خانه / زمینه ساز ظهور / زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س قسمت دوم

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س قسمت دوم

بسمه تعالی
زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س
افتخاری دیگر از سایت ماکزیمم تکنیک . www.maximumtechnic.com
زندگینامه حضرت زهرا س
قسمت دوم

امام صادق (ع) فرمود: ان لفاطمه تسعه اسماء عند الله عزو جل. براى فاطمه (س)در نزد خدا نه اسم است: فاطمه، والصدیقه، و المبارکه، و الزکیه، و الراضیه، والمرضیه، و المحدثه، و الزهراء و الطاهره. [۲۴]در شرح و توضیح این اسماء گفته‏اند او
– فاطمه است زیرا که از شر و از دوزخ بریده است .
– طاهره است یعنى پاک و پاکیزه از نقایص و صفات ناپسند.
– زکیه است یعنى رشد یافته و رشد یابنده در جنبه کمالات و خیرات.
– مبارکه است یعنى صاحب خیر و برکت در علم و فضل و کمالات و نسل .
– صدیقه است یعنى بسیار راستگو و درست.
– راضیه است یعنى خشنود به رضاى حق و تسلیم در راه او.
– مرضیه است یعنى مورد پسند خدا و اولیاى او.
– محدثه است یعنى زنى که فرشته الهى با او سخن مى‏گوید.
– مطهره است یعنى از هر آلودگى و پلیدى دور است .
– نامهاى دیگرى هم براساس روایات، براى او ذکر کرده‏اند که اهم آنها عبارتنداز:
– زهراء یعنى کسى که از او نور و درخشندگى متجلى مى‏شود، فروغ تابان معرفت، نمونه روشن خداپرستى است و نُوُرها اشتقّ مِن نور عظمه اله.
– معصومه یعنى محصوره از گناه.
– بتول یعنى کسى که حیض نشود. التى لم ترحمره قط [۲۵].
– ابن اثیر در النهایه گوید بدان علت بتولش خواندند که از زنان عصر خود بحسب فضیلت و تقوا و نسب منقطع و ممتاز بود و هم به دلیل انقطاعتش از دنیا و اتصالش بمنبع سرمدى.
– منصورهیعنى کسى که یارى مى‏شود (به قصاص قاتل فرزندش)
– حصان یعنى کسى که عفیف است و پاکدامن.
– حره یعنى کسى که آزاد از وابستگى به خاک و رمل و شوائب آن است .
– عذرایعنى بکر و باکره.
– هانیه یعنى مهربان در حق شوهر.
– شفیعه یعنى دارنده مقام شفاعت.
و اینها خود درس آموزند و جهت دهنده و مى‏ارزد که در خانواده‏هاى شیعى براى فرزندان از اینگونه نامها برگزیده شود. ما را در اسامى دیگرى که براى فرزندان بر مى‏گزینیم اگر اعتراضى نباشد انتقادى وارد است .
درباره نام فاطمه (س)
در میان اسامى متعددى که براى اوست نام فاطمه (س)از همه معروفتر و به گوش‏ها آشناتر و در کتب اسلامى ذکر این نام بیشترین است. در مورد معنى و وجه تسمیه‏اش گفته‏اند: او فاطمه (س)است: [۲۶] – لا نها فطمت عن الطمت، بدان خاطر که از آزار حیض بازداشته شده.
– لا نها فطمت عن الشر زیرا که او از شر بریده و جداست.
– لانها فطمت عن الخلق‏زیرا که او از مردم بریده شده.
– لا نها فطمت محبیها عن النار زیرا که دوستدارانش از آتش دوزخ دور و برکنارند.
– لانها فطمت و شیعتها عن النار زیرا که او و شیعیانش از آتش دور و برکنارند.
– لان الخلق فطموا عن کنه معرفتها زیرا که مردم از کنه معرفتش بازداشته شده‏اند.
– لانها فطمت عن ماسوى اله‏زیرا که او از غیر خدا بریده است.
– و امام صادق (ع): لقد فطمها بالعلم و عن الطمث فى المیثاق – فسماها فاطمه – ثم قال انى فطمتک بالعلم و فطمتک بالطمث [۲۷] خداوند اورا با علم و دانش درآمیخت و از شکول در پیمان بازداشت او را فاطمه (س)نامید و فرمود تو را از کسب دانش اکتسابى بازداشتم و از پلیدى‏ها دور نمودم.
کنیه‏ها و تعابیر
براى فاطمه (س)کنیه‏هائى است و کنیه‏ها در دنیاى گذشته تقریباً نقش نام خانوادگى امروز را براى افراد ایفا مى‏کرده‏اند این کنیه‏ها متعددند و هر کدام به مناسبتى و در بیان شأنى از فاطمه (س)بکار مى‏رفته‏اند.
– برخى از آنها در رابطه با انتساب او به فرزندان اوست مثل ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام السبطین، ام الازهار.
– برخى دیگر داراى رنگ جامعه و اجتماعند مثل ام المومنین، ام الایتام، ام النساء، ام الامه.
– بعضى در رابطه بافضائل اوست مثل ام العلوم، ام الخیره، ام الفضائل.
– و بعضى هم در انتساب او به پدرش مثل ام ابیها (مادر پدرش) [۲۸].
تعابیرى هم که از او در دست است همگى زیبا و در خور شأن اوست از جمله:
– فاطمه (س)لطیفه‏اى از عالم لاهوت است، فاطمه (س)مظهر زنى کامل و نمونه انسانیت و فضیلت است، فاطمه (س)واجد بوى بهشت است .
– فاطمه (س)ریحانه یا گلى خوشبوست و رسول خدا (ص) مى‏فرمود من از فاطمه (س)بوى بهشت را مى‏شنوم.
تربیت او
او در خانه وحى بدنیا آمد و در مهبط فرشتگان رشد یافت. در محلى نشو و نما کرد که آیه‏هاى قرآن در آن جا نازل شده‏اند. خانه او از خشت و گلى بیش نبود ولى خانه زبده‏ترین انسانهاى جهان بود، پدرش خاتم انبیاء و مادرش سیده النساء او را چون دو بال ملکوتى در میان گرفتند و به رشد و پرورش او همت گماشتند.او از دیدى نخستین ثمره وحى و نبوت است و طبعاً سرمایه‏گذارى درباره او بسیار. و این درس مهمى براى مسلمانان است که براى داشتن نسلى ارزنده و پر ثمر حضور والدین عامل و متعهد ضرورى است. پدر و مادر چون دو بالند که باید فرزند را هم چون جوجه‏اى زیر پر گیرنده و از حرارت بدن وگرمى عاطفه، در آنان حرارت ایمان و علاقه به مذهب را در او پدید آورند و کودکى که از این حرارت دور باشد بزرگ نخواهد شد.فاطمه (س)در شرایطى بود که تنها کودک خانواده بحساب مى‏آید، آنهم خانواده‏اى که پسر نداشت. دو خواهر بزرگش پیش از او ازدواج کرد و ترک خانواده خود کرده بودند. همبازى او بدین سان تنها پدر و مادر اویند و همراز او مادرش.بسته به اینکه سال ولادت او را در چه تاریخى حساب کنیم مى‏توانیم حدس بزنیم که ایام شیر خوارگى را در شعب گذرانده یا نه، محتمل است او در همانجا به راه افتاده و یا به زبان آمده باشد و در آن دوران خردسالى و پرستارى جز محیط شعب را ندیده باشد. ولى در تمام دوران خردسالى او پدرش که مصداق وانک لعلى خلق عظیم است [۲۹] توجه عمیقش را به او مبذول مى‏داشت و مهر و محبتش را درباره او اعمال کرده و براى آینده‏اى دشوار او را نیکو به بار مى‏آورد. آرى همت پدر و مادرش او را ام الائمه ساخت، و فاطمه (س)پروراند که میراث قرآن و عترت ازطریق او سرایت یابند. در همرازى به مادر به درجه‏اى رسید که توانست وارث اسرار مادر و متحمل آن باشد. و در همراهى با پدر به درجه‏اى رسید که لقب ام ابیها گرفت و در همه این مورد عنایت خدا با او قرین بود.
مرگ مادر
براساس پاره‏اى از روایات او هنوز کودک و خردسال بود و نیاز به مادر را با تمام وجود احساس مى‏کرد که دست اجل آغوش مادر را از او گرفت و در کودکى به دنبال جنازه مادر روانش ساخت. او حامل اسرار مادر و در دم مرگ حامل پیام مادر به پدر و در لحظات جان سپردن خدیجه، مایه آرامش و تسلى او بود . خدیجه در هنگام مرگ به فکر تجهیز و کفن خویش افتاد و دید که فاقد کفن است. زنى که روزى شوکت عظیم و ملوکانه‏اى داشت و عمرى را پیش از ازدواج با پیامبر غرق در نعمت گذارنده بود، با بذل و بخشش مختارانه دستش از مال دنیا چنان خالى شده بود که حتى کفنى براى خود ذخیره نکرده بود. از طریق فاطمه (س)از پیامبر (ص) خواست عباى خود را کفنش کند.خدیجه در دم مرگ دلواپس بود، دلواپس دخترى که باید درگرداب بلا غوطه بخورد، خس و خاشاک از سرو روى پدر پاک کند و براى او ام ابیها باشد. دخترى که باید قربان و صدقه اسلام شود، در فقرى سخت بسوزد و باجهل‏ها و نادانى‏ها بسازد، و حتى ضربه‏هاى خصم را بر بازو و لطمه در را بر پهلو تحمل کند.خدیجه در حین مرگ به رسول خدا سفارش کرد فاطمه (س)را به خدا و به دست تو مى‏سپارم، مراقب دختر کوچکم باش… فاطمه (س)کوچک کنار بستر مرگ مادر مى‏نشیند و جان دادن او را تماشا مى‏کند، به مادر دلدارى و تسلیت مى‏دهد تا آرام جان بسپرد به او قول و اطمینان مى‏دهد که به وصایایش عمل خواهد کرد . او شاهد آخرین دم مادر است که به همراه آن این کلمات را از او مى‏شنود: ان الله هو السلام، و منه السلام، و الله یعود السلام. خدیجه از دنیا مى‏رود در حالیکه عمر فاطمه (س)را قویاً بین ۵ تا ۱۰ سال و محتملاً تا ۱۵ سال مى‏توان ذکر کرد.
همگامى با پدر
فاطمه (س)از همان دوران کودکى که در کشمکش‏هاى پدر با مشرکان با او همراه همگام بود .
– او در جریان نقشه ترور پیامبر قرار گرفته و پدر را مضطربانه از این واقعه هشدار داد.
– دشمن شکمبه شتر یا گوسفند بر سر پدر مى‏ریزد و او با دستهاى کوچک خود آنها را از سر و روى پدر پاک مى‏کند.
– پدرش را کتک مى‏زنند و او از شدت تاثر مى‏گرید و پدر را نوازش مى‏کند.
– بر بدن پدرش جراحات وارد مى‏کنند او هم چون پرستارى مهربان بر آن جراحات مرهم مى‏گذارد.
– والحق که این دختر را چه تحملى در رنجها و نامردى‏ها بود و چه آثارى از خدمات ارزنده.
– السلام على البتول الطاهره ؛ الصدیقه المعصومه، المغصوبه حقها و الممنوعه ارثها.
– السلام على بضعه لحمه و صمیم قلبه و رحمه اله و برکاته.
مقام و رتبت فاطمه
سخن از فاطمه (س)است، شخصیتى که جلالت و بزرگى او در قالب مفاهیم و الفاظ نمى‏گنجد. و افراد عادى بشر را توان آن نیست که در شأن و عظمت او سخن گویند. درجه رشد او، و شأن کمالات او را خدا مى‏شناسد، و رسول خدا (ص) و همسر گرامیش امیر مؤمنان (ع) و بس، دیگران را نرسد از کنه معرفتش سردر آورند.در این صورت ما را چه توان و امکانى است که در شأن او سخن گوئیم؟ آنچه را که ما مى‏گوئیم و دیگران پیش از ما درباره او گفته‏اند در حد عرض ارادتى است نه تعریف واقعى، و تازه به همانگونه که مى‏بینم و با تعریف ناقصى که از او در دست است فاطمه (س)را بتى ساخته‏اند که بشریت باید در برابرش زانو زند. او را فرشته‏اى تصویر کرده‏اند که دیگران باید به تقدیس او بپردازند. بیان ما از شأن و جلال فاطمه (س)و عظمت و فضائل او در حد فهم و ادراک محدود ماست و آن هم بدان امید است که باشداز آسمان ولایت او روزنه‏اى در اندیشه و روان پدید آید، دل مان به نور وجودش روشن گردد و درس آموزى از او ما را در برابر حوادث روزگار مقاوم سازد. و گرنه بگفته فاضلى شاعر به این نکته واقفیم که:
اتریدان تحصى فضائل فاطمه (س)
نفد الحساب و فضلها لم ینفد [۳۰] آیا تو مى‏خواهى فضائل فاطمه را بشماره در آورى‏ شمارش و حساب بپایان مى‏رسدولى فضل او پایان نمى‏یابد.
مظهرى از انسان کامل
اگر بخواهیم فاطمه (س)را در عبارتى کوتاه معرفى کنیم، خواهیم گفت او همان انسان کاملى است که قرآن و روایات چهره آن را تصویر کرده‏اند. زنى است که مى‏توان گفت مثَل اعلاى نفْس بشرى است و مظهر صفات و اسماى الهى. از معدود زنانى است که توانسته است به مرحله کمال انسانى دست یابد. قاضى بیضاوى در تفسیر خود مى‏نویسد: – عن النبى علیه الصلوه و السلام: کمل من الرجال کثیر و لم یکمل من النساء الا اربع: آسیه بنت مزاحم، مریم بنت عمران، خدیجه بنت خویلد، فاطمه (س)بنت محمد (ص) [۳۱] رسول خدا که درود و رحمت خدا بر او باد فرمود در مراحل رشد و تکامل انسانى مردان بسیارى به مرحله کمال مقدر خود رسیده‏اند ولى از زنان جز چهار تن به آن مقام دست نیافته‏اند و آن چهار آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه (س).او برترین بانوى اسلام و سیده زنان عالم است. گوهرى تابناک در منظومه و رشته نسل پیامبر است و فرشه‏اى است از ملکوت اعلى. او همسر شهید است و امام شهیدان، تربیت کننده نسل شهید است و خود زن شهیده، واجد کمالات انسانى است و نمونه تربیت محمد (ص).او تنها زنى است که از همان آغاز حیات و تشکّل، براساس اصول متعالى اسلام و ارزشهاى اسلامى رشد و پرورش یافته و به درجه‏اى رسیده است که او را در عالم زنان همتائى و در عالم مردان کفى جز على (ع) نبوده است. سرمایه‏گذارى‏هاى تربیتى پیامبر (ص) درباره او ثمر داد و کوشش‏هاى خود او نیز عاملى مهم در رشد او بحساب مى‏آمده است .
در وصف او
فاطمه (س)را به اوصاف و القابى ستوده‏اند که ما بخشى از آن را در بحث پیشین ذکر کرده‏ایم و البته در قالب القاب و اسماء و تعابیر، ولى مى‏توانیم مراتبى را بشرح زیر بر آن بیفزائیم و متذکر شویم که او: ولىّ خداست، محل اسرار ربٌ العالمین است، دختر ولىّ خدا پیامبر است و همسر ولىّ دیگر خدا امیرمؤمنان (ع) و مادر اولیاى خدا از حضرات ائمه و معصومان است .او ذخیره بزرگ الهى و ذخیره‏دار حجت خداوند است. نور چشم رسول است، دُردانه خدیجه کبرى است، معجزه تربیت محمد (ص) است و پرورنده امامان و حجت‏هاى الهى، مهدى (ع) ذخیره امت و بقیه الله فى الارض از فاطمه (ع) پدید، فاطمه (س)مظهر است، مظهر عفت، مظهر طهارت نفس، مظهر تقوا، مظهر حلم و متانت، مظهر ادب، مظهر خدمت، مظهر شجاعت، مظهر عصمت، مظهر مظلومیت، مظهر حق‏طلبى، مظهر مبارزه و سیاست، مظهر عبادت، مظهر عشق به خدا، مظهر رحمت و مظهر اشک و آه و ناله، مظهر عصیان علیه ظلم و تجاوز و مظهر قهر علیه دشمنان خدا.
برترى او از فرشتگان و انبیاء گذشته
فاطمه (س)انسان است ولى تعبیرات دیگران، از جمله رسول خدا (ص) درباره او تعبیر فرشته‏اى است در صورت انسان. رسول خدا (ص) فرمود: فاطمه خلقت حوریه فى صوره انسیه[۳۲] و براساس پاره‏اى از دیگر روایات او فوق فرشته است و حتى فرشتگان در خدمت او بودند، و از انفاس قدسیه‏اش بهره مى‏گرفتند.کدام فرشته است که خداى را چون فاطمه (س)با تمام وجود پرستیده باشد؟ و با آن همه علم و ایمان و اخلاص در پیشگاه او به خضوع و خشوع بایستد؟ و کدام فرشته است که پیک الهى در ورود به آستانش از او اجازه بطلبد؟ روایات و اسناد ما نشان مى‏دهند که از حتى از فرشتگان مقرّب خداى هم برتر است و حتى فرشته مرگ در زمان رحلت رسول خدا (ص) باید از او اجازه ورود بطلبد. به نص بسیارى از احادیث و روایات فاطمه (س)از بسیارى از انبیاى گذشته افضل بود، و حتى روایات ما در این زمینه استثنائى قائل نشده‏اند. پاره‏اى از روایات گویند که پیامبران حتى همشأن و همتاى فاطمه (س)در ازدواج نبودند و اگر على نبود براى فاطمه (س)کفوى نبود.کوشش و تلاش انسان‏ها زمینه‏ساز او جهاست و انسان در سایه آن تلاش‏ها مى‏تواند قدرت توان گیرد. به پرواز در آید در آدمى قدرت سیرى است از منهاى بینهایت تا باضافه بینهایت. آنجا که جاى رشد است اگر آدمى در آن گام نهد تا اعلى علیین به پیش مى‏رود، و به جائى مى‏رسد که فرشته وحى گوید لودنوت انمله لا حترقت اگر به میزان گام مورچه‏اى قدم فراتر گذارم خواهم سوخت (به جایگاه بلند ثمّ دنى فتدلى فکان قاب قوسین اوادنى [۳۳] برسد).و آنجا که جاى سقوط است اگر در آن افتند تا اسفل سافلین سقوط خواهند کرد (ثم رددناه اسفل سافلین) و در گزینش دو مسیر حق انتخاب با خود انسان است. فاطمه (س)راه اول را برگزید و همسر نوح طریق دوم را و دیگر انسانها هم در بین دو مسیرند یا به این نزدیکترند و یا به آن .
در حسب و نسب
فاطمه (س)از تبار پاکان و نیکان است، از اصلاب شامخه و مطهره‏اى پدید آمده که هرگز آلودگى‏هاى جاهلیت آن را نیالوده است، از نطفه‏اى پدید آمد که مایه اولیه آن را غذاى بهشتى تشکیل مى‏داد و در رحمى پرورش یافت که هرگز وسوسه غذاى شبه ناک در جریان خون او وارد نشد.
– من مثل فاطمه الزهراء فى نسب‏
و فى فخار و فى فضل و فى حسب‏
– والله فضلها حق و شرفها
اذ کانت ابنه خیر العجم و العرب‏
در جنبه حسب و نسل و فضل و افتخار چه کسى مى‏تواند چون فاطمه (س)باشد. او دختر بهترین افراد عرب و عجم است و خداوند است که او را اشرف و افضل قرار داده است و او را حقاً چنین برترى و شرافتى بر دیگران است و دختر بهترین افراد عجم و عرب است .او وارث انبیاء، از سلاله ابراهیم، آن پیامبر بت شکن و از نسل اسمعیل ذبیح آن قربانى راه صفا و اخلاص و از نسل خاتم انبیاء سید رسولان و هم انس و همسر سید اوصیاست، پدر سر سلسله انبیاى الهى و مصداق و شأن لولاک لما خلقت الافلاک است و وضع مادر را هم دیده‏ایم که سیده نساء العالمین بود. و خود هم اولین بانوى اسلام است .در شأن خاندانش پیامبر فرمود:
– یا فاطمه منا خیر الانبیاء و هو ابوک اى فاطمه (س)بهترین پیامبران از ماست و آن پدر تست .
– و منا خیر الاوصیاء و هو بعلک بهترین اوصیاء از ماست و آن شوهر تست .
– و منا خیر الشهداء و هو حمزه عم ابیک بهترین شهیدان از ماست که آن حمزه سیدالشهداء عموى پدر تست .
– و منها من له جناحان یطیر بهما فى الجنه حیث شاء و هو جعفر ابن عم ابیک. و از ما شهیدى است که او را در بهشت دو بال است که به وسیله آن در بهشت بهر کجاى که بخواهد پرواز مى‏کند و آن جعفر پسر عموى پیامبر تست.
و منا سبطا هذه الامه و سید شباب اهل الجنه الحسن و الحسین و هما ابناک از ما دو سبط پیامبر این امتند که سید جوانان اهل بهشتند و آن حسن و حسین دو پسر تواند.
و اللذى نفسى بیده منا مهدى هذه الامه و هو من ولدک و قسم به آنکس که جانم در دست اوست مهدى این امت از ماست و او از فرزند تست. [۳۴] جایگاهش نزد پیامبر:
فاطمه (س)را نزد پیامبر احترامى عظیم بود بسى فراتر از احترام پدرى به دخترش و این بگونه‏اى بود که حیرت دیگران را بر مى‏انگیخت او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مى‏بوسید و به گفته عایشه هرگاه که فاطمه (س)بر پیامبر وارد مى‏شد رسول خدا به احترامش از جاى بر مى‏خاست و پیشانى او را مى‏بوسید. [۳۵] و یا در حین ورود از او جداً استقبال مى‏کرد و یا در حین خروج از محضرش مشایعتش مى‏فرمود.در شأن وصف فاطمه (س)و در انتساب او بخودش پیامبر کلمات والا و عجیب بکار مى‏برد. گاهى مى‏فرمود فاطمه (س)یک شاخه گل است (ریحانه)؛ زمانى مى‏فرمود فاطمه (س)پاره تن من است (بضعه مِنّى)، و گاهى مى‏فرمود فاطمه (س)عزیزترین مردم به نزد من است. [۳۶]یا مى‏فرمود هر که فاطمه (س)راشادان کند مرا شادان کرده است، و هر که فاطمه (س)را بیازارد مرا آزرده است، با این اضافه که شادى و غضب من، یا محبت و آزارم ،همانند محبت و آزار خداوند است، حتى در پاسخ به سؤال فاطمه (س)و على از پیامبر که کدام محبوبتر و عزیزترند فرمود فاطمه احبُّ الىَّ منک و انت یا علىُّ اعزّ علىّ منها [۳۷] فاطمه (س)از تو نزد من محبوبتر است و تو اى على از فاطمه (س)نزد من عزیزترى .و این گونه سخنان از یک سو شأن فاطمه (س)را نشان مى‏دهد و از سوئى دیگر درس تربیتى است براى پدران و مادران در رابطه با دخترشان که او را بحساب آورند و وزن و قدر او را کمتر از پسر ندانند، تعصبهاى ناروا را درباره دختران نادیده گیرند و… ضمن اینکه این سخن انسان مى‏تواند نوعى پیشگیرى از جرأت خصم بر فاطمه (س)باشد تا به او جسارتى نکنند و یا شأن او را نزد همسر بالا برند و…
فاطمه (س)مصداق آیات
براساس اسنادى که در دست و مورد قبول و اتفاق فریقین است فاطمه (س)مصداق آیات متعدد قرآن است که ما را توان آن نیست همه آنها را احصاء کرده و به شرحش بپردازیم. ذیلاً به چند مورد آن اشاره مى‏کنیم و این جمله را هم مى‏افزائیم که نکته‏اى ظریف است. فاطمه (س)مصداق آیات قرآن است و نسل و ذریه‏اش مصداق تفسیرى آن‏ها و این پیوندى ملکوتى بین قرآن و فاطمه (س)و ذریه اوست. اما آن آیات .
۱- مصداق آیه قدر:امام صادق (ع) در تفسیر و معنى آیه انا انزلنا فى لیله القدر، [۳۸] فاطمه (س)را معنى آن دانسته و مصداق کسى مى‏داند که در شب قدر نازل شده .
۲- مصداق خیر کثیر: خداى در قرآن او را کوثر یا خیر کثیر نامیدو اساس نزول آن کوتاه کردن شر سخن مشرکان از سر پیامبر بود. او مصداق آیه انا اعطیناک الکوثر [۳۹] است و شماتت کنندگان پیامبر مصداق ابترند، فاطمه خیر کثیر است و مجسمه خیر، استوانه برکت است و اسطوره بالندگى .
۳- مصداق آیه نسائنا: در داستان مباهله که بین پیامبر (ص) و مسیحیان نجران پدید آمد، سرانجام قرار شد طرفین ادعا، خود با زنان و فرزندان خویش براى نفرین متقابل حاضر گردند تا ناحق در معرض خشم و لعن خدا قرار گیرد. در آن روزگار زنان گرانقدرى در دنیاى اسلام حضور داشتند مثل صفیه عمه پیامبر، اسماء همسر ابوبکر، ام هانى و دیگران، ولى هیچکدام مصداق نسائنا قرار نگرفتند.
رسول خدا (ص) فاطمه (س)را بعنوان الگوى زن و مصداق و نماینده کلى زنان اسلام و بر این اساس نام او را در قرآن در قالب نسائنا [۴۰] ثبت داد. و هم بر این بنیان جایگاه قربى براى زن معین کرد که بر خلاف طرز فکر معهود بود .
۴- مصداق آیه تطهیر: او مصداق آیه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً [۴۱] در قرآن است. در کتاب صواعق المحرقه، تفسیر طبرى، و کتب دیگر از رسول خدا نقل شد که این آیه درباره من و على (ع) و حسن و حسین و فاطمه [۴۲] (س)نازل شده است [۴۳] و طبرى در تفسیر خود ۱۵ روایت به سندهاى مختلف در این باره ذکر مى‏کند.
۵- مصداق اهلبیت: او مصداق کامل اهل‏بیت رسول خداست. [۴۴] که در دامان وحى پرورش یافته و اهل عصمت و تقوا مصون از لغزش، و کاملترین افراد اهلبیت و عزیزترین آنها در نزد رسول خدا (ص) است .
۶- مصداق آیه ایثار و اطعام: او مصداق آیه شریفه قرآن است که: و یؤثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصه [۴۵] و مصداق آیه و یطعمون الطعام على حبه مسکیناً و یتیماً و اسیراً [۴۶]. اوست که به همراه على و فرزندان خود و فضه افطارى خود را در راه خدا داد و با آب روزه را افطار کرد و این عمل تا سه روز پى در پى ادامه یافت .
۷- مصداق نگهدارى خود از آتش: فاطمه (س)براساس نامش و طبق سنى که ذکر شد از آتش دوزخ دور و بر کنار معرفى شد: (فصلمت عن النار.) اما آیه قرآن در این مورد صریح‏تر است زیرا به اتفاق فریقین او مصداق آیه فوقیهم الله شر ذلک الیوم [۴۷] است. و این نشان مى‏دهد که دورى از عذاب خدا لیاقت، انسانیت و عبادت مى‏خواهد و ربطى به زن یا مرد بودن ندارد. و این برخلاف اندیشه رایج بود که زن همکار شیطان است و اهل دوزخ است .
۸- مصداق ذى القربى: او از نظر خویشاوندى دختر پیامبر و نزدیکترین خویشاوند اوست. پس مصداق همان ذى القربائى است که در قرآن مودت او درخواست شده قل لا اسالکم علیه اجراً الا الموده فى القربى [۴۸] جز فاطمه (س)چه کسى است که خون پیامبر را در رگهاى خود داشته باشد و بضعه رسول و پاره تن او باشد؟ از او خویشاوندتر کیست؟
۹- آیات دیگر او هم چنان براساس روایات متعدد دیگر مصداق آیات زیر است: – آیه شریفه والقمر اذا تلیها [۴۹] آیه و جمع الشمس و القمر در امر ازدواجش [۵۰]آیه ان الابرار یشربون من کأس کان مزاجها کافوراً [۵۱] مصداق آیه مرج البحرین یلتقیان [۵۲] و…
نظرى به روایات
روایات ما که در شأن و مقام فاطمه (س)آمده و از نظر کثرت به حد تواتر رسیده‏اند چنان بسیارند که احصاء آنها خود مجلداتى را مى‏طلبد و این روایات تنها از یک منبع و راوى ذکر نشده و یا تنها از سوى شیعیان نیستند که اهل سنت نیز در این زمینه داد سخن داده‏اند و کتب آنها پر است از اینگونه روایات . اگر بناى اظهار و بررسى باشد مى‏توان آنها را بدسته‏هائى تقسیم کرد از آن جمله روایاتى که از سوى پیامبر در شأن فاطمه (س)ذکر شده‏اند در یک گروه، و روایاتى که از سوى على (ع) یا دیگر امامان ذکر شده‏اند هر کدام در یک گروه، و روایاتى که از سوى صحابه و موافق و مخالف ذکر شده‏اند هر یک در دسته‏اى و گروهى دیگر. و در این بحث ما را توان ذکر آنها نیست .رسول خدا (ص) فرمود فاطمه (س)بهترین زنان اهل بهشت است. [۵۳] و هم به او فرمود: یا فاطمه، ان الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک على نساء العالمین [۵۴] اى فاطمه (س)خداى ترا برگزید و مطهرت گردانید و ترا بر زنان جهان برترى داده و گزینش و انتخاب کرده است.و هم فرمود: دخترم فاطمه (س)، سیده زنان ازگذشتگان و آیندگان است. فأمّا انبنتى فاطمه فانها سیده نساء العالمین من الاولین و الاخرین .و یا در سخن دیگرى فرمود او از همه زنان جهان برتر است. [۵۵] و یا فرمود که او سیده نساء اهل الجنه است و این تعریف‏ها نوعى درس آموزى هستند به مردم که دیگران دریابند به چه کسانى متوسل شوند و از چه کسانى براى زندگى الگو گیرند.
سخن دیگران درباره فاطمه (س)
ما از زبان حضرات معصومان علیهم السلام درباره فاطمه (س)بحث نکنیم که آنها جاى خود دارند از دیگران بگوئیم و از جمله از عایشه همسر پیامبر (ص) که مى‏گفت کسى را ندیدم از فاطمه (س)راستگوتر باشد جز پدرش. [۵۶] ابن ملقن گوید عایشه سر فاطمه (س)را بوسید و گفت اى کاش من موئى بر سر تو بودم. [۵۷]ابوبکر پس از وفات پیامبر در برابر سخنان و احقاق حق فاطمه (س)از او، در مقام پاسخ گفت: انت معدن الحکمه و موطن الهدى و الرحمه، و رکن الدین و عین الحجه [۵۸] تو معدن حکمتى، مرکز هدایت و رحمتى، رکن و اساس دین و عین محبت خدائى…(البته ما فعلاً وارد این بحث نمى‏شویم که اگر فاطمه (س)براستى چنین بود پس چرا در رابطه با سخنان در خواستهاى او موضع خلاف در پیش گرفتند؟ چرا کتک زدن او را دستور داده و یا لااقل در برابر صدمه و آزارش سکوت کردند و دم بر نیاوردند آرى آنجا که پاى مطامع و منافع در میان باشد، درخت شرف را مى‏سوزانند و حتى تنها یادگار رسول خاتم سیلى مى‏خورد و دیگران خاموش مى‏مانند…)
تعبیرها از فاطمه (س)
تعبیراتى که از فاطمه (س)در دست است بگونه‏اى است که حکایت از مقام و عظمت والاى او دارند.براساس روایات متعدد عبارات و کلماتى در شأن او بسیار و از آن جمله است: او فاضله است، علیمه است، محدثه است (یعنى فرشته سخن مى‏گوید) معصومه است و محصوره از گناه، رشیده است، شهیده است بمعناى خاص و عامش، کنیز خداست ،واجد بوى بهشت است، مدافع حق است و حق طلب، مادر امامان است،ادامه شجره نبوت است تقیه و نقیه است، پاره تن پیامبر، یا بضعه رسول است، سیده زنان است، و…فاطمه (س)رابرتر از مریم دانسته‏اند زیرا که مریم مادر یک عیسى است و فاطمه (س)مادر ۱۱ امام معصوم، که عیسى فرزند مریم در عین نبوت باید در پشت سر مهدى او نماز بگذارد. امام صادق (ع) فرمود خداوند فرمود از نور فاطمه (س)امامانى پدید آوردم که به امر من قیام کنند و افراد را بحقم هدایت نمایند. [۵۹] و از اینگونه تعبیرات درباره او بسیارند، که برخى از آنها صفات موهبتى هستند و برخى دیگر صفات مکتب و زنان ما با بهره‏گیرى از جنبه الگوئى او مى‏توانند بسیارى از صفات مورد انتساب فاطمه (س)را بدست آورند و یا لااقل قدم در جاى قدم او بگذارند. او طاهره است و از هر آلودگى و ناپاکى به دور است. و زن مى‏تواند طاهره باشد بشرطى که راه فاطمه (س)را طى کند، در برابر وقایع و جریانات و در مشى‏ها و حرکت‏ها و در برخورد با نامحرم چون فاطمه (س)موضع گیرد.
شرف و افتخار فاطمه (س):
شرف و افتخار فاطمه (س)در این است که از همه گسسته و به خدا پیوسته است، بنده حق است و تسلیم او، عابده‏اى است بى مانند که با تمام وجود به پرستش خداى پرداخته است. در پیشگاه حکم و فرمان الهى کالمیت بین یدى الغسال است تنها و تنها در پى آن است دریابد که خداوند از چه چیز خرسند است، چه امرى به نظر او مبغوض است، رضایتش در چیست؟ سخطش در کدام عمل و رفتار؟ و او همان را مورد عنایت قرار دهد.فاطمه (س)در سایه بندگى خدا خیر نساء اهل الجنه [۶۰] شد، و به همین خاطر افضل نساء اهل الارض بحساب [۶۱] و در سایه چنین امرى است که نور او از نور عظمت خدا مشتق مى‏شود. [۶۲]و رهیابى‏ها در سایه ادامه راه اوست و افضلیت در سایه بهره‏مندى از هدایت او، و بهترین زن بودن در سایه پذیرش جنبه الگوئى او.فاطمه (س)در سایه بندگى خدا به درجه‏اى رسیده که مى‏تواند عزیز خدا باشد و میوه دل پیامبر به حساب آید، همتا و همراز على باشد و همپرواز با سید اوصیا و سرانجام، میزان و معیار سنجش حق و باطل، و کفر و ایمان براى دیگران گردد. فاطمه (س)یک محک انسانیت و فضیلت است و زنان ملاک اعتلاء و انحطاط خود را براساس او باید در نظر گیرند. رمز عظمت را در او باید بجویند و سعادتمندى را در گروه ادامه راهش بدانند.فاطمه (س)آبرومند درگاه خداوند است، و این آبرو را در سایه اطاعت و تسلیم خود به خدا پدید آورده و دانسته است که عزت از آن خداست. ان العزه لله جمیعا [۶۳]و هم اوست که بشرط زمینه سازى ما، عزت را براى ما مقدر مى‏سازد تعز من تشاء [۶۴] و فاطمه (س)کوشید خود را در مسیر عزت خدائى قرار دهد و عزیز گردد.او دریافته است که حکومت بر دلها در سایه سازش با خدا و پیوند با او حاصل مى‏شود، نه در سایه خود آرائى و نه در سایه فریب و نیرنگ. دلها را خداى مى‏گرداند نه مردم، صفاى باطن و رشد در سایه بندگى خدا بدست مى‏آید نه در سایه دلقکى و موى افشانى و رنگ کارى و این دریافت درسى مهم براى همه زنان در طول تاریخ است. و اگر زنى چون فاطمه (س)با خدا بسازد و در نزدش آبرویى پیدا کند، چنان خواهد شد که پیامبر بجاى او بنشیند و گندم او را آسیاب کند. و از او بوى بهشت استشمام کند.
مقام عصمت او
فاطمه (س)داراى مقام عصمت است [۶۵] بدین معنى که معصومه است، یعنى محصوره از گناه، یعنى ممنوع و محفوظ از لغزش و انحراف و از این دید مى‏تواند الگو باشد. عصمت یک سبب شعورى است که به هیچ وجه مغلوب نمى‏شود و از انواع شعور و ادراکى نیست که ما با آن آشنائیم و از سنخ علوم و ادراکات متعارضى نیست که قابل اکتساب و تعلم باشد. [۶۶]پس در راه و روش فاطمه (س)اشتباه و لغزشى نیست. آیه تطهیر هم او را از رجس و خطا دور معرفى مى‏کند و حدیث معروف ان الله اصطفاک و طهرک…نیز آن را تأیید مى‏نماید. البته مقام بصیرتش و ادراکش از جهان و ماسواى آن خود عامل دیگرى براى دورى او از لغزش است .عصمت موجد صورت علمى ریشه‏دارى است که پدید آورند. آثارى از اخلاق چون شجاعت، عفت و سخاوت است و مانع پدید آمدن جبن، خمود و شره، بخل، تبذیر، تدبر و براین اساس فاطمه (س)داراى فضایل اخلاقى است به صورت کامل و مطلق و به دور از رذایل اخلاقى است آن هم در صورت کلى آن، او نه تنها تن به گناه نمى‏دهد، بلکه حتى ترک اولائى از او سر نمى‏زند. هرگز قول و فعلى را مرتکب نمى‏شود که در آن شائبه ترک اولى و یا گناه باشد. بدین سان او در خورتر از هر کس در داشتن جنبه الگوئى است .
مقام علم او
فاطمه (س)زنى عالمه است، عالمه‏اى که بلا معلمه است [۶۷]، معلم او خداست و علم موهبتى به او عنایت کرده در عین اینکه رسول خدا (ص) در مسؤولیت پدرى بالاى سر او بوده و راه رشد و آگاهى را براى او هموار کرده است. چه بسیارند سؤالات و پرسش‏هائى که فاطمه (س)در طول مدت حیاتش از پدر پرسیده و براى آنها پاسخ مناسب و عملى یافته است .مقام علمى فاطمه (س)را در نحوه برخورد او نسبت به خود و دیگران، و نسبت به خداى جهان و پدیده‏هاى آفرینش مى‏توان یافت، هم چنین در عرصه الهیات و در عرصه ادب و سخن تنها خطبه او در مسجد، آن هم در چنان حال و هوائى، کافى است که او را فردى نمونه و زبده قلمداد کند و برترى و علو فکرى او را نسبت به دیگران نشان دهد .
– او در مقام دانش بجائى رسید که رسول خدا (ص) درباره‏اش فرمود فطمها اله تبارک و تعالى بالعلم و او در این مقام همانند مقام عصمتش از انبیاى پیشین پیش‏تر رفته است. چنین امرى نباید استبعادى را پدید آورد زیرا آدمى در سایه بندگى خدا مى‏تواند به جائى رسد که واجد سمع و بصر الهى گردد. کنت سمعه اللذى یسمع به و بصره اللذى یبصربه و براى انسانى واجد چشم و گوش خدائى سر در آوردن از حقایق و اسرار امرى عادى و طبیعى است .
مقام تقواى فاطمه (س)
فاطمه (س)داراى ملکه تقواست و بدین خاطر همه گاه هشیار است که معصیتى پدید نیاید و جز در مسیر فضایل حرکت نکند. هواى حق را بر هواى دل ترجیح مى‏دهد و در این راه به جائى مى‏رسد که براى افراد عادى جامعه قابل تعلیل نیست. هم چون فردى عادى از پدر تقاضاى خدمتکارى مى‏کند، و بر خلاف آن درخواست پیامبر خدا به او تسبیح ویژه‏اى براى تکبیر و ستایش خدا مى‏آموزد، و فاطمه (س)خدا را بر این عطاى پیامبر سپاس مى‏گذارد. عمل و رفتار فاطمه (س)بر خلاف مقتضاى تقوا نیست و بدین خاطر هرگز مرتکب امرى خلاف تقوى نیست، و هرگز اسیر حرص و طمع نیست، از شأن و موقعیت خود، پدر، و همسر سوء استفاده نمى‏کند. در مسیر خود دچار گمراهى و سردرگمى نمى‏شود.
– او راه تقوا را در پیش مى‏گیرد و در خور شأنى مى‏گردد که خداى براى او راه در رُو و نجات از مشکل را که در قرآن وعده داده است فراهم مى‏سازد و من یتق الله یجعل له مخرجا [۶۸] شما در عالم انسانى کدام زن را سراغ دارید که در تقوا بتواند همدوش و همگام فاطمه (س)باشد؟ پس وعده الهى درباره او محقق مى‏گردد.
– او سعى به هدایت‏طلبى و رهیابى مى‏کند و مى‏کوشد اهل هدایت و در معرض راهنمائى خدا واقع گردد. در نتیجه خداوند عوامل زیان و ضرر بخشى گمراهان را از ساحت او دور مى‏دارد. علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذ اهتدیتم. [۶۹]و این هم وعده دیگر خداوند است که فاطمه (س)خود را در معرض آن قرار مى‏دهد.
– و بالاخره او خود را با سر منشأ عزت و سرافرازى همگام مى‏کند و در نتیجه پیوند عزت براى او پدید آمده و مصداق این آیه قرآن مى‏شود ولله العزه و لرسوله و للمؤمنین در جنبه ایمان و باور داشت چه کسى در عالم زنان چون فاطمه (س)است؟ پس حق است که عزت و آبرومندى از آن او باشد. بخاطر عصمتش و مقام علمیش همه حرکات و مواضعش براساس حکمت بالغه الهى و خود در این جنبه نیز الگویى تام و تمام است. دیگران هم وظیفه تبعیت از راه و رسم او را دارند و هم خود موظفند در مسیرى قرار گیرند که حاصل آن رشد و کمال و دستیابى به بصیرتى براى یافتن راه خود باشد.
آبرویش نزد خدا
فاطمه (ص) آن بنده‏اى است که در نزد خدا آبروئى عظیم و پردامنه پیدا مى‏کند. تا حدى که خداى به رضاى فاطمه (س)خرسند و به غضب فاطمه (س)غضبناک مى‏شود، ان الله یرضى لرضاء فاطمه و یغضب لغضبها [۷۰] و نمونه همین سخن در آثار دیگر روایات از اهل شیعه و سنت زیاد بچشم مى‏خورد. [۷۱] به امام صادق (ع) گفتند که برخى این حدیث را باور ندارند – آیا قابل قبول است که خداى از خشم فاطمه (س)بخشم آید؟ امام فرمود چرا باور نمى‏دارید؟ آیا شما باور ندارید که خداى از خشم بنده مؤمن بخشم مى‏آید؟ فاطمه (س)نیز زنى با ایمان است و طبیعى است خداى از خشمش بخشم مى‏آید.[۷۲]فاطمه (س)در پیشگاه خدا و در سایه عبادت قرب و آبرو پیدا کرده و در مثال آبرومندیش این بس که براى او مائده‏اى آسمانى نازل مى‏شد آن هم، نه یکبار و دوبار، بلکه بصورتى مکرر. رسول خدا (ص) بهمراه على مرتضى بر او وارد شدند در حالیکه هر دو بمانند فاطمه (س)گرسنه بودند. ظرف غذائى گوارا در کنار او یافتند. پرسیدند أنّى لکِ هذا؟ این غذا از کجا پدید آمد؟ پاسخ داد من عندالله – از جانب خدا. [۷۳]هم چنین این سخن از سلمان است که گفت به هنگامى که فاطمه (س)در مسجد قصد نفرین کردن کرد و غضبناک شد. دیدم دیوارهاى مسجد مى‏لرزد. و امام باقر (ع) فرمود به خدا سوگند اگر فاطمه (س)گیسو مى‏گشود و لب به نفرین باز مى‏کرد زمین اهل خود را فرو مى‏برد و یا عذاب بر مردم نازل مى‏شد و این حقیقتى است که پیامبر (ص) به فاطمه (س)فرمود: یا فاطمه ان اله عزوجل یغضب لغضبک و یرضى لرضاک [۷۴].
مقام شفاعت
بخاظر آبرومندیش در پیشگاه خداوند فاطمه (س)داراى مقام شفاعت است، و این سخنى است که پیامبر درباره‏اش فرموده بود: جعل الله مهر فاطمه الزهراء شفاعه المذنبین من ام ابیها [۷۵]خداوند مهر فاطمه زهرا (س)را شفاعت گنهکاران امت پدرش قرار داد. (البته بدان شرط که لایق و در خور شفاعت گردند).
امام باقر (ع) فرمود: در قیامت کنار آتش دوزخ، براى مادر ما فاطمه (ع) جایگاهى بلند است که به منظور شفاعت و نجات دوستان مى‏ایستد و گنهکاران به دختر پیامبر پناه مى‏برند – و امام صادق (ع) هم در تأیید این سخن فرمود معنى خیر کثیر همین است و او نفع بسیارى را بخاطر آبرومندیش در پیشگاه خدا متوجه امت مى‏سازد.در این ادعا جاى تعجب و استبعادى نیست. خداوند این چنین مى‏کند که به بنده‏اى مقام عزت و شفاعت مى‏بخشد، بدون اینکه بنده‏اى را در آن امر مستقل و یا خود را در این جنبه خلع ید کند. بر خلاف تصور گروهى که آن را محال مى‏دانند این دعوى مبناى قرآنى دارد بدینگونه که: جانها بدست خداست (الله یتوفى الانفس حین موتها) [۷۶] ولى آن را در اختیار فرشته مرگ قرار مى‏دهد بدون اینکه آن حق را از خود سلب کند (قل یتوفیکم ملک الموت اللذى و کل بکم [۷۷] – در امر شفاعت (قل لله الشفاعه جمیعا) [۷۸].در عین حال به این آیات توجه کنید: من ذاللذى یشفع عنده الا باذنه [۷۹] – ولا یشفعون الا لمن ارتضى. [۸۰] این زندگینامه ادامه دارد…….www.maximumtechnic.com

سایت www.maximumtechnic.com بخش ( ۱۴ منظومه معصوم(

فرزین نجفی پور  : مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

فراخوان برای ساخت کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک با جایزه هر ماهه برای یک کلیپ

بدینوسیله فراخوان تهیه کلیپ ویژه سایت ماکزیمم تکنیک توسط تمامی کابران سایت اعلام میگردد. شرایط ساخت ...