خانه / زمینه ساز ظهور / دشمن شناسی / مراحل تکامل شیطان از خوارج تا داعش – قسمت ششم

مراحل تکامل شیطان از خوارج تا داعش – قسمت ششم

خوارج طی سالهای طولانی کم کم به پدیده ای به نام وهابیت تبدیل شد.

جهت شناخت وهابیون میبایست سالها مطب نوشت ولی در اینجا به بخش کوچک آن اشاره میشود

۱٫ وهابیت، یعنی تبدیل اهل سنت به یک مکتب، یا به عبارتی سنی ایسم که سعی می کند، براساس آموزه های اهل سنت مکتبی بنا کند که در مسائل درونی و برونی انسان نظریه سازی کند ومثل همه مکاتب، دارای یک سیر تاریخی در مفهوم سازی است که یافتن ریشه های تاریخی و جغرافیای این مکتب بسیار ضروری است.

۲٫ مکان و فضا و جغرافیای این مکتب عربستان است و این جغرافیای فرهنگی سخت بر چارچوب معرفتی این مکتب تأثیرگذاشت. عربستان یک کشور پهناور صحرایی است که فضای انتزاعی در آن راه ندارد و فضای حس گرا و احساس گرا بر آن حاکم است. به همین دلیل دانش حاکم بر شبه جزیره عربستان ادبیات است.

۳٫ روشنفکری قرن نوزدهم عربستان تحت الحمایه انگلستان به باز تولید فرهنگ عربستانی در قالب دین اهل سنت، پرداخته است و روش شناسی این بازتولید در قالب تحویل و تقلیل تسنن به دین یهود انجام پذیرفته (پروستانتیزم اسلامی تسننی) یا قوالب تفسیر بنیادگرایی یهودی برای تفسیر اسلامی سنی به کار برده شده است (مانند تفسیر یهود تشیع در قالب بهائیت در قرن نوزدهم که پروتستانیزم شیعی نام دارد.)

۴٫ به همین دلیل، وهابیت در نقاطی رشد می کند که حالت قبائلی و صحرایی داشته باشد؛ مثل پاکستان و افغانستان، چون فقط در این فضاهای سنتی است که قدرت باز سازی و بازتولید خود را دارد و در فضاهای شهری و یا غیر قبائلی رشدی ندارد.

۵٫ وهابیت چون بیابان گرایی را محور جغرافیای فرهنگی خود قرار می دهد، بر فرهنگ شهری می تازد و این را با شعار زهد و سادگی و غیره عجین می کند که بعد مذهبی به آن می بخشد، ولی در قالب نظریه ابن خلدون که همین کوچ نشینان بریک جانشینان را ترسیم می کند، می گنجد.

۶٫ زمینه ساز حکومت پادشاهی عربستان، همین وهابیت است، چون فضای سیاسی ترسیم شونده توسط وهابیت، همان پادشاهی است که براساس امیری و امرایی بیانگردانی بنا می شود. زیرا تصلب گرفته شده از یهودیت با پادشاهی همگون و همنوا است؛ چنان که در تورات آمده است.

۷٫ وهابیت یک نوع سکولاریسم زهدگرا را در بطن خود دارد؛ پس هرگونه معنای فرامادی حاکم بر زندگی دنیوی را نفی می کند و فقط زهد را ترویج می نماید و یک زهد خشک و مناسکی را حاکم می کند؛ پس با هرگونه ولایت و عرفان مخالفت کرده، نوک مخالفت را متوجه هرگونه معناگرایی غیردنیوی به عنوان شرک کرده، نوعی توحیدگرایی غیرمعناگرا را ترویج می کند.

۸٫ مخالفت با شیعه و تشیع در همین قالب است، چون شیعه یک توحیدی ولایت مدار و معناگرا دارد که تار و پود زندگی دنیوی و اخروی را می پوشاند. وهابیت معناگرایی استدامه یافته از دنیا تا آخرت را نفی می کند و فقط به آخرت عملگرای قیامتی اعتقاد دارد؛ به همین دلیل باید گفت که این مکتب به نوعی خشونت عملگرا و زندگی خصوصی و عمومی معتقد است و اگر شکل حکومتی به خود بگیرد، حکومتی بسیار خشن خواهد بود.

۹٫ پارادایم اسلامی یا الگوی تاریخی آن براساس خلیفه دوم شکل می گیرد که اسلامی مختص به او است. شناخت این نوع تفسیر در تاریخ اسلام می تواند ما را به شناخت معرفتی وهابیت برساند و فرق آن با تفسیر دیگر خلفای راشدین و بطور خاص با امام علی(ع) می تواند نقاط برخورد وهابیت با شیعه را بیان کند.

۱۰٫ وهابیت پس از انقلاب اسلامی ایران بازسازی فکری و معنوی خود را آغاز کرد؛ چرا که نوعی واماندگی فکری و ساختاری را در جهت بخشیدن معنوی و اسلامی به جهان امروز احساس کردند و همان مذهب مورد غضب آنها، موفق به راندن غربی ها از لبنان و دیگر کشورهای اسلامی شد. پس دست به یک سری خشونت های جهانی علیه کشورهای غربی و به طور خاص، امریکا زد که البته آنها نیز از این خشونت گرایی سخت استفاده کردند که روند آن تا حال هم ادامه دارد.

جنایات وهابیان در مکه و مدینه

جنایات وهابیان در مکه
در هشتم ماه محرم سال ۱۲۱۸ وهابیان سرانجام با تهدیدو ارعاب فراوان وارد مکه معظم شدند و تمامی مسلمانان و اهالی مکه را کافر خواندند مادامی که به فرقه ضاله وهابیت نپیوندند و عصر همان روز سعود حاکم وهابی ها گفت:فردا این قبه و بارگاه ها و این بت هایی را که درست کرده اید بدست خود ویران کنید تا برای شما جز خدا معبودی نماند. صبح فردا وهابیان متحجر و خرافی به همراه مردم مکه که از ترس وهابیان را همراهی می کردند،بیل و کلنگ به دست راه افتادند و گنبدهای زیادی را که در گورستان مقلی بود با خاک یکسان کردند آن گاه گنبد زادگاه حضرت رسول و فاطمه زهرا و گنبد و بارگاه حضرت خدیجه ام المؤمنین و عبد المطلب و حضرت ابوطالب را خراب کردند.در تاریخ حیرتی آمده:«وهابیان گنبد روی زمزم و نیز گنبدهایی را که در اطراف کعبه قرار داشت ویران کردند.»
وهابیان تمام مکانهایی را که مزار صالحان در آنها قرار داشت جستجو کردند و آنها را خراب نمودند.آنان موقع خراب کردن سرود می خواندند و طبل می زدند و آواز می خواندند و در دشنام به صاحبان قبرها ره افراط می سپردند و می گفتند:«ان هی الا اسماء سمیتموها» یعنی این ها نام هایی است که شما از پیش خود در آوردید. سه روز نگذشت که تمام آثار و اماکن تاریخی اسلام که بیانگر فرهنگ و تمدن درخشان اسلامی بود ویران شد و از برگزاری نمازهای متعدد در مسجد الحرام جلوگیری به عمل آمد و ذکر صلوات بر پیامبر و ذکر یا ارحم الراحمین پس از اذان جلوگیری نمودند و به علمای مکه دستور دادند که عقاید و کتابهای محمد بن عبدالوهاب را بر مردم تشریع نموده و کتاب «کشف الشبهات»او را تدریس کنند. و…
جنایات وهابیان در مدینه:
در سال ۱۲۲۰ سعود حاکم وهابی ها پس از تصرف مکه دو گردان وهابی به قصد مدینه به سوی دار الهجره رسول اکرم گسیل داشت و نامه ای برای اهالی مدینه فرستاد که آنان را به اطاعت از خود ترغیب نماید ولی اهالی مدینه بر اثر جنایات وهابیان در طائف دچار وحشت شدند و به نامه سعود بن عبد العزیز جواب ندادند و در نتیجه سپاهیان وهابی مدینه را محاصره نمودند و راههای ورودی مواد غذایی و چشمه«زرقا»را و یران نمودند و بدین ترتیب اهالی مدینه را دچار قحطی، گرانی و بی آبی نمودند و پس از ماهها اهالی مدینه مجبور به تسلیم و قبول شرایط وهابیان شدند ولی هرگز از ظلم و تعدی وهابیان رهایی نیافتند.
در سال ۱۲۲۱ وهابیان کلیه جواهرات و اشیای گرانبهای حرم مطهر پیامبر و حرم مطهر ائمه بقیع علیهم السلام را به غارت بردند آنان سه عدد قرآن نفیس چهار صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و یاقوت گرانبها به غارت بردند و از جمله اشیای غارت شده عبارت بود از چهار عدد شمعدان زمردین،که به جای شمع در آنها یک قطعه الماس شب ها و درخشنده بود سیصد دانه مروارید بزرگ،یک پارچه سنگ زمرد بزرگ،یک ظرف طلا و حدود صد قبضه شمشیر با غلاف های مطلا به طلای خالص و مرصع به الماس و یاقوت با دسته هایی از زمرد و پشم و با آهنی از «موصوف»که نام خلفا و شاهان گذشته روی آنها کنده کاری شده بود که ابدا نمی شد آنها را قیمت گذاری کرد.
وهابیان پس از این عمل قبیح مردم را از زیارت قبر پیامبر منع و جلوگیری نمودند و بسیاری از گنبد و بارگاههایی را که در شهر مدینه و بقیع بود ویران کردند و در سال ۱۲۲۱ زوار شامی و در سال ۱۲۲۲ زوار مصری از زیارت مدینه منوره و حرم پیامبر اکرم ممنوع شدند.
سرانجام وهابیان پس از چهار سال قتل و غارت جور و ستم بر اهالی مدینه با حمله عثمانیها از بین رفتند.
ولی متأسفانه مجددا در سال ۱۳۴۳ هجری قمری وهابیها با حمایتهای بی دریغ و سخاوتمندانه انگلیسی ها به مدینه منوره وارد شدند و با گرفتن فتوای زور از علمای مدینه بر جواز ویران کردن قبور و زیارتگاهها در هشتم شوال ۱۳۴۳ هجری قمری تمامی گنبدها و بارگاه ها و ضریح هایی که در مدینه و اطراف آن بود ویران کردند از جمله ویرانی ها وهابی ها در مدینه عبارتند از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت عبدالله پدر رسول الله و حضرت آمنه مادر رسول الله و مزار همسران پیامبر و مزار اسماعیل بن جعفر الصادق و دیگر بزرگان و حتی گنبد مرقد مطهر نبوی را هم به توپ بستند و از همه این موارد دردناکتر تخریب گنبد و بارگاه مضاجع مطهره ائمه بقیع علیهم السلام و اهل بیت رسول الله بود وهابیان حتی دیوارها و صندوق و ضریحی را که روی قبرهای شریف قرار داشت را هم نابود کردند.. و ۸ شوال ۱۳۴۳ هجری قمری به خاطره ای تلخ و دردناک برای جهان تشیع تبدیل گشت.
تخریب آثار تاریخی و باستانی اسلام:
اینک جهت رعایت اختصار توجه شما را به فهرست برخی از آثار و اماکن تاریخی اسلام که بیانگر فرهنگ و تمدن اسلامی بود و به واسطه تحجر و کوته فکری فرقه ضاله وهابیت ویران شده جلب می کنیم:
بارگاه و مسجد حضرت حمزه سیدالشهداء در احد
بارگاه ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری بنت خولید علیها السلام.
بارگاه آمنه بنت وهب مادر پیامبر گرامی اسلام
بارگاه حضرت ابوطالب پدر گرامی امیرالمؤمنین
بارگاه حضرت عبدالمطلب جد پیامبر گرامی اسلام و امیرالمؤمنین
بارگاه حضرت حوا در جده
بارگاه حضرت عبد الله پدر پیامبر در مدینه
بیت الاحزان،خانه ای که حضرت زهرا علیها السلام در آنجا در سوگ پدرش می گریست.
مسجد سلمان در مدینه منوره
خانه حضرت زهرا علیها السلام در کوچه حجر در مکه مکرمه
جایگاه نفس الزکیه در مدینه منوره
خانه رسول الله در مدینه،خانه ای که حضرت هنگام هجرت به مدینه در آنجا مستقر شد.
خندقی که مسلمانان در جنگ خندق حفر نمودند
بارگاه پیامبر خدا،یسع علیه السلام،در روستای اوجام در قطیف
مسجد جوانان در احساء،دومین مسجدی که پس از مسجد رسول الله در آن نماز جمعه برگزار شد.
مسجد عباس بن علی در روستای مطیرفی در احساء
زادگاه پیامبر اسلام،خانه ای که در آن پیامبر گرامی اسلام در شعب هواشم در مکه مکرمه متولد شد
خانه ام المؤمنین حضرت خدیجه بنت خویلد در مکه مکرمه
مسجد الشمس در مدینه منوره محل یکی از معجزات بزرگ رسول خدا
خانه حمزه بن عبد المطلب عموی گرامی پیامبر
خانه ارقم،که پیامبر و یارانش در آغاز بعثت در آن گرد می آمدند
بارگاه شهدای بدر و جایگاهی که برای پیامبر در غروه بدر نصب نمودند
خانه حضرت علی علیه السلام که امام حسن و امام حسین علیهم السلام در آن متولد شدند
دیوارتاریخی اطراف شهر مدینه منوره
خانه حضرت امام جعفر صادق در مدینه منوره
محله بنی هاشم در مدینه منوره
مسجد تنبه الوداع
مسجد البغله و بسیاری دیگر از بقاع متبرکه و اماکن مقدسه
قبرستان المعلی در مکه مکرمه که بارگاه و مقبره برخی از اهل بیت علهیم السلام و یاران پیامبر در آن قرار دارد.
نشانه ورود و خروج فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین پس از تولد آن حضرت از کعبه
بارگاه های متعدد در قبرستان بقیع
بارگاه ملکوتی ائمه بقیع علیهم السلام
نکته قابل توجه اینکه این ویرانگری های آثار تاریخی اسلام در حالی صورت می گیرد که رژیم سعودی و وهابیان از آثار یهودیان در مدینه منوره حافظت و نگهداری می کنند؛ و با نصب تابلوهای هشدار دهنده مردم را از نزدیک شدن به آنها باز می دارند!!!
این بود شمه ای از جنایات وهابیون که زبان از ذکر بیشتر آن شرم دارد.

جنایات وهابیان در پاکستان

در سال ۱۹۷۹ میلادی با تأسیس سپاه صحابه – این ارتش نظامی و تروریستی- در کشور پاکستان تا به امروز هزاران نفر از شیعیان مظلوم و بی گناه پاکستان اعم از مرد و زن و پیر و جوان به جرم داشتن مذهب حقه تشیع و دفاع و حمایت از ولایت اهل بیت رسالت علیهم السلام به دست «سپاه صحابه» و «لشکر جنگ لی»که از عمال وهابیت می باشند در نقاط مختلف پاکستان ترور شده و به شهادت رسیده اند.
مزدوران کوردل وهابی سپاه صحابه،هر روز تنی چند از شیعیان شیفته و عاشقان دلسوخته حسینی را به شهادت می رسانند و غالبا مغزهای متفکر را نشانه می روند.تعداد جوانان و فرهیختگان شیعه،که با ترور ناجوانمردانه سپاه صحابه،شربت شهادت نوشیده و به پیشوای محبوب خود حضرت اباعبدالله الحسین پیوسته اند از شمار بیرون است.
بر اساس گزارش «هرالد» گروه وهابی سپاه صحابه در شهر «هری پور»یک حسینیه،شش خانه و دو مغازه شیعیان را به آتش کشیدند،در شهر «مالو والی»به حسینیه شهر حمله کرده و گروهی را مجروح و شهید نمودند،و در «کوهات»نیز با نارنجک به حسینیه شهر حمله کردند و شعیان را به شهادت رساندند و در«حیدر آباد» به دسته عزاداران حمله ور شده،۲۴ نفر را مجروح و شهید نمودند و در ۴ جمادی الاول ۱۴۲۴ هجری قمری به مسجد جامع کویته حمله نموده و بیش از پنجاه نفر از نمازگزاران را به جرم ارادت به خاندان عصمت و طهارت به خاک و خون کشیدند.و در میان شهدا تعداد بسیاری زن و بچه به چشم می خورد.(به نقل از کتاب عزاداری سنتی شیعیان).
این جنایات هر روز تکرار می شود و تاکنون نیز ادامه دارد.

جنایات وهابیان در افغانستان

در اواخر سال ۱۳۷۲ شمسی وهابیان با نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد گردیدند و با حمایت از سوی کشور پاکستان و عربستان سعودی و آمریکای ام الفساد و انگلیس شیطان صفت، تقویت شد ودر شهریور ۱۳۷۵ شمسی کابل پایتخت افغانستان را تصرف کرد و سپس به کشتار مسلمانان مجاهد و مجاهدان شیعی مذهب روی آورد. و صدها هزار مسلمان را به خاک و خون کشید و سرهای بسیاری را در مقابل خانواده هایشان از تن جدا کردند.
جهت اطلاع خوانندگان چند نمونه از کشتار بیرحمانه و جنایات ضد اسلامی و انسانی طالبان ذکر می گردد:
در به اصطلاح جهاد سال ۱۳۷۷ شمسی اجلاسیه ای در پیشاور تشکیل دادند و ۱۶۰ نفر از مفتی های درباری مزدور اهل سنت و وهابی جمع شده و به رایزنی پرداخته و سرانجام فتوائی را صادر کردند که همه مردان شیعه و پسر بچه های شیعه بالای هفت سال به قتل برسند و زنان و دختران و پسران کمتر از هفت سال شیعه به عنوان برده و کنیز به اسارت درآیند، پس از صدور فتوای ملاهای مزدور و از خدا بی خبر کشتار و قتل و غارت شیعیان توسط حکومت طالبان آغاز گردید.
در روز شنبه ۱۷/۵/۱۳۷۷ شمسی زنان و مردان و کودکان شهر مزار شریف از روی بامها به رگبار بسته شدند و اهالی شهر را قتل عام کردند و پس از آن به بیمارستانها رفته و بیمارهای شیعه مذهب را روی تخت خواب بیمارستان به شهادت رساندند و در روز دوشنبه ۱۹/۵/۱۳۷۷ شمسی اجساد هزاران شیعه روی زمین انباشته شده و طعمه درندگان شده بود.
در شهر میمنه هم طالبان به محله شیعیان رفته و تعداد زیادی از زنان و مردان و کودکان آنان را در تکیه خان جمع کرده و بر سر آنها نفت ریخته و طعمه حریق نمودند.
ملا منان نیازی در سخنرانی خود رسما اعلام کرد که هر کس یکی از اهالی هزاره یا یک شیعه را در خانه خود پنهان کند ما آن خانه را با اهلش به آتش می کشم.سپس گفت:امیرالمؤمنین ما(یعنی ملا عمر)برای مردم مزار شریف عفو عمومی داده اما این عفو شامل شیعه ها و هزاره ای ها نمی شود.
در سنگچارک و بلخاب و بامیان و یروان و کاپیسا و … شکم بانوان حامله شیعه را پاره می کردند و جنین آنان را بیرون آورده و سرش را می بریدند.زبان مردان و سینه زنان شیعه را نیز می بردند و چشمهای آنان را از حدقه بیرون می آوردند.

جنایت وهابیان در حج و تعطیلی حج

در سال ۱۲۱۹ به سبب فتنه و آشوب هایی که وهابیان در مسیر حجاج و عرفات ایجاد کرده بودند و محاصره مکه توسط وهابیان حتی یک تن از حجاج نتوانستند به زیارت کعبه بیایند.
در سال ۱۲۲۰ هجرق قمری که وهابیها بر مکه تسلط پیدا کرده بودند عراقی ها از حج و زیارت خانه خدا ممنوع شدند.
در سال ۱۲۲۱ نماینده وهابی ها نزد سرپرست حجاج شامی آمده و گفت:به شرط عدم همراه داشتن محمل اجازه ورود به مکه و انجام حج را خواهید داشت و در نتیجه حاجیان شامی از همان محل به شام برگشتند و آن سال حج را برگزار نکردند.
در سال ۱۲۲۱ محمل مصری ها به دست سعود حاکم وهابی ها آتش زده شد و پس از پایان برنامه حج کسی از طرف سعود ندا در داد که سال دیگر کسی که ریش بتراشد نباید به حج بیاید و ضمنا این آیه قرآن را خواند «یا أیها الذین آمنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا السمجد الحرام بعد عامهم هذا» ترجمه: ای مؤمنان بدانید که مشرکان پلیدند پس از این سال دیگر به مسجد الحرام نزدیک نشوند.و از همین سال کاروان حج شامی ها و مصری ها و به طور کلی غیر از وهابیان به اتهام شرک از اقامه حج و زیارت خانه خدا ممنوع شدند.
بنابراین کاروان حجاج عراقی از سال ۱۲۲۰ و کاروان حجاج شامی از سال ۱۲۲۱ و کاروان مصر از سال ۱۲۲۲ قطع گردید.بدین ترتیب برنامه حج از عراق چهار سال،از شام سه سال و از مصر دو سال قطع شد تا اینکه در سال ۱۲۲۴ هجری قمری نخستین دولت سعودی و وهابی سرنگون شد و مدینه منوره و مکه معظمه از آلودگیهای وهابیان پاک شد و حج آزاد گشت.
به واسطه حمایت های انگلیس مجددا با تشکیل دومین دولت سعودی و تسلط مجدد وهابی ها بر مدینه منوره و مکه معظمه در سال ۱۹۲۴٫م محدودیت هایی برای حجاج ایجاد شد.
در سال ۱۳۴۳ هجری قمری به دلیل جنگ میان وهابیان و اهالی مکه و جده در این سال نیز برنامه حج کاملا تعطیل گشت.
۶ ذی الحجه – در سال ۱۳۴۴وهابیان به دلیل حرام دانستن برخی اعمال حجاج مصری در منی،مصریان را به سنگ بسته و عده ای از حجاج مصری را کشتند.
در سال ۱۴۰۷ وهابیان به حجاج ایرانی و سوریه ای و لبنانی،در ایام حج و در مکه – حرم امن الهی- به جرم سر دادن فریاد برائت از مشرکین و کفار حمله کردند و کشتار فجیعی از حاجیان در حال احرام و در حرم امن الهی کردند و ایرانیان را عزادار و قلب مسلمانان آزاده جهان را جریحه دار نمودند و ایرانیان را به مدت ۳ سال از به جا آوردن اعمال حج محروم نمودند.

جنایات وهابیون در سوریه

در سال ۱۲۲۵ هجری قمری وهابیان به شام(سوریه فعلی)یورش بردند و دارائی همه مردم را تاراج کردند و غلات را سوزاندند و مردمان بی گناه را کشتند و زنان را اسیر کردند و کودکان را به قتل رساندند و خانه ها را ویران ساختند و فساد و آشوب به راه انداختند.

جنایات وهابیان در اردن

در سال ۱۳۴۳ جمعی از واهابیها ناگهان به اردن حمله بردند و به مردم بی اطلاع و بی خبر«ام العمد» و همسایه آن هجوم آوردند و مردان و زنان بی گناه را کشتند و غارت کردند ولی طولی نکشید که با رانده شدن برخی و اسارت برخی دیگر عقب نشستند پس اسیران وهابی به فرمان انگلیس آزاد شدند و به پناهگاه هایشان رسانده شدند.
مجددا در سال ۱۳۴۶ وهابیان با سپاهی متشکل از سی هزار نفر به اردن حمله کرده و قتل و غارت و خونریزی به راه انداختند.

جنایات وهابیان در یمن

در سال ۱۳۴۱ وهابیان با حجاج یمنی که خلع سلاح بودند و هیچ گونه وسیله دفاعی با خود نداشتند رو برو شدند.آنان ابتدا با حجاج همراه شدند و به ایشان امان دادند ولی بعدا نیرنگ به کار بردند و وقتی که به دامنه کوه رسیدند وهابیان در قسمت بالا و پهنای کوه قرار گرفتند و حجاج یمنی در پایین کوه قرار گرفتند سپس وهابیان دهانه توپ ها را به سوی حجاج یمنی گرفته و همه را به گلوله بستند و تمامی حجاج یمنی را که هزار نفر بودند کشتند به جز دو مرد که فرار کردند و جریان کشتار وحشیانه حجاج یمنی را به دست وهابیان به اطلاع مردم رساندند.

جنایات وهابیت در طائف

در ذیعقده سال ۱۲۱۷ هجری قمری پس از جنگهای متعددی که بین اهالی طائف و سپاه وهابیان جنایتکار رخ داد سرانجام اهالی طائف تسلیم شده و درخواست عفو و امان نمودند ولی وهابیان خیانتکار پس از ورود به قلعه طائف با هر کسی که مصادف می شدند به قتل می رساندند و زمین قلعه را با خون مردان،زنان و کودکان رنگین کردند. وهابیان حتی به کودکانی که در گهواره آرمیده بودند و اطفال شیرخواری که در آغوش مادرانشان بودند رحم نکردند و همه را سر بریدند و به خاک و خون کشیدند و گروهی ا زمردم را که از شهر خارج شده و فرار کرده بودند دنبال کردند و کشتند.پیکر چاک چاک آن بینوایان را طعمه جانوران نموده،آنچه مال و ثروت یافتند به یغما بردند و مجددا سه روز بعد وهابیها برای افرادی که در داخل خانه ها مخفی شده بودند امان نامه فرستادند و این بار نیز وهابیها خیانت کرده و این افراد بیچاره را که اکثریت آنها را زنان و کودکان تشکیل می دادند لخت کرده و به مدت ۱۲ روز بدون آب و نان بر فراز تپه ای محاصره نمودند،گاهی با چوب و چماق آنها را می زدند و گاهی سنگ جاف به سوی آنها پرتاب می کردند و سرانجام پس از ۱۲ روز سلحشوران دلاور اهل طائف که تا آخرین نفس سنگر خود را ترک نکرده بودند، و دیگر اندوخته غذایی و رزمی نداشتند به وعده های مزدورانه وهابیهای بی ایمان اعتماد کرده و با دست خالی از سنگرهای خود بیرون آمدند و هابیها اینها را نیز بر فراز تپه قرار دادند و همگی را از دم شمشیر گذراندند و مدت ۱۶ روز پیکرهایشان بر فراز تپه طعمه درندگان و پرندگان بود.
پس از این قتل عام ها،وهابی ها در جستجوی خانه به خانه آنچه از مال و منال یافتند غارت و سرقت نمودند و به دنبال به دست آوری اموال تمام خانه های شهر و حتی توالت ها را کندند و کتابهای خطی نفیس و دیگر از قبیل قرآن کریم،کتب تفسیر،حدیث و دیگر علوم قرآنی و اسلامی همگی در زیر پای چکمه پوشان وهابی لگدمال شد،جلدهای چرمی گران قیمت که توسط هنرمندان اسلامی برای مصاحف شریفه تهیه شده بود در طول قرون و اعصار همانند مردمک دیدگانشان از آنها محافظت می کردند تبدیل به کفش و چاروق گردید.
وهابیها چون از قتل عام مردم طائف و تقسیم غنائم جنگی فارغ شدند،براساس عقاید پوچ و باطلشان تمامی گنبد و بارگاهها و قبور متبرکه و مراقد مطهره و مساجد و مدارس دینی را ویران نموده و با خاک یکسان نمودند و حتی قبر شریف بسیاری از صحابه و علما را نبش نموده و بی حرمتی نمودند.
مجددا وهابیان در سال ۱۳۴۳ هجری قمری طائف را محاصره کردند و به زور وارد طائف شدند و مردم را اعم از مرد و زن و اطفال از دم تیغ گذراندند و رقم کشته شدگان که در میان آنها علما و صلحا کم نبودند نزدیک دو هزار نفر بود.آنها اموال مردم را غارت کردند و چنان کارهای زشت مرتکب شدند که از شنیدن آنها مو بر بدن انسان راست و دل هر انسانی کباب می شود.چنانکه شافعی ها و برخی پرده داران و خدمتگزاران کعبه مکرمه که برای ییلاق به طائف آمده بودند دیده می شدند.طبق متون به دست آمده وهابیان آن چنان جنایاتی مرتکب شدند که زبان از بیان و قلم از جریان شرم دارد.

جنایات وهابیان در کربلا و نجف و سایر بلاد عراق

در سالروز عید غدیر در هیجدهم ذیحجه سال ۱۲۱۶ هجری قمری امیر سعود بن عبد العزیز وهابی با سپاهی متشکل از بیست هزار مرد جنگی به شهر کربلا حمله ور شد. کربلا در این ایام در نهایت شهرت و عظمت بود و زائرین ایرانی و ترک و عرب به آن روی می آوردند. «سعود» پس از محاصره شهر سرانجام وارد آن گردید و کشتار سختی از مدافعین و ساکنین و زنان و کودکان آن نمود و برخی عدد کشته شدگان را یکصد و پنجاه هزار تن نوشته اند و می گویند جوی خون در کوچه های کربلا به راه افتاد و جالب این که اسم این کار را «جهاد فی سبیل الله» و مبارزه بار نشر توحید می گذارند!
سپس وهابی ها حرم مطهر حسین بن علی علیه السلام فرزند حضرت زهرا دختر پیامبرخدا را ویران نموده و ضریح مبارک آن حضرت را از جای خود کندند و … ضریح حبیب بن مظاهر را سوزاندند و تمام ذخائر و نفائس حرم حسینی را چپاول کرده و اسبانشان را در صحن حرم مطهر بستند و در حرم شریف قهوه دم کردند و آن چنان در حرم مطهر، فساد و ویرانی بار آوردند که به قول بزرگان، فاجعه کربلا و حادثه روز حره و کردارهای زشت بنی امیه و متوکل عباسی تکرار شد.
کربلا پس از این حادثه به وضعی درآمد که شعرا برای آن مرثیه می گفتند. وهابیها در مدت متجاوز از دوازده سال،گاه و ناگاه به شهر کربلا و اطراف و همین طور به شهر نجف حمله می کردند و غارت و کشتار می نمودند.
وقایع کربلا را بسیاری از مورخان شرق و غرب و حتی مورخان سعودی نوشته اند.می توانید به کتابهای تاریخ المملکه العربیه السعودیه،عنوان المجد فی تاریخ نجد،تاریخ العربیه السعودیه نوشته دانشمند مشرق«ناسی لیف»و مفتاح الکرامه سید جواد عاملی و کتب دیگر مراجع فرمایید.
– در نهم ماه صفر در سال ۱۲۲۱ شبانگاه قبل از صبح،وهابیان به نجف حمله کردند و اهالی نجف را غافلگیر نمودند حتی برخی از وهابیان از دیوار سور نجف بالا آمدند و نزدیک بود شهر نجف را متصرف شوند و حرم شریف امیرالمؤمنین علی علیه السلام را تخریب نمایند که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام کرامات آشکار شد و معجزات روشن ظاهر گشت و از سپاهیان وهابی بسیاری کشته شدند و ناامید برگشتد.
در جمادی الثانی سال ۱۲۲۲ وهابیان به بیست هزار جنگجو – بلکه بیشتر- شبانه به نجف حمله کردند ولی با مقاومت مردم روبرو شدند و به شهر حله حمله کردند و سپس به کربلا حمله نمودند و این شهر را در روز روشن محاصره کردند.اهالی کربلا پشت دروازه شهر مقاومت کردند کشته ها دادند و از دشمن نیز چندین نفر کشته شد و سرانجام وهابیان بازگشتند و در عراق فساد و تباهی راه انداختند.
در سالهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶ نیز بارها وهابیان به نواحی مختلف عراق حمله برده و قتل و غارت می کردندو گوسفندان و احشامشان را می گرفت و خودشان را هم کشتار می کردند.سرانجام کار به جایی کشید که عراقی ها به دولت انگلیس شکایت کرده و گفتند یا شما جلوی وهابیها را بگیرید و یا ما خود شخصا از خویشتن دفاع کنیم که در پایان هواپیمای لشکر عراق وهابیان را عقب راند.
در روز عاشورای ۱۴۲۵ هجری قمری وهابیان با نام گروه القاعده با انفجارهای متعدد در کربلای معلی ما بین صفوف عزاداران حسینی فاجعه کربلا را تکرار نمودند که باعث به شهادت رسیدن تعداد زیادی از عزاداران اعم از مرد و زن و بچه شد.
در روز ۲۵ رجب ۱۴۲۶ هجری قمری مصادف با شهادت امام موسی کاظم علیه السلام وهابیان با نام گروه القاعده با پخش غداهای مسموم و ایجاد ترس و رعب و انفجارات متعدد در کاظمین ما بین صفوف عزاداران امام موسی کاظم جنایت دیگری را مرتکب شدند که باعث به شهادت رسیدن حدود ۱۵۰۰ نفر اعم ا ز مرد و زن و بچه شد.
پس از اشغال عراق توسط امریکا و متحدانش،وهابیان از این فرصت ایجاد شده توسط اربابانشان استفاده کردند و برای اقامه اعتقادات شومشان و ضربه زدن به اسلام و ایجاد تفرقه بین مسلیمن بارها و بارها مردم مظلوم عراق اعم از شیعه و سنی ، عرب و کرد، زن و مرد، بزرگ و کوچک، پیر و جوان را هدف اقدامات تروریستی خود قرار داده اند و آنها را به خاک و خون کشیده اند به حدی که قلم از ذکر آنها ناتوان و شرمسار است.

گوشه ای دیگر از جنایت های پیروان عبدالوهاب+پیشینه این فرقه ضاله

پایه های سست وهابیت بنا نهاده شده تا بنیادهای استوار اعتقادی اسلام را ریشه کن سازد؛ گوه این ادعا آن است که مقتولان به دست وهابیون، تنها مسلمانانی موحد هستند که به یگانگی حق شهادت می دهند و محمد (ص) را پیامبر او می دانند و فقط به این گناه کشته می شوند که به مذهب اختراعی محمد بن عبدالوهاب تن نداده اند. این شیوه ی تندروهایی به ظاهر مسلمان است که در برابر جنایت های صهیونیست ها در فلسطین و لبنان سکوت اختیار کرده اند و در عوض مسلمانان را به جرم زیارت قبر پیامبر اسلام (ص) و توسل به اهل بیتش سر از تن جدا می کنند. قتل، غارت، هتک حرمت و شرارت های این فرقه ضاله سال هاست سایه به سایه مسلمانان را تعقیب می کند و با حمایت آل سعود، در جهان ریشه می دواند. نوشتار زیر نیم نگاهی است به گوشه ای از جنایت های این فرقه در قبال مسلمین و به ویژه شیعیان؛
مسلک وهابیت را محمد بن عبدالوهاب نجدی (متوفی ۱۲۰۶ ق) پدید آورد؛ اما به قطع می توان ادعا کرد که اساس اعتقاد وهابیون را آرا و افکار ابن تیمیه تشکیل می دهد. ابن تیمیه نیز، تحت تأثیر احادیثی از احمد حنبل، پیشوای حنابله (متوفی ۲۴۱ق) اعتقادات خود را شکل داده و از پیروان مذهب حنبلی به شمار می آید.
به هر تقدیر محمد بن عبدالوهاب در برخی اعتقادات خویش با ابن تیمیه مشترک بود؛ از جمله این که عموم مسلمین را کافر و مشرک می پنداشت و همه بلاد اسلامی حتی مکه و مدینه را که به تصرف وهابیون در نیامده بود، دارالکفر می نامید. همچنین جنگ با مسلمانان و اشغال اماکن مقدس و تخریب شعائر اسلامی را بر پیروان خود واجب می دانست. این اعتقادات او پایه گذار جنایت های کنونی وهابیت در جهان است.
افزون بر این، محمد بن عبدالوهاب به شدت مردم را از زیارت قبر پیامبر (ص) منع می کرد؛ به طوری که نقل شده: گروهی از مردم احساء به زیارت قبر پیامبر (ص) رفتند. وقتی شیخ ممد از این امر آگاه شد و نیز شنید که محل عبور آن ها از درعیه (مقر محمد بن عبدالوهاب ) است، دستور داد ریش زائران احسایی را بتراشند و در فاصله درعیه تا احساء آن را وارونه سوار بر مرکب ها کنند!
محمد بن عبدالوهاب همچنین از فرستادن صلوات بر پیغمبر، نهی می کرد، از شنیدن آن بسیار ناراحت می شد و صلوات فرستنده را به شدید ترین وجه مجازات می کرد، تا جایی که یک بار به دستور او مؤذن نابینایی را که صوت خوشی داشت، به جرم صلوات بر پیامبر (ص) به قتل رساندند.
وی، بسیاری از کتاب های مربوط به صلوات بر پیغمبر (مانند دلائل الخیرات، تألیف محمد بن سلیمان جزولی) را سوزاند. همچنین کتاب های بسیاری از فقه و تفسیرو حدیث را که با اعتقاداتش مخالف بود به آتش کشید و به پیروانش اجازه داد تا قرآن را مطابق مهم خود تفسیر کنند. (۱)
پر واضح است که پیروان وهابیت نیز با تمسک به اندیشه ها و اعمال پیشوایان خود، به مبارزه با اعتقادات مسلمین می پردازند و در این راه از هیچ جنایتی پروا نمی کنند.

پشتوانه های وهابیت
انتشار افکار انحرافی محمد بن عبدالوهاب در میان قبائل مختلف، ابتدا با جنگ و ستیز قوای محمد بن سعود (سرسلسله ی خاندان سعودی) یاری و حمایت شد. بی شک، آل سعود، مهم ترین عامل نفوذ دعوت وهابی ها هستند که حتی مذهب آن ها را مذهب رسمی کشور خود قرار دادند و پس از درگذشت محمد بن عبدالوهاب نیز از هیچ تلاشی در راه گسترش عقاید او دریغ نکردند.
اما به راستی چه انگیزه ای سبب شده تا آل سعود این گونه در جهت تبلیغ افکار وهابیت بکوشد؟ تاریخ می گوید: خاندان محمد بن عبدالوهاب و آل سعود هر دو از بازماندگان بنی اسرائیل و از نظر ریشه های خانوادگی از طائفه ی یهود هستند. (۲)
بر این اساس می توان فهمید که اگر چه حامیان ظاهری فرقه وهابی، آل سعود هستند، ولی قدرت های بزرگ تری در پس پرده به حمایت از این گروه برخاسته اند که مجبورند برای رسیدن به مقاصد شوم خود و تخریب بنیاد های اعتقادی آخرین دین آسمانی، ماسک اسلام بر چهره بندند. این جاست که حکمت سخن پیغمبر اکرم (ص) روشن می شود که فرمود: یهود، فریب کارترین مردم علیه مسلمین است. (۳)

تخریب بارگاه امام حسین (ع)؛ آغاز هتک حرمت ها
حمله وهابیون به کربلا از سال ۱۲۱۶ قمری آغاز شد و تا سال ۱۲۲۵ ادامه یافت. در اولین یورش، امیر سعود در رأس لشکری، شهر کربلا را محاصره کرد و سپاه وی به زور وارد شهر شد. (۴)
بیش تر مردم را در بازارها و خیابان ها به قتل رساندند، گنبد روی قبر امام حسین (ع) را ویران کردند و صندوق روی قبر را که از زمرد و یاقوت و جواهرات دیگر زینت یافته بود به غارت بردند. لشکر امیر سعود، نزدیک ظهر در حالی از شهر خارج شدند که نزدیک به دو هزار تن از اهالی کربلا را کشته بودند. (۵)

وهابیون و هتک حرمت قرآن
در سال ۱۲۱۷ وهابیون به دستور امیر عبدالعزیز، شهر طائف را غارت و خانه ها را ویران کردند. جمعی از مردان و زنان مسلمان را لخت و عریان در بیابان های طائف رها ساختند. پس از ۱۳ روز که به صورت گدا در آمده بودند، به آن ها مشتی ذرت دادند و به شرط وهابی شدن، از کشتنشان گذشتند. (۶) طفل های شیرخوار را بر روی سینه مادرانشان سر می بریدند و عده ای را که مشغول فرا گرفتن قرآن بودند، کشتند. بعد از غارت خانه ها، به دکان ها و مساجد رفتند و گروهی را که در حال رکوع و سجود بودند، کشتند. (۷)
تجاوز به حریم قرآن، به حدی گسترده بود که در شهر بزرگ طائف، تنها سه نسخه از دست اشقیای وهابی سالم ماند. وهابیون در یک اقدام گستاخانه، همه کتب ارزشمند موجود در منطقه را که تعداد بی شماری قرآن، تفسیر و کتب حدیث در میانشان بود، پاره پاره کردند و به زیر پا انداختند اما با عنایت الهی همه اوراق قرآن به بالا رفت و حتی یک برگ آن بر زمین نیفتاد، در حالی که از وزش باد خبری نبود. (۸)

تخریب قبه زادگاه پیامبر (ص) و حضرت علی (ع)
با انتشار خبر قتل و غارت های وهابیون در طائف و فجایع آن، علمای مکه، حکم به کفر وهابیون دادند. از این رو در هشتم محرم ۱۲۱۸، این فرقه به مکه یورش برده، آن را اشغال کردند. صبح همان روز وهابی ها همراه با عده بسیاری از مردم مکه که با آن ها بیعت کرده بودند، با بیل و کلنگ به گورستان جنت المعلی حمله و گنبدهای زیادی از این گورستان و نیز قبور ابوطالب، عبدالمطلب و اولاد پیغمبر را خراب کردند.
«خانه حضرت خدیجه را که مدتی مهبط وحی الهی بود، خراب کرده به توالت تبدیل کردند. زادگاه رسول اکرم (ص) را ویران ساخته و به محل خرید و فروش حیوانات تبدیل کردند، که با تلاش افراد صالح و خیر از چنگال وهابی ها در آمد و به کتابخانه مبدل شد. آنان قبه زادگاه پیامبر در معلی، قبه زادگاه علی بن ابی طالب و خدیجه و ابوبکر را ویران و با خاک یکسان ساختند و هنگام تخریب طبل می زدند و رقص و آوازخوانی می کردند.» (۹)
بدین ترتیب وهابیون تمام آثار مکه غیر از کعبه را ظرف ۳ روز ویران کردند. آن ها ۱۴روز در مکه ماندند و در این مدت مردم را به توبه واداشتند و از کارهایی مانند توسل و زیارت قبور که به اعتقادشان شرک بود منع می کردند. در پی آن سعود دستور داد کتاب های محمد بن عبدالوهاب و عقاید او را فرا گیرند و آن ها را تدریس کنند. (۱۰)

غارت اشیای حرم پیامبر (ص) و منع زیارت قبور
وهابی ها در سال ۱۲۲۰ تمام اشیای گران بهای حرم پیغمبر (ص) را غارت و مردم را از زیارت قبر پیامبر (ص) و ائمه بقیع (ع) برحذر داشتند. سپس سعود از مردم مدینه پرسید: با قبه های بقیع چه باید کرد؟ و مردم از ترس گفتند باید خراب شود. از این رو وهابی ها با کمک مردم مدینه تمام آثار و قبور بقیع را خراب کردند. (۱۱)

تعرض به کاروان های زیارتی و منع زیارت خانه خدا
در سال ۱۲۲۱وهابی ها به سرکردگی سعود به نجف اشرف حمله کردند؛ اما به دلیل مقاومت گروهی از مردم و طلاب دینی به فرماندهی شیخ جعفر کاشف الغطاء موفق به محاصره شهر نشدند. آن ها در سال ۱۲۲۲ نیز در حمله به نجف ناکام ماندند؛ به همین سبب بار دیگر به مکه و مدینه یورش بردند و به غارت حجاج بیت الله الحرام و محاصره آن دو شهر مقدس پرداختند.
علاوه بر این در حمله به نجف و کربلا نیز در بسیاری از اوقات متعرض کاروان های زیارتی و قبائل شیعی مذهب می شدند. (۱۲)
وهابیان کلیه جواهرات و اشیای گرانبهای حرم مطهر پیامبر (ص) و حرم مطهر ائمه بقیع (ع) را به غارت بردند. کاروان حجاج عراقی از سال ۱۲۲۰، کاروان حجاج شامی از سال ۱۲۲۱ و کاروان مصر از سال ۱۲۲۲ توسط وهابی ها از حج منع شدند؛ بنابراین برنامه حج از عراق چهار سال، از شام سه سال، و از مصر دو سال قطع شد تا این که با سرنگونی نخستین دولت سعودی در سال ۱۲۲۴، مدینه منوره و مکه معظمه از وجود وهابیان پاک و حج آزاد شد. (۱۳)

کشتار زنان و کودکان بی گناه و زائران حرم سید الشهدا (ع)
در سال ۱۲۲۵ وهابی ها به فرماندهی عبدالله بن سعود با یورش به سرزمین حوران واقع در خاک سوریه، دارایی مردم را به تاراج بردند، غلات آن ها را سوزاندند، انسان های بی گناه را کشتند، زنان را اسیر و کودکان را به قتل رساندند. در همان سال بار دیگر نجف اشرف و کربلای معلی را محاصره کرده، دست به راهزنی زدند. از جمله زائرانی را که از زیارت حرم حضرت سیدالشهدا (ع) در نیمه شعبان باز می گشتند، مورد هجوم قرار دادند و حدود یکصد و پنجاه نفر از عرب و غیر عرب را به شهادت رساندند. (۱۴)

قتل عام حجاج مصری در منی
در سال ۱۳۴۳ وهابی ها بار دیگر قبه ابن عباس و دیگر قبور طائف و قبرهای عبدالمطلب، ابوطالب و حضرت خدیجه همسر پیامبر (ص) و زادگاه حضرت زهرا (س) و همه ی شعائر اسلامی مکه را ویران کردند. (۱۵)
در آن سال برنامه حج تعطیل شد. در سال ۱۳۴۴ وهابیان برخی از اعمال حاجیان مصری در منی را حرام دانستند و عده ای از آن ها را کشتند. (۱۶)

تخریب قبور ائمه بقیع (ع)
در سال ۱۳۴۴، وهابیون پس از اشغال مکه، به مدینه روی آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، آن را اشغال نمودند. قبور ائمه بقیع و دیگر قبور همچون قبر ابراهیم فرزند پیامبر و زنان آن حضرت، قبر ام البنین مادر حضرت عباس، قبه عبد الله پدر پیامبر (ص)، اسماعیل پسر امام جعفر صادق و قبه همه صحابه و تابعین را بدون استثنا خراب کردند.
ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته و به مدینه حمل شده بود، از روی قبر حضرت امام حسن مجتبی و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق برداشته و بردند. قبور عباس عموی پیامبر و فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین را که با قبور چهار امام همام در زیر یک قبه بودند نیز ویران کردند. (۱۷)
همچنین زادگاه امام حسن و امام حسین در مدینه، قبور شهدای بدر و نیز بیت الاحزانی را که حضرت علی (ع) برای حضرت زهرا (س) ساخته بود ویران کردند. (۱۸)

به آتش کشیدن کتابخانه بزرگ المکتبه العربیه
وهابی ها در طول سال های جنایات خود، به تخریب اماکن مقدس مسلمانان اکتفا نکردند بلکه به سبب قرارداد محمد بن عبدالوهاب با انگلستان، به تخریب اماکن فرهنگی نیز دست زدند.
یکی از کارهای دردناک که وهابیت در این راستا مرتکب شد، آتش زدن کتابخانه بزرگ «المکتبه العربیه» بود که بیش از ۶۰ هزار عنوان کتاب گرانقدر کم نظیر و بیش از ۴۰ هزار نسخه خطی منحصر به فرد داشت. همچنین آثار خطی حضرت علی (ع)، ابوبکر، عمر، خالد بن ولید، طارق بن زیاد و برخی از صحابه پیامبر (ص) و قرآن مجید به خط عبدالله بن مسعود در این کتابخانه وجود داشت. (۱۹)

کشتار حجاج یمن
در سال ۱۳۴۱ وهابیان با حجاج یمنی که خلع سلاح بودند و هیچ گونه دفاعی به همراه نداشتند، رو به رو شدند. آنان ابتدا به حجاج امان دادند؛ ولی وقتی در بالای کوه قرار گرفتند و حجاج یمنی در پایین قرار داشتند، دهانه توپ ها را به سوی آنان گرفته و تنها دو نفر جان سالم به در بردند که جریان کشتار وحشیانه را به آگاهی مردم رساندند. (۲۰)

کشتار مردم بی دفاع اردن
در سال ۱۳۴۳، جمعی از وهابی ها ناگهان به اردن یورش بردند و ردم بی اطلاع «ام العمد» و همسایه آنان را مورد هجوم قرار دادند. آنان مردان و زنان بی گناه را کشتند و غارت کردند. اما طولی نکشید که با رانده شدن برخی و اسارت عده ای دیگر، عقب نشینی کردند که البته اسیران وهابی به فرمان انگلیس آزاد شدند. در سال ۱۳۴۶ وهابیان دوباره با سپاهی متشکل از سی هزار نفر به اردن حمله کردند و قتل و غارت و خونریزی شدیدی به راه انداختند. (۲۱)

حمله خونین مکه
عمال وهابی رژیم آل سعود در چهارم ذی الحجه ۱۴۰۷ ق (۹ مرداد ۱۳۶۶ش) هزاران نفر از حجاج بیت الله الحرام را به جرم سر دادن فریاد برائت از مشرکین در مکه به خاک وخون کشیدند که بر این اساس در ایران سه روز عزای عمومی اعلام شد.
بی شک، مطالعه مشاهدات حجاج حاضر در این واقعه تلخ می تواند بیانگر عمق جنایات وهابیت باشد که به نمونه ای از آن اشاره می شود: «با چشم خود دیدم که سعودی های کثیف، بی شرمانه و بی رحمانه با عصای معلولین با دو دست محکم به صورت زن ها می کوبیدند و نقش بر زمین می کردند. ای کاش به زدن تنها قانع بودند. وقتی خانمی بر روی زمین می غلطید، نفر بعدی با هر وسیله ای که در دست داشت به مغز نیمه جان او می کوبید تا از دنیا بود. (۲۲)

جنایت های سپاه صحابه
در سال ۱۹۷۹ میلادی، گروه تروریستی سپاه صحابه در پاکستان تشکیل شد که عوامل آن وهابی هستند و تاکنون هزاران شیعه مظلوم و بی گناه را به جرم دفاع از ولایت اهل بیت (ع) به شهادت رسانده است.

تکرار فاجعه کربلا، در کربلا
در عاشورای ۱۴۲۵ گروه وهابی القاعده با انفجارهای متعدد در کربلا باعث شهادت تعداد بسیاری از عزاداران از جمله زن و کودک شد.

کشتار عزاداران امام موسی کاظم (ع)
در ۲۵ رجب ۱۴۲۶ مصادف با شهادت امام موسی کاظم (ع) وهابیون با پخش غذاهای مسموم در اطراف حرم آن امام (ع) و نیز انجام انفجارهای متعدد در کاظمین بین صفوف عزاداران امام موسی کاظم (ع)، باعث شهادت ۱۵۰۰ نفر از شیعیان عزادار شدند.

جنایت های طالبان وهابی در افغانستان
در اواخر سال ۱۳۷۲ شمسی گروهی وهابی به نام طالبان در افغانستان وارد صحنه نبرد شدند که از سوی عربستان و امریکا حمایت می شدند. در شهریور ۱۳۷۵ کابل را تصرف کردند و به کشتار مسلمانان شیعی پرداختند. در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ زنان و مردان و کودکان را از پشت بام ها به رگبار بستند و اهالی شهر مزار شریف را قتل عام کردند؛ سپس با هجوم به بیمارستان ها، بیماران شیعه را روی تخت ها به شهادت رساند.
در سنگچارک و بامیان و یروان و کاپیسا، شکم بانوان حامله شیعه را پاره می کردند و جنین آنان را بیرون کشیده و سر می بریدند. (۲۳)
در عاشورای ۱۲۶۷ شیعیان قندهار در حسینیه ها سرگرم عزاداری بودند که ناگهان وهابیان جنایتکار با اسلحه هجوم آوردند و عده فراوانی از شیعیان بی دفاع را به فجیع ترین وضع به قتل رساندند. (۲۴)

وهابیت و انفجار در اهواز
در جریان دستگیری عوامل بمب گذاری های پیاپی سال ۱۳۸۴ در اهواز، روشن شد که از مجموع ۴۶ دستگیر شده، ۴۴ نفر دارای عقاید وهابیت هستند. بر اساس اطلاعات موثق، این عده از سوی اسرائیل، امریکا و انگلیس حمایت می شدند و از عوامل وهابیت در ایران بودند. (۲۵)

انفجار بزرگ در مسجد تاریخی براثا
در عملیات انتحاری هجدهم فروردین ۱۳۸۵ در مسجد تاریخی براثای بغداد، بیش از ۶۹ نفر کشته و ۱۳۰ نفر زخمی شدند. (۲۶)

انفجار در حرمین عسکریین
در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ تروریست های تکفیری با بمب گذاری در حرمین عسکریین، گنبد و بارگاه حرمین در سامرا را ویران کردند و داغ دیگری بر دل شیعیان نهادند.
یک هفته پس از انفجار در سامرا، علمای وهابی از جمله شیخ عبدالرحمن براک، شیخ ممدوح العربی، دکتر ناصرالعمر، ابن جبرین، و نیز مفتی وهابی کویتی ها فتوای نابودی دیگر ضریح ها در عراق به ویژه ضریح سیدالشهدا (ع) را صادر کردند. (۲۷)

حمله وهابیان افراطی به حجاج بحرینی
در مهرماه ۱۳۸۶ گروهی از وهابیان تندرو با کمین در کوچه های اطراف مسجدالحرام پس از مشاهده مینی بوس شیعیان بحرینی با خرده شیشه های تیز و برنده به سوی حجاج شیعه یورش بردند و اقدام به فحاشی و به زبان آوردن القابی چون شیعیان سگ صفت کافر و ده ها فحش دیگر کردند. (۲۸)
آنچه بیان شد، تنها گوشه ای از جنایت هایی است که وهابیت در طول حیات چند صد ساله خود به پیکره شیعه روا داشته و از آن ها هدفی جز نابودی اسلام و تشیع را دنبال نمی کند. در بیان جنایات این فرقه ضاله همین بس که کعبه، قبله مسلمین، را که باید توسط نمایندگان تمام دولت ها و ملت های اسلامی اداره شود، به ملک شخصی خود و آل سعود تبدیل کرده و حج را دستمایه اهداف شوم خویش نموده اند؛ آن هاکتاب هایی را با نام علامه عسکری و آیت الله جعفر سبحانی در مدینه و بقیع توزیع می کنند (۲۹) در حالی که این بزرگواران صاحب این تألیفات نیستند! موسم حج را به تایم تبلیغاتی خود مبدل کرده اند و به نشر افکار انحرافی خویش می پردازند. کتب ضاله علمای خودرا رایگان در میان حجاج توزیع می کنند؛ تا جایی که فقط در حج سال ۱۳۸۱، ده میلیون و ۶۸۵ هزار جلد کتاب به بیست زبان زنده دنیا را در میان زائران خانه خدا توزیع کردند. جنایت های فرهنگی وهابیون به حدی است که در این مجال نمی گنجد.
اما آنچه حائز اهمیت است این که نسل متعصب و متحجر وهابی که همه مسلمین غیر از خود را مشرک و جان و مالشان را مباح می دانند، رو به زوال هستند و قشر معتدلی از این فرقه در حال ظهور است؛ قشری که با تسلط بر ابزار مدرن و اطلاعات گسترده جهانی، برای نفوذ در میان مسلمانان و ایجاد تفرقه می کوشد. بی شک خطر این گروه بیش از طیف گذشته است، چرا که «با پنبه سر می برند».
باشد که مسلمین، هوشیارانه متوجه خطرات این فرقه انحرافی باشند و این مانع اتحاد و انسجام اسلامی را از پیش پای خود بردارند.

پی نوشت :
۱٫ ر.ک: سید محمدحسن قزوینی، فرقه وهابی و پاسخ شبهات آن ها، ترجمه علی دوانی، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، زمستان ۸۶ .
۲٫ علامه محمدحسین کاشف الغطاء، نگاهی به پندارهای وهابیت، ترجمه محمدحسین رحیمیان، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، پاییز ۷۶، ص ۱۸٫
۳٫ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۸۴٫
۴٫ سید محمدحسن قزوینی، پیشین، ص ۳۲٫
۵٫ محمدباقر حسینی زفره ای اصفهانی، قصه عجیب استعمار، دارالنشر قم، چاپ اول، بهمن ۶۸، ص ۱۱۸٫
۶٫ سید محمد حسن قزوینی، پیشین، ص ۳۲٫
۷٫ محمدباقر حسینی زفره ای اصفهانی، پیشین، ص ۱۱۲٫
۸٫ ایوب صبری پاشا، تاریخ وهابیان، ترجمه علی اکبر مهدی پور، نشر طوفان، چاپ اول، پاییز ۱۳۷۷، ص ۶۲٫
۹٫ پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی [فقط کاربران عضو میتوانند این لینک را مشاهده نمایند . ]
۱۰٫ سید محمد حسن قزوینی، پیشین، ص ۳۷٫
۱۱٫ همان، ص ۴۰٫
۱۲٫ علی اصغر فقیهی، تاریخ و عقاید وهابیان، ص ۳۰٫
۱۳٫ salaf.blogfa.com.
۱۴٫ سید محمد حسن قزوینی، پیشین، ص ۴۳٫
۱۵٫ همان، ص ۵۵٫
۱۶٫ salaf.blogfa.com.www
۱۷٫ همان، ص ۵۶٫
۱۸٫ پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی، [فقط کاربران عضو میتوانند این لینک را مشاهده نمایند . ]
۱۹٫ اعیان الشیعه، ج۲، ص ۷۲٫
۲۰٫ salaf.blogfa.com.www
۲۱٫ همان.
۲۲٫ روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۶ آذر ۱۳۶۶، خاطرات سید رضا موسی کاظمی محمدی از نایین.
۲۳٫ salaf.blogfa.com.www
۲۴٫ محمد سلطان الواعظین، شب های پیشاور، ج ۱، تحقیق: عبدالرضا درایتی، انتشارات دلیل ما، چاپ اول، پاییز ۱۳۸۵، ص ۳۴۶٫
۲۵٫ news.irwww.aftab
۲۶٫ روزنامه ایران، ۱۹ فروردین ۱۳۸۵، صفحه بین الملل.
۲۷٫ [فقط کاربران عضو میتوانند این لینک را مشاهده نمایند . ]
۲۸٫ www. shia-news.com
۲۹٫ www. jahannews.com

وهابیت تندرو وبازگشت به عصر جاهلیت‏

بسیارى از متفکران اسلامى معتقدند که حرکت «وهابیت تندرو» با ویژگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و عملى از جهاتى نوعى بازگشت به دوران جاهلیت عرب است؛ زیرا بسیارى از خصائص آن دوران را با خود داشته و دارد.

دلائل و مدارک آنها را ذیلاً مى‏آوریم و داورى نهایى را به عهده خوانندگان مى‏گذاریم:

۱٫ از بارزترین صفات عرب جاهلى خشونت و قساوت بى‏حساب بود، از کشتن انسان‏ها لذت مى‏بردند و سالیان دراز خونریزى در میان آنها متوقف نمى‏شد.
در ذیل آیه ۱۰۳ سوره آل عمران در تفاسیر مختلف آمده است که میان دو قبیله «اوس» و «خزرج» جنگ‏هاى خونینى رخ داد که ۱۲۰ سال به طول انجامید.
( جامع البیان، ج ۴، ص ۴۶؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۶۱؛ تفسیر البغوى، ج ۱، ص ۳۳۳؛ فتح القدیر، ج ۱، ص ۳۶۹ و روح المعانى، ج ۴، ص ۱۹)
همچنین ابن اثیر در تاریخ خود بیش از شصت جنگ مهمّ زمان جاهلیت را نام مى‏برد که در آنها هزاران تن کشته شدند. البته تعداد) کامل ابن اثیر، ج ۱، ص ۴۴۸-۳۲۱، طبع بیروت، دار احیاء التراث العربى، ۱۴۰۸ ق(
جنگ‏هاى کوچک و بزرگ تا ۱۷۰۰ جنگ نیز ثبت شده است.( العرب قبل الاسلام، ص ۱۲۸)
همچنین نقل شده است که روزى پیامبرصلى الله وعلیه وآله از بهشت و نعمت‏هاى آن سخن گفت، در این میان عربى جاهلى از آن حضرت پرسید: آیا در آنجا جنگ و خونریزى وجود دارد؟ هنگامى که پاسخ منفى شنید، گفت: «إذَنْ لاخَیْرَ فیها؛ بنابراین، فایده‏اى ندارد!!». ( پیام امام امیرالمؤمنین، ج ۲، ص ۱۱۲)
آنها فرزندان خود را با دست خویش زنده زنده زیر خاک مى‏کردند و به آن افتخار مى‏نمودند.
مفسران ذیل آیه ۸ و ۹ سوره تکویر «وَإِذَا الْمَوْءُودَهُ سُئِلَتْ * بِأَىِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» داستان‏هایى از زنده به گور کردن دختران توسط عرب جاهلى آورده‏اند.
( ر.ک: جامع البیان، ج ۳۰، ص ۹۱؛ تفسیر ابن ابى‏حاتم، ج ۱۰، ص ۳۴۰۳؛ تفسیر قرطبى، ج ۱۹، ص ۲۳۳؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۸۶ و ج ۴، ص ۵۱۰؛ تفسیر آلوسى، ج ۳۰، ص ۵۴٫)

قیس بن عاصم تمیمى محضر رسول خداصلى الله وعلیه وآله آمد و گفت: من در جاهلیت هشت دخترم را زنده به گور کرده‏ام! رسول خدا فرمود: در برابر هر یک از آنان یک برده را آزاد کن. در تفسیر ابن کثیر (ج ۴، ص ۵۱۰ ) ( . جامع البیان طبرى، ج ۳۰، ص ۹۱؛ تفسیر قرطبى، ج ۱۹، ص ۲۳۳٫ ) آمده است که قیس گفته است من دوازده یا سیزده دختر را زنده به گور کرده‏ام،…
عرب قبر را صهر (داماد) مى‏نامید! زیرا دخترانشان را در آن زنده به گور مى‏کردند.(ر.ک: بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۴۴٫ )
اسلام با شعار «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِّلْعَالَمِینَ» ومطرح کردن‏( . انبیاء، آیه ۱۰۷ . )
رحمانیت و رحیمیت خداوند هر روز در نمازها، به مبارزه با این خوى زشت پرداخت و بر آن غلبه کرد و رحمت و رأفت الهى محیط اسلام را فرا گرفت.
پیغمبر اسلام‏صلى الله وعلیه وآله که پیغمبر رحمت است، محبت در حق کودکان و افراد بى‏گناه و حتّى مراعات حیوانات و درختان را در جنگ‏ها سفارش مى‏فرمود.
امیرمؤمنان‏علیه‏السلام در نامه معروف خود به مالک اشتر (نامه ۵۳) به او فرمود: نسبت به همه مردم اعم از «مسلمان» و «غیر مسلمان»، مدارا و محبت کن (فانّهم صِنفان: إمّا أخٌ لک فى الدین، او نظیرٌ لک فى الخلق).
ولى وهابیت سلفى تندرو امروز، فتوا به اباحه جان و مال و ناموس همه کسانى که هم فکر آنها نیستند مى‏دهد، و پیروان آنها هر روز خون بیگناهان، اعم از شیعه و سنى, زن و بچه و حتى کودک شیرخوار را مى‏ریزند، هر جا را بتوانند آتش مى‏زنند، حتى اعمال وحشتناکى که در عصر جاهلیت هم معمول نبود را انجام مى‏دهند. با رفتار آنان مصداق بارز «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَهِىَ کَالْحِجَارَهِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَهً» ظاهر شد، ( . بقره، آیه ۷۴ . )
تا آنجا که بیگانگان این شعار را سر داده‏اند «اسلام یعنى خشونت و آدم‏کشى».
همایش ضد پیروان مکتب اهل‏بیت که اخیراً در عربستان برگزار شد و سخنان پاره‏اى از عالم‏نمایان وهابى در سخت‏گیرى و تشدّد نسبت به آنها اعم از بزرگ و کوچک حتى شیرخواران و دستور به کشتار آنان حاکى از اوج قساوت قلب و زنده شدن خوى جاهلى در آنان است.
(در این همایش صالح الفوزان عضو هیأت عالى افتاى سعودى در سخنانى خواستار آن شد تا هیأت حاکمه این کشور، شیعیان مقیم مناطقى چون قطیف، مدینه منوره و نجران را به اسلام! دعوت کند و به اجبار آنها را به پذیرش اندیشه سلفى وادارند. عبداللَّه بن جبرین نیز در سخنان خود در این همایش خواستار دشمنى با پیروان مکتب اهل‏بیت و تحقیر و توهین آنان شد و گفت: نباید به آنان اجازه داد تا در مساجد نماز بخوانند؛ باید با آنان برخورد شدید داشت. وى همچنین گفت: باید قربتاً الى اللَّه با فرزندان شیعه در دانشگاه‏ها سخت‏گیرى کرد و در صورت لزوم کشتن آنها واجب است!
یکى دیگر از وهّابى‏ها به نام ناصر العمر، در سخنان خود خواستار برخورد با مردم عراق شد؛ وى در یادداشتى خواستار ممانعت از حجّ آنها و همچنین جلوگیرى از انتشار کتاب، روزنامه و یا مجلاتى که آنان در نگارش آن نقش دارند در عربستان شد. لازم به یادآورى است که در همایش مذکور سلمان بن عبدالعزیز، امیر منطقه ریاض نیز حضور داشت. (شبکه المرصد العراقى MARSAD IRAQ.NET ؛ سایت شیعه نیوز، ۷ مهرماه shia-news.com 1386). )

این حرکت غیر انسانى منحصر به شیعیان نبوده و نیست. راه انداختن حمام خون در طائف و مناطق دیگر در تاریخ گذشته آنها ثبت است و گواه دیگر این مدعاست.
جمیل صدقى زهاوى از علماى اهل سنت عراق درباره حمله وهابیان به شهر سنى‏نشین طائف مى‏نویسد: «از زشت‏ترین کارهاى وهابیان در سال ۱۲۱۷ قمرى قتل عام مردم طائف است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند، طفل شیرخوار را بر روى سینه مادرش سر بریدند، جمعى را که مشغول فراگیرى قرآن بودند کشتند، و حتّى گروهى را که در مسجد مشغول نماز بودند، به قتل رساندند و کتابها که در میان آنها تعدادى قرآن و نسخه‏هایى از صحیح بخارى و مسلم و دیگر کتب حدیث و فقه بود، در کوچه و بازار افکنده و آنها را پایمال کردند.(الفجر الصادق، ص ۲۲٫ )
زینى دحلان مفتى مکه نیز این ماجرا را در کتاب خود آورده است.( الدرر السنیّه، ص ۴۵٫ )

غالب محمد ادیب از تاریخ جبرتى نقل مى‏کند که وهابیان سه روز به غارت طائف پرداختند و مرد و زن و کوچک و بزرگ را کشتند.( اخبار الحجاز و نجد فى تاریخ الجبرتى، ص ۹۳٫ )
صلاح الدین مختار که خود وهّابى است مى‏نویسد: در سال ۱۲۱۶ امیر سعود با لشگر انبوهى از مردم نجد و عشایر جنوب و حجاز و دیگر نقاط، به قصد عراق حرکت کرد؛ در ماه ذى‏قعده به کربلا رسید و تمام برج و باروى شهر را خراب کرد و بیشتر مردم را که در کوچه و بازار بودند، به قتل رساند و نزدیک ظهر با اموال وغنایم فراوان از شهر خارج شد. آنگاه خمس اموال غارت شده را خود برداشت و بقیّه را به نسبت، هر پیاده یک سهم و هر سواره دو سهم میان لشگریان خود تقسیم کرد!.(تاریخ المملکه السعودیه، ج ۳، ص ۷۳٫ )

شیخ عثمان نجدى از مورّخان وهّابى مى‏نویسد: «وهابیان به صورت غافلگیرانه وارد کربلا شدند و بسیارى از اهالى آنجا را در کوچه و بازار کشتند. ضریع حسین‏علیه‏السلام را خراب کردند و آنچه داخل آن بود را غارت نمودند و در شهر نیز هر چه از اموال، اسلحه، لباس، طلا و فرش و قرآن نفیس یافتند را ربودند، نزدیک ظهر از شهر خارج شدند، در حالى که قریب به دو هزار تن از اهالى کربلا را کشته بودند».
( عنوان المجد فى تاریخ نجد، ج ۱، ص ۱۲۱، حوادث سال ۱۲۱۶٫ )
آرى این یک خوى بسیار زشت جاهلى بود که آن را تجدید کردند.

۲٫ عرب جاهلى از شنیدن حرف حق ابا داشت لذا به هم سفارش مى‏کردند که به هنگام تلاوت آیات قرآن از سوى پیغمبر اکرم‏صلى الله وعلیه وآله فریاد سر دهند، تا کسى سخن آن حضرت را نشنود.
( قرآن مى‏فرماید: «وَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ». (فصلت، آیه ۲۶) )
وهابیان سلفى تندرو نیز امروز صدها هزار کتاب بر ضد مخالفان خود که مملو از دروغ و تهمت است منتشر مى‏سازند و به زور به آنها مى‏دهند، اما اجازه نمى‏دهند حتى یک جلد کتاب روشنگر در پاسخ آنها منتشر شود.
کسى حق ندارد در سرزمین حجاز کتابى در پاسخ به شبهات وهابیت که مستدل، منطقى و محترمانه نوشته شده باشد منتشر کند و اگر از کشور دیگر نیز کسى کتابى در همین زمینه به آنجا ببرد، دستگیر و زندانى مى‏شود. در حقیقت آنها با تمام امکانات به تبلیغ آیین خویش مى‏پردازند، ولى نه خود گوش شنوایى براى شنیدن پاسخ‏هاى منطقى دارند و نه اجازه مى‏دهند کسى این پاسخ‏ها را بشنود!!

۳٫ مشرکان عصر جاهلیت بعد از نزول آیات قرآن آنچه را به نفعشان بود مى‏پذیرفتند و آنچه به زیانشان بود نفى مى‏کردند و از روش «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَکْفُرُ بِبَعْضٍ» استفاده مى‏کردند.(نساء، آیه ۱۵۰ . )
سلفى‏هاى امروز نیز نسبت به آیات قرآن چنین مى‏کنند مثلاً براى نفى شفاعت پیامبر و سایر معصومین به آیه «قُلْ للَّهِ‏ِ الشَّفَاعَهُ جَمِیعاً» ‏( . زمر، آیه ۴۴ . ) متوسل مى‏شوند و آیاتى همچون «مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» ( بقره، آیه ۲۵۵ . )را که با صراحت از شفاعت اولیاءاللَّه سخن مى‏گوید، به فراموشى مى‏سپارند.

۴٫ عرب جاهلى تازه مسلمانان را شکنجه مى‏دادند و مجبور به تغییر عقیده مى‏کردند.
(داستان شکنجه‏هاى یاسر و سمیّه که به شهادت آنان انجامید و شکنجه‏هاى بلال و دیگر مسلمانان توسط مشرکان مغرور قریش را همگان شنیده‏اند. )
وهابیت تکفیرى نیز به اجبار و تهدید به قتل، مسلمین را وادار به تغییر عقیده و پذیرش آیین خود مى‏کنند و اعمال غیر وهّابى را صحیح نمى‏دانند و در گذشته نه چندان دور شاهد و ناظر بودیم که در مسجد مدینه مرتباً مخالفان را شلاق مى‏زدند.
احمد زینى دحلان مفتى مکه مکرمه مى‏نویسد: «اگر کسى به مذهب وهابیت در مى‏آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمد بن عبدالوهاب» به وى مى‏گفت: باید دوباره حج انجام دهى، زیرا حج گذشته تو در حال «شرک» صورت گرفته است! و به کسى که مى‏خواست وارد کیش وهابیت بشود، مى‏گفت: پس از شهادتین باید گواهى دهى که در گذشته کافر بوده‏اى و پدر و مادرت نیز در حال کفر از دنیا رفته‏اند! و همچنین باید گواهى دهى که علماى گذشته نیز کافر مرده‏اند! اگر گواهى نمى‏داد وى را مى‏کشتند و هر کس را که از مذهب وهابیّت پیروى نمى‏کرد، مشرک دانسته و خون و مال او را مباح مى‏دانست. آرى، او بر این باور بود که طىّ قرون گذشته تمامى مسلمانان کافر بوده‏اند!».( الدرر السنیّه، ج ۱، ص ۴۱؛ الفجر الصادق، تألیف جمیل صدقى الزهاوى، ص ۱۷ . )
اکنون نیز در کنار قبرستان بقیع سردابى توسط سلفى‏هاى تکفیرى درست شده که اگر کسى زیارت نامه‏اى با صداى کمى بلند در بقیع بخواند او را به آنجا مى‏برند و شکنجه مى‏دهند و مى‏گویند تا از کار خود اظهار پشیمانى نکنى رها نمى‏شوى!

۵٫ عرب جاهلى به ماه‏هاى حرام (ماه هایى که جنگ در آن حرام بود) اهمیت نمى‏داد و به میل خود آن را تغییر مى‏داد.
ماه‏هاى حرام چهار ماه است، ماه‏هاى ذى قعده، ذى حجه، محرم و رجب که در میان عرب جنگ در این چهار ماه حرام بود، ولى چون جنگ و غارت جزئى از زندگى عرب جاهلى شده بود، لذا تحمل سه ماه آتش بس براى آنان مشکل بود، به همین خاطر گاه بعضى از این سه ماه را از ماه‏هاى حرام حذف مى‏کردند و ماه دیگرى را به جاى آن مى‏گذاشتند. قرآن در همین باره مى‏فرماید: «إِنَّمَا النَّسِى‏ءُ زِیَادَهٌ فِى الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلُّونَهُ عَاماً وَیُحَرِّمُونَهُ عَاماً لِیُوَاطِئُوا عِدَّهَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَیُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا یَهْدِى الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ» (توبه، آیه ۳۷). )
سلفى‏هاى تکفیرى امروز بدتر از عرب جاهلى، کشتارهاى دسته‏جمعى بیگناهان را در عراق هیچ روز و در هیچ ماهى متوقف نمى‏کنند و حکومت طالبان در افغانستان نیز چنین بود.

۶٫ اعراب جاهلى سعى در تخریب مساجد داشتند چنانکه در تفسیر آیه شریفه «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِى خَرَابِهَا» آمده است که مشرکان مکه بعد از مهاجرت مسلمین به مدینه‏( بقره، آیه ۱۱۴ . )محل عبادت و نماز آنها را ویران کردند.
( در تفسیر مجمع البیان ذیل آیه فوق آمده است: «وقد وردت الروایه بانّهم هدموا مساجد کان اصحاب النبى‏صلى الله وعلیه وآله یصلّون فیها بمکّه لمّا هاجر النبى‏صلى الله وعلیه وآله الى المدینه؛ در روایات آمده است، مشرکان قریش مکان‏هایى را که مسلمین در آنجا نماز مى‏خواندند، پس از هجرت پیامبر به مدینه، ویران ساختند». )
سلفى‏ها نیز اخیراً فتوا دادند مساجد پیروان اهل‏بیت‏علیهم‏السلام را تخریب کنند و مراقد ائمه اهل‏بیت ‏علیهم ‏السلام که مرکز عبادت الهى بود نیز به دست آنها تخریب شد؛ همانگونه که طىّ چند سال گذشته مسجد على‏علیه‏السلام و مسجد حضرت زهراعلیهاالسلام را در مدینه (از مساجد سبعه) تخریب کردند.

۷٫ عرب جاهلى بر اثر جهل و نادانى، خود را عاقل‏ترین مردم و مسلمانان را به عنوان سفهاء و ابلهان معرفى مى‏کرد.( «وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ ءَامِنُوا کَمَا ءَامَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ کَمَا ءَامَنَ السُّفَهَاءُ» (بقره، آیه ۱۳). ) عالم‏نمایان نادان وهابى تکفیرى نیز، خود را از همه علماى اسلام اعم از سنى و شیعه عالم‏تر و بزرگان علماى اسلام را به جهل و ناآگاهى نسبت مى‏دهند.

۸ . عرب جاهلى براى زنان کمترین ارزشى قائل نبود و هنگامى که به او بشارت مى‏دادند خدا به تو دخترى داده، صورتش از شدت غضب سیاه مى‏شد و مدتى پنهان مى‏گردید، سپس اگر مى‏توانست دختر را زنده بگور مى‏کرد.( قرآن کریم در این رابطه مى‏فرماید: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ کَظِیمٌ * یَتَوَارَى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى‏ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِى التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ» (نحل، آیه ۵۹-۵۸). )
سلفى‏هاى متعصب نیز هیچ‏گونه حقى براى زنان قائل نیستند، نه مشاغل اجتماعى، نه حق رأى دادن؛ حتى حق رانندگى با رعایت کامل حجاب اسلامى را نیز به زنان نمى‏دهند.
حال خود قضاوت کنید آیا وهابیت تندرو بازگشت به دوران جاهلیت عرب نیست؟
ما امیدواریم آنان بیش از این به خود و جهان اسلام ستم نکنند و به مقتضاى «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» ‏(زمر، آیه ۱۸-۱۷)با علماى اسلام اعم از شیعه و اهل سنت بنشینند و سخنان روشنگرانه آنها را بشنوند و به اشتباهات خطرناک خود پى ببرند و راه تفاهم جهان اسلام را به روى خود بگشایند و اتهامات دشمنان را دائر بر خشونت اسلامى در پرتو معارف نورانى واحکام حیات‏بخش و مملو از رحمت و رأفت اسلامى را بزدایند.
«وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ».( . قصص، آیه ۵۱ . )به نقل از سایت ولی عصر (عج)

توهین محمد بن عبد الوهاب به قبرپیامبر (ص)

گویند: محمد بن عبدالوهاب بر سر قبر رسول(ص) خدا مى‏رفت و با عصاى چماق گونه خود بر قبر آن حضرت می ‏کوفت و می گفت: یا محمد، قم ان کنت‏حیّا «یعنى اى محمد(ص) اگر زنده‏اى برخیز» و با این عمل مى‏خواست‏به پیروان خود نشان دهد که پیغمبر(ص) زنده نیست و نباید از او حاجت‏خواست.

برگرفته از کتاب فرهنگ فرق اسلامى نوشته دکتر محمد جواد مشکور

وهابیت و تحقیر مقام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

حرمت زیارت پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله)
زیارت قبور پیامبران و صالحان بلکه هر گونه تکریم و بزرگداشت آنان را وهّابیّون حرام و موجب شرک مى دانند.
«ابن تیمیّه» مى گوید:«فمن جعل سفره إلى مسجد الرسول صلى اللّه علیه وسلّم وقبره کالسفر إلى قبور هؤلاء والمساجد التی عندهم فقد خالف إجماع المسلمین وخرج عن شریعه سیّد المرسلین»( الردّ على الأخنائی: ۱۸)
هر کس سفرش را به قصد زیارت قبر رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) انجام دهد، مثل کسانى که به قصد زیارت قبور پیشوایانشان در مدینه و مساجدى که اطراف آن است سفر مى کنند، با اجماع مسلمانان مخالفت نموده و از شریعت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) خارج شده است.
و نیز مى گوید:«من زار قبره أو قبر غیره لیشرک به ویدعوه من دون اللّه فهذا حرام کلّه وهو مع کونه شرکاً باللّه»( الردّ على الأخنائی: ۲۵).
زیارت قبر پیامبر یا غیر او، و غیر خدا را خواندن، و شریک کردن آنان در کارهاى خدایى، حرام، و شرک است.
و نیز مى گوید: «التمسّح بالقبر وتقبیله ولو کان ذلک من قبور الأنبیاء شرک»( الجامع الفرید، کتاب الزیاره لابن تیمیّه: ۴۳۸، المسأله السابعه). مسح و بوسیدن هر قبرى اگر چه قبر پیامبر باشد، شرک است.
گفتنى است که این افکار مخالف با نصّ صریح قرآن است، آنجا که مى فرماید: (وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّـلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ )( نساء: ۶۴) «و اگر آنان که به خود ستم کرده بودند، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پیامبر براى آنان طلب آمرزش مى کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان مى یافتند».
و از قول برادران حضرت یوسف نقل مى کند که از حضرت یعقوب خواستند تا براى آنان از خدا طلب مغفرت کند (یَـأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا)( یوسف: ۹۷٫) آیا آنها مشرک بودند؟
و از طرفی مخالف با روایات صحیح اهل سنّت مى باشد چنانکه نقل مى کنند: «أصاب الناس قحط فی زمن عمر رضی اللّه عنه، فجاء رجل إلى قبر النبی صلى اللّه علیه وسلّم، فقال: یا رسول اللّه! هلک الناس، استسق لأمّتک، فأتاه رسول اللّه صلّى اللّه علیه وسلّم فی المنام، فقال: إئت عمر فاقرأه منّی السلام، وأخبره أنّهم مسقون، وقل له: علیک الکیس.
قال: فأتى الرجل عمر فأخبره، فبکى عمر رضی اللّه عنه، وقال: یا ربّ ما آلوا إلاّ ما عجزت عنه»( تاریخ دمشق: ۴۴/۳۴۶ و ۵۶/۴۸۹، الإصابه: ۶/۲۱۶، المصنّف لابن أبی شیبه: ۷/۴۸۲، وکنز العمّال: ۸/۴۳۱٫)
در زمان عمر، مردم دچار قحطى و خشکسالى شدند، مردى کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)آمد و گفت: اى رسول خدا مردم نابود شدند، از خداوند براى امّتت طلب باران کن، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در عالم خواب به آن مرد فرمود: نزد عمر برو و از جانب من به او سلام برسان و بگو: بزودى باران خواهد آمد و سیرآب خواهید شد، و بگو: کیسه سخاوت را گسترده ساز.
آن مرد ماجراى خوابش را براى عمر نقل کرد، قطرات اشک از چشمان عمر جارى شد و گفت: خداوندا کوشش و جدیّت کردم، ولى همیشه ناتوان و عاجز بودم.
ابن حجر در فتح البارى و ابن کثیر در البدایه والنهایه مى گویند: اسناد این روایت صحیح است(فتح الباری: ۲/۴۱۲، فی باب سؤال الناس الإمام الاستسقاء إذا قحطوا، والبدایه والنهایه: ۷/۱۰۵٫ فی واقعه سنه ثمانی عشره).
ابن حجر مى نویسد: مردى که خواب دیده بود بلال بن هلال از اصحاب رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)بود(فتح الباری: ۲/۴۱۲) بیان این روایت نه برای تایید آن از سوی شیعیان است بلکه تنها می خواستیم بدانید که حتی اهل سنت هم در روایاتشان کاملا مخالف ابن تیمیه سخن رانده اند.
نیز سیره تمامى مسلمین بر این امر در طول تاریخ استوار بوده و هست بطورى که «حصنی دمشقی» شافعى مى نویسد: «وقال (ابن تیمیّه): «من استغاث بمیّت أو غائب من البشر، بحیث یدعوه فی الشدائد والکربات ، ویطلب منه قضاء الحاجات … فإنّ هذا ظالم، ضالّ، مشرک.»
هذا شیء تقشعرّ منه الأبدان، ولم نسمع أحداً فاه، بل ولا رمز إلیه فی زمن من الأزمان، ولا بلد من البلدان، قبل زندیق حرّان ـ قاتله اللّه عزّ وجلّ ـ وقد جعل الزندیق الجاهل الجامد، قصّه عمر رضی اللّه عنه دعامه للتوصّل بها إلى خبث طویّته فی الإزدراء بسیّد الأوّلین والآخرین وأکرم السابقین واللاحقین، وحطّ رتبته فی حیاته، وأنّ جاهه وحرمته ورسالته وغیر ذلک زال بموته، وذلک منه کفر بیقین وزندقه محقّقه»( دفع الشبه عن الرسول : ۱۳۱)
«ابن تیمیّه» گفته است: هر کس به مرده و یا فرد دور از نظر استغاثه کند و در گرفتاریها از وى استمداد کرده و طلب حاجت نماید، ظالم، گمراه و مشرک است.
از این سخن «ابن تیمیّه»، بدن انسان مى لرزد، این سخن، قبل از زندیق حرّان «ابن تیمیّه» از دهان کسى در هیچ زمان و هیچ مکان بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشک، داستان عمر را وسیله اى براى رسیدن به نیّت نا پاکش در بى اعتنایى به ساحت حضرت رسول اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) قرار داده و با این سخنان بى اساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده است، و مدعى شده است که حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. این عقیده به یقین کفر و در واقع زندقه و نفاق است.

اهانت به حضرت صدّیقه طاهره فاطمه زهرا سلام اللّه علیها

استاد حسن سقّاف از دانشمندان معاصر اردنى در کتاب خود «التنبّی والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ» مى نویسد: «ابن تیمیّه یحتجّ کثیر من الناس بکلامه، ویسمّیه بعضهم «شیخ الاسلام» ، وهو ناصبیّ، عدوّ لعلیّ(علیه السلام)، واتّهم فاطمه(علیها السلام)بأنّ فیها شعبه من النفاق»(۲۶).
برخى از مردم به ابن تیمیّه، شیخ الاسلام مى گویند با اینکه وى ناصبى و دشمن امیر المؤمنین (علیه السلام) است، و به ساحت حضرت صدّیقه طاهره جسارت کرده و مى گوید: در او ـ نستجیر باللّه ـ شعبه اى از نفاق وجود داشت.( رجوع شود به منهاج السنه ج ۴ ص ۲۴۵٫)

توهین به امیر مؤمنان علی (علیه السلام)

ابن حجر عسقلانى از علمای بزرگ اهل سنت نسبت به جوابیّه هاى ابن تیمیّه در پاسخ به علاّمه حلّى و در مقام تأثّر وتأسّف مى گوید:
«وکم من مبالغه لتوهین کلام الرافضی أدّته أحیاناً إلى تنقیص علیّ رضی اللّه عنه»( لسان المیزان: ۶/۳۱۹٫). ابن تیمیّه در پاسخ به علاّمه حلّى بقدرى زیاده روى کرده است، که جوابهاى او منجرّ به تنقیص مقام على بن ابى طالب شده است.
و در موردى دیگر مى گوید: «وقال ابن تیمیّه فی حقّ علیّ: أخطأ فی سبعه عشر شیئاً، ثمّ خالف فیها نصّ الکتاب منها اعتداد المتوفّى عنها زوجها أطول الأجلین(الدرر الکامنه: ۱/۱۵۳ ـ ۱۵۵)
«ابن تیمیّه» در باره امیر مؤمنان(علیه السلام) مى گوید: على در ۱۷ مورد دچار اشتباه شده است، و با نصّ قرآن مخالفت نموده است، که یکى از آنها در باره عدّه زن شوهر مرده است، که طولانى ترین زمان را تعیین کرده است.

وهابیت و انکار فضائل اهل بیت(علیهم السلام)

یکى از مبانى فکرى «ابن تیمیّه» انکار فضائل مسلّم اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است، او در کتاب «منهاج السنّه» که به قول علاّمه امینى باید آن را «منهاج البدعه» نامید(الغدیر: ۳/۱۴۸: وهو الحریّ بأن یسمّی «منهاج البدعه» وهو کتاب حشوه ضلالات وأکاذیب، وتحکّمات، وإنکار المسلّمات، وتکفیر المسلمین، وأخذ بناصر المبدعین، ونصب وعداء محتدم على أهل بیت الوحی(علیهم السلام).) مى نویسد: نزول آیه شریفه (إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ)( مائده: ۵۵) در حقّ على(علیه السلام)به اتفاق اهل علم دروغ است.
«وقد وضع بعض الکذّابین حدیثاً مفترى أنّ هذه الآیه نزلت فی علیّ لمّا تصدّق بخاتمه فی الصلاه، وهذا کذب بإجماع أهل العلم بالنقل، وکذبه بیّن من وجوه کثیره(منهاج السنّه: ۲/۳۰٫)
بعضى از دروغگویان حدیثى را جعل کرده و گفته اند: آیه (إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ) در شأن على هنگامى که در نماز انگشترش را به فقیر صدقه داد نازل شده است، به اجماع اهل علم این مطلب دروغ، و دروغ بودن آن آشکار است.
این حدیث و شأن نزول را بیش از ۶۶ نفر از محدّثان و دانشمندان اهل سنّت نقل کرده اند(الغدیر: ۳/۱۵۴ ـ ۱۶۲).
آلوسى از علماء بزرگ اهل سنّت مى گوید:«غالب الأخباریّین على أنّ هذه الآیه نزلت فی علیّ کرّم اللّه وجهه»
(غالب اخباریها معتقدند که این آیه در باره على بن أبی طالب (علیه السلام)نازل شده است).
سپس مى افزاید که حسّان شاعر، در این زمینه اشعارى سروده است، و آنگاه اشعار او را ذکر مى کند(روح المعانی فی تفسیر القرآن: ۶/۱۶۷٫)
و نیز مى نویسد: «وأمّا قوله وأنزل اللّه فیهم (قُل لاَّ أَسْـَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّهَ فِى الْقُرْبَى)فهذا کذب ظاهر»( منهاج السنّه: ۴/۵۶۳٫)
نزول آیه شریفه (قُل لاَّ أَسْـَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا…) در حقّ خاندان رسالت دروغ است.
و حال آن که متجاوز از ۴۵ نفر از بزرگان اهل سنّت آن را نقل کرده اند(الغدیر: ۳/۱۵۶٫)
و در باره حدیث «علیّ مع الحقّ والحقّ معه» مى نویسد: من أعظم الکلام کذباً وجهلاً فإنّ هذا الحدیث لم یروه أحد عن النبیّ صلّى اللّه علیه وسلّم لا بإسناد صحیح ولا ضعیف»
از بزرگترین دروغها و نادانیها است که این حدیث را از پیامبر بدانیم، چون این روایت را هیچ کس حتى با سند ضعیف، از پیامبر نقل نکرده است.
با این که جمعى از علماء بزرگ اهل سنّت همانند: خطیب بغدادى، هیثمی حاکم نیشابورى، ابن کثیر و ابن قتیبه، از ابو سعید خُدرى، سعد بن وقّاص، على بن أبی طالب (علیه السلام)، ام سلمه و عائشه این حدیث را با تعابیر مختلف نقل کرده اند.
مانند: «علیّ مع الحقّ والحقّ مع علیّ، ولن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض یوم القیامه». و یا عبارت: «علیّ مع الحقّ والقرآن، والحقّ والقرآن مع علیّ، ولن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض» و یا جمله: «الحقّ مع ذا، الحقّ مع ذا» و همچنین عبارت: «الّلهمّ أدر الحقّ مع علیّ حیث دار»
هیثمى از علماء بزرگ اهل سنّت مى نویسد: «رواه أبو یعلى، ورجاله ثقات»( مجمع الزوائد للحافظ الهیثمی: ۷/۲۳۵٫). این روایت را ابویعلى نقل نموده، و روات آن همه ثقه هستند.
و همچنین حاکم نیشابورى و ذهبى که از استوانه هاى علمى اهل سنّت به شمار مى روند، تصریح به صحت روایت نموده اند(المستدرک: ۳/۱۲۳، ۱۲۴ ح ۴۶۲۹)
فخر رازى مى نویسد: «من اقتدى فی دینه بعلیّ بن أبی طالب فقد اهتدى لقول النبیّ صلّى اللّه علیه وآله وسلّم : «الّلهمّ أدر الحقّ مع علیّ حیث دار»( تفسیر الکبیر: ۱/۲۰۵ و۲۰۷ ؛المحصول: ۶/۱۳۴٫ نیز رجوع شود به: تاریخ بغداد: ۱۴/۳۲۲، تاریخ مدینه دمشق: ۴۲/۴۴۹، کنز العمّال: ۱۱/۶۲۱ ح ۳۳۰۱۸ ,البدایه والنهایه لابن کثیر: ۷/ ۳۹۸، الصواعق المحرقه: ۷۴، ط. المیمنه بمصر، تاریخ الخلفاء للسیوطی: ۱۱۶ و۱۶۲، وفیض القدیر للمناوی: ۴/۳۵۶، الإمامه والسیاسه: ۱/۹۸، تحقیق على شیری.). هدایت یافته کسى است که به على(علیه السلام) اقتدا کند، زیرا پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرموده است: خدایا حق را بر محور على قرار بده.

انکار موقعیت علمى على(علیه السلام)

ابن تیمیّه در انکار موقعیت علمی امیرالمومنین علیه السلام مى نویسد: «قوله، ابن عباس تلمیذ علیّ کلام باطل»( منهاج السنّه: ۷/۵۳۶٫)
عالم شیعه، علاّمه حلّى که مى گوید: ابن عباس شاگرد على (علیه السلام)بوده است، دروغ محض است.
«والمعروف أنّ علیّاً أخذ العلم عن أبی بکر»( منهاج السنّه: ۵/۵۱۳٫). آن چه مشهور است على علم را از ابوبکر فرا گرفته است.
همچنین گفته: «وقد جمع الشافعیّ ومحمّد بن نصر المَرْوَزی کتاباً کبیراً فیما لم یأخذ به المسلمون من قول علیّ لکون قول غیره من الصحابه أتبع للکتاب والسنّه»( منهاج السنّه: ۸/۲۸۱٫)
شافعى و مَرْوَزى در کتابى بزرگ مواردى که مسلمانان به گفتار على عمل نکرده اند را جمع آورى کرده اند، چون گفتار صحابه غیر از على به قرآن و سنّت نزدیکتر بوده است.
«عثمان قد جمع القرآن کلّه بلا ریب، و کان أحیاناً یقرؤه فی رکعه واحده، وعلیّ قد اختلف فیه هل حفظ القرآن کلّه أم لا؟»( منهاج السنّه: ۸/۲۲۹).
عثمان قرآن را جمع کرد و بعضى از اوقات تمام قرآن را در یک رکعت نماز قرائت مى کرد، ولى در این که على تمام قرآن را حفظ بود یا نه، اختلاف است.

دفاع ابن تیمیّه از ابن ملجم

قال ابن تیمیّه: والذی قتل علیّاً کان یصلّی ویصوم ویقرأ القرآن ، وقتله معتقداً أنّ اللّه ورسوله یحبّ قتل علیّ، وفعل ذلک محبّه للّه ورسوله فی زعمه، وإن کان فی ذلک ضالاًّ مبتدعاً(منهاج السنه: ۱/۱۵۳).
«ابن تیمیّه» مى گوید: آن کسى که على را کشت، اهل نماز و روزه بود و قرآن مى خواند، و معتقد بود که کشتن على مورد رضایت خدا و پبامبر است، و این کار را به خاطر به دست آوردن محبّت خدا و پیامبر انجام داد، اگر چه در این عقیده دچار گمراهى شده بود.
و نیز مى گوید:«وقال أیضاً: قتله واحد منهم وهو عبدالرحمن بن ملجم المرادی مع کونه کان من أعبد الناس وأهل العلم»( منهاج السنّه: ۵/۴۷) . على بن ابى طالب را یکى از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم در حالى که از عابدترین انسانها و داراى مقام علمى بود به قتل رساند.
ملاحظه مى کنید که «ابن تیمیّه»، ابن ملجم را چگونه مدح مى کند با این که پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)، او را از شقى ترین انسانها و در ردیف پى کننده ناقه ثمود شمرده است.
قال علی(علیه السلام): «أخبرنی الصادق المصدّق أنّی لا أموت حتى أضرب على هذه وأشار إلى مقدّم رأسه الأیسر فتخضب هذه منها بدم، وأخذ بلحیته وقال لی: یقتلک أشقى هذه الأمّه کما عقر ناقه اللّه أشقى بنی فلان من ثمود»( مسند أبی یعلى: ۱/۴۳۱، المعجم الکبیر: ۸/۳۸، کنز العمّال: ۱۳/۱۹۲، تاریخ مدینه دمشق: ۴۲/۵۴۳)
قال الهیثمی: رواه الطبرانی وأبو یعلى وفیه رشدین بن سعد وقد وثّق ، وبقیّه رجاله ثقات.
حضرت امیر (علیه السلام) مى فرماید: پیامبر راستگو و راستین به من خبر داد که مرا شقى ترین انسانهاى این امت به شهادت خواهد رساند.
هیثمى روایاتى به این مضمون نقل مى کند، سپس مى نویسد: روات این روایات همه مورد وثوق هستند.
سپس روایت دیگرى به همین مضمون نقل مى کند و مى گوید: وقال بعد روایه أخرى بهذا المضمون: رواه أحمد والطبرانی والبزّار باختصار، ورجال الجمیع موثّقون(مجمع الزوائد: ۹/۱۳۶)
احمد وطبرانى و بزّار آن را به اختصار نقل کرده اند، و راویان این حدیث همه آنان ثقه مى باشند.

تمجید ابن تیمیه از معاویه و یزید

ابن تیمیّه مى نویسد: «إنّ الرافضه تعجز عن إثبات إیمانه (أی علیّ بن أبی طالب(علیه السلام)) وعدالته ، فإن احتجّوا بما تواتر من إسلامه وهجرته وجهاده، فقد تواتر إسلام معاویه ویزید وخلفاء بنی أمیّه وبنی العبّاس وصلاتهم وصیامهم وجهادهم الکفّار»( منهاج السنّه: ۲/۶۲). شیعه نمى تواند ایمان و عدالت على (علیه السلام) را ثابت کند، چون اگر به اسلام و هجرت و جهاد على که به تواتر ثابت شده است استدلال کند، خواهیم گفت که اسلام معاویه و یزید، و خلفاء بنو امیه، و بنو عباس، و همچنین نماز، و روزه، و جهاد آنان نیز به تواتر ثابت شده است.
همچنین هیئت افتاى سعودى در پاسخ به سؤالى مى نویسد: «لم یثبت فسقه الذی یقتضی اللعن»
فسق یزید به طورى که لعن او را جایز شمارد، ثابت نشده است(فتاوى اللجنه الدائمه للبحوث العلمیّه والإفتاء: ۳/۲۹۷٫)

ادامه دارد

فرزین نجفی پور: مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

زندگی نامه ی سردار قاسم سلیمانی

وجود و چهره اش برای مومنان و شیعیان آرام بخش و برای تمامی دشمنان اسلام ...