خانه / بینش و رویا / آموزه ها / ۵- دروغ (از عوامل شش گانه ی سقوط اخلاق) – نتیجه ی بی هویتی و بی ثباتی

۵- دروغ (از عوامل شش گانه ی سقوط اخلاق) – نتیجه ی بی هویتی و بی ثباتی

دروغ یک ادعای باطل است که گوینده، عمداً آن را به عنوان حقیقت بیان می‌کند و در واقع هدف گوینده پنهان نمودن حقیقت است. دروغ‌گویی معمولاً به منظور کلاه‌برداری یا فریب یا جلوگیری از وضعیتی که برای دروغگو نامطلوب است، رخ می‌دهد. دروغ می‌تواند باعث بی‌اعتمادی شود

دُروغ به معنای اظهار خلاف واقع و سخن بر خلاف حقیقت، از گناهان کبیره است که در قرآن و حدیث از آن نهی شده است. در احادیث، دروغ کلید بدی‌ها و مایه تباهی ایمان محسوب گشته است. 

در قرآن کریم آیات متعددی در مذمت دروغ گفتن وجود دارد:

از چند آیه قرآن استفاده می‌شود که دروغگو مستحق لعن و سزاوار خشم پروردگار است.
خداوند در سوره صف می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید.»
در جایی دیگر از قرآن کریم، خداوند متعال می‌فرماید: «تنها کسانی دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند؛ (آری،) دروغگویان واقعی آنها هستند.»با توجه به این آیه، فرد دروغگو به قدری از سوی خداوند مورد مذمت قرار گرفته که او را بی‌ایمان معرفی کرده و هیچ فرد بی‌ایمان مؤمن تلقی نمی‌گردد.
در قرآن آمده است: «خداوند آن کس را که دروغگو و کفران کننده است هرگز هدایت نمی‌کند

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مؤمن هرگاه بدون عذر دروغی بگوید هفتاد هزار ملک او را لعنت می‌کنند و بوی بدی از قلبش بیرون می‌آید که تا به عرش می‌رسد و خداوند به سبب این دروغ، گناه هفتاد زنا که کمترین آن زنای با مادر است را برای او می‌نویسد.»
یا آن حضرت در جایی دیگر می‌فرماید: «از دروغ بپرهیز که روی دروغگو را سیاه می‌کند.»
مردی از رسول خدا(ص) پرسید: «چه عملی سبب دخول در آتش است؟ حضرت فرمود: دروغ؛ زیرا دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب دخول در آتش است.»
دروغ سبب گرفتن صورت انسانی از دروغگو است؛ یعنی صورت برزخی‌اش انسان نیست. رسول خدا(ص) به حضرت زهرا(س) فرمود: در شب معراج زنی را دیدم که سرش مانند خوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و سبب آن فتنه انگیزی و دروغ بود.
امام حسن عسکری(ع) فرمودند: تمام پلیدی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.
در روایتی دیگر پیامبر اکرم(ص) ریشه دروغ را در کمبودها و پستی‌های انسان چه از لحاظ روحی و یا جسمی بیان فرموده است: دروغگویی از پستی روح ریشه می‌گیرد.
در روایتی حضرت علی(ع) فرمود: بزرگترین گناهان نزد خدا، زبان دروغگو است.

 

برخی از عوارض و پیامدهای دروغگویی عبارتند از:

بی‌اعتباری دروغگو: حضرت علی(ع) می‌فرماید: سزاوار است که مسلمانان از دوستی و برادری با دروغگو اجتناب کنند؛ زیرا او آنقدر دروغ می‌گوید که راستش را هم باور نمی‌کنند.
از بین رفتن ایمان دروغگو: امام باقر(ع) می‌فرماید: «دروغ خانه ایمان را ویران می‌سازد.»
بی‌آبرویی: رسول خدا(ص) فرمود: کم آبروترین مردم کسی است که دروغ می‌گوید.
فقر: حضرت علی(ع) می‌فرماید: عادت به دروغ، فقر می‌آورد.
فراموشی: امام صادق(ع) می‌فرماید: از چیزهایی که خدا به زیان دروغگویان کمک کرده، فراموشی است.
دوزخ و عذاب الهی: از پیامبر خدا(ص) نقل شده است:«ایاکم و الکذب فانه من الفجور و انهما فی النار» از دروغ بپرهیزید دروغ از فجور و ستمکاری است و دروغگو و فاجر در آتش جای دارند». امیر مومنان علی(ع) هم می‌فرماید:«ثمره الکذب المهانه فی الدنیا و العذاب فی الآخره» میوه دروغ، پستی در دنیا، و عذاب در آخرت است.

هر چند جمعی از فقها مانند شهید ثانی دروغ را به طور کلی و اطلاق از گناهان کبیره دانسته‌اند ولی پس از مراجعه به اخبار و روایت وارده در مقام دانسته می‌شود که دروغ دارای مراتبی است:

دروغ بر خدا و پیغمبر و امام؛ بدترین مراتب دروغ، دروغ بستن به خدا، پیغمبر و امام است.
سوگند دروغ، شهادت دروغ و کتمان شهادت؛
دروغ مفسده دار؛ از مراتب دروغ که گناه کبیره است، هر دروغی است که در آن مفسده و زیان باشد و البته هرچه مفسده و زیان آن بیشتر باشد بزرگی گناهش و شدت عقوبتش شدیدتر است.
دروغ از روی مزاح و شوخی که این نوع دروغ اعتبار گفتاری را کاهش میدهد.

 

علل متعددی را می توان برای دروغگویی مطرح کرد:

حسد
« برادران یوسف به خاطر حسادتی که به او داشتند از پدرشان خواستند که فردا او را با ما (به خارج شهر) بفرست، تا غذای کافی بخورد و تفریح کند و ما نگهبان او هستیم.» 

شیطان
از مصادیق بارز دروغگویان در فرهنگ قرآن، شیاطین هستند. ‌آنجا که خداوند می‌فرماید: «آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل می‌شوند.» 

گناه
از دیگر عواملی که سبب دروغگویی می‌شود، گناه و معصیت است. در قرآن کریم می‌خوانیم: «اینها آیات خداوند است که ما آن را به حق به تو تلاوت می‌کنیم اگر آن‌ها به این آیات ایمان نیاورند،‌به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند، وای بر هر دروغگوی گنهکار.» 

مکر زنانه
از دیگر مصادیق علل دروغگویی، مکر زنانه است که در سوره‌ یوسف از زلیخا سخن به میان آمده است: «و هر دو به سوی در، دویدند و پیراهن او(یوسف)رااز پشت پاره کرد و در این هنگام، شوهر آن زن را کنار در یافتند و آن زن گفت: کیفر کسی که بخواهد به اهل تو خیانت کند جز زندان و یا عذاب دردناک چه خواهد بود؟ یوسف علیه السلام گفت: او را به اصرار به سوی خود دعوت کرد و در این هنگام شاهدی از خانواده آن زن شهادت داد که اگر پیراهن او از پیش رو پاره شده، آن راست می‌گوید و او از دروغگویان است.» 

حفظ موقعیت اجتماعی
گاهی انسان از یک مقام خاص اجتماعی برخوردار است و گاهی در اجرا و اداره امور محوله و مسئولیتی که به عهده گرفته کوتاهی می‌کند و به عللی از جمله ضعف و یا سوء مدیریت، توفیق حاصل نمی‌شود لذا وقتی از طرف مقام بالاتر مورد سؤال قرار می‌گیرد برای حفظ منصب و عنوان اجتماعی و پوشاندن عیوب و لغزش‌های خود متوسل به دروغ می‌شود و حفظ موقعیت خود را در گفتن مطالب خلاف واقع می‌داند.

 جلب منافع و دفع مضرات
گاهی انسان مشاهده می‌کند که ضرری متوجه او و منفعتی متوجه دیگری شده است. برای اینکه این زیان را از خود دور و متوجه دیگری سازد و یا منفعتی را که متوجه دیگری شده به سوی خود جلب نماید و به لحاظ اینکه اقتضاء طبع انسان جلب منفعت و دفع ضرر خویش است، این حالت، انگیزه‌ای بسیار قوی در جهت گفتن دروغ به شمار می‌رود.

 

قرآن کریم در بسیارى از آیات، دروغ را از گناهان بزرگ شمرده و دروغگو را در معرض لعنت قرار داده، و براى اهل کذب و تکذیب عذابهاى سختى مطرح مى‏کند.
قرآن کریم نصاراى نجران را که براى بحث و گفتگو با پیامبر اسلام به مدینه آمده بودند، و نتیجه‏ى برخوردشان به آنجا رسید که با رسول خدا به مباهله بنشینند، قومى دروغگو معرفى کرده و آنان را سزاوار لعنت خدا دانسته.
آرى گناه دروغ به اندازه‏اى سنگین است که موجب دچار شدن انسان به لعنت خداست.
«ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ» «۱».
آنگاه به مباهله برمى‏خیزیم، سپس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار مى‏دهیم.
خداوند متعال دروغ و دروغگویى را در قرآن مجید از اوصاف زشت منافقان‏ و مردم دورو و دو زبان ذکر کرده و خود به دروغگویى آنان شهادت مى‏دهد:
«وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبُونَ» .
و خداوند شهادت مى‏دهد که همانا اهل نفاق بدون شک دروغگو هستند.

احادیثی در خصوص نتیجه و اثرات دروغ

۱- پیامبر صلى الله علیه و آله:

أَنَّ رَجُلًا أَتَى سَیِّدَنَا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَلِّمْنِی خُلُقاً یَجْمَعُ لِی خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ فَقَالَ لَا تَکْذِب‏

مردى به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد: به من اخلاقى بیاموزید که خیر دنیا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.

بحارالأنوار(ط-بیروت) ج ۶۹ ، ص ۲۶۲، ح ۴۳
۲- امام على علیه السلام:

لَیسَ الکَذِبُ مِن خَلائِقِ الإِسلامِ؛

دروغگویى از اخلاق اسلام نیست.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۲۰ ، ح ۴۳۷۹
۳- امام على علیه السلام:

(علامه) اَلایمانُ أَن تُؤثِرَ الصِّدقَ حَیثُ یَضُرُّکَ عَلَى الکَذِبِ حَیثُ یَنفَعُکَ؛

(نشانه) ایمان، این است که راستگویى را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویى، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهى.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص ۵۵۶ ، حکمت ۴۵۸
۴- امام سجاد علیه السلام:

اِتَّقُوا الکَذِبَ الصَّغیرَ مِنهُ وَ الکَبیرَ، فى کُلِّ جِدٍّ وَ هَزلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا کَذِبَ فِى الصَّغیرِ اجتَرَأَ عَلَى الکَبیرِ؛

از دروغ کوچک و بزرگش، جدّى و شوخیش بپرهیزید، زیرا انسان هرگاه در چیز کوچک دروغ بگوید، به گفتن دروغ بزرگ نیز جرئت پیدا مى کند.

تحف العقول ص ۲۷۸
۵- پیامبر صلى الله علیه و آله:

اَلکَذِبُ یَنقُصُ الرِّزقَ؛

دروغ، روزى را کم مى کند.

نهج الفصاحه ص ۳۷۳ ، ح ۱۰۸۷
۶- امام على علیه السلام:

یَکْتَسِبُ الْکَاذِبُ بِکَذِبِهِ ثَلَاثاً سَخَطَ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ اسْتِهَانَهَ النَّاسِ بِهِ وَ مَقْتَ الْمَلَائِکَهِ لَه‏

دروغگو با دروغگویى خود سه چیز بدست مى آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقیرآمیز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۲۱ ، ح ۴۴۱۸

۷- امام صادق علیه السلام:

إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَى الْکَذَّابِینَ النِّسْیَان‏

از جمله کمکهاى خداوند بر ضد دروغگویان فراموشى است.

کافى(ط-الاسلامیه) ج۲ ، ص ۳۴۱، ح ۱۵

۸- امام عسکرى سلام الله علیه:

جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِبُ.

همه پلیدى‏ ها را در خانه‏ اى نهادند و کلید آن، دروغ است.
بحارالانوار(ط-بیروت) ج ۶۹ ، ص ۲۶۳

۹- پیامبر صلى الله علیه و آله:

إِنَّ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّ الکَذِبَ فِى الصَّلاحِ و َأبغَضَ الصِّدقَ فِى الفَسادِ؛

خداوند عزوجل، دروغى را که باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى که باعث فتنه شود بیزار است.

من لا یحضره الفقیه ج۴، ص ۳۵۳، ح۵۷۶۲
۱۰- پیامبر صلى الله علیه و آله:

الصدق طمأنینه و الکذب ریبه
راستگویى [مایه] آرامش و دروغگویى [مایه] تشویش است.

نهج الفصاحه ص ۵۴۸ ، ح ۱۸۶۴
۱۱- پیامبر صلى الله علیه و آله:

اعْلَمْ أَنَّ الصِّدْقَ مُبَارَکٌ وَ الْکَذِبَ مَشْئُوم‏

بدان که راستگویى، پر برکت است و دروغگویى، شوم.

تحف العقول ص ۱۴
۱۲- پیامبر صلى الله علیه و آله:
أَنَا زَعِیمٌ بِبَیْتٍ فِی رَبَضِ الْجَنَّهِ وَ بَیْتٍ فِی وَسَطِ الْجَنَّهِ وَ بَیْتٍ فِی أَعْلَى الْجَنَّهِ لِمَنْ تَرَکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کَانَ مُحِقّاً وَ لِمَنْ تَرَکَ الْکَذِبَ وَ إِنْ کَانَ هَازِلًا وَ لِمَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ.

من براى کسى که بگو مگو را رها کند، هر چند حق با او باشد و براى کسى که دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترک گوید و براى کسى که اخلاقش را نیکو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مرکز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى کنم.

خصال ص ۱۴۴، ح ۱۷۰
۱۳- پیامبر صلى الله علیه و آله:

عَلَیکُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّهِ وَ ایّاکُم وَ الکِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِى النّارِ ؛

شما را سفارش مى کنم به راستگویى، که راستگویى با نیکوکارى همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگویى بپرهیزید که دروغگویى همراه با بدکارى است و هر دو در جهنم اند.

نهج الفصاحه ص ۵۷۲ ، ح ۱۹۷۶
۱۴- امام صادق علیه السلام:

لَا یَنْبَغِی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یُوَاخِیَ الْفَاجِرَ وَ لَا الْأَحْمَقَ وَ لَا الْکَذَّابَ.

سزاوار نیست که مسلمان با بدکار و احمق و دروغگو رفاقت کند.

کافى(ط-الاسلامیه) ج۲ ، ص ۶۴۰، ح ۳
۱۵- پیامبر صلى الله علیه و آله:

مَنْ عَامَلَ النَّاسَ فَلَمْ یَظْلِمْهُمْ وَ حَدَّثَهُمْ فَلَمْ یَکْذِبْهُمْ وَ وَعَدَهُمْ فَلَمْ یُخْلِفْهُمْ فَهُوَ مِمَّنْ کَمُلَتْ ْ مُرُوَّتُه‏ وَ ظَهَرَتْ عَدَالَتُهُ وَ وَجَبَتْ أُخُوَّتُهُ وَ حَرُمَتْ غَیْبَتُهُ.
هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید و خلف وعده ننماید، جوانمردیش کامل، عدالتش آشکار، برادرى با او واجب و غیبتش حرام است.

تحف العقول ص ۵۷ – خصال ص ۲۰۸، ح ۲۸
۱۶-امام صادق علیه السلام:

سِتَّهٌ لَا تَکُونُ فِی مُؤْمِنٍ الْعُسْرُ وَ النَّکَدُ وَ الْحَسَدُ وَ اللَّجَاجَهُ وَ الْکَذِبُ وَ الْبَغْیُ.

شش (صفت) در مؤمن نیست: سخت گیرى، بى خیرى، حسادت، لجاجت، دروغگویى و تجاوز.

تحف العقول ص۳۷۷
۱۷- امام على علیه السلام:

لَا تَسْتَشِرِ الْکَذَّابَ فَإِنَّهُ کَالسَّرَابِ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ الْبَعِیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ [إِلَیْکَ‏] الْقَرِیب‏

با دروغگو مشورت نکن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزدیک نشان مى دهد و نزدیک را دور.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۴۴۲ ، ح ۱۰۰۹۲
۱۸- امام على علیه السلام:

لَوْ تَمَیَّزَتِ الْأَشْیَاءُ لَکَانَ الصِّدْقُ مَعَ الشَّجَاعَهِ وَ کَانَ الْجُبْنُ مَعَ الْکَذِب‏

اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۱۹ ، ح ۴۳۴۹
۱۹- امام صادق علیه السلام:

تَرکُ الحُقوقِ مَذَلَّهٌ وَ إِنَّ الرَّجُلَ یَحتاجُ إِلى أَن یَتَعَرَّضَ فیها لِلکَذِبِ؛

ندادن حقوق (دیگران) ذلّت مى آورد و انسان در این باره مجبور به دروغ گفتن مى شود.

تحف العقول ص ۳۶۰
۲۰- امام حسن عسکری علیه السلام:

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ؛

تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

نزهه الناظر و تنبیه الخاطر ص ۱۴۵ – بحار الانوار(ط-بیروت) ج ۷۵ ، ص ۳۷۷

۲۱- امام على علیه السلام:

اَدَّبْتُ نَفْسى فَما وَجَدْتُ لَها بِغَیرِ تَقْوَى الاْلهِ مِنْ اَدَبِ
فى کُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَتْ اَفْضَلَ مِنْ صَمْتِها عَنِ الْکَذِبِ
وَ غیبَهِ النّاسِ اَن غیبَتَهُم حَرَّمَها ذُوالْجَلالِ فِى الْکُتُبِ
اِن کانَ مِن فِضَّهٍ کَلامُکِ یا نَفْسُ فَاِنَّ السُّکوتَ مِن ذَهَبِ؛

به ادب و تربیت نفس خود پرداختم و براى ‏آن / ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نیافتم
و اگر از پس این امر برنیامد / براى آن چیزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نیافتم
و از غیبت مردمان، همانا غیبت آنان را / خداوند با عظمت در کتاب‏ها حرام کرده است
اى نفس، اگر سخن تو / نقره است، سکوت طلاست

دیوان امیرالمومنین ص ۶۹

۲۲- امام صادق علیه السلام:

الْمُؤْمِنُ لَا یُخْلَقُ عَلَى الْکَذِبِ وَ لَا عَلَى الْخِیَانَهِ وَ خَصْلَتَانِ لَا یَجْتَمِعَانِ فِی الْمُنَافِقِ سَمْتٌ حَسَنٌ وَ فِقْهٌ فِی سُنَّهٍ.

مؤمن در سرشتش دروغ و خیانت نیست و دو صفت است که در منافق جمع نگردد: سیرت نیکو و دین شناسى.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج ۷۵ ، ص ۲۵۱ – تحف العقول ص۳۶۷

۲۳- امام على علیه السلام:

تَحَرِّى الصِّدقِ وَ تَجَنُّبُ الکَذِبِ اَجمَلُ شیمَهٍ وَ اَفضَلُ اَدَبٍ؛

راستگو بودن و پرهیز نمودن از دروغ، زیباترین اخلاق و بهترین ادب است.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۱۷ ، ح ۴۲۹۴

۲۴- امام على علیه السلام:

اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنجاهٍ وَ کَرامَهٍ وَ الکاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهواهٍ وَ مَهانَهٍ؛

راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص ۱۱۷ ، خطبه ۸۶

۲۵- امام على علیه السلام:

یَبلُغُ الصّادِقَ بِصِدقِهِ ما یَبلُغُهُ الکاذِبَ بِاحتیالِهِ؛

راستگو، با راستگویى خود به همان مى رسد که دروغگو با حیله گرى خود.

غررالحکم و دررالکلم ص ۸۰۹

۲۶- امام موسى کاظم علیه السلام :

اَداءُ الاَمانَهِ وَ الصِّدقُ یَجلِبانِ الرِّزقَ، و َالخیانَهُ وَ الکَذِبُ یَجلِبانِ الفَقرَ وَ النِّفاقَ؛

اداى امانت و راستگویى روزى را زیاد مى کند و خیانت و دروغگویى باعث فقر و نفاق مى شود.

تحف العقول ص ۴۰۳

۲۷- امام باقر علیه السلام:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِیحَ تِلْکَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْکَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ.

به راستى که خداوند عزوجل براى شر قفل هایى گذارد و کلید آن قفل ها را شراب قرار داد و دروغ از شراب بدتر است.

کافى(ط-الاسلامیه) ج ۲، ص ۳۳۹، ح ۳

۲۸- امام صادق علیه السلام:

الْکَلَامُ ثَلَاثَهٌ صِدْقٌ وَ کَذِبٌ وَ إِصْلَاحٌ بَیْنَ النَّاسِ قَالَ قِیلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا الْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاسِ قَالَ تَسْمَعُ مِنَ الرَّجُلِ کَلَاماً یَبْلُغُهُ فَتَخْبُثُ نَفْسُهُ فَتَلْقَاهُ فَتَقُولُ سَمِعْتُ مِنْ فُلَانٍ قَالَ فِیکَ مِنَ الْخَیْرِ کَذَا وَ کَذَا خِلَافَ مَا سَمِعْتَ مِنْهُ.

سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح میان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح میان مردم چیست؟ فرمودند: از کسى سخنى درباره دیگرى مى شنوى که اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى شود. پس تو آن دیگرى را مى بینى و بر خلاف آنچه شنیده اى، به او مى گویى: از فلانى شنیدم که در خوبى تو چنین و چنان مى گفت.

کافى(ط-الاسلامیه) ج۲، ص ۳۴۱، ح ۱۶

۲۹- امام على علیه السلام:

لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِکُلِّ ما سَمِعتَ بِهِ، فَکَفى بِذلِکَ کَذِبا؛

هر چه را شنیدى براى مردم بازگو مکن، که همین براى دروغگویى (تو) کافى است.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص ۴۵۹ ، از نامه ۶۹

۳۰- امام على علیه السلام:

اَمرانِ لا یَنفَکّانِ مِنَ الکَذِبِ: کَثرَهُ المَواعیدِ، وَ شِدَّهُ الاعتِذارِ؛

دو چیز از دروغ جدا نمى شود: بسیار وعده دادن و به شدت عذرخواهى نمودن.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ج ۲۰، ص ۲۸۷، ح ۲۸۲

۳۱- امام على علیه السلام:

اَلکَذِبُ فِى العاجِلَهِ عارٌ وَ فِى الآجِلَهِ عَذابُ النّارِ؛

دروغ در دنیا ننگ و عار است و در آخرت عذاب جهنم.

غررالحکم و دررالکلم ص ۹۱ ، ح ۱۷۳۷

۳۲- امام على علیه السلام:

لَیسَ لِکَذوبٍ اَمانَهٌ، وَ لا لِفُجورٍ صیانَهٌ؛

دروغگو امانتدار نیست و بدکار، نگهدارنده اسرار.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۲۰ ، ح ۴۳۸۷

۳۳- پیامبر صلى الله علیه و آله:

اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصدیقا لِلنّاسِ اَصدَقُهُم حَدیثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَکذیبا اَکذَبُهُم حَدیثا؛

هر کس راستگوتر است سخن مردم را بیشتر باور مى کند و هر کس دروغگوتر است مردم را بیشتر دروغگو مى داند.

نهج الفصاحه ص ۲۷۲ ، ح ۵۹۱

۳۴- پیامبر صلى الله علیه و آله:

ثلاث من کنّ فیه فهو منافق و إن صام و صلّى و حجّ و اعتمر و قال: «إنّی مسلم» من إذا حدّث کذب و إذا وعد أخلف و إذا ائتمن خان.

سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره کند و بگوید من مسلمانم، کسى که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتى که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید.

نهج الفصاحه ص ۴۲۲ ، ح ۱۲۸۰

۳۵- پیامبر صلى الله علیه و آله:

آیَهُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: اِذا حَدَثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذا اؤتُمِنَ خانَ؛
نشان منافق سه چیز است: ۱ – سخن به دروغ بگوید . ۲ – از وعده تخلف کند .۳ – در امانت خیانت نماید .

نهج الفصاحه ص ۱۵۶ ، ح ۷

۳۶- از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت شده:
کَبُرَتْ خِیانَهً انْ تُحَدِّثَ اخاکَ حَدِیثاً هُوَ لَکَ مُصَدِّقٌ وَأَنْتَ بِهِ کاذِبٌ‏ .
بزرگ خیانتى است که با برادر دینى خود به دروغ سخن بگویى، در حالى که او تو را راستگو مى‏پندارد.
۳۷- امام على علیه السلام فرمودند:
تَحَفَّظُوا مِنَ الْکِذْبِ، فَانَّهُ مِن ادْنَى الْاخْلاقِ قَدْراً، وَهُوَ نَوْعٌ مِنَ الْفُحْشِ وَضَرْبٌ مِنَ الدَّناءَهِ .
از دروغ خود را بپایید که پست‏ترین مرحله‏ى اخلاقى است، دروغ نوعى از عمل قبیح و صنفى از پستى است.
۳۸- رسول حق صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
اعْظَمُ الْخَطایَا اللِّسانُ الْکَذوبُ‏ .
بزرگ‏ترین خطاها زبانى است که دروغش از اندازه گذشته!
۳۹ – حضرت على علیه السلام فرمودند:
اذا کَذَبَ الْعَبْدُ کِذْبَهً تَباعَدَ الْمَلَکُ مِنْهُ مَسیرَهَ میلٍ مِنْ نَتْنِ ما جَاءَ بِهِ‏ .
زمانى که انسان یک دروغ بگوید، فرشته به اندازه‏ى یک میل به خاطر بوى بد دروغ از انسان فاصله مى‏گیرد!
۴۰- امام باقر علیه السلام فرمودند:
انَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ اقْفالًا وَجَعَلَ مَفاتِیحَ تِلْکَ الْاقْفالِ الشَّرابَ، وَالْکِذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ‏ .
خداوند براى بدى قفل‏هایى قرار داده و کلید این قفل‏ها را شراب، و دروغ از شراب بدتر است!
۴۱- رسول حق صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:
الْکِذْبُ بابٌ مِنْ ابْوابِ النِّفاقِ‏ .
دروغ درى از درهاى نفاق است.

——————

بسیار دقت کنید

هر چند برای دفع ضرر، چه کم یا زیاد، دروغ جایز است؛ لکن اگر ضرر، مالی و قابل تحمل است، مستحب است آن ضرر را قبول کند و دروغ نگوید.

منظور از ضرر، ضرری است که نابجا و مستحقش نیست و به ناحق باشد؛ نه این که برای هر ضرری، دروغ جایز باشد.

مثلا کسی با ماشین زده به یک ماشین پارک شده در کنار خیابانی، در این جا راست گفتن ضررآور است اما به خاطر مقصر بودن در تصادف، باید راست بگوید چون اگر دروغ بگوید، حق دیگری را ضایع کرده و جبران خسارت وارده و ضرر را متوجه دیگری می کند.

ضرر مالی مثل این که دزدی سد راه کرده و با زور می خواهد پول بگیرد و یا شخصی در جستجوی فردی است که آبرو ریزی، کتک کاری و یا او را بکشد؛ در این مواقع دروغ جایز بلکه قسم خوردن هم جایز است.

قال النبِیُّ صلی اللّه علیه و آله و سلّم کَبُرَتْ خِیَانَهً أَنْ تَحْدُثَ أَخَاکَ حَدِیثاً هُوَ لَکَ مُصَدِقٌ و َأَنْتَ بِِهِ کاذِبٌ؛ حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: چه خیانت بزرگی است که به برادرت چیزی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی. (مجموعه ورام، ج۱، ص۱۱۴)

…وَأَعْظَمُ الْخَطَایَا عِنْدَ اللَّهِ لِسَانُ الْکَذَّابِ…؛ امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمود: بزرگترین خطایا (گناهان) نزد خدا، زبان دروغ پرداز است. (کافی، ج۸، ص۸۲)

عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَهَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَایَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّی یَتْرُکَ الْکَذِبَ هَزْلَهُ وَجِدَّهُ؛ امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند: هیچ بنده طعم ایمان را نمی یابد، تا این که دروغ را چه شوخی و چه جدی آن ترک کند. (کافی، ج۲، ص۳۴۰)
عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَهَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَی الْکَذَّابِینَ النِّسْیَانَ؛ امام صادق علیه السلام فرموده اند: از چیزی که خدای متعال بر دروغگویان قرار داده، فراموشی است.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَأَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ فِی وَصِیَّهِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام قَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ أَحَبَّالْکَذِبَ فِی الصَّلَاح وَ أَبْغَضَ الصِّدْقَ فِی الْفَسَادِ إِلَی أَنْ قَالَ یَا عَلِیُّ ثَلَاثٌ یَحْسُنُ فِیهِنَّ الْکَذِبُ الْمَکِیدَهُ فِی الْحَرْبِ وَعِدَتُکَ زَوْجَتَکَ وَالْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاسِ؛ حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم در وصیتی به امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: یا علی، خدای متعال، دروغ گفتن برای اصلاح را دوست دارد و راست گفتن که سبب فساد شود، مبغوض ‍ خدا است؛ تا این که فرمود یا علی سه چیز است که در آن ها دروغ گفتن نیکو است؛ حیله و چاره اندیشی در جنگ با دشمن، وعده دادن به همسرت و اصلاح بین مردم. (وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۵۲)
عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ و َعَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِمَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا یَا بُنَیَّ انْظُرْ خَمْسَهً فَلَا تُصَاحِبْهُمْ و َلَا تُحَادِثْهُمْ و َلَا تُرَافِقْهُمْ فِی طَرِیقٍ فَقُلْتُ یَا أَبَتِ مَنْ هُمْ عَرِّفْنِیهِمْ قَالَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْکَذَّابِ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَهِ السَّرَاب یُقَرِّبُ لَکَ الْبَعِیدَ و َیُبَعِّدُ لَکَ الْقَرِیبَ وَ إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَهَ الْفَاسِقِ فَإِنَّهُ بَائِعُکَ بِأُکْلَهٍ أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِکَ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْبَخِیلِ فَإِنَّهُ یَخْذُلُکَ فِی مَالِهِ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ وَ إِیَّاکَ و َمُصَاحَبَهَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرُّکَ وَ إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی ثَلَاثَهِ مَوَاضِعَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ (فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمی أَبْصارَهُمْ) و َقَالَ (الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ و َیَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَهُ و َلَهُمْ سُوءُ الدّارِ) و َقَالَ فِی الْبَقَرَهِ (الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ)؛ امام زین العابدین علیه السلام به فرزندش امام محمد باقر علیه السلام فرمودند: (ای فرزندم با پنج نفر رفقات وهمنشینی و سفر نکن؛ گفتم پدر جان چه کسانی هستند؟ آن ها را به من معرفی کن؛ فرمودند:
بر حذر باش رفقات و همراهی با دروغگو، چون که او مثل یک سراب می ماند که دور را نزدیک وانمود می کند و نزدیک را دور.
بر حذر باش رفقات و همراهی با فاسق، چون که او تو را به یک لقمه غذا یا کمتر از آن می فروشد.
بر حذر باش رفقات و همراهی با بخیل، چون که او موقع نیاز به مالش (مثل قرض و غیره) از تو حذر می کند
بر حذر باش رفقات و همراهی با احمق، چون که او می خواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن، ضرر می رساند
بر حذر باش رفقات و همراهی با قاطع رحم، چون که من (امام می گوید) سه بار او را مورد لعن در قرآن مجید یافتم… (کافی، ج۲، ص۶۴۱)

———————————

بررسی دروغ از نظر علم و مقایسه با قرآن

اصولا چرا انسان دروغ میگوید و خطا می کند؟ آیا در مغز انسان جای مشخصی وجود دارد که انسان را به دروغ گفتن و گناه کردن وامی دارد؟ مرکز هدایت و رهبری انسان کجاست؟

در این خصوص کشفیات جدیدی صورت گرفته است که قرآن سالیان قبل در مورد آن سخن گفته است.

مرکز دروغ گویی:

مردم در قدیم و هم اکنون نسبت به دروغ چه نظر و دیدگاهی دارند؟ آیا دانش بشر نسبت به این بخش تأثیر گذار در زندگی انسان، تغییر کرده است؟ اگر به تاریخ بشر بنگریم متوجه می شویم که تمامی انسان ها دروغ گفتن را رفتاری زشت می دانند.

اما با گذشت زمان و دگرگونی و پیشرفت علم دانشمندان در پی آن هستند تا از جهان و آنچه در آن می گذرد تفسیری مادی و علمی به دست دهند. در این خصوص نیز می گویند: چرا انسان دروغ میگوید و خطا می کند؟ آیا در مغز انسان جای مشخصی وجود دارد که مسؤول دروغ باشد؟ هنگام دروغ گفتن در مغز انسان چه اتفاقاتی رخ می دهد؟ آیا انسان برای دروغ گفتن انرژی مصرف می کند؟

از طرف دیگر در مورد راست گویی چه؟ آیا عملیات مغز در هنگام دروغ گفتن و هنگام گفتن حقیقت متفاوت است؟ این ها سؤالاتی است که ذهن دانشمندان را در سالیانی نه چندان دور به خود مشغول کرده است.

دانشمندان برای پاسخ گویی به این سؤالات به صورت گسترده و بی سابقه ای دست به کار شدند و در این فعالیت شان از ابزارهای موثّق و جدیدی استفاده کردند.

آزمایش جدید در مورد دروغ گویی:

در سال ۲۰۰۳ تعدادی از دانشمندان دست به آزمایش عجیبی برای فهمیدن برخی از اسرار دروغ زدند. در این آزمایش از دستگاه جدیدی برای کشف دروغ استفاده شد. جای سؤال است که آیا این دستگاه، از آن جا که در پی کشف مرکز دروغ در جسم امسان است، در مورد مجرمان حرفه ای نیز کاربرد دارد؟

بعد از آزمایشات بسیار و عکس برداری از قسمت های مختلف مغز، دانشمندان پی بردند که وقتی انسان دروغ می گوید فعالیت بخشی از مغز افزایش می یابد این قسمت، که با روش “عکس برداری با امواج مغناطیسی” قسمت جلو و بالای سر را نشان می دهد

و از این جا دانشمندان کشف کردند که قسمت قدامی (پیشانی) مغز مسؤول دروغ گفتن است این قسمت از بدن در زبان عربی “ناصیه” نامیده می شود. یعنی بالا و جلو سر یعنی همان جایی که مسؤول دروغ گفتن در مغز است.

عکس های جدید نشان می دهند که فعالیت قسمت بالا و جلوی مغز (پیشانی) در هنگام دروغ گفتن بسیار افزایش می یابد.

آقای “اسکات فارو” یکی از دانشمندانی که این آزمایشات را انجام داده است می گوید: وقتی انسان حقیقت را بیان می کند ناحیه قدامی مغز فعالیت می کند و می توان نتیجه گرفت که این قسمت مسؤول دروغ گویی و راست گویی انسان است.

دروغ گفتن انرژی زیادی می خواهد!!!

آزمایشات جدید در مورد مغز که با امواج مغناطیسی انجام شده است، ثابت کرد که مغز انسان در هنگام دروغ گفتن انرژی زیادی مصرف می کند بیشتر از زمانی که انسان حقیقت را بیان می کند و این ثابت می کند که راست گویی و گفتن حقیقت باعث افزایش قدرت، انرژی و میزان کارآیی مغز می شود.

و نیز امروزه دانشمندان به حقیقت جدیدی دست یافته اند و آن اینکه، مغز انسان بر اساس صداقت و راستی تصمیم می گیرد و این سیستم حقیقت گویی است که برای مغز طراحی شده است.

مجرمان حرفه ای به راحتی می توانند دروغ بگویند و دستگاه های دروغ سنچ نیز قادر به کشف دروغ های آنان نیست. به همین دلیل دانشمندان تلاش دارند به طور مستقیم به بخشی از مغز که مسؤول دروغ گفتن است، دست یابند. برای این کار آنان از دستگاه، “عکسربرداری به وسیله امواج مغناطیسی”کمک گرفتند. آن ها اظهار می دارند که نتایج بدست آمده از اطلاعات این دسگاه بسیار دقیق است بطوری که فرد هر قدر هم در دروغ گفتن زبردست و ماهر باشد نمی تواند بر قسمت پیشانی مغز تسلط یافته آن را تحت کنترل خود در آورد. این قسمت در حال دروغ گفتن فعالیت زیادی کرده و انرژی فراوان مصرف می کند.

با وجود اینکه بخش های مختلف مغز در حال فعالیت هستند اما دانشمندان معتقدند که آن بخش از مغز که در هنگام دروغ گفتن بیشترین فعالیت را دارد و بیشترین انرژی را مصرف می کند، مسؤول دروغ گویی انسان است. با توجه به تصاویر موجود از مغز انسان در حال دروغ گفتن، کاملاً آشکار است که قسمتی که بیشترین فعالیت را در هنگام دروغ گفتن دارد همان قسمت قدامی و پیشانی مغز است.

مرکز گناه و اشتباه.!؟

در آزمایش جدیدی دانشمندان در مورد منبع گناه در مغز انسان تحقیق کردند. آنها با عکس برداری از مغز فردی که در حال انجام گناه بود به این نتیجه رسیدند که در مغز انسان بخشی قرار دارد که مسؤول انجام گناه است.

این بخش از مغز کجاست و چه نام دارد؟

در این آزمایش دانشمندان متوجه شدند که قسمت جلوی مغز و بخصوص قسمتی به نام RACC، که به زبان عربی “ناصیه” نامیده می شود، در هنگام اشتباه و گناه فعالیت زیادی از خود نشان می دهد به طوری که هر چه این گناه و اشتباه بیشتر و بزرگ تر باشد فعالیت این قسمت بیشتر است و انرژی بیشتری مصرف می کند.

در تکنولوژی جدید برای عکس برداری از مغز از امواج مغناطیسی استفاده می شود این امواج با توجه به حرکت خون و سرعت گردش خون در مناطق مختلف مغز میزان فعالیت این مناطق را نشان می دهد. روشن است که مناطقی که گردش خون در آن ها بیشتر است فعالیت بیشتری می کنند.(۸)

در آزمایش جدید بر روی مغز، فعالیت ناحیه پیشانی یا همان ناصیه در هنگام ارتکاب انسان به گناه مشخص شد. با توجه به تصاویر متعدد می توان نتیجه گرفت که هر چه اشتباه و گناه فرد بیشتر و بزرگتر باشد میزان فعالیت این بخش از مغز بیشتر است.

قسمت پیشانی مغز از قسمت های مهمی است که عمل ارشاد و راهنمایی انسان را در اتخاذ تصمیمات درست و غلط، و نیز برنامه ریزی و نقشه کشیدن برای انجام کار ها چه خوب و چه بد، را انجام می دهد.

مرکز رهبری، کنترل، عمل و راهنمایی:

آزمایشات جدید نشان می دهد که فعالیت قسمت قدامی (پیشانی) مغز در هنگام کنترل احساسات و عواطف و در هنگام اتخاذ تصمیمات مهم، بیشتر می شود. از اینجا بود که دانشمندان به این نتیجه رسیدند که قسمت پیشانی مسؤول کنترل و هدایت در انسان است. و نیز این بخش از مغز مسؤول برنامه ریزی، حل مشکلات و ارائه افکار جدید و خلاّقانه است.

با توجه به تحقیقات و آزمایشات متعدد آشکار می شود که قسمت پیشانی مغز مسؤولیت رفتار و تصمیم گیری را بر عهده دارد. و از تصاویر تهیه شده به وسیله امواج مغناطیسی آشکار است که قسمت پپیشانی مغز به خصوص جلو و بالاترین قسمت سر، در هنگام عمل و عکس العمل، حمله، شکست و دیگر رفتارها، بیشترین فعالیت را دارد.

تا آنجا که این قسمت از مغز نقش اساسی در برداشت ما از مکان و فضا بر عهده دارد. همچنین مهمترین تغییرات در انسانی که دچار آسیب دیدگی بخش پیشانی می شود، از دست دادن قدرت هدایت، آگاهی و کنترل، و به طور کلی تزلزل در رفتار است.

قسمت پیشانی مغز که نزدیک ترین بخش به “ناصیه” است ویژگی های مهم و منحصر بفردی دارد، این قسمت با بخش های حساسی از مغز در ارتباط است، نقش اساسی در برنامه ریزی و تنظیم برنامه ها را بر عهده دارد. نیز بسیاری از کارهای روزانه مان را، از جمله : تصمیم گیری برای انجام کار، برخورد و تطبیق با اشیاء جدید، حل مسائل و مشکلات، جلوگیری از گمراهی و اشتباه و کنترل در انجام کارها، عمل در سطوح بالای شناختی همچون ادراک، انجام کارهای مهم و حیاتی، تعهد و الزام در رسیدن به موفقیت و … . در حقیقت قسمت پیشانی در مغز انسان به منزله یک “مشاور” است.

قرآن اولین کتابی است که در مورد اهمیت بخش پیشانی مغر سخن می گوید:

دانشمندان هم چنان به تحقیق و آزمایش برای کشف اسرار بیشتری در مورد این قسمت از مغز، که در جلوترن قسمت سر واقع شده است، ادامه می دهند. اما قرآن در مورد این بخش از مغز چه بیان کرده است؟ آن هم در زمانی که هیچ کس در عالم جز الله قادر و متعال در مورد این بخش از مغز و اهمیت و کارآیی آن در اعمالی همچون دروغ گفتن، گناه کردن، هدایت و رهبری کردن، هیچ گونه آگاهی نداشته است؟

ناصیه در جلو و بالاترین قسمت پیشانی واقع شده است. آزمایشات متعددی ثابت کرده است که این قسمت از مغز اعمال، رهبری، هوشیاری و توجه، انجام کارها و رفتار را انجام می دهد. و مهمترین بخش در انسان و حیوان است . الله متعال می فرماید: (ما من دابه إلا هو آخذ بناصیتها) “جنبنده ای نیست مگر اینکه الله موی پیشانی اورا می گیرد”

دروغ گویی:

الله متعال در مورد ابو جهل لعنه الله می فرماید:

(أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى * عَبْدًا إِذَا صَلَّى * أَرَأَیْتَ إِنْ کَانَ عَلَى الْهُدَى * أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى * أَرَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَتَوَلَّى * أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى * کَلَّا لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعَنْ بِالنَّاصِیَهِ *نَاصِیَهٍ کَاذِبَهٍ خَاطِئَهٍ* فَلْیَدْعُ نَادِیَهُ * سَنَدْعُ الزَّبَانِیَهَ * کَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ)[العلق:۹-۱۹]

به من خبر ده آیا کسی که نهی می‏کرد) *بنده‏ای را به هنگامی که نماز می‏بینم (آیا مستحق عذاب الهی نیست)؟! *به من خبر ده اگر این بنده به راه هدایت باشد. *یا مردم را به تقوا فرمان دهد (آیا نهی کردن او سزاوارتر است)؟! *به من خبر ده اگر (این طغیانشان حق را انکار کند و به آن پشت نماید (آیا مستحق مجازات الهی نیست)؟! * آیا او ندانست که خداوند (همه اعمالش را) می بیند. * چنان نیست که او خیال می‏کرد! اگر دست از کار خود برندارد، ناصیه‏اش (موی پیشاپیش را به سرعت گرفته * ناصیه دروغگوی خطاکار را! * پس حتماً (همراه و همنشین) مجلس را سدا می زند (تا یاریش کند)! * ما هم بزودی ماموران دوزخ را صدا می‏زنیم، (تا او را به دوزخ افکنند)! * چنان نیست (که آن طغیان) می‏نگرد! هرگز او را اطاعت مکن، و سجده‏کن و (به الله) تقرب جوی.

در ترجمه کلمه ناصیه آمده است: محل رویش موی در جلو سر، موی قسمت جلو و بالای سر، نصاه: موی پیشانی او را گرفت، وإبِلٌ ناصیه: شتر در چراگاه بالا رفت، المنتصى: بلندترین سرزمین ها، نواصی الناس: اشراف و بالا نشین ها.

ملاحظه می کنیم که اعراب در زمان نزول قرآن از “ناصیه” معنای بالاترین و جلوی سر و یا هر چیز دیگری را برداشت می کردند، و وقتی در مورد انسان به کار می رفت منظور همان پیشانی و قسمت جلو و بالای سر بود.

پیشانی سر یعنی همان ناصیه، قسمتی است که هنگام دروغ گفتن فعالیت بیشتری انجام می دهد. و قرآن اولین کتاب و منبعی است که در مورد این قسمت از مغز، ارتباط آن با دروغ گفتن و اطلاق صفت دروغ گو به آن (ناصیه کاذبه)، سخن گفته است. به همین دلیل قرآن دارای سبقت علمی نسبت به جدیدترین علوم زمان است.

گناه و اشتباه:

در مورد گناه و اشتباه چه می گوید؟ داشمندان پی بردند که قسمت جلوی مغز یا همان ناصیه مسؤول گرفتن تصمیمات اشتباه است. قرآن نیز این قسمت را تحت عنوان خطاکار خطاب می کند (نَاصِیَهٍ کَاذِبَهٍ خَاطِئَهٍ) و پیوند دقیقی بین ناصیه (پیشانی) و اشتباه و گناه برقرار می کند، همان چیزی که دانشمندان امروزه به آن پی برده اند.

صداقت:

داشمندان به این نتیجه رسیدند که راست گویی و گفتن حقیقت هیچ فشار و تکلفی بر مغز وارد نمی کند، اما دروغ گفتن انرژی بسیار زیادی از مغز را مصرف می کند، در این جاست که به یکی از فواید صداقت پی می بریم، سبحان الله الحکیم العلیم، الله متعال انسان را به صداقت امر فرموده و واضح می گردد که در آن چه که الله سبحانه و تعالی به انسان امر می فرماید حتماً و بدون شک فایده ای است. الله متعال می فرماید:

(فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ)[محمد:۲۱] “اگر آنان الله را تصدیق کنند (به الله و قدرت و وحدانیت او اعتراف کنند) برایشان بهتر است.”

حال در مورد انسانی که الله متعال راه هدایت و ایمان را به او نشان داده و این چنین نشانه ای بزرگ از قدرت و علم عظیمش را به آن انسان عرضه کرده است، اما آن انسان هم چنان چشم بر این حقایق بسته و از آن مشغول گشته است، چه می توان گفت؟

الله متعال فردی که آیاتش را تکذیب می کند این گونه تشبیه می کند:

(فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذَلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآَیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ)[الأعراف:۱۷۶)

“پس مثل او، مثل سگی است که اگر بر او حمله کنی زبانش از دهان بیرون است (و نفس نفس می زند) و یا اگر او را رها کنی زبانش از دهان بیرون است (و نفس نفس می زند) آن همچون قومی است که نشانه های (علم و قدرت) ما را دروغ شمردند، پس قصه را برایشان نقل کن شاید که تفکر کنند.”

حال می پرسیم: چرا الله متعال شخصی را که دروغ می کوید به سگی تشبیه می کند که زبانش از دهان بیرون آمده و نفس نفس می زند؟ تشبیه ظریفی ست، آشکار شد که دروغ گفتن انرژی زیادی از جسم به خصوص مغز را مصرف می کند همان گونه که سگ در حالت نفس نفس زدن انرژی زیادی مصرف می کند. این گونه است که با تفکر و تأمل در آیه قطعاً متوجه تشابه انسان دروغ گو و سگ، خواهیم شد و این گونه است که آیه با عبارت (لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ)”شاید که تفکر کنند” پایان می یابد.

مغز انسان کارها را براساس صداقت و درستی انجام می دهد، یعنی اینکه بنیان مغز و اصل و اساس آن بر صداقت و درستی بنا شده است و مغز انسان از زمان تولد او متمایل به حقیقت است و این دروغ گویی است که با مخالفت ورزیدن با اساس و فطرت مغز، فشار بسیار زیادی بر آن تحمیل می کند.

رسول الله صلى الله علیه وآله سلمدر این زمینه می فرماید: (کلُّ مولود یُولَدُ على الفِطْرَه)”هر آنچه که متولد می شود براساس فطرت و بنیان متولد می گردد.” الله متعال می فرماید:

(فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ)[روم:۳۰]

“پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند،انسان‌ها را بر آن آفریده; هیچ دگرگونی در آفرینش الهی نیست; این است آیین استوار، ولی اکثر مردم نمی‏دانند”

پس الله متعال انسان را از بدو تولدش بر بنیاد حقیقت و صداقت آفریده است و این نکته ایست که علم امروز آن را کشف کرده است.

ارشاد و راهنمایی:

الله متعال از زبان حضرت هود علیه السلام، بعد از اینکه قومش او را تکذیب کردند، می فرماید:

(إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّی وَرَبِّکُمْ مَا مِنْ دَابَّهٍ إِلَّا هُوَ آَخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ)[هود:۵۶]

“من تنها بر الله توکل کردم، او پروردگار من و پروردگار شماست، و هیچ جنبنده ای نیست مگر این که الله موی پیشانی او را می گیرد، قطعاً پروردگار من بر صراط مستقیم است.”

پس الله متعال در یوم الحساب ناصیه (پیشانی) تمامی مخلوقات را گرفته و مؤاخذه خواهد کرد و آن گونه که بخواهد با آن ها برخورد خواهد کرد. الله متعال این قسمت را برگزیده چرا که این قسمت مسؤول هدایت، رفتار و رهبری در انسان است و به همین دلیل است که می گوییم قرآن اولین کتابی است که در مورد تأثیر و وظیفه این بخش در رفتار و هدایت انسان، سخن می گوید.

همان گونه که دیدیم ناصیه (پیشانی) در تصمیم گیری درست نقش دارد، و بالطبع وجود انرژی زیاد و سلامتی و صحت این قسمت از مغز باعث می شود که دقت و تشخیص انسان در تصمیم گیری افزایش یابد، و بدنبال آن باعث می شود که انسان راه درست و صحیح را بهتر تشخیص دهد، این ارتباط ناصیه و تشخیص راه درست همان نکته بسیار ظریفی است که قرآن در آیه بیان کرده است: (مَا مِنْ دَابَّهٍ إِلَّا هُوَ آَخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ)این ارتباط را قرآن به صورت کاملاً متقن و دقیق بیان کرده است و علم قرن ۲۱ نیز توانسته این ارتباط را کشف کند.

رهکار درمان دروغ

بهترین راهی که انسان را از دروغ گفتن باز می‌دارد این است که توجه پیدا کند که دروغ گفتن مذموم‌ترین صفات است و بواسطه دروغ، مورد قهر و غضب الهی واقع، و در آخرت به آتش دوزخ گرفتار خواهد شد و در دنیا دیر یا زود دروغ او فاش و حقیقت امر آشکار می‌گردد و او بین مردم رسوا و مطرود و منزوی خواهد شد و دیگر کسی برای سخن او ارزش و اعتباری قائل نیست و در واقع مرده‌ای در میان زندگان است.
امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: دروغگو با مرده برابر است؛ زیرا برتری انسان زنده بر مرده این است که مردم به او اعتماد می‌کنند و برای سخن او ارزش قائل هستند اما هنگامی که به سخن او اعتمادی نباشد زندگی او پوچ و باطل است.  از طرفی انسان با شناخت ریشه‌های دروغ و قطع آن می‌تواند خود را از آلودگی به دروغ و ابتلاء به این آفت خطرناک مصون دارد.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...