خانه / زمینه ساز ظهور / زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س قسمت سوم

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س قسمت سوم

بسمه تعالی
زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س
افتخاری دیگر از سایت ماکزیمم تکنیک . www.maximumtechnic.com
زندگینامه حضرت زهرا س
قسمت سوم

دیگر مقامات
ما را توان آن نیست که همه کمالات او را در این محدوه فکر کنیم. اوج رتبت و مقام او بحدى است که هیچ پرنده تیزبالى به درک مقامش دست نمى‏یابد و چند بعدى بودن حیاتش سبب مى‏شود که اگر یک جنبه آن را مورد عنایت قرار دهیم از دیگر جنبه‏ها باز مى‏مانیم. ناگزیر به صورت اشاره‏اى به مواردى از آنها را به صورت گذرا متذکر مى‏شویم: – او از نور عظمت خدا خلق شده لا ن الله تعالى خلقها من نور عظمته، [۸۱] حوارء انسیه است و نطفه او از میوه بهشتى است. و پیامبر بوى بهشت را از فاطمه (س)مى‏شنید [۸۲] شب قدر هزار ماه و فاطمه (س)تأویل شب قدر است [۸۳]، و محور اهلبیت است [۸۴] و از زنان برگزیده جهان است (سیده نساء اهل الارض)[۸۵].زهرا از صابرین است [۸۶] و بهشت براى فاطمه (س)خلق شده. [۸۷] و داراى مقام شفاعت است [۸۸]، با جبرئیل مراوده داشت، و براى او مائده نازل مى‏شد، خدا پیش از خلقت دنیویش امتحانش کرد و موفقش یافت، آبرومند نزد خداست، امانتدار خلفاى الهى است، مادر مهدى است و…همانگونه که ذکر شد ریشه و منشأ کمالات او عبادت، اطاعت و تسلیم است. زهد و تقوا و امانت دارى تکلیف و رعایت آن است. متعهد و مسؤول است، داراى وقار و استقامت است. غضب دارد و بى باک نیست، زبان دارد و اهل همز و لمز نیست او زنى است که موقعیت خود را در عرصه تکلیف یافته و آگاهانه و فضیلت مندانه در راه وصول به آن به پیش مى‏رود و هدفى جز جلب رضاى الهى ندارد . 

درود بر فاطمه (س)
شأن و مقام او را از سخنانى که دیگر این درباره او گفته‏اند، مخصوصاً حضرات معصومان (ع) مى‏توان دریافت مثل درودهائى که مرحوم مجلسى از زبان معصوم (ع) درباره او گفته است [۸۹] السلام على نفس الله القائمه بالسنن السلام على نفس الله العلیا، و شجره طوبى، و سدره المنتهى و المثل الاعلى و…اما در این قسمت مى‏خواهیم از زبان فردى غیر معصوم درود را درباره فاطمه نقل کنیم. محیى الدین عربى در کتاب مناقب براى هر یک از چهارده معصوم (ع) خطبه‏اى دارد که در آن شؤونى را از آن معصومان نقل مى‏کند. درباره فاطمه سلام الله علیها چنین مى‏سراید: و صلّ على الجوهره القدسیه فى تعیّن الانسیّهِ – صوره النفس الکلیه – جواد العالم العقلیه – بضعه الحقیقه النبویه مطلع الانوار العلویه – عین عیون الاسرار الفاطمیه – الناجیه المنجیه لمحبیها عن النار، ثمره شجره الیقین، سیده نساء العالمین، المعروفه بالقدر، المجهوله بالقبر، قره عین الرسول، الزهراء البتول، علیها الصلوات و السلام . 

محوریت فاطمه (س)
در شأن و مقام فاطمه (س)هر چه بگویند کم گفته‏اند و رتبت و عظمت او بسى بیشتر از وصف توصیف کنندگان است او دخت پیامبر است و همسر امیر مؤمنان، مادر سبطین است و خود معصومه‏اى شهیده، نمونه تربیت پدرى است که داراى مقام نبوت است و مادرى که سیده زنان عالم است .او داراى ملکه تقوا، عفت و عدالت است و داراى مقام عبد است و در این راه واجد صفاتى که افراد عادى بشر را توان اکتساب آن در چنان حد نیست. حق این است که گفته‏اند براى او رازى الهى و لطیفه لاهوت مطرح است. ان لفاطمه سلام الله علیها سرّاً الهیاً و معنى لاهوتیا…[۹۰] 

محور بودن فاطمه (س)
فاطمه (س)در جهان آفرینش و در دنیاى اسلام مى‏تواند محورى به حساب آید که گردش بسیارى از پدیده‏ها و چرخش آنها بدور او باشد. روایات بسیارى بنقل از مورخان شیعه و اهل سنت در دست است که او را مورد عنایت خداوند در امر آفرینش خوانده‏اند و حتى متذکر شده‏اند که اگر فاطمه (س)نبود آفرینش جهان نبود.در دنیاى اسلام او محور اسلام است، محور رسالت است، محور امامت و خلافت منصوص است.وعده الطاف حق در حفظ و تداوم آئین محمدى (ص) به وسیله او محقق شده و اسلام و قرآن به برکت حضور ذریه طیبه او از مهجوریت بدر آمده است .او محور اهلبیت است و محور اصحاب کسا، تداوم بخش نسل پیامبر است و محور سادات. در جریان مباهله او مصداق نساء ناست و الگوى همه نیک زنانى که تا قیام قیامت بر تارک تاریخ بشریت مى‏درخشند واسلام بوسیله آنان مى‏تواند امروز هم مباهله کند و حقانیت این آئین را به اثبات برساند.مهدى امت که چشم جهانى منتظر اوست از نسل فاطمه (س)است و فرزند اوست و جهان آشفته را فرزندش تحت سلطه اسلام در مى‏آورد و پرچم توحید را او بر جهان مى‏افرازد. پس فاطمه (س)مادر اسلام است و مادر قرآن، ام ابیها بوده و ام الاسلام هم مى‏تواند به حساب آید. 

مصداق‏هاى دیگر
گفتیم که فاطمه (س)مصداق آیات مختلف قرآن و تجلى بخش جنبه‏هاى مختلفى از ابعاد حیات اسلامى است بگونه‏اى که هر کدام از آنها نوعى محوریت او را نشان مى‏دهند.
– او مصداق اهل بیت پیامبر و واجد شأن آیه تطهیر است .
– مصداق عترت و یکى از دو ثقلى است که رسول خدا آن را به مردم سفارش کرده است. [۹۱] – مصداق ذوى القرباى قرآن است که مودت آنها مورد توصیه است. [۹۲] – مصداق نفس پیامبر در آیه مباهله است .
– مصداق ام الائمه و ام المومنین است که پیامبر درباره او سفارش داشته است .
– مصداق کوثر به معنى خیر کثیر که شعاع برکتش سراسر عالم و جود را پر کرده و از وجود او و از رحمش شخصیت‏هائى پدید آمده‏اند که هر کدام مایه افتخار اسلامند. این همه فیوضات و درخشندگى از ستاره‏هاى تابان اسلام، این همه هادیان و راهنمایان که هم چون اخترهائى فروزان بر تارک آسمان اسلامند همه از فاطمه‏اند. و این همه شاهدان ایثارگر تاریخ اسلام از عاشورا تا غیبت همه از زایندگى فاطمه‏اند .آرى، در جهان اسلام هر جا سخن از صفاى خانوادگى و وفاست فاطمه (س)در رأس آن است و هر جا که از همسرى نمونه بحش شود فاطمه (س)سر آمد آنهاست و هر جا که از زنى حق طلب ومبارز سخن رود نام فاطمه (س)در آن محفل یاد مى‏شود و هر جا از خانه شهید و مادر شهیدان یاد است فاطمه (س)از زبدگان آنهاست. و محور همه این بحثها و عناوین فاطمه (س)خواهد بود. و شگفت از یک زن، رشد یافته درخانه‏اى محقر و این همه عظمت و آن همه محوریت . 

فاطمه (س)محور خلقت
اگر به حدیث لولاک لما خلقت الا فلاک که در شأن پیامبر اسلام است اتکا شود، باید فاطمه را محور آفرینش دانست از آن بابت که بدون وجود او نسل پیامبر منقطع بود وتداوم بخشى اسلام تا قیام قیامت که توسط نسل فاطمه (س)است على الظاهر بى‏اثر مى‏ماند.در قوس صعودى و نزولى، در سیرکمالى وجود فاطمه (س)منشأ فیض و منبع آثار انوار عالیه بحساب مى‏آید و اگر رسول خدا را اصل اصیل آفرینش بحساب آوریم و اگر او را علت غائى خلقت بدانیم طبیعى است که محور همه این سیرها و رشد فاطمه (س)خواهد بود .فاطمه (س)واسطه نبوت و امامت است و تکامل خلقت در سایه تبیین رسالت است و ائمه مبین قرآن و رسالت و همه از نسل فاطمه (س). پس فاطمه (س)مصدر ائمه است و تداوم بخش دعوت محمد (ص) آیا جز این است که ۱۱ ذریه پاک بعنوان خلیفه راستین پیامبر از نسل فاطمه‏اند؟ 

حلقه تکامل انبیاء
بگفته استاد فاضل حسینى دانشمند مصرى، فاطمه (س)مانند موجى بود که باید نور رسول خدا (ص) را در طول رشته‏هاى ممتد اعصار و قرون عبور دهد و بشریت را از آن نور فیاض روشن و نورانى کند [۹۳]او حلقه تکامل انبیاء الهى و بقیه النبوه به تعبیر على است [۹۴] زندگى او امتداد حیات پیامبران است .همه آنچه را که پیامبران در طول تاریخ گفته و سروده بودند، از طریق فاطمه (س)به امامان برحق، و از امامان به خلق خداى رسیده است. او از طریق پدر وارث و نیز سرایت ده همه مفاخر انبیاى گذشته است و بدین سان همه ارزش‏هاى نیاکان خویش از انبیاء و رسل را در خود داراست و آنها را از طریق ازدواج با على در نسل خود سارى و جارى ساخته است .پس فاطمه (س)از این دید ادامه دهنده رسالت‏ها و از دیدى امید رسالت‏هاست، ثمره باغ وجودى انبیاء است و مهدى موعود را او به جامعه اسلامى تحویل داده است و از این دید فاطمه (س)رسالت‏هاى گذشته را با خاتمیت و امامت پیوند بخشیده است . 

تداوم بخش نسل پیامبر
فاطمه (س)زنى است که سلاله پاک رسول خدا (ص) بوسیله او تداوم یافته است. یازده خلیفه راستین پیامبر و ولى خدا از رحم او پدید آمده‏اند و وارث فضائلى شده‏اند که فاطمه (س)از طریق رسول خدا (ص) بدان صفات متصف بود.رسول خدا (ص) بوسیله فاطمه (س)نشان داد که بر خلاف رسم معهود دختران هم مى‏توانند نسل پدر را تداوم بخشند آن هم پدرى که خاتم انبیاست. و نیز از طریق دختر مکتب، تربیت، شهادت مى‏تواند به نسل بعد سرایت کرده و استمرار یابد، و این مزیت مخصوص مردان نیست .رحم فاطمه (س)همانند منبع فیضى بود که از آن معادن نور و حکمت پدید آمدند و خلفاء خدا در زمین از آن رحم پاک بروز و ظهور کردند. رسول خدا (ص) بر خدیجه وارد شد و دید با جنین خود سخن مى‏گوید، پس از سؤال و جوابى به او گفت:
‘ هذا جبرئیل، فیبشرنى انهاانثى. این جبرئیل است که به من مژده مى‏دهد طفلى که در رحم دارى دختر است .
– و انهاالنسله الطاهره المیمونه و او نسل پاک و میمون و مبارکى است .
– و ان اله تبارک و تعالى سیجعل نسلى منها و مژده‏ام داد که خداى تبارک و تعالى تداوم نسل مرا از او معین کرده است .
– و سیجعل نسلها ائمه. و بزودى نسل او را پیشوایان زمین قرار دهد.
– و یجعلهم خلفا فى ارضه بعد انقضاء و حیه‏[۹۵] و پس از انقضاى وحى آنها را خلیفه خود در زمین قرار دهد. 

محور رسالت
فاطمه (س)محور رسالت است. پیامبر او را جدّاً گرامى مى‏داشت و محبت او به دخترش بیش از حد محبت عادى پدرى به دخترش بود. شرایطى در فاطمه (س)بود که براساس آن او رکن مهم پیشرفت اسلام بحساب مى‏آمد. هم در دوران حیات پیامبر، هم در عصر پس از وفاتش نقش‏هاى مهم و اساسى را در زندگى ایفا کرد.او پس از وفات رسول خدا (ص)، رسالت را زنده نگه داشت. همتاى على در مبارزه حق طلبانه بنفع اسلام بود. و هم او زمینه ساز شرایطى شد که مقدمتاً به صلح حسن و نهایتاً به شهادت حسین منجر گردید بار رسالت کربلا در واقع به دوش فاطمه بود و حاملان پیام شهادت دختران فاطمه‏اند.پیامبر در شب عروسى فاطمه (س)فرموده بود: پروردگارا این دو محبوبترین آفریدگان تو نزد منند. پس دوست بدار آنها را، و نسل شان را مبارک گردان و در تداوم بدار نسل و تبارشان را و از جانب خود آنها را نگهدارى بنما… بدین سان فاطمه (س)وزنه‏اى گرانقدر براى اسلام و محور استمرار هدف عالیه اسلام است . 

محور عصمت
فاطمه (س)محور عصمت است. معصومان اسلام در عصر او پیامبر است که پدر اوست، على است که همسر اوست حسن و حسین‏اند که دو فرزند او هستند و او هم چون قطبى است که عصمت‏ها به دور او مى‏گردند و از طریق او به نسل بعد سرایت مى‏کنند.بدین سان فاطمه (س)محور تداوم عصمت است. گردش چرخ امامت و ولایت به نیرو بخشى فاطمه(س)وصل است و تربیت معصومان و شهادت آموزى و زندگى سازى، و هدایت آموزى‏هاى بعدى هم در محور او دور مى‏زنند. ابواب علیم الهى از دریچه فاطمه (س)گشوده مى‏شود واقتداى مردم به راه خداوند از برکت اوست. جابر عبدالله انصارى از قول پیامبر چنین نقل مى‏کند: – ان اله جعل علیا زوجته و ابناءه حجج الله على خلقه خداوند على و همسر او و فرزندان او را حجت‏هاى خدا بر خلقش قرار داد.
– و هم ابواب العلم فى امتى – آنان دروازه‏هاى علم در امت منند.
– من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقیم آن کس که بوسیله آنها ره یابد به صراط مستقیم هدایت گردد.[۹۶] 

محور اهلبیت
فاطمه (س)محور اهل بیت و نزدیکترین فرد به بیت رسول اله است. ام سلمه گوید روزى پیامبر (ص) در منزل من بود على و فاطمه (س)هم دم در خانه بودند. پیامبر (ص) فرمود اهلبیت مرا صدا بزن. و من على و فاطمه (س)را صدا کردم، وارد شدند وپیامبر آنها را در کنار گرفت. [۹۷] و این خود حکایت از معرفى مصداق اهلبیت دارد .فاطمه (س)وزنه سنگین اهل بیت است و محور علاقه رسول خدا (ص) هر وقت سخن ازمورد محبت بودن کسى در نزد پیامبر (ص) بود فاطمه (س)بر همه آنها مقدم بود. از کسانى که در زیر عبائى گرد آمده ومورد ادعاى پیامبر قرار گرفته‏اند فاطمه (س)از اعضاى مهم آن است پیامبر درباره آنها چنین فرمود اللهم هولاء اهل بیتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیراً. خداوندا اینان اهلبیت من‏اند، پلیدى را از آنان دور دار و آنان را کاملاً پاک و پاکیزه بدار. 

محور اهل کسا
داستان کسا بدینگونه است که روزى رسول خدا (ص) على، فاطمه، حسنین (ع) را در زیر عبائى که خود هم در آن بود گرد آورد. و آیه تطهیر را در شأن آنان خواند که انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً و دعا کرد وفرمود خداوندا اینان اهلبیت و آل محمدند درود و برکات خود را بر اینان قرار داده که تو ستوده و الا مقامى. این حدیث که شأن خاندان پیامبر، فاطمه زهرا (س)، على و حسنین را نشان مى‏دهد از طرق مختلفى از شیعه و اهل سنت نقل شده است بنابر آنچه صاحب کتاب فاطمه الزهرا ء ذکر کرده‏است [۹۸] نویسندگان حدیث کسا بخط خود عبارتند از شیخ عبداله بحرانى در کتاب العوالم العلوم، که در آن خط بیش از ۲۰ تن از علماى بزرگ مثل شهید ثانى، علامه حلى، فخر المحققین، ابن شهر آشوب و دیگر افراد مورد وثوق گردآورى شده است .این حدیث با ۲۹ سلسله سند به جابربن عبداله انصار مى‏رسد و افرادى چون علامه حلى، طبرسى، شیخ طوسى، شیخ مفید و امثالهم بر آن صحه گذارده‏اند که صدق و اتقان سخن شان جاى بحث و وسوسه‏اى نیست و جز اعتماد بر آن گزیرى نتواند بود .
– طبرى در تفسیر الجامع البیان از ۲۵ طریق، سیوطى در تفسیر درالمنثور از ۲۰ طریق درباره این حدیث بحث کرده‏اند.
– و بنابر آنچه علامه سید شهاب الدین تبریزى تحقیق کرده حدیث کسا داراى سندى است که او آنرا بدست آورده و در رساله‏اى کوچک به زبان فارسى آن را نگاشته است. [۹۹] 

اهمیت حدیث و محوریت فاطمه (س)
خداوند خواست حقیقت نورانى و ملکوتى اهلبیت را در حدیث آشکار سازد و آنان را اشرف مخلوقات معرفى کند، و افضل موجودات، اینان اهلبیت پیامبر (ص) معرفى شدند و جان او، در زیر آن عباى کوچک و محدود جهانى گرد آمده بودند (لیس على اللّه بمستنکر – ان یجمع العالم فى واحد) و و رسول خدا در محوریت و ارزش آنان از سوگندهاى غلیظ استفاده کرده بود .در کسا فاطمه (س)محور و اول و آخر آنها بود – معرفى جبرئیل از اهل کسا هم همین نکته را نشان مى‏دهد جبرئیل در معرفى آنها به اهل آسمان و فرشتگان عبارتى بدین شرح داشت: هم فاطمه و ابوها، و بعلها و بنوها.در این معرفى چنان است که گوئى خداى هم دوست داشت نام فاطمه (س)مکرراً ذکر شود و ترجمه عبارت فوق چنین است:
– فاطمه (س)است و پدر فاطمه (س).
– فاطمه (س)است و شوهر فاطمه (س).
– فاطمه (س)است و فرزندان فاطمه (س). و محوریت تعریف روى او دور مى‏زند – نام پیامبر و على و فرزندان یکبار مورد اشاره قرار گرفته و نام فاطمه (س)چند بار. 

محور مباهله
مسیحیان نجران درباره حقانیت اسلام با پیامبر به بحث و جدال پرداختند و نتوانستند حقانیت اسلام را بپذیرند و یاخود را قانع کنند بر این مقرر شد که خاندان و عزیزان خود را در مجلسى گرد آورند و به نفرین گروهى که ناحق است بپردازند. دعوت پیامبر چنین بود: و قل تعالوا، ندع ابنائنا و ابنائکم – و نسائنا و نسائکم – و انفسنا و انفسکم ثم نبهتل فنجعل لعنه الله على الکاذبین [۱۰۰] پیامبر براى حضور در آن مجلس على و فاطمهو حسنین (ع) را بهمراه خود برگزید و در این آیه فاطمه (س):
– از جهتى مصداق فرزند پیامبر است ابنائنا.
– از دیدى مصداق نسائنا است و تنها زنى است که در جریان مباهله حاضر شده.
– و از دید سوم مصداق انفسنا و نفس و جان پیامبر است .
– در مورد گزینش پیامبر این عده را حدیثى بدینگونه داریم از رسول خدا (ص):
– لو علم الله تعالى ان فى الارض عباداً اکرم من على و فاطمه و الحسن و الحسین لامرنى ان اباهل بهم ولکن امرنى بالمباهله على هؤلاء و هم افضل الخلق [۱۰۱]اگر خداى تبارک و تعالى در روى زمین بندگانى گرامیتر از على و فاطمه و حسن و حسین (ع) سراغ مى‏داشت به من دستور مى‏داد که با آنها به مباهله بپردازم ولى او مرا به مباهله فرمان داد بهمراهى این گروه و اینان برترین آفریدگان خدایند. 

محور امامت
فاطمه (س)محور امامت است. خداوند به او مژده داد که از نسلش ۱۱ ذریه پاک و امام پدید آید که همه هدایتگر دوران خود مى‏باشند. [۱۰۲] ام الائمه است و ام الازهار (مادر شکوفه‏هاى و گلهاى اسلام) و هم ام انوار الائمه نام دارد زیرا که نور امامان از او مشتق است .او حامل سرّ مستودع خدا، ولى امر و بقیه الله است. در دعاى حاجتى که به اسم اوست چنین مى‏خوانیم: اللهم انى اسالک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها، و السّر المستود ع فیها – ان تصلى على محمد و آل محمد (ص) و ان تفعل بى ما انت اهله – و ان تقضى حوائجى [۱۰۳] خداوندا از تو مسألت دارم که بحق فاطمه (س)و پدرش، و شوهر و فرزندانش، و سرّ ودیعه نهاده در او، که بر محمد (ص) و آلش درود فرستى، و آنچه خود اهل و سزاوار آنى برایم انجام دهى و حوائجم را برآورده سازى.فاطمه (س)آن زنى است که نور امامان از او پدید آمده و تداوم یافت. در زیارتش مى‏خوانیم: – حلیفه الورع و الزهد – و نفاحه الفردوس – والخلد اللتى شرف مولدها بنساء الجنه – و سللت منها انوار الائمه و ازجت دونها حجاب النبوه و…[۱۰۴] و بدین سان او امامت اسلام را به تاریخ بشریت و به انبیاى گذشته الهى پیوند مى‏دهد. روایات در این زمینه بسیارند و مورد دیگرى را به این شرح ذکر مى‏کنیم: قال رسول الله (ص) فاطمه بهجه قلبى و ابناها ثمره فوادى و بعلها نور بصرى – و الائمه من ولدها امناء ربى و حبله الممدود بینه و بین خلقه…[۱۰۵] پیامبر فرمود فاطمه (س)مایه روشنائى دل من است و فرزندانش میوه دل من هستند و شوهر او نور چشم من است و امامان ازفرزندان او امناى پروردگار من‏اند، و رشته ممدود خدا بین او و خلق خدایند… 

محور سادات
فاطمه (س)محور سادات است. ملیونها نفر در جهان بشریت زندگى مى‏کنند که شجره حسب و نسب شان به فاطمه (س)پیوند مى‏خورند. با آن همه دشوارى و مشکلتراشى خصم در سر راه رشد خاندان پیامبر و با آن همه محدودیت‏ها که در ارتباط با آنان پدید آوردند باز هم نسل او بمیزان و حدودى است که یک فامیل چند ملیون نفرى را تشکیل‏داده و همه آنها از دامان فاطمه (س)بوجود آمدند. و چه بسیار از آنان که ستارگان درخشان این امت در علم و تقوا بوده‏اند.نوع سادات جهان امروز را در نظر آوریم از سادات علوى، فاطمى، حسنى، حسینى، زینبى، زیدى، جعفرى، رضوى، اسمعیلى، موسوى، همه و همه از نسل فاطمه‏اند. پس او چشمه جوشان و فیض الهى است و به تعبیر عالمى در تفسیر سوه کوثر [۱۰۶] معنى خیر کثیر وجود صدها هزار خانواده سیادت است که هر کدام وارث صفاتى از فاطمه‏اند. و چه بسیار از آنها که براى حمایت از دین برخاسته و تا پاى جان به پیش رفته‏اند. پس دامن زهرا (س)دامن فضیلت و خیر و برکت است . 

محور هدایت و پیشوائى
فاطمه (س)محور هدایت است و در جنبه پیشوائى امت. رسول خدا (ص) در پیشرفت آئین خود و اهداف و مقاصد خویش الگوى مردانه بسیار داشت اما در جنبه الگوئى زن عده او بسیار اندک بودند و در آن جمع اندک فاطمه (س)در رأس بود. تشبیهات درباره فاطمه (س)تشبیه زهره‏اى است که در بین کواکب آسمانى درخشان است و جلب نظر کننده. به این حدیث توجه شود.
رسول خدا (ص) فرمود: اهتدوا بالشمس، فاذا غاب الشمس فاهتدوا بالقمر، فاذا غاب القمر فاهتدوا بالزهره فاذا غابت الزهره فاهتدوا بالفرقدین…بوسیله خورشید و ماه و زهره و فرقدان، هدایت یابید در صورت غیبت یکى به دیگرى تمسک جوئید. از او درباره این لغات و اصطلاحات توضیح خواستند. فرمود خورشید منم، و على (ع) چون قمر است، و فاطمه (س)چون زهره، و فرقدان حسن و حسین (ع)…[۱۰۷] و دیدیم که محور این پنج تن فاطمه (س)بود .- در تفسیر آیه ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماماً [۱۰۸] رسول خدا (ص) مقام پیشوائى را درباره خانواده خود پرسید همانگونه که درباره کلمات ازواج و ذریه و قره اعین پرسش کرد. جبرئیل، خدیجه را مصداق ازواج، فاطمه (س)را مصداق ذریه، حسن و حسین (ع) را مصداق قره اعین و على را مصداق امام ذکر کرد. [۱۰۹] و مى‏دانیم که از ذریه او چه نسل پاک و پاکیزه‏اى پدید آمد. در سخنى دیگر رسول خدا خود را به یک درخت، و فاطمه (س)را حامل آن، و على (ع) را عامل لقاح و حسن و حسین (ع) را میوه آن معرفى کرد: انا شجره، فاطمه حملها، و على لقاحها، و الحسن و الحسین ثمارها [۱۱۰]. 

محور دیانت
فاطمه (س)محور دیانت دیروز و امروز بشر است. ببرکت او چراغ اسلام روشن است و در سایه تربیتش فروغ شیعه پر تو افکن – این همه آثار تربیت از وعظها و سخنرانى‏ها، و این همه آموزش‏هاى دینى از تعلیمات و تبلیغات همه از فاطمه (س)است و خیراتش هم به فاطمه (س)بر مى‏گردد.فاطمه (س)زنى است که تحولات جهان تشیع در طول تاریخ، و حتى تحولات جهان اسلام در جنبه حرکت آفرینى و رشد از او منشاء مى‏گیرند. چه بسیارند آثار خدماتى و انسانى که در سایه حیات فاطمه (س)پدید آمده‏اند. این همه آثار دیانت از مساجد و بارگاه‏ها، از حسینیه‏ها و مراکز تبلیغى، این همه مدارس علمى و دینى همه از آثار فاطمه (س)است .او محور عالم عصمت است، محور فضیلت است، محور عفت و تقواست، محور تبلیغ است، محور تلاش پدران درباره دختران است، محور گسترش دین و مذهب است. و او حتى محور و میزان عمل محبان و مبغضان است، یوزن فیها اعمال المحبین لنا و المبغضین لنا [۱۱۱].هم چنین فاطمه (س)محور نجات گنهکاران از دوزخ است، او را فاطمه (س)نامیده‏اند بدان خاطر که خدا او و ذریه‏اش را از آتش دوزخ دور داشته است، البته بدان شرط که خداى را در سایه اعتقاد به توحید و به آنچه من پیامبر آورده‏ام ملاقات کند. (سمیت فاطمه – لان الله فطمها و ذریتها من النار – من لقى الله بالتوحید و الایمان بما جئت به [۱۱۲]). 

محوریت امروز او
فاطمه (س)نه تنها در گذشته بلکه در امروز هم محور است، محور شناخت مخالفان و طرفداران است. اگر او نبود از کجا در مى‏یافتیم که موافق کیست و منافق کیست؟ ممکن چیست غیر ممکن کدام است؟ از کجا مى‏فهمیدیم چه کسى سخن پیامبر را در ولایت رها مى‏کند؟ حق را نادیده مى‏گیرد؟ خداى را به غضب مى‏آورد؟ و…
– امروز هم اگر بخواهیم از دخترى محبوب پدر نام ببریم نام‏فاطمه (س)بر زبان خواهد آمد.
– اگر بخواهیم از زنى موید در زندگى یاد کنیم باید فاطمه (س)را معرفى کنیم .
– اگر بخواهیم از همسرى دلدار سخن بگوئیم چه کسى اصلاح از فاطمه (س)؟
– اگر بخواهیم از زنى مبارز و سیاستمدار در نظام دین یاد کنیم چه کسى برتر از فاطمه (س)؟
– و اگر بخواهیم از مادرى موفق یاد کنیم زبده‏ترین از فاطمه (س)چه کسى تواند بود؟
او محور نگرش‏ها براى کسب تکلیف و وظیفه آموزى براى همه دختران، همسران، مادران و مدیران کانون خانوادگى و همه زنان صالحه و قانته است. با اعتماد و یقین مى‏توان از او درس وظیفه آموخت.
پاورقی های قسمت سوم
۱- ج ۱ سیره ابن هشام .————۲- سیره حلبیه ج ۱، ص ۱۳۲٫ ————۳- ص ۱۳۱ معالم العتره النبویه. ————۴- ص ۱۳۹ کشف الغمه ج ۲٫ ————۵- ص ۲۷۹ سفینه ج ۱٫ ————۶- همان مدرک. ————۷- ص ۵۵ الزهراء. ————۸- ص ۱۰بحار ج ۱۶٫ ————۹- ص ۳۰۲ تذکرهالخواص. ————۱۰- مسند احمد ص ۱۱۷٫ ————۱۱- ص ۳۰۲ تذکره الخواص. ————۱۲- عوالم العلوم و المعارف ج ۶ ص ۱۰٫ ————۱۳- ص ۱۷ انوار البهیه. ————۱۴- ص ۱۲۹ منتهى الامال. ————۱۵- کشف الغمه ج ۲ ص ۱۳۹٫ ————۱۶- احقاق الحق ج ۱۰ ص ۱۲ و منابع دیگر . ————۱۷- امالى صدوق ره. ————۱۸- زندگانى حضرت زهراء (س)————۱۹- ص ۳۱ منتهى الامال. ————۲۰- کامل التواریخ ج ۲، ص ۳۴۱٫ ————۲۱- ص ۱۰۱ – الزهراء————۲۲- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۸۰۹٫ ————۲۳- ص ۱۴۳ روضه الواعظین ج ۱————۲۴- ص ۴۱۴ خصال صدوق، ج ۲٫ ————۲۵- ص ۱۵ بحارالانوار ج ۲۳٫ ————۲۶- بحارالانوار ج ۴۳ ص ۱۰٫ ————۲۷- ص ۱۹۱ الزهراء. ————۲۸- ج ۳ مناقب ابن شهرآشوب ص ۳۵۷ و ص ۸۶ نخبه البیان فى تفصیل سیده النسوان. ————۲۹- آیه ۴ – سوره قلم. ————۳۰- عبدالعظیم ربیعى. ————۳۱- انوارالتنزیل – آیات آخر سوره تحریم. ————۳۲- بحار ج ۴۳ ص ۹۱٫ ————۳۳- آیه ۸ سوره نجم. ————۳۴- ص ۴۳۶ ینابیع الموده . ————۳۵- ص ۴۱ ذخائر العقبى. ————۳۶- ص ۱۳۲ منتهى الامال. ————۳۷- ص ۵۲۲ اسد الغابه ج ۵٫ ————۳۸- آیه ۱ سوره قدر. ————۳۹- آیه ۱ سوره کوثر. ————۴۰- آیه ۵۴ سوره آل عمران. ————۴۱- آیه ۳۳ – تطهیر. ————۴۲- شرف المؤید ص ۷٫ ————۴۳- ص ۱۹۸ در المنثور ج ۵ – ص ۱۲۴ ینابیع الموده. ————۴۴- همان آیه تطهیر. ————۴۵- آیه ۹ حشر. ————۴۶- سوره دهر آیه ۸٫ ————۴۷- آیه ۱۱ سوره انسان . ————۴۸- آیه ۲۳ سوره شورا. ————۴۹- آیه ۲ سوره شمس. ————۵۰- آیه ۹ قیامت. ————۵۱- آیه ۵ انسان. ————۵۲- آیه ۱۹ سوره رحمان. ————۵۳- ص ۷۶ کشف الغمه ج ۲٫ ————۵۴- بحار ج ۴۳ ص ۲۴٫ ————۵۵- ص ۲۱۹ کنزالعمال ج ۶٫ ————۵۶- ج ۱ مناقب ص ۴۶۲٫ ————۵۷- ص ۲۲۹ خصایص. ————۵۸- بحار ج ۸ کمپانى ص‏۱۱۱٫ ————۵۹- ص ۹۲ الزهراء. ————۶۰- ص ۱۳۵ کشف الغمه. ————۶۱- ص ۱۳۷ کشف الغمه. ————۶۲- ص ۱۳۳ المختصر. ————۶۳- آیه ۱۳۹ سوره نساء. ————۶۴- آیه ۲۶ سوره آل عمران. ————۶۵- ص ۱۶ بحار ج ۲۵٫ ————۶۶- ص ۱۲۶ ج ۹ – المیزان. ————۶۷- ص ۱۳ بحار ج ۴۳٫ ————۶۸- آیه ۲ سوره طلاق. ————۶۹- آیه ۱۰۵ سوره مائده. ————۷۰- مناقب خوارزمى ج ۱ ص ۵۲٫ ————۷۱- مستدرک حاکم ج ۳ ص ۱۵۳ و ص ۱۱۳ الزهراء. ————۷۲- ص ۲۲ بحار ج ۴۳٫ ————۷۳- ص ۲۲ بحار ج ۴۳٫ ————۷۴- اسدالغابه ج ۵ ص ۵۲۲٫ ————۷۵- زندگانى حضرت زهراء. ————۷۶- آیه ۴۲ سوره زمر. ————۷۷- آیه ۱۱ سوره سجده . ————۷۸- آیه ۴۴ سوره زمر. ————۷۹- آیه‏۲۵۵ سوره بقره. ————۸۰- آیه ۲۸ سوره انبیاء. ————۸۱- ص ۹۲ الزهراء. ————۸۲- ص ۲۰ ریاحین الشریعه ج ۱٫ ————۸۳- ص ۹۷ بحار ج ۲۵٫ ————۸۴- با توجه به حدیث کسا . ————۸۵- بحار ۴۳ ص ۳۶٫ ————۸۶- ص ۶۵ ریاحین الشریعه ج ۱٫ ————۸۷- ص ۲۱۳ بحار ج ۳۶٫ ————۸۸- ص ۲۰۳ ریاحین ج ۱٫ ————۸۹- تحفه الزائر. ————۹۰- زندگانى حضرت زهرا (س). ————۹۱- انى تارک فیکم الثّقلین… ————۹۲- قل لما اسئلکم علیه اجرا… ————۹۳- فاطمه الزهراء ترجمه صادقى ص ۶۱٫ ————۹۴- سخنان على در مسجد به هنگام خطبه فاطمه (س). ————۹۵-ص ۱۴۳ ج ۱ – روضه الواعظین. ————۹۶- ص ۵۸ ج ۱ شواهدالتنزیل – حافظ حسکانى. ———— ۹۷- مسند احمد بن حنبل ص ۳۲۳٫ ————۹۸- ص ۲۹۲ – الرحمانى. ————۹۹- الذریعه ج ۶ ص ۳۷۸٫ ————۱۰۰- آیه ۶۱ سوره آل عمران . ————۱۰۱- ص ۱۳۱ ینابیع الموده. ————۱۰۲- دلایل الامامه ابن جریر ص ۱۸٫ ————۱۰۳- ص ۱۳۴ منتهى الامال ج ۱٫ ————۱۰۴- تحفه الزائر – مجلسى. ————۱۰۵- ص ۶۶ فرائد السمطین ج ۲ به نقل از امام حسین (ع). ————۱۰۶- فخر رازى . ————۱۰۷- ص ۵۹ شواهد التنزیل – از جابر. ————۱۰۸- آیه ۷۴ سوره فرقان. ————۱۰۹- شواهد التنزیل ج ۱ص ۴۱۶٫ ————۱۱۰- احقاق الحق ج ۹ ص ۱۵۷٫ ————۱۱۱- ص ۱۰۷ مقتل الحسین – خوارزمى . ————۱۱۲- ص ۱۸ بحار ج ۴۳٫ قسمت چهارم :::::::: 

شخصیت فاطمه
بانوى بزرگ اسلام، حضرت فاطمه سلام الله علیهامظلومه زمان خویش و همه سده‏ها و قرن‏هایى است که تاکنون بر عالم اسلام‏گذشته است. این مرکز و قطب اهل بیت در سخنان پیامبر(ص) و نیز رفتارهاى آن حضرت‏با وى به خوبى معرفى شده است; به طورى که در جوامع روایى شیعه و سنى، بازتاب‏برجسته و گسترده‏اى دارد و همه محدثان و فقیهان به این سخنان و رفتارهاى‏پیامبر(ص) در معرفى دختر بزرگوارش به دیده اعجاب نگریسته‏اند. در این مقاله، گوشه‏اى از شخصیت صدیقه کبرى(س)را در آیینه گفتار و کردارنبوى(ص) در چهار قسمت مى‏نگریم:
۱) رضا و غضب فاطمه(س)*********۲) مقام فاطمه زهرا(س)در روز مباهله ********۳) مقام فاطمه زهرا(س)در روز قیامت*********۴) مظلومیت على(ع) در شهادت فاطمه(س). تکیه ما در این نوشتار، بر مجامع روایى و تفسیرى اهل سنت است، چرا که: خوش‏تر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران
رضا و غضب فاطمه(س)
محدثان و فقیهان بزرگ اهل سنت از پیامبر(ص) نقل کرده‏اندکه فرمود: «فاطمه بضعه منى من اغضبها فقد اغضبنى; فاطمه پاره تن من است هر کس‏او را غضبناک کند مرا به خشم آورده است‏». این روایت دو جنبه دارد: سند و محتوى (جنبه دلیلى و مدلولى) در این جا به این‏دو جنبه اشاره‏اى مى‏کنیم: 

سند روایت
این روایت از نظر سند، صحیح اعلایى است; یعنى هیچ مناقشه‏اى در آن‏نیست. «ذهبى‏» یکى از منتقدان بزرگ، مى‏گوید: این روایت صحیح است. وى هم چنین روایت ذیل را هم صحیح مى‏داند که: «ان الرب‏یرضى لرضا فاطمه و یغضب لغضب فاطمه; همانا خداوند متعال به رضایت فاطمه راضى‏مى‏شود و از خشمگین کردن او به غضب مى‏آید.» صحیحى که ذهبى آن را صحیح بداند ویا بخارى به صحت‏اش اعتراف کند، به همه «اهل سنت‏» حجت است. پس روایت‏بى‏هیچ تردیدى در حد تواتر اجماعى و مقطوع است. 

محتواى روایت
مدلول و محتواى این روایت چیست؟ آن روایت که «فاطمه بضعه منى‏من اغضبها فقد اغضبنى‏» مقدمه است‏براى روایت دوم که مى‏فرماید «ان الرب یرضى‏لرضا فاطمه و یغضب لغضب فاطمه‏». رضا و غضب چیست؟ از کجا پیدا مى‏شود و به کجا مى‏رسد؟ در زندگى نباتى انسان، دوقوه است: یکى قوه جذب ملائمات و دیگرى قوه دفع مناصرات، قوام موجود زنده به این‏است. این دو قوه در زندگى حیوانى از صورت جذب و دفع درمى‏آید و به صورت رضا وغضب مى‏شود، این رضا و غضب در محدوده حیوانى از طبع، مدد مى‏گیرد اما در حیات‏انسانى از عقل و اندیشه ناشى مى‏شود، به عبارت دیگر رضا و غضب انسان از عقل‏سرچشمه مى‏گیرد. 

مقام عقل:
مقام عقل، یک مرتبه و جاى‏گاه از رشد آدمى است، در این مرتبه،کردارها و موضع‏گیرى‏هاى انسان از حالت جذب و دفع حیوانى و طبعى، بیرون مى‏آید وبه محک عقل و اندیشه مى‏خورد. رسیدن به مرحله «آدمیت‏» آن جاست که همه کارهاى‏انسان از جمله رضا و غضب او از عقل سرچشمه بگیرد. در تمام عمر اگر یک باررضاى انسان از عقل سرچشمه بگیرد همان یک بار آدم است، بار دوم باز حیوان است. عاقل شدن به این حد که رسید اگر همیشه نه فقط یک بار و دو بار رضا و غضب‏او هر دو از عقل مایه بگیرد او انسانى عقلانى است، زیرا که «یرضى لرضا العقل ویغضب لغضب العقل‏».
مقام عصمت‏خاتمى:
فوق مرتبه عقل، مقامى است که اراده انسان در اراده خدا فانى مى‏شود، در این‏صورت، غضب و رضایت او از رضایت و غضب خداست: «یرضى لرضا الرب، یغضب لغضب الرب‏» انسانى که به این مقام رسیده همه چیزش ازحضرت حق است، اگر زندگى و حیات و زن و فرزندانش را از او بگیرند، غضب‏اش از خدااست و اگر همه آن‏ها را نیز به وى بازگردانند، رضایت او به ضایت‏خدا است. این همان مقام «عصمت‏خاتمى‏» است; یعنى عصمت آن موجود کاملى که در عالم وجودنظیرش نیست‏یعنى کسى که حب و بغض در حب و بغض خدا محو شده است; یعنى دوستى ودشمنى‏اش، مطابق دوستى و دشمنى خدا است، این چنین انسانى به هوا و هوس نطق‏نمى‏کند و سخنى جز آن چه که حق مى‏گوید بر زبان نمى‏راند: «و ما ینطق عن الهوى‏ان هو الا وحى یوحى‏». از این مرحله تعبیر مى‏شود به «عصمت‏خاتمى‏»، که غیر ازعصمت ابراهیمى و عصمت‏یونسى است. صمت‏یونسى، هرچند عصمت است اما عصمتى است که‏«وذاالنون اذ ذهب مغاضبا» دارد و نیز باید بگوید: «لا اله الا نت‏سبحانک انى‏کنت من الظالمین‏». یوسف، داراى عصمت است اما «لولا ان راى برهان ربه‏» آن‏برهان رب، عصمت است. یا باز هم مى‏گوید: «اذکرنى عند ربک‏» تا بعد بگویند درزندان درنگ کن. ختمى شدن براى حب و بغض خدا منحصر به خاتم است، وقتى به این حدو مقام رسید مى‏توانیم بگوییم: «یرضى لرضا الرب، یغضب لغضب الرب‏».
مقام صدیقه کبرى(س)
گاهى گفته مى‏شود: «یرضى لرضا الرب، یغضب لغضب الرب‏» لام‏از طرف مى‏آید تاثیر مى‏کند در رضا و غضب و مى‏شود آن عصمت کبرى، اما گاهى درافق اعلا گام مى‏گذارد و لام از این طرف مى‏آید که: «ان الرب یرضى لرضا فاطمه ویغضب لغضب فاطمه‏» آن نکته سخن فاطمه شناس جهان، حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام معلوم مى‏شود که فرمود: «انما سمیت فاطمه فاطمه لان الناس فطموا عن‏معرفتها; فاطمه از آن رو فاطمه نامیده شد که مردم از شناخت معرفت او عاجز وجدا شده‏اند. » 

نتیجه:
پس هر کس فاطمه را غضبناک کند، غضب خدا بر او نازل مى‏شود و به هلاکت مى‏افتدچون: «ومن یحلل علیه غضبى فقد هوى; هر کس خشم من بر او فرود آید قطعا در هلاکت‏افتاده است‏».(سوره طه، آیه‏۸۱) بخارى، بزرگ‏ترین فقیه و محدث اهل سنت در«صحیح‏» خود مى‏گوید: در زمان حیات فاطمه(س)برخى وى را به غضب آوردند و آن‏بانو در طول شش ماهى که بعد از رحلت‏حضرت رسول(ص) زنده بود با آن افراد، ازفرط خشم، سخن نگفت. از همین رو بود که به على علیه السلام وصیت کرد که مراشبانه دفن کن. ما که مسلمان‏ایم و دائما رحمت‏حضرت حق را مى‏طلبیم و از خشم وغضب او ترسناکیم و در نمازهاى هر روز خود از خدا مى‏خواهیم که ما را به صراطمستقیم و به راه نعمت داده‏شدگان هدایت کند و از راهى که غضب شدگان در آن فروغلتیدند باز دارد، باید مواظب باشیم که فاطمه سلام الله علیها و اهل بیت‏پیامبر(ص) را نرنجانیم و به راه غضب شدگان، گام برنداریم.
مقام صدیقه کبرى(س)در روز مباهله
فخر رازى در تفسیر خود به نام «التفسیرالکبیر» و امام المفسرین زمخشرى در «کشاف‏» و قاضى بیضاوى، که همگى ازمفسران بزرگ اهل سنت هستند، در ذیل آیه «مباهله‏» نکته‏هاى قابل توجه‏اى‏آورده‏اند، هم چنین پیشوایان حدیثى اهل سنت، همانند مسلم، ترمذى، ابن منذر،حاکم نیشابورى و جلال الدین سیوطى، به قضیه «مباهله‏» به طور جدى پرداخته‏اند. بدین صورت که همگى از محدث و مفسر اتفاق نظر کرده‏اند بر این که وقتى‏پیغمبر در مباهله با نصاراى نجران بیرون آمد، عباى سیاهى بر اندام آن حضرت‏بود، حسین(ع) را در بغل گرفته بود، سیدالشهداء در آن زمان در سنى بود که راه‏مى‏رفت ولى پیامبر(ص) او را در آغوش گرفته بود و دست‏حسن(ع) در دستش، حضرت(ص)در جلو حرکت مى‏کردند. پشت‏سر او فاطمه زهرا و پشت‏سر فاطمه على بن ابى‏طالب. حق این بود که فخر رازى، زمخشرى، قاضى بیضاوى، حاکم نیشابورى و جلال الدین‏سیوطى در تمام خصوصیات قضیه نظر مى‏دادند، چون ارزش یک محدث و فقیه، فقط به‏روایت نیست، بلکه به درایت هم هست. اساس در دین بر تفقه است، زیرا بالاترین‏کمال‏ها تفقه در دین است: «الکمال کل الکمال التفقه فى الدین‏» حقیقت تفقه هم این است که در تمام‏افعال و اقوال و خصوصیات دقت‏شود و سپس نتیجه‏گیرى صورت پذیرد. این همان‏پیغمبرى است که «و ما ینطق عن الهوى‏». این همان کس است که «و ما آتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا»، این‏همان کس است که سنت او تنها قول او نیست‏بلکه فعل و تقریر و تمام کردارها وحرکات‏اش سنت و قابل پیروى است. همه کارها و احوال او مرتبط است‏به مقام «فدنى فتدلى فکان قوب قوسین اوادنى‏». این خلاصه عالم و پیغمبر خاتم و جوهر وجود و فرد اول عالم کون هر نگاه و یاکردارش دنیایى از حکمت و معارف است. حرکت آن حضرت(ص) در روز مباهله، معناى عمیقى دارد: خود حضرت در جلو، فاطمه دروسط و على(ع) پشت‏سر. معناى این عمل آن است که فاطمه برزخ بین نبوت کبرى وولایت عظما است، معناى این عمل آن است که فاطمه، قطب و مرکزى است‏بین مقام وحى‏اعظم و مقام تبلیغ وحى و مقام تفسیر وحى. در پیش روى فاطمه تبلیغ وحى است پشت‏سر او تفسیر وحى است. رئیس اسقف‏هاى نصارا وقتى که این وضع را دید، گفت: چهره‏هایى رو به ما مى‏آورند که اگر بخواهند کوه را از ریشه مى‏کنند، و اگر دست‏به دعا بردارند، از تمام نصارا، یک نفر بر روى زمین باقى نخواهد ماند، پس به‏هیچ قیمت اینان نباید دست‏به دعا بردارند. اى کاش که فهم اسقف نصرانى با نقل فخر رازى توام مى‏شد و مصیبت این است که‏روایت از فخر رازى است ولى درایت از اسقف نصرانى. معناى این جمله این است که‏عمل من انعکاس وحى است و وحى این چنین است: «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من‏العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابناءکم و نسائنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم‏ثم نبتهل; پس هر که در این باره، پس از دانشى که تو را حاصل آمده با تو محاجه‏کند، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک‏و شما خویشان نزدیک خود را فراخوانیم، سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بردروغگویان قرار دهیم.» نکته قابل توجه در این قضیه آن است که پیامبر(ص) به‏على(ع) و فاطمه(س)و حسن و حسین(ع) فرمود: «اذا دعوت فامنوا; هرگاه که من‏دعا کردم شما آمین بگویید». معناى این جمله آن است که دعاى من (پیامبر) مقتضى‏است اما شرط فعلیت آن، نفس فاطمه و اهل بیت(ع) است. باید آمین آن‏ها به دعاى من‏ضمیمه بشود. پس وحى و سنت چنین است که دعاى اهل بیت‏شرط است و مقتضى بى‏شرط محال است تاثیر کند. اگر دست پیغمبر(ص) بالا مى‏رود باید چهار دست دیگر همراه‏آن به طرف آسمان بالا برود. زمخشرى سپس مى‏گوید: این قضیه دلیل محکم و استوارى است‏بر فضل اصحاب کساء وبرهانى است‏بر نبوت پیامبر(ص) . 

مقام فاطمه(س)در روز قیامت
ابن حجر در «لسان‏» و حافظ ذهبى در «میزان‏»،که هر دو از بزرگان نقل و نقد حدیث اهل سنت هستند، نقل کرده‏اند که «نخستین‏کسى که وارد بهشت مى‏شود، فاطمه(س)دختر محمد(ص) است.» فرق بین دنیا و آخرت‏این است که دنیا عالم غلبه ملک بر ملکوت و بطون بر ظهور است. بر همین اساس درنشئه دنیا سیرت‏ها تابع صورت‏ها است و صور حاکم بر سیر است. سیر، منوى است، نیت‏است: «لکل العلم ما نوى‏». ممکن است کسى در باطن گرگ باشد اما در صورت انسان است و از این نظر با انسان‏کامل فرق ندارد، ریشه‏اش همان است که: «فسبحان الذى بیده ملکوت کل شى‏ء» و این‏نشاه که نشاه ملک است، ملکوت مقهور است ولکن در آخرت منقلب مى‏شود «و برزوالله الواحد القهار; مردم در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند.» و همه چیزظاهر خواهد شد. در این آیه شریفه، کلمه «وبرزوا» نکته لطیفى در آن نهفته‏است. در جاى دیگر مى‏فرماید: «و یحشرون على وجوههم; محشور مى‏شوند مردم به یکى‏از این وجوه:» «وجوه یومئذ ناضره الى ربها ناظره; در روز قیامت، چهره‏هایى‏شاداب‏اند و به سوى پروردگار خود مى‏نگرند.» آرى، اینان نه رو به زمین یا جنت وفردوس و یا.. . بلکه به روى حضرت حق، مى‏نگرند. آن کس هم که گفت: «ما عبدتک‏خوفا من عقابک و لاطمعا فى ثوابک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک‏» این باطن هم درآن عالم وقتى حشر بشود مى‏شود «وجوه یومئذ ناضره الى ربها ناظره‏»، «ذلک‏الیوم الحق‏»، «الملک یومئذ الحق‏». آن روز، ملک فقط حق است و یوم، یوم حق‏است. وقتى این شد، اولیت دخول در بهشت‏براى چه کسى است؟ براى شخص اول در وجوداست و او باید برترین شخص در انسانیت‏باشد. از طرف دیگر، از نظر عقلى و نقلى‏ممکن نیست کسى جلوتر از حضرت ختمى مرتبت(ص) وارد بهشت‏بشود، چون آن حضرت، ازنظر صورت، سیرت، عمل و رفتار، برترین انسان روى زمین است. پس چرا در این روایت‏آمده است که حضرت صدیقه(س)اولین کسى است که وارد بهشت مى‏شود؟ در این جا بایدگفت که بین عقل و نقل تناقض نیست و عقلا هم همان‏طور است که اول کسى که واردمى‏شود فاطمه است، زیرا فاطمه، عین پیغمبر و با او متحد است.
ورود فاطمه یعنى‏ورود پیغمبر و غیر از این نمى‏شود. در این روایت راز عجیبى نهفته است که ما این راز را به کمک روایت‏هایى که درکتاب‏هاى حدیثى عامه آمده، مى‏گشاییم: عایشه مى‏گفت: هر وقت آرزو داشتم راه رفتن پیغمبر را ببینم به فاطمه نگاه‏مى‏کردم. راه رفتن، نگاه کردن، منطق، چهره، حرف زدن و خلاصه، وجود او عین وجودپیامبر(ص) بود. پیامبر(ص) ابتدا فرمود: «بضعه منى; فاطمه پاره تن من است‏». وقتى پاره تن‏اوست، پیغمبر باید اول شخص باشد بعد بالاتر از آن را گفته و فرموده است: «روحى‏التى بین جنبى‏». پس اولین کسى که وارد بهشت مى‏شود، شخص اول عالم وجود است ولکن خدا مى‏خواهدنشان بدهد که این دخترى که آن چنان آن پدر شد که اگر من سوره طه نازل کردم وگفتم «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقى‏» این همان دخترى است که با آن پدر درمسابقه با معنا به آن جا رسید که: «قامت فى محرابها حتى تورمت قدماها» اگراین شد، پس این شخص، شخص پیغمبر است. حالا کیفیت چه بود؟ حال، کیفیت ورود آن حضرت به صحراى محشر چگونه است؟ شیخ‏صدوق به سه سند در «عیون‏» از امام على بن موسى الرضا نقل مى‏کند ولى ما دراین جا از کتاب‏هاى شیعه استمداد نمى‏کنیم. فقط از عقل و کتاب و سنت قطعى در نزدعامه و خاصه استنتاج مى‏کنیم. کیفیت ورود آن حضرت(س)در محشر این چنین است که: «علیها حله الکرامه عجنت‏بماء الحیوان‏». حله کرامت چیست؟

سایت www.maximumtechnic.com بخش ( ۱۴ منظومه معصوم(
فرزین نجفی پور  : مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

فراخوان برای ساخت کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک با جایزه هر ماهه برای یک کلیپ

بدینوسیله فراخوان تهیه کلیپ ویژه سایت ماکزیمم تکنیک توسط تمامی کابران سایت اعلام میگردد. شرایط ساخت ...