خانه / بینش و رویا / آموزه ها / شیطان و شیطان پرستی (قسمت اول)

شیطان و شیطان پرستی (قسمت اول)

شیطان نامی است برای هر موجود شرور و سرکش. به عنوان اسم خاص، شیطان (یا ابلیس) نام موجودی است که بر آدم سجده نکرد و از درگاه الهی رانده شد.

واژه شیطان و شیاطین ۸۸ بار در قرآن به کار رفته که در بسیاری از موارد مراد از آن ابلیس است.

شیاطین تاثیر تکوینی ندارند و تنها از راه تحریک هوای نفس و غرائز، در صدد منحرف ساختن انسان‌ها و مبارزه با راه پیامبران هستند. در قرآن و روایات به برخی از این جنبه‌ها اشاره شده است. سرانجام شیطان و پیروانش دوزخ خواهد بود.

در میان اهل لغت درباره پیدایش لفظ «شیطان» اتفاق نظر وجود ندارد؛ برخی آن را واژه‌ای اصیل در زبان عربی می‌دانند و عده‌ای واژه‌ای وارداتی. برخی آن را برگرفته از ریشه «شَطَنَ» به معنای دور شدن دانسته‌اند و گروهی آن را مشتق از ریشه «شیط» به معنای سوختن.[۱][۲] عده‌ای شیطان را برگرفته از لغت عبری «هاشتطین» به معنی مخالفت و دشمنی دانسته‌اند و برخی نیز آن را از لفظ سریانی‌اش می‌دانند[۳]. همچنین کلمه شیطان به «تیتان» یونانیان شباهت دارد.[۴]

شیطان در قرآن
واژه «شیطان» ۸۸ بار در قرآن آمده است: ۶۴ بار به صورت مفرد و معرفه، ۶ بار به صورت مفرد و نکره و ۱۸ بار به صورت جمع.[۵] لفظ شیطان به تعداد لفظ ملائکه در قرآن آمده است.[۶] این واژه در بسیاری از موارد به معنای ابلیس است[۷] و در مواردی دیگر همان معنای عمومی شیطان اراده شده است.[۸]

قرآن مجید ابلیس را موجودی مستقل از انسان و از جنس آتش و جن می‌داند که از راه هوای نفس و غرائز به انحراف و نفوذ در انسان می‌پردازد.

برخی تمثّل شیطان را به هر صورتی غیر از صورت انبیا و اوصیا علیهم‌السلام، ممکن می‌دانند و برای آن ادله و شواهدی اقامه کرده‌اند.[۹]

خداوند متعال در آیات متعددی انسان را متوجه خطر بزرگ شیطان نموده و از او می‌خواهد تا وسوسه‌های شیطان، او را از راه بندگی و عبودیت بیرون نبرد. شیطان را دشمن آشکار بشر معرفی کرده[۱۰] و از او می‌خواهد که انسان نیز شیطان را دشمن خود بداند[۱۱] و «کسی که او را به جای من برگزیند چه بد جانشینی انتخاب کرده است»[۱۲]، «هر کس شیطان را دوست و سرپرست خود قرار دهد؛ زیان بسیار آشکاری کرده است»[۱۳] و «جهنم وعده‌گاهش خواهد بود»[۱۴]، «شیطان می‌خواهد شما را به گمراهی و بیراهه بسیار پرتی بکشاند»[۱۵] و «شما را اهل آتش سوزان عذاب الهی قرار دهد»[۱۶]، «چنانکه گروه فراوانی از پیشینیان شما را به گمراهی کشاند»[۱۷]، «شیطان همنشین بدی است»[۱۸]، «او با فریب و نیرنگ آدمی را به سمت خود کشانده و بعد او را سرگردان رها می‌کند و به دنبال کار خود می‌رود.»[۱۹]

قلمرو شیطان تشریع است نه تکوین، یعنی شیطان فقط می‌تواند انسان را وسوسه کرده و به گناه تشویق کند. شیطان بیش از دعوت کردن به گناه، سلطه و قدرتی بر انسان ندارد [۲۰] و نمی‌تواند انسان را وادار به گناه کند.

ارتباط ابلیس و شیطان
شیطان اسم عام (اسم جنس) است؛ در حالی که “ابلیس” اسم خاص (علم) می‌باشد و به عبارت دیگر، شیطان به هر موجود موذی و منحرف‌کننده و طاغی و سرکش، خواه انسان یا جن، گفته می‌شود و ابلیس نام آن شیطانی است که در بهشت بر آدم سجده نکرد و اکنون هم با لشکر خود در کمین آدمیان است.[۲۱]

شیطان و ابلیس از نظر اسلام در مقابل خدا هیچ قدرتی نداشته و نقشی در آفرینش ندارند و همه چیز با دست قدرت خداوند به وجود آمده است و هر چه آفریده؛ خوب و نیک آفریده است.[۲۲] در مسیحیت، شیطان فرشته‌ای قدرتمند و رانده شده است که در مقابل خداوند فرمانروای فعلی جهان است.[۲۳] این نگرش در بسیاری از فیلمهای هالیوود نمایان است.(ر.ک: شیطان در مسیحیت)]

شیطان در روایات
علامه مجلسی در جلد ۶۰ بحار الانوار ۱۷۷ روایت از معصومین در ارتباط با شیطان ( و یا ابلیس) نقل کرده است. در این روایات ماجرای شیطان با برخی انبیا و ائمه همچون حضرت محمد(ص)،[۲۴] نوح،[۲۵] سلیمان،[۲۶] ذی الکفل،[۲۷] آدم،[۲۸] ایوب،[۲۹] ابراهیم،[۳۰] یحیی،[۳۱] موسی،[۳۲] عیسی،[۳۳] و امام علی(ع)،[۳۴] بیان شده است. برخی از این روایات به ویژه احادیث مرتبط با حضرت یحیی،[۳۵] حاوی مضامین اخلاقی فراوانی هستند.

در برخی روایات دیگر، ذکر خدا و گفتن بسم الله در ابتدای اموری مانند غذا خوردن،[۳۶] سفر،[۳۷] وضو گرفتن،[۳۸] نماز خواندن،[۳۹] جماع،[۴۰]… مایه دوری شیطان از شخص معرفی شده است.

در پاره‌ای دیگر، اختراع برخی گناهان مانند غنا و لواط به او نسبت داده شده،[۴۱] خوابیدن بر روی شکم،[۴۲] قیاس ناموجه[۴۳] و وسواس[۴۴] از کارهای او دانسته شده است.

در خطبه قاصعه از امام علی(ع) نیز پارهای از صفات شیطان آمده است که از آن جمله است: حسادت، تعصب ناروا، عیب‌جویی، طعنه‌زنی، فخر فروشی و طمع.[۴۵]

بسیاری از عالمان، منظور از شیطان در تعداد کمی از روایات را میکروب می‌دانند، و علت اینکه به میکروب، شیطان گفته شده را این می‌دانند که هم شیطان و هم میکروب با چشم دیده نشده و زیان‌آورند.[۴۶]

شیطان در سایر ادیان
از دیرباز اعتقاد به وجود شیطان و نیروهای شرور در میان ادیان و مذاهب وجود داشته است؛ به همین جهت در متون مقدّس ادیان و مذاهب پیشین، از ابلیس، ماهیت، گستره کوشش و راه‌های مقابله با او، کنام و فرجام وی سخن گفته شده است که در بسیاری از موارد، مشابه، بلکه هم‌سان و در برخی موارد متفاوت است.

چیستی شیطان
عدّه‌ای، شیطان را همان نیروی درونی غرایز انسان که او را به سوی شر فرا می‌خواند دانسته‌اند.[۴۷] تعابیر قرآن، ابلیس را به صراحت موجودی حقیقی، نه پنداری و نه همان نفس امّاره معرّفی می‌کند که آدمیان را به شرّ و گناه فرا می‌خواند.[۴۸] از آیاتی مانند:«فَقُلنَا یا آدمُ إِنَّ هَذَا عَدوٌّ لَکَ و لِزَوجِکَ» (طه، ۱۱۷) استفاده می‌شود که خداوند، ابلیس را به طور مشخّص و روشن به آدم و حوّا شناسانده و از آیاتی مانند:«هَل أَدلُّکَ عَلَی شَجرهِ الخُلدِ» (طه/ ۲۰، ۱۲۰)، «وقَاسمَهمَاإِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّصِحینَ» (اعراف،۲۱)[۴۹] که گفت‌وگوی آدم و ابلیس را گزارش می‌کند، به دست می‌آید که ابلیس مخاطبی آشنا برای آدم بوده است؛ چنان که پاره‌ای از روایات، از تمثّل و سخن گفتن وی با بسیاری از پیامبران چون آدم، نوح و ابراهیم و….[۵۰] و شنیدن صدای او از سوی امامان معصوم دلالت دارند؛[۵۱] هم چنین به تصریح قرآن، ابلیس از ذرّیه[۵۲]، حزب [۵۳] و لشکریان[۵۴] برخوردار است.

شیطان، جن یا فرشته؟
درباره این که ماهیت و حقیقت شیطان از جنّ است یا ملائکه، دو دیدگاه مهم وجود دارد و بیشتر مفسران او را از جنس جن می‌دانند.

ویژگی‌های شیطان
در قرآن کریم برخی از اوصاف این موجود شرور به صورت اسم، وصف و جمله ارائه شده که بدین شرح است:

مستکبر[۵۵]
کافر[۵۶]
کفور = ناسپاس[۵۷]
فاسق[۵۸]
عصی = عصیان گر[۵۹]
مارد و مَرید = سرکش[۶۰]
مذءوم = نکوهیده[۶۱]
رجیم = رانده شده[۶۲]
مدحور = رانده[۶۳]
ملعون[۶۴]
مُنظَر = مهلت یافته[۶۵]
عَدُوّ، عدوّ مبین = دشمن، دشمن آشکار[۶۶]
هم دم بد[۶۷]
خذول = فرو گذارنده انسان[۶۸]
مُضلّ مبین = گمراه کننده آشکار[۶۹]
غَرور، فتنه گر، فریب کار[۷۰]
وعده کاذب و برانگیختن آرزو[۷۱]
دعوت به سوی جهنّم.[۷۲]

فلسفه آفرینش و مهلت دادن به شیطان
طبق آیات، شیطان از انجام فرمان الهی درباره سجده بر آدم سرباززد و از جایگاهی که در آن قرار داشت رانده شد؛ پس از آن، از خداوند خواست که او را تا روز قیامت مهلت دهد و خداوند نیز تا روزی معین به او مهلت داد.[۷۳] چون از شیطان جز شرارت برنمی‌خیزد، هماره این پرسش مطرح بوده که چرا خداوند با شناختی که از او داشت، او را آفرید و مهلت خواهیش را پس از رانده شدن، پذیرفت.[۷۴] گرچه حکمتِ آفرینش شیطان بسیار است و جز خدا کسی بر همه آن‌ها احاطه ندارد،[۷۵] فیلسوفان، متکلّمان و مفسّران، بر اساس مبانی خود پاسخ‌های گوناگونی داده‌اند:

شیطان، پلید آفریده نشد
خداوند شیطان را پلید خلق نکرد. او سال‌ها (۶ هزار سال)[۷۶] هم‌نشین فرشتگان و اهل عبادت بود، ولی بعداً به خواست خود و بر اثر تکبر راه طغیان و انحراف را در پیش گرفت و از رحمت خداوند دور شد.

وجود ابلیس، شرّ محض نیست؛ بلکه شرّ آمیخته به خیر است[۷۷] و جنبه خیر او از جنبه شرّش بیش‌تر است، در مجموع، وجودش برای جهان هستی خیر است نه شر، و اگر موجودی، شرّش بیش از خیرش باشد آفریده نمی‌شود.[۷۸]

وسیله امتحان انسان
آفرینش ابلیس، برای امتحان بندگان است[۷۹] خداوند، القائات شیطان را برای بیماردلان و سنگ‌دلان مایه آزمایش قرار داده است.[۸۰] ابلیس، با بهره‌گیری از هوای نفس انسان، او را وسوسه کرده، در بوته آزمایش قرار می‌دهد. تکلیف و هدایت‌پذیری، بدون آفرینش ابلیس تحقّق نمی‌یابد.

وجود ابلیس و شرور دیگر به خودی خود برای انسان خوب یا بد نیست؛ بلکه خوب یا بد بودن هرچیز، به نوع واکنش انسان در برابر آن بستگی دارد؛ بر این اساس، وجود ابلیس در صورتی که از او پیروی شود، شرّ، و در صورت مخالفت، خیر و موجب رشد و کمال است.

گستره فعالیت شیطان
در آیات بسیاری، تأثیر ابلیس و یارانش بسیار محدود و مکر و حیله شیطان ضعیف دانسته شده است.[۸۱] ابلیس و فرزندان او در عرصه تکوین و آفرینش هیچ نقشی ندارند؛ چنان که خداوند تأکید کرده که آنان را در آفرینش آسمان و زمین و نیز آفرینش خودشان دخالت نداده است.[۸۲][۸۳]

علم غیب شیطان
ابلیس، شیاطین و جنّیان نمی‌توانند بر عوالم غیب و اخبار پنهان آگاهی یابند و در کسب اخبار آسمانی ناتوانند.[۸۴] بدین جهت، جنّیان خود پس از اعتراف به وجود نگهبانان توانا و تیرهای شهاب، تأکید کرده‌اند که ما نمی‌دانیم آیا برای کسانی که در زمینند، بدی خواسته شده یا پروردگارشان برای آنان هدایت خواسته است[۸۵] و از آینده انسان نیز اطلاع ندارند. در ماجرای مرگ حضرت سلیمان(ع) آمده است که وقتی بدن او بر زمین افتاد، جنّیان از مرگ او آگاه شدند و اگر پیش از آن آگاه می‌شدند، دست از خدمت او برمی‌داشتند.[۸۶]

عدم سلطه بر انسان
ابلیس و یارانش بر بندگان خداوند هیچ گونه سلطه‌ای ندارند. خداوند در پاسخ تهدیدهای ابلیس، مبنی بر فریب دادن و گمراه ساختن همگان، به جز مخلَصان، او را مخاطب ساخت که تو را بر بندگان من تسلّطی نیست، مگر گمراهانی که از تو پیروی کنند.[۸۷]

اهداف و شیوه‌های ابلیس
قرآن، مهمترین شیوه‌های گمراه ساختن شیطان را این موارد می‌داند:

ایجاد دشمنی[۸۸]
بازداشتن از یاد خدا و به ویژه نماز[۸۹][۹۰]
ایجاد حزن و افسردگی در جامعه اسلامی و به هراس افکندن مؤمنان[۹۱]
ترساندن از فقر و سایر ناملایمات دنیوی[۹۲]
آراستن گناه و زیبانمایی افکار و اعمال باطل[۹۳]
آراستن نعمت‌های دنیایی و محبوب نمایاندنِ زنان، فرزندان و اموال[۹۴]
برانگیختن آرزوهای طولانی[۹۵][۹۶]
گسترش فساد و ترویج فحشا و منکر[۹۷]
شراب، بت پرستی و قمار بازی[۹۸]
تشویق به سحر و جادو[۹۹]
برانگیختن حسد، ایجاد درگیری و نزاع[۱۰۰][۱۰۱]
ایجاد افکار نادرست در قلب پیروانشان برای مجادله با خداجویان[۱۰۲]
فرجام شیطان و یاران او
خداوند در همان گفتوگوی آغازین، جایگاه نهایی ابلیس و پیروانش را فرو افتادن در دوزخ خشم خود اعلام کرد[۱۰۳] و جهنّم را سزای آنان دانست.[۱۰۴] براساس آیات قرآن، در روز حشر، پس از داوری خداوند، ابلیس[۱۰۵] در سخنانی درس آموز با اعلام بی‌زاری از پیروان خویش، مسؤولیت انحراف آنان را بر عهده خود ایشان دانسته، می‌گوید: خداوند به شما وعده داد، وعده‌ای راست؛ ولی من به شما وعده دادم و تخلّف کردم. مرا بر شما تسلّطی نبود، جز آن که شما را خواندم و شما اجابت کردید.[۱۰۶]

شیطان پرستی
شیطان پرستی به معنای عام یعنی: اطاعت از شیطان و پرستش آن به عنوان معبود. امروزه گروه‌های مختلفی به عنوان شیطان پرست مطرح هستند. این گونه افکارپیشینه ای هزاران ساله دارد و برخی دلیل آن را پرستش هر موجود دارای قدرت از سوی مردمان هزاران سال پیش و یا وجود دو خدای ضد هم یعنی خدای خیر و شر در اندیشه‌های پیشینیان می‌دانند.

برخی شیطان پرستان تنها به دلیل رفتار ضد دینی و ضد اخلاقی شیطان پرست خوانده می‌شوند و در حقیقت به جای خدامحوری گرایش به خود پرستی دارند نه اینکه واقعا موجود مافوق و قدرتمندی به نام شیطان را قبول داشته و بپرستند، بعضی دیگر شیطان را موجودی قدرتمند دانسته و به پرستش او روی می‌آورند. بیشتر شیطان پرستان جادو محورند.[۱۰۷]

منابع
طریحی، ۶/۲۷۲ به نقل از [۱]
 راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص ۲۶۷.
 خزائلی، /۷۸ به نقل از [۲]
دهخدا، ۱۰/۱۴۷۰۶ به نقل از [۳]
 سایت معارف قرآن
 رجوع کنید به: مصطفوی، ج۶، ص۶۱۶۳؛ واعظ زاده خراسانی، ج۱، ص۱۵۸
 آیاتی مانند:یوسف، ۵؛ انعام، ۲۰، ۲۲؛ بقره، ۳۶.
 آیاتی مانند:صافات، ۷؛ حج، ۳،؛ انعام، ۱۱۲؛ بقره، ۱۴ و ۱۰۲.
 تفسیر المیزان، ج ۸، ص ۶۲ و تفسیر نمونه، ج ۷، ص ۲۰۲.
 زخرف، ۶۲، یوسف،۶۰، کهف، ۵۰، اسراء، ۵۳ و بقره، ۱۶۸.
فاطر، ۶.
کهف، ۵۰.
نساء، ۱۱۹.
حجر، ۴۳.
 نساء، ۶۰.
 فاطر، ۶.
 ‌یس، ۶۲.
نساء، ۳۸.
فرقان، ۲۹.
 «و ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی»(ابراهیم/ ۲۲)
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۲۹، ص ۱۹۲
 «الذی احسن کل شی ء خلقه»(سجده/۷) «ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی»(طه/۵۰)
 کتاب مقدّس، یوحنا ۱۲:۳۱ ۳۲.
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۶ و ۱۴ و ۵۱ و ۷۲ و ۸۰ و ۸۲ و ۹۸ و ۱۷۴ و ۱۷۵ و ۱۷۶ و ۱۷۷
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۶۶ و ۶۷ و ۱۱۱ و ۱۱۲ و ۱۱۳ و ۱۷۰
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۱ و ۲ و ۱۶۷
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۵
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۸ و ۱۶ و ۴۵ و ۴۶ و ۴۸ و ۱۱۰ و ۱۶۱ و ۱۶۲ و ۱۷۲ و ۱۷۳
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۱۷ و ۱۸ و
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۴۴
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۵ و ۷۰ و ۷۱ و ۱۵۰
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۱۱۴ و ۱۳۴ و ۱۶۹
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۸۳ و ۱۱۵
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۵ و ۷۰ و ۷۱ و ۱۵۰
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۵ و ۲۵ و۲۶ و
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۲۱
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۲۷
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۲۴
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۱۹ و ۲۳ و ۴۲
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۱۰۱ و ۱۶۶
بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۲۸
 بحارالانوار، ج۶۰، باب ذکر ابلیس و قصصه، حدیث ۱۱
 مستدرک الوسائل، ج۱، ص۳۲۳
نهج البلاغه، خطبه۱۹۲
 بحارلانوار، ج۶۰، ح۱۵ و ۳۰
 المیزان، ج ۸، ص ۳۷.
 همان، ص ۳۸.
 همان، ج ۱، ص ۱۳۱.
 نهج البلاغه، خ ۱۹۲.
 کهف، ۵۰
مجادله/ ۵۸،۱۹
شعراء،۹۵؛ اسراء،۶۴
 بقره،۳۴
 بقره،۳۴؛ ص،۷۴
 اسراء،۲۷
 کهف،۵۰
 مریم،۴۴
 صافات،۷)(نساء،۱۱۷
پاعراف،۱۸
 تکویر،۲۵؛ ص،۷۷؛ نحل،۹۸
اعراف،۱۸
 ص،۷۸؛ حجر،۳۵
اعراف،۱۵
 یس،۶۰ ؛ کهف،۵۰ ؛ فاطر،۶ ؛ بقره،۲۰۸ و ۱۶۸؛ انعام،۱۴۲؛ یوسف،۵
نساء،۳۸
فرقان،۲۹
 قصص،۱۵؛ص،۸۲
اعراف/ ۷، ۲۲ و ۲۷؛ طه/ ۲۰، ۱۲۰
 نساء/ ۴، ۱۲۰
 لقمان/ ۳۱، ۲۱
 «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرنِی إِلَی یومِ یبعثونَ قَالَ فَإِنّکَ مِن المُنظَرینَ.» (حجر، ۳۶ و ۳۷)
 المیزان، ج ۸، ص ۵۴ – ۶۹.
 تفسیر ملاصدرا، ج ۵، ص ۲۸۶ و ۲۸۷.
 نهج البلاغه، خطبه قاصعه،ش ۲۳۴٫
 المیزان، ج ۸، ص ۳۷.
عدل الهی، ص ۱۰۱
 «و مَا کَانَ لهُ عَلیهم مِن سُلطَن إِلاَّ لِنعلمَ مَن یؤمنُ بِالأَخرهِ مِمّن هُوَ مِنها فِی شَکّ.» (سبأ،۲۱)
 «لِیجعَلَ مَا یلقِی الشَّیطَنُ فِتنهً لِلَّذینَ فِی قلوبِهم مَرضٌ والقَاسِیهِ قُلوبُهم.» (حج،۵۳)
 «إِنَّ کَیدَ الشَّیطَنِ کانَ ضَعیفاً.» (نساء،۷۶)
المیزان، ج ۱۳، ص ۳۲۶.
«مَا أَشهَدتُّهُم خَلقَ السَّموتِ وَالأَرضِ و لاَ خَلقَ أَنفُسهِم و مَا کُنتُ مُتّخِذَالمُضلِّین عَضُداً.» (کهف، ۵۱)
«و حَفظنها مِن کلِّ شیطن رجیم إِلاَّ مَنِ استَرقَ السَّمعَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ مُبِینٌ.» (حجر، ۱۷ و ۱۸) نیز صافات، ۶ ۱۰ و ملک، ۵
 «و أَنَّا لاَ نَدرِی أَشرٌّ أُریدَ بِمَن فِی الأَرضِ أَم أَرادَبِهِم رَبُّهُم رَشَداً» (جن،۱۰)
 «فَلمَّا خَرَّ تَبینَتِ الجِنُّ أَن لَو کَانوا یعلَمُونَ الغَیبَ مَالَبِثوا فِی العَذابِ المُهِینِ.» (سباء،۱۴)
«إِنَّ عِبادِی لَیسَ لَکَ عَلیهِم سُلطَنٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعکَ مِن الغَاوینَ» (حجر، ۴۲)، «إِنَّ عِبادی لَیسَ لَکَ عَلیهِم سُلطَنٌ و کَفَی بِربِّکَ وَکِیلا». اسراء، ۶۵) نیز نحل،۹۹.
:«إِنَّما یریدُ الشَّیطَنُ أَن یوقِعَ بَینَکم العَدَ وهَ والبَغضَاءَ فِی الخَمرِ والمَیسرِ و یصدَّکُم عَن ذکرِاللهِ و عَن الصَّلوَهِ فَهل أَنتم مُنتهونَ.» (مائده،۹۱)
 : «إِنَّما یریدُ الشَّیطَنُ أَن… یصدَّکُم عَن ذکرِ اللهِ و عَن الصَّلَوهِ.» (مائده،۹۱)
 ا«استَحوذَ عَلیهِمُ الشَّیطَنُ فأَنسَهُم ذِکرَاللهِ أُولَلِکَ حِزبُ الشَّیطَنِ أَلا إِنَّ حِزبَ الشَّیطَنِ همُ الخَسِرونَ» (مجادله،۱۹)، «مَا أَنسَنِیهُ إلاَّ الشَّیطَنُ.» (کهف،۶۳) نیز یوسف،۴۲.
پرش به بالا ↑ :نجوا از القائات شیطان است تا در کسانی که ایمان آورده‌اند، دل تنگی پدید آورد:«إِنَّماالنَّجوَی مِن الشَّیطَنِ لِیحزُنَ الَّذینَ ءَامَنوا.» (مجادله،۱۰)
«الشَّیطَنُ یعدِکُم الفَقَر.» (بقره،۲۶۸)
 «قَالَ ربِّ بِما أَغویتَنِی لاَُزَیننَّ لَهم فِی الأَرضِ» (حجر،۳۹) و نیز ۴۸ انفال/۸ ؛ ۶۳ نحل/۱۶؛ ۴۳ انعام/۶ ؛۲۴ نمل/۲۷ و ۳۸ عنکبوت/۲۹
 ۲۱۲ بقره/۲ و ۱۴ آل عمران/۳ پرده برداشته است
 التفسیرالکبیر، ج۱۱، ص۴۸؛ جامع البیان، ج۴، ص ۳۸۱؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۷۳.
:«ولاَُضِلَّنَّهم ولاَُمنِّینَّهم.» (نساء، ۱۱۹)
 :«و مَن یتَّبِع خُطُوتِ الشَّیطَنِ فإِنّهُ یأمرُ بِالفَحشاءِ والمُنکَرِ.» (نور،۲۱)
 «اِنَّما الخَمرُ والمَیسرُ والأَنصابُ والأَزلَمُ رِجسٌ مِن عَملِ الشَّیطَنِ فَاجتَنِبوهُ لَعلَّکم تُفلِحونَ» (مائده،۹۰)
 «وَ لکِنَّ الشَیطِینَ کَفَروا یعَلِّمونَ النّاسَ السِّحرَ.» (بقره/ ۲،۱۰۲)
:حضرت یوسف برهم خوردن ارتباط درست میان خود و برادرانش را به شیطان نسبت می‌دهد:«أَنْ نَزَغَ الشَّیطَنُ بَینِی و بَینَ إِخوتِی» (یوسف،۱۰۰)
پرش به بالا ↑ «قُل لِعبَادِی یقولوا الَّتِی هِی أَحسنُ إِنَّ الشَّیطَنَ ینزغُ بَینَهم.» (اسراء،۵۳)
 «إِنَّ الشَّیطِینَ لَیوحونَ إلی أَولِیآئِهم لِیجَادلِوکُم و إن أطَعتُموهم إنّکم لَمشرِکون.» (انعام،۱۲۱) نیز حج، ۳؛ افزون بر آن، با ابلاغ سخنان زیبا و فریبنده به دشمنان انبیا، در مقابله با تبلیغ حق می‌کوشند. (انعام،۱۱۲) شیاطین،آدمی را هنگام انتخاب حق بر باطل، به تردید می‌افکنند و در مسیر حیات معنوی به رهزنی می‌پردازند. آنان از این راه آدمیان را حیران و مذبذب می‌سازند. (انعام،۷۱)
 «قَالَ فَالحقُّ وَالحَقَّ أَقولُ لاَملأنَّ جَهنّمَ مِنکَ و مِمَّن تَبِعَکَ مِنهُم أَجمعین» ص،۸۴و ۸۵
 «قالَ اذهَبْ فمَن تَبِعکَ مِنهُم فَإِنَّ جَهنَّم جَزاؤُکُم جَزاءً مَوفوراً.» اسراء،۶۳
مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۷۸.
«و قالَ الشَّیطَنُ لَمّا قُضِی الأَمرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدکُم وَعدَالحَقِّ و وَعدتُّکُم فَأَخلَفتُکُم و مَا کَانَ لِی عَلیکُم مِن سُلطن إلاَّ أَن دَعوتُکُم فَاستَجبتُم لِی فَلاَتَلومونِی و لوموا أَنفسَکُم مَا أَنَا بِمُصرِخِکُم و مَا أَنتُم بِمُصرِخِی إِنِّی کَفرتُ بِمَا أَشرکتُمونِ مِن قَبلُ إِنَّ الظَّلِمینَ لَهُم عَذابٌ أَلیمٌ». خداوند به شما وعده داد، وعده‌ای راست؛ ولی من به شما وعده دادم و تخلّف کردم. مرا بر شما تسلّطی نبود، جز آن که شما را خواندم و شما اجابت کردید؛ پس مرا سرزنش نکنید و به ملامت خویشتن بپردازید. اکنون من فریادرس شما نیستم و شما نیز نمی‌توانید فریادرس من باشید. من کفر میورزم به این که شما مرا پیش از این شریک [پروردگار]کردید. ابراهیم، ۲۲
ره توشه جوانان، صص۱۵۹-۱۷۲

———————

شیطان در لغت از مادّه «شطن» و به معنای دور شدن است. [۱] و شیطان به هر موجود سرکش و متمرّد خواه انسان باشد یا غیر آن، گفته می‌شود [۲] از این رو بر ابلیس، شیطان اطلاق شده است. [۳]
به عبارت دیگر شیطان به هر موجود طغیانگر و دور از رحمت خداوند متعال که کارش وسوسه خلق و دعوت آنان به بدیها است اطلاق می‌گردد؛ چنان که بر موجود سرکش و متمرد معروف؛ یعنی ابلیس که از سجده بر حضرت آدم علیه السّلام سر باز زد و نیز بر فرزندان او که از جنس جن می‌باشند اطلاق می‌شود. [۴] [۵]

ویژگی‌های شیطان

۱- شیطان از طایفۀ جنّ: «… فَسَجَدُوا إلّا إبلیسَ کانَ مِن الجِنّ…» [۶] «(فرشتگان) همگی سجده کردند جز ابلیس، که از جنّ بود»
۲- مخالفت فرمان الهی: «إنّ الشََّیطانَ کانَ لِلرّحْمنِ عِصِیاً» [۷] «شیطان نسبت به خداوند، عصیانگر بود»
۳- رانده شده از رحمت الهی: «قَالَ فَاْخرُجْ مِنها فَإنّک رَجیمٌ وَ إنَّ عَلیک اللَعْنَه اِلی یومِ الدین» [۸] «فرمود:از صف آنها ( فرشتگان ) بیرون رو، که رانده ‌شده‌ای از (درگاه ما!) و لعنت (و دوری از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!»
۴- دارای ذرّیه و قبیله:
«إنّهُ یرَاکم هُو و قَبیلُهُ مِن حَیثُ لاتَرَوْنَهُم…» [۹] «او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آن‌ها را نمی‌بینید…» [۱۰]

موارد استحباب استعاذه

پناه بردن به خداوند متعال از شر شیطان با گفتن «أعُوذُ باللَّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَجیم» و مانند آن در هرحال، بویژه اوقات زیر مستحب است: هنگام تلاوت قرآن کریم؛ [۱۱]پیش از قرائت در نماز؛ [۱۲]هنگام آمیزش؛ [۱۳]و زمان ورود به مستراح. [۱۴] [۱۵]

حالات حضور شیطان

برخی افعال و حالات در انسان، بستر و زمینه‌ساز حضور شیطان و نزدیک شدن او به انسان می‌گردد؛ از این رو، در روایات از چنین افعال وحالاتی نهی شده است و فقها به کراهت آنها حکم کرده‌اند، مانند: خضاب کردن در حال جنابت [۱۶] [۱۷]و حیض؛ [۱۸] [۱۹]تخلی بر روی قبر؛ [۲۰] [۲۱]ایستاده ادرار کردن در آب [۲۲] [۲۳]؛ تنها بودن در خانه؛ [۲۴]به تنهایی مسافرت کردن؛ [۲۵] [۲۶]خلوت کردن زن و مرد اجنبی در یک مکان؛ [۲۷] نگهداری زباله در منزل در شب و بیرون نبردن آن در روز [۲۸]و راه رفتن در یک کفش. [۲۹]

عوامل دوری شیطان

برخی اعمال موجب دور شدن و فاصله گرفتن شیطان از انسان می‌شود، مانند:ناخن گرفتن؛ [۳۰] [۳۱]اذان گفتن در منزل؛ [۳۲] [۳۳]محافظت بر نماز واوقات آن؛ [۳۴] نگهداری کبوتر در منزل؛ [۳۵]انگشتر جذع یمانی به دست کردن؛ [۳۶] و خوردن انار. [۳۷]

نام گذاری به اسماء شیطان

نام گذاری فرزند به یکی از اسمهای شیاطین، مانند ضریس و صفات آنها مکروه است. [۳۸]

شیطان و سِحر

به تصریح برخی، از اقسام سحر حرام و ممنوع، ارتباط باشیاطین و کشف چیزهای پوشیده و پنهان از راه ایشان است. [۳۹] [۴۰]

فلسفۀ وجودی شیطان

یکی از مسائل جهان هستی، مسأله امتحان و آزمایش الهی است و اصولاً نظام سعادت و شقاوت و ثواب و عقاب بشر مبتنی بر اساس امتحان است و چون خداوند انسان را به سوی خیر دعوت می‌کند و در این میان اگر کسی نباشد که او را به شرّ دعوت و تشویق کند امتحانی وجود نخواهد داشت. وجود شیطان برای پویندگان راه حق نه تنها زیانبخش نیست بلکه رمز تکامل نیز محسوب می‌شود، اصولاً تکاملها در میان تضادّها به وجود می‌آید و هیچ موجودی راه کمال را نمی‌پوید مگر این‌که در مقابل آن، ضدّ نیرومندی قرار گیرد. [۴۱] [۴۲]

شیاطین انسی

در قرآن کریم به انسانهای شرور و مفسد نیز شیطان، اطلاق شده است [۴۳]: «وکذلِک جَعَلْنا لِکلِّ نَبی عَدوّاً شَیاطین الإنس والجِنّ…» [۴۴] «اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم..» اطلاق حقیقی شیطان بر کافران و منافقان [۴۵]
اطلاق شیطان بر منافقان و کافران به نحو حقیقت است نه از سر مجاز و مسامحه: «… واذا خَلَوْا إلی شَیاطینِهم قالُوا إنّا مَعَکم…» [۴۶] «هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند:ما با شمائیم..» آنان که از هدایت رهبران الهی می‌رمند و در مقابل حق خضوع نمی‌کنند و از راههای مرموز و با وسوسه میل به باطل را در دلهای دیگران تزریق می‌کنند، از مصادیق شیطانند: «مِن شَرّ الوُسواسِ الخَنّاس الّذی یوسوِسُ فی صُدورِ النّاسِ من الجِنّهِ والناس» [۴۷] «(پناه بر خدا) از شرّ وسوسه گر پنهان کار که در درون سینۀ انسانها وسوسه می‌کند خواه از جنّ باشد یا از انسان» هدف شیطان و تهاجم همه جانبۀ او [۴۸] یکی از اهداف شیطان، بردن آبرو و بی حیثیت کردن انسان است: «ینْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لَیرِیهُما سَوءاتِهِما…» [۴۹] «لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آن‌ها نشان دهد.» شیطان برای این کار از راهی وارد می‌شود که شخص او را نمی‌بیند: «انّه یراکم هو و قبیلُهُ من حیثُ لا تَرَونَهُم….» [۵۰] «او وهمکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنان را نمی‌بینید.»

تسلّط و ولایت شیطان

«انّما سُلطانُهُ علی الّذین یتَولّوْنَهُ والّذین هُم بِه مُشرِکون» [۵۱] «تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند و آن‌ها که نسبت به او (خدا) شرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند»

مراحل نفوذ شیطان

مراحل نفوذ شیطان در انسان: [۵۲] [۵۳]
۱- تزیین: «وإذ زَینَ لَهُمُ الشَیطانُ اَعمالَهُمْ…» [۵۴] «و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان، اعمال آنها (مشرکان) را در نظرشان جلوه داد»
۲- افکندن آرزوهای باطل در دل: «وَ لِاُضِلََّنََّهُم و لَاُمَنِینَّهُم…» [۵۵] «و آن‌ها را گمراه می‌سازم و به آرزوها سرگرم می‌سازم…»
۳- وسوسۀ اکید: تادنبال آرزو رود و آن را به دست آورد؛ «الّذی یوسوسُ فی صُدورِ النّاسِ» [۵۶] «در درون سینۀ انسانها وسوسه می‌کند»
۴- تسویل:
یعنی خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد؛ «… الشَیطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وأمْلی لَهُم» [۵۷]
«کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است!»

شراب و قمار از اعمال شیطانی

«یا ایها الّذینَ آمَنُوا إنّما الخَمْرُ… رِجسٌ مِنْ عَمَلِ الشیطانِ» [۵۸] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعی بخت آزمائی) پلید و از عمل شیطان است، از آن‌ها دوری کنید تا رستگار شوید»

شیطان مانع نماز و عامل فراموشی ذکر خداوند

«… و یصُدَّکمْ عَنْ ذِکرِ اللهِ…» [۵۹] «شیطان می‌خواهد بوسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خداوند و از نماز باز دارد»

کیفر اطاعت کنندگان از شیطان

«قالَ فَالحَقُّ وَالْحَقَّ اَقُولُ لَأمْلَأنَ جَهَنَّمَ مِنْک وَمِمَّنْ تَبِعَک مِنْهُمْ اَجْمَعینَ» [۶۰] [۶۱] «فرمود:به حق سوگند و حق می‌گویم که جهنّم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد».
منابع
۱.  المفردات فی غریب القرآن مادۀ «شطن».
۲.  مجمع البحرین، طریحی، ج ۶، ص ۲۷۲، تهران، ناشر کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۷۵ ش.
۳.  عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج ۲، ص ۲۸۲، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، ۱۳۷۸ ش.
۴.  المیزان ج۲، ص۴۱۲.
۵.  لسان العرب ج۱۳، ص۲۳۷.
۶.  کهف/سوره۱۸، آیه۵۰.
۷.  مریم/سوره۱۹، آیه۴۴.
۸.  حجر/سوره۱۵، آیه۳۴ – ۳۵.
۹.  اعراف/سوره۷، آیه۲۷.
۱۰.  اکبر دهقان، یکصد و پنجاه موضوع از قرآن کریم و احادیث اهل بیت، ص ۵۴۶، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ اول، پائیز ۸۲، تهران.
۱۱.  نحل/سوره۱۵، آیه۹۸.
۱۲.  جواهر الکلام ج۹، ص۴۲۰.
۱۳.  العروه الوثقی ج‌۵، ص۴۸۲.
۱۴.  جواهر الکلام ج۲، ص۵۶.
۱۵.  وسائل الشیعه ج۱، ص۳۰۶.
۱۶.  الحدائق الناضره ج۳، ص۱۴۸.
۱۷.  وسائل الشیعه ج۲، ص۲۲۳.
۱۸.  الحدائق الناضره ج۳، ص۲۷۴.
۱۹.  وسائل الشیعه ج۲، ص۳۵۳.
۲۰.  جواهر الکلام ج۲، ص۷۵
۲۱.  وسائل الشیعه ج۱،ص۳۲۹.
۲۲.  وسائل الشیعه ج۱، ص۳۲۹.
۲۳.  وسائل الشیعه ج۱، ص۳۵۳.
۲۴.  وسائل الشیعه ج۵، ص۳۳۴.
۲۵.  جواهر الکلام ج۱۸،ص۱۶۶
۲۶.  وسائل الشیعه ج۱۱، ص۴۱۰.
۲۷.  جواهر الکلام ج۳۲، ص۳۴۳.
۲۸.  وسائل الشیعه ج۵، ص۳۱۸.
۲۹.  وسائل الشیعه ج۵، ص۷۵.
۳۰.  وسائل الشیعه ج۲، ص۱۳۲.
۳۱.  الحدائق الناضره ج۵، ص۵۷۰.
۳۲.  جواهر الکلام ج۹، ص۱۴۹.
۳۳.  وسائل الشیعه ج۵، ص۴۱۳.
۳۴.  وسائل الشیعه ج۴، ص۲۸-۳۰.
۳۵.  وسائل الشیعه ج۱۱، ص۵۱۵.
۳۶.  وسائل الشیعه ج۵، ص۹۶.
۳۷.  وسائل الشیعه ج۲۵، ص۱۵۳.
۳۸.  جواهر الکلام ج۳۱، ص۲۵۷.
۳۹.  الروضه البهیه ج۳، ص۲۱۵.
۴۰.  مسالک الأفهام ج۳، ص۱۲۸.
۴۱.  محمد حسین طباطبائی، المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، انتشارات اسلامی جامعه مدرّسین، ۱۳۷۴ ش، ج ۱۲، ص ۱۶۳.
۴۲.  ناصر مکارم شیرازی و همکاران، نمونه، ج ۶، ص ۱۱۱، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش.
۴۳.  ناصر مکارم شیرازی و همکاران، نمونه، ج ۱، ص ۱۹۲، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش.
۴۴.  انعام/سوره۶، آیه۱۱۲.
۴۵.  جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج ۲، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اول، ۱۳۷۸ ش.
۴۶.  بقره/سوره۲، آیه۱۴.
۴۷.  ناس/سوره۱۱۴، آیه۴ -۶.
۴۸.  تسنیم، ج ۸، ص ۵۳۲، چاپ اول، ۱۳۸۵ ش، قم مرکز نشر اسراء.
۴۹.  اعراف/سوره۷، آیه۲۷.
۵۰.  اعراف/سوره۷، آیه۲۷.
۵۱.  نحل/سوره۱۶، آیه۱۰۰.
۵۲.  تسنیم، ج۱۳، ص۳۲۳.
۵۳.  تسنیم، ج ۱۳، ص ۳۲۴.
۵۴.  انفال/سوره۸، آیه۴۸.
۵۵.  نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.
۵۶.  ناس/سوره۱۱۴، آیه۵.
۵۷.  محمّد/سوره۴۷، آیه۲۵.
۵۸.  مائده/سوره۵، آیه۹۰.
۵۹.  مائده/سوره۵، آیه۹۱.
۶۰.  ص/سوره۳۸، آیه۸۴.
۶۱.  ص/سوره۳۸، آیه۸۵.

———————————–

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...