خانه / زمینه ساز ظهور / زندگینامه امام حسن عسکری ع قسمت سوم

زندگینامه امام حسن عسکری ع قسمت سوم

بسمه تعالی
زندگینامه امام حسن عسکری ع

افتخاری دیگر از سایت ماکزیمم تکنیک . www.maximumtechnic.com
زندگینامه امام حسن عسکری  ع
قسمت سوم

ادامه زندگینامه امام حسن عسکری (ع)
پی نویسهای قسمت قبل……………
کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص ۵۰۳ – شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۳۵ – ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص ۴۲۲ – طبرسى،اعلام الورى، الطبعه الثالثه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص .۳۶۷ مسعودى و على بن عیسىاربلى تولد حضرت را در سال ۲۳۱ دانسته‏اند. ******۲- شیخ مفید، همان کتاب، ص ۳۳۵طبرسى، همان کتاب، ص .۳۶۶ ******۳- کلینى، همان کتاب، ص ۵۰۳ – على بن عیسى اربلى، کشف الغمّه، تبریز مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ص .۱۹۲ ******۴وکانت من العارفات الصالحات وکفى فى فضلها انّها کانت مفزع الشیعه بعد وفاه أبى محمد (حاج شیخ عباس قمى، الأنوار البهیه، مشهد، کتابفروشى جعفرى، ص ۱۵۱). ******۵- صدوق، علل الشرایع، قم، مکتبه الطباطبائى، ج ۱، باب ۱۷۶، ص ۲۳۰ – نیز صدوق، معانى الأخبار، تهران، مکتبه الصدوق – مؤسسه دار العلم، ۱۳۷۹ ه’. ق، ص .۶۵ ******۶- ابو جعفر محمد بن جریر الطبرى، دلائل الامامه، الطبعه الثالثه، قم، منشورات الرضى،، ۱۳۶۳ ه’. ش، ص .۲۲۳ ******۷- شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۴۵ – شیخ عبد الله الشبراوى، الاتحاف بحبّ الأشراف، ط ۲، قم، منشورات الرضى،، ۱۳۶۳ ه’. ش، ص ۱۷۸ – .۱۷۹ ******۸- ابن طقطقا، الفخرى، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ ه’. ق، ص .۲۴۳ ******۹- ابن طقطقا، همان کتاب، ص ۲۴۳ – ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دار صادر، ج ۷، ص ۱۹۵ – .۱۹۶ کیفیت کشته شدن معتز به گونه‏هاى دیگر نیز نقل شده است، ر.ک به: سیوطى، تاریخ الخلفأ، الطبعه الثالثه، بغداد، مکتبه المثنى، ۱۳۸۳ ه’. ق، ص ۳۶۰ – مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دار الأندلس، ج ۴، ص .۹۷ ******۱۰- دکتر ابراهیم حسن، تاریخ سیاسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، چاپ چهارم، تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۶۰ ه’ ش، ج ۳، ص ۳۷۷ – مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دار الأندلس، ج ۴، ص ۹۶ و ۱۰۳ – ابن طقطقا، الفخرى، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ ه’. ق، ص ۲۴۶ – ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دار صادر، ج ۷، ص ۲۳۳ و ۲۳۴ – سیوطى، تاریخ الخلفأ، ص .۳۶۲ ******۱۱- ابن اثیر، همان کتاب، ص ۲۳۴ – ابن طقطقا، همان کتاب، ص ۲۴۶دکتر ابراهیم حسن، همان کتاب، ص .۳۷۷ ******۱۲- مجلسى، بحار الأنوار، الطبعه الثانیه، تهران، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص ۳۱۳ – مسعودى، اثبات الوصیه، الطبعه الرابعه، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۷۴ ه’. ق، ص .۲۴۵ ******۱۳مهتدى فرزند «وافق بن معتصم» و «معتمد» فرزند متوکل بن معتصم» بود. ******۱۴- سیوطى، تاریخ الخلفأ، الطبعه الثالثه، بغداد، مکتبه المثنى، ص ۳۶۳ و ۳۶۷ – مسعودى، مروج الذهب، بیروت، دار الأندلس، ج ۴، ص ۱۲۳ و .۱۳۱ ******۱۵- ابن طقطقا، الفخرى، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۶ ه’. ق، ص ۲۵۰ – دکتر ابراهیم حسن، تاریخ سیاسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج ۴، انتشارات جاویدان، ۱۳۶۰ ه’. ش، ج ۲، ص .۳۷۸ ******۱۶- على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، ص ۱۹۷ – ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص ۴۲۲ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص ۵۰۳ – شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۳۸ – طبرسى، اعلام الورى، ط ۳، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۷۶ – فتّال نیشابورى ،روضه الواعظین، ط ۱، بیروت، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه’. ق، ص ۲۷۴ – سید محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ ه’. ق، ج ۲، ص .۴۳ ******۱۷- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص ۴۳۴ – محمد بن جریر طبرى، دلائل الامامه، ط ۳، قم، منشورات الرضى،، ۱۳۶۳ ه’. ش، ص ۲۲۶ – مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص .۲۵۱ البته، بر رغم نیت پلید خلیفه، هر بار امام رفت و آمد مى‏کرد، هزاران نفر جمعیت مشتاق، در مسیر حرکت امام اجتماع مى‏کردند، و آن چنان غلغله شادى به راه افکنده و ابراز احساسات مى‏کردند که از کثرت جمعیت، راهها بند مى‏آمد و عبور و مرور قطع مى‏شد، و به محض آنکه حضرت را مشاهده مى‏کردند که از کثرت جمعیت، راهها بند مى‏آمد و عبور و مرور قطع مى‏شد، و به محض آنکه حضرت را مشاهده مى‏کردند سر و صدا خاموش مى‏شد و براى حضرت راه باز مى‏کردند، و پس از عبور امام، وضع به حال طبیعى بر مى‏گشت (ر.ک به: سه مأخذ یاد شده و نیز غیبه شیخ طوسى، تهران، مکتبه نینوى الحدیثه، ص ۲۹). ******۱۸- اینجا ممکن است این سؤال پیش آید که با وجود ضعف و تزلزل دستگاه خلافت، و تسلط ترکان و موالى بر امور مملکت، چگونه فشار و اختناق در مورد امام به همان شدّت ادامه داشت؟ در پاسخ باید گفت: اگر نگرانى از ناحیه قدرت معنوى امام، منحصر به شخص خلیفه یا اطرافیان او بود، کار سهل بود و امام مى‏توانست از راههاى گوناگون، به فعالیت سرّى بپردازد، ولى این بیم و نگرانى بر یک طیف وسیع سیاسى سایه افکنده بود که خلیفه هم جزئى از آن بود، و این طیف بقیه سردمداران و همه کسانى را نیز که به نحوى با حکومت، منافع مشترک داشتند، شامل مى‏شد، به همین جهت مخالفت و اعمال فشار و محدودیت در مورد امام، ویژگى اصلى خط حاکم بر کشور محسوب مى‏شد و حتى با قتل خلیفه‏اى، و جایگزینى خلیفه‏اى دیگر تغییر نمى‏یافت! ******۱۹- مجلسى، بحار الأنوار، ج ۵۰، ص .۳۱۱ ******۲۰- مجلسى، همان مأخذ، ص .۳۱۳ ******۲۱- شیخ طوسى، کتاب الغیبه، تهران، مکتبه نینوى الحدیثه، ص .۱۳۴ ******۲۲- ابوهاشم جعفرى از نسل جعفر طیّار (سمعانى، الأنساب، ج ۱، ص ۶۷) و اهل بغداد بود و از چهره‏هاى بسیار درخشان و گرانمایه شیعه و از یاران بسیار صمیمى امام جواد و امام هادى و امام عسکرى – علیهم السلام – به شمار مى‏رفت و نز د آنان مقام ومنزلت والایى داشت (محمد تقى شوشترى، قاموس الرجال، ج ۴، ص ۲۵۵ – ۲۵۸) او که مردى آزاده و شجاع و بى باک بود، در سال ۲۵۲ ه’ در بغداد بازداشت، و به زندان سامرّأ منتقل گردید (خطیب، تاریخ بغداد، ج ۸، ص ۳۶۹ – سمعانى، الأنساب، ج ۲، ص ۶۷). به گفته شیخ طوسى، زندانى شدن او و همراهانش، با قتل «عبد الله بن محمد عباسى» مرتبط بوده است (الغیبه، تهران،مکتبه نینوى الحدیثه، ص ۱۳۶). طبرسى مى‏گوید: او در سال ۲۵۸ ه’. ق با امام عسکرى و گروهى از علویان در زندان بوده است (اعلام الورى، ص ۳۷۳). خطیب بغدادى و سمعانى، در گذشت او را در سال ۲۵۱ نوشته‏اند. ******۲۳- ابن صباغ مالکى، الفصول المهمه، ط قدیم، ص ۳۰۴ – شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینى، ص ۱۶۶ – على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، ص ۲۲۲ – طبرسى، اعلام الورى، ط ۳، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۷۳ – ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص .۴۳۷ ******۲۴- ابن شهر آشوب، همان کتاب، ج ۴، ص .۴۳۳ ******۲۵- مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص .۲۶۹ ******)۲۶ مسعودى، اثبات الوصیه، الطبعه الرابعه، نجف، المکتبه الحیدریه، ص .۲۴۳ ******۲۷على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ص .۲۱۶ ******۲۸- شریف القرشى، باقر، حیاه الامام الحسن العسکرى،، بیروت، دار الکتاب الاسلامى،، ۱۴۰۹ ه’. ق، ص .۱۸۱ ******۲۹- رجال، ط۱، نجف، المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۱ ه’.ق، ص ۴۲۷به بعد/******۳۰- فیلسوفى که چنین کتابى نوشته بوده، پسر اسحاق کندى بنام «یعقوب» بوده است و نه خود اسحاق، و بنا به نوشته «محمد لطفى جمعه»، «اسحاق» حاکم کوفه در زمان سه نفر از خلفاى عباسى یعنى مهدى و هادى و هارون بوده است (تاریخ فلاسفه الاسلام فى المشرق و المغرب، المکتبه العلمیه، ص ۱). گویا نام پدر و پسر با هم اشتباه شده و یا در موقع نقل و استنساخ، نام پسر از قلم افتاده است/******۳۱- الأن جئت بالحق و ما کان لیخرج مثل هذا الامن ذلک البیت/******۳۲-این قضیه را ابن شهر آشوب در کتاب «مناقب» (ج‏۴، ص ۴۲۴) از کتاب «التبدیل» نوشته ابوالقاسم کوفى نقل کرده است برخى از دانشمندان معاصر، در صحت این قضیه ابراز تردید نموده و نوشته‏اند: این قضیه نشان مى‏دهد که کندى در یک بى ثباتى فکرى به سر مى‏برده و به اسلام عقیده نداشته است، و این موضوع گرچه امکان‏پذیر است، اما چون تنها در کتاب ابوالقاسم کوفى آن هم به صورت مرسل (بدون سند) آمده و ابن شهر اشوب نیز از او نقل کرده است، نمى‏توان براى اثبات قضیه تاریخى به آن اکتفا کرد (محمد الصدر، تاریخ الغیبه الصغرى، ص‏۱۹۶)/اما با توجه به گوشه هایى از تفکر کندى که در کتب مربوط به تاریخ فلاسفه اسلامى آمده، چنین قضیه‏اى بعید به نظر نمى‏رسد. چنانکه «حنا الفاخورى» و «خلیل الجر» ضمن تحلیل مبانى فکرى و فلسفى وى نوشته‏اند:«…اما گاه شود که میان تعلیمات فلسفه و آیات قرآن تناقضى مشهود شود، و این تناقض است که پاره‏اى را به مخالفت با فلسفه واداشته است. کندى حل این مشکل را در تأویل آیات یافته است. او مى‏گوید: کلمات عربى را یک معناى حقیقى است و یک معناى مجازى، و بدین طریق متفکر مى‏تواند از منطوق برخى آیات، معانى مجازى آنها را از راه تأویل دریابد…» (تاریخ فلسفه در جهان اسلامى، ترجمه عبد المحمد آیتى، تهران، چاپ دوم، کتاب زمان، ۱۳۵۸ ه’.ش، ج‏۲، ص‏۳۸۰)/ ******۳۳- شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینى، ص .۱۶۷ و نیز ر.ک به: ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج‏۴، ص ۴۲۵ – على بن عیس الاربلى، کشف العمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۳، ص ۲۱۹- ابن حجر الهیتمى، الصواعق المحرقه، قاهره‘ مکتبه القاهره، ص ۲۰۷ – ابن صبّاغ المالکى، الفصول المهمه، ط قدیم، ص ۳۰۴ – ۳۰۵/******۳۴- طبسى، شیخ محمد جواد، حیاه الامام العسکرى، ط ۱، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۷۱ ه’.ش، س ۲۲۳ – .۲۲۶ و نیز ر. ک به: الشیخ محمد حسین المظفر تاریخ الشیعه، قم، مکتبه بصیرتى، صفحات: ۶۲، ۷۸، ۱۰۲/******۳۵- ظاهراً مقصود، احمد بن اسحاق رازى، یکى از بزرگان شیعیان اهل رى، و یکى دیگر از نمایندگان امام عسکرى است. (ر. ک به: حیاه الامام العسکرى، شیخ محمد جواد طبسى، ۳۳۲)/ ******۳۶- طوسى، اختیار معرفه الرجال (معروف به رجال کشّى)، مشهد، دانشگاه مشهد، ص ۵۷۵ – ۵۸۰، حدیث ۱۰۸۸ – مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، ۱۳۹۵ ه’.ق، ج ۵۰، ص ۲۱۹ – .۳۲۳ این نامه به اختصار در تحف العقول (ص ۴۸۴) نیز آمده است/******۳۷- طوسى، همان کتاب، ص ۵۸۰، حدیث ۱۰۸۹/******۳۸- طوسى، همان کتاب، ص ۵۸۰، حدیث ۱۰۸۹/******۳۹- نجاشى، فهرست اسمأ مصنفى الشیعه، قم، مکتبد الداورى، ص ۶۶ – شیخ طوسى، الفهرست، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامى، ۱۳۵۱ ه’.ش، ص ۲۳/******۴۰- طبسى، حیاه الامام العسکرى، ص ۳۳۳/******۴۱- ج‏۵۰، ص ۳۲۳/******۴۲- دلائل الامامه، الطبعه الثالثه، قم منشورات الرضى، ۱۳۶۳ ه’.ش، ص ۲۷۲/******۴۳- طبرسى، الاحتجاج، نجف، المطبعه المرتضویه، ۱۳۵۰، ص ۲۵۷/******۴۴- شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۵۱ – طبرسى، اعلام الورى، الطبعه الثالثه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ص ۴۴۵ – تسترى، شیخ محمد تقى، قاموس الرجال، الطبعه الثانیه، قم، مؤسسهالنشر الاسلامى التابعه لجامعه المدرسین، ج‏۱، ص ۳۱۶ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۱، ص ۵۱۸/******۴۵ طوسى، اختیار معرفه الرجال، مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامى، ۱۳۴۸ ه’.ش، ص ۵۳۲، حدیث ۱۰۱۵ – تسترى، همان کتاب، ج ۱، ص .۳۱۵ عَمرى بعدها به وکالت از طرف حضرت صاحب الزمان – عج – منصوب گردید و ما به خواست خدا در بخش آینده پیرامون عظمت و فضیلت او سخن خواهیم گفت/******۴۶- ابو الأدیان على بصرى، در اواخر قرن سوم هجرى در گذشته و کنیه او در اصل «ابوالحسن» بوده است، نامبرده به این جهت به ابوالأدیان شهرت یافته بود که با پیروان تمام دینها مناظره مى‏کرد و مخالفین را مجاب مى‏نمود (مدرس تبریزى، محمد على، ریحانه الأدب، چاپ سوم، تهران، کتابفروشى خیام، ۱۳۴۷ ه’.ش، ج‏۷، ص‏۵۷۰)/انتخاب ابوالأدیان براى انجام این مأموریت، نشان مى‏دهد که حضرت افراد ویژه‏اى را به این کار مى‏گمارده است/******۴۷- ابن شهر اشوب، مناقب آل ابى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج‏۴، ص ۴۲۵ – مجلسى، بحار الأنوار، ج‏۵۰، ص ۳۱۷ – فیض کاشانى، معادن الحکمه فى مکاتیب الأئمه، قم مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین، ط ۲، ۱۴۰۹ ه’.ق، ج‏۲، ص ۲۶۵/******۴۸-فیض کاشانى، همان کتاب ص ۲۶۴ – مجلسى، همان کتاب، ص .۳۱۷ ******۴۹-حسن بن على بن شعبه، تحف بالعقول، ط ۲، قم مؤسسه بالنشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسین، ۱۳۶۳ ه’.ش، ص ۴۸۶/******۵۰-مجلسى، همان کتاب، ص ۳۳۱/******۵۱-عثمان بن سعید بعدها به افتخار نمایندگى امام دوازدهم در غیبت صغرى نائل گردید و ما به خواست خدا در بخش نمایندگان امام دوازدهم شرح حال او را خواهیم نوشت/******۵۲- شیخ طوسى، الغیبه، تهران، مکتبه نینوى الحدیثه، ص ۲۱۴ – حاج شیخ عباس قمى، سفینه البحار، تهران، کتابخانه سنائى، ج‏۲، ص ۱۵۸/******۵۳ابن شهر آشوب، مناقب، قم کتابفروشى مصطفوى، ج‏۴، ص ۴۲۷/******۵۴- درباره شخصیت و فضیلت ابو هاشم جعفرى در چند صفحه پیش، توضیح دادیم/******۵۵- شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۴۳ – ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفرشى مصطفوى، ج‏۴، ص ۴۳۹- مسعودى، اثبات الوصیه، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۷۳ ه’.ق، ص ۲۴۲ – سید محسن امین، اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ ه’.ق، ص ۴۰ – طبرسى، اعلام الورى، ط۳، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۷۲ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۱، ص ۵۰۸/******۵۶- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مطصفوى، ج‏۴، ص ۴۳۱ – على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۳، ص ۲۱۸/******۵۷- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مطصفوى، ج‏۴، ص ۴۳۱ – على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج‏۳، ص ۲۱۸/******۵۸على بن جعفر از دوستداران صمیمى و یاران ویژه و بسیار مورد اعتماد امام هادى و امام عسکرى – علیهما السلام – و از کارگزاران آن دو بزرگوار بوده است. او به جرم نمایندگى از طرف امام هادى، توسط متوکل عباسى مدتى زندانى گردید و پس از آزادى، به امر امام، به مکه رفت و در آنجا مقیم گردید. گویا او همچنان در مکه بوده که انفاق او را ابوطاهر دیده است.ر.ک به: شریف القرشى، باقر، حیاه الامام العسکرى، دار الکتاب الاسلامى، ص ۱۵۵ – ۱۵۶ – شیخ طوسى، مأخذ گذشته، ص ۲۱۲ – ما مقانى، تنقیح المقال، تهران انتشارات جهان، ج‏۲، ص ۲۷۱ – ۲۷۲ – شیخ طوسى، اختیار معرفه الرجال (معروف به رجال کشّى)، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸ ه’.ش، ص ۵۲۳ و ۶۰۷/******۵۹- طوسى، الغیبه، تهران، مکتبه نینوى الحدیثه، ص .۲۱۲ این روایت با مقدارى تفاوت، در کتاب «مناقب» این شهر اشوب نیز نقل شده است، ولى به نظر نگارنده آنچه در غیبت شیخ طوسى نقل شده به صحت نزدیکتر است/******۶۰-على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج ۳، ص ۲۱۷/******۶۱- على بن عیسى، همان کتاب، ص ۲۱۶/******۶۲- طبرسى، احتجاج، نجف المطبعه المرتضویه، ۱۳۵۰، ص ۲۵۷/******۶۳- شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۵۱ – اعلام الورى، ط۳، دار الکتب الاسلامیه، ص ۴۴۵/******۶۴- طبرسى، اعلام الورى، ص ۴۴۸ و ۴۴۹/******۶۵- طبرسى، اعلام الورى، ص ۴۴۸ و ۴۴۹/******۶۶- ابن شهر آشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص ۴۳۵ – على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، .۲۱۱ ******۶۷- ابن شهر آشوب، همان کتاب، ج ۴، ص ۴۲۵ – حاج شیخ عباس قمى، الأنوار البهیه، مشهد، کتابفروشى جعفرى، ص ۱۶۱ – تتمه المنتهى، چاپ دوم، تهران، کتابفروشى مرکزى، ۱۳۳۳ ه’. ق، ص ۲۹۹ با اندکى اختلاف در الفاظ. با توجه به این که شهادت امام عسکرى – علیه السلام – در سال ۲۶۰ و در گذشت على بن حسین بابویه در سال ۳۲۹ یعنى ۶۹ سال پس از شهادت حضرت عسکرى رخ داده، برخى، نگارش چنین نامه‏اى را با عناوینى مانند: بزرگمرد و فقیه و مورد اعتماد من، از طرف امام به وى که در آن زمان جوانى بیست ساله بوده، بعید شمرده‏اند، مگر آنکه بگوییم: وى در عین جوانى از نظر فضیلت و شخصیت معنوى در چنان رتبه والایى قرار داشته که شایسته ذکر چنین القابى بوده است (تاریخ الغیبه الصغرى، محمد صدر، الطبعه الأولى، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۳۹۲ ه’. ق، ص ۱۹۶). ******۶۸- طبسى، شیخ محمد جواد، حیاه الامام العسکرى، الطبعه الأولى، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۴۱۳ ه’. ق، ص .۱۲۱ ******۶۹طبسى، همان کتاب، ص .۲۱۷ ******۷۰- مسعودى، اثبات الوصیّه، الطبعه الرابعه، نجف، المطبعههه الحیدریه، ۱۳۷۴ ه’. ق، ص .۲۳۴ ******۷۱- مسعودى، همان کتاب، ص .۲۴۶ ******۷۲- مسعودى، همان کتاب، ص .۲۳۸ ******۷۳- حسن بن على بن شعبه، تحف العقول، الطبعه الثانیه، ۱۳۶۳ ه’. ش، قم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرّفه، ص .۴۸۷ ******۷۴-طبرسى،، اعلام الورى، الطبعه الثالثه، دار الکتب الأسلامیه ص .۳۷۵ ******۷۵- على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، ص ۲۰۷مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص .۲۹۸ ******۷۶- شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۴۰ – ابن شهر اشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص ۴۳۶ – مجلسى، همان کتاب، ص ۲۷۷ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص .۵۰۶ ******۷۷- على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ص ۲۱۴ – شبلنجى، نور الأبصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینى، ص ۱۶۸ – ابن صبّاغ مالکى، الفصول المهمه، ط قدیم، ص .۳۰۳ ******۷۸- طبرسى، اعلام الورى، ط ۳، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۷۲ – ابن شهر آشوب، همان کتاب، ص ۴۳۲ – مسعودى، اثبات الوصیه، نجف، المطبعه الحیدریه، ۱۳۷۴ ه’.ق، ص .۲۴۱ ******۷۹- طبرسى، اعلام الورى، ط ۳، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۷۵ – مسعودى، همان کتاب، ص ۲۴۲ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’.ق، ج ۱، ص ۵۱۰ – شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى ص ۳۴۴ – على بن عیسى الاربلى، همان کتاب، ج ۳، ص .۲۰۴ ******۸۰- مسعودى، همان کتاب، ص .۲۴۱ ******۸۱- ابن شهر اشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، کتابفروشى مصطفوى، ج ۴، ص .۴۴۰ ******۸۲- ابن صبّاغ مالکى، الفصول المهمه، ط قدیم، ص ۳۰۳ – ابن شهر آشوب، همان کتاب، ص ۴۳۲ – شبلنجى،، نور الأبصار، قاهره، مکتبه المشهد الحسینى،، ص ۱۶۷ (با اندکى تفاوت). ******۸۳- غِفار نام قبیله ابوذر بود. ******۸۴- مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه‘. ق، ج ۵۰، ص .۲۶۹ ******۸۵- طبسى، شیخ محمد جواد، حیاه الامام العسکرى،، ط ۱، قم، دفتر تبلیغات اسلامى، ۱۳۱۷ ه’. ش، ص ۱۳۶، به نقل از کتاب الهدایه الکبرى تألیف حسین بن حمدان حضینى، ص .۳۸۶ ******۸۶- على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، ج ۳، ص ۲۰۷ – مجلسى، بحار الأنوار، ج ۵۰، ص .۲۹۷ ******۸۷صدوق، کمال الدین، قم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعه) لجماعه المدرسین، ۱۴۰۵ ه’. ق، ج ۲، ص ۳۸۴ (باب ۳۸). ******۸۸- پس از امام رضا – علیه السلام در جامعه آن روز و نیز در دربار حکومت عباسیان، امامان بعدى یعنى امام جواد و امام هادى و امام عسکرى – علیهم السلام – را به احترام انتساب به امام رضا – علیه السلام – «ابن الرضا» (فرزند رضا) مى‏نامیدند. ۸۹- در بین عرب، مرسوم است که براى اداى احترام، افراد را با کنیه مورد خطاب قرار مى‏دهند. ******۹۰-دشمنان شیعیان، آنان را به طعنه «رافضى» مى‏نامیدند. ******۹۱-شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتى، ص ۳۳۸ – فتّال نیشابورى، روضه الواعظین، بیروت، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، ص ۲۷۳ – ۲۷۵طبرسى، اعلام الورى، الطبعه الثالثه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ص ۳۷۶ – ۳۷۷ – کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص ۵۰۳على بن عیسى الاربلى، کشف الغمّه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، ص ۱۹۷ – پیشواى یازدهم حضرت امام حسن عسکرى – علیه السلام – نشریه مؤسسه در راه حق، ص ۱۳ – .۱۷ ******۹۲-اعلام الورى، الطبعه الثالثه، دار الکتب الاسلامیه، ص .۳۶۷ ******۹۳-حاج شیخ عباس قمى، الانوار البهیه، مشهد، کتابفروشى جعفرى، ص .۱۶۲ ******۹۴-دلائل الامامه، نجف، منشورات المکتبه الحیدریه، ۱۳۸۳ ه’. ق، ص .۲۲۳ ******۹۵-الفصول المهّمه، چاپ قدیم، ص ۳۰۷ – .۳۰۸ این قضیه را مرحوم شیخ مفید در ارشاد و فتّال نیشابورى در روضه الواعظین و طبرسى در اعلام الورى و على بن عیسى الاربلى از قول احمد پسر عبد الله بن خاقان نقل کرده‏اند. این گزارش نشان مى‏دهد که امام در جامعه چه موقعیتى داشته و حکومت عباسى چرا نگران بوده است و نیز روشن مى‏کند که خلیفه از برملا شدن مسمومیت و قتل امام تا چه حد وحشت داشته است و لذا با زمینه سازى قبلى کوشیده است شهادت امام را مرگ طبیعى قلمداد کند! ******۹۶-صدوق، کمال الدین، قم، مؤسسه النشر الاسلامى،، (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، ۱۴۰۵ ه’. ق، باب ۴۳، ص ۴۷۵ – مجلسى، بحار الأنوار، الطبعه الثانیه، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص ۳۳۲ – .۳۳۳ ******۹۷-مقصود، عثمان بن سعید عَمرى از یاران نزدیک امام عسکرىعلیه السلام – است که به مناسبت شغلش که روغن فروشى بود، به سمّان (= روغن فروش) معروف شده بود. ******۹۸-صدوق، کمال الدین، قم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعه) لجماعه المدرسین بقم، ۱۴۰۵ ه’. ق، ص .۴۷۵ ******۹۹-کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص ۵۰۵ – مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص .۳۲۹ ******۱۰۰-کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص ۵۰۵ مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص .۳۲۹ ******۱۰۱-کلینى، اصول کافى، تهران، مکتبه الصدوق، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۱، ص ۵۰۵ – مجلسى، بحار الأنوار، ط ۲، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه’. ق، ج ۵۰، ص .۳۲۹ ******۱۰۲-على بن عیسى الاربلى، کشف الغمه، تبریز، مکتبه بنى هاشمى، ۱۳۸۱ ه’. ق، ج ۳، ص ۱۹۹ – فتّال نیشابورى، روضه الواعظین، ط ۱ بیروت، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، ۱۴۰۶ ه’. ق، ص .۲۷۶ ******۱۰۳-مجلسى، بحار الأنوار، ط ۳، تهران، المکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۵ ه‘ .ق، ج ۵۰ ص ۳۳۱ – محمد بن جریر بن رستم طبرى، ط ۳، قم، منشورات الرضى،، ۱۳۶۳ ه’. ش، ص ۲۲۴ – صدوق، کمال الدین، قم، مؤسسه النشر الاسلامى (التابعه) لجماعه المدرسین، ۱۴۰۵ ه’. ق، ص .۴۷۵) در تنظیم و نگارش این بخش از کتاب، علاوه بر مآخذى که در پاورقیها آمده، از منابع یاد شده در زیر استفاده شده است که لازم مى‏دانم در اینجا از نویسندگان آنها سپاسگزارى کنم: پیشواى یازدهم حضرت اما حسن عسکرى (نشریه مؤسسه در راه حق). دورنمایى از زندگانى پیشوایان اسلام تألیف استاد آیت الله جعفر سبحانى – خاندان وحى، تألیف حجه الاسلام و المسلمین سید على اکبر فزشى.

ادامه زندگینامه :::::::::::::::
مبارزات امام حسن عسکری :::::::::
پیشوایان معصوم مظهر زیباى ارزشهاى متعالى انسان و تجلى آیات قرآنى در حیات اجتماعى و سیاسى خویشند. صفات متضاد در اقیانوس وجودشان به هم پیوند خورده و منظره دل‏انگیزى از انسان کامل را فرا روى عاشقان فضیلتها و پاکیها قرار داده است. شبانگاهان میعاد نیایشها و خلوت خالصانه آنها با معبود هستى است و روزها میدان جهاد و امید بخشیدن به آینده و نهراسیدن از شبهاى دیجور ظلم و ستم. دریاى فضیلت آنان مجموعه‏اى از بیم و امید، ولایت و برائت، شوق و اندوه، خروش و بردبارى، عبادت و جهاد و زهد و مسوولیت پذیرى در مسائل مهم اجتماعى است. همه اینها در سایه لطف الهى تحقق مى‏یابد که همواره جامعه را از وجود آنان بهره‏مند ساخته است. امام عسکرى (ع)ستاره درخشانى از منظومه نور و عصمت است. وقتى بر سجاده‏اش قامت نماز مى‏بندد، از همه دنیا مى‏برد، عابدان را به حسرت وا مى‏دارد و انسانهاى دور افتاده از وصال و فطرت را به ساحل بندگى رهنمون مى‏شود. صالح ابن وصیف، زندانبان حضرت، بدین امر اعتراف کرده است. او در پاسخ به کسانى که او را به سخت‏گیرى بیشتر فرا مى‏خواندند، گفت: چه کنم؟ شرورترین افراد را بر وى مى‏گمارم، ولى پس از چندى جذبه‏اش آنان را به نماز و روزه وا مى‏دارد. امام (ع)در صحنه‏هاى اجتماعى – سیاسى نیز براى حق‏باوران و عدالت‏جویان الگویى جامع است. تحمل شجاعانه زندان و سازماندهى شیعیان و حفظ آنها از طاغوت زمان که هریک در این نوشتار جداگانه مورد بررسى قرار مى‏گیرد، بخشى از اقدامهاى آن امام راستین در عرصه‏هاى فراز و نشیب اجتماع و سیاست است.
امام عسکرى (ع)و زندانهاى طاغوت :هرچند حضور اجبارى امام حسن (ع)در محله «عسکر» شهر سامرا که شهرت عسکرى را برایش به ارمغان آورد، نوعى زندان شمرده مى‏شود; اما طاغوتیان به این مقدار بسنده نکردند و بارها حضرت را به زندانهاى مخوف افکندند. بى‏تردید این زندانها نتیجه رویارویى آن بزرگوار به چهار خلیفه عباسى (المستعین بالله، المعتز بالله، المهتدى بالله، المعتمد بالله) بود; مبارزاتى که نگاهى گذرا بدان سودمند مى‏نماید: ۱- مرحوم کلینى مى‏نویسد: امام عسکرى (ع)را نزد على بن «نارمش‏» زندانى کردند. او ناصبى بود و بر آل ابى طالب سخت مى‏گرفت. درباریان به وى سفارش کردند که بر حضرت سخت‏بگیرد; ولى هنوز یک روز از زندانى شدن امام نگذشته بود که ابن نارمش تحول یافت و چنان شد که از هیبت و عظمت امام چشم از زمین برنمى‏داشت. چندى بعد، المستعین، خلیفه عباسى، تصمیم گرفت‏حضرت را به قتل برساند. او به سعید دربان دستور داد امام (ع)را سمت کوفه برده، در راه نابود سازد. این خبر میان شیعیان منتشر شد. پاکدلان ضمن نامه‏اى حضرت را از این تصمیم آگاه ساختند. امام در پاسخ آنان چنین نوشت: من از خدا خواستم این طاغوت را تا سه روز دیگر از میان بردارد. دعاى امام به اجابت رسید و روز سوم ترکها المستعین را از خلافت‏برکنار کردند. ۲- ابى هاشم جعفرى مى‏گوید: من همراه امام عسکرى (ع)در زندان مهتدى بودم.

حضرت به من فرمود: ابو هاشم، این طاغوت مى‏خواهد امشب مرا به قتل برساند; ولى در این شب، عمرش پایان مى‏یابد. او فرزندى ندارد; ولى خداوند به من فرزندى عنایت‏خواهد کرد. خلیفه، بامداد، به وسیله‏ى ترکان به قتل رسید، ناآگاهان با معتمد بیعت کردند و ما سالم ماندیم. ۳- وقتى «معتمد»، خلیفه عباسى، حضرت را همراه برادرش «جعفر» به زندان على بن حزین فرستاد، پیوسته از حال وى مى‏پرسید و على بن حزین پاسخ مى‏داد: روزها را به روزه و شبها را به عبادت مى‏گذراند. معتمد روزى تصمیم گرفت امام (ع)را آزاد سازد. على بن حزین پیام معتمد را به حضرت ابلاغ کرد. حضرت از زندان بیرون آمد و منتظر ماند تا جعفر نیز به وى بپیوندد. على بن حزین گفت: منتظر نمانید، تنها فرمان آزادى شما آمده است. امام فرمود: به معتمد بگو، من و جعفر با هم دستگیر شدیم و مى‏دانى که اگر تنها برگردم، چه خواهد شد؟ این پیام سبب شد معتمد با آزادى جعفر نیز موافقت کند. صمیرى مى‏گوید امام در حال بیرون رفتن این آیه را تلاوت فرمود: (یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون)(صف، ۶۱: ۸) اراده مى‏کنند نور الهى را با دهانهاشان خاموش کنند، اما خداوند نورش را کامل مى‏کند، هرچند کافران را ناخوشایند باشد. سالهاى زندان بر امام بسیار سخت مى‏گذشت. رفتار زندانبانان اغلب بسیار وحشت‏زا بود. در یکى از زندانها همسر زندانبان شوهرش را نصیحت کرد و ضمن یادآورى شخصیت الهى حضرت، او را از بدرفتارى باز داشت. مرد گفت: تصمیم دارم وى را میان درندگان بیفکنم. آنگاه از مسؤولان اجازه گرفت و حضرت را میان درندگان افکند. البته درندگان حرمت فرزند فاطمه (س) را نگاه داشتند و بى‏هیچ آزارى پیرامونش حلقه زدند.
امام عسکرى (ع)و رابطه تشکیلاتى با شیعیان :یکى از روشهاى امام (ع)در مبارزه با خلفاى ستمگر، ایجاد رابطه عمیق با شیعیان است. ابو هاشم جعفرى مى‏گوید: در یکى از روزها امام مرا فرا خواند، چوبى در اختیارم گذارد و فرمود: این را به «عمرى‏» برسان. در راه به سقائى رو به رو شدم. مرد آبکش از من خواست کنار روم تا مزاحم استرش نباشم; من کنار نرفته، چوب را بلند کردم و به استر زدم. ناگهان چوب شکافته شد و نامه‏هاى درونش بر زمین فرو غلتید. شتابان، نامه‏ها را جمع کردم و در حالى که سقا دشنامم مى‏داد پى ماموریت‏خویش شتافتم. وقتى به خانه امام (ع)باز گشتم، عیسى، خادم حضرت، نزدم شتافت و گفت: آقایت مى‏گوید: چرا استر را زدى و چوب را شکستى؟ دیگر چنین مکن. اگر شنیدى کسى به ما دشنام مى‏دهد، از معرفى خود بپرهیز و راه خویش پیش‏گیر; زیرا ما در بد سرزمینى زندگى مى‏کنیم. آنچه احمد بن اسحاق بیان مى‏کند نیز در همین راستاست.

او مى‏گوید: از امام عسکرى (ع)خواستم چیزى بنویسند تا خط حضرت را بشناسم و بتوانم نامه‏هاى آن بزرگوار را تشخیص دهم. امام (ع)فرمود: خط گاه با قلم درشت و زمانى با قلم باریک است; از این جهت‏به خود تردید راه مده. سپس دوات خواست و به نوشتن پرداخت. با خود گفتم: خوب است قلم حضرت را بگیرم. پیش از آنکه سخنى به زبان آورم، حضرت قلم را به من بخشید. روایات فوق نشان مى‏دهد که ارتباط امام (ع)با شیعیان از دقت و ظرافت‏خاصى برخوردار بود و حضرت همواره آنان را در یک حرکت هماهنگ و نظام‏مند رهبرى مى‏کرد.
امام و پاسدارى از شیعیان :یک حرکت اصیل، براى تداوم، به حفظ موجودیت و استفاده درست و به جا از نیروهاى وابسته است. حرکتهاى غیر اصولى و نابجا خطر بزرگى است که حتى نهضتهاى الهى را سمت نابودى پیش مى‏برد. بدین سبب، امامان معصوم (علیهم السلام)، همواره شیعیان را به رعایت اصل قرآنى «تقیه‏» سفارش مى‏کردند. امام عسکرى (ع)ضمن تاکید بر برائت از دشمنان، پیوسته این اصل را به شیعیان یادآورى مى‏کرد. بخشى از روایاتى که بدین حقیقت اشاره مى‏کند، عبارت است از: ۱- یکى از دوستداران امام (ع)مى‏گوید: در سامرا به انتظار زیارت حضرت در بیرون از خانه‏اش به سر مى‏بردیم که نامه امام را دریافت کردیم. حضرت نوشته بود: کسى به من سلام و اشاره نکند، در این صورت امنیت جانى نخواهد داشت. ۲- صمیرى مى‏گوید: حضرت برایم نوشت: مواظب خود باشید و آمادگى داشته باشید. پس از سه روز، حادثه‏اى رخ داد. به حضرتش نوشتم: آیا منظورتان آمادگى براى این حادثه بود؟ پاسخ داد: خیر، مواظب باشید; پس از چند روز، معتز کشته شد. ۳- ابو هاشم جعفرى، یاور نزدیک امام (ع)مى‏گوید: وقتى در زندان بودم، امام عسکرى (ع)را همراه برادرش جعفر به زندان آوردند. براى عرض سلام به حضورش شتافتم; حضرت به مردى که خود را علوى معرفى مى‏کرد، اشاره کرد تا بیرون رود. پس از خروج او، فرمود: مواظب این مرد باشید که جاسوس است و گزارشى از شما براى خلیفه آماده کرده است. اندکى بعد، لباسهاى آن مرد را گشتیم چنانکه حضرت فرموده بود گزارشى دقیقى به همراه داشت.
تبرا و تولا :::::

چهارمین جلوه مبارزاتى امام (ع)فرمان بیزارى از دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) و اظهار ولایت و همبستگى با آنان است.

على بن عاصم به امام عسکرى (ع)گفت: من بر حمایت عملى از شما توانا نیستم و جز ولایت‏شما و برائت از دشمنانتان سرمایه‏اى ندارم. حضرت فرمود: کسى که توان یارى ما را ندارد; ولى در خلوت دشمنان ما را لعنت مى‏کند; خداوند فرشتگان را از کردارش آگاه مى‏سازد و آنها براى او آمرزش مى‏طلبند. سلام و رحمت پروردگار بر یازدهمین گوهر درخشان دریاى عصمت.
چه افتخاری بالا تر از این که به واسطه نام و زندگی نامه ۱۴ معصوم، فضای سایت ماکزیمم تکنیک عطراگین شده باشد …..
www. maximumtechnic.com ………….
پایان

سایت www.maximumtechnic.com بخش ( ۱۴ منظومه معصوم)

فرزین نجفی پور  : مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

فراخوان برای ساخت کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک با جایزه هر ماهه برای یک کلیپ

بدینوسیله فراخوان تهیه کلیپ ویژه سایت ماکزیمم تکنیک توسط تمامی کابران سایت اعلام میگردد. شرایط ساخت ...