خانه / بینش و رویا / آموزه ها / ۲- حسادت (از عوامل شش گانه ی سقوط اخلاق) – محو کننده ی آرامش

۲- حسادت (از عوامل شش گانه ی سقوط اخلاق) – محو کننده ی آرامش

اولین نکته ای که می بایست در خصوص حسادت بدانیم این است:

حس حسادت، اولین خصوصیت شیطان است پس شخص حسود، بخشی از وجودش را (و گاها کل وجودش را) به شیطان واگذار کرده است

حسادت احساسی ست که هنگام کمبود نسبت به توانایی، دستاورد یا داشته‌های برتر فردی دیگر روی می‌دهد و فرد حسود یا می‌خواهد که آن را داشته باشد و یا آنکه می‌خواهد دیگری آن را نداشته باشد.

انواع حسادت

حسد حسی

حسد عقلی

حسد عاطفی

حسد طمع کارانه

حسد سیاسی

حسد فرهنگی

حسد اجتماعی

حسد محیطی

حسد خانوادگی

حسد فردی

حسد قدرت

حسد بی پایه

حسد سلیقه ایی

حسد علمی

حسد شیطانی

حسد معکوس

حسد تخیلی و ….

(انواع حسد ها در کلاس بینش و رویا توضیح داده خواهد شد)

رویکرد روانشناسی فلسفی و هیجان‌رفتار

فرض ما این است که حسادت، یک هیجان است. که البته برخی می‌گویند که یک هیجان صرف نیست. زیرا بنا بر باور این عده، هیجان‌ها طیف بزرگتری از احساسات را در بر می‌گیرند. با این حال، هیجان‌ها سندرمی از افکار، احساسات، انگیزشها و جنبشهای بدنی هستند که در سطح ناخودآگاه ذهن، به هم متصل می‌شوند، طوریکه یک اپیزود هیجانی خاص، آنطور که در ناخودآگاه وارد شده، جلوه گر و احساس نمی‌شود. بلکه ممکن است به چیزی متفاوت تبدیل شود. مثلاً وقتی عناصر غم با خشم در سطح ناخودآگاه با یکدیگر ترکیب می‌شوند، بروز آن در سطح رفتار (هیجان رفتار) به شکل حسادت خواهد بود. البته، خطوط ویژه‌ای از سندرم هیجانی حسادت هنوز مورد بحث است. اما آنچه که از منظر روانشناسی فلسفی و هیجان‌رفتاری، قابل تفسیر است، حسادت شامل یک فرد حسود است (موضوع) و جزء دیگر آن کسی است که مورد حسادت واقع می‌شود (رقیب)- که رقیب می‌تواند، شخص یا گروه هم باشد. داشتنِ چیزی یا داشتن ظرفیت یا صفتی که برای رقیب به عنوان «خوب» مطرح می‌شود، در اینجا، ملاک تعریف خواهد بود. البته داشتن آن چیز، امکان دارد که تنها بخشی از دارایی‌های شخص باشد (مانند جواهرات گرانبها، یا بهترین بازیکن جهان بودن) یا چیزی باشد که به آسانی دو برابر شده است. گاهی اوقات البته، شاید حتی به منفعت، شادی یا برخی حالتها و وضعیت‌های روانی که به (رقیب) نسبت داده می‌شود، باشد حتی اگر از نظر فیزیکی بین آن دو تفاوتی در آنچه که مورد حسادت قرار می‌گیرد، وجود نداشته باشد.

بسیاری از فیلسوفانی که به دنبال تعریف حسادت هستند، آن را نوعی احساس سرخوردگی می‌دانند که در شخصی که حسادت می‌ورزد، قابل تشخیص است به این صورت که حسود می‌گوید: «من خوب نیستم». بسیاری، نه همه، بر این باورند که حسادت شامل میلی است به اینکه گفته شود: «من خوب نیستم و البته رقیب هم خوب نیست». حسادت در بسیاری از موارد علامت یا نمونه‌ای از تمایل انسان است به مقایسه کردن رفاه یا خوشی خود نسبت به دیگری یا دیگران. با در نظر گرفتن اینکه از نظر او یا دیگران «خوب بودن»، چگونه تعریف شود. تعریف مؤثر از حسادت این است که: «حسادت، دردی است نسبت به خوشبختی دیگران» و از منظر هیجان‌رفتار، غم و خشمی است نسبت به اهدافی که دیگران دست یافته‌اند و فرد حسود به آن دست نیافته است.

حسادت گرایشی است از روی ناراحتی و غم نسبت به خوشی دیگران، ولو اینکه از رفاه آن شخص و خوشی او نکاهد. این بی‌میلی و اکراه نسبت به دیدن خوشی خود، که بسیار در سایه قرار گرفته است، نسبت به دیگران وابسته به آن است که به صورت متعارف، ما زندگی آسوده را چگونه برای خود، تعریف کرده باشیم و این بینش نه به دلیل ارزش ذاتی و درونی آن از خوشی خودمان است، بلکه به این دلیل است که با دیگران مقایسه‌اش می‌کنیم. جهت حسادت دست کم برحسب آرزوهای کسی است که با خراب کردن و درهم ریختن خوشبختی دیگران میسر می‌شود. حسادت شهوتی (تمایلی است شدید و عصبی) که تنفر و کینه‌جویی کسی را به کسی که مستحق چیزی است که به دست آورده و به آن دست یافته است، نشان می‌دهد

تفاوت حسادت و دلواپسی از دست دادن

در زبان معمولی، تمایل به این است که حسادت و دلواپسی از دست دادن را با هم یکی بدانند، اما توافق فلسفی بر این است که آنها، دو هیجان جداگانه‌اند. هنگامی که از نظر زبانی، گفته می‌شود که کسی دچار دلواپسی از دست دادن است، شنیده می‌شود که او بر این باور است که، آن شخص دیگر خوب است و وی نگران است که نکند او را از دست بدهد. هم حسادت و هم دلواپسی از دست دادن دارای ۳ جزء هستند: یک شخص، یک رقیب و یک تعلق (یا چیزی که در تملک رقیب وجود دارد، متعلق به اوست و او به آن دست یافته است). البته، این تشابه، سطحی است و بین آنها یک تفاوت بنیادین وجود دارد. شخصی که به رقیب حسادت می‌ورزد، بر «تعلق» یا دارایی رقیب متمرکز است، اما فردی که دچار دلواپسی از دست دادن است، بر روی «رقیب» متمرکز است و می‌ترسد که او را از دست بدهد یا ترس از دست دادن دارد. جایگاه مورد حسادت در رشک بردن و حسادت، درارتباط با رقیب است اما جایگاه حسادت فردی که دچار دلواپسی از دست دادن است، خود رقیب است. تفاوت دیگر، مابین فرد حسود و کسی که دچار دلواپسی از دست دادن است، آن است که: برای فرد حسود، وقتی متعلقات از رقیب او به کسی دیگر داده شود، او به آن فرد دیگر رشک می‌ورزد و نسبت به رقیب احساسی ندارد. در واقع رقیب قابل عوض شدن است نه متعلقات او. و اگر این دارایی‌ها توسط کسی دیگر مورد استفاده قرار گیرد، ناراحت می‌شود؛ ولی رقیب نمی‌تواند او را ناراحت کند. اما کسی که دچار دلواپسی از دست دادناست، در مسیر دیگری است، زیرا مسئلهٔ او خود رقیب است و نه تعلقات او. از این رو شاید بتوان گفت که رشک، حسادتی خوش‌خیم است و دلواپسی از دست دادن، حسادتی بدخیم و مرضی است که حتی چنین فردی، در صورتی که احساس کند که دیگر رقیب در تملک او نیست و یا به او بی‌توجه است، در فکر نابود کردن او برآید. چنان‌که در حسادت‌های عشقی و روابط عاطفی مرضی در شکل‌های «هذیان خیانت»، چنین امری بسیار به وقوع پیوسته است.

تعابیر دیگر از حسادت

همچنین ممکن است حسادت از احساس عزت نفس پایین فرد ناشی شود که باعث مقایسهٔ اجتماعی نسبت به بالا خواهد شد که تصویر شخصی فرد را تهدید می‌کند: فرد دیگری چیزی دارد که فرد حسود داشتن آن را مهم تصور می‌کند. حسادت احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می‌دهد.

پروفسور رولف هوبلمی گوید که: «حسادت وقتی به وجود می‌آید که شخص احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. هیچ چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود، مادی یا غیر مادی، من می‌توانم به سرنوشت یک نفر یا به کسی که برنده یک جایزه شده حسودی کنم، ولی به طور کل وقتی انسان حسودی می‌کند که آنچه که دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد. مثلاً من که حوصله جمع‌آوری تمبر را ندارم به کسی که این کار را می‌کند حسودی نخواهم کرد.»

حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد. در هر جامعه‌ای، داشتن چیز بخصوصی که در آن جامعه ارزش جلوه می‌کند، موجب حسادت می‌شود. در جامعه امروز حتی آگهی‌های تلویزیون سعی می‌کنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یک کالایبخصوص یا انجام عملی تشویق کنند. جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می‌کند، زیرا حسادت یک انگیزه‌است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می‌شود.

حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست، بلکه انسان به خاطر این که شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می‌شود، حسادت می‌ورزد.

حسود هیچ وقت فکر نمی‌کند آن فردی که بیشتر دارد حتماً خیلی سخت‌تر کار کرده، او گمان می‌کند که هر موقعیت بهتری، چه از نظر روانی یا مالی قیمتی دارد که شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست.

اکثر افراد حسود فکر می‌کنند که حق آنان ضایع شده و آنها کمتر از دیگری به حقشان رسیده‌اند. حسودانی که می‌پذیرند دیگری حقش بوده که بیشتر بهره ببرد، رنج بیشتری می‌کشند. این حسودان سعی می‌کنند با یک رفتار خشونت‌آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله کنند. یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می‌دهند که طرف مقابل از امکانات بهتری که دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می‌شود نابود می‌کنند. این افراد، محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و همیشه تظاهر می‌کنند که دیگری را تحسین می‌کنند، ولی در واقع بسیار رنج می‌کشند.

حسادت یک احساس مطلق نیست، بلکه مخلوطی است از خشونت و شکست. خشونتی که حسود احساس می‌کند مانع از رنج بیشتر او از شکست می‌شود.

اگر شخص حسود جلوی خشونتش را بگیرد بیشتر از شکست رنج می‌کشد. چنین شخصی متوجه می‌شود که اگر او تمام قدرتش را هم به کار ببرد به حق دیگری نخواهد رسید. به همین دلیل فرد دچار افسردگی شدید و فلج کننده‌ای می‌شود. زیرا از خودش سؤال نمی‌کند که به چه وسیله‌ای فرد مورد نظر به خوشبختی رسیده‌است.

در کتاب مقدس مسیحیت، حسادت تحت عنوان «گناه مرگ آور» آمده ولی در واقع واکنش طبیعی انسان جهت جلوگیری و ممانعت از افسردگی است.

حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلکه به مرور زمان و در اثر تجربیاتی که شخص حسود در زندگی به دست می‌آورد، شکل می‌گیرد. معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط گسترش می‌یابد. این افراد در محیطی بزرگ شده‌اند که انجام خواسته‌های دیگران مهم تر از خواسته و علاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچ وقت موقعیتی نداشتند که به دنبال علائق و استعدادهای فردی خودشان بروند و بفهمند از چه کار و فعالیتی بیشتر لذت می‌برند.

این انسان‌ها احساس می‌کنند فقط وقتی خواسته‌های دیگران را کامل انجام دهند مورد قبول مردم می‌باشند.[نیازمند منبع] این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می‌گویند و مرتباً به دنبال این هستند کاری کنند که بدان وسیله رضایت دیگران را کسب کنند.

چگونگی خلاصی از حسادت
خوشبختی و رضایت همیشگی در هر جامعه‌ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می‌گیرد. زیرا بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می‌کند و اسیر انتظارات اجتماعی خود می‌باشد.

هر انسانی باید سعی کند استعداد و امکانات فردی خودش را بیابد؛ زیرا شخص حسود کسی است که خیلی کم در مورد خودش می‌داند و در حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی‌های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یک شخصیت غلط برنامه‌ریزی کرده و خود را با گروهی مقایسه می‌کند که به طبقه اجتماعی دیگری تعلق دارند و با ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنند که شخص حسود هرگز نمی‌تواند خودش را به آنها برساند. به همین دلیل و به احتمال زیاد، شخص تبدیل به یک حسود عصبانی یا افسرده می‌شود.

نکته مهم این است که شخص، حسادت را پذیرفته، به خودش دروغ نگوید و سعی کند نقطه‌ای بین ایده‌آل و واقعیت بیابد و در زندگی خود توازن بوجود آورد. در حقیقت باید پذیرفت که هیچ انسانی قدرت این را ندارد که عدالت واقعی را در جامعه به وجود آورد و کلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه ایجاد می‌شود. معمولاً برای حسودان این سؤال پیش می‌آید که بر چه اساسی گروهی بیشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده، اگر جامعه‌ای حسادت را به عنوان یک واکنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی‌های اجتماعی ببیند می‌تواند جوابی هم برای سؤال بالا بیابد.[نیازمند منبع] اما متأسفانه حسادت در جامعه واکنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می‌شود و کمتر کسی راحت در مورد آن حرف می‌زند.

حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه‌های موجود در جامعه را به طور مساوی بین مردم تقسیم کنند. زیرا اگر شخصی همان سرمایه مشابه را به کمک هوش و درایت خویش بیشتر کند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرد.

پروفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم کنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت، زیرا هر جا که تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت کاشته شده‌است.

هوبل می‌گوید از آنجا که بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و کوشش او در پی ثابت کردن این است که او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می‌شناسد، به هیچ وجه مایل نیست که دیگری بیشتر از او داشته باشد؛ زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می‌شود. به همین دلیل حسادت یک همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می‌تواند بین فردیت و جمعیت بالانس به وجود آورد.

چگونه می‌توان خود را از حسودان محافظت کرد
حسادت در مرحله نابود کننده آن بسیار خطرناک است و آن را نباید ساده گرفت، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است انسان سعی کند افراد حسود را آرام کند و با آنها به طریقی کنار بیاید.[نیازمند منبع] یا حداقل سعی کند با آنها مواجه نشود؛ ولی متأسفانه این روش در بسیاری از موارد مانند فامیل و همکار امکان‌پذیر نیست. بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی کند از آنچه که دارد مقداری به دیگری ببخشد و تا حدودی باعث آرامش نسبی و کاهش خشونت او گردد و یا با گفتن مشکلات خود، آتش درون قلب حسود را کمتر کند و یا برعکس، خود آدم حسود برای آرامش درونی بگوید: فلانی ویلا دارد و ماشین بنز ولی چه فایده! بچه‌های او معتاد هستند. همین افکار و واکنش‌ها در روابط افراد ایجاد توازن می‌کند.

در واقع بهترین موقعیت را کسانی دارند که با زحمت و مشقت زیاد به مال و ثروت می‌رسند[نیازمند منبع]، این گروه هیچ مشکلی با افراد حسود ندارند؛ و در نهایت باید گفت کسانی که با کمبودهای خود کنار بیایند، می‌توانند به آرامش و آسایش برسند.

—————-

حسد، از رذایل اخلاقی ، گناهان کبیره و به معنای آرزویِ زوال نعمت‌ها و داشته های دیگران می‌باشد. از آن در بابهایی نظیر صلات و شهادات سخن گفته‌اند.

ریشه حسد

برخی از مفسران واژه حسد را در اصل به معنی چیزی را بر چیزی ساییدن چندان که خراشیده شود، دانسته اند.(۱)

[۲]
برخی از فرهنگ نویسان، اصل این واژه را از حَسْدَل به معنای کَنِه دانسته اند؛ همان گونه که کَنه پوست تن آدمی را زخم می‌کند و خونش را می‌مکد، حسد نیز با جان و روان حاسد چنین می‌کند. [۳] [۴] [۵]

معنی حسد

حسد ناخشنودی از موفقیت کسی و زوال نعمت او را تمنا کردن است. [۶] [۷]
حسد حد افراطیِ رفتار کسی دانسته شده است که از نیک بختی مردمان رنج می‌برد. [۸]
بر پایه تعریفی، حسد، آرزوی نابودیِ نعمت های دیگران و خواستن آن نعمت‌ها فقط برای خود است، [۹] لیکن در تعریفی دقیق تر، آرزوی زوالِ نعمت های دیگران است که چه بسا با تلاش برای نابودی آن همراه باشد. [۱۰] [۱۱]
با توجه به این‌که دانشمندان علم اخلاق برای حسد مراتبی ذکر کرده اند، [۱۲] [۱۳] [۱۴] به نظر می‌رسد این تعریف‌ها به مراتب حسد اشاره دارند.

حسد در قرآن

واژه حسد و مشتقات آن در چهار آیه از قرآن به کار رفته است : [۱۵] [۱۶] [۱۷] [۱۸]
در آیه ۱۰۹ سوره بقره آمده است اهل کتاب (که مفسران منظور از آنان را یهودیان می‌دانند) [۱۹] [۲۰] از حسدی که در دل دارند، دوست دارند مؤمنان را به کفر بازگردانند.
در آیه ۵۴ سوره نساء نیز سخن از حسادت به میان آمده است. مُفاد این آیه، بنابر سیاق آیات و تصریح مفسران، [۲۱] [۲۲] [۲۳] [۲۴] درباره برخی یهودیان هم عصر پیامبر است که به شوکت اسلام و فزونی پیروان آن حسد می‌ورزیدند.

اشاره به مفهوم حسد
برخی آیات نیز بدون آن‌که واژه حسد یا مشتقات آن در آن‌ها به کار رفته باشد، مفهوم حسد را می‌رسانند. [۲۵] [۲۶] برای نمونه، در آیه ۳۲ سوره نساء به مؤمنان فرمان داده شده است تا به آنچه خدا بهره شان ساخته راضی باشند و آنچه را خداوند به دیگران داده طلب نکنند. نتیجه این آیه این است که هر کس چنین نباشد، به حسادت درمی افتد. [۲۷] [۲۸]
غمگین شدن از خوشی دیگری و شاد شدن از بدبختی او، که آیه ۱۲۰ سوره آل عمران حاکی از آن است، با مفهوم حسد ملازمت دارد. [۲۹] حسادت برادران حضرت یوسف و نفرت شدید آنان از او، در واکنش به محبت بیش از اندازه حضرت یعقوب به وی، و تأکید قرآن بر شیطانی بودن این رفتار نیز از آیه هشتم سوره یوسف دریافت می‌شود. [۳۰]

رابطه بغی و حسد
واژه بَغْی در برخی از کاربردهای قرآنی، دارای وجه معنایی حسد است [۳۱] [۳۲] و به گفته سیوطی [۳۳] بَغْی در لهجه تمیمی به معنای حسد است.
فخر رازی [۳۴] برخی از این کاربردهای قرآنی را ذکر کرده است، لذا به نظر می‌رسد این موارد در شمار آیاتی‌اند که در آن‌ها از حسد سخن رفته است.

احادیث نهی از حسد

احادیث فراوانی در نکوهش حسد و بیان انگیزه‌ها و نشانه های آن وجود دارد [۳۵]و آن را از ریشه‌های کفر، [۳۶] نابود کننده ایمان و آفت دین [۳۷]معرفی کرده‌اند.
بنا بر احادیث، غیبت ، چاپلوسی و ملامت به هنگام مصیبت ، از نشانه های حسودان است. [۳۸]
در حدیثی مشهور، تأثیر این خوی ناپسند در تباه ساختن حسنات آدمی، به تأثیر آتش بر هیزم مانند شده است. [۳۹] [۴۰] [۴۱]

آثار حسد

بنابر حدیثی نبوی ، حسد از خوی های ناپسندی است که هیچ‌کس از آن در امان نیست [۴۲] و در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام [۴۳] حسد یکی از سه امری است که هیچ پیامبر و افراد فروتر از او از آن در امان نیستند، اما مؤمن هیچگاه رفتار ناشی از حسد ندارد.
در حدیثی دیگر، حسد از صفات بسیار زشت و از خطرناک‌ترین و بزرگ‌ترین گناهان و نخستین گناهی است که در آسمان ها ابلیس و در زمین قابیل مرتکب آن گردیده و بر اثر ابتلای به آن برادرش (هابیل) را کشت. [۴۴] [۴۵] [۴۶]
شاید به همین سبب، طبق حدیثِ رفع یکی از الطاف خدا در حق مؤمنان برداشته شدن حسد است. در شرح این حدیث، به ویژه با توجه به نکوهش شدید حسد، گفته‌اند این عبارت، ناظر به حسد در مرتبه قلب است که اگر بروز خارجی نیابد نکوهش و کیفر ندارد.

رابطه غبطه و حسد

مفهوم غبطه ( منافسه ) نیز با حسد در ارتباط است، [۴۷] ولی تفاوت آن‌ها در این است که آدمی در غبطه آرزوی زوال نعمت دیگران را ندارد، بلکه فقط می‌خواهد آن نعمت را به او هم بدهند. [۴۸]
غبطه، به عکس حسد، صفتی پسندیده است، [۴۹] به ویژه آن‌که در روایتی ، به صراحت غبطه از صفات مؤمن و حسد از خصلت های منافق دانسته شده است. [۵۰] [۵۱]
غزالی تصریح کرده است که این دو مفهوم گاه به جای هم به کار می‌روند [۵۲] و نمونه ای از آن‌ها را در یکی از احادیث ذکر کرده است. [۵۳] [۵۴]

انگیزه های حسد

غزالی [۵۵] انگیزه های حسد را هفت چیز برشمرده است:
دشمنی و کینه توزی ، به خود نازیدن، غرور و تکبر ، اظهار شگفتی از داشته های دیگران، ترس از دست دادن داشته های خود، عشق به ریاست و شهرت ، و خبث نفس . [۵۶] [۵۷] [۵۸]
او به نکته دیگری نیز توجه داده است:
حسد اساساً ریشه در قلب دارد و بنابراین صفت قلب است. این صفت قلبی گاه، در زبان یا رفتار بروز می‌کند که در این صورت انسان مرتکب گناه ( مَظْلمه ) شده است و باید از کار خود حلّیت بطلبد (یجب الاستحلال منها).
اما گاه حسد در همان مرحله قلب می‌ماند، در این صورت انسان فقط مرتکب گناهی بین خود و خدا شده است. این در حالی است که اگر این حسدورزی قلبی را به راستی ناروا بداند و خود را در دل نکوهش کند، وظیفه مقابله با حسد را نیز بجا آورده است و دور می‌نماید که توان آدمی بیش از این مقدار باشد، مگر آن‌که خود را در محبت الهی فروافکند تا از التفات به هر چه جز اوست رها شود.

درمان حسد

دانشمندان علم اخلاق ، به پیروی از غزالی، [۵۹] برای درمان بیماری حسد دو روش علمی و عملی ذکر کرده اند. [۶۰] [۶۱] ابن عربی [۶۲] حسد را خویی جبلّی و ذاتی می‌داند که نابود شدن آن امکان ندارد. [۶۳]
به نظر می‌رسد روایتی از امام صادق علیه‌السلام، که در آن حسد ممتزج با خون و گوشت آدمی معرفی شده است، [۶۴] به جبلّی و ذاتی بودن این خوی اشاره دارد.

جایگاه ترک حسد

بنابر دیدگاهی عرفانی ، آدمی به هنگام گذر از سراپرده های ده ‌ ‌گانه حساب در روز قیامت ، در سراپرده هشتم از حسد بازخواست می‌شود و چون حسادت نکرده باشد، به سوی سراپرده نهم می‌رود و به عرش الهی نزدیک تر می‌شود. [۶۵]

ضرب المثل های حسد

در پاره ای از مَثَل های فارسی و عربی، آموزه‌هایی درباره حسد یافت می‌شود، مانند «اگر حسود نباشد، جهان گلستان است»، «حسود هرگز نیاسود»، [۶۶] [۶۷] «الحسود لایسُود» [۶۸] و «الاحْسانُ الَی الْعَبیدِ مَکْبَتَهٌ لِلْحَسُود» (نیکی به بندگان مایه خواری حسود است). [۶۹]

رابطه چشم زخم با حسود

موضوع چشم زخم با حسد پیوند تنگاتنگ دارد. در برخی روایات به این ارتباط اشاره شده [۷۰] و مفسران، آیه پنج سوره فلق را، که در آن از حسادتِ حسودان یاد شده است، در این باره می‌دانند. [۷۱] [۷۲] [۷۳]

احکام حسد

بنابر تصریح گروهی، حسد در صورتی که در گفتار یا کردار بروز کند، گناه کبیره به شمار رفته و حرام است و صرف خطور آن در قلب بدون ترتّب اثری بر آن، حرام نمی‌باشد. [۷۴] [۷۵] [۷۶] [۷۷]
حسد از موانع قبولی نماز شمرده شده است. [۷۸]
تظاهر به حسد موجب زوال عدالت می‌گردد؛ در نتیجه شهادت حسود پذیرفته نمی‌شود. [۷۹]

فهرست‌منابع

(۱) علاوه بر قرآن.
(۲) ابن عربی، الفتوحات المکیه، چاپ عثمان یحیی، قاهره، سفر۲، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، سفر۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵.
(۳) ابن ماجه، سنن ابن ماجه، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، (قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴)، چاپ افست (بیروت).
(۴) ابن منظور، لسان العرب.
(۵) ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
(۶) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، چاپ محمدمحیی الدین عبدالحمید، (قاهره)، چاپ افست (بیروت).
(۷) ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران ۱۳۷۸ش.
(۸) محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغه، ج ۴، چاپ عبدالکریم عزباوی، قاهره.
(۹) امام خمینی، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، (تهران) ۱۳۷۳ش.
(۱۰) حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، چاپ مهدی محقق، تهران ۱۳۵۹ش.
(۱۱) احمدبن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۲.
(۱۲) علی بن محمد جرجانی، کتاب التعریفات، چاپ گوستاو فلوگل، لایپزیگ ۱۸۴۵، چاپ افست بیروت ۱۹۷۸.
(۱۳) حسین بن محمد دامغانی، الوجوه و النظائر فی القرآن، چاپ اکبر بهروز، تبریز ۱۳۶۶ش.
(۱۴) علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، تهران ۱۳۶۳ش.
(۱۵) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت.
(۱۶) محمدبن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
(۱۷) وهبه مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸.
(۱۸) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره ۱۹۶۷)، چاپ افست قم ۱۳۶۳ش.
(۱۹) طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن.
(۲۰) طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن.
(۲۱) محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
(۲۲) محمدبن محمد غزالی، کیمیای سعادت، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۴ش.
(۲۳) محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۲۴) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۲۵) کلینی، الکافی.
(۲۶) صادق گوهرین، شرح اصطلاحات تصوف، تهران ۱۳۶۷ـ ۱۳۷۸ ش.
(۲۷) علی بن محمد ماوردی، ادب الدنیا والدین، چاپ مصطفی سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت.
(۲۸) مجلسی، بحار الانوار.
(۲۹) احمدبن محمد میدانی، مجمع الامثال، مشهد ۱۳۶۶ش.
(۳۰) محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
(۳۱) یحیی بن عدی، تهذیب الاخلاق، با مقدمه و تصحیح و ترجمه و تعلیق محمد دامادی، تهران ۱۳۶۵ش.

پانویس

۱. ↑ احمدبن محمد ثعلبی، الکشف و البیان، ذیل بقره: ۱۰۹، المعروف تفسیر الثعلبی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۲.
۲. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ذیل بقره: ۱۰۹، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
۳. ↑ محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغه، ذیل واژه «حسد»، ج ۴، چاپ عبدالکریم عزباوی، قاهره.
۴. ↑ ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «حسد».
۵. ↑ محمدبن محمد زبیدی، تاج العروس من جواهرالقاموس، ذیل واژه «حسد»، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۴.
۶. ↑ رسائل الشهید الثانی (ق) ص۳۰۴.
۷. ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۵۲.
۸. ↑ ارسطو، اخلاق نیکوماخوس، ج۱، ص۷۱، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران ۱۳۷۸ش.
۹. ↑ علی بن محمد جرجانی، کتاب التعریفات، ج۱، ص۹۲، چاپ گوستاو فلوگل، لایپزیگ ۱۸۴۵، چاپ افست بیروت ۱۹۷۸.
۱۰. ↑ یحیی بن عدی، تهذیب الاخلاق، ج۱، ص۱۹، با مقدمه و تصحیح و ترجمه و تعلیق محمد دامادی، تهران ۱۳۶۵ش.
۱۱. ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه «حسد»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت.
۱۲. ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۴، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۱۳. ↑ محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج۵، ص۳۳۴، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴. ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۲، ص۲۰۴ـ۲۰۵، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
۱۵. ↑ بقره/سوره۲، آیه۱۰۹.
۱۶. ↑ نساء/سوره۴، آیه۵۴.
۱۷. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱۵.
۱۸. ↑ فلق/سوره۱۱۳، آیه۵.
۱۹. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۱۰۹ سوره بقره، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
۲۰. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل آیه ۱۰۹ سوره بقره، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۲۱. ↑ ذیل آیه ۵۴ سوره نساء، طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن.
۲۲. ↑ ذیل آیه ۵۴ سوره نساء، طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن.
۲۳. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۵۴ سوره نساء، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
۲۴. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۵۴ سوره نساء، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
۲۵. ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۲، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۲۶. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل بقره: ۱۰۹، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۲۷. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل آیه ۳۲ سوره نساء، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۲۸. ↑ وهبه مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، ذیل آیه ۳۲ سوره نساء، بیروت ۱۴۱۸/ ۱۹۹۸.
۲۹. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ذیل بقره: ۱۰۹، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
۳۰. ↑ یوسف/سوره۱۲، آیه۸.
۳۱. ↑ حسین بن محمد دامغانی، الوجوه و النظائر فی القرآن، ج۱، ص۱۶۶، چاپ اکبر بهروز، تبریز ۱۳۶۶ش.
۳۲. ↑ حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، ج۱، ص۴۸، چاپ مهدی محقق، تهران ۱۳۵۹ش.
۳۳. ↑ عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج۲، ص۱۲۱، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، (قاهره ۱۹۶۷)، چاپ افست قم ۱۳۶۳ش.
۳۴. ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ذیل بقره: ۱۰۹، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد ۱۳۶۵ ـ ۱۳۷۶ش.
۳۵. ↑ وسائل الشیعه ج۱۵، ص۳۶۵-۳۶۸.
۳۶. ↑ وسائل الشیعه ج۱۵، ص۳۳۹.
۳۷. ↑ وسائل الشیعه ج۱۵، ص۳۶۶.
۳۸. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۱.
۳۹. ↑ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۴۰۸، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، (قاهره ۱۳۷۳/ ۱۹۵۴)، چاپ افست (بیروت).
۴۰. ↑ سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود، ج۴، ص۲۷۶، چاپ محمدمحیی الدین عبدالحمید، (قاهره)، چاپ افست (بیروت).
۴۱. ↑ وسائل الشیعه ج۱۵، ص۳۶۵.
۴۲. ↑ علی بن محمد ماوردی، ادب الدنیا والدین، ج۱، ص۲۶۶، چاپ مصطفی سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت.
۴۳. ↑ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۰۸.
۴۴. ↑ علی بن محمد ماوردی، ادب الدنیا والدین، ج۱، ص۲۶۱، چاپ مصطفی سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت.
۴۵. ↑ رسائل الشهید الثانی (ق) ص۳۱۰.
۴۶. ↑ رسائل الشهید الثانی (ق) ص۳۱۲.
۴۷. ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۲ـ۲۰۳، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۴۸. ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۲، ص۲۰۲ـ ۲۰۳، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
۴۹. ↑ علی بن محمد ماوردی، ادب الدنیا والدین، ج۱، ص۲۶۲، چاپ مصطفی سقا، قاهره ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶، چاپ افست بیروت.
۵۰. ↑ حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل واژه «حسد»، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت.
۵۱. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۰.
۵۲. ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۲، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۵۳. ↑ محمدبن محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج۱، ص۱۲۷، چاپ حسین خدیوجم، تهران ۱۳۶۴ش.
۵۴. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل آیه ۳۲ سوره نساء، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۵۵. ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۴ـ۲۰۶، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۵۶. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۴۰.
۵۷. ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۲، ص۲۰۵ـ۲۰۸، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
۵۸. ↑ امام خمینی، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، ج۱، ص۱۰۷، (تهران) ۱۳۷۳ش.
۵۹. ↑ محمدبن محمد غزالی، احیاء علوم الدین، ج۳، ص۲۰۸ـ ۲۱۲، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۶۰. ↑ محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج۵، ص۳۴۲ـ ۳۴۸، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۶۱. ↑ محمدمهدی بن ابی ذر نراقی، جامع السعادات، ج۲، ص۲۱۲ـ۲۱۵، چاپ محمد کلانتر، نجف ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
۶۲. ↑ ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۳۴۴، چاپ عثمان یحیی، قاهره، سفر۲، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، سفر۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵.
۶۳. ↑ صادق گوهرین، شرح اصطلاحات تصوف، ج۴، ص۲۱۳، تهران ۱۳۶۷ـ ۱۳۷۸ ش.
۶۴. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۳.
۶۵. ↑ ابن عربی، الفتوحات المکیه، ج۱، ص۴۳۹ـ۴۴۰، چاپ عثمان یحیی، قاهره، سفر۲، ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵، سفر۴، ۱۳۹۵/ ۱۹۷۵.
۶۶. ↑ علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، ج۱، ص۲۰۶، تهران ۱۳۶۳ش.
۶۷. ↑ علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، ج۲، ص۶۹۶، تهران ۱۳۶۳ش.
۶۸. ↑ احمدبن محمد میدانی، مجمع الامثال، ج۱، ص۲۴۱، مشهد ۱۳۶۶ش.
۶۹. ↑ احمدبن محمد میدانی، مجمع الامثال، ج۱، ص۲۴۱، مشهد ۱۳۶۶ش.
۷۰. ↑ مجلسی، بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۳.
۷۱. ↑ طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۵ سوره فلق.
۷۲. ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه ۵ سوره فلق.
۷۳. ↑ محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، ذیل آیه ۵ سوره فلق، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
۷۴. ↑ الدروس الشرعیه ج۲، ص۱۲۶.
۷۵. ↑ مفاتیح الشرائع ج۲، ص۲۵.
۷۶. ↑ الدرر النجفیه ج۳، ص۱۴۹-۱۵۰.
۷۷. ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۵۲-۵۳.
۷۸. ↑ مستمسک العروه ج۵، ص۶۱۷.
۷۹. ↑ مسالک الافهام ج۱۴، ص۱۸۴.

————————————-

راهکار مقابله با حسارت و روش های ترک آن

درمان بیماری اخلاقی حسد مانند درمان صفات رذیله دیگر است که بر دو اساس استوار می‏باشد. ۱- طرق علمی.۲- طرق عملی

در قسمت (علمی‏) شخص حسود باید روی دو چیز مطالعه و دقت کند یکی پیامدها و آثار ویرانگر حسد از نظر روح و جسم و دیگر ریشه‏ها و انگیزه‏های پیدایش حسد.

همان گونه که شخص معتاد به یک اعتیاد خطرناک، مانند اعتیاد به هروئین، باید سرانجام کار معتادان را بررسی کند و ببیند آنها چگونه سلامت و تندرستی خود را از دست داده و زن و فرزند و حیثیت اجتماعی آنها بر باد می‏رود و با دردناک‏ترین وضعی در جوانی جان می‏سپارند و نه تنها کسی از مرگ آنها ناراحت نمی‏شود، بلکه مرگ او را سعادتی برای خانواده و فامیل و دوستانش می‏شمرند! همین‏طور (حسود) باید بیندیشد که این بیماری اخلاقی به زودی جسم او را بیمار می‏کند، مانند خوره روح او را می‏پوساند و می‏خورد و از بین می‏برد، خواب و آرامش را از او سلب می‏کند و هاله‏ای از غم و اندوه همیشه اطراف قلب او را گرفته است و از آن بدتر این که مطرود درگاه خدا می‏شود و به سرنوشتی هم چون ابلیس و قابیل گرفتار می‏آید و تازه با همه اینها نیز نمی‏تواند به مقصود خود یعنی زوال نعمت محسود برسد!

بی شک مرور بر این آثار و پیامدها و بررسی مکرر احادیث نابی که در این زمینه آمده، که در کتب حدیثی و اخلاقی به آن اشاره شده، تاثیر بسیار مثبتی در درمان این بیماری اخلاقی دارد.

حسود باید بیندیشد، اگر مواد مخدر سلامت روح و جسم را بر هم می‏زند و مرگ زودرس و رقت‏بار را به استقبال او می‏فرستد، او نیز علاوه بر بیماری‏های جسمی و روانی، آخرت خود را هم از دست می‏دهد، چرا که عملا به حکمت‏ خدا اعتراض می‏کند و در پرتگاه شرک و کفر سقوط می‏نماید، اینها از یک سو، از سوی دیگر در باره انگیزه‏های حسد باید بیندیشد و ریشه‏های آن را یکی پس از دیگری قطع نماید، اگر دوستان ناباب و وسوسه‏های آنها او را به این وادی کشانده است،‏ با آنها قطع رابطه کند و هر گاه تنگ ‏نظری و بخل سرچشمه این رذیله اخلاقی شده، به مداوای آنها برخیزد، اگر ضعف ایمان و عدم آشنایی به توحید افعالی خداوند او را در این گرداب پرتاب کرده است،‏ به تقویت مبانی ایمان و توحید بپردازد، و هر گاه ناآگاهی از استعدادهای خویش و ظرفیت‏هایی که برای ترقی و پیشرفت در وجود اوست، او را گرفتار عقده حقارت، و به دنبال آن حسد نموده است، ‏به درمان آن رو آورد، و در سایه توکل به خدا و اعتماد به نفس، عقده حقارت را بگشاید، و رذیله حسد را از خود دور سازد.

چه بهتر این که (حسود) عصاره و خلاصه‏ای از این امور را در صفحه یا صفحاتی بنویسد و هر چند روز یک بار بر آن را مرور کند، و حتی با صدای بلند آن را برای خودش در تنهایی جمله به جمله بخواند و پیرامون آن بیندیشد و مخصوصا روی روایاتی که در این زمینه از معصومین(ع) رسیده تکیه کند، بی شک هر حسودی این برنامه را به طور جدی دنبال کند در مدت کوتاهی نتیجه خواهد گرفت، روح و جسم خود را تدریجا از شرّ حسد رهایی می‏بخشد، و افق‏های روشنی از سلامت و سعادت در برابر او نمایان می‏گردد.

مخصوصا «حسود» باید روی این نکته کاملا فکر کند که اگر وقت و نیرویی را که او برای زوال نعمت از محسود به کار می‏گیرد صرف پیشرفت‏ خودش کند چه بسا از او جلو بیافتد.

به تعبیر دیگر باید انگیزه‏های حسد را به انگیزه‏های غبطه تبدیل کند و نیروهای ویرانگر را به نیروهای سازنده مبدل سازد.

این معنی در حدیثی از امیر مؤمنان علی(ع) نقل شده که فرمود:« احترسوا من سوره الجمد و الحقد و الغضب و الحسد و اعدوا لکل شی‏ء من ذلک عده تجاهدون بها من الفکر فی العاقبه و منع الرذیله و طلب الفضیله ; خود را از شدت بخل و کینه و غضب و حسد در امان دارید و برای مبارزه با هر یک از این امور وسیله‏ای آماده سازید، از جمله تفکر در عواقب سوء این صفات رذیله و راه درمان و طلب فضیلت از این طریق‏» [۱]

امّا از نظر (عملی)، می‏دانیم: تکرار یک عمل تدریجا تبدیل به یک عادت می‏شود و ادامه عادت تبدیل به ملکه و صفت درونی می‏گردد، اگر حسود به جای این که برای در هم شکستن اعتبار و شخصیت فردی که مورد حسدش قرار گرفته به تقویت موقعیت‏خود بپردازد، به جای غیبت و مذمّتش او را به خاطر صفات خویش مدح و ستایش کند، و به جای تلاش در تخریب زندگی مادی او، خود را آماده اعانت و همکاری با او نماید، تا می‏تواند از او سخن بگوید، تا ممکن است نسبت ‏به او محبت کند و تا آنجا که در اختیار اوست، ‏خیر و سعادت او را بطلبد و به دیگران نیز همین امور را توصیه کند، به یقین تکرار این کارها تدریجا آثار رذیله حسد را از روح او می‏شوید و نقطه مقابل آن که «نصح‏» و «خیرخواهی‏» است ‏با یک دنیا نور و صفا و روحانیت جانشین آن می‏گردد.

علمای اخلاق به افراد ترسو برای از میان بردن این رذیله اخلاقی توصیه می‏کنند که در میدان‏هایی که ورود در آن شجاعت فراوان می‏خواهد، گام بگذارند، و این کار را بر خود تحمیل کنند، تا تدریجا ترس آنها بریزد، و شجاعت ‏به صورت عادت درآید، و سپس ملکه گردد.

همین گونه حسود باید با استفاده از ضد آن به درمان پردازد، که درمان هر بیماری دارویی است که از ضد آن تشکیل یافته است.

در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) می‏خوانیم: « اذا حسدت فلاتبغ ; هنگامی که نسبت ‏به کسی حسد پیدا کردی بر طبق آن عمل نکن و بر او ستمی روا مدار» [۲]

و در حدیث دیگری از امیر مؤمنان آمده است که فرمود: « ان المؤمن لایستعمل حسده ، مؤمن حسد خود را به کار نمی‏گیرد» [۳]

از جمله اموری که در درمان حسد بسیار مؤثر است راضی به رضای حق بودن و تسلیم در برابر اراده او شدن و قانع به زندگی خویش گشتن است، در حدیثی از امیرمؤمنان می‏خوانیم:« من رضی بحاله لم یعتوره الحسد ; کسی که به آن چه دارد راضی باشد حسد دامان او را نمی‏گیرد» [۴]

به همین دلیل در احادیث اسلامی برای با این صفت رذیله تعبیرات تکان دهنده‏ای دیده می‏شود .

به عنوان نمونه : از پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) نقل شده که فرمود : خداوند موسی بن عمران را از حسد نهی کرد و به او فرمود : فَإِنَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِی صَادٌّ لِقَسْمِیَ الَّذِی قَسَمْتُ بَیْنَ عِبَادِی وَ مَنْ یَکُ کَذَلِکَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَیْسَ مِنِّی [۵] : شخص حسود نسبت به نعمتهای من بر بندگانم خشمناک است ، و از قسمتهائی که میان بندگانم قائل شده‏ام ممانعت می‏کند ، هر کس چنین باشد نه او از من است و نه من از اویم .

از امام صادق (علیه‏السلام) می‏خوانیم : آفَهُ الدِّینِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ [۶] : آفت دین و ایمان سه چیز است : حسد و خود پسندی و فخر فروشی.

و در حدیث دیگری از همان امام (علیه‏السلام) می‏خوانیم : إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَغْبِطُ وَ لَا یَحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ یَحْسُدُ وَ لَا یَغْبِطُ [۷] افراد با ایمان غبطه می‏خورند ولی حسد نمی‏ورزند ، ولی منافق حسد می‏ورزد و غبطه نمی‏خورد.

این درس را نیز می‏توان از این بخش از داستان فراگرفت که پدر و مادر در ابراز محبت نسبت به فرزندان باید فوق العاده دقت به خرج دهد.

حتی باید بیش از مقدار لازم در این مساله حساس و سختگیر بود ، زیرا گاه می‏شود یک ابراز علاقه نسبت به یک فرزند ، آنچنان عقده‏ای در دل فرزند دیگر ایجاد می‏کند که او را به همه کار وا می‏دارد ، آنچنان شخصیت خود را در هم شکسته می‏بیند که برای نابود کردن شخصیت برادرش ، حد و مرزی نمی‏شناسد. [۸]

برای مطالعه بیشتر به کتاب اخلاق در قرآن، نوشته آیت اله مکارم شیرازی مراجعه نمائید.

[۱] تصنیف غرر الحکم ص ۳۰۰ حدیث شماره ۶۸۰۶

[۲] تحف العقول ص ۵۰

[۳] بحار الانوار ج ۵۵ ص ۳۲۳

[۴] تصنیف غرر الحکم ص ۳۰۰ شماره ۶۸۰۸

[۵] الکافی ج ۲ ص ۳۰۷ باب الحسد ….. ص : ۳۰۶

[۶] الکافی ج ۲ ص ۳۰۷ باب الحسد ….. ص : ۳۰۶

[۷] همان.

[۸] تفسیر نمونه ج ۹ ص ۳۲۷٫

-*————————

عده ای از روان کاوان معتقدند که حسادت نتیجه ی آن است که فرد احساس آشفتگی ، ضعف و ناتوانی ، پوچی ، آسیب پذیری و ترس شدید می کند . انسان حسود ، علاوه بر این که آنچه دیگری دارد می خواهد ، آرزو و خواسته ی او این است که طرف مقابلش اصلاً آن چیز را نداشته باشد و از نارحتی و نداری شخص مورد نظرش احساس رضایت می کند . انسان حسود پشت سر دیگران آزارشان داده ، با غیبت از فرد او را ترور شخصیت می کنند .
عده ای آنان را بر انگیخته و سبب آزارشان شود . این نوع حسادت بسیار بدخیم است . در خانواده هایی که بین فرزندان خود تبعیض قائل می شوند و در این کار زیاده روی می کنند فرزندان آنان به آسیب پذیری حاد دچار شده و به حسادت بدخیم می رسند ، آنان حالتی جبران کننده و تلافی جویانه می گیرند و علاقمند هستند آنچه دیگری دارد از او بگیرند و او را از داشتن آن چیز یا موقعیت محروم کنند.
به طور کلی حسادت رفتار و عمل غیر عادی است که فرد در مقابل عدم موفقیت در رقابت و همچشمی با دیگران ( اعم از کودک یا بزرگسال ) از خود بروز می دهد . گاه این رقابت های خواسته یا ناخواسته در کنار نقص تربیتی در کودکان و نوجوانان باعث به وجود آمدن حسادت شده و در درون آنها ریشه می دواند و همه ی عمر آنان را آزار می دهد . عمق برخی از احساسات درونی ما ،‌ ما را به تعحب وا می دارد.
حسادت یکی از آن احساساتی است که در شکاف های تاریک قلبمان کمین کرده و در نامناسب ترین موقعیت ها ظاهر می گردد. حسادت ریشه در احساس ناامنی دارد و اصولاً در نتیجه ترس از دست دادن ایجاد می گردد.
حسادت وسواس گونه یک مرد به علت ترس از دست دادن همسر و یا دوستش است. کارگر به کارگر دیگر حسادت می ورزد زیرا می ترسد مقام و اعتبارش را از دست بدهد. ریشه حسادت ترس و ریشه‌ ترس، ناامنی است.

به زبان ساده تر :
حسادت عبارت است از یک احساس منفی که با دیدن امتیازی که ما نداریم یا آرزو داریم که فقط خودمان آن را داشته باشیم، به ما دست دهد.
حسادت یک احساس منفی است که با احساس اندوه، تکدر روح، نارضایتی از خوشبختی دیگران (خصوصا نزدیکان) همراه است. با توجه به آثار روحی روانی حسادت و مشکلاتی که این احساس منفی در روابط بین انسان‌ها پیش می‌آورد و نارضایتی عمومی که ایجاد می‌کند، چاره‌اندیشی برای مبارزه با آن ضروری به نظر می‌رسد.
انسان همواره علاقه‌مند به پیشرفت و تکامل بوده و هست. ضمیر ناخودآگاه انسان‌هایی که روح و روان آنها پرورش کامل نیافته است، به این نقصان آگاه بوده و برای پرده‌پوشی آن تلاش می‌نمایدو چون در اثر ضعف و خودکم‌بینی قادر به تکمیل خود نیست، پیشرفت و موفقیت اطرافیان را مورد حمله قرار می‌دهد و تمام توان خود را برای از بین بردن آن به کار می‌گیرد. حال اگر ویروس حسد ضعیف باشد فقط خود شخص مبتلا را همچون خوره از درون نابود می‌کند ولی اگر قوی باشد، دیگری و دیگران را نیز از این عصیان، متضرر خواهد کرد.
حسادت وقتی به وجود می‌آید که شخص احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. هیچ‌چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود؛ مادی یا غیرمادی! به‌طور کلی، وقتی انسان حسودی می‌کند که آنچه دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد؛ مثلا کسی که حوصله کار با کامپیوتر را ندارد، به کسی که این کار را می‌کند، حسودی نخواهد کرد.
حسادت ویژگی رفتاری و شخصیتی ارثی نیست و در نتیجه با ایجاد و اجرای راهکارهای مناسب در خانواده و اجتماع می‌توان مانع پیشرفت و حتی بروز آن شد. بنابراین عوامل محیطی از دوران کودکی و در مراحل رشد باعث آن می‌شوند.
خیلی وقت‌ها به دیگران غبطه می‌خوریم ولی فکر می‌کنیم حسودی کرده‌ایم.

تفاوت غبطه و حسادت چیست؟
غبطه معنای مثبت حسادت است و به عنوان آرزوی نعمت و سعادت دیگران را داشتن، بدون آرزو کردن زوال نعمت و سعادت آنان، معنی شده است. در واقع، حسادت و غبطه یک احساس هستند که فقط جهت‌شان با هم فرق می‌کند. حسادت جهت‌اش به سمت شخص دیگر است اما غبطه جهت‌اش به سمت خود فرد است؛ مثلا ما وقتی به فردی زیبا حسادت می‌کنیم، در دل می‌گوییم: «ای کاش زیبایی‌اش زایل شود» اما وقتی غبطه می‌خوریم، می‌گوییم: «من هم باید ورزش کنم و مراقب تغذیه‌ام باشم تا تناسب اندام پیدا کنم و پوستم شاداب و ظاهرم بهتر شود.»

حسادت که در نوع شدید آن باعث بروز پرخاشگری نسبت به طرف مقابل می‌شود، نوعى بیمارى روانى است که باید در پی درمان آن بود اما حسادت در اغلب اوقات، حاصل نداشتن اعتماد به نفس و عزت نفس در اشخاص است. همه ما ، به دلایل متفاوت و با مجموعه ای از احساسات مختلف، در مرحله ای از زندگی خود حس حسادت را تجربه کرده ایم.
به گفته آیالا مالاک پاینز (Ayala Malach Pines) روانشناس بالینی، ” حسادت، واکنشی پیچیده است که در زمان مشاهده شرایطی که یک رابطه با ارزش یا کیفیت خاص موجود در آن را تهدید میکند، در شخص ایجاد میشود.” حسادت معمولا در یک موقعیت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ایجاد میشود. حسادت را نباید با حس رشک یا غبطه یکسان دانست، هرچند این غلط مصطلح وجود دارد که به کسی حسودی کردن، میتواند به معنای آرزوی داشتن مال، موقعیت یا خصوصیات این فرد باشد، در حالی که حسادت، در زمانی ایجاد میشود که شخص نگران از دست دادن مال، موقعیت یا فردی است که در حال حاضر به خودش تعلق دارد. حسادت از این جهت واکنشی پیچیده است که طیف وسیعی از احساسات ، افکار و رفتارها را درگیر میکند.
• احساساتی چون رنج، عصبانیت، خشم، اندوه، غبطه، ترس، حزن، تحقیر.
• افکاری چون رنجیدگی، عیب جویی، مقایسه با رقیب، نگرانی از ظاهر خود و ترحم به خود.
• رفتارهایی از قبیل احساس ضعف، تب و لرز، تردید و پرسش مداوم از خود و جستجوی دلیلی برای اطمینان یافتن، رفتارهای پرخاشجویانه و خشونت.

شناخت و درک حس حسادت
حس حسادت، اگر به ندرت و بسته به موقعیتهای خاص به سراغ ما بیاید، حسی طبیعی است و میتواند در یک رابطه، مثبت هم واقع شود. اما اگر حسادت شدید و نامعقول شود به مخربترین عوامل برای رابطه دوستانه و عاشقانه تبدیل میشود. آثار حسادت را می‌توان به ۴ گروه زیر تقسیم کرد:
• آثار روانی: تاثیری که بر حالات روانی و خلق و خوی فرد تاثیر می‌گذارد و در او به‌صورت یک عقده ظاهر می‌شود.
• آثار رفتاری: شخص را وادار به صدمه زدن می‌کند؛ مانند بدگویی، افترا، گروکشی اطلاعات، چوب لای چرخ گذاشتن. حسادت آن بخش فعال روان را که همیشه آماده آزاررسانی و تجاوز به حقوق دیگران است، تقویت می‌کند.
• آثار ذهنی: حسادت مانند هر احساس منفی دیگری، انرژی‌ای از خود ساطع می‌کند که دیگران نسبت به آن بی‌تفاوت نمی‌مانند.
• آثار اجتماعی: این آثار معمولا باعث می‌شود فرد منفور شود. حسادت چگونه از عشق محافظت میکند

حس حسادتی که خفیف و به ندرت بروز کند، به زوجی که در یک رابطه عاطفی باشند یادآوری میکند که اسیر روزمرگی نشده و نگذارند روابطشان فاقد شیرینی و ابراز توجه و علاقه روزهای ابتدای آشناییشان شود. حسادت خفیف زوج را به قدردانی از یکدیگر تشویق میکند و آنها را به کوشش برای جلب رضایت و ایجاد حس ارزشمندی در یکدیگر وامیدارد.www.migna.ir حسادت، عواطف را افزایش داده و روابط عاشقانه را قویتر و پرشورتر میکند. حسادت در اندازه های کوچک و قابل کنترل میتواند انرژی مثبتی در رابطه باشد اما با شدت یافتن و غیر منطقی شدن، ماجرا به کلی تغییر خواهد کرد.

حسادت چگونه عشق را از بین میبرد؟
گاهی اوقات احساسات حسادت آمیز میتوانند از حد و اندازه خارج شوند. برای مثال هنگامی که مردی به خاطر صحبت همسرش با یک دوست قدیمی یا یکی از اعضای خانواده به گرمی احوالپرسی میکند، صحنه ناگواری ایجاد میکند یا زنی به خاطر اینکه متوجه میشود رئیس همسرش هم زن است دچار حمله جنون آمیز حسادت میشود، همان زمانی است که کنترل این حس از توان شخص خارج شده است. چنین واکنشهایی میتواند آسیب سختی بر رابطه وارد کرده و موجب شود که هر دو نفر در تمام مدت احساس بی ثباتی کرده و مدام در حال نگرانی و احتیاط باشند تا مبادا حس حسادت دیگری را تحریک کنند. شخص حسود نیز که معمولا از مشکل خود با خبر است، دائما در میان دو حس مقصر دانستن خود و توجیه رفتارش سرگردان است.

اگر این شخص حسود شما هستید
چیره شدن بر حسادت به صبر و بردباری و کوشش فراوان نیاز دارد. اگر حس میکنید حسادت شما در مشکلات دوران کودکیتان ریشه دارد، میتوانید از مشاوره بسیار سود ببرید. اگر قبل از این در رابطه ای به شما خیانت شده است، باید ابتدا با این موضوع کنار بیایید. در اینجا به مواردی که میتواند مفید باشد اشاره میکنیم:
شرایط و احساسات موجود را با واقع بینی بررسی کنید:
به مواردی که حس حسادت شما را بر می انگیزند خوب فکر کنی و از خودتان بپرسید که این موارد تهدید کننده تا چه حد واقعگرایانه هستند. نگرانی شما از در خطر بودن رابطه تان تا چه حد بر پایه شواهد واقعی است؟ و آیا رفتار خودتان موقعیت را بدتر نمیکند؟
مثبت اندیش باشید:
هنگامی که نیش حسادت را حس میکنید، به خود یادآوری کنید که همسرتان دوستتان دارد، به شما وفادار بوده و برایتان احترام قائل است. به خود بگویید که فردی دوست داشتنی هستید و هیچ چیزی برای نگرانی وجود ندارد.
شک و تردید خود را برطرف کنید:
یکی از بهترین راههای مبارزه با حسادت این است که از طرف مقابل خود بخواهید اطمینان شما را جلب کند. مراقب باشید که حالت عیبجویی، تکه پرانی یا قلدری پیدا نکنید. بلکه احساس عدم امنیت خود را توضیح داده و از او بخواهید در رفع این مشکل به شما کمک کند.

حسادت در چه کسانی شایع‌تر است؟
• کسانی بیشتر حسادت می‌کنند که توانمندی‌های خودشان را دست‌کم می‌گیرند.
• کسانی که خودشان را توانا می‌دانند، ممکن است به موقعیت والای دیگران غبطه بخورند.
• بیشتر افراد هم‌سطح و هم‌طبقه به هم‌دیگر حسادت می‌کنند.
• هرچه پایگاه اجتماعی افراد به هم نزدیک‌تر باشد، بیشتر به هم حسادت می‌کنند.

چرا حسادت این قدر کشنده و مهلک است ؟
دقت کرده اید ، زمانی که فردی دچار این حس می شود و یا اگر خود شما به این حس دچار شوید، درست مثل یک قطعه آهن که جذب آهنربا می شود تمام توجه مامعطوف فرد یا موضوع مسبب این حس می شود و دراین میان به دلیل اینکه ذهن ما تنها روی یک موضوع فکر می کند، افکار مثبت و سازنده از ذهن ما خارج می شود و ذهن منتفی می شود. سپس همانطور که ذهن ما روی آن موضوع آزاردهنده متمرکز می شود ، احساس خشم و نفرت در ما اوج می گیرد. اگر دراین دور باطل گرفتار شویم ، آرام آرام به فردی غیرمنطقی و غیرقابل تحمل تبدیل می شویم. به گذشته فکر کنید ، به زمانی که شما نسبت به فرد خاصی ، حسادت می کردید، آیا احساس خشم و عصبانیت شما با گذشت زمان عمیق تر و ریشه دارتر نشده است؟ این حس که بتدریج در وجود شما ریشه می دواند، به شمشیر دولبه ای بدل می شود که یک لبه آن فرد موردنظر و لبه دیگر آن خود شما را مجروح می کند، زیرا خشم نهفته در وجود شما با آگاهی از آنچه فرد مقابل به دست آورده است یا دارد، اوج می گیرد. با گذشت زمان این حس آنچنان قدرتمند می شود که زندگی شما را تحت کنترل خود قرار می دهد و شما را وادار می کند برای تلافی کردن و انتقام گرفتن از فرد مقابل سبب آزار خود شوید. اجازه ندهید که چنین حادثه ای برای شما اتفاق افتد.
● از دام حسادت فرار کنید
▪ شما می توانید از دام حسادت آزاد شوید. اما چطور؟
بسیاری از نوجوانان نسبت به دوستان خود وفادارند و در آنان وظیفه شناسی وجود دارد. وفاداری و احترام تا جایی که سبب دروغ گفتن و فریب دادن فرد مقابل نشود ، خوب است . بسیاری از افراد دچار این اشتباه می شوند که دوست آنها دیگر حق ندارد با دیگری دوست شود (دوستی کند). حسادت آنان از این باور سرچشمه می گیرد. به عبارتی این افراد زمانی دچار حسادت می شوند که دوستشان با دیگران نیز ارتباط دوستانه برقرار کند.
افراد حسود نسبت به دوستان خود احساس مالکیت می کنندو دلشان می خواهد رفتار اجتماعی دوست خود را تحت کنترل درآورند.
هوشیار باشید : اگر احساس کردید دوست شما سعی دارد شما را کنترل کند و برای شما محدودیت هایی به وجود آورد زنگ خطر برای شما به صدا در آمده است. بعضی اوقات قطع این دوستی به نفع شماست. حتی اگر این قطع ارتباط برای شما بسیار دردناک باشدو سبب اندوه فراوان بشود. بسیاری از اختلافاتی که در زندگی خانوادگی رخ می دهد نتیجه حسادت یکی از طرفین است . در مقام یک همسر، باید بدانید که شریک زندگی شما، قبل از آشنایی با شما، خانواده، فامیل و دوستان متعددی داشته است. شما نیز خانواده ای داشتید و با افراد زیادی آشنا بودید. زمانی که زندگی مشترک خود را آغاز می کنید باید از انتخاب خودمطمئن باشیدو رفتارتان در برابر همسرتان به وضوح بیانگر اطمینان شما از انتخابتان باشد. باید طوری رفتار کنید که او بداند عشق و علاقه به مادر و محبت به پدر ، خواهر و برادر نمی تواند از شدت علاقه شما نسبت به او بکاهد . هریک از دوستانتان را نیز به دلیل ویژگی خاص رفتاری و نزدیکی فکری برای دوستی انتخاب کرده اید همسر شما باید این را قبول کند که به عنوان شریک زندگی در فکر و قلب شما جایگاه والایی دارد و هیچ یک از دوستان نمی توانندجای او را نزد شما بگیرند.
● اگر شما حسود هستید:
اگر بهترین دوست شما تغییر کرد و دوستان دیگری پیدا کرد، چه کار می توانید بکنید، هیچ کار !دوست شما فرد مستقلی است و شما نمی توانید او راکنترل کنید. اگر شما از بی وفایی او دچار خشم شده اید چه کار می توانید بکنید، هیچ کار ؟ همه انرژی و نیروی شما صرف جنگیدن با این احساس می شود. بهتر نیست این انرژی و نیرو را صرف پیداکردن دوستان بیشتر کنید . حس حسادت شما تنها باعث آزار دیگران نمی شود، بلکه خود شما هم از این احساس لطمه های فراوانی می خورید . درواقع سبب می شوید سایر دوستانتان نیز شما را ترک کرده، یا از شما دور شوند.
اگر می خواهید این حس خود را از بین ببرید، باید فکر کنید چرا حسادت می کنید؟ چرا احساس می کنید که مالک دوست یاهمسرتان هستیدو نگران از دست دادن اویید؟
شاید شما از افرادی هستید که نیاز به تأیید دیگران دارند. علاقه دارید که همیشه کسی با شما موافق باشد. از این نگرانید که مردم شما را دوست نداشته باشند. برای یافتن دوست جدید تلاشی نمی کنید، چون هراس دارید که شما را نپذیرند.
این را بدانید که هیچ کس مورد تأیید همه قرار نمی گیرد. بنابراین انتظار نداشته باشید که مورد قبول همگان واقع شوید، اما افرادی هستندکه مورد قبول اکثریت واقع می شوند. اگر شما وظیفه خود را به عنوان یک دوست انجام دهید، می توانید از افرادی باشید که اکثریت او را تأیید می کنند. سعی کنید با دیگران رفتار دوستانه داشته باشید. اگر دوستان خوبی داشته باشید، احساس حسادت در شما کمتر رشد می کند، زیرا اگر یکی از دوستان ، بنا به هر دلیلی شما را ترک کند ، زیاد ناراحت نخواهید شد. یکی از راههای یافتن دوستان متعدد، شرکت در فعالیت های ورزشی و کلاسهای آموزشی مختلف است . اگر فعالیت خاصی را دنبال می کنید، می توانید با سایر افرادی که چنین فعالیتی دارند، ارتباط دوستانه برقرار کنید.

برای درمان حسادت باید چه‌کار کنیم؟
در درجه اول، باید نحوه تفکر و نگرش خود را تغییر دهیم. باید در خودمان انگیزه ایجاد کرده و اثرات منفی حسادت را به خود یادآوری کنیم. باید متوجه منافع حسادت نکردن باشیم؛ منافعی مانند داشتن یک زندگی توأم با آسایش. سبکی و زشتی این ضعف و حرکات ناشی از آن را مرتبا به یاد آوریم. به خودمان تلقین کنیم که هرگز نسبت به هیچ‌کس حسادت نکنیم. به نعمت‌ها و امتیازها و نقاط مثبت خودمان بیشتر توجه کنیم. روی ارزش‌ها تعمق کنیم و از خودمان بپرسیم که اصلا موضوع مورد فکر ما چه‌قدر ارزش دارد؟
با کار کردن روی عدم دلبستگی، حسادت خودمان را فرو بنشانیم. به عدالت خداوند و استحقاق خودمان بیندیشیم. از رقابت‌های بی‌ثمر بپرهیزیم. وقتی دچار حسادت می‌شویم آن را مدیریت کنیم؛ به این ترتیب که توانایی‌های خودمان را شناخته و در جهت آن حرکت کنیم و اگر نتیجه‌ای حاصل نشد، از روان‌شناس یا روان‌پزشک کمک بگیریم تا مشکل‌مان ریشه‌یابی و راه‌‌های رفع آن روشن شود.
درمان حسادت و احیاء اعتماد به نفس
– کودک خود را هیچگاه با کودکان دیگر مقایسه نکنید .
– در مقابل او برتری کودک دیگر را اعلان ننمائید .
– در مقابل دیگران احترام او را نگهدارید .
– از سرزنش و بازخواست او خودداری و در مقابل دیگران به او توهین نکنید .
– ویژگی های خوب و بارز او را به خودش بشناسانید .
– در مقابل دیگران از این مشخصه ها تعریف کنید .
– در مقابل دیگران از او تعریف و تمجید نمایید و توانایی ها و استعدادهایش را بازگو کنید .

زندگی با فرد حسود
داشتن شریک زندگی حسود، میتواند بسیار طاقت فرسا باشد. روشهای زیر میتوانند تا حدی حس حسادت آنان را کاهش دهند:
این مشکل را به چشم دیگری مورد بررسی قرار دهید. به خاطر داشته باشید که حسادت نشانه عشق است. اگر همسر یا دوست شما برای این رابطه اهمیتی قائل نبود، چنین مشکلی هم به وجود نمی آمد. به این ترتیب به جای اینکه موضع دفاعی بگیرید، کوشش کنید او را درک کرده و از وی حمایت کنید.
رفتار خود را بررسی کنید. اگر میدانید که بعضی رفتارهای خاص حسادت او را بر می انگیزد،در صورت امکان تا زمانی که مشکل برطرف شود، آنها را تغییر دهید. فراموش نکنید که بر سر قولهایی که میدهید بایستید اما از دادن قولی که عمل کردن به آن برایتان مشکل است مانند این که همواره در دسترس باشید نیز خودداری کنید.
اعتماد او را جلب کنید: از هر فرصتی برای ابراز علاقه به همسرتان و اینکه چرا او را بر دیگران ترجیح میدهید، استفاده کنید.
از خصوصیات مثبت وی تعریف کرده و بیش از پیش درباره آینده مشترکتان صحبت کنید. فراموش نکنید که حس حسادت لگام گسیخته میتواند بی اندازه خطرناک باشد، اگر روشهای مذکور و موارد مشابه آن نتوانستند در مورد خود یا همسرتان مفید واقع شوند، بی درنگ با مشاور صحبت کنید.

حسادت از دیدگاه قرآن
حسد یکی از زشت‌ترین و قبیحترین خصلتهایی است که در هر جامعه‌ای دیده می‌شود. عده‌ای همه چیز را برای خود می‌خواهند. از آسایش و یا پیشرفت دیگران ناراحت می‌شوند. خودخوری می‌کنند و رنج خود را بصورت آزار دادن ، بدگویی و کار شکنی کردن ابراز می‌کنند. به جای اینکه بکوشند تا خودشان هم پیشرفت داشته باشند ، می‌کوشند تا دیگران را ساقط کنند و از ارزش بیندازند. این واکنش همان حسد است که خصلتی ناپسند و نکوهیده است. کار حسد ممکن است به جایی برسد که حتی برای زوال نعمت از شخص ، محسود خود را به آب و آتش زده و او را نابود کند. چنانچه نمونه‌اش در داستانها و تاریخ معروف است. در نکوهش حسد همین بس که نخستین قتلی که در جهان واقع شد از ناحیه قابیل نسبت به برادرش هابیل بود که بر اثر انگیزه حسد چنین اتفاقی افتاد.
حسد نشانه چند نوع کمبود است.
•فرد حسود خودخواه است و همه چیز را تنها برای خود می‌خواهد.
•کم ظرفیت و زبون است و گرنه در برابر مقام یا پیشرفت یا امتیازاتی که دیگران بدست می‌آورند، خود را اینچنین نمی‌بازد.
•کوردل و کوته بین است و به همین دلیل دیگران را نمی‌بیند، فکر نمی‌کند که دیگران هم حقی دارند و باید به جایی برسند.
•متجاوز است و حاضر است به طرف ضربه بزند و حیثیت و آسایش او را به خطر بیندازد تا به خیال خود عقده و کمبودی را که در خود می‌یابد بگشاید.
شخص حسود در روایات معصومین
•امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید : «اِنَّ الحَسدَ ایَاکُلَ الایمانَ کَما تَاکُلَ النّارَ الحَطَب ؛ حسد ایمان را می‌خورد همانگونه که آتش هیزوم را» (کافی _ ج ۲)
•پیامبر عظیم الشان اسلام در این باره می‌فرماید : «خداوند به موسی بن عمران فرمود : مبادا بر مردم حسد بری ، درباره آنچه من به آنها داده‌ام از فضل خودم. چشمانت را به دنبال آن دراز مکن و دل خود را به دنبال آن روانه مساز، زیرا آنکه حسد برد نعمت مرا بد داشته و از آن قسمتی که میان بنده‌هایم کردم، جلو گرفته و هر که چنین باشد من از او نیستم او هم از من نیست» (کافی _ ج ۲)
•امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرماید : «اصول الکُفر ثَلاثَه :الحرص و الاستکبار و الحسد ؛ اساس کفر سه چیز است : حرص ، تکبر و حسد» (کافی _ ج ۲)
•حضرت علی علیه‌السلام فرمود : بخیلان و حسودان لایق مصاحبت و همنشینی نیستند و همین در وصف حاسدان بس است که حق تعالی فرموده است : «و مِن شَرِّ حاسِدٍ اِذا حَسَد» پس از شر حاسدان و بخیلان پناه به رب جلیل بریم و بخل نکنیم و حسد بر کسی نبریم که اول گناهی که در آسمان و زمین کرده شد، حسد و بخل بود که شیطان در آسمان به آدم علیه‌السلام حسد برد و به لعنت خدا گرفتار شد.

راه علمی و عملی جلوگیری از حسد
راه علمی به مراجعه کردن و تفکر در آنچه از مفاسد حسد ذکر شد بلکه در مزمت دنیا و فنای آن است تا درخت خبیث دوستی دنیا که ریشه هر گناهی است از دل بیرون رود و آزاد گردد. طریق عملی پیروی نکردن و عملی نبودن چنین خاطره زشتی است. زیرا هر خاطره‌ای که از آن پیروی نشد بخودی خود از بین می‌رود. چنانچه در روایت چنین رسیده که (وسوسه مانند حمله کردن به سگ است. اگر به او اعتنا شود ستیزه‌تر می‌گردد و اگر بی اعتنایی شود دور می‌شود.) حسادت بیمارگونه چیست؟ اغلب روان‌شناسان توافق دارند که حسادت یکی از شایع‌ترین هیجانات انسانی است که مستقیماً به روابط بین افراد مربوط می‌شود. برخی از روان‌شناسان حتی ادعا کرده‌اند که اگر کسی اصلاً احساس حسادت نداشته باشد، در تعهد خود نسبت به رابطه با دیگران دچار کمبود خواهد بود.

حسادت به عنوان یک هیجان طبیعی انسان
تفاوت عمده‌ای بین حسادت طبیعی و غیرطبیعی وجود دارد، هر چند صاحب‌نظران در مورد نقطه دقیقی که حسادت طبیعی به صورت حسادت بیمارگونه در می‌آید بحث دارند. به عنوان یک قاعده کلّی، حسادت طبیعی را می‌توان چنین تعریف کرد که حسادتی است که فرد حس می‌کند چنانچه:
•همسر یا دوستش را با کس دیگری ببیند
•دوستش او را به خاطر کس دیگری کنار بگذارد
•کودکی در خانواده مورد محبت و علاقه بیشتری از دیگران قرار داشته باشد
احساس حسادت می‌تواند خیلی دردناک باشد امّا در حسادت‌های طبیعی، افراد خود را با شرایط و موقعیت جدید وفق می‌دهند و زندگیشان را می‌کنند.

هنگامی که حسادت از کنترل خارج می‌شود
حسادت بیمارگونه به دو شکل وجود دارد: حسادت وسواسی و حسادت توهمی یا روان‌پریشانه.
در حسادت وسواسی، فرد دارای افکار شدید و تکرار شونده‌ای مبنی بر روراست نبودن یارش است. با وجودی که ممکن است فرد از ته قلب به این گونه افکار اعتقاد نداشته باشد امّا نمی‌تواند فکر کردن درباره آن را متوقف کند و این افکار می‌توانند خیلی زود به صورت مخرّب و ناراحت کننده درآیند. غالباً به علت حسادت وسواسی، روابط از هم می‌گسلند.
حسادت روان‌پریشانه، خطرناک‌تر و حادتر از حسادت وسواسی است. افرادی که از حسادت روان‌پریشانه رنج می‌برند کاملاً مطمئن هستند که یارشان به آن‌ها خیانت می‌کند و بر خلاف حسادت وسواسی هیچگونه شکی در این مورد در ذهنشان وجود ندارد. آن‌ها احتمالاً عقیده دارند که شواهدی نیز برای خیانت یارشان وجود دارد، حتی چنانچه شواهدی واقعاً وجود نداشته باشد.
رفتارهای خطرناک و آسیب‌رسان مرتبط با حسادت روان‌پریشانه عبارتند از:
•تعقیب کردن یار
•استخدام کسی برای تعقیب کردن یار
•سوء تعبیر رویدادهای عادی به عنوان نشانه‌های تقلّب
•رو در رویی با یار و متهم کردن او به داشتن رابطه با دیگران
•رفتار خشونت‌آمیز با یار
•رفتار خشونت‌آمیز با کسی که فکر می‌کند با یارش رابطه دارد حسادت روان‌پریشانه کمتر از حسادت وسواسی شایع است و ممکن است به علّت اختلالات دیگری چون اسکیزوفرنی، افسردگی، سوء مصرف مواد، زوال عقل و ناتوانی جنسی به وجود آید.

درمان حسادت بیمارگونه
از آنجا که حسادت بیمارگونه طرز فکر فرد را خراب می‌کند، می‌تواند اثرات منفی قابل ملاحظه‌ای بر کیفیت زندگی او بگذارد. با وجود این، چون حسادت بیمارگونه به عنوان یک اختلال ذهنی شناخته می‌شود، درمان‌هایی برای آن وجود دارد.
«درمان‌های گفتگویی» نظیر درمان‌رفتاری شناختی (CBT) برای درمان حسادت بیمارگونه متداول‌تر است. CBT به فرد کمک می‌کند که شیوه تفکر و عملش را تغییر دهد و مشکل وی را قابل تحمل‌تر می‌سازد.
دارودرمانی نیز برای درمان حسادت بیمارگونه به کار می‌رود. برای حسادت وسواسی، داروهای ضدافسردگی مفیدند و برای حسادت روان‌پریشانه، داروهای ضدروان‌پریشی (مانند داروهایی که برای درمان اسکیزوفرنی تجویز می‌شود) ممکن است لازم باشد.
توصیه‌هایی برای دوستان و افراد خانواده کسانی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند
همجواری با افرادی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند می‌تواند برای دوستان و افراد خانواده‌شان بسیار سخت باشد. به یاد داشتن این نکته اهمیت دارد که حسادت بیمارگونه یک نوع اختلال ذهنی است که قابل درمان است امّا همچنین باید به یادداشت که خطر خشونت‌آمیز شدن رفتار فرد نیز وجود دارد.
به افرادی که دچار حسادت بیمارگونه هستند می‌توان کمک کرد امّا غالباً آن‌ها کمک را رد می‌کنند و یا اصلاً انکار می‌کنند که نیاز به کمک دارند. با وجودی که باید آن‌ها را تشویق به کمک گرفتن کرد امّا ممکن است آن‌ها از این پیشنهاد عصبانی شوند. با در نظر داشتن این که افرادی که دچار حسادت بیمارگونه هستند ممکن است به خشونت روی آورند، دوستان و افراد خانواده‌شان باید رفتار احتیاط‌آمیزی با آن‌ها داشته باشند. هنگامی که به خشونت روی آورده شد توصیه می‌شود با پلیس تماس گرفته شود. در این شرابط، افرادی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند، به ویژه از نوع روان‌پریشانه‌اش، ممکن است به اجبار تحت درمان قرار داده شوند. حسادت ممکن است بیش از یک هیجان طبیعی باشد .
از آنجا که حسادت معمولاً به عنوان یک هیجان انسانی متداول در نظر گرفته می‌شود، مردم غالباً باور ندارند که حسادت، در شکل حادش، یک نوع اختلال ذهنی است. تفاوت‌گذاری بین حسادت طبیعی و غیرطبیعی گاهی اوقات دشوار است امّا به عنوان یک قاعده کلّی، حسادت طبیعی می‌تواند باعث حفظ رابطه با دیگران گردد در حالی که حسادت غیرطبیعی مخرّب است و غالباً به خشونت می‌انجامد. www.migna.ir حسادت غیرطبیعی شایع است و قابل درمان می‌باشد امّا غالباً افرادی که از حسادت بیمارگونه رنج می‌برند از دریافت کمک خودداری می‌کنند. در این موارد ممکن است آن‌ها را به اجبار تحت درمان قرار داد.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...