خانه / بینش و رویا / آموزه ها / نماز (قسمت هشتم)

نماز (قسمت هشتم)

آثار و برکات نماز اول وقت ونماز جماعت

۱- برآورده شدن خواسته ها:
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسکری(علیه السلام) روایت می کند که فرمودند: “خداوند متعال با حضرت موسی تکلم کرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. کسی که نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می کنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم.”۱
حضرت حجهالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارک رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز که به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم. مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودکی را پیدا کردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یک چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یکی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است که دلم می خواهد یک همسر خوب خدا به من عنایت کند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است که خدا یک کسب آبرومندی به من عنایت فرماید. فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را که ایشان فرمودند من شروع کردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم کسب با آبرو به من عنایت کرد.۲
۲- برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:
پیامبر اکرم فرمودند:”بنده ای نیست که به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این که من سه چیز را برای او ضمانت می کنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش.”۳
۳ – ورود به بهشت و دوری از جهنم:
امام محمد باقر(علیه السلام) می فرمایند:”هر کس نماز واجب را در حالی که عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای که چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد که او را عذاب نکند، و کسی که درغیر وقتش به جا آورد در حالی که چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش کند.۴
۴- در امان بودن از بلاهای آسمانی:
قطب راوندی گوید: پیامبر خدا فرمود:هنگامی که خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت کنندگان خورشید یعنی کسانی که وقت های نماز را محافظت می کنند و کسانی که مساجد را آباد می نمایند.”۵
رسول خد ا(صلی الله و علیه وآله):
هنگامی که آفتاب طلوع می کند کافران و آفتاب پرستان د ر برابر آن به سجد ه می افتند و خد اوند نماز صبح را بر امت من واجب فرمود ه تا پیش از آنکه کافران، آفتاب و شیطان را سجد ه کنند ، امتم د ر برابر خد اوند متعال سجد ه کنند .
امام علی(علیه السلام) به نماز اول وقت، توجه بسیاری د اشت. د ر یکی از روزهای نبرد صفین د ر گرماگرم کارزار، علی(علیه السلام) به خورشید نگریست و فرمود : «وقت نماز است». آنگاه د ست از کارزار کشید و د ر حالی که انواع خطرها حضرت را تهد ید می کرد و تیرهای بسیاری از سوی د شمن به سویش پرتاب می شد ، د ر گوشه ای به نماز ایستاد ، گویی که د ر خانه خود نماز می گزارد . نماز نخست که به پایان رسید تیری به سوی حضرت آمد و د ر رانش فرو رفت. یاران امام، با د لهره و اضطراب، پیرامونش حلقه زد ند اما آن بزرگوار با همان حال،نماز د وم را به جای آورد .
روایت است که حضرت علی(علیه السلام) د ر آستانه شهاد ت ۳ مرتبه د رباره نماز سفارش کرد و فرمود : نماز، نماز، نماز. (مستد رک الوسایل/ ج ۳ / ص ۳۰)
وقتی که حضرت را پس از ضربت خورد ن از مسجد به خانه برد ند ، نگاه به طلیعه فجر افکند و فرمود : ای صبح توشاهد باش که علی را فقط اکنون (به اجبار) د رازکشید ه می بینی!
(شیعیان ما را به مواظبت نمودن نماز اول وقت امتحان نمایید.در روایتی نقل شده است که حضرت عزرائیل (علیه السلام) فرمود:« هر کس بر نماز اول وقت مواظبت نماید من خودم هنگام مرگ شهادتین را بر زبانش جاری می سازم. خودم شیطان را از او دور می سازم.»
ثواب نماز جماعت
روزی بعد از نماز ظهر جبرئیل(علیه السلام) با هفتاد هزار ملک بر پیامبر- صلی الله علیه و آله- نازل شد و عرض کرد: پروردگارت تو را سلام می رساند و دو هدیه برایت فرستاده « مضمون روایت»: یکی سه رکعت نماز وتر(دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر که بعد از نماز شب خوانده می شود) و دیگری نماز جماعت.
پیامبر- صلی الله علیه و آله- فرمودند: ثواب نماز جماعت چه قدر است؟
جبرئیل(علیه السلام) عرض کرد: اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند هر رکعت او ثواب صد و پنجاه رکعت و اگر دو نفر ثواب ششصد رکعت. همین طور اگر ده نفر شوند ثواب هر رکعت برای هر کدام هفتاد و شش هزار و هشتصد رکعت(۷۶۸۰۰) به حساب می آید.
بنابراین ثواب یک جماعت ده نفره را به صورت زیر می شود محاسبه کرد:
نماز صبح( صد و پنجاه و سه هزار و ششصد رکعت) ۱۵۳۶۰۰=۲×۷۶۸۰۰
نماز ظهر( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت) ۳۰۷۲۰۰=۴×۷۶۸۰۰
نماز عصر( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت) ۳۰۷۲۰۰=۴×۷۶۸۰۰
نماز مغرب( دویست و سی هزار و چهارصد رکعت) ۲۳۰۴۰۰=۳×۷۶۸۰۰
نماز عشا( سیصد و هفت هزار و دویست رکعت) ۳۰۷۲۰۰=۴×۷۶۸۰۰
ثواب جماعت ۱۰ نفره در یک روز برای یک نفر( یک میلیون و سیصد و پنج هزار و ششصد رکعت) ۱۳۰۵۶۰۰
ثواب جماعت ۱۰ نفره در یک ماه( سی و نه میلیون و صد و شصت و هشت هزار رکعت) ۳۹۱۶۸۰۰۰=۳۰×۱۳۰۵۶۰۰
ثواب جماعت ده نفره در یک سال( چهارصد و هفتاد میلیون و شانزده هزار رکعت) ۴۷۰۰۱۶۰۰۰=۱۲×۳۹۱۶۸۰۰۰
ثواب نماز به صورت فرادیثواب در یک روز: هفده ۱۷=۴+۳+۴+۴+۲
ثواب در یک ماه : پانصد و ده ۵۱۰=۳۰×۱۷ثواب در یک سال : شش هزار و صد و بیست رکعت۶۱۲۰=۱۲×۵۱۰
ضرر کسی که یک روز به جماعت حاضر نمی شود
( یک میلیون وسیصد و پنج هزار و پانصد و هشتاد و سه رکعت)
۱۳۰۵۵۸۳=۱۷- ۱۳۰۵۶۰۰
حال خود ضرر در یک سال و حتی یک عمر را حساب کنید.
چنان چه نماز جماعتی بیش از ۱۰ نفر تشکیل گردد، اگر جن ، انس و ملائک نویسنده و همه ی درخت ها قلم و دریا ها مرکب شوند، نمی توانند حتی ثواب یک رکعت آن را محاسبه نمایند.

 

هنگام گفتن ذکرهاى واجب در نماز، بدن باید بى‌حرکت باشد، بلکه بنابر احتیاط واجب، در موقع گفتن ذکرهاى مستحب نیز باید بدن آرام باشد.[۱]
حال اگر عمداً ذکر واجب را هنگام حرکت بدن بگوید نماز باطل است و اگر ذکر مستحبی را هنگام حرکت بدن بگوید (مثلًا موقع رفتن به رکوع یا رفتن به سجده تکبیر بگوید)، چنانچه به قصد مطلق ذکر باشد، نماز صحیح است، ولی اگر به قصد ذکرى که در نماز وارد شده (ذکر مستحبی) بگوید، اکثر مراجع می‌گویند، بنابر احتیاط واجب، باید نماز را دوباره بخواند،[۲] ولی برخی از فقها، در این صورت هم نماز را صحیح شمرده‌اند.[۳]

[۱]. ر. ک: امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده، بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج‌۱، ص ۵۳۸، م ۹۶۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ هشتم، ۱۴۲۴ق. غیر از ذکر «بحول اللّٰه و قوته اقوم و اقعد» که در حال برخاستن گفته می‌شود.
[۲]. امام خمینی(ره) در این صورت، فتوا به اعاده نماز می‌دهند.
[۳]. آیات عظام خوئى، سیستانی و تبریزى؛ ر. ک: امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی) ، ج‌۱، ص ۵۳۸، م ۹۶۶٫

 

نظر فلسفه نسبت به نماز 

فلسفه، دانش مرتبط با مسائل کلی هستی بوده[۱] و نسبت به مسائل جزئی هستی مستقیماً نظر نمی‌دهد. البته از مسائل کلی که در فلسفه مطرح می‌شود می‌توان حکم فلسفه را نسبت به نماز استنباط کرد.[۲] توضیح این‌که از نظر فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه، تنها وجود مستقل و بی‌نیاز مطلق، ذات خداوند متعال است و غیر از خداوند، همه عین فقر و نیازمند به او هستند.
این نیاز به صورت تکوینی در نهاد وجود انسان نهفته است ولی خداوند متعال زندگی انسان را در این جهان مادی همراه با اختیار و اراده قرار داده است. به بیان دیگر؛ امکانات و توانایی‌هایی را در اختیار او گذاشته است. داشتن این اختیار و توانایی برای اکثر مردم موجب غفلت از نیاز تکوینی می‌گردد. نماز یادآوری وجود واقعی انسان و بیرون آمدن از غفلت است. نماز هماهنگی بین جنبه‌های اختیاری و ظاهری روح انسان با جنبه‌های حقیقی و واقعی روح است. نماز اتصال موجود ناچیز محتاج، به منشأ بی‌کران هستی است. انسان بی‌نماز مانند آب مانده در چاله‌ای کوچک است که پس از مدتی متعفن، بدمزه و غیر قابل استفاده و در نهایت از بین می‌رود، اما نمازگزار مانند آب کوچکی است که متصل به چشمه زلال و گوارای بی‌پایان است که دائماً آب آن، خوشمزه، خوش‌بو، زلال و گوارا است. از سوی دیگر؛ از نظر فلسفه، خداوند مالک مطلق هستی است، همه موجودات مملوک خداوند هستند، حکم مالک مطلق لازم الاتباع است. فیلسوف الهی معتقد است دستور و سخن پیامبر(صلی الله و علیه وآله) و امام معصوم(علیهم السلام) از هر برهان و دلیل عقلی قوی‌تر است و تبعیت از سخن پیامبر و امام واجب است.

[۱]. «تفاوت بین فلسفه و حکمت و عرفان»، پاسخ ۹۷۷۱٫
[۲]. «رابطه دین و فلسفه»، پاسخ ۲۴۴۷۲٫

 

برخی از کارهای حرام به دلیل غلبه شهوت در یک فرد رخ می دهد اما ترک نماز لذتی ندارد و از این جهت فرد بی نماز نمی تواند هیچ بهانه ای هم داشته باشد. ممکن است برخی از بی نماز ها اینگونه بگویند که خدا به نماز ما نیازی ندارد. در جواب باید گفت که نماز خواندن ما برای نیاز داشتن خدا نبوده بلکه برای نیاز ما به خداوند و بنده بودن ما نسبت به خداوند است و البته شکر کردن نسبت به نعمات الهی.

نماز خوان های بی نماز:
نماز یکسری امور ظاهری دارد و یکسری از اموری که در باطن، انسان باید رعایت کند. هر کدام از این دو نباشد نماز برپا نمی شود. چه بسا انسان هایی که در ظاهر نماز می خوانند ولی در حقیقت نمازگزار نیستند. چرا که نماز، تکلم با خداوند است و کلام یعنی آشکار کردن آنچه در درون انسان است بنابراین اگر انسان هیچ توجهی به درون خودش نداشته باشد کلام با خداوند بی معنا می شود. همانطور که در قرآن آمده است که ((وَ أَقِمْ الصَّلاهَ لِذِکری)) (طه ۱۴) و می دانیم که ذکر با غفلت منافات دارد.
در جای دیگر بیان شده است که ((فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّین. الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُون )) در اینجا افرادی که نماز خوان هستند اما نمازشان با غفلت همراه است را مورد ذم قرار می دهد نه افرادی که اصلاً نماز نمی خوانند.
راه توجه به معنای نماز و حضور قلب:
انسان در زندگی هر چیزی را که بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر یاد می کند و بر عکسش هم صحیح است، یعنی هر چیزی را که بیشتر یاد کند بیشتر با آن انس گرفته و محبت آن چیز در قلبش رسوخ می کند.
بنابراین اگر انسان می خواهد در کل نمازش به خداوند توجه کرده و از او غافل نشود باید در کل روز سعی کند به یاد خدا باشد و با او انس بگیرد و به این ترتیب می شود که به خداوند محبت پیدا می کند.
برای توجه بیشتر در نماز مواردی گفته شده است از جمله: انسان آن نماز را آخرین نماز عمرش فرض کند. و یا به عظمت پروردگار و اینکه خداوند برترین صفات کمالی را دارد توجه کند.
گاهی انسان به الفاظی که در نماز می گوید توجه دارد اما به معانی آن الفاظ توجه ندارد. اما باید گفت که آنچه مهم است توجه به معانی است. الفاظ هم اگر بیان می شوند برای توجه دادن ما به معانی است.
گاهی هم خداوند در نماز به برخی انسانها معناهایی از حقیقت نماز افاضه می کند که قبل از آن نمی دانستند و البته آنگونه نمازها است که باعث می شود فرد در طول روز گناه نکند.

با توجه به مسائلی که بیان شد انسانها در نماز سه دسته اند:
۱- انسانهایی که در نماز به کلی غافلند.
۲- انسانهایی که در برخی لحظات به خداوند توجه دارند و در برخی لحظات هم غافلند. این افراد به میزان توجهشان درجات مختلفی دارند.
۳- انسانهایی که در کل نماز غرق در توجه به خداوند می باشند. مانند حضرت علی (علیه السلام) که در نماز تیر را از پای مبارکشان بیرون کشیدند و ایشان چون به غیر خدا هیچ توجهی نداشتند دردی متوجه نشدند.
البته اگر قرار باشد انسان بی نماز را با انسانی که در کل نمازش غافل است مقایسه کنیم باید بگوییم آنکه در ظاهر نماز می خواند حداقل در ظاهر عمل جلوتر بوده و در زمان تکبیره الاحرام نیز نیت درستی دارد و در یک لحظه هم شده نیت کرده و به خداوند توجه کرده است در حالی که بی نماز اینها را هم ندارد.
موانع حضور قلب:
موانع توجه انسان به خداوند در نماز دو نوع است:
۱-موانع بیرونی ۲- موانع درونی
۱٫ موانع بیرونی مثل اینکه انسان صدایی می شنود و یا چیزی را می بیند که باعث جلب توجه انسان می شود. چه بسا یک صدا باعث یک فکر می شود و آن فکر هم فکری دیگر می آورد.
در این مواقع انسان قوی الاراده می تواند با اراده خود توجه خود را از خداوند بر ندارد. اما انسان ضعیف می تواند تا جایی که ممکن است این موانع را برطرف کند مثلاً در جایی نماز بخواند که عادت دارد و یا در مواردی چشم خود را ببندد و…
۲٫ اما موانع درونی که چه بسا شدیدتر هم هستند همان افکار و تصوراتی هستند که از درون به ذهن می آیند.
حتی گاهی انسان در نماز درباره امور نیکویی می اندیشد و افکارش افکار بدی نیست اما این افکار هم در واقع مانع از توجه به خداوند بوده و باعث پرت شدن حواس انسان می شوند.
گاهی هم شیطان برای پرت کردن حواس نمازگزار از همین طریق وارد می شود. راه رفع این مانع اینست که انسان به دفعات زیاد در نماز خداوند و آخرت را به یاد آورده و به آنها متذکر شود.

 

یکى از شاگردان علامه طباطبایى (ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد به خدمت علامه (ره) رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کردند، پس از چندبار اصرار، ایشان فرمودند: «شما نمى توانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم. علامه (ره) فرمودند: «فکر در نماز دنباله افکار شبانه روز است. کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمى تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد.

آیه الله بهجت(ره) به نکته دقیقی اشاره می کنند که ممکن است این نکته پرسش و شبهه ی بسیاری از آدم ها باشد. این که چه حکمتی در تکرار نماز نهفته است. چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم. هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم. اما پاسخ این گونه است: “شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز  قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ساز نماز بعدی باشد.”

بزرگان اهل معنا و معرفت و شخصیت های قرآنی و معنوی توجه شایانی به اهمیت نماز داشته اند و این موضوع البته مایه تعجب نیست. وقتی از زبان معصوم علیه السلام می شنویم و می خوانیم که نماز، معراج مومن است پس شگفت آور نخواهد بود که شخصیت های شیعه بارها به این اصل مهم و عمود خیمه مسلمانی توجه نشان دهند.
عارف بالله، آیه الله بهجت ره نیز از جمله شخصیت هایی است که به مناسبت های مختلف در دیدارهایشان با مشتاقان عالم معنا و معرفت از جمله تقاضا برای موعظه و پند نکات دقیق و مهمی در باره نماز ارائه می کنند.
در بیانی ایشان پیرامون نماز فرموده اند:
“وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حق باز می‎ گردد، اولین چیزی را که سوغات می ‎آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: «اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَ یَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می‎ گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!”
حقیقت آن است که نماز در اصل یک سفر و عروج معنوی و روحانی است. گشت و گذاری در سپهر جان و هنگامی که عبد مخلص از این سفر روحانی بر می گردد، مثل هر سفر محسوس دیگری چیزهایی با خود می آورد و دستاوردهایی از سفر خود دارد.

بالاترین لذت ها در نماز جمع شده است
“نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! نماز ، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می ‎شود.
تمام لذت ‎ها روحی است و آنچه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکویناً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است… اما اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره ‎مند نشود، در عقل او خلل است. نماز خواندن برای اهلش مانند حلوا خوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی‎ شوند. “
در واقع این بیان به ظرایف زیبایی اشاره می کند که عموماً مبتلابه و دامنگیر عامه است. این که امکان دارد و محتمل است که بسیاری حظ و التذاذی از نماز خواندنشان نبرند و صرفاً برای این که یک تکلیف مشقت بار دینی را بجا بیاورند از رختخواب کنده شوند و سر سجاده بنشینند اما اگر نمازگزار حقیقی و اهل، سر سجاده بنشیند در واقع سر سفره نشسته است و همان التذاذی را که اهل دنیا از خور و خواب می برند و خوردن را نه به عنوان یک امر مشقت بار که به عنوان امر شادی آور و لذت بخش دنبال می کنند او نیز نماز را به مثابه امری شادی آور و لذت بخش دنبال می کند.
چه رمزی در این تکرار نهفته است؟
چرا ما هر روز این آیه ها و سجده ها و رکوع ها را تکرار می کنیم؟ هر روز این سلام های ثابت را می فرستیم؟
مطلب اول: ما همه روزه خود را با آب شستشو می ‌دهیم و مراقب هستیم که آلودگی بر بدنمان ننشیند. آیا تا به حال کسی به ذهنش خطور کرده که آب برایم تکراری شده؟!
در روایات از نماز به عنوان نهری یاد شده که روزی پنج بار روح و روان خود را با آن شستشو می‌ دهیم. طبیعی است که وقتی کسی از نماز به عنوان کاری تکراری و بدون فایده یاد می ‌کند، در واقع از فایده ‌ی نماز که همان شستشوی روح و روان است در غفلت است.
مطلب دوم: ما انسان‌ ها در زندگی روزمره بارها به دیگران سلام می ‌دهیم و از زحمات آن ها تشکر می‌ کنیم. بارها به دیگران ابراز محبّت می ‌کنیم و از کارهای خوبشان تقدیر و تشکر می‌ کنیم. آیا می ‌توان گفت این کارها تکراری شده؟! درست است که تقدیر و تشکرها با الفاظی تکراری واقع می ‌شوند؛ اما هر تقدیر و تشکری روحی مخصوص به خود دارد و در این روح هیچ تکراری وجود ندارد. نماز، در واقع تشکر از نعمت‌ های پی ‌در ‌پی الهی، بهانه‌ ای برای ابراز محبّت به خدای یکتا و نیز مدح و ثنای او می‌ باشد. هر چند الفاظ نماز تکراری است؛ امّا روح نماز برای نمازگزارِ واقعی، هیچ وقت تکراری و خسته ‌کننده نخواهد بود.
مطلب سوم: “شاید حکمت تکرار نماز (الفاظ آن) – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه‎ ساز نماز بعدی باشد.”
حضرت رسول (صلی الله و علیه وآله) است که اگر هر دو روز یک مسلمان مثل هم باشد – فردای او بهتر از امروزش نباشد – او دچار خسران شده است.

اگر مصداقی به این بیان نورانی رسول مکرم اسلام صلوات الله علیه توجه کنیم مسلماً مهم ترین نشانه احتراز از این اتفاق، این است که نماز های یک مسلمان رو به صعود باشد. همان طور که گفته شد مانند نردبامی که شخصی از آن به سمت بالا صعود می کند. اگر آن شخص هر روز در یک پله از نردبان در جا بزند دچار خسران شده است و اگر روز بعد پایش را به جای گذاشتن بر پله بالاتر بر پله پایین تر بگذارد دچار خسران عظیم تری شده است.
نماز هم این گونه است. ما نمازها را تکرار می کنیم مثل کسی که بر نردبانی قرار گرفته و پاهایش را از روی پله ای به پله ای دیگر می گذارد و حکمت این تکرار همان حکمت تکرار حرکت بر روی نردبان است. ما این حرکت را تکرار می کنیم نه به معنای آن که پایمان را بر همان جای پای پیشین بگذاریم بلکه تکرار می کنیم که نماز روز فردایمان کامل تر از نماز امروزمان باشد.
به عبارتی دیگر و بهتر:
نماز تکرار نیست؛ شاید در ظاهر تکرار باشد ولی در باطن هر نمازی مانند یک پله از نردبان است که با هر وعده، پله ای به خدا نزدیک تر می شویم پس پله اول و آخر نردبان خیلی با هم متفاوتند.

 

نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد. نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و … . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.
امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاهً واحدهً لم یعذّبه؛  اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

 

مقصود از سبک شمردن نماز، اهمیت ندادن به آن است. یکى از مصادیق سبک شمردن نماز این است که شخص گاهى نماز را ترک مى‏کند و یا با نداشتن عذر شرعى، نماز را از اول وقت به تأخیر مى‏اندازد ….
هم چنین با سرعت زیاد خواندن، رکوع و سجود را صحیح و درست انجام ندادن، قرائت و اذکار را بدون توجه و غلط خواندن، شرایط نماز (مثل طهارت، قبله شناختن، وقت و …) را رعایت نکردن، با بودن مسجد و جماعت نماز را فرادا خواندن و … همه اینها از مصادیق سبک شمردن نماز است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه می شود نماز اوست و اگر درست بود، به مابقی اعمال او نظر می شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی شود. و امام باقر(علیه السلام) فرمود: اولین چیزی که(در روز قیامت) محاسبه می شود نماز است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می پذیرند.(و گرنه پذیرفته نمی شود). (منتخب المیزان، همان، ص۲۹۸ روایت ۳۵۹۱-۳۶۰۴)
پس سبک شمردن نماز یکی از عوامل محرومیت از شفاعت است و ما خوب می دانیم که اگر امید به شفاعت نداشته باشیم این اعمال خرده و ریز ما در مقابل سیل گناهان هیچ است.
عن الصادق(علیه السلام) قال قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض کوثر بر من وارد نمی شود»(سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ماده صلاه).
– تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(صلی الله علیه و آله): «هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : ۱- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن۲- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها ۳- نجات از آتش.

حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) از پدر بزرگوارش پرسید: پدر جان، یا رسول الله! زنان و مردانى که نسبت به نماز بى‌‌اعتنا هستند و نماز را سبک مى‌‌شمارند، چه عواقبى را در پیش دارند؟
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: فاطمه جان! هر کسى از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى‌‌سازد:
شش مورد در دنیا، سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت زمانى که از قبر خارج شود.
الف) اما آن شش بلایى که در دنیا دامنگیرش مى‌‌شود:
۱- خداوند برکت را از عمرش مى‌‌برد.
۲- خداوند برکت را از رزقش مى‌‌برد.
۳- خداوند عزوجل سیماى صالحین را از چهره‌‌اش محو مى‌‌کند.
۴- هر عملى که انجام مى‌‌دهد پاداش داده نمى‌‌شود.
۵- دعایش به آسمان نمى‌‌رود.
۶- بهره‌‌اى از صالحین براى او نیست.
ب) اما آن سه بلایى که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:
۱- ذلیل از دنیا مى‌‌رود.
۲- هنگام مرگ در حال گرسنگى خواهد بود.
۳- تشنه از دنیا خواهد رفت، اگر چه آب نهرهاى دنیا را به او بدهند.
ج) اما آن سه بلایى که در قبر دامنگیرش مى‌‌شود:
۱- خداوند ملکى در قبر براى او مى‌‌گمارد تا او را زجر دهد.
۲- قبرش براى او تنگ خواهد شد.
۳- گرفتار ظلمت و تاریکى قبر خواهد شد.
د) اما آن سه بلایى که در روز قیامت گرفتارش خواهد شد:
۱- خداوند ملکى را موکل مى‌‌سازد تا او را با صورت بر زمین بکشد، در حالى که خلایق تماشا مى‌‌کنند.
۲- محاسبه اعمالش به سختى انجام مى‌‌شود.
۳- خدا به نظر لطف به او نمى‌‌نگرد و براى اوست عذاب همیشگى.(فلاح السائل : ۲۲)

قالَ النَّبِىُ صلی الله علیه و آله: لاتُضَیِّعُوا صَلاتَکُمْ فَاِنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ حَشَرَهُ اللّهُ مَعَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ.
پیامبراکرم صلى الله علیه و آله فرمود: نمازتان را تباه نکنید، زیرا کسى که نمازش را تباه کند خدا او را با قارون و فرعون و هامان محشور کند. (بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۲۲۴)

کدام نماز پذیرفته می شود؟
قالَ الصّادِقُ علیه السلام: «قالَ اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى: اِنَّما اَقْبَلُ الصَّلاهَ لِمَنْ تَواضَعَ لِعَظَمَتى، وَیَکُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ اَجْلى، وَیَقْطَعُ نَهارَهُ بِذِکْرى، وَلایَتَعاظَمُ عَلى خَلْقى، وَیُطْعِمُ الْجایِعَ وَیَکْسُو الْعارى، وَیَرْحَمُ الْمُصابَ، وَیُۆْوِى الْغَریبَ. (بحارالانوار، ج ۸۴، ص ۲۴۲٫میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۸۶)
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند متعال فرمود: نماز کسى را مى پذیرم که:
۱ ـ در مقـابل عظمت من فروتنى کند.
۲ ـ از خواسته هاى نفسانى بخـاطر من خود را دور کند.
۳ ـ روزش را با یاد من بپایان برد.
۴ ـ بر بندگانم بزرگى نفروشد.
۵ ـ به گرسنه غذا دهد.
۶ ـ برهنه را بپوشاند.
۷ ـ به مصیبت دیده مهربانى کند.
۸ ـ غریب را پناه دهد.

 

روایتی آمده است‌: امام علی ‌به مردی که سجده‌های نمازش را خیلی سریع به جا می‌آورد فرمود: چند وقت است که این گونه نماز می‌خوانی‌؟ آن مرد عرض کرد: از فلان و بهمان مدت‌. حضرت فرمود: شخصی چون تو در نزد خداوند همانند کلاغ است که نوک بر زمین می‌زند، اگر بمیری بر غیر آیین ابوالقاسم محمد صل یالله و علیه وآله مرده‌ای سپس فرمود: دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد.(همان‌، حدیث شماره ۱۰۷۱۶٫) پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:کسى که رکوع و سجودش را ناتمام و شتابزده به جا مى آورد، نمازش ‍ پذیرفته نیست.
راه پیشگیری از عجله در نماز
حضرت ثامن الائمه « علیه السلام » چنین فرموده اند: « چون خواستی به نماز بایستی با حال کسالت ، خواب آلودگی ، عجله و شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلکه نماز را با آرامش و وقار به جای آور.»
این سبـک شمردن صورت های مختلف دارد یعنی: تاخیر از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهراً و باطناً بازی نکردن، لباس و نظافت و اینها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.
حضرت زهرا سلام الله علیهــا سوال می کند که کســی که نمــازش را سبک بشمارد چه می شود؟
« قال رسول الله ( صل یالله و علیه وآله ) : یا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: یا فاطمه کسی که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشره خصله »، خدا او را به ۱۵ خصلت مبتلا می کند ( خیلی تهدید کننده است ) ، « ستٌ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موتها و ثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامه اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـی دنیــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تای دیگر در قیــامت است وقتـــی از قبرش خارج می شود.
« فاما اللواتی تصیبه فی دار الدنیا »، اما شش خصلتی که خدا پیش می آورد دردنیا برای کسانی که نمــاز را کوچک می شمارند:
۱-«فالاولی یرفع الله البرکه من عمره»: اول این است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـی دارد؛ این عمــر که من و شما می کنیم، برکت از آن برداشته می شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهای خیــر، نه از شرّ؛ مثلا کسانی می بینید عمرشان با برکت است، خوب عبــادت می کنند، خدمات زیــاد می کنند .
۲- « یرفع الله البرکه من رزقه »: برکت را از روزیشــان هم بــر می دارد. برکت از روزی هم این نیست که انســـان کم پول بدست مـی آورد یا زیاد؛ نه؛ برکت در زندگی و معیشت است که آن را خــدا بر می دارد.
۳- « و یَمحوا الله عزوجلّ سیماء الصالحین من وجهه »: سومین چیزی که مبتلا می شود این است که خدای متعال سیمــای صالحان را ازاو بر می گیرد؛ وقتی به صــورتش نگاه می کنید سیمای صالحــان در او نیست. این هم چیزی است؛ صــالحان یک سیمایی دارند البته اهـــــل ذوق می فهمند، این را با ذوق و دل می شود فهمید، نه زیبــایی ظاهری است، سیمای صالحان یک چیزی است که اهل دل و اهل ذوق می فهمند.

۴- « و کل عمل یعمله لا یۆجر علیه »: هر عملـی که انجام می دهد از اعمال خیـر و عبادات، اجــری به آن داده نمی شود.
۵- « و لا یرفع دعاۆه الی السماء »: پنجمی اش این است که دعــای او مستجاب نمی شود.
۶- « والسادسه لیس له حظّ فی دعاء الصالحین »: از دعای صالحان هم بی بهره می شود، یعنی صالحان که برای مومنیــن و مومنــات دعاهایی می کنند که وظیفه اشان است، اینها از دعای صالحان حظّـــی برایشـان نیست.
این شش خصلتی که در دنیا پیش می آید برای آنها که نمازشــان را کوچک می شمارند.
« و اما اللواتی تصیبه عند موته »
و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او می رسد:
۱-« فاولاهن انه یموت ذلیلا »، اولش این است که مرگش به صورت خفت بــار می شود.
۲- « والثانیه یموت جائعا »، گـرسنه می شود موقــع مرگ، این گرسنگی یک گرسنگی بسیــــار اسرار آمیز است که غیــرظاهری و دنیوی است و انسانها از آن وقتی که از اینجا به بــرزخ منتقل می شوند و از اول انتقــال به برزخ این گرسنگی و تشنگی شــروع می شود و بعدش هم در قیــامت مخصوصا هست، این یک چیزی غیــر از گرسنگی دنیاست.
۳- « والثالثه یموت عطشانا »، سومی هم این است که در حال تشنــگی است فلو سقی من انهار الدنیا لم یرو عطشه.
« و اما اللواتی تصیبه فی قبره »، اما سه تــای دیگر که در قبر و بــرزخ به او می رسد این است که:
۱-« فاولاهن یوکل الله به مَلکا یزعجه فی قبره »، حالا ما فکر می کنیم این سستــی ها که در استخفاف به نمــاز داشته ایم زیاد مهــم نبوده، آخرش این است که خـدا مـی بخشد؛ زیاد مهـم نبوده؛ خیلی چیز مهمی بوده، حالا این قسمتی از بیانات است که در اینجا وارد شده دقت کنید. اولش این است که خــدا مَلَکی را موکل می کند که در قبرش به او عذاب می کند در بـــرزخ.
۲- « و الثانیه یضیق علیه قبره » ، و دومین چیز که خدا برای او پیش می آورد این است که عــالم قبرش برای او تنگ می شود؛ این را دیگر نمی فهمیم که چگونه تنــگ می شود.
۳- « الثالثه تکون الظلمه فی قبره »، و سومی اش این است که عالــم قبرش برای او ظلمــانی می شود.
« و اما اللواتی تصیبه یوم القیامه »، اما آن سه تای دیگـــر که در روز قیــامت برایش پیش می آید وقتی که از قبرش خــارج می شود و به قیامت و محشــر قـدم می گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان یُوکل الله به ملکا یَسحَبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه »، اولش این است که خدا ملکی را موکل می کند که او را بـه رو می برند توجــه می کنید نماز خوان است مردم هم نگاه می کنند؛ غیـــر عـادی می برند.
« و الثانیه یُحاسب حسابا شدیدا »، دومی اش هم این است که در مقـــــــام حساب، حساب شدیدی از او می کشند.
« و الثالثه لاینظرالله الیه و لا یُزکیه و له عذاب الیم »، و از همه اینها بــالاتر، خدا به او نظـر نمی کند و او را تزکیــه نمی کند و عذاب الیـم هم برایش هست. این ها برای کســی است که تهاون بصلاته.
روایت ۶۶ از محاسن البرقی نقل کرده با سند از امام صادق علیه السلام قال: قال اللهُ تبارکَ و تَعالی انّما اَقبلُ الصّلوهَ لمَن تَواضَع لعَظمَتی، امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا فرموده است که من نماز را قبول می کنم از کسی که در برابر عظمت من خاضع باشد.
نماز
درمانی برای با عجله خواندن نماز
شما وقتی به حال خودتان هستید بالطبع انجذاب و کِشش روح شما، انس روح شما با کیست؟ با چه آرام می شود؟ به سوی چه چیز میل دارد؟
خودمان را فریب ندهیم که بگوییم ما مآنوس با خدا هستیم؛ اگر خواستید بدانید با چه چیزهایی انس دارید، نماز را میزان قرار دهید. گفته اند که نماز میزان است فراموش نکنید، برای خیلی چیزها یا می شود گفت برای ارزیابی همه حقیقت ها، برای یک مومن و بنده خدا، میزان نماز است.
وقتی نتیجه گرفتید که روح ما وقتی ما باشیم و روح ما که تا بخودش واگذار بکنند به غیر خدا مآنوس است، بسوی غیر خدا آرام است، فکر می کنید با این بافت روحی اگر به آن سو برویم چه می شود؛ ما باید به زور بسوی خدا راه پیدا کنیم یا با اُنس و کِشش؛ به زور که نمی شود، وقتی طبیعت روح ما این است که از خدا فرار می کند، وقتی که از بدن هم قطع علاقه می کند همین روح است، این روح بسوی خدا نمی رود، میل ندارد، فرار می کند؛ این مصیبت است .
اما در این وضع و حال می شود انسان توسل بکند به اولیاء از جمله حضرت زهرا سلام الله علیها که نظری کند که این مشکل حل بشود و اگر این مساله حل شود خیلی مشکل ها برای من و شما حل می شود و آنوقت دیگر وقتی به نماز می ایستیم، مآنوسیم، خوشحالیم، خسته نمی شویم، اینطور نماز نمی خوانیم که زود تمام کنیم و برویم بنشینیم صحبت کنیم، این حالت فرار است، توسل کنید و قطعا نتیجه می گیرید.
نکته دیگر هم بگویم از نماز که وقتی بلند می شوید برای نماز خیلی زود و سریع نماز را شروع نکنید، لحظاتی را بایستید؛ این را عمل کنید، این نکته برای عمل است، آن یکی که مصیبت بود که باید سعی کنید در آن مسیر…
من و شما سعی می کنیم نمازمان حالی داشته باشد و با این وضع روحی و سابقه روحی که داریم و داشته ایم بالاخره موفق نمی شویم، ما را رد می کنند، فراموش نکنید وقتی به نماز می ایستید، حلاوت ذکر را ندارید، به ما نمی چشانند و اصلاً حال فرار داریم که زود تمام بشود و هر چه سعی می کنیم متوجه باشیم باز دلمان به این سو و آن سو می رود، این تازه این سوی قضیه است که من و شما وقتی تحلیل می کنیم، توضیح می دهیم این طور می شود، اما آن ســـوی قضیــه چیست؟

ردّ خداست که بسیار مصیبت بزرگی است و این از روایات استفاده می شود؛ کسانی که شرایط نماز را نداشته باشند وقتی به نماز می ایستند، خدای متعال قسم یاد می کند به آن عزّت و جلال خودش که هر کسی را به جوار خود راه نمی دهد؛ کسانی که بی شرایط وارد نماز می شوند، می فرماید: من حلاوت ذکرم را از او می گیرم، او را ردّ می کنم، راه نمی دهم؛ آن سوی قضیه بسیار خطرناک است.
حلّ مشکل به صورت اساسی، تزکیه و سلوک و تطهیر باطن را در پیش گرفتن است، ولی به قول معروف چاره ی جزیی است که وقتی به نماز می ایستید، فوری شروع به نماز نکنید، بین اقامه و نماز یا قبل از شروع اذان و اقامه، لحظاتی با دردمندی به خدا متوجه باشید که در محضر او هستید، توجه یک کسی که مُجرم است و شرمنده، که خدایا مرا با گناهانم، با خطاهایم، با آن طغیانم، با فسادم، با عصیانم، با جرائمم مۆاخذه نکن، عفو بکن، مُجرم و شرمنده ام، مرا رد نکن، از محضر خودت بهره ای به من برسان، در نمازی که می ایستم مرا طَرد نکن، آن وقت این دعا را تکمیل بکنید با قسم دادن خدا به محمّد و آل محمّد صلوات الله و سلامُه علیهم اجمعین، آن وقت شــــروع کنیـد.
آن وقت سعی کنید که در حال حضور باشید، این ( مساله فوق ) بسیار مۆثر است، یعنی مُجرّب است، بالاخره انسان وقتی رو به خدا کرد، دست خالی برنمی گردد هر چه مجرم هم باشد؛ این از من و شما، با این وصف رو به خــدا آوردن، بـــی نتیجـه نخواهد بــود.

 

مسلمانی نیز چه در بُعد نظری (اعتقادی) و چه در بُعد عملی، مانند هر کمال دیگری، شدت و ضعف مرتبه دارد، لذا در بُعد نظری (اعتقادی) همین که کسی قدم به داخل دایره‌ی توحیدی گذاشت، یعنی توحید و معاد را قبول کرد، موحد است و همین که کسی نبوت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را پذیرفت، مسلمان است و همین که باور و تسلیم خدا بودن در قلبش نهادینه شد، مۆمن می‌شود. چنان چه یک دانش آموز کلاس اول یا یک طلبه سال اول محصل و طلبه است و یک استاد کامل نیز دانش آموز یا دانش پژوه می‌باشد و یا یک آیت الله یا مرجع تقلید نیز هم چنان یک طلبه می‌باشد؛ اما سطوح و رتبه‌ی آنها متفاوت است.
از این رو عده‌ای آمدند و به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله عرض نمودند که ما مۆمن هستیم؛ آیه نازل شد که به آنها بگو نگویند، مۆمن هستیم، بلکه بگویند: مسلمان هستیم. هنوز تا ایمان راه بسیار است:
« قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُۆْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ وَإِن تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْکُم مِّنْ أَعْمَالِکُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ » (الحجرات، ۱۴)
ترجمه: [برخى از] بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‏اید لیکن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] کرده‏هایتان چیزى کم نمى‏کند خدا آمرزنده مهربان است.
سپس بلافاصله در آیه بعد، چند ویژگی از مۆمن را بیان می‌دارد:
« إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ » (همان، ۱۵)
ترجمه: در حقیقت مۆمنان کسانى‏اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‏اند اینانند که راست کردارند.
پس محال است که کسی به خدا، رسول (صلی الله علیه و آله) و قیامت «ایمان» داشته باشد، اما کاهل نماز باشد یا نماز یومیه را همیشه نخواند؛ اما مسلمان ممکن است که دچار این نقیصه و اهمال‌ها گردد، چرا که تسلیم شده است، اما هنوز ایمان به قلبش راه نیافته است.

الف – نماز ستون «دین» است، و «اصول اعتقادی یا اصول دین»، خود دین است. یعنی شناختن و قبول کردن و اطاعت از خدا و رسول صلوات الله علیه و آله در گام اول و سپس ایمان آوردن به آنها چنان چه هیچ‌گاه و هیچ مقدار تزلزل، تردید و بازگشتی در آن رخ ندهد (ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا) در گام دوم و سپس تلاش با هدف گرفتن خدا « فِی سَبِیلِ اللَّهِ » که قاعدتاً با مال و جان صورت می‌گیرد و به همراه صداقت، در گام سوم، خودِ دین است، خیمه‌ی همان دین است، اما ستونی که این خیمه را سرپا نگه می‌دارد، نماز است.
ب – به قول آیت‌الله حائری شیرازی: «(مضمون) نماز مانند این تراز و شاقول بناهاست که با آن راستی دیوار را در طول و ارتفاع می‌سنجند، اما دین همان چگونه زندگی کردن شماست.»
در نماز ما مقابل خداوند متعال حاضر شده و تمامی اعتقادات و اهداف و بالتبع اوج خواسته‌های خود را بیان می‌داریم. از الله اکبر تکبیر گرفته که او را بزرگ‌تر از هر وصفی می‌دانیم، تا اعلام موضع و جناح فردی و اجتماعی خود که جزو موحدین هستیم «ایاک نعبد»، تا وسیله دانستن همه چیز و مۆثر بالذات ندانستن هیچ چیزی در وجود «ایاک نستعین» … تا دعا برای قرار گرفتن در صراط مستقیم و هم چنین منزه (سبحان) دانستن خدا از کلیه صفات و حالات مخلوقات و نیز معظم و اعلی دانستن وی که در رکوع و سجود و اذکارش تجلی می‌یابد.
حال زندگی در تمامی شئونش، باید منطبق با این دیدگاه‌های نظری و اعتقاداتِ اظهار شده باشد. لذا نماز ستون دین است و اصول اعتقادی در حکمت نظری و حکمت عملی، که یعنی «ایمان و عمل صالح» در هر امری، خودِ ساختمان، خیمه و شاکله‌ی دین است.
ب/۱ – بدیهی است که اسلام (تسلیم شدن به امر پروردگار که رسول صلوات الله علیه و آله آن را ابلاغ می‌کند) و نیز ایمان قلبی به مبدأ و معاد (انا لله و انا الیه راجعون)، در عمل تجلی می‌کند، لذا هر کاری که به امر او برای او باشد، عبادت است و همه عبادات نیز در نماز تجلی می‌کند و نماز نیز باید در تمامی شئون زندگی تجلی کند. آن وقت می‌شود نمازی که ستون دین است – نمازی که معراج مۆمن است – نمازی که انسان را فحشا و منکر باز می‌دارد.

ج – از این رو، رابطه نماز با دین، مثل یک خیمه با ستونش می‌شود. اگر خیمه‌ای در کار نباشد، ستون معنا و مفهوم و لزومی ندارد و اگر خیمه باشد، اما ستون نداشته باشد، فرو می‌ریزد. اگر خیمه باشد و ستون هم داشته باشد، خیمه برپاست، اما باید مراقبت کرد که به خیمه‌ی دین و ستون نماز آسیبی نرسد، چون در هر دو حالت خیمه دین فرو خواهد ریخت. لذا ضمن این که امر به نماز نمود، فرمود: از صفات مۆمن این است که از نماز خود محافظت می‌کند تا تخریب نگردد، چنان چه از دین (حدود الهی در هر امر نظری و عملی) نیز محافظت می‌کند تا خیمه دین خراب نشود. بدیهی است که شاقول و تراز خراب، نمی‌تواند میزان باشد و خیمه ویران یا سوخته نیز روی ستون بند نمی‌شود:
« وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ » (المۆمنون، ۹)
ترجمه: و کسانى که بر نمازشان مواظبت دارند
« التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُۆْمِنِینَ » (التوبه، ۱۱۲)
ترجمه: (این مۆمنان) همان توبه‏کنندگان، عبادت‏کنندگان، حمد و سپاس‏گویان، روزه‏داران، سفرکنندگان (براى جهاد و تحصیل علم دین)، رکوع‏کنندگان، سجده کنندگان، فرمان‏دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر و نگهبانان مرزهاى (اصول و فروع دین) خدا هستند، و بشارت ده این مۆمنان را.

عاقبت بی نمازی
دور ماندن از امان خدا و رسولش؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله): « من ترک الصلوه متعمدا من غیر عله فقد برء من ذمه الله و ذمه رسوله؛ کسی که نماز را عمدا و بدون علت ترک کند از امان خداو رسولش دور خواهد بود.» ( عیون‏أخبارالرضا(علیه السلام) ج : ۱ ص : ۲۸۵)
– سبب تسلط شیطان؛ امام صادق (علیه السلام) از پدرش از پدرانش از امیر مۆمنان (علیه السلام) نقل کرده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «شیطان همواره از پسر آدم وحشت دارد و فاصله می گیرد تا زمانی که نمازهاى پنجگانه‏اش را در وقتش به جا می آورد. پس هرگاه آنها را ضایع کرد بر او جرات پیدا می کند و او را بر گناهان بزرگ وارد می سازد .»( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص ۲۳۰)
– نابود شدن اعمال خوب؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) :« مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ ؛کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است.» ( بحارالأنوار ج : ۷۹ ص : ۲۰۲)
– از بین رفتن فاصله کفر و ایمان؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله):« بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْکُفْرِ تَرْکُ الصَّلَاهِ ؛ فاصله کفر و بندگی ترک نماز است .» ( بحارالأنوار ج : ۷۹ ص : ۲۰۲)
– مورد لعن تمامی کتب آسمانی و ملائکه و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله )؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله):« تارک الصلاه ملعون فی التوراه ملعون فی الانجیل ملعون فی الزبور ملعون فی القران ملعون فی لسان جبرئیل ملعون فی لسان میکائیل ملعون فی لسان اسرافیل ملعون فی لسان محمد؛ ترک کننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و محمد (صلی الله علیه و آله ) ملعون است .» ( الحکم الزاهره با ترجمه انصارى، ص: ۲۹۴)

ما «نماز» نمى‌خوانیم. آنچه ما به جا مى‌آوریم صورت ظاهرش شبیه نماز است و ما تنها اداى نماز را در مى‌آوریم! کسى که وقتى «السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته» مى‌گوید تازه یادش مى‌آید که نماز مى‌گزارده است، آیا به راستى «نماز» خوانده است؟!
مادر همه ارزش ها و کمالات انسانى «ایمان به خدا» است. در روایات ما آمده است که: «اَلصَّلوهُ معراج المۆمن»؛(۱) نماز معراج مۆمن است؛ پس چرا ما سال ها نماز مى‌خوانیم و حتى یک بار نیز احساس نمى‌کنیم به معراج رفته باشیم؟! قرآن مى‌فرماید: «إِنَّ الصَّلاهَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ …»(۲) همانا نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‌دارد؛ پس چرا ما عمرى است نماز مى‌خوانیم، ولى هنوز این همه مرتکب گناه و اعمال زشت مى‌شویم؟! و ده ها اثر دیگر که در آیات و روایات ذکر شده، ولى ما آن را در خود نمى‌بینیم.
زیرا ما «نماز» نمى‌خوانیم. آنچه ما به جا مى‌آوریم صورت ظاهرش شبیه نماز است و ما تنها اداى نماز را در مى‌آوریم! کسى که وقتى «السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته» مى‌گوید تازه یادش مى‌آید که نماز مى‌گزارده است، آیا به راستى «نماز» خوانده است؟! بسیارى از ما مسایلى را که در فرصت هاى دیگر نمى‌توانیم به آنها فکر کنیم به وقت نماز موکول مى‌کنیم تا در حین نماز به تحلیل و بررسى آنها بپردازیم! نمازهایى که ما مى‌خوانیم نه تنها موجب تکامل ما نمى‌شود، که ما باید از آنها توبه کنیم!
اگر کسى در حالى که با شما سخن مى‌گوید، رویش را به سویى دیگر کرده و مرتب بالا و پایین و چپ و راست را نگاه کند، آیا آن را بزرگ ترین اهانت و بى احترامى به خود تلقى نمى‌کنید؟! به راستى عبادت ها و نمازهاى ما «اهانت» است یا «عبادت»؟! در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت مى‌فرمایند: آیا کسى که چنین نمازى مى‌خواند، نمى‌ترسد از این‌که خداى متعال او را به صورت الاغى مسخ نماید؟!

سه گام اساسی برای استفاده از روح و حقیقت نماز
نماز یعنى اینکه بنده در برابر خداوند بایستد و اظهار بندگى کند و دست نیاز به سوى او داشته باشد. کسى که به نماز مى ایستد باید محضر خدا را درک کند و بداند در برابرچه مقامى ایستاده است ودر نتیجه، وظیفه بندگى را با نهایت خضوع و خشوع به جاى آورد.

گام اول: توجه، به آنچه می کنیم
اولین گام براى نایل شدن به حقیقت و روح نماز این است که توجه داشته باشیم که چه مى‌کنیم . از همان ابتدا که براى تکبیره الاحرام مى‌ایستیم و قبل از آن ‌که «اللّه اکبر» بگوییم، باید توجه کنیم که براى چه این جا ایستاده‌ایم و مى‌خواهیم چه بکنیم. حتى جلوتر از آن، از همان اولین کلمه و جمله‌اى که شروع به اذان و اقامه مى‌کنیم، توجه داشته باشیم که این جملات براى چیست.
گام دوم: توجه به آنچه می گوییم
گام دوم براى خواندن نمازى که بتوانیم از آن بهره ببریم، این است که هر جمله و ذکرى را که مى‌گوییم به معنا و مفاد آن توجه داشته باشیم. این چیزى است که حتماً باید بر آن اصرار بورزیم. اگر در یک نماز، موفق به این کار نشدیم، در نماز بعدى حتماً سعى کنیم که این کار را انجام دهیم. اگر در نماز بعدى هم موفق نبودیم، در نماز پس از آن سعى کنیم، و خلاصه، این امرى است که حتماً باید به آن دست پیدا کنیم. براى این کار مى‌توانیم به این صورت عمل کنیم که قبل از اداى هر جمله اى، ابتدا معناى آن را در ذهن حاضر کنیم و سپس آن جمله را ادا کنیم.
گاهى لطف و عنایت تا بدان حد است که در هنگام سخن گفتن با او در حالى که ما غافلیم و توجهمان به چیزهایى دیگر است، خداى متعال خود دست ما را مى‌گیرد و قلب ما را متوجه خود کرده و مى‌فرماید: «بنده من کجایى؟! من با تو و به یاد تو هستم، تو در کجا سیر مى‌کنى؟! بیا و روى دلت را به من بنما و با من نجوا کن!»

گام سوم: تناسب باور قلبى مان با اذکار نماز
مرحله سوم در این مسیر آن است که سعى کنیم حال و باور قلبى ما نیز متناسب با همان چیزى باشد که به زبان مى‌آوریم. اگر در نماز مى‌گوییم: «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعِینُ»، باید حالمان نیز به گونه‌اى باشد که واقعاً جز خدا از هیچ کس دیگرى یارى نخواهیم و امید و اعتمادمان به کسى جز او نباشد. وقتى تکبیره الاحرام و «اللّه اکبر» مى‌گوییم، باید باور قلبى مان نیز این باشد که خدا را «بزرگ ترین» بدانیم.
در هر حال، راه هاى متعددى براى خروج از غفلت و توجه به خداى متعال وجود دارد. همه این راه ها متوقف بر نوعى معرفت و شناخت است. اگر بخواهیم در حال نماز خشوع داشته باشیم و متوجه ذات اقدس متعال گردیم، باید از پیش، این معرفت ها را کسب کنیم و آنها را پیوسته وجهه نظر خود قرار دهیم. به ویژه بایستى دقایقى قبل از نماز، به معارفى که از پیش کسب کرده‌ایم. توجهى خاص بنماییم؛ این کار در ایجاد خشوع در حین نماز، بسیار مۆثر است.
بارالها ما را از خواب غفلت بیدار کرده، به سوى خود متوجه نما و قلب و دل ما را نسبت به خود خاشع گردان و نمازهاى ما را «نماز خاشعان» قرار ده؛ آمین. و آخر دعوانا أن الحمدللّه رب العالمین.

منابع:
۱٫ ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۲۱۷٫
۲٫ سوره مبارکه عنکبوت، آیه ۴۵٫

 
تعداد بازدید : ۲۲۰۱۵ سه شنبه ۳/۳/۱۳۹۰ تاریخ :
نمازی که برگشت می خورد!
بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یک سوم آن، برخی یک چهارم و بعضی یک پنجم تا آنجا که برخی یک دهم آن قبول می‌شود.
نماز
نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست; ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل گردد. این حقیقت به جوهره نماز باز می گردد و با عدالت خداوند هیچ گونه ناسازگاری ندارد .

ماجرای نمازی که بر صورت صاحبش زده می‌شود
در ادبیات عرفانی و عبادی بین دو مفهوم «مقبول» و «صحیح» تفاوت بسیاری وجود دارد و هر کدام از این مفاهیم دارای مراتبی است .

نماز مقبول
«نماز مقبول» آن است که با خضوع و خشوع به‌جا آورده شود و آداب ظاهری و باطنی در آن مراعات شود. این نماز موجب تزکیه نفس و پاکی روح و روان می‌شود و تأثیر تربیتی و اخلاقی فراوانی دارد.
از این‌رو چنین نمازی را نماز اخلاقی نیز می‌گویند؛ نمازی که فرشتگان آن را با درخشندگی خاصی به پیشگاه خداوند متعال می‌برند و پروردگار عالم این نماز را می‌پذیرد.

نماز صحیح
نماز صحیح، موجب رفع تکلیف می شود و به سبب آن انسان در جهان آخرت مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. چنین نمازی را نماز فقهی نیز می‌گویند. نمازی که فرشتگان آن را در حالی که نورانیت و درخششی ندارد، به محضر ربوبی می‌برند و مورد قبول خداوند قرار نمی‌گیرد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«ان من الصلوه لما یقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الی العشرون ان منها لما یلف کما یلف الثوب الخلق فیضرب لها وجه صاحبها و ان ما لک من صلوتک الا ما اقبلت علیهه بقلبک ؛ (سرّ الصلوه، ص۵۰)
بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یک سوم آن، برخی یک چهارم و بعضی یک پنجم تا آنجا که برخی یک دهم آن قبول می‌شود و بعضی از نمازها همچون جامه کهنه پیچیده و بر صورت صاحبش زده می‌شود و نمازگزار بهره‌ای از نمازهایش نمی‌برد، مگر به اندازه‌ای که در هنگام خواندن آنها به خداوند توجه داشته است.»

نمازی که با حضور قلب خوانده شود، ارزشمند و بسیار با اهمیت است. ممکن است در بعضی از نمازها شخص نتواند خشوع در آن را مراعات کند.
در چنین مواقعی نمازگزار با رعایت خضوع ظاهری و به‌جا آوردن مستحبات، نظیر گفتن اذان و اقامه و خواندن ذکرهای اضافه بر ذکر اصلی در رکوع و سجده‌ها که در رساله‌های عملیه و کتب ادعیه آمده است، می‌تواند قبولی نماز خود را فراهم آورد. نمازگزار می‌‌‌‌تواند بعد از نماز با ذکر صلوات بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)و خواندن تعقیبات؛ یعنی دعاهایی که بعد از نمازهای یومیه وارد شده است، بخشی از کاستیهای نماز خود را جبران کند. آن‌گاه آن نماز را به خداوند متعال عرضه نماید تا پروردگار با فضل و کرم خود آن را بپذیرد.

ذکری که از هزار رکعت نماز بالاتر است
در میان تعقیبات نماز، ‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار رکعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.
در مورد تعقیبات نماز، از آیت‌الله حصه‌ای(ره) یکی از علمای اصفهان تشبیه زیبایی نقل شده است. ایشان نماز را به بادباک کاغذی تشبیه می‌کردند و می‌گفتند: وقتی بادبادک دنباله‌ نداشته باشد به آسمان نمی‌رود. نمازی هم‌ که تعقیب نداشته باشد به عالم ملکوت نمی‌رود.

چگونه نمازی مورد قبول خداوند واقع می شود؟
به طور کلی قبولی عبادات به خصوص نماز مراحل بلکه شرایطی دارد. زیرا: گاهی عبادت صحیح است ولی رشدآور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست.
نماز خواندن
در آیات و روایات شرایط و مراحل قبولی عبادات شش چیز ذکر شده که عبارتند از:
۱- شرط اعتقادی؛ ۲ -شرط ولائی؛ ۳ – شرط اخلاقی؛ ۴ – شرط اقتصادی؛ ۵ – شرط اجتماعی؛ ۶ – شرط بهداشتی.
شرط اعتقادی:
نمازگزار باید ایمان به خدا داشته باشد. قرآن در سوره نحل آیه ۹۷ می‏فرماید: «عمل صالح از زن و مرد با ایمان است که موجب زندگی پاک می‏شود.» و در سوره مائده آیه ۹۳می‏فرماید: «نداشتن ایمان مایه بی ثباتی اعمال است.»
شرط ولائی:
یعنی برخورداری از ولایت و رهبری صحیح و آسمانی همچون امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت که همه بندگان خدا و بندگی‏ها، نماز، حج و جهاد را در مسیر الهی قرار می‏دهد و به آنها جهت شایسته می‏بخشد. در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت‏های طاقت فرسا انجام می‏دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد ، تلاش بی‏فایده است.» (وسائل الشیعه ، ج ۱، ص ۹۰)
شرط اخلاقی(تقوا):
خدا تنها از اهل تقوا می‏پذیرد مثل داستان فرزندان حضرت آدم که هر دو قربانی کردند؛ ولی قربانی یکی پذیرفته شده و دیگری نه.
شرط اقتصادی: ادای حق مردم؛
ادای حقوق محرومان در درجه‏ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات با داشتن درآمد مشروع از این نمونه‏هاست. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کسی نماز بخواند ولی زکات نپردازد نمازش قبول نمی‏شود.» (بحارالانوار ،ج ۹۶ ،ص ۱۲)

شرط اجتماعی:
خیرخواهی نسبت به دیگران، حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام حایزاهمیت است.
شرط خانوادگی:
خوشرفتاری در امور خانوادگی و رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، فرزند و پدر و نیز همسایگان را چنان مهم دانسته که بی‏توجهی به آنها گاهی باعث بطلان عبادات می‏گردد.
در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند، قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.» (اصول کافی، ج ۲ص ۳۴۹)
همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده‏ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی‏پذیرد، مرد نیز چنین است.»(وسائل الشیعه ، ج ۱۴، ص ۱۱۶)
آری وقتی ما از نردبان نماز به معراج می‏رویم که پایه‏های آن روی زمین محکم باشد؛ ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می‏سازد. پس قبولی عبادات به خصوص نماز با شرایط و مراحل ذکر شده امکان‏پذیر است.

نشان قبولی
در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: « هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه، پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...