خانه / زمینه ساز ظهور / زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س قسمت پنجم

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س قسمت پنجم

بسمه تعالی
زندگینامه حضرت فاطمه زهرا س
افتخاری دیگر از سایت ماکزیمم تکنیک . www.maximumtechnic.com
زندگینامه حضرت زهرا س 

قسمت پنجم
فاطمه (س)در صدمه این امور دچار اشک و آه و ناله گشت. وضع او همانند وضع کسى شد که از معشوق خود دور افتد و در عین حال صدمات و لطمات وارده بر اسلام دل او را بلرزانند و بدانگونه که توصیف کرده‏اند پیش بینى پیامبر در اشک ریزى فاطمه (س)در بیت‏الاحزان محقق شد و او قرین و همدم اشک‏ها شد.گویند پیامبر روزى در حال مگر چنان گریست که محاسنش از اشک‏تر شد، از او علت گریه را پرسیدند فرمود: ابکى لذریتى و ما تصنع بهم شرار امتى من بعدى کأنّى بفاطمه بنتى و قد ظلمت بعدى و هى تنادى یا ابتاه فلا یعنیها احد من امتى [۲۶] براى نسل و ذریه‏ام مى‏گریم که شروران امتم بعد از من با آنها چه‏ها خواهند کرد، گوئى فاطمه (س)را مى‏بینم که مظلوم واقع شده و فریاد یا ابتاه او بلند است و احدى از امتم او را یارى نمى‏کند…
اذان بلال ::جلوه‏اى دیگر از رابطه محبت‏آمیز او رابا پدر در واقعه پس از مرگ پیامبر مى‏بینیم آن هم به هنگام اذان گفتن بلال – مى‏دانیم بلال پس از وفات رسول خدا (ص) در صف مخالفان سقیفه قرار گرفت و بعنوان اعتراض ترک اذان گفت و از مدینه خارج شد. روزى به مدینه برگشت و درب خانه على (ع)را آتش زده و فاطمه (س)را در بستر یافت و از این ماجرا شدیداً متعجب گشت و علت را پرسید. و ماجرا را به او خبر دادند و طبیعى است که شنیدن این واقعه دل او را بلرزاند و او را متأثرتر سازد.ظاهراً فاطمه (س)پیامش داد که دوست دارد صداى اذان او را بشنود، بدینوسیله خاطره پیامبر (ص) را تجدید کرده و خود را آرامش بخشد بلال به مسجد رفت و اذان گفت. وقتى به نام پیامبر (ص) رسید حسنین (ع)دویدند که بلال بس کن، مادر ما از شنیدن نام پیامبر (ص) مدهوش گردیده است و بلال مجدداً ترک اذان گفت ولى این بار بخاطر جلوگیرى از آزار دل فاطمه (س)و احیاى غم و درد او، و اى کاش خصم فاطمه (س)به این میزان حمیت و انسانیت داشت .
بر سر مزار پدر ::فضه گوید او روزى بر سر مزار پدر رفت و مشتى از خاک برداشت و استشمامش کرد و چنین فرمود: بر آنکس که خاک مزار رسول خدا را استشمام کند حق است که در طول زمان از بوى عطر و عود بى‏نیاز گردد. مصائبى بر من وارد شدند که اگر بر روزگاران وارد مى‏شدند آنرا به شب بدل مى‏ساختند (حقیق على من شمّ تربه احمد ان لا یشمّ مدى الزمان غوالیا صبت على مصائب لو انهاصبت على الایام صرن لیالیاً).بر سر مزار پیامبر (ص) شکوه از دو نان کرد و از فراق سخن گفت و متذکر آن شد که تنها و حیران است، فریادش در گلو شکسته و قدرت و توانش به پایان آمد، حزن او بسیار است، شوقش به دیدار پیامبر (ص) بى‏پایان. [۲۷] او در شرایطى بود که غم و اندوه او را از درون مى‏خوردند و کثرت تأثرات به ههمراه مرارت‏ها و صدمات جسمانى زمینه را براى مرگ زودرس او فراهم ساختند آرى، فاطمه (س)از دنیا رفت در حالیکه جوان بود . 

فاطمه و همسر :::::::::
ازدواج در اسلام::ازدواج امرى محبوب و نوعى تن دادن به سنت آفرینش است. نظام آفرینش براساس زوجیت است منفرد ماندن نوعى دور ماندن از این نظام است. بدون ازدواج وصول به کمال مقدر میسر نیست آدمى اگر علامه زمان باشد و دائماً در مسیر رشد و تحول، مادام که ازدواج نکرده است کامل نیست .چه بسیارند اهداف و مقاصد عالیه‏اى که تنها در سایه‏ازدواج میسر مى‏شوند مثل آرامش و سکون که براى تصمیم‏گیرى‏هاى معقول آدمى نقشى اساسى ایفا مى‏کنند و یا تولید نسل که در سایه آن با حفظ شرایط زمین خدا پر بار مى‏گردد. و بر اثر آن عبادت‏ها رشد و کمال مى‏یابند و عمل آدمى در عبادت، او را در ردیف قدیسین و مقربان قرار مى‏دهد که دو رکعت نماز متاهل از ۷۰ رکعت نماز افراد مجرد برتر است و بالاتر. [۲۸]آنچه که در ازدواج مهم است وصول به حیات مشترکى است که در آن رنگ و بوى انسانیت باشد و الحق موجبات رشد و تکامل آدمى را براى او میسر سازد. و گرنه ازدواجى که موجب دغدغه خاطر گردد به زحمتش نمى‏ارزند. اگر در بحث مربوط به فاطمه (س)سخن از ازدواج است از آن نوعى است که در آن رشد و کمال، همدلى و انس بچشم مى‏خورد و آگاهى از کیفیت و رمز و رازش مى‏تواند درس‏آموز باشد.
ازدواج فاطمه (س)::او ازدواجى دارد آگاهانه و هدفدار، گزینش شده و اندیشیده که بنایش استوار است بر اتکاى به صفات انسانى و اخلاقى و ایمان، مرد و زن همتاى هم و یا به زبان عادى و جارى همسرند، یعنى همشأن و هم رتبه، چیزى که در اسلام از آن به کفویت و همتائى یاد شده است .فاطمه (س)تن به ازدواجى مى‏دهد که حاصل آن رشد و کمال باشد نه سقوط و انحطاط و افت کردن، ازدواجى را طلبید و پذیرفت که او را در نیل به اهداف انسانى او کمک رساند، و پایه‏هاى ستبر ایمان و عقیده‏شان را استوارتر سازد. در آن ارضاى هوس زرق و برق مادیت نبود و یا دستیابى به جلال و جبروت ظاهر مطرح نبود.فاطمه (س)ازدواجى کرد که داراى بار تقوا باشد، اگر چه از نظر مادیت در سطحى نازل و حتى فروتر از حد معمول است. او به دختران درس داد که در ازدواج به دنبال معیارهائى بروند که زندگى سازند، نه اسم و رسم آفرین. در انتخاب همسر شرافت و ایمان و تقوا را مد نظر قرار دهند، نه دارائى و ثروت مکنت را، که اگر فاطمه (س)آن را مى‏خواست برایش از هر جهت آمده و میسر بود، و ما در همین بحث به آنها اشاره خواهیم داشت .
سن ازدواج او ::بد نیست نخست در این مورد هم اشاره‏اى داشته باشیم که مسأله‏اى بحث‏انگیز است. آنچه که در عرف و در بین عامه مردم شایع است و حتى گروهى از مورخان شیعه بدان اشاره دارند این است که او در حین ازدواج ۱۰ سال اول عمر را به پایان برده بود. امکان وقوع چنین امرى محال و حتى داراى استبعاد عقلى هم نیست. زیرا از نظر اسلام شرط ازدواج از یک سو رسیدن به مرحله بلوغ شرعى (پایان ۹ سال قمرى) و از سوى دیگر وصول به مرحله رشد است و این هر دو در فاطمه (س)وجود و حضور داشته‏اند.اما مورخان دیگر سنین دیگرى را هم براى تاریخ و سن ازدواج فاطمه (س)ذکر کرده‏اند. از جمله ابوالفرج اصفهانى در کتاب خود سن فاطمه (س)را در ازدواج ۱۸ سال ذکر کرده و ابن حجر هم در کتاب الاصابه همین سن را براى فاطمه (س)مطرح نموده است .صاحب کتاب الاستیعاب سن فاطمه (س)را در حین ازدواج حدود ۱۵ سال و نیم ذکر کرده که در آن زمان از سن مولا امیرالمؤمنین (ع)۲۱ سال و ۵ ماه گذشته بود. مرحوم آیه الله محسن امین سن فاطمه (س)را چهارده سال ذکر نموده و دیگران هم حدود ۱۷ سال و کمتر را گفته‏اند. طوسى در مصباح المتهجد ۱۳ سال نوشته (ص ۵۶۱) ولى به نظر مى‏رسد که با توجه به سخنان بزرگان تشیع مثل مرحوم شیخ مفید و دیگران بتوانیم سند ۱۴ – ۱۶ سال را بپذیریم که هم به سند نزدیکتر است و هم از نظر رشد به عقل و اندیشه و صواب، که در همه حال خدا داناتر است و غرض از این سخن آن بود که پاره‏اى از استبعادهاى ذهنى را مخصوصاً در مسأله حمل و زاد و ولد طرد کنیم .
خواستگاران فاطمه (س)::ازدواج فاطمه (س)در مدینه صورت گرفت، مدینه در آن روزگار پایتخت حکومت اسلام و پیامبر (ص) حاکم آن و در اوج قدرت و امکان بود چهره‏اى بود شناخت شده و مورد اعتقاد مردم و طبیعى است که در چنان صورتى علقه مردم را به داشتن پیوند با رسول خدا (ص) لااقل براى دستیابى به قدرت و آبرو بسیار باشد و خواستگاران ازدواج با فاطمه (س)متعدد، بویژه که دو دختر قبلى پیامبر (ص) هم همسر مردانى سرشناس بودند. دو پسر ابولهب داماد پیامبر (ص) بودند و دو دختر پس از جدائى و رهائى‏شان از آنان یکى پس از دیگرى با عثمان مرد مالدار و ثروتمند قریش ازدواج کرده بودند.ابوبکر و عمر، هر کدام جداگانه خواهان فاطمه (س)شدند و خواست خود را با پیامبر (ص) در میان نهادند. [۲۹] عثمان هم از سوئى دیگر این درخواست را کرده بود و رسول خدا (ص) فرمود در این راه منتظر حکم خداوند است و بدین سان آنها را از ازدواج با فاطمه (س)مأیوس ساخت عبدالرحمن عوف که از ثروتمندان به نام بود مدعى شد که اگر فاطمه (س)را به من تزویج کنند یکصد شتر که بارشان کتان مصرى باشد، با خانه‏اى ببهاى ۱۰ هزار دینار مهریه او خواهد کرد و پیامبر (ص) روزى مشتى سنگریزه از زمین برداشت و به سوى آنان پرتاب کرد که شما فکر مى‏کنید من برده ثروتم؟ کسى که بتواند سنگریزه را مروارید کند این ثروت‏ها براى او مهم نیستند من یقدر على هذا لایهمه کثره المهر [۳۰].در پاسخ بسیارى از آنان مى‏فرمود: فاطمه (س)هنوز کوچک است، من منتظر قضاى الهى هستم [۳۱]، من منتظر وحى هستم، [۳۲] و مسأله ازدواج فاطمه (س)را به مقام ربوبى ارتباط داد [۳۳] یعنى که خداى باید اجازه فرماید.
زمینه ازدواج ::در خواست‏هاى ازدواج براى فاطمه (س)مکرر شدند و رسول خدا (ص) هم چنانه از پاسخ مثبت خوددارى کرده و منتظر فرمان خدا بود. روزى سعد بن معاذ به على (ع)گفته بود: به خدا سوگند مى‏بینم پیامبر (ص) فاطمه (س)را تنها براى همسرى تو برگزیده است. و این فکرى است که در بین صحابه پیامبر (ص) هم اشاعه یافته بود وبدان سان او را به خواستگارى فاطمه (س)تشجیع کرد.حق این است که رسول خدا (ص) مى‏دانست کسى همشأن و هم سنگر او نیست و على (ع)تنها کفو فاطمه (س)است. ولى روال کار را از دست نداد و خواستگاران را کمافى السابق مى‏پذیرفت و محترمانه مى‏فرمود که در این کار منتظر حکم خداوند است و او باید دستور دهد تا زمانى که قضاى الهى در این راه محقق گردد.البته خانواده على (ع)هم با پیامبر (ص) بیگانه نبودند و على (ع)کسى بود که در خانه پیامبر (ص) بزرگ شده و در آنجا رشد یافته بود البته روزگارى هم در گذشته بود که خود پیامبر (ص) در خانه ابوطالب زندگى مى‏کرد. و امر سرپرستى او به عهده عمویش بود. بدین‏سان علاوه بر خویشاوندى نزدیک فاطمه (س)و على (ع)(پسر عمو و دختر عمو) رابطه انس هم بین دو خانواده برقرار بود و از آن گذشته، هم على (ع)و هم فاطمه (س)این ویژگى را داشتندکه دست پرورده پیامبر (ص) بودند و مخصوصاً على (ع)امین پیامبر (ص) بود. على (ع)کسى است که در شب هجرت بجاى او خوابیده و پس ازهجرت فاطمه‏ها را (فاطمه مادر على (ع)، فاطمه (س)دختر پیامبر (ص)،…) را به مدینه انتقال داده بود. غرض اینکه با آن سابقه آشنائى باز هم على (ع)مراقب بود که بى حساب قدم پیش نگذارد و پیامبر (ص) هم بى‏اذن خدا اقدامى نکرد. خواستگارى ::سرانجام على (ع)مصمم به خواستگارى از فاطمه (س)شد. و براى این خواستگارى وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند (امرى که در اسلام مستحب است) لباس بر تن کرد و کفش پوشید و به خانه پیامبر (ص) رفت و در زد. رسول خدا (ص) در خانه ام سلمه بود فرمود در را باز کنید، کسى است که خدا و پیامبر (ص) او را دوست مى‏دارند. در را باز کردند.على (ع)وارد شد و روبروى پیامبر (ص) دو زانو نشست سر به زیر انداخت و چشم‏ها را به زمین دوخت و ساکت ماند. پیامبر (ص) خطاب به على (ع)کرد چه کارى دارى؟ على (ع)گفت به خاطر حاجتى آمدم و از بیان آن شرم دارم و عرض کرد که کرامت رسول خدا (ص) به من اجازه مى‏دهد که حرف خود را بگویم . اى رسول خدا (ص) تو بزرگم کرده‏اى، تو برایم از پدر و مادر نیکوتر بوده‏اى، من خواستگارى دخترى هستم که در خانه تست و… رسول خدا (ص) از این سخن شادان شد و ذکر توحید بر زبان راند[۳۴].در پاسخ على (ع)فرمود فابشر یا على – اى على ترا مژده باد.- ان الله عزوجل اکرمک کرامه لم یکرم بمثلها احدا مطمئناً خداى عز و جل به تو کرامتى داد که احدى را بدان مفتخر نداشت .- و ان الله تعالى اذا اکرم و لیّه و احبه، اکرمه بمالا عین رأت و لا اذن سمعت [۳۵] و خداى تبارک و تعالى به هنگامى که ولى خود را احترام کند و دوست بدارد، او را به گونه بزرگ مى‏دارد که نه چشمى آن را دیده و نه گوشى آن را شنیده است و…على (ع)بر این اساس پاسخ موافق شنید وچنین فرمود: رب اوزعنى ان اشکر نعمتک اللتى انعمت علىّ – خداوندا به من توفیقى عنایت کن تا سپاس نعمتى را که به من عنایت کردى بجاى آورم و…آرى پیامبر (ص) قول موافق داده بود – بعد که به مسجد تشریف برد در نخستین سخنرانى خود فرمود: جبرئیل بر من فرود آمد و از جانب فرمانروائى عرش فرمان داد که دختر فاطمه (س)را به عقد على (ع)درآورم و هم فرمود پیوند همسرى على (ع)و فاطمه (س)در آسمانها بسته شده، [۳۶] و بر این اساس زبان دیگران را از غیبت‏ها و سرزنش‏ها کوتاه کرد.
در کفویت آنها ::مى‏دانیم از مسائل فوق‏العاده مهم در ازدواج و اختیار همسر مسأله کفویت است، امرى که اسلام را بر آن سفارش و نظرى بسیار است. غرض این است که زن و مرد در شأنى باشند که بتوانند همسر، همشأن و همتاى یکدیگر باشند زبان و منطق هم را بفهمند و در بُعد اعتقادى مثل هم باشندو چون دو بال هم قدرت و هم توان باشند. در ازدواج فاطمه (س)و على (ع)باید گفت که کفو و همتاى یکدیگر بودند. فاطمه (س)خود مى‏دانست که دخترى بدون خواستگار نبود پدرش دنیاى اسلام را زیر نگین داشت او در مقایسه با دختران دیگر وابسته به فردى مقتدر بود. مى‏دانست که او را در این ازدواج به علت فقر على (ع)سرزنش مى‏کنند ولى در عین حال او را بعنوان شوهر برگزید [۳۷] چون على (ع)را همتاى مؤمن خود مى‏شناسد.على (ع)هم مى‏دانست که فاطمه (س)هم پرواز اوست و مى‏تواند همگام با او باشد. مى‏دانست او توانائى آن را دارد که با روح عظیم على (ع)همراه گردد. از همشأنى و همسرى او، از همدلى و هم سخنى او، از توان همرازى و مشاورت او خبر دارد و به همین علت به ازدواج با فاطمه (س)دلخوش است و او را همسر بر مى‏گزیند.بررسى‏ها هم نشان مى‏دهند که على (ع)کوه مقاومت وایثار بود و فاطمه (س)هم دست کمى از او نداشت، على (ع)در فقر و نادارى اختیارى بود و متحمل آن و فاطمه (س)نیز این چنین بود. در پوشش و لباس، در احسان و تفضل، در فضایل انسانى و اخلاق این دو هم اندیشه و همراه بودند و بفرموده پیامبر (ص) جداً اگر على نبود تا روز قیامت همتائى در روى زمین براى فاطمه (س)نبود. (لولا ان امیرالمؤمنین (ع)تروجها، لما کان لها کفوا لى یوم القیامه على ارض فمن دونه) [۳۸]و نمونه این سخن از پیامبر (ص) بصورت دیگرى با اندک تفاوتى وجود دارد بدینگونه لو لا ان الله خلق فاطمه لعلى ما کان لها على وجه الارض کفو من آدم و من دونه [۳۹] در استحسان برخى از بزرگان آمده است برخى از پیامبران جد فاطمه‏اند و اگر زنده بودند نمى‏توانستند با فاطمه (س)ازدواج کنند ولى موسى (ع)و عیسى (ع)جد فاطمه (س)نبودند و مثلاً اگر بناى ازدواج بود حق ازدواج داشتند ولى کفو او نبودند و این نشان میدهد که شأن فاطمه (س)از انبیاى اولوالعزم هم برتر است. [۴۰] سخنى دیگر از پیامبر (ص) در همین زمینه موجود است که فرمود: هبط علىَّ جبرئیل – جبرئیل بر من نازل شدن فقال یا محمد ان الله جلّ جلاله یقول و گفت اى محمد، خداوند جل جلاله مى‏فرماید: لو لم اخلق علیّاً ما کان لفاطمه کفو من ولد آدم و من ذریته ،اگر على (ع)را خلق نمى‏کردم از نسل آدم و ذریه او همتایى نبود.[۴۱] هزینه ازدواج: (تکراری و از زبانی دیگر ) : : : رسول خدا (ص) از على (ع)پرسید براى ازدواج چه دارد؟ گفت شمشیرى، زرهى، و شترى آبکش، رسول خدا (ص) فرمود شمشیر براى مرد جهاد و قدرت لازم است، شتر نیز براى گذران معیشت باید باشد – ولى براى آنکس که از مرگ نهراسد زره به چه کار آید؟ فرمود زره را بفروشد و باقى را نگه دارد[۴۲].على (ع)زره را به ۴۸۰ درهم [۴۳] یا ۵۰۰ درهم فروخت [۴۴] و آن را براى ازدواج در اختیار گرفت. البته زندگى على (ع)در بین مردم مدینه کمى پائین‏تر از حد متوسط بود و در واقع مى‏توان او را جزء طبقه ضعیف و فقیر بحساب آورد.رسول خدا (ص) بخشى از آن را به بلال داد که بوى خوش بخرد، بخشى را به ابوبکر داد که با آن آنچه را دخترم نیاز دارد بخر و الباقى هم براى دیگر هزینه‏ها نگهداشتند و عمار یاسر و چند تن دیگر را با ابوبکر همراه کرد که با صوابدید هم تهیه جهاز ببینند.
صورت جهیزیه ( تکراری و از زبانی دیگر) :: اینکه براى فاطمه (س)چه چیزهائى تهیه شد وبهاى آن‏ها چقدر بود روایات مختلف است. ما در این بحث سعى کردیم جامعترین لیستى را که در این زمینه تهیه شده است عرضه کنیم و آنها عبارت بودند از: – یک پیراهن – یک روسرى – یک چادر سیاه خیبرى – یک تخت طناب پیچ که طنابش از پوست خرما بود – دو عدد تشک با روکش کتان مصرى که در داخل یکى لیف خرما بود و در دیگرى پشم گوسفند. چهار بالش، با روکش چرم طائف و پر شده از پوشال علفهاى خوشبو – پرده نازک پشمى، حصیر بافت هجر (از روستاى بحرى) آسیاب دستى، طشت مسى، مشک آب چرمى قدح چوبى براى شیر، ظرف آب آشامیدنى، آفتابه‏اى قیر اندود، خم سبز رنگ، چند کوزه سفالین، سفره‏اى چرمى، عباى فطوانى، محفظه آب [۴۵]…وسایل و ابزار بعنوان جهیزیه همین‏هابودند، در برخى از اسناد مختصر تفاوتى ممکن است به چشم بخورد که چندان قابل ذکر نیستند و بهاى آن را برخى تا حدود ۶۳ درهم نوشتند. [۴۶]پیامبر (ص) جهیزیه را دید و بادست خود آنها را زیر و رو کرد فرمود خداوند آن را به اهلبیت مبارک گرداند [۴۷] در سخنى دیگر آمده است که فرمود اللهم بارک لقوم جل آنیتهم الخزف و…[۴۸] و این حکایت از ناچیزى و بى قدرى جهیزیه داشت و این خود درسى است براى همه کسانى که درآستانه ازدواجند و از فقر خود نگران، که از فاطمه (س)سرمشق گیرند و به حداقل جهیزیه قانع باشند .
عقد و مهر :: پیامبر (ص) به مسجد رفت و عقد على (ع)و فاطمه (س)را در مسجد خواند. خطاب به مردم که خداى مرا امر کرد که فاطمه (س)را همسر على (ع)قرار دهم. هم اکنون به امر حق فاطمه (س)را به عقد على (ع)درآوردم با مهریه ۴۰۰ درهم (برخى تا ۵۰۰ درهم نوشته‏اند). [۴۹]على جان آیا رضایت دارى؟ على (ع)عرض کرد ازرسول خدا اطاعت مى‏کنم و کاملاً رضایت دارم .در مورد عقد اوکه در آسمانها بسته شده و مورد امریه خداوند بود مطالب پردامنه‏اى نوشته شده و نویسندگان در این مورد داد سخن داده‏اند وحتى از تزیین بهشت، از شادمانى اهل آسمانها، از نسل پاکى که از آنها پدید مى‏آید بحث کرده‏اند. [۵۰]رسول خدا در این مورد خطبه‏اى خواند و در آن پس از حمد و ثناى خدا مسأله ازدواج را ستود و آن را بعنوان یک امرى الهى معرفى کرد. و از على (ع)هم خواست خطبه‏اى بخواند و على (ع)چنان کرد و رسول خدا (ص) آن را پسندید [۵۱] و سپس رسول خدا دعائى کرد بدین سان که خداوندا عترت هادیه را از نسل على (ع)و فاطمه (س)قرار ده (اللهم فاجعل عترتى الهادیه من على (ع)و فاطمه (س)) [۵۲].در روایتى آمده است که رسول خدا پس از خواندن عقد چنین دعا کرد: جمع الله شملکما و اسعد جد کما و بارک الله علیکما، و اخرج منکما نسلاً کثیراً طیباً [۵۳]خداوند انس و الفتى دهد و زندگى‏تان را خوش و سعادتمندانه کند و این ازدواج را بر شما مبارک گرداند و از شما نسلى بسیار و طیب و پاکیزه پدید آورد.
جشن و ولیمه :: پیامبر (ص) دستور ولیمه داد و به على (ع)گفت برو غذائى تهیه کن، گوشت و نان از شما، خرما و روغن از ما و مردم را به احترام فاطمه (س)دعوت کن: على (ع)گوید به مسجد رفتم و فریاد زدم ولیمه فاطمه (س)را بپذیرید و در این ولیمه جمع عظیمى از دوست و دشمن، فقیر و غنى حضور یافتند .زمان ازدواج فرا رسید پیامبر (ص) به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجرو انصار دستور داد همراه فاطمه (س)به خانه على (ع)بروند و در راه شادمانى کنند و شعرهاى شاد بخوانند وهم فرمود در شب عروسى فاطمه (س)مواظب باشید گناهى واقع نشود و فاطمه (س)را با الله اکبر به خانه داماد ببرید. [۵۴]زمام مرکب بدست سلمان بود، مردان فامیل به دنبال آن و زنان به دنبال آنها. صداى هلهله و تکبیر بلند بوده زنان به صورت دستجمعى و همصدا اشعارى مى‏خواندند که مفهوم آن مدح فاطمه (س)و على (ع)بود مثل این شعر: فاطمه خیر نساء البشر و من لها وجه لوجه القمر – زوجک الله فتى فاضلاً اغنى علیاً خیر من فى الحضر… فاطمه (س)بهترین زنان در نسل آدمى است. کیست که چون او چهره‏اى چون چهره ماه تابان داشته باشد خداوند او را به ازدواج جوان فاضلى چون على (ع)درآورد که بهترین جوان روى زمین است…
مراسم دست به دست دادن ::همه به خانه على (ع)رفتند – پیامبر (ص) فاطمه (س)را در کنار خود نشاند. مجلس را خلوت کرد. نقاب از چهره فاطمه (س)برداشت که على (ع)همسرت را تماشا کن. دست فاطمه (س)را به دست على (ع)داد و گفت یا على (ع)خداوند زوجیت فاطمه (س)دختر پیامبر (ص) را بر تو مبارک گرداند. فاطمه (س)خوب همسرى است. بارک الله لک فى ابنه الرسول یا على (ع)نعم الزوجه فاطمه (س).و دست على (ع)را در دست فاطمه (س)داد و فرمود فاطمه جان، على شوهر خوبى است. نعم البعل على (ع).در مورد ودیعه بودن این دو در دست هم سخن گفت [۵۵]و به آنها سفارش‏هاى بسیارى کرد. به على (ع)فرمود: على جان به مثل فاطمه همانندى براى تو پیدا نمى‏شود. و تو اى فاطمه براى تو نیز همتاى و همشأنى بسان على خداوند نیافریده است. [۵۶] دخترم به سخنان مردم گوش فرا مده و از فقر همسرت نگران مباش که اگر فقر براى دیگران مایه سرشکستگى باشد براى خاندان پیامبر (ص) فخر است .اى على (ع)آمده پذیرش دخترم باش. با همسرت به نرمى و لطف و رفتار نما. فاطمه (س)پاره تن من است تو اى فاطمه (س)از خشمگین کردن على (ع)بپرهیز که خداى نیز به خشم او خشمگین و به رضاى او راضى است. [۵۷] و نمونه این سفارش‏ها را بسیار فرمود .
دعاى پیامبر (ص) :: پیامبر (ص) آنگاه دست به دعا برداشت و چنین مناجات و دعا کرد: اللهم انهما احب الخلق الىّ فاحبهما خداوندا این دو محبوبترین آفریدگان تو نزد منند آنان را دوست بدار و بارک ذریتهما نسل‏شان را زیاده و مبارک گردان – و اجعل علیهما منک حافظا – خداوندا از جانب خود بر آنها حافظ و نگهبانى بگمار و انى اعیذ هما بک و ذریتهما من الشیطان الرجیم [۵۸] و من این دو را و نسل شان را از شر شیطان رانده شده در پناه تو قرار مى‏دهم…دعاهاى بسیارى دیگر از رسول خدا (ص) درباره او منقول است که محتواى آنها همانى است که در مباحث قبلى ذکر شد و تکرار آنها شاید مورد نداشته باشد از جمله آن دعاى معروفى است که معمولاً پس از خطبه عقد بخشى از آن را مى‏خوانند و آن این است: اللهم اجعل شملهما و الف بین قلوبهما و اجعلهما و ذریتهما من ورثه – جنه النعیم – و ارزقهما ذریه طاهره، طیبه مبارکه، و اجعل فى ذریتهما البرکه، و اجعلهم ائمه یهدون بامرک الى طاعتک، و یأمرون بما یرضیک طهرکما الله و طهر نسلکما – انا سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم…[۵۹] فرداى ازدواج: : صبح روز بعد رسول خدا (ص) بر آنان وارد شد و براى شان شیر آورد. جامى از آن را به دست فاطمه (س)داد و گفت بنوش، پدرت فداى تو (اشربى فداک ابوک) و جامى دیگر را به على (ع)داد و فرمود بنوش پسر عمو فداى تو شود (اشرب، فداک ابن عمک) [۶۰]به آن دو فرمود آفرین به دو دریائى که بهم برخوردند و اتصال یافتند و به دو ستاره‏اى که قرین هم گشته‏اند. (مرحبا ببحرین یلتقتان و بنجمین یقترنان). سپس روى به فاطمه (س)کرد: دخترم شوهرت را چگونه یافتى؟ گفت پدر، خداوند بهترین مردان را نصیب من کرده است .طبق رسم آن روزگار از سوى مردم هدایائى براى عروس و داماد آورده بودند. بسیارى از آنها در راه خدا دادند و بخشى از آن را کنیز و غلام خریدند و در راه خدا آزاد کردند و این هم تجربه‏اى نیکو و درسى است که مردان و زنان در زندگى خود باید داشته باشند که از نعمتها و شادیهاى خود دیگران را بهره دهند.بد نیست متذکر شویم در مورد تاریخ ازدواج آنها، شیخ طوسى آن را اول ذى حجه سال سوم هجرت، شیخ مفید و سید بن طاووس آن را شب پنجشنبه ۲۱ ماه محرم، صدوق در امالى اوایل ماه شوال، ابوالفرج اصفهانى عقد را در ماه صفر و عروسى را در سه شنبه ۶ ذى الحجه نقل کرده‏اند. [۶۱] آغاز زندگى ::زندگى مشترک آغاز شد و على (ع)براى شروع زندگى کف اطاق زفاف را با شنى نرم فرش کرد. چوبى را از یک طرف دیوار به طرف دیگر وصل کرد که لباس‏هاى خود را روى آن بیندازند – پوست گوسفندى را بگسترد و متکائى از لیف خرما در کنار آن نهاد [۶۲] و این اطاق عروسى‏شان بود.على (ع)در وصف حیات مشترک روزهاى اول شان مى‏گوید: – لقد تزوجت فاطمه مالى و لها فراش غیر جلد کبش – ننام علیه باللیل و یعلف علیها الناضح بالنهار – و مالى و لها خادم غیرنا [۶۳] با فاطمه (س)ازدواج کردم براى من و او جز پوست گوسفندى نبود که شبها بر روى آن مى‏خوابیدیم و روزها بر آن شترما را غذا مى‏دادیم – و جز خود خادمى نداشتیم .خانه‏شان محقر و گلین بود و درب آن یک لنگه‏اى بود. ولى جهانى در این خانه خلاصه شده بود و این زوج خوشبخت با وجود فقر در عین عفت، عصمت و نجابت زندگى کردند و هیچگاه موجبات خشم و غضب هم را فراهم نکردند. عقیده‏ها واحد، سلیقه‏ها واحد و هر دو مهذب و در طریق رشد هم بودند.اینان عملاً بنیاد خانواده را بر تکمیل و تکامل نهادند و مصداق این سخن سقراط شدند که در ازدواج هر کس نیمه گمشده خود را باز مى‏یابد. و نشان داده‏اند که در زندگى هدفدار خانوادگى برترى مرد بر زن و یا بالعکس افسانه‏اى بیش نیست. بنظر ما على (ع)براى على شدن به فاطمه (س)محتاج بود و فاطمه (س)هم براى فاطمه شدن به على (ع)(بحران عمیقان لا یبغى احدهما على صاحبه [۶۴] و مصداق مرج البحرین یلتقیان بودند [۶۵].
افتخارآمیزى این ازدواج ::ازدواج این دو مهم بود. و همه جنبه‏ها، حرکات، سکنات، روابط و رفتارشان درس‏آموز بود. زندگى‏شان زندگى دو نور بود که راه را براى دیگران و خودشان روشن مى‏کرد. و حاصل آن پدید آمدند گلهائى که هر کدام میدان حیات اسلام را روشن کرده بودند .دکتر بنت الشاطئ در وصف این دو مى‏گوید: على (ع)چون کوهى سربلند بود و فاطمه (س)سرچشمه رودى که از این کوه جارى مى‏شود وبستر رود سرشار از گلهائى که فرهنگ اسلام را زینت مى‏دهند… آرى فاطمه (س)آن زن بى تجربه و کیاست نیست که زندگى را بر مبناى بارى بهر جهت بگذارند شیوه زندگى دارد و هدف، او درس همسردارى را از مادرش آموخته و در زندگى على (ع)پیاده کرده است .و على (ع)هم فردى متعهد و مسؤول است، به حالات و کیفیات حیات خانوادگى آگاهى دارد و مى‏کوشد بناى زندگى در راه وحدت کلمه، توافق اخلاقى و از همه مهمتر ایمان و عقیده بگذرد. در برابر فرمان خدا خاضع و در انجام وظیفه‏اش کوشاست. على (ع)آبکشى مى‏کند، چوب و هیزم مى‏آورد و اجاق را روشن مى‏کند و فاطمه (س)آسیاب مى‏کند آرد را خمیر مى‏کند و نان مى‏پزد. (کان امیرالمؤمنین (ع)یحتطب و یستقى و یکنس و کانت فاطمه علیها السلام تطحن و تعجن و تخبز) [۶۶] .زندگى‏شان به گونه‏اى بود که على (ع)به وجود فاطمه (س)فخر مى‏کرد و مى‏فرمود ولى الفخر بفاطمه و ابیها ثم فخرى برسول الله اذزوجینها [۶۷] من به فاطمه (س)افتخار مى‏کنم و به پدرش رسول الله (ص) که فاطمه را بتزویج من درآورده است. و دیدیم که فاطمه (س)هم او را بهترین مردان به پدر معرفى کرده بود. امیرالمؤمنین در رابطه با این ازدواج حتى ابوبکر را زیر سؤال مى‏برد و مى‏گوید آیا من مختار و برگزیده رسول خدا نیستم؟ آیا من آنکسى نیستم که رسول خدا (ص) دخترش را به زوجیت من در آورد؟ [۶۸]…
همراهى و سازگارى::این دو یار و همراه هم بودند، با هم سازگارى داشتند. و این سازگارى و وحدت و انس شان براى مادرس است. فاطمه (س)۹ سال در خانه على (ع)زندگى مى‏کند و در این مدت از او درخواستى و تمنائى ندارد. اصل را بر این گذاشته که بارى بر دوش على (ع)نباشد. گرسنه است و على (ع)از او مى‏پرسد که پس چرا نگفته‏اى مى‏فرماید انى لا ستحیى من الهى ان اکلف نفسک ما لا تقدر علیه [۶۹] من حیا مى‏کنم از خدایم چیزى را بر تو تکلیف کنم که ترا توانائى انجام آن نباشد.فاطمه (س)نو عروس است ولى در اطاقى زندگى مى‏کند که نصف آن حصیر است و نصفى دیگر از شن نرم ولى به این دلخوش است که شوهر آقائى چون على (ع)دارد و خداى به رضاى او راضى است .همدل و دلدار على (ع)است، تسلاى ده اوست، مشاور و همراز است، پناهگاه على (ع)است واین امربحدى بود که اگر عملى بر على (ع)وارد مى‏شد مى‏فرمود به خانه روم و کمى با فاطمه (س)سخن بگویم و آرام گیرم و این اقدام در تمام مدت زندگى مشترک على (ع)با فاطمه (س)رعایت مى‏شد حتى پس از وفات فاطمه (س)على (ع)در کنار قبر فاطمه (س)سخن مى‏گفت و به درد دل مى‏نشست.او کدبانوى خانه بود و در عین حال مشاور على (ع)، محرم راز او و در مشکلات زندگى دلدار على (ع)، تلقى‏شان از هم تلقى امانتدارى بود و رفتارشان با هم رفتار دو امین امانتدار. بدین نظر سعى بر این داشتند موجبى براى کدورت هم پدید نیاورند و عامل آزار هم نباشند. و هرگز این اندیشه در ذهن على (ع)نبود که در حیات فاطمه (س)با زنى دیگر ازدواج کند و بفرموده امام صادق (ع)خداى آن را بر على (ع)حرام کرده بود (حرم الله النساء على علىٍّ مادامت فاطمه حیه لانها طاهره لا یحیض) [۷۰] دوستدارى و همرزمى: : دوستدارى‏شان از یکدیگر به صورتى است که رنگ مکتبى دارد و در این رنگ است که آن دو را همرزم و هم مبارزه مى‏سازد. فاطمه (س)به دفاع از اندیشه‏هاى على (ع)و على (ع)به دفاع از اندیشه‏هاى فاطمه (س)مى‏پردازد. او همرزم و همپاى على (ع)است همرزم کسى است که قدرتمندان عرب از سطوت او آرام نداشتند و پابه‏پاى او به پیش مى‏رود.على (ع)مى‏رزمید و جهاد مى‏کرد و فاطمه (س)شمشیر خونین او را مى‏شست. فاطمه (س)کانون خانواده را گرم و پناهگاه مى‏کرد و مى‏دانست پیروزى على (ع)در عرصه‏هاى مختلف تا حدود زیادى مربوط به اعتماد نیست به کانون است. و با این اقدام کمکى مى‏داد تا رزم على (ع)چشمگیر گردد و الحق نقش زن در موفقیت رزمى مرد تا چه حد مؤثر است .على (ع)از جبهه بر مى‏گشت و فاطمه (س)مهربان‏تر از همیشه او را دلگرم مى‏کرد، تقویتش مى‏نمود، زخم‏هایش را مى‏بست، کوفتگى بدن را مى‏زدود و البته على (ع)نیز مردى قدرشناس بود – وقتى به خانه مى‏آمد از حال فاطمه (س)جویا مى‏شد از تن خسته‏اش سؤال مى‏کرد و او را دلدارى مى‏داد و این دو دلدار هم بودند.او حامى على (ع)است. وقتى على (ع)را به مسجد مى‏بردند چند تن از دشمنان، على (ع)را مى‏کشاندند و فاطمه (س)هم یک تنه او را مى‏کشید و نمى‏گذاشت به مسجدش ببرند و وقتى هم که او را جبراً به مسجد کشاندند فاطمه (س)به دنبالش دوان شد. و خطاب به ابوبکر که آیا مى‏خواهى مرا از همسرم جدا کنى؟ به خدا قسم اگر از او دست برندارى موى سرم را پریشان کنم، گریبان بگشایم، کنار قبر پدر روم، و در پیشگاه خدا ناله زنم…من درباره على (ع)صبر نتوانم کرد…[۷۱] خاطره على (ع)از زندگى ::زندگى این دو چنان بهم پیوسته بود که حتى مرگ هم آنها را از یکدیگر جدا نکرد.. موضع زهرا (س)در قبال على (ع)بگونه‏اى بود که على (ع)مى‏فرمود: – وقتى به خانه مى‏آمدم و به زهرا نگاه مى‏کردم تمام غم و اندوهم بر طرف مى‏شد. [۷۲]- تا فاطمه (س)زنده بود او را بخشم نیاوردم و او نیز کارى نکرد که من بخشم آیم. [۷۳]- من هیچگاه از فاطمه (س)کوتاهى ندیدم. [۷۴]- پس از مرگش خطاب به فاطمه (س): تو تسلیت بخش من بودى، بعد از تو به که تسلیت جویم [۷۵]- به معاویه نامه مى‏نویسد او را سرزنش مى‏کند که: بهترین زنان جهان از ما و حماله الحطب از شماست. [۷۶]- در سر جنازه‏اش در حین دفن فرمود اللهم انى راض عن ابنه نبیک [۷۷]خداوندا من از دختر پیامبر تو راضیم .- فاطمه (س)دوستى بود که کسى در دوستى معادل او نبود. حبیب لیس یعدله حبیب…- و زمزمه على (ع)پس از وفاتش این بود: – جانم در قفس تن و در نفس‏هائى که مى‏کشم زندانى است اى کاش این جان دردمند به همراه نفس‏هایم از بدن بیرون مى‏جهید.- فاطمه جان بعد از تو خیرى در حیات نیست ترسم این است که زندگیم طولانى شود…- نفسى على زفراتها محبوسه فیالیتها لخرجت مع الزفرات‏ – لا خیر بعدک فى الحیوه و انما ابکى مخافه ان تطول حیاتى‏و فرمود اگر بیم چیرگى ستمکاران نبود براى همیشه در کنار قبرت منزل مى‏کردم و براى این مصیبت جوى اشک جارى مى‏نمودم (لولا علبه المسؤولین علینا لجعلت المقام عند قبرک لزاماً و التلبث عنده معکوفا ولا عولت اعوال الثکلى على جلیل الزریه. [۷۸] 

فاطمه (س)و فرزنددارى ::::::::
فاطمه‏شناسى ::کار فاطمه‏شناسى اگر ممکن باشد یکى از راههاى مهم آن مطالعه در آثار تربیتى فاطمه (س)بویژه تربیت نسل است فاطمه (س)را مى‏توان از طریق فرزندانى که او تربیت کرده شناخت، مخصوصاً در تربیت حسنین، زیرا فرزند آئینه تمام نماى والدین است بویژه مادر.او در عین داشتن وظایف گوناگون فردى و اجتماعى به ایفاى نقش مادرى پرادخت و مادرى شهید پرور بود فرزندانى تربیت کرد که همه رهبر، تاریخ ساز، رزمنده، روشنگر ،افشاگر، او زنى است بظاهر چون زنان دیگر جامعه، ولى به تربیت نسلى پرداخت که براى بشریت آبرو آفریدند. فرزندانى که فاطمه (س)تربیت کرد کسانى بودند که امر رهبرى جامعه فرداى او را بر عهده گرفتند، آنچه را که فاطمه (س)خود داشت و آنچه را که از انبیاء گذشته از کانال پدر بمیراث برده بود، و آنچه که از قرآن بر پدرش و در خانه او نازل شده بود همه را به فرزندان خود بمیراث داد و همه تعالیم را درباره‏شان عمل کرد و این مسأله‏اى است که در تاریخ بشر همانند ندارد. و اینک که قرنها از تاریخ فرزند دارى فاطمه (س)مى‏گذرد، به زحمت قابل بررسى است که او چگونه از عهده این وظیفه‏هاى سنگین، آن هم در آن شرایط بر آمد.
در مسیر مادرى ::فاطمه (س)دختر بزرگ‏ترین رجال مذهبى و سیاسى زمان بود، براى او حضورها و موضعگیرى‏هائى در رابطه با حیات خانوادگى ممکن و میسر بود و مى‏توانست چون دیگر زنان نامدار از خانواده اشراف و سلاطین راهى توأم با ناز و تنعم را در پیش گیرد ولى او این چنین نکرد.اوخود را در نظام تکوینى حیات قرار داد که خداوند او را موجودى بااحساس لطیف و با عاطفه و شور آفریده بود و متحمل و او این سرمایه را در راه ساختن، بعمل آوردن ورشد دادن فرزندان بکار برد. و سند ادعاى من در این راه حسن و حسین و زینب و کلثوم‏اند، با آن برنامه درخشان شان.او مادرى موفق بود زیرا که توانسته است به تربیت فرزندانى بپردازد که همه رزمنده، دلیر و مجاهد فى‏سبیل الله باشند. کدام مادر است که در طول حیات خود توانسته است فرزندانى چون حسن و حسین بپروراند؟ و کدام زن شجاعى را سراغ داریم که دختر شجاع و قهرمانى چون زینب بپروراند؟ فرزندانش هر کدام الگوى کامل مادر و پدر در همه صفات اخلاقى و انسانى و هر کدام مجسمه فضیلت و پاکى و تقوا بودند و اگر از ما نمونه‏هاى مکتب معجزه آساى اسلام را بخواهند ناگزیر باید فرزندان فاطمه (س)را معرفى کنیم و این ادعائى است که در آن گزافه و انحرافى نیست، دوست و دشمن بدان اعتراف دارند – و مادرى چون فاطمه (س)موجد این اسوه‏هاست . دیدگاههاى فاطمه (س)::موفقیت فاطمه (س)را در مسیر مادى که باید سرمشقى براى زنان جهان باشد مرهون دیدگاهى است که این بانوى بزرگ اسلامى با استفاده از اندیشه اسلامى براى خود پدیدآورده و اتخاذ کرده است و ما را توان بررسى همه جانبه این دیدگاه نیست فقط با رعایت اختصار به چند نمونه آن اشاره مى‏کنیم:
۱- در مورد خانواده: خانواده از دیدگاه فاطمه (س)کانونى مقدس است و میزان قداست آن بحدى است که او دوست دارد تمام مدت عمر و اوقات خود رادر آن بگذارند و آن را سنگرى محکم در جبهه کارزار جهانى بسازد.همه چیز از خانواده آغاز مى‏گردد، حتى سعادت یا بدبختى یک ملت در خانواده رقم مى‏خورد و عزت و سعادت جامعه از آنجا منشأ مى‏گیرد. هم چنین اگر با دیدى وسیع‏تر نگریسته شود جنگها و صلحها در محیط و جو خانواده تکون مى‏یابد. و در آنجاست که کودکان، یعنى پدران فرداى بشر درس‏ها مى‏آموزند بدین سان اگر بناى رشدى در جامعه‏اى است آغاز آن باید از خانواده باشد.فاطمه (س)به کانون خانوادگى دل بسته است، آنچنان که وقتى مسأله تقسیم کار را پدرش با او مطرح مى‏کند و معلوم مى‏شود که فاطمه (س)باید در کانون خانواده به امور داخلى آن بپردازد، خداى را سپاس مى‏گذارد. و به گرمى و سر و سامان دادن خانواده مى‏پردازد و آن را چون کارگاهى براى تربیت رهبرى قرار مى‏دهد.
۲- در مورد فرزند: فاطمه (س)درباره فرزند این تصور و اندیشه را دارد که امانتهاى خداوند در دست پدر و مادرند و والدین در برابر حفظ و رشد این امانت مسؤولند. او فرزند را بعنوان کالائى بى‏ارزش نمى‏شناسد که او را به دست لله‏ها و دایه‏ها بسپارد بلکه آنها را وجودهائى ارزنده و در خور احترام و کرامت ذاتى مى‏شناسد که باید شخص مادر امر رسیدگى آنها را بعهده گیرد.او فرزند دارى را شأن کوچکى نمى‏دانست که امر اداره آن‏ها را به دیگران واگذارد. و یا با احساس حقارت از بچه‏دارى بدنبال مشاغل پر سر و صداى بیرون رود. او خانه را مرکز انسان سازى مى‏شناسد و فرزندان را ثمره باغ وجود که در خور هرگونه اعتنا هستند.او این احساس را درباره فرزندان خود بیشتر دارد ازآن بابت که از زبان پیامبر شنیده است خداوند ذریه پیامبران را در صلب من پیامبر قرار داده ولى نسل مرا در صلب على (ع)- پس من پدر اولاد فاطمه‏ام [۸۲]، پس فاطمه (س)طبعاً سرمایه‏گذارى را درباره اینان لازم‏تر مى‏شناسد.
۳- در مورد تربیت: فاطمه (س)امر تربیت را امرى تحول‏انگیز، سازنده، نجات ده بشر از خطرات و عوارض مى‏شناسد. او مى‏داند که رمز پیشرفت و انحطاط فرد و جامعه در سایه تربیت قابل خلاصه شدن است. جامعه‏اى پیشرفته است که تربیت آن پیشرفته باشد و قومى منحط بحساب مى‏آیند که تربیت آنها منحط باشد هم او معتقد است که این مادران‏اند که زمینه را براى بهشتى شدن فرزندان فراهم مى‏سازند (الجنه تحت اقدام الامهات [۸۳] و طبعاً رمز جهنمى شدن، انحراف و انحطاط فرد و جامعه هم در سایه تربیت و مخصوصاً تربیت مادران است این حقیقتى است که ما پایه‏هاى رشد و انحراف را در سایه تربیت‏هاى صواب و یا انحراف‏آمیز بدانیم و تاریخ نمونه‏هاى مستندى را از آن به ما عرضه داشته است .فاطمه (س)این دیدگاه را درباره تربیت دارد که غفلت از آن موجب صدمه‏اى عظیم براى فرد و جامعه است و صدماتى غیر قابل جبران را در پى دارد. بویژه در دوران خردسالى که کودک همانند شاخه‏ترى قابل انعطاف است بدین نظر او خود را وقف زندگى فرزندان و سازندگى و تربیت آنها مى‏کند. هم چنین او سخن پدر را بیاد دارد که فرموده بود. فرزندان خود را بزرگ بشمارید و آنها را نیکو تربیت کنید (اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم) [۸۴] و مى‏داند نوع ادب و تربیت آنها مسؤولیت آور است. ادبوا اولادکم فانکم مسؤولون [۸۵].
در طریق تربیت :اما در طریق تربیت فاطمه (س)توجه به شرایط و عوامل، اصول و ضوابطى دارد که بعنوان نفوذها نقش اساسى را ایفا مى‏کنند و ما در این زمینه هم بعنوان عوامل درس‏آموز نکاتى را ذکر مى‏کنیم .
۱- محیط و شرایط: از عوامل مهم تربیت محیط و شرایطى است که بعنوان عامل مهم در سر راه رشد است. نقش محیط در تربیت به میزانى است که بسیارى از صاحبنظران آن را مهمترین عامل از بین همه عوامل تربیت مى‏دانند محیط رنگ ده شخصیت و سازنده خلق و خوى آدمى است و اثر آن را تا بدان حد مهم دانسته‏اند که گفته‏اند انسان است و محیط او. دامنه محیط وسیع و شامل محیط خانه که مهم است، محیط دامن مادر و پدر که از آن مهمتر است، محیط اجتماعى، شرایط و جو بیرون و… و زنى است که محیط خانه را مدرسه مى‏سازد و در آن برنامه‏هاى تربیت اسلامى را پیاده مى‏کند در کلاس خانه‏اش موضوع تربیت فرزندانند و و هدف او انسان پرورى و شهید پرورى، برنامه‏اش قرآن است و سنت، معلمانش رسول الله است و على (ع)و فاطمه (س)، شیوه آن مهر و محبت است و ارج گذارى به وجود فرزندان .آرى خانه فاطمه (س)کلاس عالى تربیت است، کلاسى است پر از شور و اخلاص جو آن سراسر ایمان، پایه‏هاى آن، حرکت، فضیلت، مقصد آن شهامت آفرینى، تحت نظارت و رهبرى مستقیم پیامبر (ص) و دامن عفیف و پر عزت فاطمه (س)طریقه آن و آموزش‏هاى صحیح، و تلاش در آن براى انتقال میراث پیامبران، و طبیعى است که در آن افرادى پدید آیند مهذب، بى آلایش و معصوم، وارثان آدم تا خاتم، ثارالله، متعهد و مسؤول، انسان دوست و متعهد، و در راه خدا و در کار جلب رضاى خدا.
۲- اصول و ضوابط: در این کلاس و مدرسه اصول و ضوابطى حاکمند که همه آنها از جانب خدایند و پیامبر (ص) صادق و مصدق آن‏ها را ذکر کرده و فاطمه (س)و على (ع)دو شاگرد مهم و دور کن این امت آن‏ها را مورد عنایت و استفاده قرار داده و به مرحله اجرا و عمل مى‏گذارند .تربیت براساس اصل توحید است و ضابطه ایمان و باورى راستین، اصل جرأت دهى و با شهامت سازى در این خانه حاکم است، اصل اخلاق و انضباط، اصل تقوا و پاکدامنى، اصل غلبه حق بر هواى نفس، ترجیح همسایه بر خانه، ترجیح معنى بر ماده… خانه او خانه زهد است بگونه‏اى که دنیا آنها را نفریبد و مالک وجودشان نگردد، بلکه خود مالک دنیا باشند، زرق و برق‏هاى ظاهرى در آن ارزش نداشته باشد. آنچه مهم است و مى‏ارزد، رضاى خداوند است و همه افرادى که در این خانه‏اند بر این اساس و در مسیر این هدف زندگى مى‏کنند.هم چنین در این خانه اصل هماهنگى بین زن و شوهر در تربیت فرزندان وجود دارد، اصل اعتدال در امور، اصل سلطه ایمان، اصل غلبه اخلاق انسانى بر خواسته‏هاى حیوانى حکومت مى‏کند و مبانى اسلام راستین مورد توجه است و سعى در اعمال اراده خداوندى و همسانى مشیت خود با مشیت خداوند.
۳- شیوه‏هاى و روش: فاطمه (س)یک مادر است و مادرى از سوئى مرکب از دو عنصر است عنصر نوازش، و عنصر مهربانى و فاطمه (س)این هر دو را به حد کمال واجد است و این خود زمینه را براى تربیت خوب فرزندان فراهم مى‏سازد. روح مادرانه فاطمه (س)و عطوفت و غم خوارانه او خود سبب پیروى فرزندان است و فاطمه (س)از این بابت مصداق این سخن پیامبر است که: – خیر نسائکم الطفهن بازواجهن و ارحمهن باولادهن [۸۶] – بهترین زنان شما کسانى هستند که به همسرشان لطیف‏تر و مهربانتر و به فزرندان خود رحیم‏تر باشند. یا مصداق حدیث دیگر که بهترین زنان شما کسانى هستند که زاینده و زایا، سرپرست و والى، شیرده به فرزندان، دلسوز به آنان، و علاقمند به همسر خود باشند: خیر نسائکم حاملات، والدات، مرضعات، رحمات باولادهن، مایلات الى ازواجهن [۸۷] فاطمه (س)با فرزندان خود همدم و هم انس است. کارهاى شان را زیر نظر دارد و در موارد لازم به آنان تذکر مى‏دهد و یا در مورد کارشان داورى مى‏کند. حسنین (ع)خط مى‏نویسند نزد مادر مى‏آورند که بگوید خط کدامشان بهتر است. مادر براى اینکه دلها را نشکند آنها را بنزد پیامبر مى‏فرستد و رسول خدا مجدداً آنها را نزد فاطمه (س)بر مى‏گرداند. فاطمه (س)رشته گردن بند را به زمین مى‏ریزید که هر کدام بیشتر جمع کردند خط او بهتر است. [۸۸] درس‏ها ::در مکتب تربیتى فاطمه (س)درس‏هاى گوناگون است درس اخلاق، درس زندگى، درس روابط با انسانها، درس حرکت آفرینى، درس موج سازى و قیام، درس حمایت از مظلوم، درس مبارزه با ظالم، درس دیندارى و دین خواهى و… و ما براى نمونه از سه گونه درس او نام مى‏بریم:
۱- درس اخلاق: فاطمه (س)سعى دارد که اخلاق اسلامى را عملاً به فرزندان بیاموزد. اخلاقى که در آن جرأت و شجاعت، عفو در عین قدرت ،گذشت و ایثار باشد. فاطمه (س)به فرزندان درس محبت داد، درس نیکو کارى داد، درس وفادارى به هدف مشروع داد و هم چنین درس رشادت، خلوص، تعاون، حریت، احسان، صفا، تقوا و همه درسهائى که انسانیت به آنها مفتخر است .فاطمه (س)پایه‏هاى اخلاق انسانى و رشادت و جرأت را در فرزندان چنان تحکیم کرد که حسین بن على (ع)در روز عاشورا در رمز عدم قبول ذلت مى‏فرماید، خداوند و رسول او به ذلت این بیعت رضایت ندارند. دامن‏هائى که در آن پرورده شدم (دامن رسول خدا (ص) على مرتضى (ع)، فاطمه زهرا (س)) اجازه قبول این ننگ را به من نمى‏دهد.اخلاق فاطمه (س)اخلاق الهى بود، اخلاق سرافرازى و احساس غرور بخاطر بندگى خدا بود، اخلاق عزتمندى و جلال و شکوه خداوندى بود، فرزندانش همان‏ها را گرفتند و در مسیر زندگى حال و آینده خود بکار بستند. در دوران اسارت خاندان فاطمه (س)بعد از واقعه کربلا دیدیم که چگونه در عین اسارت احساس سرافرازى داشتند و لقمه نانِ دونان را نخوردند و حتى اجازه نداد فرزندان و کودکان‏شان نیز در عین گرسنگى از آن صدقات استفاده کنند. 

این زندگینامه ادامه دارد……www.maximumtechnic.com
فرزین نجفی پور  : مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

فراخوان برای ساخت کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک با جایزه هر ماهه برای یک کلیپ

بدینوسیله فراخوان تهیه کلیپ ویژه سایت ماکزیمم تکنیک توسط تمامی کابران سایت اعلام میگردد. شرایط ساخت ...