خانه / بینش و رویا / آموزه ها / فکر – شناخت و کنترل (قسمت دوم)

فکر – شناخت و کنترل (قسمت دوم)

در قسمت اول تلاش شد تا اطلاعاتی اندک از فکر و نقش آن در زندگی و انواع آن تقدیم گردد.

حال بایست شیوه های کنترل فکر مورد بررسی قرار گیرد.

انسان ها گاهی به جایی می رسند که از خود می پرسند چرا من؟ من دیگر نمی توانم ادامه دهم. بس است دیگر و … . همیشه همه تصور می کنند خودشان هستند که در بدترین شرایط گرفتار شده اند و دیگران از درد آنها آگاه نیستند. این مسایل همیشه وجود داشته است. همیشه بحث بد شانسی در میان مردم وجود دارد.

وقتی به این نوع مسایل فکر می کنید در واقع هیچ انتخابی جز عمل کردن به آنها ندارید. اصولا آدم ها به چیزهایی عمل می کنند که به آنها فکر می کنند. اصولا ابتدا فکر می کنیم و سپس عمل می کنیم. فعل فکر کردن همیشه مقدم است.

این تکرار تفکرات منفی است که باعث ایجاد خودآزاری می شود؛ نوعی حبس ذهنی. اگر همه مواردی که به آنها فکر کنیم منفی باشند، مطمئن باشید همه کارها و حرف های ما هم منفی خواهند بود.

بدترین انسان های داری افکار منفی که در اصل فکر نمی کنند از جملات زیر استفاده می کنند:

— اگر نشد چی؟

— شاید نشد

— اگه گفت چی؟

— اگه و اگه و اگه …..

این افراد به دلیل آنکه قدرت فکر کردن ندارند همیشه در دلهره، ترس و احتمالات و شانس زندگی می کنند. شاید بخواهید خود را شاد و فعال به دیگران نشان دهید اما افکار منفی نیز همچون بوی بد و زننده می ماند و دیگران آن را متوجه می شوند. هیچ عطری در دنیا وجود ندارد که بتواند بوی بد تعفن را از بین ببرد. همیشه مسایلی پیش می آیند که انسان دوست دارد به تفکرات مثبت سوئیچ کند.

۱٫ شما از همه این مسایل بیمار می شوید و تصمیم می گیرید که به همه این تفکرات منفی پایان بدهید.

۲٫ چیزهایی که دیگران می گویند باعث خوشحالی شما می شود و می خواهید به آن گونه رفتار کنید.

۳٫ اتفاق هایی برای شما رخ می دهند و شما را به تغییر مجبور می کنند.

اگر شما هم جزو افرد پرمشغله ای هستید که زمان کافی برای فکر کردن ندارید این مسایل را حتما در نظر داشته باشید: اگر اکنون برای تفکرات خود زمانی نگذارید بعدها با مشکلات بزرگ تر مواجه خواهید شد. حتی شاید این نوع پشت گوش انداختن در آینده زندگی فرزندان شما نیز تاثیر منفی داشته باشد. در این مطلب چند راهکار ساده برای اجتناب از فکر نکردن برایتان ذکر کرده ایم.

۱٫ افکار خود را یادداشت کنید. هنگامی که رفتار شما تغییر کرد و ناامید یا عصبانی شدید، دست نگه دارید! یک تکه کاغذ بردارید و احساسات خود را بنویسید. مثلا بنویسید «من خیلی عصبانی هستم زیرا … ». «از اینکه همکارم مثل احمق ها با من رفتار می کند عصبانی می شوم.». به طور کلی همه افکار خود را یادداشت کنید به این طریق آنها را ز ذهن خود روی کاغذ پیاده کرده اید. به محض نوشتن افکار منفی، آن را پاره کنید و دور بریزید. اجازه دهید افکار منفی به این طریق از ذهن شما پاک شوند.

۲٫ می توانید با خود تصور کنید افکار منفی خود را سوار یک بالون کرده اید و آنرا به آسمان پرواز دهید. اجازه دهید بالا و بالاتر رود تا در سینه آسمان محو و ناپدید شود.

۳٫ اگر راهنما، مرجع یا همرازی دارید با او صحبت کنید و افکار خود را از ذهنتان بیرون بریزید.

۴٫ سریعا حواس خود را پرت کنید. اگر متوجه شدید دوباره افکار منفی به سراغ شما آمدند و می خواهند همه حواس و اعصاب شما را به هم بریزند سعی کنید روی مسایل جانبی تمرکز کنید. مثلا ضبط را روشن کنید. به افکار منفی دستور خفه شدن بدهید، ورزش کنید و با روش های ممکن حواس خود را پرت کنید تا به سراغ ناراحتی ها نرود. این کار را با تمرکز و شدت زیاد انجام دهید تا موفق شوید.

۵٫ تصور و خیال چیزی است که ذهن بسیار عالی آن را درک می کند. سعی کنید با خیال و تصویر سازی به خود مسایل خوب و مثبت را تلقین کنید. هر چه بیشتر به خوبی ها و اهداف مثبت خود فکر کنید بیشتر و سریع تر به آنها دست خواهید یافت. تقریبا می توان گفت همه زندگی را تفکرات ما تشکیل می دهد. بنابراین با افکار منفی، مشکلات و بدبختی را بری خود نخرید. همیشه خوب فکر کنید. مثبت فکر کنید.

۶٫ مراقب مکالمات درونی خود با خودتان باشید.

ذهن بخش جادوگر وجود انسان است و قضاوت مهم ترین صفت اوست. هر گونه باورپذیری به ذهن هویت و واقعیت می بخشد. هر گونه مقاومت موجب هویت بخشی و شکل پذیری می شود. هر گونه احساس، در برنامه نویسی ذهن تاثیر دارند. هر گونه باور، ذهن را می سازد و ذهن، جسم و روح را می سازد.

ویژگی های ذهن بی پایان است. ولی مهمترین ویژگی آن دستبرد شیطان در ذهن و ایجاد ترس و اختلال در کشف استعداد و فرصت ها و توانمندی ها و اضطراب و افسردگی است.

مهمترین دشمن ذهن جریان کثرت است که توسط شیطان دامن زده می شود و شیطان دریای ذهن را همیشه مواج نگه می دارد تا مروارید های اعماق آن دیده نمی شود

ذهن باید آرام شود و مهمترین راه آن عبارتست از:

دروغ را باور نکند

ترس را باور نکند

باور به برتری نیروی خود داشته باشد

باور به عدالت و خیر خواهی و صلاح و راست گویی داشته باشد

باید متمرکز در هدف باشد

در یک کار جدی باشد

تنها یک هدف را دنبال کند

عوامل ساده موثر در اختلال ذهن را بشناسند از جمله چه خوردن چه گفتن و چگونه خوابیدن

آرزوها را بعد از شکر صادق و اخلاص بیان کند

حسرت و حسادت و رشک را کنار بگذارد که مواج کننده دریای ذهن است

هرگز خود را با دیگرا ن مقایسه نکند چون مانند رها کردن خود در برابر سیل بی انتها هست و این سیل همان نیروی مخرب کثرت است

خود را در لحظه تزریق زهر شیطان بر ذهن بجنباند نفس عمیق بکشد و ورزش ملایم کند

خود را مشغول کاری کند

به حرفهایی که شیاطین در دلش بر شما تحمیل می کنند توجه نکند و متوجه باشد که این فریب است

برنامه ریزی و نظم در تمام کارها و درجه بندی کارها

و مهمترین مورد نخواستن  و شکر فراوان است تا اجازه دهید برنامه الهی درونتان، بر پایه شکر صادق و ایمان چیزی بهتر از آرزوهای خودش متجلی کند و این مستلزم تسلیم و من نبودن است

آخرین دیو و خطرناک ترین دیو و محرک اصلی جریان کثرت دیو “من ” و ” منیت” هست چون این دیو در ذهن در برابر جریان وحدت مقاومت ایجاد می کند و مقاومت موجب طغیان دهن می شود

آیا کنترل فکر براستی ممکن است؟ یا این کار از فقط عهده افرادی که اهل ریاضت شدید هستند بر می آید؟ کنترل ذهن یک بازی درونی بسیار جالب است. پس دانستن قواعد بازی و ورزیدگی کافی پیش نیاز شرکت در این بازی است. برای انجام این بازی نیازمند مقدار زیادی مهارت-هوشیاری-شناخت طبایع-خوش قلبی-موقعیت شناسی-حوصله و روحیه بالا هستید. این عمل بظاهر دشوار اما عملی بوده و روشهای مشخصی دارد. ممارست و بردباری و تکرار رمز اصلی کنترل ذهن است که البته خود دشواری و آسانی قرارداد ذهنی خود ماست.

فواید کنترل ذهن: آرامش عمیق-نداشتن بیماریهای جسمی وروحی-آزاد شدن نیروهای پنهان و پیشرفت و کامیابی.

برای کنترل ذهن ایتدا باید ساختار و عملکرد آنرا بشناسیم. در یک مقایسه علمی اختلاف بین ماده و ذهن فقط در میزان ارتعاش آنهاست. ذهن در سطوح پائین تری از ارتعاش ماده نامیده می شود. ذهن این توانایی را دارد که در درون خود بنگرد. ذهن دارای سه نیروی مستقل است: ۱-توازن ۲- انگیزش ۳- سکون. ذهن دارای ۳ سطح می باشد: ۱-خودآگاه (ارادی) ۲ -ناخودآگاه (غیرارادی) ۳ -ابرآگاهی (ذهن بدون آلودگی).

ذهن در ۵ وضعیت خود را نشان می دهد: ۱-پراکندگی۲-تاریکی۳-جمع بندی۴-یکسویی و ۵-تمرکز. پراکندگی جلوه لذت یا رنج است- تاریکی حالت رخوت است-جمع بندی حالت جدال است-یکسویی تلاش برای تمرکز است- تمرکز برترین حالت و همان ابر آگاهی است هدف کلی از کنترل ذهن یکسو کردن آنست. این چنین ذهنی در فعالیتی بکار گرفته شود خواهد درخشید. از طریق تمرین و تداوم یکسویی ابر آگاهی حاصل می شود.

موانع کنترل ذهن: علایق یا نفرتهای شدید- رسوم غیر اخلاقی- بی نظمی و زندگی غیر متعارف- تعمد درآزار دیگران- عدم اعتدال و میانه روی- بیهودگی- حسادت- احساس بد و احساس گناه.

ذهن را فقط خود ذهن می تواند کنترل کند. مشکلات ذهن را خود ذهن بوجود می آورد. وسایل مصنوعی کارساز نبوده و حیله یا روش زیرکانه موثر نیست و راه میانبری وجود ندارد و فقط کار صبورانه و سنجیده و سیستماتیک جواب می دهد. ایجاد حال و هوای درونی مطلوب و داشتن روابط انسانی ضروری است (پذیرش واقعیتها-درک زوال پذیری و قوانین طبیعت و درک اینکه حاصل اعمال خود هستیم). هر چه ذهن خالص تر باشد کنترل آن آسانتر است. غذای سالم به خالص شدن ذهن کمک می کند. همچنین همنشینی با پاکان کار ما را راحت تر می کند. نا آرامی ها و فشارهای روانی ومشکلات ذهنی تنها یک ریشه دارند وآن هویت دروغین یافتن خود حقیقی و نه خود است که منجر به بروز تصور من و مال من می شود. فقط ذهن حقیقت گراست که می تواند کنترل شود. از یوگا و مدیتیشن می توان کمک شایانی برای کنترل ذهن گرفت. خصلت شاد شدن از شادی دیگران محیط روانی بسیار دلنشینی را بوجود می آورد که در آن صفات بد مانند حسادت راه به جایی نمی برند.

وابستگی های ما نیرومند ترین موانع کنترل ذهن هستند. هنگامیکه برطرف شوند اوهام نیز به سهولت ما را ترک می کنند و بصیرت حاصل می شود.(زدودن غبار). با غیر واقعی دانستن محسوسات می توان به ماورای آنها رفت و به رهایی رسید. با تشخیص خوب بین خیر وشر و عادت به آن از آشفتگی های ذهنی ناشی از اشتباه- عجله و حماقت رها خواهیم شد.

کنترل ذهن مانند رام کردن اسب است که نیاز به تربیت دارد.ساده ترین روش اینست که آرام بنشینیم و بگذاریم ذهن هر کجا که می خواهد برود. سپس اینطور فکر کنیم که من ناظری هستم که جریان ذهن را تماشا می کنم. من ذهن نیستم. وقتی حواس با محسوساتشان تماس حاصل نمی کنند و از طبیعت ذهن کنترل شده پیروی می کنندُ حالتی پیش می آید که به آن پراتیاهارا می گویند. این یعنی تسلط بر حواس-افکار و عواطف که هر فردی استعداد پرورش آنرا دارد. حتی اگر فرد خردمند به محسوسات خود اشتیاق داشته باشد فراموشکاری او را با امیال شیطانی آزار خواهد داد.پس همه محتاج تمرین و تکرار هستند.

هرگاه ذهن در وضعیتی آشفته قرار داشته باشد تنفس ما تندتر و نامنظم تر می شود پس با منظم کردن تنفس و تمرین تنفس عمیق می توانیم به وضعیت وطلوبی از ذهن برسیم. برای کنترل ذهن اشتغال سالم ذهن ضرورت دارد زیرا مغز بیکار کارگاه شیطان است. پس ذهن را باید با افکار متعالی و الهامات اصیل تغذیه کرد. پندار بیهوده از بی دقتی در مورد طبیعت واقعی خویش ناشی می شود و بدنبال آن منیت و سپس اسارت و بدبختی فرا می رسد. برای بی اثر کردن یک خیال به یک خیال دیگر نیاز داریم یعنی یک خیال صحیح که بطور مناسب پرورانده شده باشد. خالص ترین تخیلات اندیشه خداست. هر چه بیشتر به خدا بپیوندیم دردسر ما با ذهن کمتر می شود. مدیتیشن بر خدا موثرترین راه کنترل ذهن است. ذهن باید به چیزی اتصال پیدا کند که نه تنها خودش خالص باشد بلکه بتواند ذهن را نیز با خودش خالص سازد. بدون کنترل ذهن ناخودآگاه نمی توانیم به کنترل ذهن برسیم. ذهن ناخودآگاه مانند زیرزمین خانه است که باید تمیز شود. یکی از راههای تمیز کردن آن ریختن افکار پاک به داخل آنست و بگذاریم تا اعماق آن پائین روند.

ابدیت در دل لحظه حال است. باید به وضوح دریابیم که هر لحظه ای فقط همین زمان حال است. اگر مواظب این لحظه باشیم مواظب سراسر آینده خود نیز بوده ایم. 

در شرایطی که دچار بحران فکری شده اید می توانید با رعایت چند اصول ساده، بر بحران بوجود آمده غلبه کنید:

۱٫ اصل خود هوشیاری
انسان باید در هر لحظه مراقب خود باشد و بداند که ضمیر ناخودآگاه چه سیگنالی را از طریق حواس پنجگانه و یا فکر دریافت می‌کند. بهترین راه برنامه‌ریزی و کنترل ضمیر ناخودآگاه، توجه لحظه به لحظه انسان نسبت به خود است. او به طور مرتب به خود بگوید که من با اجرای اصول تکنولوژی فکر تبدیل به انسان زیبای دیگری شده‌ام. شما خود خالق سرنوشت خود هستید و زندگی و سرنوشت شما با باورها و اندیشه‌های شما شکل می‌گیرد و به دست شما خلق می‌شود.

۲٫ اصل استفاده از قدرت سوال
هر سوالی که انسان از خود می‌کند، بازتاب خاصی در روحیه و فکر او ایجاد می‌کند. وقتی کسی از خود سوال می‌کند «چگونه است که من خوشبختم؟» نفس این سوال روحیه‌اش را شاد می‌کند و به او این را القا می‌کند که: «آری، من خوشبختم.» و این تاثیر بسیار مهم هر سوالی است که انسان از خود می‌کند. باید بدانید که کیفیت زندگی شما را نوع سوالاتی تعیین می‌کند که از خود می‌پرسید. برای مثال به‌جای سوال «چرا شرایط این‌گونه است؟» بهتر است سوال کنید «چگونه می‌توانم شرایط را زیباتر کنم؟»

۳٫ اصل استفاده از قدرت تمرکز
انسان در هر لحظه به هر آنچه تمرکز کند، بازتاب آن را در روحیه و فکر خود حس می‌کند. برای مثال تمرکز روی یک گل در انسان، روحیه شاد و فکر مثبت ایجاد می‌کند. تمرکز روی خاطرات بد گذشته، انسان را افسرده می‌کند. تمرکز روی خاطرات زیبای گذشته و یا خیال‌پردازی‌های زیبای آینده، اثر عمیق و مطلوب و مثبت در زندگی دارد. انسانی که به‌طور مرتب روی بدبختی‌ها و زشتی‌های زندگی متمرکز می‌شود، زندگی‌اش به قهقرا می‌رود. کسی که به‌طور مرتب به زیبایی‌های زندگی و نقاط امیدبخش تمرکز می‌کند، زندگی‌اش قرین سعادت و موفقیت می‌شود و این خاصیت تمرکز است.

۴٫ اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت
از جملات تاکیدی مثبت به گونه‌ای که ویژگی خوب شما را تصویر کند، استفاده کنید. نمونه جملات: «در وجود من عظمت و بزرگی نهفته است. من ایده‌های بزرگی را در سر دارم و آنها را به واقعیت تبدیل می‌کنم. من هر روز سالم‌تر و تندرست‌تر هستم. من یک برنده بزرگ هستم. چقدر دنیای من قشنگ و زیبا شده است. چقدر من هر روز خوشبخت‌تر و سعادتمندتر می‌شوم. من همواره در هر کاری موفق و پیروز می‌شوم. خدای رحمان مرا بسیار دوست دارد و در همه امور زندگی‌ام مرا کمک می‌کند. ثروت و معنویت به سوی من همواره روان است و من هرچه بخواهم، خلق می‌کنم. سراسر وجودم غرق در انرژی و شادی است. من همواره منتظر اتفاقات خوب در زندگی‌ام هستم. من به خود افتخار می‌کنم. همواره از وجود و چهره من شادی و انرژی و عشق ساطع می‌شود. من تا آخر عمر به سلامت زندگی می‌کنم. هرچه بیشتر می‌بخشم، بیشتر می‌ستانم و احساس شادمانی می‌کنم. من با اقتدار زندگی‌ام را آن‌گونه که می‌خواهم، طراحی می‌کنم. من انسانی مقتدر، خلاق و دوست داشتنی هستم. من سزاوار بهترین‌ها هستم. در هر لحظه به دلیل همه نعمت‌ها و موهبت‌هایی که خداوند به من داده ، او را شکر می‌گویم. من در کمال آرامش به سر می‌برم و همواره روحیه‌ای شاد و چهره‌ای خندان دارم. خداوند مرا آزاد آفریده است و من محکوم به هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده‌ای نیستم.» به جای جملات تاکیدی مثبت، از کلمات و عبارات تاکیدی مثبت هم می‌توان استفاده کرد. مانند: آرامش، زیبایی، معنویت، ثروت، حال خوش، آب روان، زندگی زیبا، ثروت فراوان، سلامت، امنیت، خوشبختی و سعادت.

۵٫ اصل تصویر سازی ذهنی
هنگامی‌که شما تصویری در ذهن خود خلق می‌کنید، عین این تصویر روی ضمیر ناخودآگاه اسکن شده وارد می‌شود و بر ضمیر ناخودآگاه شما تاثیر می‌گذارد. این تصویرپردازش می‌شود و ضمیر ناخودآگاه مفهوم آن تصویر را می‌تواند در دنیای واقعی زندگی شما عینیت ببخشد. تصویرسازی ذهنی یکی از بهترین شیوه‌های برنامه‌ریزی و هدایت ضمیر ناخودآگاه است. ثروتمندترین و موفق‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که بیشتر و بهتر از بقیه توانسته‌اند در ذهن خود خیال‌پروری مثبت بکنند. تخیل، فکر، امید، آرزو، خواسته، اشتیاق سوزان به‌علاوه ایمان به موفقیت و اقدام مساوی است با رسیدن به هدف. با موفقیت تخیل را به فکر تبدیل کنید. فکر را به مرحله آرزو برسانید. برای آرزوی خود امید ایجاد کنید. امیدواری را به خواسته خود تبدیل کنید. خواسته را با دنیایی از هیجان و اشتیاق به اشتیاق سوزان برسانید. اشتیاق سوزان به همراه ایمان به موفقیت آنجا که در کنار اقدام قرار می‌گیرد، به طور قطع حاصل‌ آن رسیدن به هدف و موفقیت است. وقتی شما مثبت فکر می‌کنید، به تصویر زیبا نگاه می‌کنید، به موسیقی شاد گوش می‌کنید و… سیگنال‌های مثبت وارد سیستم ضمیر ناخودآگاه شما می‌شود. هم باور عالی در نظام باور شما می‌سازد و هم اثرخوبی در وجود شما و دنیای خارج شما می‌گذارد. بازتاب این زیبایی به شما برمی‌گردد. دعاکردن و توسل و توکل ، اعمالی است که هم در انسان احساس روحانی ایجاد می‌کند، هم بهترین اثر بر ضمیر ناخودآگاه و باور ایجاد می‌کند. هنگامی‌ که خدا را برای خواسته‌ای صدا زدی، این‌گونه باید باور داشته باشی که آنچه را از خدا خواستی، در پشت در است و تو می‌توانی آن را برداری. ایمان به خدا، احساس خوب، مثبت اندیشی، ایمان به توانایی‌های خود، امید به موفقیت، عزم و اراده عالی، روحیه خوب و با نشاط، حالاتی از این قبیل هستند که شدت جریان و قدرت سیگنال‌های ورودی به ضمیر ناخودآگاه را افزایش می‌دهند و در نتیجه انسان را سریع‌تر به مراتب موفقیت می‌رسانند.

————————

یکی از الزامات زندگی فردی توانایی است که به آن کنترل ذهن می گویند. یعنی همانطور که من قادرم در هر لحظه دستم را به اختیار حرکت دهم و یا حرکت آن را متوقف کنم باید بتوانم فعالیت ذهن خود را نیز کنترل کنم به عبارتی باید بتوانم موضوعی خاص را در زمان معین و با اختیار به صحنه ذهن آورده و پس از مدتی مشخص که کار من با آن فکر یا موضوع تمام شد آن را از ذهن خود خارج کنم و به همین ترتیب موضوع بعدی را انتخاب کرده و به ذهن خود فرا بخوانم هرگاه این کار بتواند لحظه به لحظه توسط من انجام شود و ادامه یابد آنگاه من به این توانایی یعنی کنترل ذهن دست یافته ام. این موضوع امروزه آنقدر اهمیت یافته که در تعریفی از خوشبختی گفته شده:
“خوشبختی یعنی کنترل لحظه به لحظه ضمیر و ذهن”

بسیاری از ما آدم ها این مهارت را نداریم و یا متوجه آن نبوده ایم که چنین مهارتی را می توان کسب کرد در نتیجه افکار مختلف و متنوعی بصورت کاملا تصادفی به صحنه ذهن ما می آیند و می روند، مخصوصا در اوقاتی که کمی فارغ و آسوده خاطر و یا در مواقعی که کمی تحت فشار روانی قرار داریم.
دیگر دوران آن روزها که شنیده می شد خوشبختی با کسب ثروت ، کسب علم ، کسب قدرت ، کسب شهرت و یا کسب هنر بدست می آید بسر آمده، کارهایی تحقیقاتی و آماری بر روی تک تک موارد فوق و بر روی افراد با سوابق خانوادگی مختلف انجام شده و نتایج آن به ما می گوید هیچ یک از موارد فوق باعث خوشبختی آدم نمی شوند.
با بسیاری از هنرمندان و ستارگان جهان مصاحبه های دقیق علمی و روانکاوی بعمل آمده که حکایت از تنهایی و انزوا و بدبختی واقعی آنان دارد، حتی در زمان هایی که در اوج بوده اند.
محققان به ما می گویند خوشبختی در واقع یک احساس خوب درونی است و می دانیم مرکز احساسات و عواطف در مغز ما قرار دارد بنابراین نظام فکری بد می تواند باعث حال و احساس بد شود و برعکس افکار خوب و سازنده و مطابق با واقعیت می تواند باعث احساس خوب شوند. با توجه به مطالب فوق کسی نمی تواند ادعا کند من فقط با فکرکردن و نشستن و هیچ کاری نکردن می توانم احساس خوب را در خود بوجود آورم چنین فردی ارتباط خود را با واقعیت زندگی قطع کرده و کتمان واقعیت احساس بیهوده بودن و پوچی را سبب می شود مثل این است که دست و پای خود را انکار کنیم و این فکر از نظر علمی یک فکرغلط محسوب می شود و از زاویه ای دیگر این فکر یک جور بازی و حقه بازی و جفای به خود نیز بحساب می آید.
اگر ما به مرحله ای برسیم که ذهن ما در کنترل خودمان باشد در نتیجه می توانیم افکار نادرستی که به ذهن می آیند را در بدو ورود متوقف کنیم و یک فکر دیگر را جایگزین آن کنیم. یک تکنیک این است که تصور کنیم صحنه ذهن ما مثل یک دستگاه نوارخوان عمل می کند اگر در آن نوار ترسناک قرار دهیم خوب از دیدن آن خواهیم ترسید ولی اگر یک نوار خوب و درست بگذاریم از دیدن آن لذت خواهیم برد. اولا قرار نیست من بسراغ افکار بد و غلط و منفی بروم ثانیا قرار است اگر نا آگاهانه این نوع افکار به سراغم آمد آگاهانه دکمه “ایست” را بزنم و نواری دیگر که خوبست و درست است جایگزین آن کنم. نوار دوم می تواند فکر خوب و دوست داشتنی باشد بهتر از آن می تواند یک فعالیت لذت بخش باشد، مثلا بازی کردن با کودک و به او فکر کردن یا اگر کسی به گل و گیاه علاقه دارد خوب سریعا بسراغ گلدان ها یا باغچه کوچک خانه اش برود با عزیزان و دوستان هم صحبت شویم کتابی را بردایم و ده ها کار دیگر خوب و دوست داشتنی.
فکر بد ایجاد احساس بد می کند احساس بد باعث خشم در ما می شود به همین سادگی لازم نیست متخصص روانشناس باشیم فکر بد احساس بد و فکر خوب احساس خوب را ایجاد می کند، کسی که به افکار بد خود ادامه می دهد فردی است که تصمیم گرفته خود را شکنجه کند مثل اینکه من تصمیم بگیرم سوزنی در دست خود فرو کنم خوب مسلم است احساس درد خواهم کرد، این کار یعنی من دشمن خودم هستم.

تفکیک فکر بد، فکر غلط وفکر منفی
۱- فکر بد: این نوع افکار بسیار به ذهن کودکان می آید چون آنها قادر به تشخیص خوب و بد نیستند و کودکان تا قبل ۷ سالگی با تخیل و هوش و حس خود زندگی می کنند بیشترین کار بدی که انجام می دهند پرت کردن اشیاء و هر چیز را به سمت دهان خود بردن و یا گاز گرفتن و چنگ زدن و پرخاش کردن است. آدم بزرگ ها گاهی از این افکار و اعمال انجام می دهند. فکر می کنند چگونه کسی را مورد آزار و اذیت قرار دهند و یا در اختلافات خانوادگی وسایل آشپزخانه را پرت می کنند. در هنگام رانندگی به نوعی دیگر، در مورد دیگران قضاوت می کنند چه این قضاوت را مطرح کرده یا فقط در ذهن انجام دهند، بعضی وقت ها سوالاتی برای خود مطرح می کنند که مثلا چرا باید کار کنند و پول در آورند؟ چرا باید ورزش کنند؟ چرا باید هر روز صبح از خواب بیدار شده و صبحانه بخورند و کارهای تکراری انجام دهند؟ اصلا چرا زنده هستند؟ افکار بد بیشتر به سراغ افکار خشمگین و افسرده می روند.

۲- فکر غلط: به مجموعه افکاری اطلاق می شود که به لحاظ منطقی یا استدلالی و اصول علمی اشکال دارند و ما بر اثر فرآیندی در ذهن و اطلاعات دریافتی از خارج به آن نتایج غلط می رسیم.
برای مثال یکی از اصول علمی موجود در جهان اصل علیت است، طبق این اصل هر معلولی علتی دارد. دنیای علم و تکنولوژی بر همین اصل مهم استوار شده و کار می کند. حال اگر کسی بگوید یا فکر کند هواپیمایی در فلان محل بی علت سقوط کرده است این یک فکر غلط است. این جمله را می تواند این گونه تصحیح کرد که هواپیمایی در فلان محل سقوط کرده ولی تا این لحظه علت آن معلوم نشده یا این که بگوید هواپیمایی در فلان محل سقوط کرده و من ازعلت آن اطلاعی ندارم.
در مواردی اصل علیت را بی جهت بین دو موضوع بکار می بریم که هیچ ربطی به هم ندارند مثلا عنوان شود ما و دوستان گرم صحبت و خنده و شادی بودیم تا اینکه فلانی آمد و جلسه ما به غم و اندوه تبدیل شد، در صورتی که ممکن است آن فرد فقط از آن محل عبور کرده باشد و حتی کلمه ای صحبت نکرده باشد، از نظر علمی عبور یک فرد یا نگاه یک فرد نمی تواند باعث ایجاد تغییری در چیزی شود، بنابراین نباید مسئله غم و اندوه یا بدشانسی خود را به حساب فردی دیگر که روحش از مسئله ما آگاه نیست بگذاریم. این ها نظام فکری غلط ما هستند که نتایج غلط تولید می کنند.
مثال دیگری در این زمینه تعمیم بیش از اندازه  است که فکر و نتایج غلطی برای ما تولید می کند. مشکل از این جا شروع می شود که برای ما موضوعی (یا اتفاقی) یکی دو بار رخ می دهد ذهن ما از روی این موضوع یک قانون کلی می سازد و سپس از روی این قانون کلی نتایج غلطی را تولید می کند. توجه کنید: همسر من اهل اصفهان است او و اقوامش بسیار آدم های بدی هستند. قانون کلی عبارت می شود: اصفهانی ها آدم های بدی هستند. علی اهل اصفهان است در نتیجه او آدم بدی است.
۳- فکر منفی: بدترین و نامحتمل ترین حالت ممکن برای یک موضوع را که به ذهن ما می رسد فکرمنفی گویند. مثلا به ما بگویند فلانی یک اتومبیل ۵۰۰ میلیون تومانی خریده اگر این مطلب به ذهن ما بیاید که اگر آن اتومبیل دزدیده شود صاحبش بیچاره خواهد شد این یک فکر منفی است. یا کسی به خود بگوید چرا من باید اتومبیل سوار شم؟ مگر نه اینکه باید پول بنزین بدم پول بیمه بدم دست آخر هم یکی رو زیر بیارم و یک خانواده را آواره و بیچاره کنم!!
چرا باید برم دانشگاه وقتم و پولم را هدر بدم در حالیکه این همه فارغ التحصیل بیکار تو جامعه هستند!!
چرا باید ازدواج کنم که بعدش مجبور شم طلاق بگیرم – این افراد حتی استدلال هم می کنند- در سال های اخیر آمار طلاق بالا رفته، نکته جالب توجه این است که وقتی شما با این افراد در ارتباط قرار می گیرید آنها با فکر منفی خود همیشه بدترین حالت های ممکن یک موضوع را به شما گوش زد می کنند و به احتمال ضعیف در مواردی همان حالت نامحتمل اتفاق می افتد در این صورت این افراد برمی گردند و به شما می گویند: بهت نگفتم دیدی چی شد تو به حرف من گوش نکردی اینجوری شد. این افراد با علت ها کاری ندارند و فقط به نتایج بد توجه دارند، و در اینگونه موارد این افراد سعی می کنند حس برتری و هوش خود را به رخ شما بکشند. هر چه شما سعی کنید به او بفهمانید ما این اشتباهات را کردیم که این اتفاق افتاد آنها توجه نمی کنند و می گویند من از اول می دانستم این اتفاق خواهد افتاد تو باید به صحبت من توجه میکردی.
اخبار رادیو و تلوزیون نیز آکنده از اطلاعات منفی است برای نمونه می دانید در هر ساعت به طور متوسط ۶۰۰۰ پرواز در جهان صورت می گیرد، در این بین در هر سه ماه یک هواپیما یعنی یک پرواز دچار مشکل شده و سقوط می کند. در اخبار شما خبر سقوط هواپیما را می شنوید یعنی بدترین و نا محتمل ترین پرواز، ولی شما از آن ۱۳ میلیون پرواز دقیق و درسثی که درهمین بازه زمانی انجام شده چیزی نمی شنوید. بسیار هستند افرادی که حاضر به انجام سفر هوایی نیستند زیرا فکر وقوع صانحه هوایی آنها را اذیت می کند.

———-

برای رهایی از انحرافات فکری و شهوانی رعایت نکات زیر، ضروری است:

۱٫ یکی از روش های درمان در روان شناسی، روش درمانی بیزاری آور است. در این شیوه با استفاده از مجاورت یک محرک بیزار کننده و درد آور با رفتار یا فکر مورد ابتلا، کم کم نسبت به آنها بیزاری پدیدآمده، منجر به ترک می گردد که برای این شیوه، به دو صورت زیر می توان عمل کرد:

الف. کش شوک؛ کش نازکی را به مچ یا بازوی خود ببندید و هنگام هجوم افکار منفی، چندین بار بکشید و رها کنید؛ تا درد شدیدی ایجاد شود و افکار و تحریکات انحرافی، خاموش شود.

ب. تصاویر ذهنی؛ لذت کاذب افکارمنفی را با یک امر منزجر کننده ذهنی، مانند یک صحنه تهوع آور، تصور کنید، این امر به مرور، موجب بیزاری از این افکار می شود.

۲٫ از تکنیک ذهن گرایی استفاده کنید؛ بدین صورت که خاطرات خوشی (ترجیحاً معنوی، مثل یک سفر زیارتی) را همیشه در ذهن یا با صورت مکتوب داشته باشید یا عوارض افکار منفی رانوشته و همواره مطالعه کنید و هر وقت این افکار به سراغتان آمد، با مطالعه خاطرات خوشایند یا عوارض این افکار یا درگیر کردن ذهن با این امور، افکار آسیب زا را ازحیطه ذهن خود خارج کنید.

۳٫ تا فکر شما  منحرف مشود، با گفتن ذکر «لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم»، محل خلوت را ترک و خود را به کاری سرگرم کنید. در این جور مواقع، گفت وگو با دوستان، مشارکت در عبادت های جمعی (مثل جلسات دعا و نماز) مفید است.

۴٫ نماز را به پا دار که همانا نماز، انسان را از پستی و پلیدی باز می دارد. دعا کن که شفای همه دردها در دعاست. نیاش در روح و جسم، تأثیر می گذارد و احساس عرفانی و اخلاقی را تقویت می کند. در چهره کسانی که به نیاش می پردازند، حس وظیفه شناسی، کم شدن حسد و شرارت نسبت به دیگران، مشاهده می شود. نیایش، باعث صفای دل، متانت رفتار، استعداد هدایت وآمادگی برای پذیرش حق و راضی بودن به رضای پروردگار می شود.

۵٫ برخی تحقیقات نشان داده اند که تصویر غیر اخلاقی، نه تنها افکار را درگیر می کنند، بلکه عادت به آنها، باعث شکل گیری وسواس فکری شده، فرد را از کنترل بر افکارش، عاجز می سازند و به همین دلیل، در روایات دینی، نگاه به نامحرم، تیر مسمومی از تیرهای شیطان معرفی شده است و در تعبیر دیگری، چشم، جاسوس و دیده بان دل معرفی شده است. بدین جهت، حذف محرک های دیداری، نقش مهمی در کنترل افکار و انحرافات اخلاقی دارد. 

۶٫ کار و اشتغال و پر کردن اوقات فراغت را جدی بگیرید؛ امام علی علیه السلام می فرماید: اگر نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به کاری مشغول می کند. هنگامی که انسان مشغول است، فکر و خیالش درگیر است وفرصت پرداختن به تحریکات شیطانی را ندارد. شهید مطهری می فرماید: کار، باعث جلوگیری از گناه ومعصیت می شود؛ زیرا انسان با طبیعت، در حال مبادله است و از آن انرژی و نیرو می گیرد و این انرژی و نیرو باید در جایی مصرف شود و در غیر این صورت، انسان را به گناه و ناهنجاری می کشاند و بهترین مجرای صرف انرژی متراکم در انسان، کار وفعالیت بدنی وروانی است. ۷٫ ورزش کنید؛ ورزش در سلامت و پیشگیری از بیماری ها و انحرافات، نقش مهمی را بازی می کند و موجب افزایش امید به زندگی و از همه مهم تر، تعدیل غرایز جنسی و جلوگیری از انحرافات اخلاقی است. ورزش، باعث نشاط و شادابی بدن است و انسان را از نظر روحی و روانی، سرزنده و شاداب می کند و موجب تقویت اراده وعزت نفس انسان و پویایی آن می گردد. کسی که از اراده ای قوی و روانی شاداب و عزت نفسی بالا برخوردار باشد، کنترل بیشتری بر افکار و هیجانات خود دارد. امام صادق علیه السلام ورزش را یکی از عوامل ایجاد نشاط و شادابی معرفی کرده است. ورزشکاران معمولاً نسبت به افراد کم تحرّک، اضطراب و افسردگی کمتری احساس می کنند و آرامش بیشتری دارند و یکی از علل شکل گیری افکار و انحرافات، اضطراب و عدم تعادل عاطفی است.

۸٫ از آب سرد استفاده کنید؛ دوش با آب سرد، به ویژه شستن بدن با آب سرد، در کنترل غریزه جنسی و تعدیل آن، نقش مهمی دارد. کاری کنید که همه اعضای بدن بتوانند تعادل طبیعی خویش را حفظ کنند. برای این منظور، اعضای بدن خود را در هر روز، چند بار با آب سرد، شست و شو دهید و از این طریق، قوه خیال وفکر خود را از توجه به شهوات، بازداشته، باعث آرامش اعضای خود شوید.

۹٫ از تنهایی پرهیز کنید؛ یکی از زمینه های انحرافات اخلاقی، تنهایی است. در چنین شرایطی، افکار شیطانی به انسان هجوم آورده، به دنبال این افکار رفتارهای نامعقول بروز می کنند. به همین دلیل، تا کاملاً خواب بر شما غلبه نکرده، به رختخواب نروید؛ چون خلوت قبل از خواب، مهم ترین پناهگاه افکار منفی است. مطالعه قبل از خواب (به ویژه مطالعه کتاب های آموزشی)، نقش سازنده ای در کنترل افکار دارد.

۱۰٫ تصاویر حرم اهلبیت و روایات معصومین را در اتاق خود و در محل دیدتان نصب کنید؛ تا به محض هجوم افکار شیطانی، با سلام بر اهلبیت علیهم السلام و توجه به آنها خود را از این افکار برهانید.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

 

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...