاره فرزندتان، اعتقاد داشته باشید که او مهم ترین کودک دنیاست سپس او را وادار به قبول این مطلب نمایید. (فرگوسن، ۱۳۸۲، ص۱۴۸)

حقایقی در باره عزت نفس
عزت نفس بر موفقیت های مدرسه ای مؤثر است. بچه هایی که احساس خوبی در باره توانایی های خود دارند، به احتمال قوی در مدرسه بهتر از بچه هایی عمل می کنند که اغلب فکر می کنند نمی توانند کارها را به درستی انجام دهند. موفقیت های مدرسه نیز متقابلاً در عزت نفس بچه ها اثر می گذارند. چگونگی موفقیت های مدرسه ای دانش آموزان بر احساس آنها در مورد خود مؤثر خواهد بود. بچه هایی که عملکرد آنها در سطح پایینی است، این سطح عملکرد را به سایر فعالیت های خو نیز تعمیم می دهند.

عزت نفس در نحوه ارتباط بچه ها با دیگران مؤثر است. بچه هایی که در مورد خود احساس خوبی دارند، تمایل دارند که رابطه ای مثبت با دیگر افراد داشته باشند. عزت نفس در خلاقیت مؤثر است. بچه های با عزت نفس پایین کمتر از بچه هایی که دارای عزت نفس مناسب هستند برای انجام کارهای خلّاقانه ریسک می کنند. والدین در عزت نفس کودکان خود مؤثرند. تحقیقات نشان می دهد که بچه های دارای عزت نفس بالا به داشتن والدین گرایش دارند که به بچه های خود محبت می کنند و احساس مقبولیت به آنان می دهند، در حالی که بچه های با عزت نفس پایین به داشتن والدین نقّاد و دقیق تمایل دارند.

بچه های دارای عزت نفس پایین نسبت به بچه هایی که عزت نفس بالایی دارند، گرایش خیلی بیشتری به کشمکش و ستیز با والدین نشان می دهند.

موارد زیر کارهایی است که والدین می توانند با انجام آنها به افزایش عزت نفس مناسب فرزندان خود کمک نمایند:

ـ فرزندان خود را تحسین و تشویق کنید.

ـ محبت و عشق زیادی نسبت به فرزندان خود نشان دهید.

ـ با بچه های خود با احترام رفتار کنید.

ـ به رفتارها و نگرش های خود اهمیت دهید.

ـ به بچه ها مسئولیت بدهید.

ـ بچه ها را آزاد بگذارید تا بعضی مواقع خطر کنند.

ـ به توانایی ها و علایق فرزندان خود اهمیت دهید.

ـ به سخنان فرزندان خود گوش کرده، به آنها پاسخ دهید.

ـ به قول هایی که به فرزندان خود داده اید، عمل کنید.

(لانگ و زولتن، ۱۳۸۲، ص۵۸ تا ۶۲٫)

عزت نفس در نوجوانان
با گذر از زمان بلوغ، بسیاری از نوجوانان احساس توانمندی و کارآیی بیشتری می کنند. بنابراین احساس مفید بودن و اثربخشی چه بسا باعث تقویت و بالا رفتن عزت نفس گردد، حتی اگر عوامل دیگری همچون تهدید بیکاری یا نزدیک شدن زمان ترک مدرسه نیز به طور همزمان عزت نفس را مورد تهدید قرار دهند. احساس کنترل و قدرت بیشتر در برابر محیط اجتماعی و فیزیکی پیرامون، تأثیرات مثبتی بر عزت نفس دارد. به علاوه نوجوانان ممکن است مهارت های میان فردی و تعاملی خود را با بالا رفتن سن افزایش داده و توان بیشتری در انتخاب همسالان و زمینه هایی داشته باشند که عزت نفس آنها را بالا می برد.

(هندری و دیگران، ۱۳۸۱، ص۲۳٫)

با عنایت به این مطلب که نوجوانان نیازمند حفظ یا ارتقای عزت نفس خویش هستند، این احتمال وجود دارد که برای رویارویی با موقعیت های تهدید کننده، راهکارهایی ایجاد کنند. جوانان دارای عزت نفس یا خودباوری پایین، راهکارهایی را چون گریز از مشارکت گروهی، عدم سخت کوشی و تعیین اهداف غیر واقعی اتخاذ می کنند تا بدین وسیله شرایطی را بیافرینند که به مدد آن شرایط، قادر به حفظ همان حداقل احساس عزت نفس و خودباوری باشند. در طول زمان، نوجوانان دارای خودباوری پایین معمولاً راهکارهای مستعد شکست را اتخاذ کرده و نتیجه های غیرموفقیت آمیز را به ناتوانی خویش و موفقیت ها را به علل محیطی خارج از کنترل خویش نسبت می دهند.

(هندری و دیگران، ۱۳۸۱، ص۲۹ و ۳۰٫)

افزایش عزت نفس دانش آموزان توسط معلمان مدرسه

برای بهبود عزت نفس دانش آموزان باید کار را از کارکنان مدرسه آغاز کنیم. کودکان قبل از هر چیز، از طریق الگوگیری و تقلید، عزت نفس پیدا می کنند اگر خود معلمان عزت نفس کمی داشته باشند، احتمال دارد آن را به شاگردان خود منتقل کنند. در عین حال، آموزگاران هر روز می توانند کارهایی انجام دهند که عزت نفس دانش آموزان افزایش یابد و در پی آن چشم انداز موفقیت آنان گسترش یابد. بدین منظور، الگویی را معرفی می کنیم که با استفاده از آن، دانش آموزان را به سویی می رانیم که در زندگی خود برنده و موفق باشند.

۱ـ این نگرش را ایجاد کنید که هر شخص مسئول نتایج و عواقب کار خود است.

۲ـ بر نقاط مثبت تأکید کنید.

۳ـ بیاموزید که گفتارهای خود را کنترل کنید.

۴ـ در کلاس گروههای حمایت درست کنید.

۵ ـ نقاط قوت و منابع خود را شناسایی کنید.

۶ـ اهداف و آرمان های خود را مشخص کنید.

۷ـ به بازخوردها پاسخ بدهید و استقامت داشته باشید.

آموزگاران با استفاده از این چند اقدام عملی، شاهد افزایش عزت نفس دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنان خواهند بود و لذت ناشی از این جوّ را تجربه خواهند کرد.

(رشد آموزش ابتدایی، مهر ۱۳۸۰، ص ۳۱ تا ۳۳٫)

منابع: 
۱ـ فرگوسن، شری. مازین، لارنس ای، قدرت والدین (برنامه ای برای کمک به موفقیت تحصیلی فرزندان تان)، ترجمه: نسرین پارسا، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، چاپ پنجم، ۱۳۸۲٫

۲ـ هندری، لئوبی و دیگران، اوقات فراغت و سبک های زندگی جوانان، ترجمه: مرتضی ملانظر، فرامرز ککولی دزفولی، تهران، سازمان ملی جوانان، چاپ اول، پ۱۳۸۱٫

۳ـ لانگ، نیکولاس، زولتن، کریستن، مقاله: روش های افزایش عزت نفس در کودکان، ترجمه: حیدر فتحی، نشریه ماهانه آموزش تربیتی پیوند، شماره های۲۹۷، ۲۹۸، ۲۹۹، تابستان ۱۳۸۳٫

۴ـ ماسن، پاول هنری و دیگران، رشد و شخصیت کودک، ترجمه: مهشید پاسایی، تهران، نشر مرکز، چاپ چهارم، ۱۳۷۲٫

۵ـ جک کنفیلد، مقاله: چگونه عزت نفس دانش آموزان را افزایش دهیم.

—————

قشقرق(۱) یا حمله های پرخاشگری کودک، شیوه ای است که او درماندگی یا خشمش را با گریه، جیغ یا گُرُپ گُرُپ بالا و پایین رفتن می نمایاند. وقتی که بچه شما بدخُلقی می کند، ممکن است سرخورده، درمانده، خشمگین، هراسان یا حتی آشفته شوید. از آن گذشته، امکان دارد به فکر بیفتید که مبادا مرتکب اشتباهی شده اید. احتمال دارد اطمینان حاصل کنید که گرچه قشقرق (اوقات تلخی) جزء طبیعی رشد کودک به حساب می آید، ولی خوشایند نیست. تقریبا تمام کودکان بین ۱ تا ۳ سال دچار چنین حالتی هستند. اما در ۴ سالگی از این وضع رهایی می یابند.

 طی این مرحله دشوار و اغلب گیج کننده چه سان می توانید به یاری فرزندتان بشتابید.

از چه رو بچه ها بدعُنق می شوند؟

در مدت زمان بسیار کوتاه، کودکان چیزهای زیادی یاد می گیرند که امکان دارد بزرگترها آنها را بدیهی بپندارند؛ همچون:

چرا نمی توانند همیشه اختیاردار خود باشند؟

چگونه آرزوهایشان را با سایران در میان گذارند؟

به چه کسانی می توانند اطمینان کنند؟

کِی باید بخوابند؟

فراگیری بعضی چیزها، آسانتر از دیگر چیزها است. یادگیری درسهای اجتماعی همانند تسلط بر خلق و خوی، غالبا دشوارترین کار برای بچه ها به شمار می آید.

خردسالان مشتاق اند که بر همه چیز مسلط شوند. می خواهند مستقل باشند و می کوشند بیش از اندازه مهارتها و ایمنی شان، به اقدامی مبادرت ورزند. در ضمن مایلند دست به انتخاب زنند و اغلب به طرز رضایت بخشی به هدف خود نمی رسند و یا از انجام کارها باز داشته می شوند.

بیشتر اوقات بچه ها بدخُلقی می کنند، زیرا بدین وسیله احساساتشان را بیان می دارند. ممکن است این ناکامی طبیعی و گاه خشم را به حالات زیر نمایان سازند:

گریستن و جیغ و داد زدن

خود را زدن یا سر را به اینجا و آنجا کوبیدن

نفس در سینه حبس کردن

شکستن اشیاء

با دیگران بدرفتاری نمودن

الم شنگه و قشقرق، دریچه های اطمینانی هستند که کودک، هنگام افزایش فشار آنها را می گشاید. شما باید جار و جنجالهای او را به منزله بخش عادی و لازمه رشدش بپذیرید و بدانید که آنها به راستی پیامد چالشهای درونی فرزندتان برای رشد و بالندگی است.

گه گاه خردسالان نمی توانند سخنان پدر و مادر خویش و سایر بزرگسالان را کاملاً بفهمند و بیشتر اوقات که حرفهای آنان را خوب ملتفت نمی شوند، آزرده می گردند.

شاید آنها تمامی واژه های ضروری جهت توصیف احساسات و نیازهایشان را ندانند. همین طور، هنوز یاد نگرفته باشند که مشکلاتشان را به تنهایی حل کنند. بچه ها شکست و نامرادی، رنج و درد، بیم و هراس یا عذاب و ناراحتی خویش را با اوقات تلخی نشان می دهند.

بیشتر بچه ها در ۳ سالگی از احساساتشان سخن می گویند، بنابراین قشقرق راه انداختن در این سن، کاهش می یابد. به هر حال، بچه هایی که قادر نیستند احساساتشان را به نحو بسیار رضایت بخشی بر زبان آورند، احتمال دارد کماکان در بدعنقی بسر برند.

گاهی بچه ها بیماری یا دیگر ناراحتیهای جسمی دارند که مانع می شود ایشان آنچه را که در دلشان می گذرد، بر زبان جاری سازند.

سایر حالتهایی که امکان دارد بچه را ناامید یا غضبناک کرده ـ و احتمالاً به بدعنقی اش بیانجامد ـ عبارتند از گرسنگی، خستگی و یا آشفتگی. وانگهی، بچه های نگران و بیمار، که خیلی کم استراحت می کنند یا در محیط خانوادگیِ بسیار تنش زا زندگی می کنند، تعداد دفعات بدخلقی شان محتملاً بسی فزون تر است.

ضعف جسمی نیز سبب می شود که کودکان کم سن و سال ناراحت شوند، به ویژه اگر نتوانند:

راه بروند یا بدوند بی آنکه بیفتند

از پلکان بالا و پایین بروند

روی صندلی بنشینند یا برخیزند

اشیاء یا اسباب بازیهای بزرگ را در دست گیرند

چیزی را روی هم سوار کرده جدا کنند

شیوه پیشگیری از جنجال به پا کردن

شما به عنوان یک پدر و مادر اغلب می توانید زمان بداخلاقی فرزندتان را پیش بینی کنید. امکان دارد بچه شما دمدمی مزاج تر، نق نقوتر و کژخوتر به نظر آید. گریه و ناله سر دهد. گاهی هیچ عاملی ذهن او را از موضوعی خاص منحرف نساخته و یا راحتش نمی گذارد. سرانجام چه بسا گریه آغاز کند و حتی دست و پا زند، جیغ بکشد، به زمین بیفتد یا نفسش را در سینه حبس کند. نباید تعجب کنید که فرزندتان در حضور شما بدخلقی می کند چرا که با اخلاقتان آشنایی دارد و حد و حدودتان را می شناسد در صورتی که ممکن نیست پیش کس دیگری چنین کند. بسیاری از بچه ها احساسات خویش را نزد دیگران بروز نمی دهند و در حضور غریبه ها بیشتر مواظب رفتار و گفتار خود هستند. موقعی که والدین در کنار آنان به سر برده و یاری شان می کنند، خویشتن را بیشتر به خطر می افکنند. به راستی بداخلاقی، نشانه اعتمادی است که فرزندتان به شما دارد.

شما قادر نخواهید بود که از بروز بدعُنقی ها جلوگیری کنید، ولی شاید بتوانید از پیدایش شماری از آنها به این شرط ممانعت به عمل آورید که اطمینان یابید، بچه بیش از اندازه خسته یا دلواپس نیست. سعی کنید:

از اوضاع و احوالی که فرزندتان را درمانده می سازد، بپرهیزید.

محدودیتهای معقولانه ای قایل شوید و انتظار نداشته باشید که بچه شما بی عیب و نقص باشد.

از سیر و سفرهای طولانی یا دیدار از جاهایی که بچه را از آرامش و بازی باز می دارد، خودداری ورزید.

اگر غذا دیر آماده می شود، به وی غذاهای سرپایی (سبک) و سالم بدهید.

موقعی که بچه خسته نیست، او را به فعالیتهای سخت و زمان بر وادارید.

بعضی وقتها فرزندتان خواسته ای از شما دارد که شدنی است، ولی در آن لحظه امکان پذیر نیست. بلافاصله جواب «منفی» دادن ممکن است وی را آماده کج خلقی کند. وقتی مسأله ای پیش پا افتاده باشد، بچه را به حال خود واگذارید ـ مثل اینکه بخواهد به جای بعد از صبحانه، قبل از آن لباس بپوشد. چنانچه مدام به او «نه» بگویید، این بازداشتن، مفهوم واقعی اش را از دست می دهد. لختی مکث کنید و بیندیشید که آیا درخواست فرزندتان حقیقتا ناشدنی است و ارزش دارد که موضع تان را مشخص سازید.

احتمال دارد بچه ها از این سبب اوقات تلخی کنند که پیوسته علت ناتوانی در انجام اعمال مورد نظرشان را در نمی یابید. می توانید بدانان بیاموزید که با عنایت به موارد زیر، همکاری نمایند:

کمک به آنها در جمع و جور کردن بازیچه های شان؛ بازیهای توأم با تفریح و تفنن غالبا در این زمینه، چاره سازند.

نشان دادن جاهایی که می توانند در آنها بازی کنند نه محلهایی که جای بازی نیستند.

شیوه های دیگری که به شما در پیشگیری از خشم و غیظ یاری می کنند، از این قرارند:

آوردن دلایل ساده برای اصول و قواعد

نگهداشتن اشیاء گران و شکننده دور از دسترس اطفال

مراقبت تمام مدت از کودکان برای حصول اطمینان از اینکه ایمنی آنان در معرض خطر نباشد، مانند زمانی که آنها در آشپزخانه به سر می برند.

اگر بچه ها به خاطر کار خاصی نق بزنند یا ناامید شوند، توجهشان را به چیز دیگری جلب کنید.

در صورتی که پای سلامتی فرزندتان در بین باشد، باید مشخص سازید که جدی حرف می زنید و او ناچار از گوش دادن است. چنانچه سرگرم انجام کاری خطرناک می باشد، وی را از محل دور کنید و یا چیزهای پرخطر را از دسترسش خارج سازید. بچه ها به تنهایی این رهنمودهای ارزنده را فورا فرا نمی گیرند. ایشان نیازمند اعمال مشخص و پیگیر پدر و مادر خویش اند تا از ایمنی و تندرستی آگاه گردند.

وقتی کج خُلقی رخ می نماید، چه باید کرد؟

هنگامی که فرزندتان بدعُنق می شود، سعی کنید خونسرد باشید. اگر صدایتان را بلند کنید و خشمگین گردید، وی هم از رفتار شما تقلید می کند. موقعی که این وضع پیش می آید، داد کشیدن به سر بچه، ممکن است کار را بدتر کند. بکوشید جوّی ایجاد کنید که میزان تنش کلّی را کاهش داده و باعث گردد که شما و فرزندتان هر دو احساس آرامش بیشتری کنید.

ضمن اینکه در آرامش به سر می برید، در پی آن باشید که توجه فرزندتان را به چیزی دیگر چون کار یا اسباب بازی جدید معطوف داشته و به این ترتیب ذهنش را منحرف گردانید. احتمالاً شوخی هایی مثل شکلک در آوردن نیز به شما یاری خواهد نمود که در پاره ای موقعیتها، فشارهای روانی را بکاهید. اگر حواس پرتی یا شوخی و خوشمزگی، خشم کودک را فرو ننشاند، بهترین کار ممکن این است که رفتار مورد نظر را نادیده بگیرید. آنچه که در زیر می آید، نمونه هایی از قشقرق و اوقات تلخی ملایم است که می توان و باید از آنها چشم پوشید.

گریستن و جیغ کشیدن برای جلب توجه

بروز جزیی خشم نظیر محکم بستن در، بیرون آوردن زبان و یا شکلک در آوردن

ضربه زدن و لگد انداختن به کف اتاق، دیوار یا در ـ تا بدانجا که چیزی احتمالاً آسیب ببیند و یا فرزندتان مصدوم گردد.

به برخی از حمله های پرخاشگری نمی توان بی اعتنایی کرد. در چنین اوضاع خاصی شما باید فرزندتان را از صحنه قشقرق دور کنید و آنقدر پهلویش بمانید تا آرام گیرد. این گونه جنجال به پا کردنها شامل چنین رفتارهایی می باشند:

زدن و یا لگد پراندن به والدین یا دیگران

پرتاب اشیاء

جیغ، داد و هوار پیاپی

ابراز خشم و کج خلقی در اماکن عمومی

شما نباید هیچ گاه فرزندتان را به خاطر بدعنقی تنبیه کنید زیرا ممکن است احساسات مربوط به خشم و یأس را در دل نهان دارد که این خود احتمالاً حالتی بیمارگونه است. واکنش والدین به بدخلقی های فرزندان باید صبورانه، دلسوزانه، محبت آمیز و توأم با قاطعیت باشد. همزمان با رشد کودک، این رفتار رفته رفته به او کمک می کند تا خویشتن داری را فرا گیرند و هنگامی که عصبانی یا سرخورده می شوند، دست از اوقات تلخی بردارند. به یاد داشته باشید که آزمون دستورات و محدودیتهای پدر و مادران برای فرزندان، امری عادی است.

برای آنها طبیعی است که از خود دفاع کرده و به والدین شان اعتراض کنند.

با پاداش دادن، تسلیم بچه ها نشوید

والدین نباید به خاطر قشقرق راه نینداختن بچه ها، به آنها اجر و مزد دهند. به محض اینکه تسلیم بداخلاقی بچه ها شوید،

دفعه دیگر که بدخلقی به آنان دست می دهد، اگر به خواسته خود نرسند، خشمگین تر هم می گردند. چنانچه در برابر آنچه که بچه می خواهد، سر فرود آورید، شاید فکر کند که بدخلقی، او را به خواسته هایش می رساند. چنانچه اوقات تلخیها، آرزویی را تحقق نبخشند، در این صورت کمتر احتمال دارد که آنان به این رویه ادامه دهند. خشم و غضب بچه زمانی فزونی می گیرد که شما وی را با حالتی نزار رها سازید. مهم این است که مهربان و در عین حال ثابت قدم باشید و در طول مدت حملات پرخاشگری، واکنش یکسانی به او نشان دهید.

گروهی از والدین هر بار که به فرزندان شان جواب «منفی» می دهند، احساس گناه می کنند. آنها قادرند حالت تردید را در صدای پدر و مادرشان دریابند و زمانی را که اینان مقصر هستند، تشخیص دهند. حتی در سنین دو یا سه سالگی هم می کوشند که از این موضوع سود جویند. موقعی که والدین پوزش می خواهند یا پاره ای از قواعد را به اجرا در نمی آورند، برای بچه ها دشوارتر است که پی برند کدام دستورات پایدارند و کدام ناپایدار. به عنوان فردی راهنما، یکی دو قاعده و قانون وضع کنید، ولی در مورد اجرای آنها ثابت قدم باشید. هر بار که فرزندتان قانون شکنی می کند، با وی به مقابله بپردازید. همچنین اطمینان یابید تمامی بزرگسالانی که از او مراقبت می نمایند، از همین شیوه و مقررات پیروی می کنند.

هنگامی که قشقرق به شکل حاد در می آید

این گونه حالات باید در اواسط چهار سالگی کودک کاهش یافته و از شدت شان کاسته شود. خشم و غضب در هیچ زمانی نباید به سایر بچه ها یا دیگران گزند رساند. در حین اوقات تلخی ها، رفتار او باید به هنجار و سالم به نظر آید. زمانی که طغیان از حد گذشته و یا پی در پی رخ دهد، ممکن است نشانه آغازین مشکلات عاطفی باشد.

چنانچه کودکتان یکی از علایم هشدار دهنده را از خویشتن بروز می دهد، با متخصص بیماریهای کودکان رایزنی کنید:

بدخلقی هایی که بعد از چهار سالگی ادامه می یابد و یا وخیم تر می شود.

لطمه رسانی به خود و یا دیگران در طی بدعنقی

تخریب یا صدمه رسانی به اشیاء در حین خشم و غضب

پزشک متخصص اطفال باید یقین حاصل کند که اشکالات جسمی یا روان شناختی، عامل کج خلقی نبوده اند. راهنمایی او یاور شماست تا برای رویارویی با اینگونه فورانهای عصبی بهتر آماده شوید.

در ضمن پیش از تبعیت از اندرزها و رهنمودهای دوستان یا بستگان خوش نیت، بیندیشید. راهنمایی های آنها اغلب به تجربیات محدودشان بستگی دارد و ممکن است شامل وضع شما و فرزندتان نگردد

فرزین نجفی پور: مسئپل کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...