خانه / بینش و رویا / آموزه ها / خودشناسی – تنها عامل موفقیت در تمام امور زندگی

خودشناسی – تنها عامل موفقیت در تمام امور زندگی

مفهوم خودشناسی یعنی انسان تمام زوایای وجود خود را از مادی و معنوی بشناسد و استعدادهای درونی را کشف کند و پس از شناخت همه این ابعاد پی به ظرفیت خود و وجود آفریدگاری ببرد که چنین قدرت و بصیرتی داشته که انسان را خلق کرده است و معرفت نفس در بعضی احادیث بعنوان انفع المعارف شمرده شده است. یعنی شناختی که پرفایده ترین حقیقت و معرفت برای انسان است. شناخت نفس در تمام ابعاد آن نیازمند به داشتن استاد یا اساتید دانشمند و مجربی است که شما را در همه ابعاد یاری کند.

مهمترین اصل در عرفان اسلامى، معرفت نفس و خودشناسى است. این اصل از خودقرآن کریم الهام گرفته است.
قرآن درباره نهاد و درون آدمى، همانند روانکاوى «نظریه‏ اى چهار بعدى‏» را مطرح ساخته است، بنابر نفس‏ شناسى قرآن، شخصیت آدمى یا روح انسانى، از چهاربعد یا چهار گونه نفس تشکیل شده است:
۱ – نفس اماره: یا وسوسه ‏گر به بدى.
نفس اماره انسان را به دنبال تمایلات‏ حیوانى و شهوات مى‏ کشاند. اصطلاح قرآن براى این حالت نفس «اماره بالسوء»یعنى بسیار فرمان‏ دهنده به انجام پلیدى است. (ان النفس لاماره بالسوء الا مارحم ربى)
«یعنى کار نفس این است که انسان را زیاد به کارهاى زشت امرمى‏کند».
نفس اماره نفسى شرور است که باید مهارش کرد و شاید حدیث نبوى:«اعدى عدوک نفسک التى بین جنبیک‏» «سرسخت‏ ترین دشمن تو نفس تو مى‏باشد که‏ در کنار تو است‏». ناظر به این حالت نفس باشد.
۲ – نفس لوامه ملامت‏ گر یا وجدان اخلاقى.
قرآن از آن به «نفس لوامه‏» تعبیرکرده است: (لا اقسم بیوم القیامه و لا اقسم بالنفس اللوامه) .
«قسم به روز قیامت، و قسم به نفس لوامه، وجدان بیدار و ملامت‏ گر».
«لوامه‏» هم مانند «اماره‏» صیغه مبالغه است‏یعنى بسیار ملامت کننده. واین همان چیزى است که از آن به عنوان «وجدان اخلاقى‏» یاد مى‏کنند در بعضى ‏از انسانها بسیار قوى و نیرومند است و در بعضى بسیار ضعیف و ناتوان، نفس ‏اگر به این مرحله برسد، کمالى براى او است.
انسانى که داراى این روحیه است اگرچه در برابر گناه مصونیت پیدا نمى‏کند وگاهى ممکن است لغزش پیدا کند، ولى بعد بیدار مى‏شود توبه مى‏کند و به مسیرسعادت باز مى‏گردد. به این معنى انحراف درباره او کاملا ممکن است ولى موقتى ‏است نه دائم، گناه از او سر مى‏زند، اما چیزى نمى‏گذرد که جاى خود را به‏ ملامت و سرزنش و توبه مى‏دهد.
۳ – نفس ملهمه
مرحله سومى که از براى نفس در قرآن کریم ذکر شده است، نفس‏«ملهمه‏» است در سوره «شمس‏» آمده است: (و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها) . «قسم به نفس و آن موجودى که نفس را خلق کرده است که‏ خداوند تبارک و تعالى باشد، قسم به نفس و قسم به خداى نفس که زشتیها وخوبیها را به نفس الهام کرده است‏».
در این مرحله نفس به قدرى بیدار شده که مورد توجه خدا قرار گرفته است و درهر کارى که برایش پیش مى‏آید، مى‏تواند قضاوت صحیح کند به این معنى یک نحواتصالى به عالم غیب پیدا کرده است که مى‏تواند خوب و بد را تشخیص دهد.
۴ – نفس مطمئنه
عالى‏ ترین مرحله نفس، مرحله‏اى است که نفس، متصل به حق‏ مى‏گردد و به واسطه این اتصال و ارتباط با خداوند، داراى اطمینان و آرامش‏ کامل مى‏شود و به هیچ نحو تزلزلى در آن راه پیدا نمى‏کند.
در سوره «فجر» مى‏خوانیم: (یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه ‏مرضیه) . «اى نفس مطمئنه! به سوى پروردگارت باز گرد، درحالى که هم تواز او خشنودى و هم او از تو».
در آیه دیگرى دارد: (الا بذکر الله تطمئن القلوب) .«با یاد خدا و توجه‏به خدا دلها آرام مى‏گیرند».
در حدیثى که به «حدیث عرفان‏» معروف است، پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «من‏عرف نفسه فقد عرف ربه‏» .«هرکس خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخت ه‏است‏». «خواجه نصیرالدین طوسى‏» این حدیث را به این صورت در کتاب خودآورده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه، تفکروا فى آلاءالله و لا تتفکروا فى‏الله‏». «هرکس نفس خود را بشناخت، خداى را بشناخت، فکر در نعمت هاى‏خداى کنید نه در خداى‏».
طبق همین حدیث «شناخت‏ خود» برابر با شناخت‏ خداوند بشمار مى‏رود.
در کتب پیامبران گذشته این کلام معروف است که باانسان گفت: «یا انسان اعرف‏ن فسک تعرف ربک‏» «اى انسان خود را بشناس تا خدایت را بشناسى‏».
پس شناخت نفس کلید معرفت‏ حق تعالى است و محور اساس تکامل و اول ظهور و پیدایش نور حقیقت مى‏باشد. و مقصود از نفسى که شناختن آن عین شناختن حق‏ تعالى است، همان روح انسانى است که از عالم امر پروردگار صادر گشته است(قل الروح من امر ربى) .
کیفیه النفس لیس المرء یدرکها فکیف کیفیه الجبار ذى القدم هو الذى انشاء الاشیاء مبتدعا فکیف یدرکه مستحدث النسم
اکنون که انسان به کیفیت نفس خویش آگاهى نتواند داشت، پس چگونه مى‏تواند به‏ چگونگى پروردگار قدیم خود آگاهى یابد؟
اوست که همه موجودات را به قدرت خویش آفریده، پس آن کس که حادث است‏به درک‏ذات خالق خود، چگونه دست تواند یافت. به این معنى آن کس که از شناختن نفس‏ خویش عاجز و ناتوان است، از معرفت آفریننده خود، ناتوانتر خواهد بود.
اول قدمى که انسان پا در جاده تکامل و سعادت مى‏گذارد، شناختن جسم خاکى وروح آسمانى است‏ یعنى تمیز دادن و فرق گذاردن بین بدنى که از عالم مادیات‏ سرشته شده و روحى که از عالم مجردات و ملکوت اعلى نزول یافته که انسان‏ واقعى همان است تمام عیوب ما ناشى از این است که خود را نمى‏شناسیم و خیال‏ مى‏کنیم که فقط انسان همین بدن خاکى و احساسات حیوانى است، غافل از این که ‏در پس پرده قواى مادى، روح الهى پنهان است که انسان حقیقى او است.
آدمى در پرتو خودشناسى به نیازهاى درونى و برونى خویش پى مى‏برد و عوامل ى‏که مایه تعالى و تکامل اوست، تشخیص مى‏دهد و سر انجام به کمالى که لایق مقام‏ انسان است، نائل مى‏گردد.
اولیاء گرامى اسلام ضمن روایات متعددى اهمیت و ارزش خودشناسى را تذکر داده ‏و یادآور شده ‏اند که معرفت نفس مایه پیروزى و موفقیت انسانهاست وخودناشناسى موجب سقوط و تباهى آنان است.
على(ع) مى‏فرماید: «نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفه‏النفس‏» .
«کسى که به‏ خودشناسى دست‏یافته از بزرگترین خیر و خوبى برخوردار شده است‏».
باز على(ع) فرمود: «من لم یعرف نفسه بعد عن سبیل‏النجاه و خبط فى الضلال‏ و الجهالات‏» .
«کسى که خود را نشناسد از مسیر صحیح و نجات‏بخش دور مى‏شودو به راه جهل و گمراهى مى‏گراید».
مردى نزد رسول خدا(ص) آمد و پرسید: «کیف الطریق الى معرفه‏الله‏»؟ «راه‏ شناخت‏ حق کدام است؟». حضرت فرمود: «معرفه‏النفس‏» «شناخت‏ خود».
امام باقر(ع) مى‏فرماید: «و لامعرفه کمعرفتک بنفسک‏»
«هیچ شناختى همچون ‏شناخت وجود خود نیست‏».
و على(ع) فرموده: «معرفه‏النفس انفع المعارف‏»
«شناخت‏ خود،سودمندترین شناخته است‏».
«افضل العقل، معرفه الانسان بنفسه، فمن عرف نفسه عقل و من جهلها ضل‏» . «برترین آگاهى، این است که انسان خود را بشناسد، پس هرکس خودرا شناخت آگاه شد و هرکس نشناخت گمراه گشت‏».
بدون تردید کسى که مى‏خواهد انسان باشد، و با سجایاى انسانى زیست کند، بایدخود را بشناسد و به تزکیه نفس بپردازد، مالک اراده خود گردد، غرائز حیوانى‏را با نیروى عقل و وجدان مهار نماید.
على(ع) فرمود:«العارف من عرف نفسه فاعتقها و نزهها عن کل ما یبعدها ویوبقها» .
«عارف و دانا کسى است که خود را بشناسد، موجبات آزادى خویش‏را فراهم آورد و نفس را از هر عاملى که باعث دورى از سعادت و کمالش مى‏شود،منزه دارد».
باز مى‏فرماید: «عجبت لمن ینشد ضالته و قد اضل نفسه فلا یطلبها»
«تعجب‏مى‏کنم از کسى که همیشه سراغ گمشده خود را مى‏گیرد ولى خود را گم کرده و هیچ‏در طلب آن نیست‏».
«عجبت لمن یجهل نفسه کیف یعرف ربه؟».
«در شگفتم از کسى که خود رانشناخته، چگونه خدایش را مى‏شناسد».
«من عرف نفسه فقد انتهى الى غایه کل معرفه و علم‏».
«هرکس خود را شناخت‏به پایان هر شناخت و آگاهى رسیده است‏».
«من لم یعرف نفسه، بعد عن سبیل‏النجاه حبط فى الضلال والجهالات‏» .«هرکس‏خود را نشناخته، از راه رستگارى دور گشته و در جهالت و گمراهى افتاده‏است‏».
آرى چیزى که هیچ تردیدى در آن نمى‏توان کرد، این است که معرفت نفس‏برترین راه‏ها و نزدیکترین راه به کمال است و تنها سخن در مورد کیفیت‏سیر وپیمودن مسیر این راه است‏برخى چنین پنداشته‏اند که چگونگى پیمودن این راه‏در شرع بیان نشده است و حتى برخى در کتابهاى خود نوشته‏اند که این روش دراسلام همچون رهبانیت است که مسیحیان در دین مسیح، بدعت گذاشتند بى‏آنکه حکمى‏الهى در مورد آن نازل شده باشد.
و از همین روست که برخى از ریاضتها و روشهاى مخصوص که در نزد این گروه ‏یافت مى‏شود، در کتاب و سنت و روایات اهل بیت ‏یافت نمى‏شود و در سیره رسول ‏خدا (ص) و خاندان پاک او مشاهده نشده است اما آنچه که نزد اهل حققیقت‏ به‏ شمار مى‏آید و از کتاب و سنت آشکار مى‏شود، این است که شریعت اسلام به هیچ ‏وجه‏ به غیر خدا و اعتماد و گرایش به غیر او را به سالکان راه اجازه نمى‏دهد.مگر این که خود به لزوم و انجام آن فرمان داده باشد و همواره شریعت اسلام‏هیچ چیزى از لوازم سیر به سوى الهى فرو گذار نکرده است.
جهاد اکبر
از نظر عرفان اسلامى، نهاد آدمى طرفه معجونى از «فرشته‏» و«شیطان‏» یا آمیزه‏اى از صفتهاى متضاد است، این تضاد از نظر قرآن و عرفان‏ناچار تضادى بنیادى، درونى و ناچار همیشگى است و تفاوت انسانها نیز نسبت‏ به یکدیگر در پیروزى و عدم پیروزى در برقرارى تعادل میان این «ابعادمتضاد» در درون خویشتن است.
در روایات اسلامى «جنگ با نفس‏» و پیکار با تضاد درون «جهاد اکبر» و«جهاد افضل‏» «برترین نبرد» نامیده شده است زیرا از یک طرف این جنگ سخت‏و دشوار از تمام پیکارهاى خونین در میدان جنگ سخت‏تر و مشقت‏ بارتر است و ازطرف دیگر پیروزى بر دشمن درونى و غلبه بر نفس خودکامه به مراتب ارزنده ‏تر وثمربخش ‏تر از غلبه بر خصم برونى و پیروزى بر دشمن در صحنه‏ هاى نبرد است!
خداوند متعال مى‏فرماید: (و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان‏الجنه هى الماوى) .«اما آن کس که از مقام پروردگار خویش، پروا کند ونفس خود را از هوى و هوسها باز دارد بى‏شک در بهشت مسکن خواهد داشت‏» امام‏باقر(ع) فرمود: «لا فضل کالجهاد و لا جهاد کمجاهده‏الهوى‏» «هیچ برترى‏و فضیلتى همانند جهاد نیست و هیچ جهادى در قدر و منزلت‏ با جهاد نفس برابر ى‏ندارد». و برترین وظیفه هر عارف در هرحال شرکت در این «برترین پیکار»است تا نفس را رام و مهار کند و از قدرتش بکاهد.
آرى زیربناى ترقى و رکن اساسى تکامل انسان، جهاد با نفس و رام ساختن هوى و تمنیات حیوانى است، سعادت مادى و معنوى ایجاب مى‏کند که آدمى غرائز کور و بى‏شعور را تعدیل نماید و تمایلات بى‏قید و بند خود را محدود سازد.
امام صادق(ع) مى‏فرماید: «لا تدع النفس و هواها فان هواها فى رداها وترک‏النفس و ماتهوى دائها و کف النفس عما تهوى دوائها»
«نفس خود رابا هوا و هوسها رها مکن چرا که هواى نفس سبب مرگ نفس است و آزادگذاردن نفس‏در برابر هواها درد آن است و باز داشتن آن از هوا و هوس هایش دواى آن‏است‏».
نه تنها جهنم آخرت زائده هوا پرستى است که جهنم هاى سوزان دنیا همچون ناامنی ها، جنگها، خونریزیها، کینه‏ توزیها همه ناشى از آن است.
على(ع) فرمود: «جهادالنفس ثمن الجنه، فمن جاهدها ملکها و هى اکرم ثواب‏الله لمن عرفها» .«جهاد بانفس بهاى بهشت است، پس کسى که با نفس خودجهاد کند، بهشت را مالک شود».
این گرامى ترین پاداش خداست از براى کسى که آن را بشناسد پس کسى که سعادت‏ دنیا و آخرت را مى‏خواهد، باید مشقت تزکیه نفس را تحمل کند و به سختیهاى‏ مجاهده تن دردهد و با تکلف بر هواى نفس خویش پیروز گردد و غرائز سرکش رامهار نماید. على(ع) فرموده است:
«اکره نفسک على الفضائل فان الرذائل انت‏مطبوع علیها» .
«فضائل اخلاق را به خود تحمیل کن و خویشتن را با تکلف‏به ملکات حمیده ملزم و متعهد نما، چه آن که نفس سرکش آدمى به طبع غرائزحیوانى و صفات ناپسند گرایش دارد باید با مجاهده و کوشش به راه فضیلت‏ سوق ‏داد و بامشقت و زحمت‏ به سجایاى انسانى متخلق ساخت‏».
زمانه گوهر آزادى آن زمان بنهد به دامنت که ز دام هوى شوى آزاد عنان خنگ شرف را کجا به دست آرد کسى که پا ز رکاب هوس برون ننهاد
آرى پیکار با «نفس اماره‏» به خاطر «مهار» آن نه تباهى مطلق آن، کارسخت و دشوار است و مسلما بدون تحمل رنج و مشقت امکان‏پذیر نیست و لذا درعرفان اسلامى ریاضت در حد مشروع و تحمل رنج و مشقت‏ یکى از ارکان مهم آن‏ شمرده شده است. و کاملا واضح است این نوع ریاضت‏ با ریاضت‏ هاى جانفرساى برخى ‏از فرق صوفیه از جمله «ملامتیه‏» فرق اساسى دارد آنها به بهانه «غلبه برنفس‏» و «غرور شکنى‏» و «نفس کشى‏» کار «خودستیزى‏» و شکنجه ‏پرستى را،تا بدانجا مى‏کشند که به هر پستى تن در مى‏دهند تا مورد «ملامت‏» و تحقیرمردمان قرار گیرند و از همین رو نیز آنان را «ملامتیه‏» یا «ملامتیان‏»نامیده ‏اند.
این قبیل مجاهدتها و ریاضتها ممکن است‏ به نظر خیلى سخت هم باشند و تحمل‏آن ها و مداومت ‏بر آنها مشکل هم باشد ولى مساله تنها این نیست که انسان‏ مجاهدت بکند و ریاضت‏ بکشد و به سختى بیفتد، بلکه نحوه مجاهدت و ریاضت وکیفیت آن و نوع آن داراى اهمیت است.
مجاهدت به نحو خاص شرعى و ریاضت‏با کیفیت‏ خاص است که مى‏تواند انسان رانجات بدهد و به نتیجه مطلوب برساند.
ناگفته نماند هر مجاهدت و ریاضتى، اثر یا آثار خاصى را به دنبال خود دارد،چه‏ بسا افرادى که در طریق سلوک نیستند و مقاصد دیگرى را دنبال مى‏کنند وبراى رسیدن به مقاصد خویش دست‏به ریاضت هاى سخت و دشوار مى‏زنند و بعد ازمدتها ریاضت‏به یک سلسله آثار و احوال بخصوصى مى‏رسند ولى پیداست که این‏قبیل افراد در طریق سلوک الى الله نبوده و اصلا منظور آنها تقرب به خداوندمتعال نمى‏باشد. پس یک فرد سالک به سلوک شرعى با یک مرتاض غیر سالک فرق‏ مى‏کند.


خودشناسی یعنی شناخت خود با همه استعدادها و نیروها برای رسیدن به کمال، که مورد تاکید آیات و روایات بوده و راه های مختلفی برای رسیدن به آن وجود دارد.

معنای لغوی خودشناسی

نفس در لغت به معنای جان، روح، خویشتن و خود آمده است [۱] و خودشناسی به معنای اطلاع بر خود، شناختن خود و عارف به نفس خود شدن می باشد. [۲]

معنای اصطلاحی خودشناسی

خودشناسی در اصطلاح یعنی شناختن انسان از آن نظر که دارای استعدادها و نیروهایی برای تکامل انسانی می باشد. [۳]

خودشناسی در آیات

نفس در قرآن کریم در موارد و تعابیر متعددی به کار رفته است. از جمله به معنای:
۱. ذات پاک حق تعالی [۴] [۵]
۲. روح [۶] [۷]
۳. دل و نهاد [۸] [۹]
۴. به عنوان سرچشمه تمام کارها [۱۰]
۵. عامل ظلم و ستم [۱۱] [۱۲]
۶. عاملی برای تحول نعمت به نقمت [۱۳] و…
اما در مورد خودشناسی در قرآن، خداوند در برخی آیات، با ذکر نشانه هایی در وجود انسان و مهم دانستن آنها، از آن جهت که شناخت آنها منجر به شناخت خود و در نتیجه پیدا کردن مسیر و راه سعادت است، اهمیت خودشناسی را بیان می کند: «به زودی نشانه های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است.» [۱۴]
«و در وجود خود شما(نیز آیاتی است)، آیا نمی بینید؟» [۱۵]

خودشناسی در روایات

معصومین(ع)، ضمن روایات متعددی اهمیت و ارزش خودشناسی را تذکر داده و پیروان خویش را به این نکته متوجه نموده اند که معرفت نفس، مایه پیروزی و موفقیت انسان هاست و خودناشناسی موجب سقوط و تباهی آنان است. [۱۶]
۱. امام علی(ع) می فرماید: به خویشتن نادان مباش. زیرا کسی که خود را نشناسد، هیچ چیز را نمی شناسد. [۱۷]
۲. امام علی(ع) می فرمایند: کسی که موفق به خودشناسی شود، به بزرگترین پیروزی دست یافته است. [۱۸]
۳. امام علی(ع) می فرمایند: برترین خرد، خودشناسی انسان است. پس هر که خود را شناخت خردمند شد و هر که خود را نشناخت گمراه گشت. [۱۹]
۴. هر که نفس خود را شناخت، به جهاد با آن برخاست و هر که آن را نشناخت، به حال خود رهایش کرد. [۲۰]

ضرورت خودشناسی

امام علی(ع) می فرماید: دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی از آن همین بس که ارزش خویش را نشناسد. [۲۱] امام علی(ع) خودشناسی را زمینه ساز انجام وظایف انسانی و نشانه خودباوری می شمارند. [۲۲] به همین علت خودشناسی نسبت به سایر علوم در مرحله نخست قرار دارد. زیرا اوّلاً آدمی از راه خودشناسی به دیگر شناسی دست می یابد و دوّماً انسان واجد تمام خصایص دیگر موجودات است، لذا اگر خود را شناخت به طریق اولی دیگر موجودات را شناخته است و سوّماً با خودشناسی می توان خدا را شناخت؛ زیرا زمانی که خودش و جهان اطرافش را شناخت به این نکته پی می برد که جهان حتما پدیدآورنده ای باید داشته باشد که به هیچ وجه شبیه آفریده هایش نیست.

راه های خودشناسی

یکی از گامهای نخستین در راه اصلاح نفس و تهذیب اخلاق و پرورش ملکات والای انسانی، خودشناسی است. انسان از طریق خودشناسی به کرامت نفس و عظمت خلقت الهی و اهمیت روح آدمی که پرتویی از انوار الهی است، پی می برد. در اینجا برخی از راه های خودشناسی و دست یابی به این ملکه فضیله را بیان می کنیم:

 مطالعه
اولین و ساده ترین راه خودشناسی مطالعه است. انسان با مطالعه کتب مختلف همچون کتب دینی، روان شناسی، جامعه شناسی، علمی و… می تواند به درون خود راهی برای شناخت باز کند و از استعدادها و علایق خود آگاهی پیدا کند. لذا در سایه این شناخت و کشف این استعدادها خواهد توانست مسیری را برای تکامل پیدا کند.

شناخت گذشتگان
امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) می فرماید: گذشتگان هرگز از نگریستن به خویشتن باز نماندند، همانگونه که تو بر خویشتن می نگری و درباره خود اندیشیدند همانگونه که تو می اندیشی و این نگرش و اندیشه آنان را در نهایت کار وادار کرد به آنچه که شناختند عمل کنند. [۲۳]
لذا با شناخت گذشتگان و عکس العمل آنان در مواجه با مسایل و مشکلات و… می¬توان از اشتباهات آنها پند گرفت و از موفقیت های آنها الگو برداری کرد. زیرا عمل آنها نشانه شناخت صحیح و یا غلط آنان از خود است.

 تفکر
یکی دیگر از راه های خودشناسی تفکر است. انسان می تواند با تعمق و تأمل در درون خود و جستجوی اعماق وجود خود به شناختی عمیق و درونی برسد.

آثار خودشناسی

 خداشناسی
می توان گفت مهم ترین فایده خودشناسی، خداشناسی است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: هر کس خود را شناخت، خدای خود را شناخته است. [۲۴]
زیرا خداوند هم مبدأ است و هم معاد. پس با شناخت خود که به شناخت خدا نیز منجر می شود، هم مبدأ را شناخته و هم معاد را. [۲۵]

 رشد و کمال انسان
انسان فطرتا طالب کمال است و در صورتی می تواند رشد کند و به کمال برسد که خود را بشناسد. چون نمی توان یک موجود مجهول و ناشناخته را رشد داد. اگر آدمی خود را بشناسد، می تواند موانعی را که بر سر راه تحول و تکاملش قرار گرفته را بشناسد و آن ها را از میان بردارد. در نتیجه خود را از گمراهی و نادانی نجات بخشد. [۲۶] زیرا مقدمه هر عملی، علم به آن می باشد و علم به کمال جز در پرتو معرفت نفس حاصل نمی شود.

 رستگاری در آخرت
نجات اخروی در صورتی برای انسان حاصل می شود که خدا را با قلبی سلیم ملاقات کند. قلبی که به دور از هر گونه کفر، شرک، نفاق و گناه باشد. انسان در صورتی مهذب نفس است و می تواند به این کمالات دست پیدا کند، که به آن شناخت داشته باشد. پس سلامت نفس مبتنی بر تهذیب نفس و تهذیب نفس هم فرع بر شناخت آن است. [۲۷]

مبارزه با نفس
در قرآن کریم آمده است که حضرت یوسف می فرماید:
«من هرگز خودم را تبرئه نمی کنم، که نفس(سرکش) بسیار به بدی ها امر می کند.»
[۲۸]
نفس اماره دشمن واقعی هر انسانی است و در مبارزه با هر دشمنی ابتدا باید دشمن و صلاح های مبارزه و روش های او را شناخت و سپس با او به مقابله پرداخت. [۲۹]

مصونیت از آلودگی
اگر انسان قدمی را در راه خودشناسی برداشت، آن وقت به ارزش وجودی خودش پی می برد و می فهمد که به جای آنکه استعدادهای ذاتی خویش را صرف گناه کند، قلبش را حریم امن الهی کند، چون اگر کسی پی به شرافت خود برد، هیچ وقت اسیر خواهش های نفسانی خویش نمی شود. [۳۰]

حفظ تعادل روحی و گرفتار نشدن به عجب
از جمله اموری که انسان را در سیر الی الله و رسیدن به قرب الهی تهدید می کند، از دست دادن تعادل روحی و گرفتار شدن به احوال ناشاسیتی چون عجب و تکبر است. برای حفظ تعادل روحی و نجات از حالات مذکور، عوامل گوناگونی دخیل خواهد بود که از مهم ترین آنها خودشناسی است.

جهت دهی مثبت به میل به بقاء
علم و معرفت درست انسان از خود، در جهت درست میل به بقاء، نقش اساسی دارد. امام علی(ع) می فرماید: کسی که ارزش خود را بشناسد، خویشتن را با امور فناپذیر خوار نگرداند. [۳۱] مقصود این است که اگر انسان خودش را درست شناخت و حقیقت هستی حیات و زندگی خود را به خوبی دریافت، در این صورت است که این گرایش به بقاء، جهت صحیح خود را پیدا می کند و در غیر اینصورت گرفتار اشتباه در مصادیق می شود.
اگر انسان فهمید که حقیقت او یک حقیقت غیرمادی است و زندگی اش منحصر در زندگی مادی و دنیوی نیست، جنبه بقاء و میل به خدا و جاودانگی، جهت طبیعی و فطری خویش را پیدا می کند و علاقه انسان متوجه زندگی ابدی او خواهد شد و متقابلا اگر گمان کرد که وجود او همین وجود مادی و زندگی او منجصر در همین زندگی دنیوی است، میل به بقاء از راه طبیعی و فطری منحرف می شود. [۳۲]

شناخت دشمن داخلی
بر اساس آموزه های وحیانی، انسان در سیر الی الله و دست یابی به کمال، با دشمنان فراوانی مواجه است. خداوند در قرآن می فرماید:
«اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین جن و انس قرار دادیم، آنها بطور سری (و در گوشی) سخنان فریبنده و بی اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می گفتند و اگر پروردگارت می خواست، چنین نمی کردند.»
[۳۳]
به یقین اگر شیاطینی از جن و انس نسبت به انبیاء الهی وجود دارد، نسبت به پویندگان راه آنها نیز چنین است. تلاش پروردگار از طریق ارسال انبیاء و نزول کتب آسمانی و وحی بر این بوده است که انسان ها را متوجه این دشمنان گرداند، ولی متأسفانه انسان ها به علل مختلفی در شناسایی دشمنان و ستیز با آنان کوتاهی و غفلت ورزیده و به نغمه های دشمنان پاسخی مثبت داده و به دنبال آنان گرویده اند.
از جمله عواملی که سبب شده انسان در شناخت دشمن داخلی (شیطان نفس) دچار تزلزل و انحراف گردد، عدم معرفت نسبت به خویش بوده است. خطر این دشمن داخلی آنقدر زیاد است که امام صادق(ع) می فرماید:
«از هوای نفس بترسید، همانگونه که از دشمنان بیم دارید؛ چرا که چیزی برای انسان دشمن تر از پیروی از هوای نفس و آنچه بر زبان جاری می شود، نیست. [۳۴]

 هدایت
خداوند در قرآن می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید مراقب خود باشید اگر شما هدایت یافتید، گمراهی کسانی که گمراه شده اند، به شما زیانی نمی رساند.» [۳۵]
علامه طباطبایی ذیل این آیه، بحث گسترده ای در معرفت نفس آورده است. از سیاق آیه اینطور استفاده کرده اند که «تأمل در نفس» راهی برای هدایت است. چون در صدر آیه تأکید دارد که خودتان را بیابید و در خود تأمل کنید. سپس می فرماید: گمراهی آنان به شما زیانی نمی رساند. مفاد آیه بر حسب بیانی که ایشان فرموده اند این است که هنگامی که در نفس خود تأمل کنید، به هدایت می رسید و دیگر ضلالت دیگران به شما زیانی نمی رساند. [۳۶] بنابراین با توجه به این گفته ها روشن می شود که وقتی انسان به خود شناسی بپردازد، از شر گمراهان و بی منطقان در امان خواهد بود و گمراهی و انحراف آن ها تأثیری در او نخواهد داشت.

تأمین سعادت بشر
خودشناسی یا معرفت نفس، زیربنای سعادت بشر در جمیع شؤون مادی و معنوی است. آدمی در پرتو خودشناسی به نیازهای درونی و برونی خویش پی می¬برد و عواملی را که مایه تعالی و تکامل اوست تشخیص می دهد.
امام علی(ع) می فرماید: کسی که خود را نشناسد، از مسیر صحیح و نجات بخش دور می شود و به راه جهالت و گمراهی می گراید. [۳۷]
منابع
۱.  دهخدا،علی اکبر؛ لغت نامه، تهران، نشر وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۱، ص۶۶۲.
۲.  لغت نامه دهخدا ج۲۱، ص۸۴۶.
۳.  مصباح یزدی، محمد تقی؛ خودشناسی برای خودسازی، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۸، چاپ اول، ص۶۶.
۴.  انعام/سوره۶، آیه۱۲.
۵.  انعام/سوره۶، آیه۵۴.
۶.  زمر/سوره۳۹، آیه۴۲.
۷.  انعام/سوره۶، آیه۹۳.
۸.  آل عمران/سوره۳، آیه۱۵۴.
۹.  مائده/سوره۵، آیه۷.
۱۰.  فاطر/سوره۳۵، آیه۱۸.
۱۱.  اعراف/سوره۷، آیه۲۳.
۱۲.  بقره/سوره۲، آیه۵۷.
۱۳.  رعد/سوره۱۳، آیه۱۱.
۱۴.  فصلت/سوره۴۱، آیه۵۳.
۱۵.  ذاریات/سوره۵۱، آیه۲۱.
۱۶.  فلسفی، محمدتقی؛ اخلاق از نظر همزیستی و ارزش های انسانی، نشر معارف اسلامی، تهران، ۱۳۵۹، چاپ اول، ص۲-۶.
۱۷.  میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۷.
۱۸.  میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۷.
۱۹.  میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۷.
۲۰.  میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۷.
۲۱.  دشتی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمونین، پاییز۱۳۸۱، خطبه ۱۰۳.
۲۲.  طاهری، ابوالقاسم؛ برگی از دفتر انسان شناسی از دیدگاه نهج البلاغه، قم، نشر مشهور، بی تا، ص۱۸۴.
۲۳.  دشتی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمونین، پاییز۱۳۸۱، خطبه ۳۱.
۲۴.  بحارالانوار ج۲، ص۳۲، ح۲۲.
۲۵.  جوادی آملی، عبدالله؛ فطرت در قرآن، قم، نشر اسراء، ۱۳۷۹، چاپ دوم، ص۸۴.
۲۶.  امام علی(ع): هر که خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادی گمراهی و نادانی ها قدم نهاد. میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۷.
۲۷.  اکبری، محمدرضا؛ معرفت نفس در نگاهی نو، بی جا، نشر پیام عترت، بی تا، ص۱۴.
۲۸.  یوسف/سوره۱۲، آیه۵۳.
۲۹.  اکبری، محمدرضا؛ معرفت نفس در نگاه نو، ص۲۸.
۳۰.  اکبری، محمدرضا؛ معرفت نفس در نگاه نو، ص۴۵.
۳۱.  میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۹.
۳۲.  مصباح یزدی، محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم، ۱۳۷۶، چاپ اول، ج۲، ص۱۵۴-۱۵۵.
۳۳.  انعام/سوره۶، آیه۱۱۲.
۳۴.  اصول کافی ج۲، ص۳۳۵.
۳۵.  مائده/سوره۵، آیه۱۰۵.
۳۶.  مصباح یزدی، محمدتقی؛ معارف قرآن، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۸، چاپ دوم، ص۳۲۲.
۳۷.  میزان الحکمه ج۸، ص۳۵۶۷.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...