خانه / بینش و رویا / آموزه ها / تربیت کودک (قسمت نهم)

تربیت کودک (قسمت نهم)

برخی از این شیوه های اصلاح رفتار در پرتو سیره و سخن اهل بیت(ع) به والدین

۱ـ توجه به ریشه ها و عوامل ناهنجاری
والدین وظیفه شناس به خوبی آگاهند که هر معلولی علتی دارد و هر رفتار ناهنجاری که از فرزندان سر می زند، دارای ریشه و زمینه خاصی است. اگر بخواهیم معلولی را تغییر دهیم و رفتاری را عوض کنیم باید به علل و زمینه های آن توجّه کرد و ریشه ها و زمینه ها را از بین برد. مثلاً در ریشه های عصبانیت افراد، باید به پیش زمینه ها توجه کرد. گرسنگی، تشنگی، نگرانی، ترس و دهها عامل دیگر ممکن است در بدخلقی و تندخوئی تأثیر داشته باشد. ابن شهر آشوب می نویسد: روزی مردی شامی به مدینه آمده و هنگامی که با امام حسن مجتبی(ع) برخورد کرد بلافاصله شروع به لعن و نفرین به امام کرده و سخنان ناشایستی را به امام نثار کرد. حضرت در مقابل سخنان درشت وی سکوت کرد هنگامی که آن مرد عقده دلش را خالی نمودو خاموش شد امام با لبخندی ملیح و با لحنی آرام فرمود: ای مرد! گمان می کنم که در این شهر غریب باشی و شاید هم مرا به اشتباه گرفته ای؟ حال اگر از ما رضایت بطلبی از تو راضی می شویم، اگر از ما چیزی بخواهی به تو می بخشیم، اگر راه گم کرده ای راهنماییت می کنیم، اگر گرسنه ای تو را سیر می کنیم، اگر لباس نداری تو را می پوشانیم، اگر نیازمندی ترا غنی می سازیم، اگر از جائی رانده شده و یا فراری هستی تو را پناه می دهیم، اگر خواسته ای داری برمی آوریم، اگر توشه سفرت را پیش ما آوری و مهمان ما باشی برای تو بهتر است و تا هنگام رفتن از تو پذیرایی می کنیم چون که خانه ما وسیع و امکانات مهمان نوازی ما فراهم است. آن مرد وقتی این برخورد کریمانه را از امام مشاهده کرد آثار شرم و حیا بر صورتش ظاهر شد و گفت: تا این لحظه شما و پدرتان منفورترین خلق خدا نزد من بودید و اکنون شما را محبوبترین فرد روی زمین می دانم.(۳)

امام حسن(ع) در این ماجرا با دید تربیتی و روانشناختی به بررسی ابعاد قضیه می پردازد و علت عصیان و نارضایتی و تمرد آن فرد را جستجو می کند چرا که ممکن است: گرسنگی، تشنگی، برهنگی و نداشتن پوشاک مناسب، نیازمندی و فقر، خستگی، نداشتن امنیت، سردرگمی و از همه مهمتر احساس از دست رفتن شخصیت و نابودی عزّت و هویت افراد و…علت پرخاشگری و تمرد و فریادهای مخالف باشد.

هنگامی که مهمان به خانه می آید کودک از اوقات دیگر بیشتر شلوغ می کند و حرکات ناهنجار و ناشایست انجام می دهد، اگر کمی دقت شود علت واقعی این رفتار به شخصیت کودک برمی گردد. او وقتی احساس می کند پدر و مادر در آن لحظات تمام افکارشان به مهمان و پذیرائی از او صرف می شود و شخصیت و عزت نفس خود را در معرض خطر احساس می نماید برای همین می خواهد کمبود شخصیتش را جبران کند و توجه دیگران را به خود معطوف دارد. حضرت امام مجتبی(ع) در گفتاری حکیمانه با اشاره به ریشه لغزش ها و رفتارهای غلط افراد می فرماید: هلاک النّاس فی ثلاثٍ: الکبر و الحرص و الحسد؛ ریشه انحراف و گناهان که مردم را به نابودی می کشاند سه چیز است: غرور و خودخواهی، حرص و طمع، حسد.(۴)

برای آگاهی بیشتر والدین و مربیان، برخی از علل و ریشه های لغزش در کودکان و نوجوانان را یادآور می شویم:

ناآگاهی از زشتی عمل، ناکامی،فقدان عزت نفس و احساس حقارت، ترس از مجازات بزرگترها، عدم اعتماد به نفس، محرومیت های اخلاقی و اجتماعی، اعمال روشهای نامطلوب و خشونت آمیز، بی توجهی والدین به مسأله تربیت اخلاقی و دینی، بی تفاوت بودن والدین در احکام دین و رعایت نکردن حلال و حرام، تأثیر عوامل فرهنگی بیگانگان، آزادی های نامحدود توسط والدین و مسئولین فرهنگی و تربیتی، عدم نظارت صحیح والدین به رفت و آمدهای خانوادگی، کنترل نکردن دوستان و روابط فرزندان، بد آموزی های وسائل ارتباط جمعی، بها ندادن به افراد تربیت یافته و درستکار، نقل کردن لغزش ها و انحرافات دیگر در حضور کودک (بدون اینکه توضیحی داده و عواقب خلاف کاری افراد خاطی را به جمع حاضر گوشزد کنیم) عادی جلوه دادن خلاف ها و ناهنجاری های جامعه و… می تواند زمینه ناهنجاری ها و رفتارهای نامطلوب را در کودکان و نوجوانان فراهم آورد.

امیر مؤمنان علی(ع) فرمود: «من کرمت علیه نفسه لم یهینها بالمعصیه؛(۵) آن کس که بزرگی و کرامت نفس خود را باور داشته باشد آن را با گناه و خطا پست و ذلیل نخواهد کرد.»

این سخن مولای متقیان اشاره به ریشه خطا در نداشتن عزت نفس و روحیه خودباوری در فرد دارد.

۲ـ یادآوری غیر مستقیم
برای اصلاح رفتار نادرست می توان آن را به طور غیر مستقیم مطرح نمود در این حالت علاوه بر اینکه احترام و شخصیت فرد خطاکار محفوظ مانده است اشتباه او هم به وی تفهیم می شود. این شیوه اصلاحی برگرفته از روش تربیتی قرآن و اهل بیت(ع) است.

امام صادق(ع) فرمود: بسیاری از خطابات قرآن به عنوان سرزنش پیامبر اکرم(ص) نازل شده است ولی مقصود دیگران بوده اند.(۶)

خداوند متعال به پیامبر(ص) می فرماید: اگر پدر یا مادرت نزد تو به پیری رسیدند با آنان درشتی مکن!(۷)
این در حالی است که رسول خدا(ص) پدر و مادرش را در دوران طفولیت از دست داده بود یا به حضرت عیسی(ع) می فرماید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان معبود غیر از خداوند انتخاب کنند!(۸) در اینگونه موارد مقصود خداوند متعال دیگران هستند و پروردگار عالمیان به طور غیر مستقیم آنان را مورد خطاب قرار داده است. در سیره اهل بیت(ع) نیز شیوه یادآوری غیر مستقیم فراوان دیده می شود.

داستان آموزش وضو توسط حسنین(ع) به یک پیرمرد از طریق یادآوری غیر مستقیم صورت گرفت. آنان بدون اینکه به او جسارتی بکنند یا در مورد اشتباه وی سخنی به میان آورند خود وضوی کامل گرفته و او را به داوری طلبیدند و آن مرد به خطایش واقف شده و با جان و دل پذیرفت.(۹)

۳ـ تذکر شفقت آمیز
می توان خطاهای نوجوانان را در محیطی کاملاً دوستانه و بدور از خشونت و عصبانیت به آنان تذکر داد. قرآن کریم برخی از نصایح و مواعظ سودمند را از زبان دیگران بیان کرده است از جمله مواعظ پر بار جناب لقمان حکیم به فرزندش را نقل می کند.(۱۰) امّا رعایت نکاتی تربیتی در امر نصیحت و موعظه ضرورت دارد:

الف ـ تا حد ممکن مخفیانه و در خلوت باشد. علی(ع) می فرماید: هر کس برادر دینی خود را مخفیانه موعظه کند او را آراسته ولی اگر آشکارا و در میان جمع عیوبش را متذکر گردد به شخصیت وی اهانت نموده است.(۱۱)

ب ـ همراه با محبت و احسان باشد و همچنین فهرست عیبهای دیگری را پشت سرهم به فرد خطاکار نشمارد. سیره امام صادق(ع) در این زمینه راهنمای بسیار خوبی برای ماست. آن حضرت هنگامی که متوجه شد شقرانی(فردی گنه کار و شرابخوار) نمی تواند از دربار منصور دوانیقی سهم خود را دریافت کند به آنجا رفت و سهم شقرانی را گرفت و به وی تسلیم نمود. آن حضرت بعد از پرداخت وجه با لحنی ملاطفت آمیز و مهربان، خطای وی را به او گوشزد کرده و فرمود: کار خوب از هر کسی خوب است ولی از تو به واسطه انتسابی که به ما اهل بیت داری خوبتر و زیباتر است و کار بد از هر کسی بد است، ولی از تو به خاطر همین انتساب، زشت تر و قبیح تر است. امام صادق(ع) این جمله را فرمود و گذشت. شقرانی با شنیدن این جمله دانست که امام از سرّ او و گناهش آگاه است و از اینکه امام با این حال به یاری او شتافته و ابراز محبت نموده و با رفتاری کاملاً منطقی و پسندیده وی را به گناهش متوجه ساخت، شدیداً نزد وجدان خود شرمسار گشت و خود را ملامت نمود.(۱۲)

ج ـ کوتاه، مختصر و ملایم: در نصیحت دادن و تذکر عیوب نوجوانان نباید طولانی سخن گفت و شیرینی و حلاوت نصیحت را از بین برد. امام کاظم(ع) فرمود: هر کس با سخنان زاید، شیرینی کلام خود را محو کند به نابودی عقلش اقدام نموده است.(۱۳)

۴ـ تقویت نیروی ایمان
تقویت نیروی ایمان و باورهای مذهبی کودکان تأثیر به سزائی در جلوگیری از خطاها و لغزشهای آنان دارد. این سخن حقیقتی انکارناپذیر است و در میان خانواده ها از دیرباز امری مسلّم و پذیرفته شده می باشد. تاریخ و تجربه نشان داده است افرادی که از اعتقادات عمیق مذهبی برخوردار بوده اند و به اصول و ارزشهای آن پایبندی خود را نشان داده اند معمولاً افرادی صالح و به دور از خطاها و مفاسد اجتماعی و انحرافات اخلاقی هستند. آنانکه به آیات قرآن، ایمان عمیق دارند و خود را در حضور خداوند عالمیان حس می کنند و به پیامهای آسمانی آن گوش دل می سپارند کمتر در معرض آلودگی ها و اشتباهات هستند. به همین جهت امام صادق(ع) فرمود: «بادروا احداثکم بالحدیث قبل ان یسبقکم الیهم المرجئه؛(۱۴) نوجوانان خود را با احادیث و معارف ما آشنا کنید قبل از اینکه گروههای منحرف بر شما پیشی گیرند (و آنان را به انحراف بکشانند.) امام مجتبی(ع) نیز در مورد تأثیر آیات قرآن فرمود: در این قرآن چراغ های هدایت و شفای سینه هاست برای هر عارف صاحب بصیرتی شایسته است که در پرتو نور آن به قلب خویش جلا دهد و هر نکته سنجی را رواست که دل خویش را به توسط قرآن مهار کند و تفکر در آن حیات بخش قلب هاست و کسانی که به دنبال آن می روند، مانند کسانی هستند که در تاریکی ها به سراغ نور می روند.(۱۵)

اساساً ایمان مذهبی و علاقه به اعتقادات دینی و فطرت انسانها نهفته است والدین و مربیان می توانند با پرورش آن و جهت دادن به فطریات نوجوانان در شکوفائی این حس درونی آنان را یاری کرده و کودک را در مسیر تربیت سالم قرار دهند.

یکی از بهترین راه های تقویت ایمان مذهبی، ایجاد جوی مذهبی و فضائی جذّاب در محیط زندگی و کودک و نوجوان می باشد. امام مجتبی(ع) هنگامی که به نماز برمی خاست بهترین لباسهای خود را می پوشید، پرسیدند: ای پسر رسولخدا! چرا در نماز بهترین و تمیزترین لباس خود را می پوشید؟ حضرت پاسخ داد: خداوند زیباست و زیبائی را دوست دارد و به همین جهت، من لباس زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می پوشم و پروردگارم دستور داده است که: زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید.(۱۶) دوست دارم زیباترین لباسم را بپوشم.(۱۷) این رفتار تربیتی امام حسن(ع) نشان می دهد که باید فضای عبادت جذاب و دوست داشتنی بوده و برای کودکان و نوجوانان که ناظر آن هستند دلنشین و خوشایند باشد. آن حضرت به مربیان می آموزد که هنگام نیایش مذهبی باید آراسته بود و با چهره ای گشاده با فرزندان برخورد شود. تا آنان خاطرات خوشی از این لحظات معنوی داشته باشد.

۵ ـ تأمین نیازهای مادی و معنوی
فرزندان نسبت به سنّ خویش نیازهائی دارند. گاهی این نیازها مادی و محسوسند که والدین با درک آنها در حدّ توان در رفع آن نیازها می کوشند. امّا مهمتر از آن نیازهای معنوی فرزندان از قبیل محبت، تکریم، باور کردن شخصیت و استقلال آنان و توجه به خواسته های درونی می باشد. در صورت تأمین نشدن این خواسته ها در وجود فرزندان خلأ و کمبود به وجود می آید. هر انسانی هم که تمام یا بخشی از شاکله وجودی اش خالی بماند، به همان اندازه غیر طبیعی می شود و ممکن است به صورت غیر عقلائی عمل کند و دچار لغزش و خطا شود. پیامبر اکرم(ص) برخی از نیازهای فرزندان را اینگونه بیان کرد: آموزش کتاب خدا، یاد دادن تیراندازی و شنا(ورزش و تفریحات سالم) فراهم آوردن مال پاکیزه و حلال(۱۸) برای آنان سرچشمه لغزش ها، ملالت ها و افسردگی ها خلأ روحی است، روان کودک را باید از خلأ نفرت، ملامت، و افسردگی، ناامیدی و نگرانی نسبت به خود و زندگی نجات داد. طوری که آدمی مجبور نباشد از خود و دیگران فرار کند. شایسته است روح و روان کودک را از اندیشه های سالم و جنبه های مثبت زندگی، از آگاهی های مورد نیاز فرد برای ادامه حیات پر نمود.
در جنگ جمل علی(ع) سلاح خود را به محمد حنیفه داد که در خط مقدم جنگ شتر عایشه را که در قلب لشکر دشمن قرار داشت کشته و کانون فتنه را خاموش کند، امّا مدافعان و تیراندازان جبهه مخالف هیچگونه اجازه نفوذ برای محمد حنیفه را ندادند و او ناگزیر به مراجعت گردید. در این هنگام امام حسن(ع) با اجازه پدر به قلب دشمن تاخته و بعد از خاموش کردن کانون فتنه فاتحانه بازگشت.

محمد در این موقع از اینکه نتوانسته بود دستور پدر را اجرا کند احساس حقارت و شرمندگی کرد.

علی(ع) ک این خلأ روحی را در او مشاهده کرد محمد را مورد دلجوئی قرار داده و فرمود: پسرم! ناراحت نباش اگر حسن فتح کرد او پسر رسول خدا (ص) است ولی تو فقط پسر من هستی!(۱۹) یعنی او از دو منبع شجاعت الهام گرفته امّا تو فقط از یک منبع.

۶ـ شیوه منطق و استدلال
ممکن است برای اصلاح رفتار و تغییر روش های ناپسند، به دلیل و برهان عقلانی متوسل شویم. اگر ما به نوجوان خطاکار دلائل قانع کننده ای اقامه کنیم و او را از عواقب عمل زشت خود آگاه سازیم معمولاً از ما می پذیرد. امّا گاهی والدین بدون اینکه متوجه باشند و علت ناپسندی و غلط بودن رفتار نوجوان را به او توضیح دهند با تحکّم و استبداد می خواهند که او این عمل را ترک کند و بدون آگاهی دادن او را به تغییر رفتار وادار می سازند که معمولاً آثار خوبی هم ندارد و هیچگونه اصلاح و تغییری در رفتار متربی دیده نمی شود و گاهی خطای نوجوان شدت می گیرد.

علّامه بزرگوار شیخ جعفر کاشف الغطاء در زمینه اصلاح رفتار فرزند خویش از همین شیوه بهره می گرفت. او زمانی که احساس کرد پسر نوجوانش به سحر خیزی عادت ندارد و از خواب شیرین صبحگاهی دیر بیدار می شود در یکی از روزها قبل از اذان صبح کنار بستر پسرش آمد و او را بیدار کرده و گفت: پسرم برخیز! تا به حرم مولای متقیان علی(ع) مشرف شویم. نوجوان چشمان خواب آلوده اش را مالیده و گفت: شما بروید و من هم می آیم. پدر گفت: نه من ایستاده ام تا با هم برویم. نوجوان برخاست، وضو گرفت و به اتفاق پدر به سوی حرم مطهر روانه شدند. جلوی در حرم فقیری نشسته و دستش را به سوی مردم دراز کرده بود. پدر از پسر پرسید: فرزندم! این مرد برای چه در اینجا نشسته است؟ گفت: برای گدائی و دریافت کمک از مردم. پرسید: فکر می کنی چقدر از این طریق بدست آورد؟ گفت: شاید چند درهمی عایدش شود. پرسید: آیا مطمئناً این مبلغ را به دست خواهد آورد؟ گفت: به طور قطع و مسلّم نمی توان پیش بینی کرد، شاید مبلغی عایدش بشود و شاید هم دست خالی برگردد. پدر که زمینه را برای گفتن مطلب آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد فقیر، برای به دست آوردن یک مقدار منافع دنیائی احتمالی که یقین به آن هم ندارد در این هنگام شب این جا آمده و دستش را دراز کرده است. در حالی که ما واقعاً به ثواب هایی که خداوند متعال برای سحرخیزی و عبادات تعیین فرموده است یقین کامل داریم و گفته ائمه اطهار(ع) را به طور حتم باور کرده ایم پس چرا در انجام آن سستی نشان دهیم!(۲۰)

از منظر فرهنگ وحیانی اسلام نیز بهره گرفتن از منطق و استدلال عقلانی امری مطلوب است. خداوند متعال در آیات بسیاری برای بیداری و آگاهی دادن به مردم غفلت زده از عقل و اندیشه آنان بهره می گیرد. تفکر، تدبّر، تعقّل از جمله اصطلاحات قرآنی است که بارها در این کتاب آسمانی بعد از گوشزد کردن خطای گنه کاران به آنان یادآوری می شود. خداوند در سوره ملک از زبان گنه کارانی که به جهنم و هلاکت کشیده شده اند می فرماید: «و قالوا لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب الصّعیر؛(۲۱) می گویند: اگر ما سخن حق را می شنیدیم و یا اینکه می اندیشیدیم در میان اهل جهنم نبودیم. بنابراین متوجه کردن نوجوان خطاکار به تفکر و اندیشه در مورد عواقب اشتباه، می تواند در تغییر رفتار او تأثیر داشته باشد.

۷ ـ تنبیه متناسب
تنبیه به معنای آگاه کردن است و هدف مربی از آن در برنامه های تربیتی، آگاه کردن فرد بر خطای خویشتن بوده و راه اصلاح آنرا در فرا روی وی قرار دادن است. در مواردی که پند و موعظه و آگاهی دادن به ضررهای لغزشها و سایر شیوه ها بی تأثیر باشد. می توان به عنوان آخرین شیوه برای تغییر رفتار از تنبیه مناسب با رعایت مراتب آن استفاده کرد. مرحله اول تنبیه توبیخ و تهدید است، البته تهدید باید طوری باشد که کودک و نوجوان آنرا جدّی تلقی کند و مربی قصد عملی کردن آنرا داشته باشد و گرنه نباید از آن سخنی به میان آید. اگر تهدید و توبیخ تأثیری نداشت با بی اعتنائی و قهر و غیره از عوامل بازدارنده می توان او را تنبیه کرد. مردی به حضرت موسی بن جعفر (ع) از لغزش و خطای فرزندش شکایت کرده و از آن حضرت راهنمائی خواست امام به وی فرمود: فرزندت را نزن و برای تنبیه و تأدیب وی از او قهر کن ولی مواظب باش قهر تو طولانی نشود.(۲۲) تنبیه گاهی به عنوان عامل بازدارنده و در مواردی هم اگر بجا صورت پذیرد اثرات سازنده در برخواهد داشت در این صورت تنبیه علاوه بر اصلاح فرد خطاکار نسبت به دیگران جنبه عبرت آموزی نیز خواهد داشت. در صورتی که تنبیهات غیر بدنی مؤثر واقع نشد لازم می شود کودک یا نوجوان خطاکار تنبیه بدنی شود.
به همراه اعمال شیوه های صحیح تربیتی و اصلاحی از نقش ارزنده دعا نباید غفلت ورزید چرا که در خواست اصلاح و راهنمائی برای کودکان و نوجوان از درگاه حق تعالی آثار و برکات فراوانی در زندگی آنان دارد. امام سجاد(ع) در دعای ۲۵ صحیفه سجادیه برای تربیت صحیح و اصلاح رفتار فرزندان خویش اینگونه دعا می کند: اللّهم و منّ علیّ ببقاء ولدی و باصلاحهم لی و بامتاعی بهم؛ خدایا با بقای فرزندانم و اصلاح آنان و برخورداری من از آنان بر من منت بگذار. «و اجعلهم ابراراً اتقیاءً بصراء سامعین مطیعین لک ولا ولیائک محبّین منا صحین ولجمیع اعدائک معاندین و مبغضین، آمین؛ آنان را از نیکوکاران، پارسایان، تیزبینان، شنوای سخن حق و اطاعت کنندگان از خودت قرار ده و برای اولیای خودت عاشقان خیرخواه و از برای تمام دشمنانت آنان را ستیزه جو و کینه ورز گردان، خدایا دعایم را بپذیر.
پی نوشت ها:

 

۳٫ مناقب، ج ۳، ص ۱۹٫

۴٫ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۱۱٫

۵٫ مستدرک الوسائل،ج ۱۱، ص ۳۳۹٫

۶٫ اصول کافی، ج ۲، ص ۶۳٫

۷٫ سوره اسراء، آیه ۲۳٫

۸٫ سوره مائده، آیه ۱۱۶٫

۹٫ بحارالانوار، ج ۲۳ ص ۳۱۹٫

۱۰٫ سوره لقمان، آیات ۱۳ تا ۱۹٫

۱۱٫ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۴٫

۱۲٫ همان، ج ۴۷، ص ۳۴۹٫

۱۳٫ کافی، ج ۱، ص ۱۷٫

۱۴٫ التهذیب، ج ۸، ص ۱۱۱٫

۱۵٫ کشف الغمه، ج ۱، ص ۵۷۳٫

۱۶٫ سوره اعراف، آیه ۳۱٫

۱۷٫ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۴۵۵٫

۱۸٫ کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۴۴۴٫

۱۹٫ مناقب، ج ۲، ص ۲۱٫

۲۰٫ تعالیم آسمانی اسلام، ص ۱۲۸٫

۲۱٫ سوره ملک، آیه ۱۰٫

۲۲٫ بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۱۴٫

۲۳٫ مستدرک الوسائل، ج ۱۸، ص ۴۶٫

روش های رفتاری در فرآیند آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) به شیوه هایی گفته می شود که بیشتر جنبه عملی دارد تا جنبه زبانی و گفتاری. برای مثال، نام گذاری کودک یک شیوه عملی است که پس از تولد نوزاد با تشریفات خاصی از جانب بستگان به خصوص والدین انجام می گیرد. با این روش و انتخاب نام مناسب می شود کودک را با اهل بیت (علیهم السلام) آشنا ساخت. این شیوه ها همچنان که در تربیت کودکان مؤثر است، چون جنبه عملی و حسی دارد و کودک بهتر می تواند خود را با آن تطبیق دهد، در آشناسازی آنان با اهل بیت (علیهم السلام) نیز بسیار کار ساز می باشد.

هدف از این نوشتار آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) است که می بایست والدین با استفاده از روشهای مناسب آنان را با معصومان (علیهم السلام) آشنا سازند.

۱٫ آشنا سازی با نام گذاری به اسامی معصومان (علیهم السلام)
نام گذاری کودک یکی از سنتهایی است که همواره مورد تأکید معصومان (علیهم السلام) بوده و خود ایشان هم بر انتخاب نام نیکو برای کودک اهمیت می دادند. نام نیکو و زیبا باعث سربلندی و عزت کودک است و هرگاه به آن نام خوانده شود با میل و رغبت پاسخ می دهد و گویی احساس افتخار و بزرگی می کند. مثلاً، اگر کودکی «علی» نام گذاری گردد با شنیدن آن در میان همسالان خود یک نوع احساس شخصیت می کند. طبیعی است که هر چه درباره اوصاف و فضایل امام علی (علیه السلام) گفته شود با دقت بدان گوش داده به دل می سپارد. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «حق الولد علی الوالدین ان یحسن اسمه؛ حق فرزن بر پدر و مادر آن است که نام خوبی برای او بنهند.»

روزی امام سجاد (علیه السلام) با مروان بن حکم که والی مدینه و دشمن سرسخت اهل بیت (علیهم السلام) بود، ملاقات کرد. مروان پرسید: نام تو چیست! امام سجاد (علیه السلام) فرمود: نام من علی است. مروان گفت نام برادرت چست! امام فرمود: نام او نیز علی است. مروان عصبانی شد، گفت: اوه! علی، علی، چه خبر است؟ مثل اینکه پدرت تصمیم گرفته نام همه پسرانش را علی بگذارد. امام سجاد می گوید: به حضور پدرم امام حسین (علیه السلام) آمدم و گفتار مروان را به آن حضرت عرض کردم. پدرم فرمود: «لو ولد لی مأه لاَحْبَبْتُ ان لااسمی احدا منهم الا علیا؛ هرگاه دارای صد پسر گردم، دوست دارم نام همه آن ها را بدون استثناء علی بگذارم».

۲٫ آشنا سازی با ابراز محبت نسبت به معصومان (علیهم السلام)
ابراز محبت از روشهای عملی مؤثر در آشناسازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) است. بدین معنا که والدین در محیط خانه به خصوص در مناسبتها به اهل بیت (علیهم السلام) اظهار محبت کنند و علاقه مندی از خود نشان دهند. مثلاً در اعیاد و ولادتها اظهار خوشحالی و در عزاداریها ابراز غم و اندوه نمایند. با چنین رفتارها بسیاری از پرسش های موجود در ذهن کودک نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) پاسخ داده می شود، و افزون بر این، به اهل بیت (علیهم السلام) نیز محبت پیدا می کند. چون کودک از رفتار پدر و مادر پیروی می کند و هر عملی که از آنان سر بزند آن را ارزشمند تلقی کرده، رفتارش را با آن منطبق می سازد؛ اگر کودک در محیط خانه مکرر مشاهده کند که پدر و مادر احترام خاصی به اهل بیت (علیهم السلام) قایلند و نسبت به آن ها اظهار دوستی و ارادت می کنند، یقینا تحت تأثیر رفتار پدر و مادر قرار گرفته از آنان تبعیت می نماید. تأثیر پذیری کودک از رفتار و عملکرد والدین طبیعی است چون نخستین بار در محیط خانواده با کنش ها و واکنش های آنان مواجه شده به شدت از آن متأثر می شود.

آنچه مهم است و آثار تربیتی فراوان دارد اظهار محبت است. ابراز دوستی با زبان و رفتار بر روح و روان کودک تأثیر می گذارد. از این رو پدر و مادر اگر ارادت قلبی و باطنی خود نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) را در گفتار یا رفتار خویش اظهار کنند کودک با مشاهده آن به اهل بیت (علیهم السلام) گرایش پیدا کرده علاقه مند می شود. همان گونه که سیره معصومان (علیهم السلام) بر اظهار محبت بوده و آنان نسبت به کودکان ابراز علاقه کرده و احساسات رقیق از خود نشان می دادند. چنان که رفتار رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) نیز نشان دهنده این امر است.

از مفضل نقل شده که روزی بر امام موسی کاظم (علیه السلام) وارد شدم. دیدم فرزند خردسال او، امام رضا (علیه السلام) روی دامان پدر نشسته و امام کاظم (علیه السلام) او را می بوسد و زبانش را می مکد. و گاه بر شانه اش می گذارد و گاه او را در آغوش می گیرد و می گوید:

پدرم فدای تو باد! چه بوی خوشی و چه اخلاق نیکویی داری و چه روشن و آشکار است فضل و علم و دانش تو!

سیره و رفتار محبت آمیز و ابراز احساسات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به اهل بیت و هم چنین سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) در این مورد نشان دهنده آن است که از این طریق می توان به بهترین وجه اهل بیت را به مردم معرفی کرد. اظهار محبت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به اهل بیت به خصوص حسنین (علیهم السلام) اغلب جنبه آشناسازی داشت و پیامبر می خواست با این کار منزلت فرزندانش را در نزد خود عملاً به مردم نشان دهد.

۳٫ آشنا سازی با شرکت در محافل مذهبی
یکی دیگر از روشهای مؤثر در فرایند آشناسازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) شرکت دادن آنان در مجالس و محافلی است که در مناسبت های مختلف به یاد و نام معصومان (علیهم السلام) برگزار می گردد. هر چند در این روش در مورد آشناسازی با اهل بیت (علیهم السلام) چیزی به صورت مستقیم به کودکان گفته نمی شود، ولی چیزهایی را به صورت غیر مستقیم دریافت می دارند که تأثیرش به مراتب از دستورات مستقیم بیشتر است. کودکان با شرکت در مجالس، اعم از جلسات جشن یا عزاداری چیزهایی را مشاهده می کنند و می بینند که به شدت تحت تأثیر قرار گرفته آن را به دل نگه می دارند. بسیارند کودکانی که پیش از فرا رسیدن مناسبت ها برای شرکت در آن خود به خود آمادگی لازم را می گیرند و این کار به خاطر تأثیرات عمیق و مشارکت در یادبودهای مربوط به اهل بیت (علیهم السلام) است.

گاه مطالبی را کودکان از سخنرانان و مداحان درباره اهل بیت می شنوند که به قدری در ذهن آن ها نفوذ می کند که تا زمانهای طولانی باقی می ماند. چون در سخنرانی های عمومی معمولاً فرد یا افراد خاصی مورد خطاب نیست و مطالب هم به گونه ای ارایه می شود که الزام و دستوری به کسی نمی دهد، از این رو نفوذ آن ها بیشتر از امر و نهی های مستقیم می باشد. کودکان که از نظر تربیتی در شرایط مناسب تری قرار دارند و نسبت به دریافت و پذیرش مطالب آماده تر هستند، از این گونه مجالس و سخنرانی ها بهتر می توانند استفاده کنند و بدین طریق با اهل بیت (علیهم السلام) آشنا شوند.

۴٫ آشنا سازی با نمادهای عزاداری
برخی از نمادهای موجود در میان شیعیان و مسلمانان که در مناسبت های مربوط به اهل بیت (علیهم السلام) به خصوص سوگواریها مورد استفاده قرار می گیرد و شور و شوق فراوانی را در شرکت کنندگان ایجاد می کنند، در آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) مؤثر است. هر چند ممکن است شواهدی از سیره نتوان بر آن ها پیدا کرد، ولی در سیره پیروان اهل بیت وجود دارد و همواره در انجام مراسم جهت اظهار ارادت به معصومان (علیهم السلام) مشاهده می شود. کاربرد زیاد این نمادها از روزگار قدیم تاکنون مانند پوشیدن لباس مخصوص، بستن پرچم و امثال آن، خود قابل توجه است و می تواند تأییدی باشد بر وجود آن ها در زمان معصومان (علیهم السلام). به هر حال تأثیر نمادها بر کودک از نظر روحی و روانی به مراتب بیشتر از ارایه مطالب نظری و دستورات شفاهی است. به خاطر آن که هنوز نیروی تعقل و تفکر کودک به صورت مطلوب به کار نیامده و اغلب اطلاعات را از طریق حسّی دریافت می کند. بنابراین، نشان دادن نمادها به کودکان همراه با توضیحی کوتاه و ساده درباره آن تأثیر مطلوبی بر کودک می گذارد و بدین طریق می توان او را با صاحبان نماد آشنا ساخت.

در فرهنگ تشیع نمادهای مختلفی در مورد اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه در عزاداریها وجود دارد که هر کدام به نوعی نشان دهنده اظهار محبت و دوستی با معصومان (علیهم السلام) است. بعضی از این نمادها همانند پرچم در زمان معصومان (علیهم السلام) نیز وجود داشته و از آن ها در جنگهایا موارد دیگر استفاده می کردند. این گونه نمادها جنبه آشنا سازی هم داشته؛ زیرا هر جا در میدانهای جنگ پرچم اسلام بود، پیامبر و علی هم در آن جا حضور داشتند؛ و شاید بسیاری از افراد با دیدن پرچم اسلام و حضور نزد پیامبر با آن حضرت آشنا می شدند.

۵٫ آشنا سازی با سوژه ها
دیگر از روشهای رفتاری مؤثر در تربیت و آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) روش بهره گیری از سوژه ها است. بدین معنا که هرگاه موضوعی در ارتباط با اهل بیت (علیهم السلام) مطرح شد، مربی می تواند بلافاصله آن موضوع را به عنوان سوژه انتخاب نموده درباره اهل بیت (علیهم السلام) و فضایل آن ها با کودکان صحبت کند و بدین طریق آنان را با اهل بیت (علیهم السلام) آشنا سازد.

این شیوه از آشناسازی و معرفی اهل بیت (علیهم السلام) در سیره معصومان (علیهم السلام) وجود داشته و آن ها هم با استفاده از سوژه های موجود در معرفی خود به کمک می گرفته اند. چنان که نقل شده امام سجاد (علیه السلام) پس از حادثه کربلا چه در سفر کوفه و شام و چه بعد از آن از این گونه سوژه ها برای بیان مظلومیت و مصایب پدرش امام حسین (علیه السلام) و یاران آن حضرت استفاده نموده و هر جا زمینه فراهم می شده از حسین (علیه السلام) و یارانش سخن گفته است. سخنان امام سجاد (علیه السلام)، زینب و سایر اهل بیت (علیهم السلام) در سفر کوفه و شام موجب آگاهی مردم از قضایای کربلا و آشنایی آنان با امام حسین (علیه السلام) گردید.

اگر نبود سخنان زینب و امام سجاد در بازار کوفه و مجلس یزید و ابن زیاد، مردم کوفه و شام اهل بیت (علیهم السلام) را نمی شناختند و از وقایع کربلا بی خبر بودند. امام سجاد (علیه السلام) با استفاده از این سوژه چنان اهل بیت (علیهم السلام) را به مردم معرفی کرد که همه آن ها با اهل بیت (علیهم السلام) آشنا شده و از این امر آگاه شدند که آن ها فرزندان پیامبرند و به همین جهت پس از آن با ایشان اظهار همدردی و دوستی نمودند.

امام سجاد (علیه السلام) پس از بازگشت به مدینه هم هر وقت زمینه مناسب فراهم می شد برای پدرش گریه می کرد و مظلومیت و حقانیت او را برای مردم بیان می داشت. هرگاه آن حضرت ظرف غذا یا آبی را می دید و یا گوسفندی را مشاهده می کرد که سر می برند، شروع به گریه می کرد، اگر می پرسیدند که چرا گریه می کنید، می فرمود: چگونه گریه نکنم در حالی که دیدم پدرم امام حسین (علیه السلام) را با لب تشنه به شهادت رسانیدند.

بنابراین، یکی از شیوه های مؤثر در آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) استفاده از سوژه ها است که پدران و مادران اگر با موقعیت شناسی دقیق از این روش بهره گیرند، بهتر به نتیجه می رسند.

۶٫ آشنا سازی با زیباییها
منظور از این روش آن است که اسامی اهل بیت (علیهم السلام) را همراه با چیزهای زیبا به کودک بیاموزند و هرگاه نام یکی از معصومان (علیهم السلام) برده شد، کلام یا خاطره زیبایی را قرین آن سازند تا بدین طریق نام معصوم در ذهن کودک بماند. پس یکی دیگر از شیوه های آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) که جنبه رفتاری و عملی دارد مقارن سازی نام و یاد اهل بیت (علیهم السلام) با زیباییهاست؛ یعنی اهل بیت (علیهم السلام) را همراه با خوبیها و زیباییها به کودک معرفی نمایند. این روش در فرآیند آشناسازی مؤثر است؛ چون کودکان به زیباییها مانند نامهای زیبا، گلهای قشنگ، پرندگان زیبا و امثال آن گرایش زیادی دارند و یاد و نام آنها در ذهن کودک ماندگار است.

اگر همراه با این چیزهای زیبا و مورد علاقه کودک اهل بیت (علیهم السلام) هم برای او معرفی گردد و فضایل آنان متناسب با موضوع تعریف شود، نام و فضایل اهل بیت (علیهم السلام) بهتر در ذهن کودک نقش می بندد و می ماند. پس از آن هر وقت کودک به یاد آن شی ء زیبا بیفتد یا آن را تماشا کند، از باب مقارنه… یاد و نام اهل بیت (علیهم السلام) را تداعی می کند.

روش مقارن سازی با زیباییها روشی است که در سیره اهل بیت (علیهم السلام) نیز به کار رفته است. ائمه اطهار (علیهم السلام) با استفاده از این شیوه در بسیاری از موارد اهل بیت (علیهم السلام) را برای مردم معرفی کرده اند.

درباره امام زمان حجه بن الحسن العسکری (علیه السلام) روایات فراوانی است که آن حضرت را همراه با القاب و اسامی زیبا معرفی نموده اند. مثلاً از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمود: «المهدی طاووس اهل الجنه؛ مهدی طاووس بهشتیان است.»

از آن جا که کودکان با محسوسات بهتر می توانند ارتباط برقرار کنند، از این رو مقارن سازی اهل بیت (علیهم السلام) با زیباییهایی از این دست در ذهن آن ها بیشتر نفوذ می کند و استقرار می یابد.

۷٫ آشنا سازی از طریق مراوده با علماء
رفت و آمد و برقراری ارتباط با علما و بزرگان دینی و شرکت دادن کودکان در این گونه مناسبات به نوبه خود نقش مهمی در آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) دارد. آشنایی و همنشینی با دوستان اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه علمای بزرگ مانند مراجع تقلید، گذشته از اینکه آثار تربیتی و اخلاقی فراوان دارد، انسان را با اهل بیت (علیهم السلام) نیز آشنا ساخته و به آنان علاقه مند می سازد؛ چون علمای دینی و مراجع بزرگوار تربیت یافتگان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و از شاگردان امام صادق (علیه السلام) هستند گویی اخلاق و رفتار اهل بیت (علیهم السلام) در هر عصر در چهره زیبا و نورانی علمای دین تجلی می یابد. از اینجاست که جویندگان راه اهل بیت (علیهم السلام) به خصوص کودکان و نوجوانان تحت تأثیر گفتار و رفتار علما قرار گرفته شیفته اسلام، قرآن و امامان معصوم (علیهم السلام) می شوند.

ارتباط با علما و هم نشینی با آن ها آثار مثبت دینی و تربیتی زیادی را به دنبال دارد. امام صادق (علیه السلام) در این زمینه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند که فرمود: «مجالسه اهل الدین شرف الدنیا و الاخره؛ رفت وآمد با علما موجب شرافت دنیا و آخرت است.»

۸٫ آشنا سازی با خواندن آثار معصومان (علیهم السلام)
کتاب خوانی و آشنایی با آثار دیگران بی تردید یکی از عوامل موثر در رشد شخصیت انسان است و از جهات مختلف بر او تأثیر می گذارد. نیاز مادی و معنوی انسان به کتاب خوانی و استفاده از آن برای بهره گیری از تجربیات گذشتگان و علوم پیشینیان بر کسی پوشیده نیست. به خصوص قرائت کتابهای دینی و مذهبی مانند قرآن کریم و احادیث و دعاهای وارد شده از ناحیه معصومان (علیهم السلام) نیازهای روحی و معنوی انسان را تأمین می کند.

از آنچه گفته شد به این نتیجه رهنمون می شویم که در شرایط کنونی نیاز شدید به تربیت کودکان و نوجوانان بر محبت و دوستی اهل بیت (علیهم السلام) و آشنا سازی آنان با معصومان (علیهم السلام) و صالحین است.

آشنایی و شناخت اهل بیت (علیهم السلام) آثار فراوان روحی و معنوی برای کودک دارد که از نظر تربیتی قابل توجه است.

معرفت اهل بیت (علیهم السلام) موجب پرورش روحیه ایثار، فداکاری، عزت نفس، کمک به محرومان و نظایر آن می شود که در هر شرایطی برای یک مسلمان لازم است. شناخت اهل بیت (علیهم السلام) عامل تشویق انسان به خداشناسی، عبادت، دعا و مناجات است در یک کلمه منشاء همه خوبیها و زیبایی هاست.

آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) مستلزم آشنا بودن مربیان به خصوص والدین با آنان است. کسانی که به این کار می پردازند، باید شناخت لازم از فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشند تا موفق به انجام آن گردند. آگاهی از اخلاق، رفتار و سیره معصومان (علیهم السلام) در امر آشناسازی لازم است. بنابراین، اگر مربیان یا پدران و مادران در این زمینه اطلاعات کافی ندارند، مناسب است قبل از آشناسازی کودکان خود به فراگیری معارف اهل بیت (علیهم السلام) اقدام کنند تا ضمن جلوگیری از بد آموزیهای احتمالی فرهنگ واقعی اهل بیت (علیهم السلام) را به کودک منتقل نمایند.

آنچه از روش های آشناسازی اعم از گفتاری و رفتاری گفته شد، هر کدام به نوبه خود در فرایند آشنا سازی کودکان با اهل بیت (علیهم السلام) مؤثر است، هیچ گونه تزاحمی در آن ها وجود ندارد. از این رو، می توان از همه آن ها در تربیت و آشنا سازی کودکان با معصومان (علیهم السلام) استفاده کرد. چنان که شیوه اسلام در تربیت و اصلاح فرد همین است و از همه روشها استفاده می کند. مثلاً، هم الگو عرضه می دارد، هم تشویق و تنبیه و هم از پند و اندرز کمک می گیرد.

پی نوشتها:
۱٫ حسین نوری، مستدرک الوسایل، مؤسسه آل البیت، ج ۱۵، ص ۱۲۸٫

۲٫ داستان و دوستان، ج ۵، ص ۱۴۴ (به نقل از معالی السبطین، ج ۱، ص ۲۰۶).

۳٫ بحار، ج ۴۶، ص ۱۰۹٫

۴٫ بحار، ج ۱، ص ۹۱٫

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...