خانه / زمینه ساز ظهور / مال حرام…..آتشی که خاموش نمیشود

مال حرام…..آتشی که خاموش نمیشود

ترک نماز واجب، ترک نماز شب، قساوت قلب، بى‏میلى به حقایق اصیل، تاریکى دل، سرسختى نشان دادن در مقابل حق، کسالت روح، ظلمت جان، سستى در دین، دست زدن به کارهاى زشت و ناشایست و بسیارى از امور شیطانى به طورى که قرآن مجید و روایات مى‏گویند، از آثار شوم حرام‏خوارى است.

وَلَمَّا ذَکَرَ صلى الله علیه و آله: الحَریصَ عَلَى الدُّنْیا قالَ: رُبَّ اشْعَثٍ أَغْبَرٍ مُشَرَّدٍ فى الأَسْفارِ مَطْعَمُهُ حرامٌ وَمَلْبَسُهُ حَرامٌ وَغَذى‏ بِالْحَرامِ، یَرْفَعُ یَدَیْهِ فَیَقُولُ: یا رَبِّ یا رَبِ‏ فَأَنّى‏ یُسْتَجابُ لِذالِکَ‏ «۱».

وقتى نبىّ اکرم صلى الله علیه و آله سخن از حریص به دنیا پیش آورد فرمود: چه بسا آشفته، گرد آلوده، خانه به دوش و آواره‏اى از این شهر به آن شهر و از این سفر به آن سفر که خوراک و لباس و تغذیه‏اش با حرام است و دست به دعا برمى‏دارد و یا رب یا رب مى‏گوید، چگونه این آدمى که غرق در حرام است دعایش مستجاب شود؟

عَنِ النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله أَنَّ لِلّهِ مَلَکاً عَلى‏ بَیْتِ الْمَقْدَسِ یُنادى کُلَّ لَیْلَهٍ مَنْ أَکَلَ حَراماً لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ صَرْفٌ وَلا عَدْلٌ‏ «۲».

از نبىّ بزرگ صلى الله علیه و آله نقل شده: خدا را ملکى است بر بیت المقدس هر شب فریاد مى‏کند: هرکس حرام بخورد مستحب و واجبى از او پذیرفته نیست!!

وَقالَ صلى الله علیه و آله: مَنِ اشْتَرى‏ ثَوْباً بِعَشَرَهَ دَراهِمَ وَفى ثَمَنِهِ دِرْهَمُ حَرامٍ لَمْ یَقْبَلِ اللّهُ تَعالى صَلاتَهُ مادامَ عَلَیْهِ مِنْهُ شَىْ‏ءٌ «۳».

و نیز پیامبر عزیز صلى الله علیه و آله فرمود: کسى که پیراهنى را به ده درهم بخرد و در آن ده درهم درهمى از حرام باشد، تا وقتى چیزى از آن پیراهن بر اوست خدا نمازش را قبول نمى‏کند.

وَقالَ صلى الله علیه و آله: کُلُّ لَحْمٍ نَبَتَ مِنْ حَرامٍ فَالنَّارُ أَوْلى‏ بِهِ‏ «۴».

و نیز آن حضرت فرمود: هر گوشتى از حرام بروید، آتش به او سزاوارتر است.

وَقالَ صلى الله علیه و آله: مَنْ أَصابَ مالًا مِنْ مَأْثَمٍ فَوَصَلَ بِهِ رَحِماً أَوْ تَصَّدَقَ بِهِ أَوْ أَنْفَقَهُ فى سَبیلِ اللّهِ جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِکَ جَمیعاً ثُمَّ قَذَفَهُ فى النّارِ «۵».

و نیز آن رهبر بزرگ فرمود: کسى که از طریق گناه به مالى برسد و با آن صله رحم کند، یا صدقه بدهد، یا در راه خدا انفاق کند، خداوند همه آن اموال را جمع کند و با صاحبش به آتش جهنّم اندازد.

عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام: إِذَا اکْتَسَبَ الرَّجُلُ مالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّهِ ثُمَّ حَجَّ فَلَبّى نُودِىَ لا لَبَّیْکَ وَلا سَعْدَیْکَ وَإِنْ کانَ مِنْ حِلِّهِ نُودِىَ لَبَّیْکَ وَسَعْدَیْکَ‏«۶».

امام صادق علیه السلام فرمود: مرد وقتى از غیر حلال کسب مال کند و با آن به حج برود و تلبیه بگوید، به او گفته مى‏شود: لا لبّیک و لا سعدیک و اگر از مال حلال باشد، لبّیک او را جواب مى‏گوید.

وَعَنْهُ علیه السلام: کَسبُ الْحَرامِ یَبینُ فى الذُّرِیَّهِ «۷».

و نیز حضرت صادق علیه السلام فرمود: مال حرام آثارش در نسل آشکار مى‏شود.

مى‏گویند: حجّاج بن یوسف ثقفى که در پلیدى و خباثت نظیر نداشت به کوفه آمد و آنجا را از طرف عبدالملک مقرّ حکومت خود قرار داد، به او گفتند: در این شهر، افرادى مستجاب الدعوه هستند. گفت: همه آن‏ها را کنار سفره من حاضر کنید، همه را آوردند. به آنان گفت: غذا بخورید، آن‏ها هم از آن سفره خوردند.

سپس به آنان گفت: بروید. چون رفتند، به اطرافیانش گفت: با این غذاى حرامى‏ که اینان خوردند، مطمئن باشید که دیگر دعایشان مستجاب نخواهد شد!!

چه نیکوست که انسان توجّه داشته باشد که مدّت اقامتش در دنیا بسیار کم است و عمر هم چون برق زودگذر است؛ این عمر کوتاه و زودگذر به این نمى‏ارزد که انسان براى یک لقمه نان و یک یا دو دست لباس و یک خانه، خودش و اهل و عیالش را به حرام آلوده کند و دست به ربا و رشوه و غصب و دزدى و تجاوز و غارت ببرد، در حالى که خداى بزرگ روزى انسان را از حلال قرار داده و آدمى را از حرام نهى کرده است تا کى باید گرفتار دام دنیا باشیم و تا چه وقت باید دچار اسارت هوى و هوس بوده و عمر گرانمایه را به بى‏خبرى سپرى کنیم؛ آخر براى این شکم ناقابل و بدن بى‏مقدار، چرا باید آلوده به گناه و تجاوز شویم و شکم و شهوت را به جاى خدا معبود خود گرفته و تمام لحظات خود را در فرمان آن دو تمام کنیم!!

مگر ارزش شکم و قیمت شهوت چه اندازه است، که آن دو را با خدا عوض کرده و به سعادت ابدى و همیشگى خود ضربه‏هاى غیر قابل جبران وارد کنیم.

کارى نکنیم که روز توبه دیر شود و وقتى به خود آییم که یک جو براى ما سود نداشته باشد و التماس کنیم که خدایا! ما را به دنیا برگردان تا مؤمن شده و عمل صالح بجاى آریم و در جواب ما بگویند: ساکت باش، برگشتنى براى تو نیست، وقت جبران خطاکارى گذشته.

بیایید تا فرصت داریم از عمر پرقیمت خود در راه خدا وبراى خدا استفاده کنیم و این چند صباح محدود را خرج حضرت دوست کرده، با انجام کارهاى خداپسندانه تمام کنیم و به قول فیض کاشانى آن مست جام وحدت:

وقت آن است که جوینده اسرار شویم‏   بگذاریم تن کار و دلِ کار شویم‏
 
روح را پاک برآریم زآلایش تن‏   پیش‏تر زان که اجل آید و مردار شویم‏
عشق را کاش بدانیم کدام است دکان‏   تا دو صد جان به کف آریم و خریدار شویم‏
جاى آن دارد اگر صد دل و صد جان بدهیم‏   قابل مرحمت یک نظر یار شویم‏
گره دل نگشاید به سر انگشت خرد   کار عشق است بیا از پى این کار شویم‏
 

از رسول بزرگوار اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده که نخوردن یک لقمه حرام نزد خداوند، از دو هزار رکعت نماز مستحب بهتر است‏«۸».

امام صادق علیه السلام فرمود: رد کردن یک درهم به صاحبش که راضى نیست پیش انسان بماند، نزد حق با هفتاد حج قبول شده برابر است.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: قومى وارد قیامت مى‏شوند که حسنات آن‏ها مانند کوه‏هاى تهامه است، ولى آنان را به آتش مى‏برند. عرض کردند: در پرونده آنان نماز هست؟ فرمود: آرى. گفتند: روزه دارند؟ فرمود: آرى؛ حتّى در پرونده خود نماز شب هم دارند، ولى آنچه باعث به آتش رفتن آن‏ها است، این است که در برخورد به مال دنیا رعایت حلال و حرام خدا را ننمودند «۹»!!

و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمودند: از طرف حق به من امر شد که قوم خود را بترسان، به آنان بگو: داخل مسجد مى‏شوید در حالى که از بنده‏اى از بندگانم بر گردن شما حقّى است که با حبس این حق به او ظلم شده، تا زمانى که در مسجد، در حال نماز در محضر من ایستاده‏اید، من شما را لعنت مى‏کنم.

آرى، این چند روزه محدود دنیا باید با دقّت و مراقبت و بیدارى و محاسبت زندگى کرد تا در پیشگاه حق از صالحین شویم و به فرموده امام صادق علیه السلام: [ثُمَّ مَنْ رَعى‏ عِلْمَهُ عَنِ الْهَوى‏ وَدینَهُ عَنِ الْبِدْعَهِ وَمالَهُ عَنِ الْحَرامِ فَهُوَ مِنْ جُمْلَهِ الصَّالِحینَ‏] سپس هرکس علمش را از هوى و دینش را از بدعت و مالش را از حرام حفظ کند پس او از جمله صالحین است.

 

پی نوشت ها:

 ______________________________

(۱)- محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۴، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫

(۲)- محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۴- ۲۰۵، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫

(۳)- محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۴- ۲۰۵، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫

(۴)- محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۴، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫

(۵)- محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۵، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫

(۶)- الکافى: ۵/ ۱۲۴، باب المکاسب الحرام، حدیث ۳؛ محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۵، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫

(۷)- الکافى: ۵/ ۱۲۴، باب المکاسب الحرام، حدیث ۴؛ محجّه البیضاء: ۳/ ۲۰۶، کتاب الحلال والحرام باب ۱٫).

(۸)- بحار الأنوار: ۹۰/ ۳۷۳، باب ۲۴٫

(۹)- التحصین: ۲۹٫

———————————–

کتاب سعادت‏بخش الهى در بسیارى از آیات مردم را به‏طور جدّى از آلوده شدن و نزدیک گشتن به مال حرام نهى مى‏کند ، نمونه‏اى از آن آیات نورانى را در قرآن بدین‏صورت مى‏خوانید : إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیراً  .
بى‏تردید کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‏خورند ، فقط در شکم خود آتش مى‏خورند و به زودى در آتش فروزان در آیند .
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَهً عَن تَرَاضٍ مِنْکُمْ وَلاَ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً * وَمَن یَفْعَلْ ذلِکَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نَاراً وَکَانَ ذلِکَ عَلَى اللّهِ یَسِیراً  .
اى اهل ایمان ! اموال یکدیگر را در میان خود به باطل [ و از راه حرام و نامشروع ] مخورید ، مگر آن که تجارتى از روى خشنودى و رضایت میان خودتان انجام گرفته باشد و خودکشى نکنید ؛ زیرا خدا همواره به شما مهربان است . * و هر که خوردن مال به باطل و قتل نفس را از روى تجاوز [ از حدود خدا ] و ستم [ بر خود و دیگران ] مرتکب شود ، به زودى او را در آتشى [آزار دهنده و سوزان] درآوریم ؛ واین کار بر خدا آسان است .
الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِى یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَهٌ مِن رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ  .
کسانى که ربا مى‏خورند [ در میان مردم و براى امر معیشت و زندگى ]به پاى نمى‏خیزند ، مگر مانند به پاى خاستن کسى که شیطان او را با تماس خود آشفته حال کرده [ و تعادل روانى و عقلى‏اش را مختل ساخته ] است ، این بدان سبب است که آنان گفتند : خرید و فروش هم مانند رباست . در حالى که خدا خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است . پس هر که از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [ از کار زشت خود ] بازایستد ، سودهایى که [ پیش از تحریم آن ] به دست آورده مال خود اوست و کارش [ از جهت آثار گناه و کیفر آخرتى ] با خداست و کسانى که [ به عمل زشت خود ] بازگردند [ و نهى خدا را احترام نکنند] پس آنان اهل آتش‏اند و در آن جاودانه‏اند .
روایات که توضیح و تفسیرى بر آیات قرآنند ، در باب مال حرام مسائل مهمّى را به شرح زیر بیان مى‏کنند :
قالَ رَسُولُ اللّه صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله : أَرْبَعٌ لا تَدْخُلُ بَیْتاً ، واحِدَهٌ مِنْهُنَّ إِلاّ خَرِبَ وَلَمْ یَعْمُرْ بِالْبَرَکَهِ :
الخِیانَهُ وَالسِّرقَهُ وَشُرْبُ الْخَمْرِ وَالزِّنا .
پیامبر اسلام صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله فرمود : چهار چیز است که هریک از آن‏ها وارد خانه‏اى شود آن خانه خراب مى‏شود و آباد به برکت نگردد : خیانت ، مال دزدى ، شرب خمر ، زنا .
قالَ النَّبِىُّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله : مَنْ خانَ جارَهُ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ جَعَلَهَا اللّهُ طَوْقاً فى عُنُقِهِ مِنْ تُخُومِ الْأَرَضینَ السَّابِعَهِ حَتّى یَلْقَى اللّهَ یَوْمَ الْقِیامَهِ مُطَوَّقاً إِلاّ أَنْ یَتُوبَ وَیَرْجِع .
 نبىّ اسلام صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله فرمود : هرکس به اندازه یک وجب از زمین به همسایه خیانت کند ، خداوند همان مقدار را از آخر زمین‏هاى هفت‏گانه ، هم‏چون حلقه به گردنش اندازد ، تا خدا را به همان صورت در قیامت ملاقات کند ، مگر توبه کند و مال مردم را به صاحبش برگرداند .
قالَ أَبُو عَبْدِاللّه علیه‏السلام : ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ زَوَّجَهُ اللّهُ مِنَ الْحُورِ العَینِ کَیْفَ شاءَ ، کَظْمُ الْغَیْظِ وَالصَّبْرُ عَلَى السُّیُوفِ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ وَرَجُلٌ أَشْرَفَ عَلى مالٍ حَرامٍ فَتَرَکَهُ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ .
امام صادق علیه‏السلام فرمود : سه چیز است هرکس آن‏ها را دارا باشد ، هرگونه بخواهد خدا حورالعین تزویج او مى‏کند . فرو خوردن خشم ، استقامت در میدان جنگ و ترک مال حرام به هنگام روبرو شدن با حرام .
قالَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ علیه‏السلام : إِنَّ اللّهَ یُعَذِّبُ سِتَّهً بِسِتَّهٍ . . إِلى أَنْ قالَ : التُّجارُ بِالْخِیانَهِ.
امیرالمؤمنین علیه‏السلام فرمود : خدا شش طایفه را به شش چیز عذاب مى‏کند . .
تا فرمود : تاجران را به خیانت در کسب .
عَنْ أَبى الْحَسَنِ الثّالِثِ علیه‏السلام قالَ : کانَ فیما ناجى مُوسى رَبَّهُ : إِلهى ماجَزاءُ مَنْ تَرَکَ الْخِیانَهِ حَیاءً مِنْکَ ؟ قالَ : یا مُوسى لَهُ الأَمانُ یَوْمَ القِیامَهِ .
ابى الحسن سوّم[ امام هادى ] علیه‏السلام فرمود : موسى در مناجات با حضرت حق عرض کرد : خدایا ! جزاى کسى که به خاطر حیاى از تو ترک خیانت کند ، چیست ؟ خداوند فرمود : اى موسى ! امان از عذاب در روز قیامت . 

—————————————-

از على بن ابى حمزه روایت شده: دوستى داشتم از کاتبان بنى‏امیه، به من گفت از امام صادق برایم اجازه ملاقات بگیر، از حضرت اجازه خواستم، امام براى دیدار با او اجازه داد، هنگامى که وارد بر حضرت شد سلام کرد و نشست و گفت: من جزء افراد ادارى بنى‏امیه بودم و از طریق حکومت آنان به مال فراوانى دست یافتم و از اینکه این ثروت را از کجا به دست مى‏آورم چشم پوشى داشتم!

حضرت صادق (ع) فرمود: اگى بنى‏امیه نیروئى نمى‏یافتند که براى آن نویسندگى کند، و غنیمت بیاورد، و به سود آنان بجنگد، و در گروهشان قرار گیرد حق ما را از ما غارت نمى‏کردند، و اهل بیت پیامبر را از حقشان محروم نمى‏نمودند، قطعاً اگر مردم آنان را با آنچه داشتند وا مى‏گذاشتند چیزى جز اندک مالى که داشتند نصیبشان نمى‏شد، بى‏تردید قدرت بنى‏امیه ناشى از قدرت مردمى بود که به آنان پیوستند، و در همه زمینه‏ها با آنان همکارى کردند!

دوستم به حضرت صادق گفت: براى من راه خروجى از این بن بستى که دچار آن هستم وجود دارد، روزنه‏اى براى نجاتم از بار سنگین که به دوش خود قرار داده‏ام هست؟

حضرت فرمود: اگر تو را در این زمینه‏راهنمائى کنم مى‏پذیرى، و آنچه را بگویم انجام مى‏دهى، مى‏گفت: آرى انجام مى‏دهم، حضرت فرمود: از آنچه از دیوان بنى‏امیه به دست آورده‏اى جدا شو و از این گردونه حرام بیرون بیا، اگر صاحبان مال را مى‏شناسى مالشان را به آنان برگردان، اگر نمى‏شناسى از جانب آنان صدقه بده، من نزد خدا براى تو بهشت را ضمانت مى‏کنم.

على بن ابى حمزه مى‏گوید: دوستم مدتى طولانى در سکوت فرو رفت سپس گفت: اماما فدایت شوم، آنچه را فرمان دادى به اجرایش گذاردم.

على بن حمزه مى‏گوید دوستم با ما به کوفه بازگشت، چیزى نزد او نماند مگر این که از آن بیرون شد، تا جائى که لباس‏هاى بدنش را نیز از خود دور کرد، من با کمک دوستانم لباسى براى او خریدم و مالى براى هزینه زندگى‏اش به او دادم، مدت کمى نگذشت که بیمار شد، با جمعى از دوستان به عیادتش رفتیم، در حال احتضار بود، دیده گشود، و به من گفت: به خدا سوگند حضرت صادق به ضمانتش وفا کرد، سپس از دنیا رفت، و من با دوستانم امور او را از غسل و کفن و دفن انجام دادیم، چون پس از این داستان خدمت حضرت صادق (ع) رسیدم به من نظر انداخت و فرمود: على بن ابى حمزه به خدا سوگند ضمانتم را نسبت به دوستت وفا کردم، گفتم فدایت شوم عین حقیقت است به خدا سوگند هنگام مرگش به این معنا اقرار کرد.

فضیل بن عیاض مى‏گوید: از کسب‏هائى که در مسیر حکومت بنى‏عباس انجام مى‏گیرد، از حضرت صادق (ع) پرسیدم، حضرت مرا از ورود به آن کسب‏ها به شدت نهى کرد و فرمود: اى فضیل به خدا سوگند زیان این حاکمان ستمگر که بر پا بودنشان در سایه کارهائى است که مردم براى آنان انجام مى‏دهند، براى این امت از زیان ترک و دیلم بى‏دین و وحشى شدیدتر است، از حضرت درباره ورع پرسیدم که چه کسانى از مردم آراسته به ورع هستند؟ حضرت فرمود آنان که از محرمات خداوند بپرهیزند، و از کمک به این حکومت جائر به هر شکل ممکن اجتناب ورزند، جامعه اگر از شبهات دورى نکند در حرامى که به آن آگاهى ندارد مى‏افتد، جامعه هنگامى که منکرى را ببیند و در صورت قدرت در مقام جلوگیرى از آن برنیاید به یقین دوست داشته خداى عزوجل معصیت شود، و هر کس دوست داشته باشد خدا معصیت شود آشکار را به دشمنى با خدا برخاسته، و هر کس بقاء و دوام ستمگران را بخواهد، دوست داشته خداى عزوجل معصیت شود، حضرت حق خودش را بر نابودى ستمگران ستوده است آنجا که در قرآن فرموده:

«فقطع دابر القوم الذین ظلموا و الحمد لله رب العالمین:»

در نهایت ریشه کسانى که به آیات ما و به مردم ستم ورزیدند قطع شد، و همه ستایش‏ها ویژه خدا مالک و مربى جهانیان است.

———————————-

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَواباً وَخَیْرٌ أَمَلاً [۵۰۹] .

مال و فرزندان ، آرایش و زیور زندگى دنیا هستند ، ولى اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ امید داشتن به آن‏ها نیکوتر است .

قرآن مجید در مضامین عالى سوره تکاثر مى‏فرماید :

شما مردم را بسیارىِ اموال و فرزند و عشیره از یاد خدا غافل کرده ، تا جایى که به گور و ملاقات قبور رفتید .

این برنامه شما برنامه درستى نیست و حق و حقیقت این نیست که پنداشته‏اید ؛ به زودى خواهید دانست که پس از مرگ چه سختى‏ها در بردارید ، باز هم حقّاً خواهید دانست که در قیامت با چه عذاب‏هایى مواجهید ، نه چنین است اگر بدانید چه حادثه بزرگى در پیش دارید هرگز به بازى دنیا از آخرت غافل نمى‏شدید ؛ البته پس از مرگ دوزخ را مشاهده خواهید کرد و سپس به چشم یقین مى‏بینید ، آن گاه در آنجا از نعمت‏ها ( مانند مال و جاه و صحّت و جوانى و عمر و نبوّت انبیا و ولایت على علیه‏السلام از شما بازپرسى خواهند کرد ) .

و در سوره همزه مى‏فرماید : واى بر عیب‏جوى هرزه زبان ، همان کسى که مال جمع کرده و دائم به حساب و شمارش آن سرگرم است ، پندارد که مال و دارایى دنیا به او عمر ابد خواهد داد ، چنین نیست بلکه بدون شک به آتش سوزان دوزخ درخواهد افتد ، آتشى که چگونه سختى آن را تصوّر خواهى کرد ، آن آتش را خشم خدا برافروخته شراره آن بر دل ناپاکان شعله‏ور است ، آتشى که آن‏ها را از همه‏سو احاطه کرده است و مانند ستون‏هاى بلند بازکشیده است .

از زبان قرآن دانستید که اگر انسان در جنب مال توجّه به حق و روى دل به محبوب واقعى داشته باشد ، مال براى او نردبان ترقّى است و از جمله عوامل و عللى است که انسان را به خداى مهربان نزدیک مى‏کند .

امّا اگر ثروت و مال آن چنان انسان را جذب کند که از یاد دوست و عشق محبوب غافل بماند ، بدترین عامل خطر و به فرموده على علیه‏السلام :

المالُ مادَّهُ الشَّهواتِ[۵۱۰] .

مال و ثروت و پول دنیا تقویت شهوات آدمى است .

 

مال حرام در قرآن و روایات

کتاب سعادت‏بخش الهى در بسیارى از آیات مردم را به‏طور جدّى از آلوده شدن و نزدیک گشتن به مال حرام نهى مى‏کند ، نمونه‏اى از آن آیات نورانى را در قرآن بدین‏صورت مى‏خوانید :

إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیراً [۵۱۱] .

بى‏تردید کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‏خورند ، فقط در شکم خود آتش مى‏خورند و به زودى در آتش فروزان در آیند .

——————————————

پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏فرماید: تا آثار لقمه‏اى از حرام در بدن نمازگزار باقى است، آن نماز قبول نمى‏شود. اگر چه نمازگزار باید نمازش را بخواند، ولى قبول نمى‏کنند. این تخریب کنندگى حرام است.

ما اول باید حرام‏ها را بشناسیم و به این نکته توجه کنیم که بخشى از حرام‏هاى مالى، عبادات را به هم مى‏زند. بخشى نیز روى نطفه اثر مى‏گذارد و آثارش را در اولاد و خانواده ظهور مى‏دهد. بخشى از حرام‏هاى مالى نیز هشت درب بهشت را به روى انسان مى‏بندد، ولو این که نخورد و مصرف نکند، مانند ربا.

هیچ رباخورى در قیامت به رحمت خدا راه ندارد، گرچه ربا را نخورده و یا با آن خانه نساخته و لباس نیز تهیه نکرده باشد و با آن مال حرام عبادتى نکرده باشد، فقط گرفته و جمع کرده ومرده است. اما حرامش خیلى سنگین است، در حدى که در معتبرترین کتاب‏هاى ما آمده است که گناه یک درهم ربا، از هفتاد بار زناى با محارم در خانه کعبه سنگین‏تر است. ناقل این روایت نیز شخصیت‏هایى مانند صدوق، کلینى و شیخ حرّ عاملى هستند و همه آنها این روایت را قبول داشتند که نقل کرده‏اند، معلوم مى‏شود که روایت واقعاً از پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله صادر شده است.

———————————-

پرهیز از کمترین مال حرام

وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام براى مؤمن هفت خصلت را بیان کردند. هر مؤمنى که تا روز قیامت بیاید، این هفت خصلت را دارد. خصلت اول که نقش بسیار مهمى در همه شئون زندگى و قیامت انسان دارد، کسب حلال و پاک است؛ یعنى معیشت و درآمد صحیح.

پروردگار به بندگانش کمترین حرام مالى را اجازه تصرّف نداده است. پیغمبر صلى الله علیه و آله مى فرمایند: تا مال حرام نزد هر کسى باشد، خداوند متعال به او نظر رحمت نمى کند.

بعد از این که جنگ خیبر به پایان رسید و ارتش اسلام به رهبرى پیغمبر صلى الله علیه و آله و جهاد خالصانه امیرالمؤمنین علیه السلام به غنائمى دست پیدا کردند. پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله اعلام کردند که هر رزمنده اى، هر مقدار غنیمت که به چنگ آورده، بیاورد و در محل معیّن بگذارد تا غنیمت ها بین همه رزمندگان عادلانه تقسیم شود.

غنائم را آوردند، پیغمبر صلى الله علیه و آله اعلام کردند: چیزى نزد کسى نماند؛ چون شرعى نیست. رزمنده اى به محضر مبارک رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یک جفت بند کفش از غنائم خیبر در جیب من است، آن را روى این همه غنیمت بیاندازم؟

حضرت فرمودند: بله. عرض کرد: اگر این بند کفش نزد من بماند، معصیت دارد؟ پیغمبر صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر مى ماند و پس نمى دادى، در قیامت به صورت دو بند آتش به دو پاى تو قرار مى گرفت. یعنى حرام مانند آتش دوزخ است.

—————————-

در مورد مال حرام، در معارف ما آمده است که: از مار و عقرب‏هاى قیامت و جهنم بترسید.

این نگاه خدا به حرام و گناه است. همین نگاه را انبیا و ائمه طاهرین علیهم‏السلام داشتند.

من تقریبا مطالب کاملى در مورد نگاه‏هاى پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏وآله به حقیقت حرام به دست آوردم، دنبال فرصتى هستم که اگر به دست بیاید، نگاه‏هاى حضرت به حرام را در نوشته‏اى توضیح دهم. خیلى عجیب است. هر نگاهى که از پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏وآله نقل شده است، مطابق با آیات کتاب خدا و قرآن کریم است.

سلمان یک بار از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏وآله درخواست کرد که لحظه‏اى آن نگاه را پیدا کند،

پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏وآله اجازه ندادند. خواسته بود که زنده شدن مرده‏ها را ببیند، بالاخره حضرت فرمودند:

به قبرستان بقیع برو، آنجا آن نگاه تو را باز مى‏کنند. او رفت و وقتى آمد، از دارا شدن آن نگاه پشیمان شد، چون خیلى وحشت کرد و تا آخر عمرش گرفتار غصه آن نگاه بود. این که پیغمبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏وآله اجازه ندادند باطن اشیاء و باطن برزخى را ببیند، براى این بود که مرده‏ها در حال و وضعى هستند که گاهى دیدن آن انسان را تا آخر عمر وحشت‏زده مى‏کند.

——————————-

به دست آوردن بعضى از حرام‏ها جزء گناهان کبیره حساب مى‏شود. نگاه داشتن مال حرام نیز معصیت است. وجود مبارک رسول خدا صلى الله علیه و آله به مردم فرمودند: کسى که مال حرام را نگاه بدارد و به سرعت و با شتاب، به صاحب آن برنگرداند، تا زمانى که این مال حرام پیش او است، خداوند متعال او را لعنت مى‏کند. لعنت در قرآن به معنى دور کردن از رحمت الهى است. ما در دنیا و آخرت، نیازمند به رحمت و مغفرت پروردگار هستیم، اگر در معرض رحمت و مغفرت قرار نگیریم، از گرفتارى‏ها و مشکلات دنیایى و آخرتى نجات پیدا نمى‏کنیم.                       
تعبیرهاى قرآن درباره مال حرام‏
قرآن مجید درباره مال حرام و حلال به شکل‏هاى گوناگون، آیاتى را بیان مى‏کند. ممکن است تعجب کنید که پروردگار عالم گروهى از دارندگان مال حلال را هم اهل جهنم مى‏شمارد. اگر فرد حرام خوار بدون توبه بمیرد اهل جهنم است. پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله وقتى در مورد توبه به معاذ فرمودند: اى معاذ! براى هر گناهى، توبه‏اى وجود دارد.«و احدث لکلّ ذنب توبه، السرّ بالسرّ و العلانیه بالعلانیه» «۱» براى هر گناهى توبه مخصوص آن را به میدان بیاورید. یک وقت فکر نکنید توبه گناهانى مانند نخواندن ده سال نماز، روزه نگرفتن، حجّ واجب نرفتن، کتک زدن همسر و غصب کردن زمین یک «استغفر الله ربّى و اتوب الیه» است.
در باب حکمت‏هاى «نهج البلاغه» آمده است: جوانى که امیرالمؤمنین او را مى‏شناخت، در کوچه گناهى را مرتکب شد، و گفت: «استغفر الله ربّى و اتوب الیه»، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: مادرت به عزایت گریه کند که معنى توبه را اشتباه فهمیدى.  یعنى مرگ براى تو بهتر از این بود که‏ زنده بمانى ولى دین خدا را اشتباه بفهمى. علت این کج فهمى‏ها این است که یا به عالم متخصّص دین مراجعه نکرده‏اند یا عمد داشتند که مردم را گمراه کنند. و توبه گمراه کنندگان این است که هر فردى را که گمراه کرده باید دوباره به صراط مستقیم برگرداند، مرده‏هایى را هم که بى دین کرده است را باید زنده بکند و به صراط الهى برگرداند. راه دیگرى ندارد. اینکه امام علیه السلام فرمود: مادر به عزایت گریه کند یعنى توبه، خیلى مسئولیت سنگینى دارد، همه اهل توبه نیستند، کم هستند آنهایى که توبه مى‏کنند. از روز دوم محرم تا چهار بعدازظهر عاشورا که هشت روز دارد، این هفتاد و دو نفر غیر از شیرخواره و چند بچه کوچک، حدود شصت و پنج نفر از آنها در این هشت شبانه روز، مسائل الهى را از قبیل حلال و حرام، قیامت، بهشت و عذاب را براى این مردمان گفتند. شما یقین بدانید بعد از انبیا و ائمه طاهرین علیهم السلام، موعظه کننده‏اى در طول تاریخ، بهتر از این هفتاد و دو نفر وجود نداشت. پاک‏ترین گلو و زبان را داشتند.
من این جمله را قبول ندارم و جمله درستى نیست.
سخن کز دل برون آید نشیند لاجرم بر دل  این هفتاد و دو نفر قلبى داشتند که نمونه آن در سینه‏هاى مردم عالم وجود نداشت، شب عاشورا سیدالشهدا علیه السلام فرمود: «فانّى لااعلم اصحابا أوفى وَلاخیراً من اصحابى»   من در تمام عالم بهتر از این هفتاد و دو نفر را سراغ ندارم. هیچ کس را هم‏ نمى‏توان با این اشخاص مقایسه کرد. هیچ وقت نمى‏توانیم بگوییم شهداى ما هموزن شهداى کربلا هستند، اینها نخبگان عالم بودند. این هفتاد و دو نفر هشت شبانه روز با این گناهکاران صحبت کردند، فکر مى‏کنید چند نفر توبه کردند؟
حداقل سى هزار نفر در کربلا بوده‏اند، عده‏اى مى‏گویند: هفتاد هزار نفر. همه زیر بار پذیرش توبه نمى‏روند و قبول نمى‏کنند. از این سى هزار نفر، سه نفر توبه کردند. یعنى از هر ده هزار نفر یک نفر. یکى حرّ بن یزید  و دو برادر به نام سعد و ابوالحتوف بن حارث انصارى عجلانى کوفى  بودند، حرّ بن یزید اول صبح توبه‏ کرد، این دو برادر هم بعد از کشتن على اصغر توبه کردند، توبه حرّ این بود که از جان، حقوق و جایزه خود گذشت بکند، حمله به زن و بچه خود را تحمل بکند، به مجموعه این کارها توبه مى‏گویند. اگر روز عاشورا به ابى‏عبدالله مى‏گفت: اشتباه کردم و خیلى ناراحت هستم. خداحافظ، من با شما نمى‏جنگم و مى‏رفت به طور یقین اهل جهنم بود.
براى هر گناهى توبه‏اى است، توبه ویژه آن گناه را به جا بیاورید، اگر مال حرام پیش تو است و مى‏خواهى توبه بکنى، تا دینار آخر را به صاحب آن برگردان، از خدا نیز طلب عفو کن این یک توبه حقیقى مى‏شود گنهکار و حرام خوارى که توبه حقیقى نکند و بمیرد، قطعاً راه نجاتى ندارد. در صورتى نجات دارد که خانواده او تمام اموالى را که این فرد به حرام تصرف کرده به صاحبان اصلى مال، برگردانند.
تاجر فرش هفتاد ساله‏اى که اهل اصفهان است به من گفت: من کارمند اداره بودم، آخرین حقوق قبل از بازنشسته شدنم، حدود صد و چهل هزار تومان بود. ولى در سى سالى که در اداره بودم آن قدر از اداره دزدى کردم که توانستم با آن پول مغازه‏اى در بازار تهران به قیمت صد میلیون، یک ویلا در شمال چهل میلیون، یک خانه هم در تهران نود میلیون بخرم، به دخترم نیز جهیزیه کامل دادم و حالا پیر شدم، مى‏خواهم توبه کنم چه کار کنم؟ گفتم: چه نوع توبه‏اى؟ گفت: توبه‏اى یادم بده که کارى به پول، خانه، مغازه و ویلاى شمال نداشته باشد. گفتم: چنین توبه وجود ندارد. این کج فهمى درد بسیار سنگینى است و اگر گناه ادامه پیدا بکند، توبه آن خیلى سخت مى‏شود. این هم یکى از کج فهمى‏ها است که یک منبرى وقتى قوانین دین، حلال و حرام و نظام اسلام را مى‏گوید، بعضى از مردم مى‏گویند: خدا خیلى سفت، سخت و خشن است. پس مى‏خواستید که فقط نگاه کند که آیات قرآن او را پشت سر بیندازیم، آیات حجابش را پاره پاره بکنیم، عرق بخوریم، ورق بازى بکنیم، ربا هم بخوریم، بعد هم بگوییم: «استغفر الله ربّى و اتوب الیه»، خدا هم بگوید: چون من خداى بامحبتى هستم تو را مى‏بخشم بفرمایید، در بهشت، امام حسین روى تخت منتظر تو است، این طورى خدا خوب است!!؟
آنچه که خداوند بر ما حرام کرده و این درِ توبه‏اى را که به روى ما باز کرده است، از کثرت رحمت و محبت او مى‏باشد، اگر درِ توبه را باز نمى‏کرد، با یک گناه آدم جهنّمى مى‏شد. چون دیگر کارى نمى‏توانست بکند.
امام زین العابدین علیه السلام مى‏فرماید: «أَنْتَ الّذى فَتَحْتَ لِعِبادِکَ باباً إلى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التُّوْبَهُ .. فَقُلْتَ: تَبارَکَ اسْمُکَ تُوبُوا الى الله تَوْبَهً نَصوحاً»  یعنى یک توبه واقعى، نه توبه زبانى و بى‏ریشه.
 تهدید حلال خورها در قرآن‏
چرا قرآن مى‏گوید: حلال خورها را به جهنّم مى‏برند، این بیچاره‏ها چه تقصیرى دارند؟ در چند جاى قرآن حلال خورها تهدید شده‏اند. با پول حرام، هیچ کار خیرى نمى‏شود انجام داد. پیغمبر صلى الله علیه و آله مى‏فرماید: هر کس با پول حرام مسجد بسازد یا خیرات انجام بدهد، روز قیامت او را با خیراتش در جهنم مى‏اندازند. چون پروردگار با پول حرام هیچ چیزى را قبول نمى‏کند.  خدا با ما مهربان نیست، یا ما با خدا سر سازش نداریم. مردم گناهکار با خدا سر سازش ندارند و بعد مى‏گویند: خدا با ما سر سازش ندارد. یعنى داستان را برعکس مى‏کنند. به پروردگار تهمت مى‏زنند، تهمت آنها را قرآن نقل مى‏کند:
 «فَیَقُولُ رَبّى أَهنَنِ»  خدا با من سر سازش ندارد، خدا با من خوب نیست. پروردگار عالم مى‏گوید:
 «کَلَّا بَل لَّاتُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ* وَلَا تَحضُّونَ عَلَى‏ طَعَامِ الْمِسْکِینِ* وَ تَأْکُلُونَ التُّرَاثَ أَکْلًا لَّمًّا* وَ تُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا»
این طور نیست که تو مى‏گویى، دروغ مى‏گویى، با برنامه‏هاى دین من سازش ندارى. به یتیم احترام نکردى، به مستحق‏ها و افتادگانى که مى‏شناختى، کمک نکردى، ارث خواهر و برادرت را غصب کردى، تو این قدر عاشق پول شدى که نتوانستى پول را از خودت جدا کنى. در جزء نهم قرآن، سوره مبارکه توبه مى‏فرماید:
 «وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلَا یُنفِقُونَهَا فِى سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ»  آنهایى که ثروتمند هستند و در راه خدا هزینه نمى‏کنند به آنها مژده عذاب دردناک قیامت را بده. یک عده‏اى خیال مى‏کنند چون حلال به دست آوردند، باید خیالشان راحت باشد که روز قیامت کارى به آنها ندارند. چنین نیست. امیرالمؤمنین علیه السلام بر منبر فرمود:«فى حلالها حساب» نگویید: من مال حلال به دست آورده‏ام و در روز قیامت با ما حساب مالى ندارند، بلکه حلال دار بخیل را محاکمه مى‏کنند. «و فى حرامها عقاب» چقدر مال حرام، مال سنگینى است.
بدهکارى و نماز میّت‏
فردى به امام صادق علیه السلام عرض کرد: یابن رسول الله! این یاران شیعه ما قصه‏اى را نقل مى‏کنند که باور آن سنگین است. حضرت فرمودند: برایم تعریف کن. گفت: یاران شیعه ما مى‏گویند: یک نفر در مدینه از دنیا رفت، جنازه او را به مسجد آوردند، آن زمان نیز، همه دوست داشتند پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله نماز میت را بخواند. خانواده میت به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله عرض کردند: شما نماز این میت را بخوانید. پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله خیلى صریح فرمودند: من به این میّت نماز نمى‏خوانم؛ زیرا او دو
دینار بدهکار بوده است، خودتان نمازش را بخوانید. عدم پرداخت بدهى این قدر سنگین است که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‏فرماید: من نماز او را نمى‏خوانم.

————————————–

بخشى از حرام‏هاى مالى، تخریب کننده عبادات هستند. ممکن است عبادتى را زحمت بکشد و انجام بدهد، ولى حرام مالى آن عبادت را باطل کند. چه اندازه از حرام مالى، عبادت را باطل مى‏کند؟

من نمى‏دانم مردم نسبت به حرام‏هاى مالى تا چه اندازه دغدغه دارند، اما براى این که بدانید حرام مالى از نظر باطن چیست، به این روایت عنایت کنید:

لحظه رحلت پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله سر ایشان روى دامن امام على  علیه‏السلام بود، چشم مبارک را باز کرده، جمله‏اى فرمود و از دنیا رفت.

عجیب بودن مسأله این است که پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نفس آخر را خرج گفتن ذکر نکردند، چون نیازى نداشتند که رحلت ایشان به گفتن ذکر میزان شود.

در قیامت عده‏اى وارد بهشت مى‏شوند، اما عده‏اى، وجودشان بهشت شده است. همه هویت پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آله توحید، «لا اله الا الله» و شهادت به وحدانیت خدا بود؛ رگ، پوست، مو، گوشت، عصب، استخوان، اعضا و جوارح، قلب، جان، نفس، زبان. لذا «لا اله الا الله» نگفتند، بلکه جمله‏اى فرمودند و از دنیا رفتند.

امیرالمؤمنین  علیه‏السلام مى‏فرماید: حضرت چشم مبارکش را باز کرده، فرمود: على جان! به امت من بگو: مال مردم را به مردم پس بدهند، گرچه نخ باقى مانده ته
سوزن باشد که هیچ مصرفى ندارد.

چون نخ باقى مانده ته سوزن که از خود سوزن کوچک‏تر است، دیگر قابل دوخت و دوز نیست که آن نخ را مصرف کند. این نخ کوچک را درمى‏آورند و دور مى‏اندازند، ولى پیغمبر  صلى‏الله‏علیه‏و‏آلهفرمود: اگر مال مردم نزد شماست، حتى اگر به اندازه نخ ته سوزن باشد، پس بدهید.

اگر صاحب نخ راضى نباشد و این نخ حرام روى لباس نمازگزار باشد و او توجه داشته باشد، نمازش باطل است. شما ممکن است بفرمایید: یک ذره نخ به این پیکر عظیم نماز چگونه مى‏تواند لطمه بزند؟ شیر، آفریده شده خدا در سینه حیوانات حلال گوشت، اگر در صد لیتر شیر پاک، فضله موش بیافتد، خوردن، خرید و فروش آن شیر حرام است، چون نجس شده است.

 

آلودگى براى تخریب لازم نیست که به اندازه آسمان باشد. میکروب وبا اول یکى است و با چشم دیده نمى‏شود، ولى این یک میکروب به سرعت تکثیر
مى‏شود و در نهایت بدن را از کار مى‏اندازد. این نگاه اسلام به مال حرام است. پیکر نماز را مى‏تواند خراب کند، حتى نخ ته سوزن، دکمه حرام، به معنویت نماز لطمه مى‏زند.

——————————

از وجود مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام هفت خصلت درباره مؤمن بیان گردید.خصلت اول در ارتباط با اجتناب مؤمن از مال حرام بود. متن گفتار ملکوتى حضرت علیه السلام را براى شما ذکر مى‏کنم و بعد به قسمت دوم گفتار آن انسان الهى و ملکوتى مى‏پردازم:
 «المؤمن من طاب مکسبه» کسب و درآمد مؤمن پاک و پاکیزه است.
وقتى مى‏فرماید مؤمن؛ یعنى انسانى که به کارگردانى حکیمانه خدا در روزى بخشى، به رحمت، کرم و مشکل‏گشایى حضرت حق و به محصول آیات قرآن کریم یقین دارد: «مَا مِن دَآبَّهٍ فِى الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا»
«وَ فِى السَّمَآءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ* فَوَ رَبّ السَّمَآءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مّثْلَ مَآ أَنَّکُمْ تَنطِقُونَ» «جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِرَ شًا وَالسَّمَآءَ بِنَآءً وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ‏مِنَ الَّثمَرَ تِ رِزْقًا لَّکُمْ»
دو نوع روزى براى مؤمنان‏
مؤمن از طریق قرآن به این حقیقت واقف است که این روزى بر دو بخش است؛ روزى جمع و محدود و به تعبیر قرآن مجید:
 «یَبْسُطُ الرّزْقَ لِمَن یَشَآءُ وَ یَقْدِرُ» روزى «قَدَر» ى است و فراوان، دریاوار و گسترده نیست. روزى دیگر نیز روزى گسترده است. پروردگار براى عده‏اى روزى تنگ و براى عده‏اى روزى وسیع مقدّر کرده است. آن کسى که خیلى زحمت مى‏کشد تا از راه حلال زندگیش اداره شود و بیشتر از آن نصیب او نمى‏شود و آن کسى که بیشتر در مى‏آورد و بیش از اندازه نیازش نصیبش مى‏شود، باز مؤمن مى‏داند که هر دوى آنها جنبه امتحان الهى دارد.
به تعبیر قرآن مجید: نه به تنگى رزق اوقاتش تلخ مى‏شود و نه به گستردگى آن مست، متکبّر و خوشحال مى‏شود. «۱» در تنگى و در بسط رزق، خدا را شکر مى‏کند، البته این دیدگاهى که مؤمن نسبت به رزق و روزى و شئون مال دارد بخاطر معرفتش نسبت به قرآن کریم است.
نه در تنگى رزق از خدا نگران مى‏شود و نه در وسعت رزق از خدا دور مى‏شود و نه حال خطرناک استغنا به او دست مى‏دهد که در وسعت رزق بگوید: من که همه چیز دارم، دیگر چه احتیاجى به خدا دارم؟ این‏ها جاى بحث دارد.
 اطلاع از چگونگى روزى دادن پروردگار
لازم است ما مردم از مسأله روزى دهى خدا و شئون آن و این که کانال این روزى‏ حتماً از کسب‏هاى مشروع است و روزى تنگ و وسیع خدا به مؤمنین آگاه شویم. حدّاقل این است که امنیت درون پیدا مى‏کنیم و خود را از عبور از مرزبندى‏هاى خدا نگه مى‏داریم؛ یعنى خداى نکرده، براى گستردگى مال، خود را دچار حرام نمى‏کنیم. بلکه مى‏گوییم: پروردگار عالم فرموده است: به دنبال روزى حرکت کنید، از احسان و فضل من طلب کنید، من نیز حرف مولایم را گوش داده، بى‏کار نبودم، زحمت کشیدم، به دنبال کار و مال حلال رفتم، مثل این که وجود مقدس حضرت حق بیشتر از این روزى را مصلحت ندانسته است. آن کسى که از کانال کار مى‏رود، تا از مال حلال بیشتر درآورد، مؤمن است.مى‏گوید: خدا مصلحت مرا در این دانسته است. من نیز باید ببینم پروردگار عالم نسبت به اضافه مال براى من چه نظرى دارد؟ نظر پروردگار را خیلى آرام و راحت پیاده کنم.
خیلى راحت خمس وزکاتش را مى‏دهد، به‏اقوام مستحقش رسیدگى مى‏کند، به کارخیر مى‏پردازد وهمین ثروت رابراى خودش سکّوى پروازبه سوى پروردگارمهربان عالم قرار مى‏دهد. البته هر کدام از این ها توضیح مفصلى دارد. این یک خصلت مؤمن از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام است که کسب مؤمن پاک و حلال است.
 اخلاق نیک، خصلت دوم مؤمن‏
خصلت دوم مؤمن چیست؟ این خصلت در مردم مؤمن نیز خیلى مهم است، کاربرد خیلى سنگینى نیز دارد. این طور که تجربه زندگى پاکان عالم و از همه روشن‏تر، زندگى انبیا، وجود مبارک رسول خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام نشان داده است: «و حسنت خلیقته»اخلاق مردم مؤمن، اخلاق نیکى است. در سوره مبارکه بقره این آیه را مى‏خوانیم:
 «وَمِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِى الْأَخِرَهِ حَسَنَهً»
این کلمه حسنه در آیه شریفه مبهم است. ما چه مى‏دانیم که حسنه در دنیا چیست؟ که اهل ایمان به پروردگار عالم عرض مى‏کنند: الهى! در ظرف این زندگى که ما قرار داریم و در ظرف زندگى ما در عالم آخرت، به ما حسنه عنایت کن.
مفهوم حسنه دنیا و آخرت‏
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: حسنه دنیا دو چیز است: اول درآمدى که نسبت به تمام نیازهاى انسان فراگیر باشد. این حسنه دنیا است که من هر نیازى برایم به وجود مى‏آید، روى پاى خودم باشم بتوانم خانه، مرکب، ملکى داشته باشم که دختر و پسرم در حدّ طبیعى، نه اسراف، ازدواج کنند. این‏ها حسنه دنیاست که مربوط به امور مادى است و آبرویم را نزد این و آن خرج نکنم.البته اگر مجبور شوم که آبرو خرج کنم، آن نیز امتحان الهى است.
 مال و محسنات اخلاقى؛ دو حسنه دیگر دنیایى مؤمن‏
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: حسنه دیگر در دنیا، اخلاق نیکو است. این که اهل ایمان از پروردگار مى‏خواستند: خدایا! حسنه در دنیا به ما بده، یکى از این حسنه‏هاى دنیا «حسن خلق» است. «۱» اصرار دارند که خدایا! ما را طورى در پیچ و خم زندگى ببر که ما حسود، بخیل، متکبّر، مغرور، فخور، ریاکار و حریص در نیاییم و به ما توفیق بده و زمینه سازى کن که ما اهل فروتنى، محبت، کرم، احسان و قناعت و از این قبیل محسّنات اخلاقى باشیم.
اگر من پول داشته باشم، اما خداى نکرده به ریا آلوده باشم، هیچ کار خیرى را انجام نمى‏دهم، مگر زمانى که اسم من عَلم شود. این ترمزى است که نمى‏گذارد من کار خیر انجام بدهم. حال من به گونه‏اى است که وقتى پول مى‏پردازم که این کار بین همه مردم شهر، یا بالاتر، در روزنامه‏ها، رادیو و تلویزیون گفته شود و الّا اگر بدانم هیچ جا بیان نمى‏شود، آن کار را انجام نمى‏دهم. این پستى ریا و زشتى اخلاق است.
یااگر مال داشته باشم، ولى بخیل باشم؛ یعنى کلید باز کردن درهاى رحمت خدا نزد من نیست، یا حریص باشم، یعنى براى به چنگ آوردن پول، ترمزى ندارم که در لبه مرزهاى حلال خدا خود را نگهدارم. اگر حریص باشم، از مرزها بیرون مى‏روم و به غصب، رشوه، اختلاس، دزدى و تقلّب دست مى‏زنم.
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:
حسنه دیگر در دنیا، در حدّى مال داشتن است که نسبت به همه خواسته‏هاى مشروعم، فراگیر باشد. دلم مى‏خواهد مکّه بروم، مالم در حدّى باشد که بتواند مرا ببرد و برگرداند. کربلا و مشهد بروم، به مسجد کمک کنم، کار خیر کنم، تا حدّ معمول براى فرزندانم عروسى بگیرم. حسنه در دنیا، فراگیرى مال نسبت به این نیازها است. البته صحبت در مال مؤمن است.
امیرالمؤمنین علیه السلام که مؤمن را تعریف مى‏کنند، مى‏فرماید: یکى از خصلت‏هاى مؤمن این است که وجودش داراى اخلاق حسنه است.
 فرصت کسب حسنه آخرتى در دنیا مال، حسنه دنیایى مؤمن است، اما حسنه آخرت او چیست که اهل ایمان اصرار دارند:
 «وَفِى الْأَخِرَهِ حَسَنَهً»
آن هم در دنیا دارند دعا مى‏کنند؟
پروردگار نظام برنامه‏ها را طورى تنظیم کرده است که حتماً ما آخرت را از دنیا باید آباد کنیم. اگر دست به اصلاح ترکیب آخرت خود نزنیم، بعد از مردن وقتى وارد آخرت شویم، آخرت ما مانند کویر است. امکان دارد وارد آخرت شود و ببیند کویر است و بخواهد آخرتش را آنجا بسازد، اما این امکان در آنجا وجود ندارد؛ چون باید آخرت را با عبادت با بدن، مال، زبان، حال و اخلاقش آباد کند. وقتى این‏ها را در دنیا به کار نگیرد، آخرت او نیز آباد نمى‏شود و وقتى باید آن طرف برود که جاى عبادت و خدمت نیست.
آنجا به چه کسى مى‏خواهد خدمت کند؟ در آخرت، یا مردم وارد شده اهل بهشت هستند، یا اهل جهنّم، آنهایى که به بهشت مى‏روند، چه نیازى به کمک ما دارند؟ و آنهایى که به جهنّم مى‏روند، چه کمکى مى‏شود به آنها کرد؟ به جاى پول خرج کردن در دنیا، در آخرت پولى نیست که خرج کند. چقدر خوب بود اگر همه بیدار زندگى مى‏کردند.
 به گورستان گذر کردم کم و بیش              بدیدم قبر دولتمند و درویش‏
 نه درویش بى‏کفن در خاک رفته             نه دولتمند برده یک کفن بیش درویش یعنى فقیر، کسى که دست خالى است. تمام مالى که از دنیا با خود مى‏بریم، چند متر پارچه کفن است که آن هم امام زین العابدین علیه السلام در دعاى ابوحمزه ثمالى مى‏فرماید:
 «أَبْکِى لِخُرُوجى عَنْ قَبْرِى عُرْیاناً»  لاى خاک‏ها مى‏پوسد و در قیامت مردم را بدون این که حتى کفن خود را آورده باشند، وارد محشر مى‏کنند و دیگر این چند متر پارچه هم نیست.
آنجا که جاى کار خیر و عبادت نیست، چرا؟ چون رشته تکلیف را با مرگ از ما قطع مى‏کنند. روزگار سجده، نماز، خمس و زکات و عبادات دیگر گذشته است.
 بهشت و رضوان الهى؛ دو حسنه آخرتى‏
امام صادق علیه السلام درباره حسنه در آخرت مى‏فرماید:
 «و رضوان الله و الجنه فى الاخره»این که اهل ایمان از پروردگار تقاضاى حسنه در آخرت مى‏کنند؛ یعنى تقاضاى بهشت و رضاى خدا. البته این تقاضاى آنان در دنیا فقط تقاضا نیست، بلکه هم مى‏خواهند و هم به دنبالش راه مى‏افتند. نه این که گوشه‏اى بنشیند و بگوید:خدایا! بهشت مى‏خواهم. خدا به شما بهشت مى‏دهد، اما باید از این جاده بیایى که به پرداخت او برسى. این جاده‏اى که مى‏خواهد در آن حرکت کند، باید با قدم نماز، روزه، خمس، زکات، درستى، عبادت و خدمت به مردم حرکت کند.
 خواب و رویا از نظر علمى و دین‏
روان‏شناسان مى‏گویند:این تمرکز فکرى- بخواهید یا نخواهید- باعث مى‏شود که در خواب نیز براساس همان تمرکز، خواب ببیند. البته من اعتقادى به خواب ندارم؛ چون دین ما روى خواب نیست، دین ما قرآن و فرهنگ اهل‏بیت علیهم السلام است، فقط به اندازه‏اى به خواب اعتقاد دارم که قرآن مجید قبول مى‏کند که این نوع خواب‏ها هر شب و براى هر کسى نیست.
امثال حضرت یوسف علیه السلام هستند که خواب مى‏بینند یازده ستاره، خورشید و ماه به او سجده کردند. دیگر نه قبل از حضرت کسى این خواب را دیده و نه بعد از او، البته بعضى از پیامبران توسط خواب وحى را دریافت مى‏کردند.ما اگر تمرکز فکرى روى ماه و ستاره و خورشید پیدا کنیم، صد سال دیگر هم بخوابیم، یک بار نیز در خواب نمى‏بینیم که به ما سجده کنند. یا امثال حضرت‏ ابراهیم علیه السلام که در خواب مى‏بیند که به او مى‏گویند: فرزندت را در کنار کعبه قربانى کن.در یک میلیون خواب، آن هم در هر صد سال یکبار، یک خواب خوب، درست و قابل تکیه پیدا مى‏شود، اما بعد از انقلاب، از این خواب‏بین‏ها پر شده است.مخصوصاً زنان خیلى خواب مى‏بینند. بعد مى‏آیند نقل مى‏کنند که من بزرگى را در خواب دیدم، به من گفت: امام زمان علیه السلام دو سال دیگر، صبح روز جمعه ظهور مى‏کند. از این دو سال‏ها، سى چهل سال رد شده و خبرى نشده است.
 پیامى زیبا در خواب‏
اما خواب‏هایى هست که با قرآن و روایات مطابقت دارد، اما کم است. یکى از آن خواب‏هاى درست این بود که شخصى با اشک چشم و قسم والله مى‏گفت: در خواب فلانى را دیدم، چهره‏اش گرفته بود، گفتم: تو نباید چهره‏ات گرفته باشد؛ چون کمتر کار خیرى بوده که تو با پول در آن شرکت نکردى. چقدر مسجد، درمانگاه، دارالایتام و خانه ساختى و به مردم مستحق دادى. تو باید در عالم برزخ خیلى شاد باشى، پس چرا ناراحت هستى؟ نگرانى؟ گفت: اکنون که اینجا آمده‏ام، دارند مرا سرزنش و ملامت مى‏کنند که ما صد تومان به تو مى‏دادیم، ده تومانش خرج زندگى تو بود، نود تومان اضافه را بیست تومانش را خرج کار خیر کردى و هفتاد تومانش را گذاشتى، چرا نعمت ما را در دنیا بى‏کار کردى و به این طرف آمدى؟
بهشت مى‏خواهى که مى‏گویى:«رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِى الْأَخِرَهِ حَسَنَهً»بهشت جاده‏اى دارد، اول جاده‏اش ما هستیم، آخر جاده نیز بهشت است، بین خود و بهشت، مسیرى است که با عبادت ربّ و خدمت به خلق باید طى شود. آن هم به اندازه‏اى که آنجا نگویند: تو بیشتر مى‏توانستى کار کنى، چرا نکردى؟ آنجا انسان دیگر نمى‏تواند کارى کند.

——————————————–

وجود مبارک پیامبر عظیم الشأن اسلام صلى الله علیه و آله، پنج خطر بسیار سنگین را براى امیرالمؤمنین علیه السلام بیان مى‏کنند، که این پنج خطر میوه تلخ یکى از گناهان است.
گناهى که در طول تاریخ، رواج داشته و متأسفانه در این روزگار در کشور ما هم رواج دارد و تعدادى از مردان و زنان دچار این گناه و اسیر این برنامه شیطانى هستند.
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله با توجه به بصیرتى که خدا به ایشان عطا کرده‏اند و طبق آیه شریفه‏اى که در اواخر سوره یوسف است، به امیرالمؤمنین فرمود: «یا على من أکل من الحرام» یا على، هر کسى مال حرام بخورد، پنج خطر متوجه او خواهد شد. یعنى این پنج خطر در ذات مال حرام است. کسى نمى‏تواند از بیت المال دزدى کند، یا مال مردم را بیاورد و نیت او هم این باشد که پول آن را ندهد. بگوید: چک مى‏دهم بگذار برگشت بخورد. نمى‏توان میوه‏هاى تلخ حرام را از حرام جدا کرد و به لقمه حرام‏ گفت: من تو را مى‏خورم، اما تو این پنج خطر را ایجاد نکن، مثل اینکه بگوییم: آفتاب، بتاب، اما کره زمین را روشن نکن. کسى نمى‏تواند این پنج خطر را از مال حرام جدا بکند. پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‏فرماید:
نه اینکه در تمام عمرش حرام خور باشد، بلکه اگر گرفتار اندکى حرام خورى شود. مقدار حرام خورى را از کجا مى‏فهمیم؟ از کلمه «من» که بر سر «الحرام» آمده است. «مَنْ أَکَلَ مِنَ الحرامِ»
هر کسى که مقدارى از حرام را بخورد،
۱- خطر مرگ قلب‏
خطر اول سنگین‏ترین خسارت و زیان است. متن فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره سنگینى خطر اول این است:
خطر اول: «مات قلبه»
به آرامى حیات الهى از قلب حرام خوار خارج مى‏شود و قلب او مى‏میرد. ممکن است فرد حرام خوار صد سال زندگى کند. منظور از مرگ قلب، مرگ آن قلبى است که صفاتى همچون: رقت، عاطفه و ایمان را از دست بدهد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در «نهج البلاغه» مى‏فرماید:
 «فالصوره صوره انسان و القلب قلب حیوان» قیافه آدمیزاد است ولى قلب گرگ است. امام زین العابدین علیه السلام در «مناجات‏  تائبین» مى‏فرمایند: «امات قلبى عظیم جنایتى» خدایا! این گناه بزرگ، قلبم را نابود کرده است. به علت تعفّن باطنى، صاحب قلب مرده، بخیل، مغرور، حسود، متکبر، کینه توز و دورو مى‏شود، اینها تعفّن‏هاى قلب مرده است. این یک خطر است.
۲- خطر کهنه شدن دین‏
خطر دوم: «خرق دینه»
دین انسان حرام خوار کهنه مى‏شود. تعبیر بسیار عجیبى است. دین دیگر براى او تازگى ندارد، در جواب آن‏ها که مى‏پرسند: چرا بى‏دین شدى؟ مى‏گوید: روزگار تمدن است، این حرف‏ها دیگر کهنه شده، من اگر دیندار بودم از قافله تمدن و متجدد بودن عقب مى‏ماندم، دنیاى الکترونیک است، دیگر دنیاى نماز، روزه، مسجد، روضه، گریه، حلال و حرام نیست. دین کهنه مى‏شود.
۳- خطر ضعف یقین‏
خطر سوم: «ضعف یقینه»
باورش هم سست مى‏شود. مى‏گوید: نمى‏دانم قیامت واقع مى‏شود یا نه، نبوت انبیا و امامت على علیه السلام را قبول بکنم؟
۴- خطر سست شدن در بندگى‏
خطر چهارم: «قلّت عبادته»
در بندگى خدا، کند مى‏شود. نماز اول وقت به آخر وقت و آخر وقت هم رو به نابودى مى‏رود. روزه ماه رمضان را با بهانه‏هاى واهى نمى‏گیرد.
۵- خطر مستجاب نشدن دعا
خطر پنجم: «حُجِبَتْ دعوته»
انسان ممکن است انواع گرفتارى‏ها را پیدا بکند و کلید حل گرفتارى‏هاى او، پول، پارتى، وکیل، وزیر، رئیس، سرهنگ و سرتیپ نباشد، تنها راه حل، دعا به درگاه خداوند است. ولى پیغمبر به امیرالمؤمنین مى‏فرماید: «حُجِبَتْ دعوته»
هر چقدر دعا کند، خدا دعاى او را مستجاب نمى‏کند، خداوند مى‏فرماید: آنقدر در گرفتارى بمان تا نابود شوى. دعایت براى من ارزش ندارد.

————————-

برگرفته از سخنان آیت الله انصاریان

فرزین نجفی پور: مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

زندگی نامه ی سردار قاسم سلیمانی

وجود و چهره اش برای مومنان و شیعیان آرام بخش و برای تمامی دشمنان اسلام ...