خانه / زمینه ساز ظهور / ادعیه ها / مفاتیح الجنان – ترجمه آیت الله انصاریان – قسمت پنجم

مفاتیح الجنان – ترجمه آیت الله انصاریان – قسمت پنجم

دعای جوشن کبیر

این دعا در کتابهاى بلد الامین و مصباح کفعمى آمده، از حضرت سیّد الساجدین علیه السّلام، از پدر ایشان از جدّ بزرگوارش حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله روایت شده: این دعا را جبرئیل براى آن حضرت در یکى از جنگها فرود آورد، درحالى‏که زره سنگینى بر تن آن جناب بود به گونه‏اى که سنگینى آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: این جوشن (زره) را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که براى تو و امّتت موجب ایمنى است. سپس شرحى در فضیلت این دعا ذکر فرموده که اینجا جاى‏ بیان تمام آن نیست ولى به برخى از آن اشاره مى‏کنیم از جمله آنکه هرکه آن را بر کفنش بنویسد، خدا به احترام آن او را به آتش نمى‏افکند و و هرکه آن را در اول ماه رمضان با نیّت خالص و دلى پاک بخواند، حق تعالى بهره‏مندى را روزى او مى‏کند، و براى وى هفتاد هزار فرشته مى‏آفریند که خدا را تسبیح و تقدیس کنند و ثوابش را براى او قرار دهند. در ادامه نیز فضیلت زیادى نقل کرده تا آنکه فرمود: هرکه آن را در ماه رمضان سه بار بخواند، خدا بدن او را بر آتش جهنم حرام مى‏کند، و بهشت را براى او واجب مى‏گرداند، و دو فرشته را بر او مى‏گمارد تا او را از گناهان حفظ کنند، و در طول زندگى خود در امان خدا باشد و در پایان روایت آمده: امام حسین علیه السّلام فرمود: پدرم على بن ابیطالب علیه السّلام به حفظ این دعا وصیّت کرد، و نیز اینکه آن را بر کفن ایشان بنیوسم و به اهل خود تعلیم دهم و آنان را به خواندنش ترغیب نمایم. این دعا مشتمل بر هزار نام از نامهاى خدا است و اسم اعظم نیز در آن است.

دومّ: استحباب خواندن این دعا در اوّل ماه رمضان، و امّا درباره قرائت آن در خصوص شبهاى قدر باید گفت، ذکرى از آن در این روایت نیامده است ولى علّامه مجلسى قدس سره روحه در کتاب «زاد المعاد» آن را در ضمن اعمال شبهاى قدر ذکر نموده است و در پاره‏اى از روایات نیز وارد شده که دعاى «جوشن کبیر» را در هر یک از شبهاى قدر بخوانند. و براى ما در این مقام فرمایش علّامه مجلسى احلّه اللّه دار المقام کافى است.
در هر صورت این دعا مشتمل بر صد بند است، و هر بندى مشتمل بر ده نام از نام‏هاى خداست که در آخر هر بند باید گفت:
منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریادرس فریادرس، ما را از آتش برهان اى پروردگارو در کتاب‏ «بلد الامین» آمده است که در آغاز هر بند «بسم اللّه» بگوید و در آخرش: منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریادرس فریادرس بر محّمد و خاندانش درود فرست و ما را اى پروردگار از آتش رهایى بخش، اى سرچشمه هیبت و کرامت، اى مهربان‏ترین مهربانان. و آن دعا این است: به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است‏

(۱) خدایا از تو خواستارم به نامت، اى خدا، اى بخشنده، اى مهربان، اى گرامى، اى پایدار، اى بزرگ، اى دیرینه اى دانا، اى شکیفا، اى فرزانه، منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریاد رس فریاد رس، ما را از آتش برهان اى پروردگار من. (۲) اى سرور سروران، اى برآورنده دعاها، اى بلندى‏بخش جایگاهها، اى سرچشمه نیکیها، اى درگذرنده از خطاها، اى عطابخش خواسته‏ها، اى پذیرنده توبه‏ها، اى شنونده نداها، اى داناى رازها، اى دور کننده بلاها (۳) اى بهترین آمرزگاران، اى بهترین گشایشگران اى بهترین یاوران، اى بهترین داوران، اى بهترین روزى دهان، اى بهترین وارثان، اى بهترین ستایشگران اى بهترین یادآوران، اى بهترین عطابخشان، اى بهترین نیکوکاران، (۴) اى آن‏که شکوه و زیبایى تنها از آن اوست اى آن‏که توانایى و برازندگى تنها از آن اوست، اى آن‏که فرمانروایى و شوکت تنها از آن اوست، اى آنکه اوست بزرگ و برتر، اى پدیدآورنده ابرهاى پرباران، اى آن‏که نیرومند، و پرتوان است، اى آن‏که حسابرسى چالاک است، اى آن‏که کیفرش سخت و شدید است، اى آن‏که پاداش نیک تنها نزد اوست، اى آن‏که دفرت هستى پیش روى اوست (۵)

خدایا! از تو خواستارم به نامت اى پرمهر، اى بخشایشگر، اى جزادهنده، اى روشنى خرد، اى فرمانروا، اى خشنودى، اى آمرزش، اى پاک، اى پشتوانه، اى صاحب نعمت و بیان (۶) اى آن‏که همه در برابر عظمتش فروتن، اى آن‏که همه در برابر قدرتش تسلیم، اى آن‏که همه در برابر عزّتش خوار، اى آن‏که همه در برابر هیبتش هراسان، اى آن‏که همه از ترسش فرمانبردار، اى آن‏که کوهها از بیمش شکافته، اى آن‏که آسمانها به امرش بر پا، اى آن‏که زمینها به اجازه‏اش بر جا، اى آن‏که رعد به ستایشش تسبیح‏گو است، اى آن‏که بر اهل مملکتش ستم نمى‏کند (۷) اى درگذرنده از خطاها، اى برطرف کننده بلاها، اى اوج امیدواریها، اى بسیاردهنده عطاها، اى بخشنده هدایا، اى روزى‏رسان آفریده‏ها، اى برآورنده آرزوها، اى شنواى گلایه‏ها، اى برانگیزنده بندگان، اى بندگشاى دربندان (۸) اى صاحب سپاس و ستایش، اى صاحب فخر و زیبایى، اى صاحب بزرگوارى و والایى، اى صاحب پیمان و وفا، اى صاحب گذشت و رضا، اى صاحب بخشش و عطاء، اى صاحب دادرسى و داورى، اى صاحب عزّت و بقا، اى صاحب کرم و بخشش، اى صاحب عطاها و نعمتها (۹) خدایا از تو خواستارم به نامت اى بازدارنده، اى دور کننده، اى بردارنده، اى سازنده، اى سودبخش، اى شنوا، اى گرد آوردنده، اى یاریگر، اى مهرگستر، اى وسعت‏بخش (۱۰) اى سازنده هر ساخته، اى آفریننده هر آفریده، اى روزى‏بخش هر روزى‏خوار اى‏ داراى هر دارایى، اى غمگسار هر غمزده، اى فرج‏بخش هر اندوهگین، اى مهرورز بر هر مهرجو اى یاور هر بى‏یاور، اى پرده‏پوش هر کاستى، اى پناه هر رانده. (۱۱) اى توشه‏ام در سختى، اى امیدم در ناگوارى، اى همدم در وحشت، اى همرهم در غربت اى سرپرستم در نعمت، اى فریادرسم در گرفتارى، اى رهنمایم در سرگردانى، اى توانگرى‏ام در تنگدستى اى پناهم در دماندگى، اى مددرسانم در پریشانى (۱۲) اى داناى نهانها، اى آمرزنده گناهان، اى پرده‏پوش عیبها، اى غمگسار غمها، اى دگرگون‏ساز دلها، اى پزشک قلبها، اى روشنى‏بخش دلها، اى همدم جانها، اى گره گشاى اندوهها، اى گشایشگر دلتنگیها (۱۳) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى والا، اى زیبا، اى کارگشا، اى سرپرست، اى راهنما، اى پذیرا، اى گرداننده، اى عطابخش، اى درگذرنده، اى حال گردان (۱۴) اى رهنماى رهجویان، اى مددرس مددجویان، اى فریادرس فریادکنان، اى پناه پناهندگان، اى ایمنى‏بخش هراسندگان، اى یاور مؤمنان، اى مهرورز بر خاک نشستگان، اى پناه عصیانگران، اى آمرزنده گنهگاران، اى اجابت‏کننده دعاى بیچارگان. (۱۵) اى صاحب جود و نیکى، اى صاحب بخش و عطا، اى صاحب امن و امان، اى صاحب قدس و پاکى، اى صاحب حکمت و بیان، اى صاحب رحمت و رضوان‏ اى صاحب حجّت و برهان، اى صاحب عظمت و سلطان، اى صاحب مهر و اى پشتیبان، اى صاحب گذشت و غفران (۱۶) اى آن‏که پروردگار همه اوست، اى آن‏که معبود همه، اوست، اى آن‏که آفریننده همه، اوست اى آن‏که سازنده همه، اوست، اى آن‏که پیش از همه بود، اى آن‏که بعد از همه هست، اى آن‏که از هر چیز برتر است، اى آن‏که به همه‏چیز داناست، اى آن‏که بر هر چیز توانا است، اى آن‏که او همیشگى است و همه‏چیز رفتنى است. (۱۷) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى ایمنى‏بخش، اى چیره بر همه، اى هستى‏آفرین، اى دلبر، اى خردربا، اى سادگى‏بخش، اى توان‏ده، اى زینت‏بخش، اى نمایانگر، اى پخش‏کن. (۱۸) اى آن‏که در فرمانروایى‏اش پابرجاست اى آن‏که در پادشاهى‏اش دیرینه است، اى آن‏که در شکوهش بزرگ است، اى آن‏که بر بندگانش مهربان است، اى اى آن‏که به هرچیز داناست، اى آن‏که بر نافرمانان بردبار است، اى آن‏که بر امیدواران اکرام ورزد، اى آن‏که در آفرینش حکمت نماید، اى آن‏که در حکمتش مهر ورزد، اى آن‏که در مهرش دیرینه است. (۱۹) اى آن‏که جز به فضلش امید نیست، اى آن‏که جز عفوش خواهش نشود، اى آن‏که جز به نیکى‏اش چشم ندوزند، اى آن‏که جز از دادش نهراسند، اى آن‏که پایدار نماند جز فرمانروایى‏اش، اى آن‏که جز سلطنتش سلطنتى نیست، اى آن‏که رحمتش همه را فرا گرفته، اى آن‏که رحمتش بر خشمش پیشى گرفته، اى آن‏که دانشش همه را فرو گرفته، اى آن که هیچکس همانندش نیست. (۲۰) اى گشاینده اندوه، اى برطرف کننده غم، اى آمرزنده گناه، اى پذیرنده توبه، اى‏ آفریننده آفریدگان، اى راست وعده، اى وفادار به پیمان، اى داناى راز نهان، اى شکافنده دانه، اى روزى دهنده بندگان. (۲۱) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى والا، اى وفادار، اى توانگر، اى امان‏ده، اى پرمهر، اى خشنود، اى پاک، اى نمایان، اى پرتوان، اى فیض‏بخش. (۲۲) اى آن‏که زیبایى را پدیدار نمودى، اى آن‏که زشتى را پوشاندى اى آن‏که بر گناه سرزنش نکردى، اى آن‏که پرده‏درى ننمودى، اى که گذشتت بزرگ، اى که نیکو درگذرى، اى آمرزگانیت فراگیر، اى دستت به مهر گشوده، اى شنواى هر نجوى، اى سرانجام هر گلایه (۲۳) اى داراى نعمت فراوان، اى داراى رحمت فراگیر، اى داراى بخشش آغازین، اى داراى حکمت رسا، اى داراى نیروى برازنده، اى داراى برهان قطعى، اى داراى کرامت هویدا، اى داراى عزّت پایدار، اى داراى توان استوار، اى داراى عظمت بلندپایه. (۲۴) اى پدیدآورنده آسمانها اى برنهنده تاریکیها، اى رحم کننده اشکهاى ریزان، اى درگذرنده از لغزشها، اى پوشنده زشتیها، اى زندگى‏بخش مردگان، اى فرودآور آیات، اى دوچندان کن خوبیها، اى ناپدید کننده بدیها، اى سخت شکنجه. (۲۵) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى صورتگر، اى سنجیده‏کار، اى گرداننده، اى پاک کننده، اى روشنى‏بخش، اى ساده‏ساز، اى مژده‏ده، اى بیم‏ده، اى پیش‏آور، اى پس‏آور. (۲۶) اى پروردگار خانه محترم، اى پرودگار ماه محترم، اى پرودگار شهر محترم، اى پروردگار رکن و مقام، اى پروردگار مشعر الحرام، اى پروردگار مسجد الحرام، اى پروردگار حلال و حرام، اى پروردگار روشنى و تاریکى، اى پروردگار تحیّت و سلام، اى پرورنده نیرو در مردمان. (۲۷) اى داورترین داوران، اى دادگرترین دادگران، اى راستگوترین راستگویان، اى پاکترین پاکان، اى بهترین آفرینندگان، اى چابکترین حسابگران، اى شنواترین شنوندگان، اى بیناترین بینندگان، اى یاورترین یاوران، اى گرامى‏ترین گرامیان. (۲۸) اى تکیه‏گاه آن‏که تکیه‏گاه ندارد، اى پشتیبان آن‏که پشتیبانى ندارد، اى اندوخته آن‏که اندوخته‏اى ندارد اى پناه آن‏که پناهى ندارد، اى فریادرس آن‏که فریادرسى ندارد، اى افتخار آن‏که افتخارى ندارد، اى عزّت آن‏که عزّتى ندارد اى مددرسان آن‏که مددى ندارد، اى همدم آن‏که همدمى ندارد، اى ایمنى‏بخش آن‏که ایمنى ندارد (۲۹) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى نگهدار، اى پایدار، اى پاینده، اى مهرورز، اى سلامتى‏بخش، اى داور، اى دانا، اى بخش‏کن، اى بازگیر، اى فراخى‏بخش. (۳۰) اى نگهدار آن‏که از او نگهدارى جوید، اى مهربان بر آن‏که از او مهر جوید، اى آمرزنده آن‏که از او آمرزش خواهد اى یاور آن‏که از او یارى طلبد، اى حافظ آن‏که از او حفاظت خواهد، اى اکرام کننده آن‏که از او اکرام خواهد، اى راهنماى آن‏که از او راهنمایى جوید، اى دادرس آن‏که از او دادرسى خواهد، اى مددیار آن‏که از او مدد جوید، اى فریادرس آن‏که از او فریادرسى خواهد (۳۱) اى عزیزى که خوار نگردد، اى لطیفى که دست‏اندازى نشود، اى پایدارى که خوا او را درنیابد، اى پاینده‏اى که فنا نپذیرد، اى زنده‏اى که نمى‏میرد، اى پادشاهى که از بین نمى‏رود، اى همیشگى که فانى نمى‏شود، اى دانایى که نادانى ندارد، اى بى‏نیازى که خوراک نخواهد، اى توانایى که ناتوان نمى‏گردد 

(۳۲) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى یکتا، اى یگانه، اى گواه، اى بزرگوار، اى ستایش‏پذیر، اى راهنما اى برانگیزنده، اى میراث‏برنده، اى زیان‏رسان، اى سودبخش (۳۳) اى بزرگ‏تر از هر بزرگ، اى کریم‏تر از هر کریم، اى مهربان‏تر از هر مهربان، اى داناتر از هر دانا، اى فرزانه‏تر از هر فرزانه، اى دیرینه از هر دیرینه، اى بزرگ‏تر از هر بزرگ، اى لطیف‏تر از هر لطیف، اى باشکوه‏تر از هر باشکوه، اى عزیزتر از هر عزیز. (۳۴) اى گذشت کریمانه، اى نعمتت بزرگ، اى خیرت بسیار، اى فضلت دیرینه، اى لطفت همیشگى، اى ضنعت چشم‏نواز، اى گره‏گشاى گرفتارى، اى بردارنده زیان، اى پادشاه هستى، اى داور بر حق، (۳۵) اى آن‏که در پیمانش وفادار است، اى آن‏که در وفادارى‏اش پایدار است، اى آن‏که در پایدارى‏اش والاست، اى آن که در والایى‏اش نزدیک است، اى آن‏که در نزدیکى‏اش با نرمى است، اى آن‏که در نرمى‏اش شریف است، اى آن‏که در شرفش با عزّت است، اى آن‏که در عزّتش بزرگ است، اى آن‏که در بزرگى‏اش شکوهمند است، اى آن‏که در شکوهش ستوده است. (۳۶) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى بسنده، اى درمان‏بخش، اى وفادار، اى تندرستى‏ده اى راهنما، اى به نیکى خوان، اى داور، اى خشنود، اى بلندمرتبه، اى ماندگار. (۳۷) اى آن‏که هرچیز برایش فروتن است، اى آن‏که هر چیز از او هراسان است، اى آن‏که هستى هرچیز از او است، اى آن‏که هرچیز به او پدیدار است، اى آن که هرچیز به سوى او بازگشت کند، اى آن‏که هرچیز از او ترسان است، اى آن‏که هرچیز به او بر پاست، اى آن‏که هر 

چیز به سوى او دگرگون مى‏شود، اى آن‏که هر چیز به ستایش او تسبیه‏گو است، اى آن‏که هرچیز جز جلوه‏اش نابود است (۳۸) اى آن‏که گریزگاهى نیست جز به بارگاهش، اى آن‏که پناهى جز به درگاهش نیست، اى آن‏که مقصدى جز به سوى او نیست، اى آن‏که از خشمش رهاى نیست جز به مهرش، اى آن‏که جز به سوى او میلى نیست، اى آن‏که جنبش و نیرویى نیست جز به او، اى آن‏که جز از او مدد نجویند، اى آن‏که جز بر او توکلّ نشود، اى آن‏که جز به او امیدى نیست، اى آن‏که جز او پرستیده نشود. (۳۹)

اى بهترین هراس‏انگیزان، اى بهترین شوق‏آفرینان، اى بهترین جویاشدگان، اى بهترین پاسخ دهان، اى بهترین قصه‏شدگان اى بهترین یادشدگان، اى بهترین ستودگان، اى بهترین دلبران، اى بهترین خواندگان، اى بهترین همدمان. (۴۰) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى آمرزگار، اى پرده‏پوش، اى توانا، اى چیره، اى آفریننده اى شکننده، اى شکسته‏بند، اى یادآور، اى بینا، اى یاور. (۴۱) اى آن‏که آفرید پس متناسب نمود، اى آن‏که اندازه نهاد پس رهنمون شد اى آن‏که بلا را برگیرد، اى آن‏که زمزمه نهان را بشنود، اى آن‏که غرق‏شدگان را برهاند، اى آن‏که از نابودى رهایى بخشد، اى آن‏که بیماران را شفا دهد.

اى آن‏که خنداند و گریاند، اى آن‏که میراند و زنده کند، اى آن‏که دوگونه مرد و زن آفرید. (۴۲)

اى آن‏که در خشکى و دریا راه اوست، اى آن‏که در کرانه‏هاى هستى نشانه‏هاى اوست، اى آن‏که در نشانه‏هایش برهان روشن اوست، اى آن‏که در مرگ آفریدگان قدرت‏نمایى اوست، اى آن‏که در قبرها پندآموزى اوست، اى آن‏که در رستاخیز فرمانروایى بى‏حدّ اوست، اى آن‏که در حسابرسى اعمال شکوه اوست، اى آن‏که در سنجش کردارها داورى اوست، اى آن‏که د ربهشت پاداش اوست، اى آن‏که در دوزخ‏ کیفر اوست (۴۳) اى آن‏که هراسندگان به درگاه او گریزند، اى آن‏که گنهکاران به سوى او پناه برند، اى آن‏که پشیمانان آهنگ او کنند، اى آن‏که پارسایان به او میل نمایند، اى آن‏که سرگشتگان به او پناه برند، اى آن‏که ارادتمندان به او انس گیرند، اى آن‏که شیفتگان به او افتخار کنند، اى آن‏که خطاکاران در عفوش طمع ورزند، اى آن‏که یقین‏یافتگان به سوى او آرام گیرند، اى آن‏که توکّل‏کنندگان بر او توکّل کنند. (۴۴) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى دوست‏داشتنى، اى شفابخش، اى نزدیک، اى دیده‏بان، اى حسابرس، اى هراس‏انگیز، اى پاداش‏ده، اى اجابت کننده، اى آگاه اى بینا. (۴۵) اى نزدیک‏تر از هر نزدیک، اى محبوب‏تر از هر محبوب، اى بیناتر از هر بینا، اى آگاه‏تر از هر آگاه، اى شریف‏تر از هر شریف، اى برتر از هر بلند، اى تواناتر از هر توانا، اى توانگرتر از هر توانگر، اى بخشنده‏تر از هر بخشنده، اى مهربان‏تر از هر مهربان (۴۶) اى چیره شکست‏ناپذیر، اى سازنده ناساخته، اى آفریننه ناآفریده، اى مالک ما مملوک، اى چیره چیره‏گى‏ناپذیر، اى بلندى‏بخش بلندى‏ناپذیر، اى نگهدار بى‏نگهدار، اى یارى کننده یارى نشده، اى گواه همیشه حاضر، اى نزدیک دورى‏ناپذیر (۴۷) اى روشنى نور، اى روشنى‏بخش نور اى آفریننده نور، اى گرداننده نور، اى به اندازه‏ساز نور، اى روشنى هر نور، اى روشنایى پیش از هر نور، اى روشنایى پس از هر نور، اى روشنایى بر فراز هر نور، اى نورى که همانندش نورى نیست (۴۸) اى آن‏که عطایش‏  چشمگیر است، اى آن‏که کارش چشم‏نواز است، اى آن‏که نوازشش پایدار است، اى آن‏که نیکى‏اش دیرینه است، اى آن‏که سخنش حق است اى آن‏که وعده‏اش راست است، اى آن‏که گذشتش فراتر از شایستگى است، اى آن‏که کیفرش داد است، اى آن‏که یادش شیرین است، اى آن که عطایش همگانى است. (۴۹) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى آسان‏ساز، اى جدایى‏بخش، اى دگرگون‏ساز، اى هموار کن، اى فرودآور، اى عطابخش، اى فزون‏ده، اى بسیاربخش، اى امان‏ده، اى زیبایى‏آفرین (۵۰) اى آن‏که بینده و دیده نشود، اى آن‏که بیافرینده و آفریده نشود، اى آن‏که راهنمایى کند و راهنمایى نشود، اى آن‏که زنده کند و زنده‏اش نکنند، اى آن‏که پرسد و پرسیده نشود، اى آن‏که خوراند و خوراک نخواهد، اى آن‏که پناهد دهد و پناه نجوید، اى آن‏که داورى کند و بر او داورى نشود، اى آن‏که فرمان دهد و فرمانش ندهند، اى آن‏که نزاده، و زاده نشده، و براى او همتایى نبوده است. (۵۱) اى که چه خوش حسابگرى، اى که چه خوش طبیبى، اى که چه خوش همراهى، اى که چه خوش نزدیکى، اى که چه خوش پاسخ‏دهى، اى که چه خوش دلبرى، اى که چه خوش سرپناهى، اى که چه خوش کارگشایى، اى که چه خوش مولایى، اى که چه خوش یاورى (۵۲) اى شادى عارفان، اى آرزوى شیفتگان، اى همدم مریدان، اى محبوب توبه‏کاران، اى روزى‏دهنده بى‏چیزان، اى امید گنهکاران، اى نور چشم عبادت‏کنندگان، اى گشاینده اندوه دلگیران، اى غمگسار غمزدگان، اى معبود گذشتگان و آیندگان. (۵۳) خدایا! من از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى پروردگار ما، اى معبود ما، اى سرور ما اى مولاى ما، اى یاور ما، اى نگهدار ما، اى راهنماى ما، اى مددرسان ما، اى محبوب ما، اى طبیب ما، (۵۴) اى پروردگار 

پیامبران و نیکان، اى پروردگار صدّیقان و خوبان، اى پروردگار بهشت و دوزخ، اى پروردگار خردسالان و بزرگسالان، اى پروردگار دانه‏ها و میوه‏ها، اى پروردگار نهرها و درختان، اى پروردگار دشتها و بیشه‏ها، اى پروردگار خشیکیها و دریاها، اى پروردگار شب و روز، اى پروردگار آشکارها و نهانها (۵۵) اى آن‏که فرمانش در هرچیز نفوذ یافته، اى آن‏که دانشش به هر چیز رسیده، اى آن‏که قدرتش هر چیز را دربر گرفته، اى آن‏که بندگان از شمردن نعمتهایش ناتوانند، اى آن‏که آفریدگان به سپاسش نرسند، اى آن‏که فهمها بزرگى‏اش را درنیابند، اى آن‏که پندارها به ژرفاى هستى‏اش نرسند، اى آن‏که بزرگى و بزرگ‏منشى‏پوشش اوست، اى که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند، اى آن‏که فرمانروایى جز فرمانروایى او نیست، اى آن‏که عطایى جز عطاى او نیست (۵۶) اى آن‏که نمونه اعلى از آن اوست، اى آن‏که صفات برتر براى اوست، اى آن‏که سرانجام و سرآغاز از آن اوست، اى آن که بهشت آسایش از آن اوست، اى آن‏که نشانه‏هاى بزرگ‏تر از آن اوست، اى آن‏که نامهاى نیکوتر از آن اوست، اى آن که فرمان و داورى از آن اوست، اى آن هوا و فضا از آن اوست، اى آن‏که عرش و فرش از آن اوست، اى آن‏که آسمانهاى برافراشته از آن اوست. (۵۷) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى درگذرنده، اى آمرزنده، اى شکیبا، اى ستایش‏پذیر، اى مهربان، اى مهرورز، اى خواسته، اى دوست، اى پاک، اى منزّه. (۵۸)

اى آن‏که بزرگى‏اش در آسمان است، اى آن‏که نشانه‏هایش در زمین است، اى آن‏که دلایلش در هرچیز است، اى آن‏که‏ شگفتیهایش در دریاست، اى آن‏که گنیجنه‏هایش در کوههاست، اى آن‏که آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند، اى آن‏که مه امور به به سوى او بازگردد، اى آن‏که لطفش را در هر چیز نمایان ساخته، اى آن‏که آفرینش هر چیز را نیکو پرداخته، اى آن‏که توانش در آفریدگان کارگر افتاده است. (۵۹) اى دوست آن‏که دوستى ندارد، اى پزشک آن‏که پزشکى ندارد، اى پاسخگوى آن‏که پاسخگویى ندارد، اى یار مهربان آن‏که مهربانى ندارد، اى همراه بى‏همرهان، اى فریادرس آن‏که فریادرسى ندارد، اى رهنماى آن‏که رهنمایى ندارد، اى همدم آن‏که همدمى ندارد، اى رحم‏کننده آن‏که رحم‏کننده‏اى ندارد اى همنشینى آن‏که همنشینى ندارد (۶۰) اى کفایت کننده هرکه از او کفایت خواهد، اى راهنماى هرکه از او راهنمایى جوید، اى نگاهبان هرکه از او نگاهبانى خواهد، اى رعایت کننده هرکه از او رعایت خواهد، اى شفادهنده هرکه از او شفا طلبد، اى داور هرکه از او داورى خواهد، اى بى‏نیاز کننده هرکه از او بى‏نیازى جوید، اى وفادار به هر که از او وفا جوید، اى نیروبخش هرکه از او نیرو خواهد، اى سرپرست هرکه از او سرپرستى خواهد. (۶۱) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى آفریننده، اى روزى‏دهنده، اى گویا، اى راستگو اى شکافنده، اى جدا کننده، اى گشاینده، اى پیونددهنده، اى پیشى گیرنده، اى بلند جایگاه. (۶۲) اى آن‏که شب و روز را دگرگون سازد، اى آن‏که تاریکیها و روشنایى‏ها را قرار داد، اى آن‏که سایه خنک و گرما را آفرید، اى آن‏که خورشید و ماه را مسّخر ساخت، اى آن‏که خیر و شر را مقدّر نمود، اى آن‏که مرگ و زندگى را آفرید، اى آن‏که خلق و امر از آن اوست، اى آن‏که همسر و فرزندى نگرفت، اى آن‏که در فرمانرواى یشریکى برایش نیست، اى آن‏که از روى خوارى‏  سرپرستى نخواهد. (۶۳) اى آن‏که خواهش خواهشمندان را مى‏داند، اى آن‏که از نهاد خاموشان آگاه است، اى آن‏که ناله درماندگان را مى‏شنود، اى آن‏که گریه هراسیدگان را مى‏بیند، اى آن‏که نیازهاى نیازمندان به دست اوست، اى آن بهانه توبه‏کاران را مى‏پذیرد، اى آن‏که عمل تبهکاران را صلاح نبخشد، اى آن‏که پاداش نیکوکاران را تباه نکند، اى آن‏که از دل عارفان دور نباشد اى بخشنده‏ترین بخشندگان. (۶۴) اى همیشه ماندگار، اى شنونده دعا، اى گسترده عطا، اى آمرزنده خطا، اى پدید آورنده آسمان، اى نیک آزمون، اى نیکو ستایش، اى دیرینه بر فراز، اى بسیار وفادار، اى شریف پاداش. (۶۵) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى پرده‏پوش اى آمرزگار، اى چیره، اى جاهمند، اى بس شکیبا، اى نیک‏بخش، اى برگزیده، اى گشاینده، اى روح‏بخش، اى راحتى‏بخش (۶۶) اى آن‏که مرا آفرید و بیاراست، اى آن‏که مرا روزى داد و پرورید، اى آن‏که به من خورانید و نوشانید، اى آن‏که مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد، اى آن‏که مرا نگاه داشت و کفایت نمود، اى آن‏که مرا حفظ کرد و حمایت نمود، اى آن‏که به من عزّت بخشید و بى‏نیازم ساخت، اى آن‏که توفیقم داد و راهنمایى کرد، اى آن‏که همدمم شد و جایم داد، اى آن‏که مرا بمیراند و زنده کند. (۶۷) اى آن‏که حق را با کلماتش استوار و برجا کند، اى آن‏که توبه را از بندگانش بپذیرد، اى آن‏که میان انسان و دلش قرار گیرد، اى آن‏که شفاعت جز با اجازه‏اش سود نبخشد، اى آن‏که به گمراه‏شدگان راهش داناتر است، اى آن‏که حکمش دگرگونى نپذیرد، اى آن‏که رأیش را بازگرداننده‏اى نیست، اى آن‏که هرچیز فرمانش را گردن نهد، اى آن‏که آسمانها به دست قدرتش پیچیده گشته، اى‏ آن‏که بادها را مژده‏دهنده رحمتش فرستد. (۶۸) اى آن‏که زمین را بستر زندگى قرار داد، اى آن‏که کوهها را میخهاى زمین نهاد، اى آن‏که خورشدى را چراغ جهانش کرد، اى آن‏که ماه را تابان ساخت، اى آن‏که شب را جامه آرامش گرداند، اى آن‏که روز را مایه روزى قرار داد، اى آن‏که خواب را وسیله آرامش ساخت، اى آن‏که آسمان را بنا نهاد، اى آن‏که از هر چیز گونه‏هاى مختلف قرار داد، اى آن‏که آتش را کمینگاه قرار داد. (۶۹) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى شنوا، اى همیار، اى بلندپایه، اى فرازمند، اى شبتابنده، اى نوآفرین، اى بزرگ، اى توانا، اى آگاه، اى پناه‏ده (۷۰) اى زنده پیش از هر زنده، اى زنده پس از هر زنده، اى زنده‏اى که مانند او زنده‏اى نیست، اى زنده‏اى که هیچ زنده‏اى شریک او نیست، اى زنده‏اى که به زنده‏اى نیاز ندارد، اى زنده‏اى که همه زندگان را مى‏میراند، اى زنده‏اى که به زنده‏ها روزى مى‏دهد، اى زنده‏اى که زندگى را از زنده‏اى دیگر به ارث نبرده، اى زنده‏اى که مردگان را زنده مى‏کند، اى زنده اى به خود پاینده‏اى که او را چرت و خواب درنگیرد. (۷۱) اى آن‏که یادى دارد فراموش‏نشدنى، اى آن‏که نورى دارد خاموش‏نشدنى، اى آن‏که عطایایى بخشیده ناشمردنى، اى آن فرمانروایى‏اش بى‏زوال است، اى آن‏که ستایشش بى‏آمار است، اى آن‏که شکوهش چگونگى نپذیرد، اى آن‏که کمالى دارد درک ناشدنى، اى آن‏که داورى‏اش بازگشت ناپذیر است، اى آن‏که صفاتى دارد دگرگون‏پاپذیر اى آن‏که جلوه‏هایى دارد غیر قابل تغییر. (۷۲) اى پروردگار جهانیان، اى مالک روز جزا، اى مقصود جویندگان اى پشت و پناه پناهندگان، اى دریابنده فراریان، اى آن‏که شکیبایان را دوست دارد، اى آن‏که توبه‏ کنندگان را دوست دارد 

اى آن‏که پاکیزگان را دوست دارد، اى آن‏که نیکوکاران را دوست دارد، اى آن‏که اوست داناتر به راه‏یافتگان (۷۳) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى مهربان، اى همراه، اى نگهدار، اى فراگیر، اى روزى‏بخش، اى فریادرس، اى عزّت‏بخش، اى خوارکن، اى آغازگر، اى برگرداننده. (۷۴) اى آن‏که یکتاست و ضدّ ندارد، اى آن‏که یگانه است و بى‏مانند، اى آن‏که بى‏نیاز و کاستى است، اى آن‏که بى‏همتاى بودن و چگونگى است، اى آن‏که داورى دادگر است، اى آن‏که پروردگارى بى‏وزیر است، اى آن‏که عزّتمندى بى‏خوارى است، اى آن‏که توانگرى بى‏نیاز است، اى آن‏که پادشاهى عزل‏ناپذیر است، اى آن‏که اوصافش بى‏مانند است. (۷۵) اى آن‏که ذکرش براى ذاکران شرف است، اى آن‏که شکرش براى شاکران رستگارى است، اى آن‏که ستایشش براى ستایشگران عزّت است، اى آن‏که طاعتش براى مطعیان مایه نجات است، اى آن‏که درگاهش گشوده است به روى جویندگان، اى آن که راهش براى توبه‏کاران هموار است، اى آن‏که نشانه‏هایش براى بینندگان لیل قاطع است، اى آن‏که کتابش براى پرواپیشگان مایه پند و یادآورى است، اى آن‏که روزى‏اش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد، اى آن‏که رحمتش به نیکوکاران نزدیک است. (۷۶)

اى آن‏که نامش خجسته است، اى آن‏که عنایتش بس بلند است، اى آن‏که معبودى جز او نیست، اى آن‏که ستایشش والا است، اى آن‏که نامهایش مقدس است، اى آن‏که هستى‏اش پایدار است، اى آن‏که بزرگى جلوه زیبایى اوست، اى آن‏که بزرگمنشى پوشش اوست، اى آن‏که عطاهایش در شمار نیاید، اى آن‏که نعمتهایش شمرده نشود. (۷۷) خدایا! از تو مى‏خواهم به نامت اى مددرسان، اى امین، اى آشکار اى استوار، اى ارجمند، اى راهنما، اى ستوده، اى بزرگوار، اى سختگیر (گنهکاران)، اى گواه. (۷۸) اى صاحب عرش‏ پرشکوه، اى صاحب سخن استوار، اى صاحب کردکار برازنده، اى صاحب کوبش سخت، اى صاحب نوید و و تهدید، اى آن‏که سرپرست ستوده است، اى آن‏که به نیکى انجام دهد آنچه را خواهد، اى آن‏که نزدیک دورى‏ناپذیر است، اى آن‏که بر هر چیز گواه است، اى آن‏که بر بندگان ستمکار نیست. (۷۹) اى آن‏که شریک و وزیرى ندارد، اى آن‏که مثل و مانندى ندارد، اى آفریننده خورشید و ماه تابان، اى بى‏نیاز کننده درمانده تهیدست، اى روزى‏دهنده کودک خردسال، اى مهرورز بر پیر بزرگسال، اى پیونددهنده استخوان شکسته، اى پناه ترسان پناه‏جو، اى آن‏که بر بندگانش آگاه و بیناست، اى آن‏که بر هر چیز تواناست. (۸۰) اى صاحب جود و بخشش اى صاحب فضل و کرم، اى آفریننده لوح و قلم، اى پدیدآورنده موران و مردمان، ااى صاحب عذاب و انتقام اى الهام‏بخش عرب و عجم، اى بردارنده زیان و درد، اى داناى رازها و قصدها، اى پروردگار کعبه و حرم، اى آفریننده هرچیز از نیستى. (۸۱) خدایا! از تو خواستارم به نامت اى کردگار، اى هستى‏بخش، اى پذیرنده، اى برازنده، اى جدا، اى پیونددهنده، اى دادگر، اى چیره، اى جویا، اى بخشنده، (۸۲) اى آن‏که به کرمش بخشید، اى آن‏که به جودش گرامى داشت، اى آن‏که به لطفش کرم ورزید، اى آن‏که به نیرویش عزّت یافت، اى آن‏که به حکمتش سامان داد، اى آن‏که به تدبیر خود حکم کرد، اى آنکه با علم خود تدبیر کرد، اى آن‏که با بردبارى‏اش درگذرد، اى آن‏که به تدبیر خود در عین برترى‏اش نزدیک است، اى آن‏که در عین نزدیکى‏اش برتر است. (۸۳) اى آن‏که هرچه خواهد آفریند، اى آن‏که هرچه بخواهد بکند، اى آن‏که هرکه را بخواهد راهنمایى کند، اى آن‏که هرکه را بخواهد گمراه سازد، اى آن‏که هرکه را بخواهد عذاب کند، اى آن‏که هرکه را بخواهد بیامرزد، اى آن‏که هرکه را بخواهد عزّت بخشد، اى آن‏که هرکه را بخواهد خوار گرداند، اى آن‏که در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، اى آن‏که هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند. (۸۴) اى آن‏که همسر و فرزندى نگرفت، اى آن‏که براى هرچیز اندازه نهاد، اى آن‏که در حکمش کسى را شریک نساخت، اى آن‏که فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد، اى آن‏که در آسمانها برجهایى گذارد، اى آن‏که زمین را زیستگاه شایسته نمود، اى آن‏که آدمى را از آب آفرید، اى آن‏که براى هرچیز سرانجامى قرار داد، اى آن‏که با علم خویش هرچیز را دربر گرفته است، اى آن‏که تعداد هرچیز را شماره نموده است. (۸۵) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى آغاز، اى انجام، اى آشکار، اى نهان، اى نیکوکار، اى حق، اى یگانه، اى یکتا، اى بى‏نیاز، اى همیشگى. (۸۶) اى بهترین شناخته شده‏اى که شناخته شده، اى برترین معبودى که عبادت شده، اى والاترین ثناپذیرى که سپاس شده، اى عزیزترین یاد شده‏اى که یاد شده اى برترین ستوده‏اى که ستایش شده، اى دیرینه‏ترین موجودى که خواسته شده، اى بلندترین وصف شده‏اى که به وصف آمده، اى بزرگترین مقصودى که قصد شده، اى گرامى‏ترین پرسیده‏اى که پرسش شده، اى شریف‏ترین محبوبى که دانسته شده. (۸۷) اى محبوب گریه‏کنندگان، اى سرور توکّل‏کنندگان، اى راهنماى گمراهان، اى سرپرست مؤمنان، اى همدم ذاکران، اى پناه جان سوختگان اى رهایى‏بخش راستگویان، اى تواناترین توانایان، اى داناترین دانایان، اى پرستیده همه آفریدگان. (۸۸) اى آن‏که فراتر رفت و چیره گشت، اى آن‏که دارا گشت و توان یافت، اى آن‏که نهان شد و آگاهى یافت، اى آن‏که پرستش شد و ارج نهاد، اى آن‏که نافرمانى‏ راهنمایى کند، اى آن‏که هرکه را بخواهد گمراه سازد، اى آن‏که هرکه را بخواهد عذاب کند، اى آن‏که هرکه را بخواهد بیامرزد، اى آن‏که هرکه را بخواهد عزّت بخشد، اى آن‏که هرکه را بخواهد خوار گرداند، اى آن‏که در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، اى آن‏که هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند. (۸۴) اى آن‏که همسر و فرزندى نگرفت، اى آن‏که براى هرچیز اندازه نهاد، اى آن‏که در حکمش کسى را شریک نساخت، اى آن‏که فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد، اى آن‏که در آسمانها برجهایى گذارد، اى آن‏که زمین را زیستگاه شایسته نمود، اى آن‏که آدمى را از آب آفرید، اى آن‏که براى هرچیز سرانجامى قرار داد، اى آن‏که با علم خویش هرچیز را دربر گرفته است، اى آن‏که تعداد هرچیز را شماره نموده است. (۸۵) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى آغاز، اى انجام، اى آشکار، اى نهان، اى نیکوکار، اى حق، اى یگانه، اى یکتا، اى بى‏نیاز، اى همیشگى. (۸۶) اى بهترین شناخته شده‏اى که شناخته شده، اى برترین معبودى که عبادت شده، اى والاترین ثناپذیرى که سپاس شده، اى عزیزترین یاد شده‏اى که یاد شده اى برترین ستوده‏اى که ستایش شده، اى دیرینه‏ترین موجودى که خواسته شده، اى بلندترین وصف شده‏اى که به وصف آمده، اى بزرگترین مقصودى که قصد شده، اى گرامى‏ترین پرسیده‏اى که پرسش شده، اى شریف‏ترین محبوبى که دانسته شده. (۸۷) اى محبوب گریه‏کنندگان، اى سرور توکّل‏کنندگان، اى راهنماى گمراهان، اى سرپرست مؤمنان، اى همدم ذاکران، اى پناه جان سوختگان اى رهایى‏بخش راستگویان، اى تواناترین توانایان، اى داناترین دانایان، اى پرستیده همه آفریدگان. (۸۸) اى آن‏که فراتر رفت و چیره گشت، اى آن‏که دارا گشت و توان یافت، اى آن‏که نهان شد و آگاهى یافت، اى آن‏که پرستش شد و ارج نهاد، اى آن‏که نافرمانى‏ 

و انجام هرچیز، اى پرستیده و دارنده هرچیز، اى پروردگار و سازنده هرچیز، اى آفریننده و برآورنده هرچیز، اى گیرنده و گشاینده هرچیز، اى آغاز کننده هرچیز، اى پدیدآورنده و اندازه‏بخش هرچیز، اى هستى‏بخش و جنباننده هرچیز، اى زنده‏کننده و میراننده هرچیز، اى آفریننده و میراث بر هرچیز (۹۵) اى بهترین یادکننده و یادشده، اى بهترین ثناپذیر و ثناشده، اى هبترین ستاینده و ستوده، اى بهترین گواه و گواه‏پذیر، اى بهترین خواهنده و خوانده‏شده، اى بهترین پاسخ‏دهنده و پاسخ داده شده، اى بهترین یار و همدم، اى بهترین همراه و همنشین، اى بهترین سویه و آهنگ، اى بهترین دوستدار و دوستى‏پذیر. (۹۶)

اى آن‏که به خواهنده‏اش پاسخ گوید، اى آن‏که براى فرمانبرش دوست است، اى آن‏که به دوستدارش نزدیک است، اى آن‏که براى کسى‏که از او نگهدارى طلبد دیده‏بان است، اى آن‏که به هرکه به او امید بندد کریم است، اى آن‏که هرکه از او نافرمانى کند بردبار است، اى ان که در بزرگى‏اش مهربان است، اى آن‏که در فرزانگى بزرگ است، اى آن‏که در نیکى‏اش دیرینه است، اى آن‏که به هر که او را خواهد دانا است. (۹۷) خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به نامت اى سبب‏ساز، اى شوق‏آفرین، اى برگرداننده، اى پیگیر، اى سامان‏بخش، اى هراس‏آور، اى برحذردار، اى یادآور، اى تسخیرگر، اى دگرگون‏ساز (۹۸) اى آن‏که علمش پیش است، اى آن‏که وعده‏اش راست است، اى آن‏که لطفش آشکار است، اى آن‏که فرمانش چیره است، اى آن‏که کتابش استوار است.

اى آن‏که حکمش شدنى است، اى آن‏که قرآنش باشکوه است، اى آن‏که فرمانروایى‏اش دیرین است، اى آن‏که بخشش فراگیر است، اى آن‏که پایگاهش‏ 

دعاى جوشن صغیر
بس بزرگ است. (۹۹) اى آن‏که شنیدنى از شنیدن دیگر بازش ندارد، اى آن‏که کارى از کار دیگر منعش نکند، اى آن‏که گفتارى از گفتار دیگر سرگرمش نکند، اى آن‏که درخواستى از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، اى آن‏که چیزى از چیز دیگر پرده‏اش نشود، اى آن‏که اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، اى آن‏که آرمان واپسین جویندگان است، اى آن‏که نهایت همّت عارفان است، اى آن‏که پایان جستجوى جویندگان است، اى آن‏که غبارى در سراسر هستى بر او پوشیده نیست. (۱۰۰)
اى بردبارى که شتاب نکند، اى بخشنده‏اى که بخل نورزد، اى راستگویى که تخلّف نکند، اى عطاکننده‏اى که خستگى نپذیرد، اى چیره‏اى که شکست‏ناپذیر است، اى بزرگى که به وصف در نیاید، اى دادگرى که ستم ننماید، اى توانگرى که نیازمند نشود، اى بزرگى که کوچک نگردد، اى نگهدارى که غفلت ننماید. منزّهى تو اى که معبودى جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را از آتش رهایى بخش پروردگارا
دعاى جوشن صغیر
این دعا در کتابهاى معتبر به شرحى گسترده‏تر از شرح جوشن کبیر نقل شده، و کفعمى در حاشیه کتاب بلد الامین فرموده که این دعا دعایى است بس بلند و پر ارج و هنگامى که هادى عبّاسى کشتن حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام را قصد کرد آن حضرت این دعا را خواند در نتیجه جدّش رسول خدا صلّى اللّه و علیه و آله را در خواب دید که به ایشان فرمود: حق تعالى دشمن تو را هلاک خواهد کرد.
این دعا در کتاب مهج الدعوات سیّد ابن طاووس نیز نقل شده ولى بین نسخه کفعمى و سیّد اختلاف وجود دارد که ما آن را موافق کتاب بلد الامین نقل مى‏کنیم. و آن دعا این است:

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است خدایا چه بسیار دشمنى که شمشیر دشمنى‏اش را به روى من کشید، و لبه تیغش را بر من تیز کرد، و باریک نمود دم برنده اسلحه‏اش را و زهرهاى کشنده‏اش را براى من درهم آمیخت و تیرهاى بى‏خطایش را به سوى من نشانه گرفت و چشم نگهبانش از من به به خواب نرفت و نهانى بر آن است تا مرا در معرض امور ناخوشایند قرار دهد، و به من بچشاند زهر جگر سوزش را، خدایا به ناتوانى من نگریستى که تاب حوادث بزرگ را ندارم، و در درماندگى‏ام را از انتقام گرفتن از ان با ستیزه‏جویى‏اش قصد من کرده دیدى، و تنهایى‏ام را در برابر بسیارى از آنان‏که آزار مرا اراده نموده‏اند، و در کمین من نشستند مشاهده کردى و در آنچه که اندیشه‏ام را علیه آنان براى مقابله به مثل بکار نگرفتم، پس مرا به نیرویت تأیید کردى و پشتم را با یاریت محکم نمودى، و تیغ او را به نفع من کند کردى، و او را پس از جمع‏آورى نفرات و تجهیزاتش خوار نمودى، و مقام و جایگاه مرا بر او برترى دادى، و آنچه را از نیرنگهایش به جانب من هدف گرفته بود به سوى خودش بازگردانى و علیه او به کار بستى، ولى عطش کینه‏اش فرو ننشست، و سوزش دل برامده از خشمش سرد نشد درحالى‏که از غیضش بر من انگشت به دندان گزید و پشت کرده پا به فرار نهاد و سپاه و نفراتش تارومار شد، پس تو را سپاس اى پروردگار از توانایى‏ات که شکست نپذیرد، و بردبارى‏ات که شتاب نپذیرد، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا در برابر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار ده، خدایا چه بسیار متجاوزى که با نیرنگهایش به من ستم کرد، و دامهاى شکارگیرش را در راهم نهاد، و توجه جستجوگرانه‏اش را بر من گماشت، و در کمین من نشست همچون کمین گذاردن درنده‏اى براى شکار خویش براى به دست آوردن فرصت مناسب درحالى‏که خوشرویى چاپلوسانه نشان داده و به سختى گشاده‏رویى مى‏نمود پس چون حیله‏گرى نهادش، و زشتى پندار نهفته‏اش را آن هم بر زیان هم‏کیشش مشاهده نمودى درحالى‏که سپیده مى‏کرد به امید آنکه در ستمش بر من هجوم آورد پس تو او را سرنگون ساختى و ریشه‏اش را از بیخ‏وبن برکندى، و او را در چاهى که براى من کنده بود و در ژرفاى گودالش در انداختى، و گونه‏اش را همپاى خاک پایش قرار دادى، و او را به تن و روزى‏اش سرگرم کردى، و او را با سنگ خودش زدى، و با زه کمان خودش خفه‏اش نمودى و با سر نیزه‏هاى خودش هلاک کردى و به رو به خاک مذلّت انداختى، و حیله‏اش را به گردنش برگرداندى و به بند پشیمانى گرفتارش کردى، و به سبب حسرتش به باد فنایش دادى، ازاین‏رو پس از کبر و نخوتش خوار و کوچک گشت، و به دنبال گردن فرازى‏اش خوار و کوبیده شد، و در بند دامى که روز گردن‏کشى‏اش آرزو داشت مرا در میان آن ببیند اسیر شد، و چه نزدیک بود پروردگارا اگر رحمتت نبود بر من فرود آید، آنچه که دامن زندگى او را فرا گرفت، پس تو را سپاس پروردگارا که تواناى شکست ناپذیرى، و بردبار بدون شتابى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، خدایا چه بسیار حسودى که از روى حسرت برافروخته گشت و دشمنى که بسبب خشمش به سختى اندوهناک شد، و مرا با نیش زبانش آزرده ساخت و مژگانش را چون نیزه‏اى به بدنم فرو برد، و مرا هدف تیرهاى سرزنش نمود، و کاستیهایى را به گردنم انداخت که در خود اوست، پروردگارا پناه‏جویانه تو را خواندم، درحالى‏که اطمینان به سرعت اجابت تو داشتم، توکّل‏کنان به آنچه همواره از خوبى دفاعت مى‏دانستم، با آگاهى به اینکه هرکه‏ رخت به سایه حمایتت کشد مورد آزار واقع نگردد، و کسى‏که به قلعه مددجویى تو پناه آورد هرگز حوادث روزگار او را درهم نکوبد، پس به قدرتت مرا از آزار او حفظ کردى، پس تو را سپاس اى پروردگار که تواناى شکست‏ناپذیرى و بردبارى که هرگز شتاب نکنى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، خدایا چه بسیار ابرهاى ناملایمات که از فضاى زندگى‏ام زدودى، و آسمان نعمتى که بر من باراندى و نهرهاى کرامتى که به سوى من روان ساختى، و چشمه‏هاى حوادثى که محو نمودى و نهال رحمتى که گستردى و زره عافیتى که بر من پوشاندى، و گردابهاى گرفتارى که برطرف کردى، و امور جاریه‏اى که مقدّر فرمودى، آنگاه که این امور را خواستى درمانده‏ایت نکردند و هر زمان که آنها را اراده فرمودى از فرمانبردارى خوددارى ننمودند، پس تو را سپاس اى پروردگار که تواناى شکست‏ناپذیرى و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا به نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، خدایا چه بسیار گمان نیکى که جامه عمل پوشاندى و شکست ندارى را که جبران نمودى، و بى‏چیزى توان فرسایى که از من گرداندى و سقوط هلاکت‏بارى که بلندم کردى، و دشوارى که آسان نمودى تو بازخواست نشوى از آنچه انجام مى‏دهى و دیگران بازخواست شوند، و از آنچه خرج مى‏کنى چیزى کاسته نشود، هر آینه از تو درخواست شد حالى عطا کردى و درخواست نشد پس آغاز در عطا و او پیشگاه فضلت درخواست احسان شد و تو منع ننمودى و ابا نمودى مگر از نعمت‏بخشى و اصرار بر رساندن عطا و فزون‏بخشى و احسان اى پروردگار و من خوددارى نمودم مگر از شکستن احترام محرّماتت، و جسارت بر گناهانت، و تجاوز از قوانینت، و غفلت از تهدیدت، و فرمانبرى از دشمنم و دشمنت، اى معبودم و یاورم کوتاهى‏ام در سپاسگزارى‏ات تو را از تمام کردن احسانت بر من باز نداشت، و این چشم‏پوشى و بزرگوارى مرا از انجام کارهاى مورد خشمت مانع نشد. خدایا این است جایگاه بنده خوارى که براى تو به یگانگى اقرار کرد، و براى خویش به کوتاهى در اداى حق تو، و گواهى داد براى تو به کمال نعمتت بر او و شیوه زیبا و دلنشینت نزد او احسانت بر او، پس به من ببخش اى خداى من و سرور من از فضلت آنچه را که در راه رسیدن به رحمتت مى‏خواهم تا نردبانش قرار دهم که از آن به سوى خشنودیت، بالا روم، و با آن از خشمت امان یابم، به حق عزّت و عطاى همیشگى‏ات و به حق پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)، پس تو را سپاس اى پروردگار که تواناى شکست‏ناپذیرى، و بردبارى که شتاب نورزى، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده. خدایا چه بسیار بنده‏اى که شامگاهان و صبحگاهان نمود در سختى مرگ و به شدت و تنگى نفس‏زنان، و با نگاه به آنچه که بدنها از دیدنش مى‏لرزد، و دلها از آن بى‏تاب مى‏شود و من از همه اینها در عافیت و سلامتى هستم، پس تو را سپاس اى پروردگار که تواناى شکست‏ناپذیرى، و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده خداى من چه بسا بنده‏اى که به شامگاهان و صبحگاهان در آمد بیمار و دردمند، در ناله و فریاد، در اندوهش به‏ خود مى‏پیچد و راه گریزى نمى‏یافت و خوردنى و نوشیدنى گوارایى نمى‏خورد، و من در تندرستى و سلامت زندگى هستم، همه اینها از توست، پس تو را سپاس اى پروردگار تواناى شکست‏ناپذیر، و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده. خدایا چه بسیار بنده‏اى که به شامگاهان و صبحگاهان درآمد ترسان و هراسان، پریشان و اندیشناک، فرارى و رانده شده، خرابه‏نشین در تنگنا و مخفى‏گاهى از مخفى‏گاهها که زمین با فراخى‏اش بر او تنگ شد چاره و راه نجات و پناهگاهى نمى‏یابد، و من از همه اینها در امنیت و آرامش و سلامت کاملم، پس تو را سپاس اى پروردگار توانمند شکست‏ناپذیر، و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، خداى من و آقاى من و چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و بامداد درامد بسته به زنجیر، پیچیده در آهن آن هم به دست دشمنانش که به او رحم نورزند، دور مانده از زن و فرزند، بریده از برادران و شهر خویش، هر لحظه انتظار دارد که چگونه کشته خواهد شد، و چگونه اعضایش بریده خواهد گشت، و من از همه اینها در سلامت کاملم، پس تو را سپاس اى پروردگار تواناى شکست ناپذیر و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از شاکران، و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، خداى من و چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه صبحگاه درآمد، درحالى‏که سختى جنگ و پیکار را با جانش تحمّل مى‏کند، و دشمنان از هر جانب او را با شمشیرها و نیزه‏ها و ابزار جنگ در محاصره آورده‏اند، در میان آهن تلاش مى‏کند، نهایت کوشش را بکار گرفته، راه چاره‏اى نمى‏یابد، و گریزگاهى نمى‏یابند، از سختى جراحات بیمار شده، یا در خون خویش زیر سمها و لگدها غلطان گشته، جرعه‏آبى را آرزو مى‏کند، یا یک نگاه به اهل و فرزندش را تمّنا مى‏نماید، امّا توانى بر آن را ندارد، و من از همه اینها در سلامت کاملم، تو را پس سپاس اى پروردگار تواناى شکست‏ناپذیر و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده. خداى من و چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و صبحگاه درآید، در تاریکى‏هاى دریاها و تندبادها و در دل هراسها و امواج در حالى انتظار غرق شدن و هلاکت را مى‏کشد و توان چاره‏اندیشى ندارد، یا گرفتار صاعقه یا آوار یا آتش‏سوزى یا گلوگیر شدن لقمه یا فرو رفتن در زمین یا مسخ شدن یا اتّهام به امر نامشروع است و من از همه اینها در سلامت کاملم، پس تو را سپاس اى پروردگار تواناى شکست‏ناپذیر و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار ده. خداى من چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و بامداد در حال مسافرت و دورى از همسر و و فرزند، سرگردان در بیشه‏هاى خشک، سرگشته در میان حیوانات وحشى و چهارپایان و حشرات آن هم بى‏یاور و تنها، چاره‏اى نمى‏یابد، و به راهى رهنمون نمى‏گردد، یا در آزار است از سرمایى سرد یا گرمایى سوزان، یا دچار گرسنگى یا برهنگى یا غیر اینها از سختیها و گرفتاریهایى که من از آنها در امانم و در سلامتى کامل از همه اینها بسر میبرم، پس تو را سپاس اى پروردگار تواناى شکست‏ناپذیر، و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده. خداى من و آقاى من و چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالى‏که تهیدست، بى‏چیز، عریان، نیازمند، پریشان، دچار هجران، گرسنه، تشنه است و انتظار مى‏برد که چه کسى به او احسان مى‏کند، یا چه بسا بنده آبرومندى که نزد تو از من آبرومندتر و عبادتش براى تو بیشتر است، و در عین‏حال دچار غل‏وزنجیر و اسیر دست ستمگر است، بار سنگینى از خستگى و رنج و سختى بیگارى و دشوارى بردگى و پرداخت وجه سنگین به اربابش بر او تحمیل شده است، یا شخصى که به بلاى سختى گرفتار آمده و توان ایستادگى در برابر آن را جز به فضل تو ندارد، اما من مورد احترام دیگران، و در نعمت و تندرستى‏ام، و گرامى‏ام داشته‏اند، از آنچه آن درمانده به آن گرفتار است در سلامت کاملم، پس تو را سپاس بر تمام این الطافى که به من بخشیدى اى تواناى شکست‏ناپذیر و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران، و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده. خداى من و آقاى من و چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالى‏که علیل، دردمند، بیمار است و در بستر بیمارى و لباس ناخوشى افتاده، و از درد به راست و چپ مى‏غلطد و چیزى از لذّت خوراکى و آشامیدنى را درک نمى‏کند، با حسرت به خود مى‏نگرد ولى بر دفع زیان و جلب نفعى توان ندارد، و من در سایه جود و کرمت از همه اینها در آرامش هستم، پس معبودى جز تو نیست، که تواناى شکست‏ناپذیر 

بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا از عبادت‏کنندگان قرار بده، و بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، و به من مهر ورز به حق رحمتت اى مهربان‏ترین مهربانان.

مولایم و سرورم، و چه بسا بنده‏اى که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالى‏که به مرگ نزدیک شده، و فرشته مرگ در میان یارانش او را محاصره کرده است، در جستجوى درمانى براى سختیهاى جان‏دادن و گردابهاى آن است، چشمانش به راست و چپ مى‏چرخد، به محبوبان و دوستان و یاران صمیمى‏اش مى‏نگرد، از گفتار بازداشته، و از خطاب محروم گشته و از روى حسرت بر خود مى‏نگرد، بر دفع زیان و جلب سودى توان ندارد، و من از همه اینها به جود و کرمت در آرامش هستم، پس معبودى جز تو نیست، پاکى تو که تواناى شکست‏ناپذیر و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و مرا بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، و به حق مهرت بر من مهر ورز اى مهربان‏ترین مهربانان. خداى من و آقاى من، چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالى‏که در تنگناهاى زندانها و محبسها و با ناراحتى و خوارى و در غل و زنجیر به سر مى‏برد، و زندانبانها و دژخیمان او را دست به دست میگردانند.

پس نمى‏داند با او چگونه رفتار خواهد شد، و چگونه اعضایش بریده خواهد گشت، پس او در زندگانى در بدحالى سخت است، و در نهایت تنگى و سختى است، با حسرت به خود مى‏نگرد، بر دفع زیان و جلب سودى توان ندارد، و من به جود و کرمت از همه اینها در امان هستم، پس معبودى جز تو نیست، پاکى تو که تواناى شکست‏ناپذیر، و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادت‏کنندگان خویش، و بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده و به حق مهرت بر من مهر آر اى مهربان‏ترین مهربانان، آقاى من و مولاى من، چه بسیار بنده‏اى که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالى‏که سرنوشتش با سختى گره خورده، و گرفتارى او را محاصره کرده، و از دوستان و محبوبان و یاران صمیمى جدا افتاده است، شام کرد در حال اسارت، حقارت، خوارى در دست کافران و دشمنان، او را دست‏به‏دست به راست‏وچپ مى‏گردانند، در سیاه‏چالها زندانى شده و با غل‏وزنجیر سنگین گشته، از روشنى دنیا و نسیمش چیزى نمى‏بیند، با حسرت به خود مى‏نگرد، بر دفع زیان و جلب سودى توان ندارد و من از همه اینها به جود و کرمت در آرامش هستم، پس معبودى جز تو نیست، پاکى تو که تواناى شکست‏ناپذیر و بردبارى که شتاب نورزى، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مار از عبادت‏کنندگان خویش، و بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران قرار بده، به حق مهرت بر من مهر آر، اى مهربان‏ترین مهربانان، و به حق عزّتت اى کریم هر آینه از تو درخواست مى‏کنم آنچه از عطایا را که نزد تواست و دراین‏باره بر تو اصرار مى‏ورزم، و دستم را با جرمى که نسبت به تو دارد، به جانب آستانت دراز مى‏کنم، پس به که پناه ببرم؟ و به که رو کنم؟ کسى را جز تو ندارم، آیا مرا از درگاهت میرانى درحالى‏که تنها تو تکیه‏گاه منى و توکلّم تنها بر تو است، از تو درخواست مى‏کنم به نامت که چون بر آسمان نهادى پابرجا شد و چون بر زمین گذاردى آرام گرفت و چون بر کوهها گذاشتى استوار گشت و چون بر شب نهادى‏ 

تاریک شد و چون بر روز قرار دادى روشنى گرفت، [خداى من‏] از تو مى‏خواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و همه نیازهاى مرا برآورده سازى، و همه گناهان کوچک و بزرگم را بیامرزى، و روزى‏ام را گسترده سازى، روزى‏اى که مرا با آن به شرف دنیا و آخرت برسانى، اى مهربان‏ترین مهربانان، آقاى من از تو یارى خواهم، پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا یارى ده و به تو پناه جستم پس پناهم ده و مرا با طاعت خود از طاعت بندگانت بى‏نیاز کن، و به خواهش خویش از خواهش خلق مستغنى‏ام گردان و از خوارى تنگدستى به عزّت توانگرى، و از ذلت گناه به عزّت طاعت دگرگون ساز، همانا تو مرا بر بسیارى از مردمان برترى دادى، نه از روى شایستگى من، بلکه از روى جود و کرمت، خداى من تو را سپاس بر همه این عطاها، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا قرار بده بر نعمتهایت از شاکران و در برابر عطاهایت از ذاکران.

سپس به سجده برو و بگو: سجده کرد روى خوارم براى ذات عزیز بزرگت، سجده کرد روى فرسوده فانى‏ام و براى ذات همیشگى ماندگارت، سجده کرد روى پیوسته به تهیدستى‏ام براى ذات بى‏نیاز بزرگت، سجده کرد رویم و گوشم و چشم و گوشتم و خونم و پوستم و استخوانم، و همه آنچه زمنى از بار وجود من برداشته در برابر پروردگار جهانیان. خدایا بر نادانى من به بردبارى‏ات، و بر تهیدستى من به توانگرى‏ات، و بر خوارى من به عزّتت و سلطنتت، بر ناتوانى من به توانایى‏ات، و بر ترس من به ایمنى‏ات، و بر گناهان و خطاهاى من به گذشتت و رحمتت بنگر اى بخشنده مهربان. خدایا! من به مدد تو سینه سخت دشمنم فلان پسر فلان را دفع مى‏کنم و از شرّ او به تو پناه مى‏آورم، پس مرا از گزند او کفایت کن بدانسان که کفایت کردى پیامبران و اولیا و بندگان، شایسته‏ات را از گزند فرعونها، و دشمنان سرکشت، و از شرّ همه خلقت به مهرت اى مهربان‏ترین مهربانان، همانا تو بر هر چیز توانایى، و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلى است.

عاى سیفى معروف به دعاى قاموس‏
شیخ بزرگوار ثقه الاسلام نورى (عطر اللّه مرقده) این دعا را در صحیفه ثانیه علویه ذکر کرده و فرموده: براى این دعا در کلمات ارباب طلسمات و تسخیرات شرح عجیبى است و براى آن آثار شگفتى ذکر کرده‏اند و من چون اعتماد بر آن آثار نداشتم از ذکر آنها خوددارى کردم، ولى اصل دعا را از باب مسامحه از روى اقتدا به علماى برجسته ذکر مى‏کنم. و آن دعا این است:
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است پروردگارا مرا در ژرفاى دریاى یگانگى‏ات، و در میان اقیانوس یکتایى‏ات وارد ساز، و با نیروى چیرگى سلطنت تنهاى‏ات توانمند گردان تا به فضاى بى‏کران رحمتت درآیم، درحالى‏که در چهره‏ام درخشندگیهاى پرتو قرب از آثار حمایتت فروزان باشد و به شوکتت پرشکوه باشم، و به عنایتت عزیز باشم، و به آموزش و پرورشت بزرگ و بزرگوار باشم، خدایا خلعتهاى عزّت و قبولى را بر من بپوشان، و برایم راههاى پیوند و پیوستگى را هموار کن،  و به تاج کرامت و وقار تاجدارم نما، و میان من و شیفتگانت در دنیا و آخرت پیوند انداز، و از نور نامت شوکت و قوّتى به من عنایت کن که دلها و جانها مطیع من گردند، نفوس و بدنها نزد من فروتن شوند، اى آن‏که گردن گردنکشان برایش خوار گشته، و پادشاهان در پیشگاهش فروتن شده‏اند، پناهگاه و راه رهایى از تو جز به تو نیست و کمکى نیست جز از تو، و تکیه‏گاهى نیست جز بر تو، خدایا! بداندیشى حسودان، و تیرگیهاى شرّ دشمنان را از من دور کن، و به من مهر ورز زیر سراپرده‏هاى عرشت، اى گرامى‏ترین گرامیان، ظاهر هستى‏ام را در به دست آوردن خشنودیت تأیید کن، و قلب و نهادم را با آگاهى بر راههاى رسیدن به پیشگاهت روشن فرما. خدایا چگونه از در خانه‏ات مأیوس و ناامید بازگردم درحالى‏که با اعتماد به تو وارد آن شدم، و چگونه از عطایت ناامیدم مى‏کنى درحالى‏که مرا به دعا در پیشگاهت فرمان دادى، اینک به تو روى آورده‏ام و از تو پناه مى‏جویم بین من و دشمنانم دورى انداز، چنان‏که بین دشمنانم دورى انداختى، به نور پاک و عظمت و بزرگوارى‏ات دیدگان دشمنانم را از دین من نابینا کن، به یقین تو خداى عطابخش نعمتهاى بزرگ و باارزش به بندگان نجواگر خویش هستى، که با لطائف رحمتت تو را مى‏خوانند، اى زنده، اى پاینده اى صاحب بزرگ و کرامت و درود خدا بر مولاى ما و پیامبر ما محمّد و بر خاندان پاک و پاکیزه‏اش همه و همه. آیات اسم اعظم‏
در بیان بعضى از آیات و دعاهاى مختصرى که سودمند هستند و من آنها را از کتابهاى معتبر انتخاب کرده‏ام.
اوّل: سیّد بزرگوار سیّد على خان شیرازى رضوان اللّه علیه در کتاب کلم طیّب نقل کرده که: اسم اعظم خداى تعالى اسمى است که شروع آن «اللّه» و پایانش «هو» مى‏باشد و در حروف اسم اعظم نقطه‏اى نیست و خواندش تغییر نمى‏یابد چه آن حروف زیروزبر داشته باشند یا نداشته باشند و این اسم در قرآن مجید در پنج آیه مبارکه از پنج سوره موجود است یعنى سوره‏هاى: بقره، ال عمران نساء، طه و تغابن شیخ مغربى گفته است: هرکه این پنج آیه مبارکه را ورد دائم خود قرار دهد، و هر روز یازده بار بخواند هر آینه براى او هر کار مهمّى از امور کلى و یا جزئى به زودى آسان گردد، ان شاء اللّه تعالى.
آن پنج آیه عبارت است از: ۱- خدایى که معبودى جز او نیست آن خدا زنده به خود پاینده تا پایان آیه الکرسى.
۲- خدایى که معبودى جز او نیست، زنده به خود پاینده، فرو فرستاد بر تو کتاب را بر حق، تصدیق کننده آنچه پیش از آن بود، و پیش از آن تورات و انجیل را براى هدایت مردم نازل کرد، و فرقان را فرو فرستاد. ۳- خدایى که معبودى جز او نیست، به راستى شما را براى روز قیامت گرد خواهیم آورد، تردیدى در آن نیست، و چه کسى در گفتار راستگوتر از خدا است؟
۴- خدایى که معبودى جز او نیست براى او است نامهاى نیکو. ۵- خدایى که معبودى جز او نیست و باید که مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند.

دعاى توسّل‏
دوّم: علّامه مجلسى رحمه اللّه فرموده است: در بعضى از کتابهاى معتبر از محمّد بن بابویه نقل کرده‏اند که این دعا را از امامان علیهم السّلام‏ 

روایت کرده و گفته است: در هیچ امرى آن را نخواندم مگر آنکه به زودى اثر اجابت آنرا یافتم. و دعا این است:

خدایا از تو درخواست دارم و به سویت روى آوردم به وسیله پیامبرت، پیامبر رحمت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) اى ابا القاسم، اى فرستاده خدا، اى پیشواى رحمت، اى آقا و مولاى ما، به تو رو آوردیم و تو را واسطه قرار قرار دادیم، و به سوى خدا تو را وسیله ساختیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن. اى ابا الحسن اى امیر المؤمنین اى على بن ابیطالب، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن. اى فاطمه زهرا، اى دختر دلبند محمّد، اى نور چشم رسول خدا اى سرور و بانوى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى ابا محمّد، اى حسن بن على اى برگزیده اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و و به سوى خدا به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن. اى ابا عبد اللّه، اى حسین بن على، اى شهید، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم، و تو را واسطه قرار دادیم، و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى‏ حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى ابا الحسن، اى على بن الحسین اى زین العابدین، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا براى ما نزد خدا شفاعت کن اى با جعفر، اى محمّد بن على، اى باقر، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن. اى ابا عبد اللّه، اى جعفر بن محمّدا، اى صادق، اى فرزند رسول خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى ابا الحسن اى موسى بن جعفر، اى کاظم، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى ابا الحسن اى على بن موسى، اى رضا، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان اى آقا و مولاى ما به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، برا یما نزد خدا شفاعت کن اى ابا جعفر اى محمّد بن على اى تقى جواد، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى ابا الحسن، اى على بن محمّد، اى هادى نقى، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى ابا محمّد، اى حسن بن على، اى پاکنهاد عسگرى، اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن، اى جانشین حسن، اى یادگار شایسته، اى پایدار مورد امید، اى مهدى اى فرزند فرستاده خدا، اى حجّت خدا بر بندگان، اى آقا و مولاى ما، به تو روى آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوى خدا به تو توسّل جستیم، و تو را پیش روى حاجاتمان نهادیم، اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت کن. پس از خواندن دعا، حاجات خود را بخواهد که به خواست خدا برآورده مى‏شود. و در روایت دیگرى وارد شده است که بعد از خواندن دعا چنین گوید: اى آقایان و سرورانم، من به شما پیشوایان و توشه‏هایم براى روز تنگدستى روى آوردم، و نیازم به سوى خداست، و توسّل جستم به سوى خدا، پس در نزد خدا واسطه من شوید، و مرا پیش خدا از گناهانم رهایى بخشید، که تنها شما وسیله من به جانب خدا هستید، من با دوستى با شما و نزدیک شدن به شما امیدوار نجات از جانب خدا هستم، پس نزد خدا امید من باشید، اى آقایان من و دوستداران خدا، خدا بر همه آنان درود فرست و لعنت خدا بر دشمنان خدا آن ستمگران به محمّد و خاندان محمّد، از پیشینیان و پسینیان، دعایم را اجابت کن اى پروردگار جهانیان. مؤلف گوید: شیخ کفعمى در کتاب بلد الامین دعاى مفصلى موسوم به دعاى فرج نقل کرده که این دعاى توسّل در ضمن آن آمده است و به گمان من، «دوازده امام» خواجه نصیر الدین طوسى همین دعاى توسّل است که آن را با صلوات بر حجّتهاى پاک الهى ترکیب کرده‏اند و مجموعه آن در یک خطبه بلیغ و رسا جا گرفته است، و کفعمى آن را در بخشهاى آخر کتاب «مصباح» ذکر کرده است.

دعاى توسّل دیگر
دوم: سیّد على خان در کتاب کلم طیّب از کتاب قبس المصباح شیخ صهرشتى دعاى توسّل دیگرى را نقل کرده به شرحى که مقام را گنجایش ذکر آن شرح نیست. و آن دعا این است:
خدایا بر محمّد و دخترش و دو پسر او درود فرست، و به حق آنان از تو مى‏خواهم که مرا بر طاعت خویش و جلب خشنودى خود کمک کنى، و مرا به وسیله آنان به برترین مقامى که اولیائت را رساندى برسانى، به یقین تو بخشنده بزرگوارى.
خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق امیر المؤمنین على بن ابیطالب (درود خدا بر او) که انتقام بگیرى از کسى‏که به من ظلم و ستم و آزار روا داشته، و در حالى چنین نقشه‏هایى بر زیان من است، و به حق او مرا از گزند هر بدخواهى کفایت نمایى، اى مهربان‏ترین مهربانان، خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق ولیّت على بن الحسین (درود خدا بر او) که مرا کفایت کنى از شرّ هر شیطان عصیانگر و هر پادشاه ستیزه‏جویى که با یورش سختش بر زیان من نیرو گیرد، و به یارى سپاهش بر ضده من یارى جوید همانا تو بخشنده بزرگوارى، اى عطابخش. خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حقّ ولیّت محمّد بن على و جعفر بن محمّد (درود خدا بر آنان) که مرا به وسیله آن دو بزرگوار به طاعت و جلب رضایت خود در امر اخرتم کمک کنى، و به وسیله آنان مرا به آنچه تو را خشنود مى‏کند برسانى، به یقین تو هر کارى را که بخواهى انجام مى‏دهى، خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق ولیّت موسى بن جعفر (درود خدا بر او) که در همه اعضایم، چه ظاهرى و چه باطنى‏به من سلامت کامل عنایت کنى، اى بخشنده بزرگوار، خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حقّ ولیّت رضا، على بن موسى (درود خدا بر او) که مرا در همه مسافرتهایم در خشکیها و دریاها و کوهها و بیابانهاى خشک و درّه‏ها و بیشه‏ها از آنچه مى‏ترسم و پرهیز دارم در امان بدارى، همانا تو مهربان و مهرورزى. خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق ولیّت محمّد بن على (درود خدا بر او) که بر من از فضلت ببخشى، و از فراخى عنایتت تفضلّ فرمایى، و بر من فراوان سازى روزى‏ات را و از غیر خودت مرا بى‏نیاز گردانى، و حاجتم را در بارگاه خود قرار دهى، و برآوردنش را به عهده خود گذارى، همانا تو بر آنچه بخواهى توانایى. خدایا! من از تو درخواست مى‏کنم به حق ولیّت على بن محمّد (درود خدا بر آنان) 

که مرا بر اداى واجباتت، و نیکى به برادران ایمانى‏ام کمک نمایى، و این امور را بر من آسان گردانى و انجام آنها را قرین خیر و خوبى فرمایى، و مرا به فضل خویش بر طاعتت کمک کنى اى مهربان. خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق ولیّت حسن بن على (درود خدا بر آنها) که مرا مدد رسانى به طاعت و جلب خشنودى‏ات بر امر آخرتم، و مرا در گردشگاه و اقامتگاهم دلشاد کنى به مهربانى‏ات اى مهربان‏ترین مهربانان، خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق ولى و حجّتت صاحب زمان (درود خدا بر او) که مرا در تمام امور مدد رسانى و از گزند هر مردم‏آزار و طغیانگر و متجاوز کفایت کنى، و به وسیله آن حضرت مرا پشتیبانى نمایى که طاقتم به سر آمده و هم کفایت کنى مرا به وسیله او از هر دشمنى که دارم و از اندوه و غم و بدهکارى و از خود و فرزندانم و همه اهل و برادرانم و هرکه کارش با من است و نیز خاصانم، آمین اى پروردگار جهانیان. سوّم: شیخ کفعمى در کتاب «بلد الامین» دعایى نقل کرده به روایت از حضرت امیر المؤمنین که هر سوخته دل و مصیبت‏زده و غمناک و گرفتار آن را بخواند حق تعالى به او گشایش و فرج کرامت فرماید. و آن دعا این است:

اى تکیه‏گاه آن‏که تکیه‏گاهى ندارد، اى اندوخته آن‏که اندوختاى ندارد، اى پشتیبان آن‏که پشتیبانى ندارد، اى نگاهدار آن‏که نگاهدارى ندارد، اى فریادرس آن‏که فریادرسى ندارد، اى گنج آن‏که گنجى ندارد، اى عزّت آن‏که عزّتى ندارد، اى کریمانه درگذرنده، اى نیکو گذشت، اى پشتیبان ناتوانان، اى غناى تهیدستان، اى بزرگ‏مایه امید، اى نجات‏دهنده غریقان، اى رهایى‏بخش هلاک‏شدگان، اى احسان کنده، اى زیبایى‏بخش، اى نعمت‏ده، اى عطابخش، تویى آن‏که سیاهى شب و روشنى روز 

و پرتو ماه و شعاع خورشید و وزش باد در درخت و صداى آب باریت سجده کرد، اى خدا، اى خدا، اى خدا، معبودى جز تو نیست، یگانه و بى‏شریکى اى پروردگار، اى خدا، بر محمّد درود فرست و با ما آنچه شایسته آنى انجام ده. پس از دعا هرچه حاجت دارى درخواست کن.

مؤلف گوید: و نیز براى گشایش مشکلات و رفع گرفتارى، و برطرف‏شدن غم و اندوه، تداوم بر این ذکر که حضرت جواد علیه السّلام تعلیم فرموده بسیار سودمند است:

اى آن‏که از هرچیز کفایت کند و از او چیزى کفایت نکند کارهاى مهمّ مرا کفایت فرما.

چهارم: دعاى آزاد شدن از بند و زندن. سیّد ابن طاووس در «مهج الدعوات» فرموده: روایت شده که شخصى در شهر شام زمانى طولانى در زندان بود تا اینکه حضرت زهرا علیها السلام را در خواب دید که به او فرمود: این دعا را بخوان، و او با تعلیم حضرت زهرا علیها السلام دعا را خواند و از زندان آزاد شد و به خانه خود بازگشت، آن دعا این است:

خدایا! به حق عرش و کسى‏که بر آن است و به حق وحى و کسى‏که آن را فرستاد و به حق پیامبر و کسى‏که پیامش داد، و به حق کعبه و کسى‏که آن را بنا نهاد، اى شنونده هر نجوا، اى گردآوردنده هرچه از دست رفته، اى باز آفریننده جانها پس از مرگ، بر محمّد و اهل بیتش درود فرست و از نزد خود ما را و همه مردان و زنان با ایمان را در تمام شرق و غرب زمین به زودى گشایشى عنایت فرما، به حق شهادت اینکه معبودى نیست جز خدا، و اینکه محمّد بنده و فرستاده توست، درود خدا بر او و خاندانش، و بر نسل پاکیزه و پاکش، و سلام‏ 

بسیار و کامل بر آنان باد

پنجم: سیّد ابن طاووس در کتاب «مهج الدعوات» از سلمان روایتى نقل کرده که: در آخر روایت مطلبى آمده به این مضمون:

حضرت فاطمه علیها السلام کلامى به من آموخت که از حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله فراگرفته بود، ایشان آن را در صبح و شام مى‏خواند به من فرمود:

اگر مى‏خواهى هرگز در دنیا دچار تب نشوى بر آن مداومت کن. و آن کلام این است:

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است‏

به نام خداى نور، به نام خداى نور نور، به نام خداى نور بر نور، به نام خدایى که تدبیرگر امور است، به نام خدایى که نور را از نور آفرید، و سپاس خدایى را که نور را از نور آفرید، و نور را در کوه طور فرو فرستاد در کتابى بر نوشته، در ورقه‏اى گشوده، با اندازه‏اى درخور، بر پیامبرى آراسته، سپاس خداى را که به عزّت یاد شود، و به عظمت مشهور است، و بر شادى و بدحالى سپاسگزارى شود، درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاکش. سلمان فرموده: چون آن را از حضرت فاطمه (س) آموختم به خدا آن را به بیش از هزار نفر از مردم مکه و مدینه که دچار تب بودند تعلیم دادم، پس همه آنان به اذن خداى تعالى شفا یافتند.

ششم: حرز حضرت امام زین العابدین علیه السّلام است، سیّد ابن طاووس در دو موضع از کتاب «مهج الدعوات» این حرز شریف را از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده است:

به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است‏

اى شنواترین شنوایان، اى بیناترین بینایان، اى چابک‏ترین حسابرسان، اى داورترین داوران، اى آفریننده‏ 

آفریدگان، اى روزى‏دهنده، روزى‏مندان، اى یاور یاور شدگان، اى مهربان‏ترین مهربانان، اى راهنماى سرگردانان، اى فریادرس دادجویان، به دادم برس، اى مالک روز جزا، تنها تو را مى‏پرستم و از تو یارى مى‏جویم، اى فریادرس غم‏زدگان، اى اجابت کننده دعاى درماندگان، تویى خدا، پروردگار جهانیان، تویى خدا، معبودى جز تو نیست فرمانرواى مطلق، حق آشکار، بزرگ‏منشى، جامه برازنده تو است. خدایا درود فرست بر محمّد برگزیده، و على پسندیده و فاطمه زهرا و خدیجه کبرى، و حسن مجتبى و حسین شهید در کربلا، و على بن الحسین زینت عبادت‏کنندگان و محمّد بن على باقر، و جعفر بن محمّد صادق، و موسى بن جعفر کاظم، و على بن موسى الرضا، و محمّد بن على تقى، و على بن محمّد نقى، و حسن بن على عسگرى، و حجّت قائم امام مهدى مورد انتظار درود خدا بر همه آنان. خدایا دوست بدار آن‏که آنان را دوست دارد، و دشمن بدار آن‏که آنان را دشمن بدارد، و یارى ده آن‏که آنان را یارى رساند و خوار کن آن‏که آنان را خوار خواهد و لعنت فرست بر آن‏که به آنان ستم ورزید و در فرج خاندان محمّد شتاب فرما، و پیروان خاندان محمّد را یارى کن، و دیدار قائم خاندان محمّد را روزى‏ام گردان، و مرا از پیروان و شیعیان او و خرسندان به کار او قرار ده، به مهرت اى مهرورزترین مهرورزان.

هفتم: شیخ کفعمى در کتاب بلد الامین از حضرت زین العابدین علیه السّلام دعایى نقل کرده و فرموده: این دعا را 

مقاتل بن سلیمان از آن حضرت روایت کرده و گفته: هرکه این دعا را صد مرتبه بخواند و دعایت اجابت نشود پس مقاتل را لعنت کند. و آن دعا این است: خدایا چگونه تو را بخوانم و حال آنکه من منم، و چگونه امیدم را از تو قطع کنم و حال آنکه تو تویى، خدایا! آنگاه که از تو نخواهم که به من عطا کنى پس کیست که از او درخواست عطا کنم؟

خدایا! آنگاه که تو را نخوانم تا مرا اجابت کنى، پس کیست که او را بخوانم تا اجابتم کند؟، خدایا! آنگاه که به سوى تو زارى نکنم تا به من مهرآورى، پس کیست که به جانب او زارى کنم تا به من مهر آورد، خدایا! چنان‏که دریا را براى موسى (درود خدا بر او) شکافتى و نجاتش دادى، از تو درخواست مى‏کنم بر محمّد و خاندانش درود فرستى و از آنچه در آن گرفتارم مرا رهایى بخشى، و بر من گشایش دهى گشایشى فورى نه دیر، به فضل و مهربانى‏ات، اى مهربان‏ترین مهربانان.

هشتم: سیّد ابن طاووس در کتاب مهج الدعوات از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده که جبرئیل به محضر رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عرضه داشت: هیچ پیامبرى را به اندازه تو دوست نداشتم، پس بسیار بگو:

خدایا! تو مى‏بینى و دیده نمى‏شوى و تو در چشم انداز برترى و نهایت و بازگشت همه به سوى تو است، و آخرت و دنیا و مرگ و زندگى از آن تو است، پروردگارا به تو پناه مى‏آورم از اینکه خوار یا رسوا شوم.

نهم: کفعمى در کتاب «بلد الامین» دعایى به روایت از موسى بن جعفر علیهما السلام نقل کرده و گفته است: این دعا عظیم الشأن و سریع الاجابه است، و آن دعا این است:

خدایا! تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانه‏پرستى است اطاعت نمودم، و تو را در مبغوض‏ترین چیزها که کفر است نافرمانى نکردم، پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز، اى آن‏که گرزیگاهم تنها به جانب اوست، از آنچه از آن به سویت پناه آوردم مرا ایمنى بخش، خدایا! بیامرز از نافرمانیهاى بسیارم را در پیشگاهت، و طاعت اندکم را در آستانت بپذیر، اى تنها توشه‏ام از میان توشه‏ها، و اى امید و آرامش، و پناه و تکیه‏گاهم، و اى یگانه و یکتا، اى که گفتى «بگو او خداى یکتاست، خداى بى‏نیاز است، نه زاده و نه زاییده شده، و برایش همتایى نبوده است»، از تو درخواست مى‏کنم به حق آنان‏که از میان آفریده‏هایت انتخاب نمودى، و هیچکس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادى، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و با من چنان کن که سزاوار آنى، خدایا! از تو درخواست مى‏کنم به حق یگانگى بزرگ‏تر الهى، و مقام تابنده محمّدى، و جایگاه برتر علوى، و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادى، و به حق آن نامى که از آفریدگان خود پنهان داشتى، که از تو جز براى تو اظهار نگردد، بر محمّد و خاندانش درود فرست و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار ده، و از جهاتى که گمان مى‏برم و یا گمان نمى‏برم مرا روزى ده همانا تو هرکه را بخواهى بى‏حساب روزى مى‏دهد. سپس حاجت خود را درخواست کن.

دهم: کفعمى در کتاب «مصباح» دعایى نقل کرده و فرموده است: سیّد ابن طاووس این دعا را براى ایمن شدن از ستم سلطان و نزول بلا و چیرگى دشمنان و ترس و تنگدستى و دل‏تنگى ذکر کرده، و آن از دعاهاى صحیفه سجّادیه است، پس هرگاه از زیان آنچه ذکر شد در هراس بودى آن را بخوان. و دعا این است:

اى آن‏که گرفتاریهاى سخت تنها به وسیله او بازگردد، اى آن‏که تیزى تیغ دشواریها به او درهم شکسته شود، اى آن‏که بیرون آمدن از رنجها و راه یافتن به سوى عرصه گشایش تنها از او درخواست گردد، در برابر توانایى‏ات سختیها رام شد، و به لطف اسباب و وسائل فراهم گشت، و به نیرویت قضا جارى شد، و امور براساس اراده‏ات گذرد، پس اشیاء تنها نه به گفتارت بلکه به اراده‏ات فرمان پذیرند، و تنها به اراده‏ات قبل از نهى کردنت باز داشته‏اند، تنها تو براى رفع گرفتاریها خوانده شدى، و در بلاهاى سخت پناهگاهى، چیزى از آن بلاهاى سخت دفع نگردد جز آنچه تو دفع کردى، و چیزى از آن گشوده نشود مگر آنچه تو گشودى، پروردگارم مشکلى به من رسیده که سنگینى‏اش مرا به زحمت انداخته است، و دشوارى بر من فرود آمده که به دوش کشیدنش مرا گرانبار نموده‏است آرى آن را تو به قدرت خویش بر من فرود آوردى، و با نیرویت متوجّه من ساختى، پس از آنچه مرا در آن وارد کردى بیرون کننده‏اى نیست و از آنچه متوجه من نمودى بازگرداننده‏اى وجود ندارد و از آنچه تو بستى گشاینده‏اى نمى‏باشد و از آنچه تو گشودى کسى را یاراى بستن نیست و بر آنچه تو سخت گرفتى آسان کننده‏اى وجود ندارد و براى آن‏که تو از یارى‏اش دریغ ورزیدى یاورى نیست، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و گشایش را پروردگارا به کرم و فضلت به روى من بگشا، و چیرگى اندوه را به نیروت از من برگیر، و مرا در آنچه از آن به تو شکایت نمودم خوش‏بینى عطا فرما، و شیرینى رفتارت را نسبت به آنچه از تو خواستم به من بچشان، و از پیشگاه خود مهر و گشایش گوارایى به من ببخش، و از نزد خود را نجات فورى برایم قرار ده، و از محافظت در انجام واجبات، و به کار گرفتن احکامت در زندگى مرا غافل مساز، پروردگارا از مشکلى که بر من فرود آمده سخت به تنگ آمدم، و وجودم را به خاطر حادثه‏اى که برایم رخ داده اندوه‏ فرا گرفته است، تنها تو توانایى براى برطرف ساختن آنچه به آن دچار شدم و دفع آنچه در آن افتادم، پس به فضل خویش آن را برایم به انجام برسان، هرچند خود را سزاوار آن از سوى تو نمى‏دانم، اى صاحب عرش بزرگ، و داراى نعمت کریمانه، تنها تو نیرومندى، اى مهربانترین مهربانان، دعایم را اجابت کن اى پروردگار جهانیان.

فرزین نجفی پور : مسئول هیئت زمینه ساز حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

زندگی نامه ی سردار قاسم سلیمانی

وجود و چهره اش برای مومنان و شیعیان آرام بخش و برای تمامی دشمنان اسلام ...