خانه / بینش و رویا / آموزه ها / سخنرانی استادِ صالح حضرت آیت الله حسین انصاریان در رمضان ۹۵ (قسمت نوزدهم و بیستم)

سخنرانی استادِ صالح حضرت آیت الله حسین انصاریان در رمضان ۹۵ (قسمت نوزدهم و بیستم)

قسمت نوزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابوالقاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

از ابتدای جوانی و شروع منبر علاقه و رغبت و خواسته­ام این بود که آنچه را برای مردم بیان می­کنم از سه منبع بیان کنم قرآن کریم، روایات و دعاها و این توفیق را تا امروز که نزدیک به سفر به آخرت هستم خدا به من لطف کرده. خیلی از مطالبی که فارسی می­گویم پشتوانه­ی قرآنی یا روایتی یا دعایی دارد این که چند شب است اصرار دارم شیعه­­ی واقعی شیعه­ی واجد شرائط طبق آیات و روایات مسافر است سفرش به سوی پروردگار است. نه سفر دنیایی دارد و نه آخرتی، نه دست و پای بیهوده برای دنیا می­زند نه دنبال میوه­های بهشت و حورالعین قیامت است. اگر برای دنیا قدم برمی­دارد نیتش این است که با دنیا در خودش ایجاد نیرو کند برای اینکه بتواند این سفر به سوی رب را طی کند این یک امر طبیعی است تمام انبیاء هم غذا می­خوردند وَ مٰا جَعَلْنٰاهُمْ جَسَداً لاٰ یَأْکُلُونَ اَلطَّعٰامَ وَ مٰا کٰانُوا خٰالِدِینَ  ﴿الأنبیاء، ۸﴾ دستشان هم پیش کسی دراز نبود یا هنرمند بودند در کار یا کشاورز یا دامدار یا صنعتگر. درباره­ی ادریس می­فرماید وَ عَلَّمْنٰاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ ﴿الأنبیاء، ۸۰﴾در قرآن است خیاطی را بهش یاد دادم از آن زمان لباس به این شکل به بازار زندگی آمد بقیه­ی خیاط­ها هم شکل­های مختلفی به لباس دادند.

آهن را در دست داود نرم کرده بود زره­سازی می­کرد ابراهیم، شعیب، موسی هر سه قوی هنر دامداری داشتند. پیغمبر ما با مال خدیجه تجارت می­کردند ائمه­ی طاهرین کار می­کردند اینطور نبود که سراغ معاش نباشند بودند ولی له الله بودند می­خواستند از معاش، کار، کسب یک خانه داشته باشند با زن و بچه در آن خانه آرامش داشته باشند لباس می­پوشیدند غذا می­خوردند اما زحمتی که می­کشیدند برای درآمد و برای این کارها در پرونده­شان پای دنیا نمی­نوشتند که این آدم اهل دنیاست نه! اهل تامین قدرت برای حرکت به سوی رب بودند نه اهل دنیا، اینکه کسی تامین قدرت کند برای حرکت به سوی رب این اهل دنیا نیست این اهل الله است. البته اینها رده­های بالای عباد خدا بودند اهل آخرت هم نبودند که حالا مصرّ باشند که ما زندگی را به یک شکلی نظام دهیم که از درونش یک آخرتی آبادی دربیاید هر کس این کار را بکند خوب است ثواب هم دارد ولی آنها یک مقصد بسیار بالاتری داشتند که قابل مقایسه با مقصد این مردمی که پاک زندگی می­کنند برای اینکه آخرت از درون این پاکی دربیاید مقصدی که داشتند با این مقصد تفاوت خیلی داشت. اما حالا یک شیعه­ای گنجایش خودش را کم قرار داده خیلی درست زندگی می­کند پاک زندگی می­کند ولی برای آخرت آباد دارد کار می­کند عیبی ندارد ولی خب از یک مقاماتی عقب می­ماند محروم می­ماند همه چیز را در راه توان گرفتن از آنها برای حرکت به سوی رب قرار داده بودند و این حرف کاملا پشتوانه­ی قرآنی و روایتی دارد که آن شیعیان ناب واجد شرائط بالا اینگونه هستند.

احتمالا ما در رده­ی دوم هستیم یعنی ما تا آخرت را می­رویم جاده­ی بعدش را دیگر نمی­رویم. قیامت هم کاری بهمان ندارند که چرا تا آخر آباد آمدی بقیه­ی جاده را طی نکردی؟ خب حالا طی نکردم حالش را نداشتم آدم قانعی بودم خوب هم نیست این قناعت حیف است که آدم سرمایه­های قرار داده شده را نصفش را به دست بیاورد نصفش را بگذارد.

حالا یک آیه بشنوید و دوتا روایت در همین زمینه که شیعه­ی واجد شرائط مسافر به سوی رب است. آنی که مسافرت آخرت است از آن سفر به رب می­ماند خیلی چیزها گیرش نمی­آید آیه­ی بیست و هشتم سوره­ی مبارکه­ی کهف چه آیه­ای است، شما تا دل به آیات ندهید آیات خودشان را به شما نشان نمی­دهند قرآن روی کاغذ عربی است عربی که خودش را به ما نشان می­دهد چه روی قرآن باشد چه روی کتاب داستان، اما باید دل به آیه داد اما باید با زاری با تزرع، با اشک چشم، با خلوص از پروردگار آدم بخواهد که چهره­ی باطنی آیه را به من نشان بده ظاهر آیه که لغت است و لغات قرآن هم در کتاب مفردات راغب هست هم در نثر طوبی که یک کتاب فارسی است هست هم در قاموس قرآن شش هفت جلدی هست هم در کتاب چهارده­ جلدی التحقیق فی کلمات القرآن هست این مهم نیست، این که آیه­ی شریفه چهره­ی واقعی در علم خدا را به آدم نشان دهد که برق این آیه تمام انحرافات پنهان را بسوزاند و ظاهر را هم تبدیل به خورشید کند.

شما اواخر سوره­ی احزاب را ببینید خدا از پیغمبر صریحا تعبیر به خورشید می­کند در سوره­ی عم یتسائلون می­گوید سراجا وهاجا چراغی که نور از خودش می­جوشد این خیلی حرف است اگر خورشید از درون خودش نور نمی­جوشید میلیاردها سال بود تا حالا خاموش شده بود اما روشن مانده یک سر سوزن هم خرابی در نظام منظومه به وجود نیامد منظومه­ی شمسی عمرش خیلی است حالا می­گویند عمر خورشید شش میلیارد سال است خب هر چراغی باشد شش میلیارد سال ده میلیارد کفن می­پوساند با این عمر طولانی. اما روشن است کارش را هم دارد می­کند کم هم نکرده اگر کم کرده بود نظام منظومه به هم می­خورد همین تعبیر را از رسول خدا داردیٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ إِنّٰا أَرْسَلْنٰاکَ شٰاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً  ﴿الأحزاب ، ۴۵﴾ وَ دٰاعِیاً إِلَى اَللّٰهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرٰاجاً مُنِیراً  ﴿الأحزاب ، ۴۶﴾ پیغمبر من یک خورشیدی است که نور از خودش می­جوشد اگر کم می­شد که دیگر اسمی ازش در این عالم نبود رسمی نبود آن هم مثل بقیه­ی مرده­ها خاک شده بود و به باد رفته بود. اگر آیه باطن خودش را نشان دهد تمام شاخه­های خشک درون را که بد شاخه­هایی هم هست به شدت مزاحم است چون شاخه­ی خشک مزاحم است همه­ی باغبان­ها از اول پاییز اره دستشان است تا پاییز دیگر، هرچه شاخه­ی خشک است می­برّند درخت هم اگر خشک شده باشد از ریشه می­کنند می­گویند مزاحم بقیه هستی جلوی خورشید بقیه را گرفتی برو از این باغ بیرون از این درخت کنده شو. هیچ مزاحمی را در بهشت راه نمی­دهند تمام شاخه­ها و درخت­های خشک وجود انسانی را قیامت اره می­کنند و می­ریزند در هفت­تا تنور دوزخ که امیرالمومنین می­گوید این تنورها روی هم هستند. ولی بهشت می­فرماید در کنار هم، بهشت در یک جغرافیای مسطح است عرضش از کل آسمانها و زمین وقتی حساب کنند با کل عرض آسمانها و زمین یکی است طولش را هم که هیچ کجا ننوشتند همین عرضی هم که قرآن می­گوید قابل محاسبه نیست. روی هم نیست بهشت طبقه­ای نیست.

شما می­بینید که همین ساختمان­های از برج گرفته تا شش طبقه پنج طبقه یک مراکز مزاحمی است برای کل مالک­ها، هم آنی که یک حیاط چهارصد پانصد متری دارد و یک طبقه ساختمان دارد یا نهایتا دو طبقه ساختمان دارد خودش و زن و بچه­اش، یک حوض هم در حیاط است چهارتا باغچه است گل است فضاست راحت است بهشت هشت جایش در جغرافیای مسطح است این در روایات است من خودم هم دیدم روایاتش را.

وقتی امیرالمومنین نقشه­ی بهشت را بیان می­کند جهنم هفت­تا تنور روی همدیگر است به هم راه دارد البته عذاب­هایش با هم فرق می­کند طبقه­ی اول از همه­ی طبقه­ها عذابش سبک­تر است که پیغمبر می­فرماید اگر آنی که در طبقه­ی اول در عذاب است درش بیاورند یک کوهی مثل هیمالیا را از آتش سرخ کنند بیاندازند روی آن کوه از استراحت خوابش می­برد آنی که از همه عذابش کمتر است در طبقه­ی اول اگر یک کوهی را در جهان گلوله­ی آتش کنند برایش استراحتگاه است حالا طبقه­ی دومش، سومش نمی­دانم! راهمان به آنجا نیافتد که امیرالمومنین می­فرماید لا یفک اسیرها هر کس راهش به آنجا بیافتد آزادی ندارد بیافتد و دیگر افتاده.

بدنه­ی عظیمی از مردم که هم حالیشان نیست همه­اش دارند به طرف جهنم جاده باز می­کنند با چه زحمتی هم از بدن هزینه می­کنند هم از پول جیب، زنا می­کنند، ربا می­خورند، دزدی می­کنند، رشوه می­گیرند، ظلم می­کنند، به ناحق طلاق و طلاق کاری می­کنند که جاده برای جهنم خودشان باز کنند بدنه­ی عظیمی از مردم این هم که می­گویم ملاک قرآنی دارد وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبٰادِیَ اَلشَّکُورُ  ﴿سبإ، ۱۳﴾ آنهایی که دارند راه بهشت برای خودشان باز می­کنند اندک هستند از زمان آدم اندک بودند تا حالا. نهصد و پنجاه سال نوح جان کند مردم را ببرد بهشت نروند جهنم کلا هشتاد و سه نفر بهشتی شدند در هزار سال یعنی سالی هشت نفر. شش ماه ابی عبدالله از مدینه نامه نوشت سخنرانی کرد پیک فرستاد تا مکه از مکه هم همین کار را کرد در راه هم همین کار را کرد برای کوفه نامه نوشت برای کوفه دوتا پیک مثل مسلم و قیص ابن مسحر صیداوی را فرستاد برای جاهای دیگر هم فرستاد شش ماه پیک نامه پیغام از کل ملت­های جغرافیای اسلام هفتاد و دو نفر دنبالش آمدند بروند بهشت بقیه جهنم را انتخاب کردند روزگار ما هم همینطور قرآن می­گوید بعضی از مردم دلشان مثل سنگ شده هیچ چیز اثر نمی­گذارد روی دلشان خراش هم نمی­گذارد شش هزار و ششصد و شصت و شش آیه قرآن، حداقل شانزده­ هزار روایت در ده جلد کتاب کافی غیر از کتاب­های دیگر، یک دریا دعا در مفاتیح یک خراش روی قلبشان نمی­زند که یک تکانی بخورند از راه جهنم برگردند هیچ چی. اینها را مسخره می­کنند شما را هم وابسطه به آیات و دعاها و روایاتید مسخره می­کنند می­خندند به شما به عالمان واجد شرائطی هم که دل بسته­ایم به آنها هم بدترین فحش­ها را می­دهند چون قرآن می­گوید ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَهِیَ کَالْحِجٰارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً ﴿البقره، ۷۴﴾ دل مثل سنگ شده یا سخت­تر از سنگ نیش کلنگ را به سنگ می­زنند سنگ تکان نمی­خورد فقط نوک کلنگ جرقه می­زند و کج می­شود اما در سنگ هیچ اثری نمی­گذارد حالیشان هم نیست چی را دارند مسخره می­کنند قرآن، قرآن مسخره کردن دارد؟ قرآنی که علم است حکمت است فطرت است عقل است دانش است بصیرت است توحید است حلال و حرام است. چاره­ای هم نیست از خدا باید خواست که ای صاحب قرآن چهره­ی واقعی آیه را به من نشان بده که نور این آیه تمام شاخه­­های مزاحم باطن را می­سوزاند و صورت وجودم را در پرتویش عین خورشید تابنده می­کند در پرتوی وجودش.

حالا آیه را گوش دهید شیعه­ی واجد شرائط مسافر به سوی رب است آیه­ی بیست و هشتم چه آیه­ای، آنهایی که انسان­های واقعی هستند عجیب خدا به پیغمبرش در این آیه سفارش آنها را می­کند نه سفارش پیغمبر را به اینها که شما ملاحظه پیغمبر را بکنید نخیر! صریح آیه به پیغمبر می­گوید وجود مقدس تو ملاحظه اینها را بکند اینها خیلی با ارزش هستند کم هم بود تعدادشان همه­شان هم مسافر الی رب بودند نه الی الآخر، اصلا، اینها یک زبان حال جالبی دارند به خدا می­گویند دلی، دلی فدای آن دلشان دلی کو با تو شد همراه و همبر/ چگونه مهر بندد جای دیگر/ دلی کو را تو هم جانی و هم هوش/ از آن دل چون شود یادت فراموش. غذا می­خورند پس نباید بخورند مگر؟ خب غذا باید بخورند که سفر را بتوانند بروند خانه باید داشته باشند لباس باید داشته باشند درآمد باید داشته باشند که آرامش داشته باشند همه­ی اینها را هم داشتند دارند فقط برای قدرت گرفتن از معاش دنیا برای حرکت به سوی رب. گرسنه و تشنه که نمی­شود حرکت به سوی رب کرد آدم باید حال داشته باشد یک نیم ساعتی در تاریکی نیمه­ی شب گوشه­ی اتاق یک مهر پهن هم داشته باشد صورتش را بگذارد روی خاک اگر مهر از خاک ابی عبدالله هم باشد که بالاتر، گریه کند با گرسنگی و ضعف سفر را نمی­شود طی کرد آدم باید حال و نیرو داشته باشد که در نمازهای واجب رکوع می­رود سجود می­رود یک ناله­ای بزند یک گریه­ای بکند یک اظهار تقصیری بکند با رکوعش به خدا حرف بزند بگوید محبوب من می­بینی من دولا شدم می­خواهم بگویم من حمال خواسته­های تو هستم بگذار روی کولم می­آورم حکمی داری فرمانی داری مطلبی داری من دولا شدم من حمال تو هستم من بار امانت را بگذاری روی پشتم تا قیامت برایت می­آورم خسته هم نمی­شوم. سجده هم که می­رود چون هیچ چیز را دیگر نمی­بیند می­گوید ببین محبوب من من با این حال با این شکل می­خواهم بهت نشان بدهم که من فقط تو را می­بینم بقیه ابزارند آنها را دارم می­کشم یک نیرویی ازشان بگیرم به طرف تو بیایم چشمم به هیچ چیز نیست به هیچ کس نیست.

یک حرف­هایی هم هست می­ترسم در پخش شدنش بعضی­ها بگویند عجب روحانی افسانه­گویی است اینها چیست؟ بله بعضی از حرف­ها که الان به نظرهای بسیار کوتاه افسانه می­آید پیغمبر از مسجد برگشتند شب­ها سه چهار لقمه غذا می­خوردند چون دستور هم دادند گرسنه نخوابید این هم امروز ثابت شده که گرسنه خوابیدن کلی برای بدن ضرر دارد ولی شب فرمود پر نخورید چهارتا پنج­تا لقمه یک مقداری هم رویش قدم بزنید این هم دستور است چندتا لقمه خوردند و چندتا قدم زدند و آمدند بخوابند دیگر وقت خوابشان بود زود می­خوابیدند که زود بلند شوند تا دراز کشیدند دیدند زیرشان از دیشب نرم­تر است بلند شدند نور خیلی نبود نگاه کردند دیدند که زیراندازشان را خانم دولا کرده خیلی با محبت به همسرشان فرمودند زیر بدنم را نرم­تر کردی که لذت بیشتری از خواب ببرم از محبوبم بمانم؟ روی این زیرانداز دولا آدم خیلی راحتی حس می­کند خواب برایش نازتر است بهتر است اصل زیرانداز را تا کردند گذاشتند کنار و روی همان گلیم پاره خوابیدند. غلام همت آنم که زیر چرخ کبود، خودم را غصه­دار نکنم توانم دیگر خیلی کم شده شما را هم غصه­دار نکنم یک مرد یک زن شب در تهران می­خواهند بخوابند حتما باید تخت خوابشان را از پاریس بخرند یا برای دخترش می­خواهد جهیزیه بخرد حتما باید برود ترکیه و عمارات و جاهای دیگر یا به رفیق­هایش بنویسد با طیاره با کشتی این نوع یخچال را بده این نوع تختخواب را این نوع پرده را بفرست کجا دارد می­رود این جامعه؟ چه کار دارد می­کند؟ یک ازدواج است دیگر یک مرد می­خواهد با یک خانمی ازدواج کند هم شرایط دختر هم شرایط مادرش هم شرایط پدرش اینقدر سنگین است که از صدتا جوان به زحمت یک دانه بتواند ازدواج کند آن هم اگر مثل خود آنها باشد. والا دیگر کدام خانواده حاضر است به یک ازدواج آسان ساده کدام دختر حاضر است با یک یخچال معمولی ایرانی با یک گاز ایرانی با یک فرش ماشینی با حالا یک خانه ملکی هفتاد متری که برای یک زن و شوهر هم زیاد است اصلا راه در اجرای اسلام به روی همه دارد بسته می­شود.

به آنها نمی­گوید شما پیغمبر را ملاحظه کنید خیلی عجیب است به پیغمبر می­گوید این مومنین را شیعیان کامل را ملاحظه کن چرا؟ علتش را می­گوید می­گوید اینها مسافر به سوی رب هستند وَ اِصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ اَلَّذِینَ یَدْعُونَ ﴿الکهف ، ۲۸﴾ یعنی عبادت رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاهِ وَ اَلْعَشِیِّ چرا؟ این دلیلش یُرِیدُونَ وَجْهَهُ تا زنده­ای خودت را کنار اینهایی که دارند شب و روز یعنی همه­ی وقتشان را اصلا عمرشان دارد در این مسیر می­گذرد یا مغازه دارند کاسب هستند خرید و فروش می­کنند همان­ها را هم به نیت قدرت گرفتن برای سفر یدعون ربهم عبادت می­کنند پروردگارشان را شبانه روز یعنی یک عبادت مستمر معنیش این نیست شب تا صبح بیدارند ها! نه! غداه و العشی یعنی عبادت استمراری یعنی این عبادت با گناه قطع نمی­شود دوباره وصل شود. چرا دارند اینطوری عبادت می­کنند؟ یریدون وجهه مسافر به سوی من هستند یریدون الآخره نه! یریدون الجنه نه! یریدون وجهه اینها از هشت بهشت هم حبیب من گذشتند وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَهَ اَلْحَیٰاهِ اَلدُّنْیٰا چشم از اینها برنگردان به سوی ثروتمندان مدینه برای اینکه یک زندگی پر زرق و برقی برایت درست کنند اصلا از اینها چشم برندار وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا کسی که دلش با قرآن من اصلا ارتباط برقرار نمی­کند سنگ است هزارتا کلنگ فولادی هم بزنند به این دل خراش نمی­خورد وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً  ﴿الکهف ، ۲۸﴾  از اینهایی که دل غافلی دارند از اینهایی که پیروی خواسته­های شکم و شهوت هستند از اینهایی که در زندگی اسراف­کار هستند کان امره فرطا عقلا در تهران دو میلیون بیشتر است نتوانند برای افطار نان و سیب زمینی تهیه کنند اما افطاری می­دهند چهارصد میلیون تومان حبیب من دنبال اینها نباش اینها بازیگر هستند اینها افراط­گر هستند اینها پیروی هوای نفس هستند اینها قلب غافلی دارند افطار برای چه می­دهید در هتل پولتان را ببرید افطاریتان را بدهید به یک آدم مطمئنی به یک خیریه­ی مطمئنی به یک روحانی واجد شرایطی بگذارید برای آبادی آخرتتان این پول­ها را آنجایی ببرند سر سفره­هایی که خدا خوشحال شود عروسی­هایشان هم همینطور. حبیب من اینها را ملاحظه کن.

در همین زمینه سفر به سوی رب یک روایت از امیرالمومنین طلبتان یک روایت از امام صادق، آن دوتا روایت هم غوغایی است یکیش فهمش مشکل است یکیش اجرایش مشکل است ولی شدنی است حرفم تمام. خدایا ما خیلی عقب افتاده­ایم نه؟ مگر تو طبیب نیستی؟ خب ما عقب افتاده­ایم ما لمس شده­ایم ما نمی­توانیم سفر را بیاییم ما پایمان ضعف دارد قدرت ندارد تو هم طبیب نیستی؟ دعای جوشن کبیر که نظام داده­ی خودت است خودت آنجا می­گویی یا طبیب من لا طبیب له ای دکتر کسی که دکتر غیر از تو ندارد ما از نظر بدنی و شکم و شهوت هیچ چیزمان نیست خوب است بدن جسمی­مان راه می­رود می­دود ورزش می­کند شکممان هم خوب می­خورد اما از نظر قدم سلوکی لنگیم نمی­خواهی دست ما را بگیری؟ که با کمک خودت راه بیافتیم آنها برای مردنشان هم حرف عجیبی دارند قرآن را ببینید قُلْ إِنَّ صَلاٰتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیٰایَ خیلی جالب است می­گویند روزی هم که می­خواهیم بمیریم برای تو می­میریم وَ مَمٰاتِی لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ  ﴿الأنعام ، ۱۶۲﴾ من نه برای خودم می­میرم نه برای بیماریم برای تو می­میرم شنیدید که در میدان عشق­های شهوانی می­گوید می­میرم برایت بیچاره اگر مردن زیبا می­خواهی بیا برای خدا بمیر برای چهارتا مو و چهارتا شهوت از بین رفتنی چرا می­میری؟ می­میرم برایت نمی­خواهد برایش بمیری ارزش ندارد برای یکی دیگر بمیر که در مرگت حیات دائم بهت بدهد.

قسمت بیستم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین الصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابوالقاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین.

بحثی که درباره­ی شیعه­ی کامل و واجد شرائط هست برای شما سنگین نباشد. شیعه شیعه است اما در یک صف نیست در این زمینهقرآن مجید تقسیمات جالبی دارد از یک عده­ای به عنوان السابقون نام می­برد درباره­ی آنها می­گوید أُولٰئِکَ اَلْمُقَرَّبُونَ  ﴿الواقعه، ۱۱﴾ اینها در مسابقه­ی ایمان و اخلاق و عمل از بقیه­ی شیعه­ها بردند آمدند خودشان را به صف مقدم رساندند. به اصطلاح ورزشکارها نشان طلا گرفتند صف بعدی به تعبیر قرآن اصحاب یمین هستند اینها مسابقه را از کل غیر شیعه بردند و نشان نقره گرفتند. درباره­ی هردویشان هم اگر دلتان بخواهد ببینید آخر کارشان چه می­شود نصف سوره­ی واقعه و چهار پنج­تا آیه­ی آخرش را بخوانید چون بخشی از آیات وسط سوره برای متکبران و زورگویان و متجاوزان به حقوق مردم و رو برگردانان از پروردگار و آدم­های منبع ظلم و تجاوز است. از اینجا هم شروع می­شود وَ أَصْحٰابُ اَلشِّمٰالِ مٰا أَصْحٰابُ اَلشِّمٰالِ  ﴿الواقعه، ۴۱﴾ الاّ چند آیه­ی دیگر بقیه­اش درباره­ی سابقون و اصحاب یمین است.

یک آیه­ای هم در سوره­ی فاطر داریم که یک گروه دیگر را به این دو گروه اضافه می­کند دیگر آنها یک اسم دیگر دارند شیعه هم هستند ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْکِتٰابَ اَلَّذِینَ اِصْطَفَیْنٰا مِنْ عِبٰادِنٰا  فاطر، ۳۲﴾ یک عد­ه­ای در عرصه­ی انتخاب من قرار گرفتند یعنی یک ارزش­هایی را یک اخلاق­هایی را من می­دانستم قبل از تولدشان، که اینها ارائه می­کنند به خاطر علم سابقم به آنها انتخاب شدند که این علم را به بقیه هم داشته که بقیه ارزشی نشان نمی­دهند برای انتخاب شدن آنها انتخاب نشدند در حیوانات ماندند کالانعام، اما اینها نه از قبل می­دانستم که با یک ارزش­هایی گره می­خورند لذا همان وقت هم انتخابشان کردم اصطفینا قبلا انتخابش کرده حالا نهایتا در علم هم انتخابشان کرده. هنوز دو هزار سال دیگر مانده بود به دنیا بیاید سه هزار سال دیگر مانده بود، یک میلیون سال دیگر مانده بود ولی من انتخابشان کردم. در این انتخابی که کردم یک ارث هم بهشان دادم یک ارث سنگین یک سرمایه­ای که هیچ ارثی در عالم هم وزن این ارث من به آنها نمی­شود آن ارث من چیست؟ که اینقدر مهم است که من شدم مورث یعنی ارث گذار آنها هم شدند ارث بر، از خود من ارث بردند از خداوند حیّ لایموت. ارث فقط به این نیست که آدم از مرده ببرد ارث یعنی یک سرمایه یک مایه چه به اینها ارث دادم؟ قرآن را اینها در کنار قرآن من سه­تا صف شدند به ترتیب فَمِنْهُمْ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ نه علی الناس فمنهم ظالم علی نفسه آیه را دقت کنید این چینش کلمات در این آیات معجزه­ی قرآن مجید است نمی­گوید فمنهم ظالم یک عده­ای از اینها که از من ارث بردند و انتخابشان هم کرده بودم مطلقا ظالم شدند نه! ظالم شدند اما به خودشان نه به دیگران نه به آیات من چون گاهی در قرآن مجید می­گوید بِمٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَظْلِمُونَ  ﴿الأعراف ، ۹﴾ یک عده­ای آمدند ظالم به آیات ما شدند تمام قرآن را مسخره کردند معجزات را مسخره کردند سبک شمردند و در حوزه­ی عمل و اخلاق هم آیات من را راه ندادند گفتند نمی­خواهد کسی برای ما تصمیم بگیرد ما خودمان حالیمان است. از زمان قابیل دارند می­گویند خودمان حالیمان است تا حالا از زمان قابیل هم اوج فساد تا حالا همینطور بالاتر رفته به خاطر همین اشتباه، خودم من حالیم است خودمان حالیمان است. ما نیازی نداریم علم غیب برای ما قانون­گذاری کند و حلال و حرام درست کند و جاده نشان دهد و ما خودمان انتخابات برگزار می­کنیم مجلس عوام درست می­کنیم مجلس سنا درست می­کنیم کنگره درست می­کنیم می­نشینیم عقل­هایمان را روی هم می­ریزیم خودمان برای خودمان تصمیم می­گیریم تصمیم­هایی که از زمان قابیل تا حالا گرفتند کنار تصمیم­ها استعمارگر شدند استثمارگر شدند قاتل شدند دزد شدند روز روشن مال کشورهای ضعیف را غارت می­کنند اسمش هم می­گذارند اقتضای منافع ما، خودمان می­دانیم خودمان بلدیم تصمیم بگیریم تصمیم هم گرفتند پنجاه سال است کار را از تک تک و پنهان خانه­ها کشیدند بیرون آمدند روی صندلی مجالس قانون­گذاری با کمال وقاحت و پررویی قانون گذراندند اعلام برای اجرا هم کردند که دختر با دختر پسر با پسر زن با زن مرد با مرد می­توانند زندگی مشترک داشته باشند عقد یعنی چه؟ مرد و زن با هم باشند یعنی چه؟ هر دختری زنی دلش می­خواهد با یک زن دیگر ازدواج کند، هر پسری هر مردی با مرد دیگر پسر دیگر دلش می­خواهد ازدواج کند قانونی است ما ثبت هم می­کنیم خانه هم می­دهیم کمک هم می­کنیم. همین یک کلمه یک کلمه از زمان قابیل تا حالا پنج قاره را غرق فساد کرده خودمان می­دانیم یعنی خودمان می­دانیم که نباید مشروب را حرام بدانیم حلال است همه جوره­اش، خودمان می­دانیم نباید خود را محروم از خوردن گوشت خوک مار میمون غورباقه خرچنگ اینهایی که من در اروپا دیدم حالا بقیه­ی گوشت­ها را خبر ندارم روی منبر نمی­شود بهشان ببندم ولی این چندتا گوشت در فروشگاه­هایشان فروش می­رود از همه بیشتر خوک است گوشت میمون است گوشت مار است گوشت غورباقه است گوشت خرچنگ است خودمان می­دانیم.

اگر هم بهشان بگویند این گوشت­ها ضرر دارد می­گویند اینقدر دستگاه­های الکترونیکی دقیق اتوماتیک درست کردیم ضرر گوشت خوک را می­گیرد شما فقط مگر بدن خالی هستید؟ ضرر گوشت را از بدن گرفتید ضرر روحی گوشت را از کجای گوشت می­توانید بگیرید؟ وقتی خوک می­خورند خوک صفت هم می­شوند یعنی همسرانشان را با هم عوض می­کنند جلوی چشم همدیگر هیچ مشکلی هم ندارند این ضرر را چطوری از گوشت خوک می­گیرید؟ اما می­گویند خودمان می­دانیم. در حالی که ما شیعه به جای خودمان می­دانیم از زمان پیغمبر تا حالا گفتیم خدا می­داند آنچه خدا مصلحت می­داند آنچه خدا آگاه است ما همان­ها را قبول می­کنیم خدا آگاه است که چی برای بدن ما ضرر دارد خب گفته حرام است چی برای روده­ی ما ضرر دارد گفته حرام، چی برای بدن ما سودمند است اعلام کرده حلال، چه کارهایی برای دنیا و آخرت ما بسیار عالی است گفته واجب.

یک ظلم به آیات خداست وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِینُهُ فَأُولٰئِکَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَظْلِمُونَ  ﴿الأعراف ، ۹﴾ اینها در کل زندگی خسارت کردند به خاطر اینکه به آیات من ظلم کردند هم خندیدند به آیات من هم مسخره کردند هم نگذاشتند در زندگیشان راه پیدا کند. این یک ظلم است.

یک ظلم هم ظلم به مردم است به مال مردم، به آبروی مردم، به بدن مردم، به جان مردم إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی اَلْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَهً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ اَلْمُفْسِدِینَ  ﴿القصص ، ۴﴾این ظالم به کل جامعه به جوان­ها، به مردها، به زنها، به خوب­ها، به بدها یک ظلم همگانی. یا ظلم امروز این زورداران ظلم اسرائیل، ظلم داعش، ظلم امریکا، ظلم انگلیس، بدتر از همه­ی اینها ظلم آل صعود این یک نوع ظلم.

شیعه این دوتا ظلم را ندارند این را دقت بفرمایید من با تحقیق در آیات و روایات دامن شیعه را پاک می­کنم آن کسی که شیعه است نه ظالم به آیات خداست که بیاید قرآن مجید را مسخره کند و از زندگی حذف کند و بگوید که خودم می­دانم نه! شیعه خودم می­دانم نمی­گوید می­گوید خدا می­داند خودی نمی­بیند که بگوید خودم می­دانم. ظلم به آیات را ندارد ظلم به مردم را هم ندارد شیعه شب که می­رود خانه می­خوابد هیچ دلی در جامعه در قوم و خویش­ها در زن و بچه به ناحق از او نگران سوخته آتش گرفته و افروخته نیست که دیگران وقتی می­خواهند بخوابند از ظلمی که کشیدند خوابشان نبرد دستشان را بلند کنند اشک بریزند بگویند خدا ریشه­ات را بکند خدا دودمانت را به باد بدهد خدا زن و بچه­ات را به خاک سیاه بنشاند خدا دنیا و آخرتت را نابود کند اصلا پشت سر شیعه چنین حرف­هایی اتفاق نمی­افتد شب که می­رود خانه بخوابد هیچ دلی از او نگران نیست خودش هم راحت است تا سرش را می­گذارد روی متکا خوابش می­برد نه چکی دست مردم دارد که برگردد نیتش باشد برگرداند نه سفته­ای، نه حقی از مردم به عهده­اش است، نه مال کسی را خورده این ظلم را هم ندارد.

می­ماند ظلم سوم که قرآن مجید می­گوید شیعه این ظلم را دارد نه همه­شان سه ردیف کرده شیعه را در آیه فمنهم بعضی منهم یعنی یک عده­ای نه همه، عده­ای قرآن من را به ارث بردند اما ظالم علی نفسه با بودن قرآن از خودشان کم می­گذارند. باید یک میلیون بدهد در راه خدا صد تومان می­دهد این نهصد هزار تومان در پرونده­اش از خودش کم گذاشته قیامت در برابر نهصد تومانی که می­توانسته بپردازد نپرداخته محروم از رحمت خداست این ظلم است ظلم به خود.

باید شبانه روز حداقل شش ساعت خوب بخوابد سه ساعت می­خوابد بقیه­اش هم یا لب تاپ دستش است یا آی پد دستش است یا همراه دستش است آتش می­زند به عمر سودی هم نمی­برد ظلم به خود است. به دیگران ظلم نمی­کند ظلم به خود دارد می­کند البته اینجا اگر حق زن و بچه پامال شود ظلم می­شود ظلم به دیگران یا یک اندازه­ی معینی باید بخورد شیعه وَ کُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا ﴿الأعراف ، ۳۱﴾ تا گرسنه­اش نشده نمی­خورد تا سیر نشده از سر سفره می­رود کنار اما به خودش ظلم می­کند یا خیلی کمتر می­خورد که یک دو سال دیگر همه جای بدن داغون می­شود یا نه اینقدر پرخوری می­کند که هم سنگ کلیه بگیرد هم تری گلیسرید می­گیرد هم کلسترول می­گیرد هم تنگی نفس می­گیرد این ظلم به خود است.

 قرآن می­گوید شیعه­ی ظالم هم دارم اما ظالم به خود نه به آیات من، نه به دیگران. اینها قیامت نجات دارند؟ بله ولی با زور دیگران نجات دارند نه با توان خودشان خودشان توان نجات دادن خودشان را ندارند پیغمبر می­فرماید شفاعتم را برای اینها ذخیره کردم که اگر قیامت فرشتگان آمدند گفتند پرونده­ات این است ظالم به نفس هستی ظالم هم باید برود جهنم، به فرشتگان می­گویم محض آبروی من ولش کنید ولتان می­کنند اینطور نیست که حالا این ظلم هم راحت راحت قیامت از پرونده پاک شود او باید به داد ما برسد زهرا باید به داد ما برسد سید الشهدا باید به داد ما برسد امیرالمومنین باید به داد ما برسد. چون خودمان قیامت کم زور هستیم می­خواهیم قدم به طرف بهشت برداریم پایمان زور ندارد باید امیرالمومنین بیاید دستمان را بگیرد بکشد ما را خودمان نمی­توانیم برویم.

 اینکه اول سخنرانی گفتم بحث فشار بهتان نیاورد مطالب به آن بلندی که می­شنوید نگویید دو میلیون سال کلاه ما پس معرکه است ما کجا و شیعه بودن کجا؟ نه! ما هم شیعه هستیم اما شیعه­ی مریض شیعه­ی بیمار شیعه­ی ضعیف شیعه­ی ناتوان که برای نجات نیازمند به شفاعتیم. شفاعت هم یک مساله قطعی است در چند جای قرآن شفاعت مطرح است حقیقتی بیرون از قرآن کریم نیست شفاعت. اصلا همه­ی ما داریم با شفاعت زندگی می­کنیم ما از مادر به دنیا آمدیم با شفاعت سینه­ی مادر خرده خرده بزرگ شدیم از طریق دیگر که بزرگ نشدیم شفع یعنی جفت وتر یعنی تک وَ اَلشَّفْعِ وَ اَلْوَتْرِ  ﴿الفجر، ۳﴾ یعنی قسم به جفت قسم به تک، ما جنین که بودیم به دنیا آمدیم تنها نمی­توانستیم بزرگ شویم خدا یک چیزی را با ما جفت کرد و آن سینه­ی پر شیر مادر بود ما به شفاعت سینه­ی مادر یک ساله شدیم و دو ساله شدیم و بعد هم افتادیم به غذا امشب هم سر سفره­ی افطار هر چه خوردیم یا به شفاعت درخت نخل بوده که خرما داده یا به شفاعت گاو و گوسفند بوده که پنیر سر افطارمان را داد و شیرمان را داد یا به شفاعت زمین بود که گندم و نانمان را داد یا به شفاعت صیفی جات بود که خیار و گوجه فرنگی و طالبیمان را داد اصلا ما غرق در شفاعت داریم زندگی می­کنیم آنی که می­گوید شفاعت در قیامت پارتی بازی است معنی شفاعت را نفهمیده شفاعت پارتی بازی نیست که شفاعت یعنی چیزی را جفت ضعیف کردن برای قوی شدن، سینه­ی مادر را جفت بچه­ی یک روزه کردن که به دو سالگی برسد شفاعت یعنی درخت­های نخل خوزستان ایلام مناطق دیگر خرما بدهند مردم انرژی بگیرند اصلا ما غرق در شفاعت داریم زندگی می­کنیم. الان ما به شفاعت منبر داریم ترک گناه می­کنیم و هدایت می­شویم اگر این شفیع را برای ما نگذاشته بود پیغمبر خب ما میل به گناهمان قوی است عین ماهی در آب شنای در گناه می­کردیم تا از دنیا برویم بیرون شفیع یعنی یک قوی را خدا اجازه می­دهد لایشفع الا باذن، خدا اجازه می­دهد حبیب من، صدیقه کبری، حسین بن علی، امیرالمومنین اینها شما را دوست داشتند نمازهایشان را هم خواندند روزه­هایشان را هم گرفتند اما ظالم به نفس بودند اینها اهل بهشت هستند قدم حرکت ندارند شما از انرژیتان به اینها انتقال دهید بتوانند دنبال شما بیایند بهشت. این معنی شفاعت است خدایی نکرده تنها به قاضی نروم ننشینم درباره­ی مسائل اسلامی خودم نظر بدهم این خود نظر دادن همین خود نظر دادن قابیلیان از زمان آدم است تا الان اروپا و امریکا و شرق این خود نظر دادن است درست هم نیست هیچ درست نیست. بگذارید خدا نظر دهد خب خدا شفاعت را اذن داده اجازه داده نعمت شفاعت را قرار داده دیگر ننشینم کنار خدا دهان باز کنم بگویم این دین هم پارتی بازی است ها کدام پارتی بازی؟ مگر مریض می­رود دکتر شربت و دوا و آمپول می­دهد تمام ضعف را از بدنش می­کشد انرژی به بدن می­دهد پارتی بازی است؟ یکی است آقا قیامت مستحق بهشت است توان رفتنش را ندارد خدا به ائمه به اهل بیت می­گوید دستش را بگیرید با خودتان ببرید خودش نمی­تواند بیاید از من بریده نیست دوستش دارم اما به خودش ظلم کرده این یک گروه شیعه.

گروه دوم وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ﴿فاطر، ۳۲﴾گروهی از شیعه هم که کتابم قرآن را به آنها ارث دادم میانه­رو هستند مسابقه را از همه نمی­برند اما در مسابقه شرکت دارند دسته­ی اول عقب مانده­اند یکی باید برود بیاورتشان، دسته­ی دوم که مقتصد هستند معتدل هستند میانه­رو هستند اینها خودشان راه دارند می­آیند به بهشت هم می­رسند چون توانش را دارند معتدل هستند واجبشان را انجام می­دهند خوب روزه­شان را می­گیرند پول در کار خیر می­گذارند اما حالا سه ساعت نیمه­ی شب بلند شوند و رو به قبله و زار بزنند و صورتی روی خاک بگذارند و خودشان هم می­گویند خدایا ما توان مستحبات را نداریم ما همین واجباتت را انجام می­دهیم گناه هم نمی­کنیم.

یک عربی به پیغمبر گفت یک نگاه به من بکن قیامت من را کجا می­بینی؟ پیغمبر فرمود بین دوتا انگشت من را نگاه کن قیامت کنار منی سه­تا کار فقط باید بکنی چشمت را نگه داری زبانت را نگه داری غریزه­ی جنسی­ات را هم نگه داری. چشم­چران نباشی چشم طمع نباشی بی­حیای در چشم نباشی زبان بی­کنترل نداشته باشی اهل حرام­های غریزه­ی جنسی هم نباشی با همین نماز واجب و روزه­ی ماه رمضانت یک حج است یک جهاد است یک کار خیر است قیامت کنار منی. این معتدل است معتدل این دسته­ی دوم اینها اصحاب یمین هستند که در سوره­های دیگر اسمشان را به همین نام می­برد یا به میمنه یعنی خوشبخت­ها یمن یعنی خوشبختی در مقابل شوم بدبختی یمن یمن دارد ایرانی­ها می­گویند شکون دارد یعنی خیر و برکت دارد.

 اصحاب یمین یعنی سعادتمندان خوشبخت­ها اینها صف دیگر شیعه هستند اینها چه کسانی هستند؟ اینها خیلی مقام بالایی دارند تیپ اینها یک تعدادی اسم­هایشان خب در روایات هست سلمان است، ابوذر است، مقداد است، عمار است، بلال است، ابو الهیثم ابن تیهان است که اینها در رده­ی اصحاب یمین اضافه کار هم خیلی­هایشان دارند آن نماز شب را دارند کار خیر گسترده را دارند وَ مِنْهُمْ سٰابِقٌ بِالْخَیْرٰاتِ گروه دیگر شیعه آنهایی هستند که در تمام کارهای خیر از همه­ی اهل جهان پیشی گرفتند. اینها چه کسانی هستند؟ ائمه طاهرین، صدیقه کبری، حضرت زینب اینها سابق بالخیرات هستند این آیه را مخصوصا توضیح دادم که کسی با شنیدن آن مباحث بالای الهی پیش خودش سرشکسته نشود نگوید پس معلوم می­شود ما شیعه بشو نیستیم اگر شیعه بشو نیستیم خب چرا دیگر روزه بگیریم؟ نماز بخوانیم؟ آخرتمان که خراب است عقلا دنیایمان را خوش بگذرانیم نه! هیچ آخرتمان خراب نیست ما یا شیعه­ی ظالم لنفسه هستیم یا مقتصدیم سابق بالخیرات هم که ما نیستیم. ولی دلمان آشنای با سابق بالخیرات است دلداده­ایم توان رفتن به آن مرتبه را هم ندادند به ما اگر داده بودند که خب ما هم علی می­شدیم ما هم زن­هایمان زهرا می­شدند ما تا همین مقدار توان بهمان دادند که میانه­رو باشیم یعنی از آن سه­تا ظلم پاک باشیم نه ظلم به آیات، نه ظلم به مردم، نه ظلم به نفس. این داستان شیعه و تقسیم بندی­اش درقرآن مجید است.

یک آیه­ی دیگر هم بخوانم شاد شوید ان­شاءالله همه­مان بالاخره در راه رسیدن به اصحاب یمین هستیم چون خیلی هم دلمان می­خواهد این جاده را طی کنیم دلمان می­خواهد حالا ما که ظالم به مردم نیستیم ظالم به آیات هم نیستیم اما ظالم به نفس هستیم دلمان می­خواهد ظالم به نفس هم نباشیم اما خودت داری در عمق آیه می­گویی ظالم لنفسه یعنی دارد سرمایه را اما توان کشیدنش را ندارد باید یکی را من کنارش بگذارم که او را به سوی من بکشد. آنی که در رده­ی دوم است اصحاب یمین و اما آیه از اینجا شروع می­شود و اما عجب آیه­ای است وَ أَمّٰا إِنْ کٰانَ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْیَمِینِ  ﴿الواقعه، ۹۰﴾ حبیب من اینی که ملک الموت را فرستادم و دارد می­بیند ملک الموت را و ملک الموت هم آمده جانش را بگیرد هنوز نگرفته اگر از اصحاب یمین است اینی که دارد می­بیند فَسَلاٰمٌ لَکَ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْیَمِینِ  ﴿الواقعه، ۹۱﴾ من از طرف تمام اصحاب یمین به تو پیغمبرم سلام می­رسانم یعنی به ما اجازه می­دهند که به پروردگار بگوییم ما هنوز نمردیم داریم می­آییم اما قبل از رفتن سلام ما را به پیغمبرت برسان این آیه­ی قرآن است و اما ان کان من اصحاب الیمین فسلام لک من اصحاب الیمین از جانب اصحاب یمین درود بر تو سلام بر تو.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...