خانه / بینش و رویا / آموزه ها / فکر – شناخت و کنترل (قسمت اول)

فکر – شناخت و کنترل (قسمت اول)

جهت تسلط بر افکار ابتدا نیاز است تا آگاهی کامل از “فکر” داشته باشیم. می توان تعاریفی متفاوت از “فکر” ارایه داد.

۱- فکر یکی از نیروهای درونی انسان است که به مفاهیم، مربوط است. 

۲- فکر، سازمان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته جهت استفاده در موقعیت فعلی است.

۳- فکر فرایندی رمزی و درونی است که منجر به یک حوزه شناختی می‌گردد که نظام شناختی شخص متفکر را تغییر می‌دهد.

۴- فکر فرایندی است که از طریق آن یک بازنمایی ذهنی جدید به وسیله تبدیل اطلاعات و تعامل بین خصوصیات ذهنی، قضاوت، انتزاع، استدلال و حل مسئله ایجاد می‌گردد.

۵- فکر، تلاشی است ذهنی، برای پاسخ گویی صحیح و دقیق به سوالات ذهنی که به ابزاری چون منطق، خرد ورزی، دانش، تجربه و درک صحیح موضوع نیازمند است. 

۶ – فکر عبارت است از مرتب ساختن امور معلوم برای رسیدن به کشف مجهول. به عبارت دیگر فکر عبارت است از حرکت ذهن به سوی امور و مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن امور معلوم به سوی کشف مقصود.

۷- فک روشی است که به فرارفتن از روش خطی برای یافتن نظرات نو، می اندیشد و به شکلی آگاهانه، در جهت تغییر و تحول روش حل مساله، تلاش می کند و کاربرد آن مستلزم پذیرش دیدگاه‌های مختلف نسبت به موضوع است.

حال ممکن است این فکر با انتقاد همراه باشد پس باید فکر انتقادی را هم بشناسیم..

تفکر همراه با انتقاد،[۱] یا تفکر انتقادی،[۲] اندیشهٔ انتقادی یا سنجشگرانه‌ اندیشی یعنی درست اندیشیدن در تلاش برای یافت آگاهی قابل اعتماد در جهان است. این روش شامل فرایندهای ذهنی تشخیص، تحلیل و ارزیابی داده‌ها است. به بیانی دیگر، هنر اندیشیدن پیرامون اندیشیدن خودتان درحالی‌که شما می‌خواهید اندیشه‌تان را بهتر، روشن‌تر، دقیق‌تر، یا قابل دفاع‌تر بنمایید.[۳]

فردی که انتقادی می‌اندیشد قادر است پرسش‌های مناسب بپرسد و اطلاعات مربوط را جمع‌آوری کند. سپس با خلاقیات آن‌ها را دسته‌بندی کرده و با منطق استدلال کند؛ و در پایان به یک نتیجه قابل اطمینان دربارهٔ مسئله برسد. (می توان به گونه ای این افراد را افراد فلسفی دانست)

کودکان با قدرت اندیشه انتقادی به دنیا نمی‌آیند، و این قابلیت را به طور طبیعی نیز ماورای اندازه‌ای که برای زنده ماندن نیاز دارند، کسب نمی‌کنند. بسیاری از انسان‌ها هیچ‌گاه آن را یاد نمی‌گیرند. این روش به‌سادگی توسط والدین و آموزگاران معمولی قابل آموزش به دانش‌آموزان نیست؛ بلکه به مربیان ویژه‌ای برای آموزش مهارت‌های اندیشه انتقادی و مرجعی آگاه نیاز دارد.[۴]

هنگامی که مشغول اندیشیدن هستیم، معمولاً هدف ما فهمیدن چیزی است. می‌کوشیم تا پرسشی را پاسخ گوییم، مسئله‌ای را حل کنیم، نتیجه‌گیریی را اثبات کنیم. می‌خواهیم بدانیم علت جنگ‌های داخلی چه بود، به کدام یک از نامزدها رأی دهیم، یا چگونه به تعطیلات برویم تا به ورشکستگی‌مان نینجامد. در همهٔ این موارد، می‌توان گفت که می‌کوشیم معرفتی کسب کنیم که از پیش نداریم؛ و در اغلب موارد نمی‌توانیم آن معرفت را با مشاهده مستقیم حاصل کنیم. باید قدری استدلال کنیم، دو دو تا چهار تا کنیم، استنباط کنیم، و از اطلاعات موجود نتیجه‌گیری کنیم.[۵]

این شیوهٔ رویکرد به موضوعات را با صفت تحلیلی هم توصیف می‌کنند. تفکر انتقادی تفکر تحلیلی است، یعنی موضوع را می‌شکافد، اجزای آن را دانه‌دانه می‌سنجد و در ادامه شیوهٔ ترکیب آنها را وارسی می‌کند. 

ارزش‌های پایه
تفکر انتقادی (که از آن با عنوان سنجشگرانه اندیشی نیز یاد می‌شود) اندیشیدن سنجش گرانه بر مضمون حرفهایی است که می‌شنویم و می‌خوانیم و بررسی دقیق استدلالهایی است که آن حرفها به کمک آنها خود را استوار جلوه می‌دهند. انتقاد به معنای سنجیدن است نه ایراد گرفتن. زیر عنوان انتقاد نباید غرغرکردن و بهانه گرفتن و عیب‌جویی به دلیل بدخویی را فهمید.[۷] دو گونه اندیشه انتقادی قابل تصور است: یکی خود خواهانه یا سفسطه‌ای که فرد سعی می‌کند بااستفاده از قدرت تحلیل خود به منافعی شخصی برسد و دیگری درست بینی یا بی طرفی که در آن فرد سعی می‌کند تمام جوانب امر را به صورت یکسان و بدون ارجحیت دادن به دلایل احساسی و منفعت طلبانه ببیند.[۳]

روشن‌اندیشی
تفکر انتقادی در هنگام سنجشگری از ارزشهای فکری خاصی حرکت می‌کند. متنی را می‌خوانیم که موضوع در آن چنان پیچانده شده که هیچ نمی‌توان از آن سر درآورد، در حالی که اصل قضیه ساده‌است و ما باید آن را با آگاهی و دقتی متعارف درک کنیم. در این جا به نویسندهٔ آن انتقاد می‌کنیم که نه روشن‌اندیش، بلکه تاریک‌اندیش است. پس روشنی یک ارزش در تفکر انتقادی است. ما می‌خواهیم به روشنی برسیم. می‌پرسیم و می‌پرسیم، و با این کار گویی نقب زنیم تا از پهنه‌ای تاریک به روشنایی گام بگذاریم. به نویسنده انتقاد می‌کنیم که مفهوم‌ها و گزاره‌هایش دقت ندارند. دقت نیز یک ارزش مهم در تفکر انتقادی است. مفهوم یا تعریف دقیق مثل یک ابزار دقیق است، چنگ می‌زند و آن بخش از واقعیت را که می‌خواهد بگیرد، می‌گیرد. ابزار نادقیق به هدف نمی‌خورد و بعید نیست که موضوع کار را خراب کند. مته را کج می‌زنیم و پیچ مسیر غلطی را می‌رود. مفهوم نادقیق نیز ذهن را به جایی نامربوط می‌کشاند.

بدیهیات
ارزشی دیگر در تفکر انتقادی بداهت است. آنچه بدیهی است وضوحی شهودی دارد، یعنی ما بنابر تجربه مستقیم خودمان یا خردورزی‌ مان می‌دانیم که درست است، انگار ما در ذهن یا در واقعیت در کمال آگاهی شاهد آن هستیم.

اگر ما از امور بدیهی حرکت کنیم و با شیوهٔ سنجیده‌ای در ترکیب، اطلاعات خود را از آنها درهم‌ آمیزیم، به آگاهی پیچیده‌ای می‌رسیم که چون ریشه در امور بدیهی دارد، احتمال می‌رود که درست باشد. می‌گوییم احتمال می‌رود، چون همیشه ممکن است در ترکیب اطلاعات اشتباه صورت گیرد. وقتی متنی را با دید انتقادی می‌خوانیم، توجه داریم که آیا گزاره‌های آن با بدیهیات تجربی و عقلی همخوان هستند یا نه.

از عبارتهایی چون «واضح و مبرهن است» نیز به همین سوءاستفاده می‌شود. می‌نویسند: «واضح است که…» ما باید مکث کنیم و بپرسیم: واقعاً واضح است؟ یا می‌نویسند: «مبرهن است که…» یعنی در مورد موضوع برهان عقلی آورده‌اند. باید بپرسیم: واقعاً موضوع مستدل است؟ عبارتهایی مثل «بدیهی است که…» و «واضح و مبرهن است که…» ما را دعوت می‌کنند که ادعایی را که به دنبال آنها می‌آید، بی هیچ اندیشه‌ای بپذیریم. اندیشه انتقادی به ما می‌آموزد که در اینجا باید درست رفتار معکوسی داشته باشیم، یعنی دقت ورزیم که آیا ادعا به راستی پذیرفتنی است یا نه.

تناقض‌ها
ارزشی دیگر در اندیشهٔ انتقادی همخوانی است. سر و ته یک متن یا سخن باید با هم بخوانند. اگر نویسنده و گوینده دچار تناقض شود، یا این که اینجا از این اصل حرکت کند و آنجا که موردی مشابه در وضعیتی مشابه‌است از اصلی دیگر، بر پایهٔ این ارزش به او انتقاد می‌کنیم.

کشف تناقض همیشه ساده نیست. ما باید متن یا سخن را تجریه و تحلیل کنیم تا ساختار آن برایمان روشن شود، تا بتوانیم ببنیم آیا دچار تناقض شده‌است یا نه. در بسیاری اوقات با خبری مواجه می‌شویم که خود به خود حاوی تناقضی نیست و حرفی کوتاه است که سر و ته آن با هم می‌خوانند. در اینجا آن را باید در متن زندگی و واقعیت قرار دهیم تا بطلان آن را دریابیم.

نوع دیگر تناقض بیشتر در هنگام اندیشیدن مستقل و نه فکر بر روی گفتار یا نوشتار دیگران پیش می‌آید. اندیشیدن انسان همواره جهت دار است و احساسات و برداشت‌های پیشین آدمی یا به تعبیر دیگر با یاس در آن اثر می‌گذارد. از این رو باید تا جایی که می‌توان از تمایل خود فریبی که به طور طبیعی در انسان وجود دارد را شناخت و در مقابل آن ایستاد. گاهی این ایستادن سبب بایاس در جهت مخالف می‌شود. در اندیشه انتقادی باید تا جایی که می‌توان بایاس را کم کرد اما توجه داشت که به اندیشه بدون بایاس نمی‌توان رسید. یکی از راه‌های کم کردن بایاس مراجعه به آرای دیگران و بحث کردن پیرامون موضوع با هدف رسیدن به شناخت و نه اثبات عقیده است. این کار باعث می‌شود نقاط کور اندیشه ما که خودمان توانایی دیدن آن را نداریم ببینیم.[۳][۸][۹]

منطق
ارزش دیگری که در اینجا لازم است از آن یاد کنیم استدلال متین و استوار است. اندیشه انتقادی استدلال سست را نمی‌پذیرد. استدلال باید پایه‌های محکمی داشته باشد یعنی از مقدماتی درست حرکت کند و آنها را به صورتی منطقی با یکدیگر ترکیب کرده و به نتیجه برساند. اندیشه انتقادی تفکر منطقی است. منطق شیوه و اصول سنجیدهٔ تعریف و استدلال است.

فراگیری
اندیشهٔ انتقادی بر پایهٔ مفاهیم و قانون‌هاست، نه بر پایهٔ فرا روند پله پله یا شل و محکم.[۱۰] ممکن است طرز اندیشیدن شخصی ناواضح، غیر دقیق، نامربوط، غیرمنطقی و سطحی باشد. راه‌های مختلفی هست که ممکن است تفکر شخص مشکل‌دار باشد.

به تازگی برخی آزمایش‌هایی که هنوز در مراحل ابتدایی هستند؛ نشان داده که برخی زمان‌ها شخص تصمیمات پیچیده‌ای را پیش از آگاهی از تمام فاکت‌ها و داده‌ها می‌گیرد. از آنجاییکه چنین روشی اندیشیدن انتقادی نیست (چون برای اندیشه انتقادی نیاز به بازتاب دقیق هست) پس استفاده از مهارت‌های اندیشه انتقادی نیاز به تلاش بیشتر بر خلاف طبیعت انسان – که تصمیم‌گیری بدون دانستن همه داده‌هاست دارد.

منابع

۱- نیل‌براون، ام و استوارت ام. کیلی. ویراستهٔ هومن پناهنده. راهنمای تفکر نقادانه: پرسیدن سؤال‌های به‌جا. ترجمهٔ کورش کامیاب. ویرایش سوم. چاپ سوم. انتشارات مینوی خرد، ۱۳۹۳. شابک ‎۹۷-۶۰۰-۶۲۲۰-۱۶-۱.
۲- اندیشیدن (فرهنگ کوچک تفکر انتقادی)، نایجل واربرتون، ترجمه محمدمهدی خسروانی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۸.
۳- ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ Critical Thinking: Tools for Taking Charge of Your Professional and Personal lif, BY Richard W. Paul, Linda Elder, 2002
۴-  An Introduction to Critical Thinking
۵-  مهارت‌های اندیشیدن
۷-  ارزشهای پایه در اندیشه انتقادی
۸-  SMART THINKING: SKILLS FOR UNDERSTANDING AND WITING, By Matthew Allen,2nd Ed. , 2004
۹-  Critical Thinking Skills: Developing Effective Analysis and Argument,By Stella Cottrell, 2005
۱۰-  Paul, Dr. Richard; Elder, Dr. Linda, The Miniature Guide to Critical Thinking Concepts and Tools. Dillon Beach: Foundation for Critical Thinking Press, 2008.

حال با افکار عمومی آشنا میشویم

افکار عمومی، به معادل جمعی نظرها، نگرش‌ها و باورهای فردی بخش قابل توجهی از اعضای جامعه گفته می‌شود؛ اگرچه در مورد تعریف افکار عمومی هیچ اجماعی وجود ندارد.

جایگاه افکار عمومی
این واژه در جامعه‌شناسی و علوم سیاسی از دو دیدگاه متفاوت مطرح است:

گرایش دانشمندان سیاست و برخی تاریخ‌نویسان بر این است که نقش افکار عمومی را در دولت و سیاست و به طور مشخص تأثیر آن بر سیاست‌های دولتی بررسی کنند. برخی آن را با اراده ملی یکسان گرفته‌اند. با چنین نگاهی، این مفهوم در هر زمان معین و در مورد یک موضوع خاص تنها بر یک چیز دلالت دارد.

جامعه‌شناسان به افکار عمومی به دیده‌ی محصول تعامل اجتماعی و ارتباط می‌نگرند و مفهومی جامع‌تر برای آن متصور هستند. با نگاه جامعه‌شناسانه تا زمانی که اعضای یک جامعه با یکدیگر روابط اجتماعی برقرار نسازند، افکار عمومی موجودیتی نخواهد داشت. حتی اگر نظرهای افراد جامعه به هم نزدیک باشد، اما باز هم باورهای آن‌ها در کنار هم افکار عمومی را شکل نخواهد داد تا زمانی که نظرهایشان از طریق رسانه‌ها –اعم از رسانه‌های نوشتاری، دیداری، شنیداری یا مجازی– یا مکالمه‌ی تلفنی یا رودررو به هم منتقل شود. بنابراین جامعه‌شناسان برای افکار عمومی در یک زمان خاص و در مورد موضوعی خاص، احتمال وجود افکار عمومی مختلفی را مطرح می‌کنند.

در این بخش اثر تفکر در اصول و الهی بودن را بررسی می کنیم:

تفکر در آیات الهی و شگفتی‌های آفرینش ، انسان را به ایمان صحیح راهنمایی می‌کند، زیرا این کارهای شگفت تنها از خداوندی صادر می‌شود که زنده و پابرجا و توانا و بی نیاز از همه است. [۱]

اشاره به توحید ، نبوت ، معاد

برخی آثار تفکر که از آیات قرآن استفاده می‌شوند عبارت‌اند از راهیابی انسان به توحید در پرستش : «قالَ اَفَتَعبُدونَ مِن دونِ اللّهِ ما لا ینفَعُکم شیــًا و لا یضُرُّکم _ اُفّ لَکم ولِما تَعبُدونَ مِن دونِ اللّهِ اَفَلا تَعقِلون»، [۲] شناخت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و بیم دهی آشکار وی: «اَو لَم یتَفَکروا ما بِصاحِبِهِم مِن جِنَّه اِن هُوَ اِلاّ نَذیرٌ مُبین»، [۳] [۴] توجه کردن به آخرت و دنیا را مایه سرگرمی دانستن: «و مَا الحَیوهُ الدُّنیا اِلاّ لَعِبٌ و لَهوٌ و لَلدّارُ الأخِرَهُ خَیرٌ لِلَّذینَ یتَّقونَ اَفَلا تَعقِلون» [۵] [۶] [۷] و توجه به بیهوده نبودن خلقت، [۸] زیرا با ملاحظه این‌که هر موجود کوچکی از این جهان بزرگ هدفی دارد نمی‌توان باور کرد که مجموعه جهان بی هدف باشد، [۹] بر همین اساس مؤمنان بعد از تدبر و تفکر در آیات الهی، به خداوند رو کرده و به حکمت او در آفرینش موجودات پی می‌برند. [۱۰]

نقش تفکر در روایات

در روایات نیز تفکر، دلیل عاقل، [۱۱] بهترین عبادت ، [۱۲] حیات قلب بصیر، [۱۳] آینه دیدن بدی‌ها و خوبی‌ها، [۱۴] دعوت کننده به نیکی و عمل به آن، [۱۵] [۱۶] مایه عبرت [۱۷] و مایه بصیرت [۱۸]معرفی شده است.

پیامدهای عدم تفکر

تفکر نکردن نیز پیامدهایی دارد که در پاره‌ای آیات به برخی از آن‌ها اشاره شده است؛ مانند افترا زدن و دروغ بستن به خدا: «و لـکنَّ الَّذینَ کفَروا یفتَرونَ عَلَی اللّهِ الکذِبَ واَکثَرُهُم لا یعقِلون»، [۱۹] بی ادبی به ساحت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) : «اِنَّ الَّذینَ ینادونَک مِن وراءِ الحُجُرتِ اَکثَرُهُم لایعقِلون»، [۲۰] به مسخره و بازی گرفتن نماز هنگام فراخوانی به آن: «و اِذا نادَیتُم اِلَی الصَّلوهِ اتَّخَذوها هُزُوًا ولَعِبـًا ذلِک بِاَنَّهُم قَومٌ لا یعقِلون» [۲۱] و اختلاف و تفرقه : «لا یقـتِلونَکم جَمیعـًا اِلاّ فی قُرًی مُحَصَّنَه اَو مِن وراءِ جُدُر بَأسُهُم بَینَهُم شَدیدٌ تَحسَبُهُم جَمیعـًا و قُلوبُهُم شَتّی ذلِک بِاَنَّهُم قَومٌ لا یعقِلون». [۲۲]

۱.  زحیلی، وهبه مصطفی، التفسیر المنیر، ج۴، ص۲۰۹.
۲.  انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۶ – ۶۷.
۳.  اعراف/سوره۷، آیه۱۸۴.
۴.  سبأ/سوره۳۴، آیه۴۶.
۵.  انعام/سوره۶، آیه۳۲.
۶.  اعراف/سوره۷، آیه۱۶۹.
۷.  یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۹.
۸.  آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۱.
۹.  مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۳، ص۲۴۶.
۱۰.  زحیلی، وهبه مصطفی، التفسیر المنیر، ج۴، ص۲۰۷.
۱۱.  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۱۳۶.
۱۲.  زحیلی، وهبه مصطفى، التفسیر المنیر، ج۲، ص۲۲.
۱۳.  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۲.
۱۴.  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۲، ص۶۷.
۱۵.  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۲.
۱۶.  مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۸.
۱۷.  تمیمی، آمدی، عبدالوحد، غررالحکم، ج ۱، ص ۳۲۴، کلمه ۱۱۲.
۱۸.  تمیمی آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ج ۱، ص ۳۲۴، کلمه ۱۱۲.
۱۹.  مائده/سوره۵، آیه۱۰۳.
۲۰.  حجرات/سوره۴۹، آیه۴.
۲۱.  مائده/سوره۵، آیه۵۸.
۲۲.  حشر/سوره۵۹، آیه۱۴

حال ابزار تفکر از نظر قرآن را بررسی میکنیم:

 قلب
از ابزار تعقل و خردورزی قلب می باشد که در قرآن هم خداوند به آن اشاره کرده است در آنجا که می فرماید:
ومنهم من یستمع الیک وجعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه وفی ءاذانهم وقرا وان یروا کل ءایه لا یؤمنوا بها حتی اذا جاءوک یجـدلونک یقول الذین کفروا ان هـذا الا اسـطیر الاولین.پاره‌ای از آنها به (سخنان) تو، گوش فرامی‌دهند؛ ولی بر دلهای آنان پرده‌ها افکنده‌ایم تا آن را نفهمند؛ و در گوش آنها، سنگینی قرار داده‌ایم. و (آنها بقدری لجوجند که) اگر تمام نشانه‌های حق را ببینند، ایمان نمی‌آورند؛ تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‌آیند که با تو پرخاشگری کنند، کافران می‌گویند: «اینها فقط افسانه‌های پیشینیان است!» [۱]
ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لا یبصرون بها ولهم ءاذان لا یسمعون بها اولـئک کالانعـم بل هم اضل اولـئک هم الغـفلون.به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها (= عقلها) یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‌گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)! [۲].سپس صفات گروه دوزخى را در سه جمله خلاصه مى کند: نخست اینکه آنها قلبهائى دارند که با آن درک و اندیشه نمى کنند (لهم قلوب لایفقهون بها).بارها گفته ایم که قلب در اصطلاح قرآن به معنى روح و فکر و نیروى عقل است یعنى با اینکه استعداد تفکر دارند و همچون بهائم و چهارپایان فاقد شعور نیستند در عین حال از این وسیله سعادت بهره نمى گیرند و فکر نمى کنند، در عوامل و نتائج حوادث اندیشه نمى نمایند و این وسیله بزرگ رهائى از چنگال هر گونه بدبختى را بلا استفاده در گوشه اى از وجودشان رها مى سازند. [۳]
وجعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه وفی ءاذانهم وقرا واذا ذکرت ربک فی القرءان وحده ولوا علی ادبـرهم نفورا.و بر دلهایشان پوششهایی، تا آن را نفهمند؛ و در گوش هایشان سنگینی؛ و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می‌کنی، آنها پشت می‌کنند و از تو روی بر می‌گردانند. [۴]
ومن اظلم ممن ذکر بـایـت ربه فاعرض عنها ونسی ما قدمت یداه انا جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه وفی ءاذانهم وقرا وان تدعهم الی الهدی فلن یهتدوا اذا ابدا.چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛ و در گوشهایشان سنگینی قرار داده‌ایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند! [۵]

 آیات دیگر
افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او ءاذان یسمعون بها فانها لا تعمی الابصـر ولـکن تعمی القلوب التی فی الصدور.آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوشهای شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود. [۶].این زمینهاى خاموش ، و آثارى که در این ویرانه ها به چشم مى خورد، چنان نغمه هاى شورانگیزى در جان انسان مى دمند که گاه مطالعه یکى از آنها به اندازه مطالعه یک کتاب قطور به انسان درس مى دهد، و با توجه به تکرار تاریخ که اصل اساسى زندگى انسانها است آینده را در برابرش مجسم مى کنند آرى مطالعه آثار گذشتگان گوش را شنوا، چشم را بینا مى سازد. [۷]
افلا یتدبرون القرءان‌ام علی قلوب اقفالها.آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دلهایشان قفل نهاده شده است؟! [۸]
ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع وهو شهید.در این تذکّری است برای آن کس که عقل دارد، یا گوش دل فرادهد در حالی که حاضر باشد! [۹]
لا یقـتلونکم جمیعـا الا فی قری محصنه او من وراء جدر باسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعـا وقلوبهم شتی ذلک بانهم قوم لا یعقلون.آنها هرگز با شما بصورت گروهی نمی‌جنگند جز در دژهای محکم یا از پشت دیوارها! پیکارشان در میان خودشان شدید است، (امّا در برابر شما ضعیف!) آنها را متّحد می‌پنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده است؛ این به خاطر آن است که آنها قومی هستند که تعقّل نمی‌کنند! [۱۰]

منابع
۱. انعام/سوره۶، آیه۲۵.
۲.  اعراف/سوره۷، آیه۱۷۹.
۳.  تفسیر نمونه،مکارم شیرازی، ج۷، ص۲۱.
۴.  اسراء/سوره۱۷، آیه۴۶.
۵.  کهف/سوره۱۸، آیه۵۷.
۶.  حج/سوره۲۲، آیه۴۶.
۷.  تفسیر نمونه،مکارم شیرازی، ج۱۴، ص۱۲۹.
۸.  محمد/سوره۴۷، آیه۲۴.
۹.  ق/سوره۵۰، آیه۳۷.
۱۰.  حشر/سوره۵۹، آیه۱۴.

در بخش بعدی در خصوص آزادی فکر از تظر قرآن صحبت می کنیم:

انتخاب نیکوترین تفکر

اندیشیدن در گفتارها و انتخاب نیکوترین آنها، ویژه بندگان خردمند و هدایت یافته می باشد که در قرآن هم خداوند می فرماید:
والذین اجتنبوا الطـغوت ان یعبدوها وانابوا الی الله لهم البشری فبشر عباد• الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولـئک الذین هدهم الله واولـئک هم اولوا الالبـب.و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! •همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. [۱] [۲].سپس براى معرفى این بندگان ویژه مى گوید: ((بندگان خاص مرا بشارت ده )) (فبشر عباد).((آنها که سخنان را مى شنوند، و از نیکوترین آنها پیروى مى کنند)) (الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ).
((آنها کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندان و صاحبان مغز و عقلند)) (اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب ).
این دو آیه که به صورت یک شعار اسلامى درآمده ، آزاداندیشى مسلمانان ، و انتخابگرى آنها را در مسائل مختلف بخوبى نشان مى دهد. [۳]

لزوم آزادی اندیشه

انسان لازم است آزادی اندیشه داشته باشد و پرهیز از تقلید کورکورانه پرهیز نماید.
واذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه ءاباءنا اولو کان ءاباؤهم لایعقلون شیــا ولا یهتدون.و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟! [۴]
اف لکم ولما تعبدون من دون الله افلا تعقلون.اف بر شما و بر آنچه جز خدا می‌پرستید! آیا اندیشه نمی‌کنید (و عقل ندارید)؟! [۵]
الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السمـوت وما فی الارض واسبغ علیکم نعمه ظـهره وباطنه ومن الناس من یجـدل فی الله بغیر علم ولا هدی ولا کتـب منیر• واذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما وجدنا علیه ءاباءنا او لو کان الشیطـن یدعوهم الی عذاب السعیر.آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده، و نعمتهای آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته است؟! ولی بعضی از مردم بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری درباره خدا مجادله می‌کنند! •و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید!»، می‌گویند: «نه، بلکه ما از چیزی پیروی می‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم!» آیا حتّی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعیّت می‌کنند)؟! [۶] [۷].و از آنجا که پیروى از نیاکان جاهل و منحرف ، جزء هیچ یک از طرق سه گانه هدایت آفرین فوق نیست ، قرآن از آن به عنوان راه شیطانى یاد کرده مى فرماید: ((آیا حتى اگر شیطان آنها را دعوت به عذاب آتش فروزان کند باز هم باید از او تبعیت کنند))؟! (او لو کان الشیطان یدعوهم الى عذاب السعیر). [۸]

منابع

۱.  زمر/سوره۳۹، آیه۱۷.
۲.  زمر/سوره۳۹، آیه۱۸.
۳.  تفسیر نمونه،مکارم شیرازی، ج۱۹، ص۴۱۲.
۴.  بقره/سوره۲، آیه۱۷۰.
۵.  انبیاء/سوره۲۱، آیه۶۷.
۶.  لقمان/سوره۳۱، آیه۲۰.
۷.  لقمان/سوره۳۱، آیه۲۱.
۸.  تفسیر نمونه،مکارم شیرازی، ج۱۷، ص۶۶.

حال ببینیم از نظر قران تفکر چه ارزشی دارد:

اهمیت تفکر از معیارهای ارزش و کرامت آدمی است که خداوند به آن سفارش کرده است.

معیار ارزش و کرامت آدمی

از معیارهای ارزش و کرامت آدمی در پیشگاه خداوند، تعقل و اندیشه می باشد.
ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون.بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. [۱].از آنجا که گفتار بدون عمل و شنیدن بدون ترتیب اثر یکى از بزرگترین بلاهاى جوامع انسانى و سرچشمه انواع بدبختیهاست بار دیگر در آیه بعد روى همین مسئله تکیه کرده و با بیان زیباى دیگرى بحث را ادامه مى دهد و مى گوید: بدترین جنبندگان نزد خدا افرادى هستند که نه گوش ‌ شنوا دارند، و نه زبان گویا، و نه عقل و درک ، کر و لال و بى عقلند (ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون ). [۲]
‌ام تحسب ان اکثرهم یسمعون او یعقلون ان هم الا کالانعـم بل هم اضل سبیلا.آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند! [۳]

سفارش خداوند در خصوص تفکر

خداوند،به تفکر فردی و جمعی تشویق و سفارش کرده است که در قرآن هم خداوند می فرماید:
قل انما اعظکم بوحده ان تقوموا لله مثنی وفردی ثم تتفکروا ما بصاحبکم من جنه ان هو الا نذیر لکم بین یدی عذاب شدید.بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما (= محمّد)هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است!» [۴]

مورد ترغیب خداوند

اندیشه و تفکر، دارای ارزش و اهمیت و مورد ترغیب خداوند می باشد.
ان فی خلق السمـوت والارض… لایـت لقوم یعقلون. در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و شد شب و روز، و کشتیهایی که در دریا به سود مردم در حرکتند، و آبی که خداوند از آسمان نازل کرده، و با آن، زمین را پس از مرگ ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنین) در تغییر مسیر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند، نشانه‌هایی است (از ذات پاک خدا و یگانگی او) برای مردمی که عقل دارند و می‌اندیشند! [۵]
.. کذلک یبین الله لکم الایـت لعلکم تتفکرون.در باره شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آنها گناه و زیان بزرگی است؛ و منافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است. و از تو می‌پرسند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: از مازاد نیازمندی خود.» اینچنین خداوند آیات را برای شما روشن می‌سازد، شاید اندیشه کنید! [۶]
کذلک یبین الله لکم ءایـته لعلکم تعقلون.این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید! [۷]
.. کذلک یبین الله لکم الایـت لعلکم تتفکرون.آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و برای او در آن (باغ)، از هر گونه میوه‌ای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد؛ (در این هنگام،) گردبادی (کوبنده)، که در آن آتش (سوزانی) است، به آن برخورد کند و شعله‌ور گردد و بسوزد؟! (همین‌طور است حال کسانی که انفاقهای خود را، با ریا و منت و آزار، باطل می‌کنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)! [۸]
ان فی خلق السمـوت والارض واختلـف الیل والنهار لایـت لاولی الالبـب.مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است. [۹]
الذین یذکرون الله قیـمـا وقعودا وعلی جنوبهم ویتفکرون فی خلق السمـوت والارض ربنا ما خلقت هـذا بـطلا سبحـنک فقنا عذاب النار. همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش ، نگاه دار! [۱۰]
.. قل هل یستوی الاعمی والبصیر افلا تتفکرون.بگو: «من نمی‌گویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام؛ تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!» [۱۱]
.. ذلکم وصــکم به لعلکم تعقلون. بگو: «بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک خدا قرار ندهید! و به پدر و مادر نیکی کنید! و فرزندانتان را از (ترس) فقر ، نکشید! ما شما و آنها را روزی می‌دهیم؛ و نزدیک کارهای زشت نروید، چه آشکار باشد چه پنهان! و انسانی را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق (و از روی استحقاق)؛ این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید! [۱۲]

دیگر آیات مشابه
.. فاقصص القصص لعلهم یتفکرون.و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)! [۱۳]
او لم یتفکروا ما بصاحبهم من جنه ان هو الا نذیر مبین.آیا فکر نکردند که همنشین آنها(= پیامبر ) هیچ‌گونه (اثری از) جنون ندارد؟! (پس چگونه چنین نسبت ناروایی به او می‌دهند؟!) او فقط بیم دهنده آشکاری است (که مردم را متوجه وظایفشان می‌سازد). [۱۴]
.. کذلک نفصل الایـت لقوم یتفکرون.مثل زندگی دنیا، همانند آبی است که از آسمان نازل کرده‌ایم؛ که در پی آن، گیاهان (گوناگون) زمین -که مردم و چهارپایان از آن می‌خورند- می‌روید؛ تا زمانی که زمین، زیبایی خود را یافته و آراسته می‌گردد، و اهل آن مطمئن می‌شوند که می‌توانند از آن بهره‌مند گردند، (ناگهان) فرمان ما، شب‌هنگام یا در روز، (برای نابودی آن) فرامی‌رسد؛ (سرما یا صاعقه‌ای را بر آن مسلّط می‌سازیم؛) و آنچنان آن را درو می‌کنیم که گویی دیروز هرگز (چنین کشتزاری) نبوده است! این گونه، آیات خود را برای گروهی که می‌اندیشند، شرح می‌دهیم! [۱۵]
انا انزلنـه قرءنـا عربیا لعلکم تعقلون. ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (و بیندیشید)! [۱۶]
.. ان فی ذلک لایـت لقوم یتفکرون. و او کسی است که زمین را گسترد؛ و در آن کوه‌ها و نهرهایی قرار داد؛ و در آن از تمام میوه‌ها دو جفت آفرید؛ (پرده سیاه) شب را بر روز می‌پوشاند؛ در اینها آیاتی است برای گروهی که تفکر می‌کنند! [۱۷]
.. ان فی ذلک لایـت لقوم یعقلون.و در روی زمین، قطعاتی در کنار هم قرار دارد که با هم متفاوتند؛ و (نیز) باغهایی از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان میوه گوناگون) که گاه بر یک پایه می‌رویند و گاه بر دو پایه؛ (و عجیب‌تر آنکه) همه آنها از یک آب سیراب می‌شوند! و با این حال، بعضی از آنها را از جهت میوه بر دیگری برتری می‌دهیم؛ در اینها نشانه‌هایی است برای گروهی که عقل خویش را به کار می‌گیرند! [۱۸]
.. ان فی ذلک لایه لقوم یتفکرون.خداوند با آن (آب باران )، برای شما زراعت و زیتون و نخل و انگور ، و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ مسلماً در این، نشانه روشنی برای اندیشمندان است. [۱۹]
.. ان فی ذلک لایـت لقوم یعقلون.او شب و روز و خورشید و ماه را مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان نیز به فرمان او مسخّر شمایند؛ در این، نشانه‌هایی است (از عظمت خدا،) برای گروهی که عقل خود را به کار می‌گیرند! [۲۰]
بالبینـت والزبر وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم ولعلهم یتفکرون. (از آنها بپرسید که) از دلایل روشن و کتب (پیامبران پیشین آگاهند!) و ما این ذکر (= قرآن‌) را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند! [۲۱]
.. ان فی ذلک لایه لقوم یعقلون.و از میوه‌های درختان نخل و انگور، مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می‌گیرید؛ در این، نشانه روشنی است برای جمعیّتی که اندیشه می‌کنند! [۲۲]
.. ان فی ذلک لایه لقوم یتفکرون.سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راه‌هایی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده است، براحتی بپیما! «از درون شکم آنها، نوشیدنی با رنگهای مختلف خارج می‌شود که در آن، شفا برای مردم است؛ به یقین در این امر، نشانه روشنی است برای جمعیّتی که می‌اندیشند. [۲۳]

دیگر آیات
.. کذلک یبین الله لکم الایـت لعلکم تعقلون.بر نابینا و افراد لنگ و بیمار گناهی نیست (که با شما هم غذا شوند)، و بر شما نیز گناهی نیست که از خانه‌های خودتان =خانه‌های فرزندان یا همسرانتان که خانه خود شما محسوب می‌شود بدون اجازه خاصّی‌)غذا بخورید؛ و همچنین خانه‌های پدرانتان، یا خانه‌های مادرانتان، یا خانه‌های برادرانتان، یا خانه‌های خواهرانتان، یا خانه‌های عموهایتان، یا خانه‌های عمّه‌هایتان، یا خانه‌های داییهایتان، یا خانه‌های خاله‌هایتان، یا خانه‌ای که کلیدش در اختیار شماست، یا خانه‌های دوستانتان، بر شما گناهی نیست که بطور دسته‌جمعی یا جداگانه غذا بخورید؛ و هنگامی که داخل خانه‌ای شدید، بر خویشتن سلام کنید، سلام و تحیّتی از سوی خداوند، سلامی پربرکت و پاکیزه! این گونه خداوند آیات را برای شما روشن می‌کند، باشد که بیندیشید! [۲۴]
ولقد ترکنا منها ءایه بینه لقوم یعقلون.و از این آبادی نشانه روشنی (و درس عبرتی) برای کسانی که می‌اندیشند باقی گذاردیم! [۲۵]
او لم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السمـوت والارض وما بینهما الا بالحق واجل مسمی وان کثیرا من الناس بلقای ربهم لکـفرون.آیا آنان با خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز بحق و برای زمان معیّنی نیافریده است؟! ولی بسیاری از مردم ( رستاخیز و) لقای پروردگارشان را منکرند! [۲۶]
.. ان فی ذلک لایـت لقوم یعقلون.و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان می‌دهد که هم مایه ترس و هم امید است ( ترس از صاعقه ، و امید به نزول باران)، و از آسمان آبی فرو می‌فرستد که زمین را بعد از مردنش بوسیله آن زنده می‌کند؛ در این نشانه‌هایی است برای جمعیّتی که می‌اندیشند! [۲۷]
قل انما اعظکم بوحده ان تقوموا لله مثنی وفردی ثم تتفکروا ما بصاحبکم من جنه ان هو الا نذیر لکم بین یدی عذاب شدید.بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما (= محمّد)هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است!» [۲۸]
.. ان فی ذلک لایـت لقوم یتفکرون.خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند، و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می‌گیرد؛ سپس ارواح کسانی که فرمان مرگشان را صادر کرده نگه می‌دارد و ارواح دیگری را (که باید زنده بمانند) بازمی‌گرداند تا سرآمدی معیّن؛ در این امر نشانه‌های روشنی است برای کسانی که اندیشه می‌کنند! [۲۹]
هو الذی خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلا ثم لتبلغوا اشدکم ثم لتکونوا شیوخـا ومنکم من یتوفی من قبل ولتبلغوا اجلا مسمی ولعلکم تعقلون.او کسی است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه ، سپس از علقه (خون بسته شده)، سپس شما را بصورت طفلی (از شکم مادر) بیرون می‌فرستد، بعد به مرحله کمال قوّت خود می‌رسید، و بعد از آن پیر می‌شوید و (در این میان) گروهی از شما پیش از رسیدن به این مرحله می‌میرند و در نهایت به سرآمد عمر خود می‌رسید؛ و شاید تعقّل کنید! [۳۰]
انا جعلنـه قرءنـا عربیـا لعلکم تعقلون.که ما آن را قرآنی فصیح و عربی قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید! [۳۱]
.. وتصریف الریـح ءایـت لقوم یعقلون.و نیز در آمد و شد شب و روز ، و رزق (و بارانی) که خداوند از آسمان نازل کرده و بوسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده و همچنین در وزش بادها، نشانه‌های روشنی است برای گروهی که اهل تفکّرند! [۳۲]
.. قد بینا لکم الایـت لعلکم تعقلون.بدانید خداوند زمین را بعد از مرگ آن زنده می‌کند! ما آیات (خود) را برای شما بیان کردیم، شاید اندیشه کنید! [۳۳]
.. وتلک الامثـل نضربها للناس لعلهم یتفکرون.اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، می‌دیدی که در برابر آن خاشع می‌شود و از خوف خدا می‌شکافد! اینها مثالهایی است که برای مردم می‌زنیم، شاید در آن بیندیشید! [۳۴].اگر قرآن بر کوهها نازل مى شد از هم مى شکافتند!در تعقیب آیات گذشته که از طرق مختلف براى نفوذ در قلوب انسانها استفاده مى کرد، و مسائل سرنوشت ساز انسانها را در زنده ترین صورتش بیان نمود در این آیات که آخرین آیات سوره حشر و ناظر به همه آیات قرآن مجید است پرده از روى این حقیقت بر مى دارد که نفوذ قرآن به قدرى عمیق است که اگر بر کوهها نازل مى شد آنها را تکان مى داد، اما عجب از این انسان سنگدل که گاه مى شنود و تکان نمى خورد!
نخست مى فرماید: ((اگر این قرآن را بر کوهى نازل مى کردیم مشاهده مى کردى که در برابر آن خشوع مى کند، و از خوف خدا مى شکافد)) (لو انزلنا هذا القرآن على جبل لراءیته خاشعا متصدعا من خشیه الله ).((و اینها مثالهائى است که براى مردم مى زنیم تا در آن بیندیشند)) (و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون ). [۳۵]

منابع
۱.  انفال/سوره۸، آیه۲۲.
۲.  تفسیر نمونه،مکارم شیرازی، ج۷، ص۱۲۲.
۳.  فرقان/سوره۲۵، آیه۴۴.
۴.  سبا/سوره۳۴، آیه۴۶.
۵.  بقره/سوره۲، آیه۱۶۴.
۶.  بقره/سوره۲، آیه۲۱۹.
۷.  بقره/سوره۲، آیه۲۴۲.
۸.  بقره/سوره۲، آیه۲۶۶.
۹.  آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۰.
۱۰.  آل عمران/سوره۳، آیه۱۹۱.
۱۱.  انعام/سوره۶، آیه۵۰.
۱۲.  انعام/سوره۶، آیه۱۵۱.
۱۳.  اعراف/سوره۷، آیه۱۷۶.
۱۴.  اعراف/سوره۷، آیه۱۸۴.
۱۵.  یونس/سوره۱۰، آیه۲۴.
۱۶.  یوسف/سوره۱۲، آیه۲.
۱۷.  رعد/سوره۱۳، آیه۳.
۱۸.  رعد/سوره۱۳، آیه۴.
۱۹.  نحل/سوره۱۶، آیه۱۱.
۲۰.  نحل/سوره۱۶، آیه۱۲.
۲۱.  نحل/سوره۱۶، آیه۴۴.
۲۲.  نحل/سوره۱۶، آیه۶۷.
۲۳.  نحل/سوره۱۶، آیه۶۹.
۲۴.  نور/سوره۲۴، آیه۶۱.
۲۵.  عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۵.
۲۶.  روم/سوره۳۰، آیه۸.
۲۷.  روم/سوره۳۰، آیه۲۴.
۲۸.  سبا/سوره۳۴، آیه۴۶.
۲۹.  زمر/سوره۳۹، آیه۴۲.
۳۰.  غافر/سوره۴۰، آیه۶۷.
۳۱.  زخرف/سوره۴۳، آیه۳.
۳۲.  جاثیه/سوره۴۵، آیه۵.
۳۳.  حدید/سوره۵۷، آیه۱۷.
۳۴.  حشر/سوره۵۹، آیه۲۱.
۳۵.  تفسیر نمونه،مکارم شیرازی، ج۲۳، ص۳۴۹.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...