خانه / بینش و رویا / آموزه ها / وسواس – خطرناکترین بیماری شخصیتی (قسمت پنجم)

وسواس – خطرناکترین بیماری شخصیتی (قسمت پنجم)

حال به بیماری وسوسه، نگاهی آموزنده تر می اندازیم

وسوسه، از زیان بارترین امراض قلبی است [۱] و ضد آن، اندیشه‌ها و تصورات ستوده‏ای است که شرعاً و عقلاً نیکو باشند [۲] و الهام نامیده می‏شود. [۳]

اقسام فکر و خیال

همه خیالات و افکاری که بر ذهن و قلب انسان عبور می‌کنند بر چهار قسم است: افکار محرک عمل خیر و خیالات خوب که «الهام» نام دارند و افکار محرک عمل شر و خیالات بد که «وسوسه» نامیده می‌شوند.
دو قسم وسواس، اثر شیطان بوده و دو قسم الهام، از فیض ملائکه است. [۴] همانطور که در روایتی نیز الهام فرشته و وسوسه شیطان در دو گوش‌ باطنی انسان ذکر شده است. [۵]

وسواس در لغت

وسواس که خاطره و خواطر (یعنی حدیث نفس یا اندیشه‏ها و خیالاتی که به دل خطور می‏کند.) شیطانی نیز نام دارد، در لغت به معنای صدایی آرام و پنهانی است. [۶]

وسواس در اصطلاح

وسواس در اصطلاح، عبارت است از هرچه که باعث روگردانی دل از یاد خدای سبحان باشد؛ بنابراین، گسترده‌تر از معنای متعارف آن است؛ یعنی کثرت شک و یا حالتی که هنگام ارتکاب کارهای زشت و گناه بر قلب عارض می‌شود. [۷]

وسواس ‏در قرآن کریم و روایات

قرآن کریم، وسوسه شیطان و اطاعت آدم و حوا علیهما السلام از وسوسه شیطان را باعث رانده شدن ایشان از بهشت می‌داند [۸] و یک سوره کامل آن، در استعاذه از شرّ وسوسه ‏گران ابلیسی و انسانی است. [۹]
پیشوایان دین علیهم‌السلام نیز با قول و عمل خود از اعتنا به وساوس، نهی فرموده‏اند؛ [۱۰] همانطور که امام صادق علیه السلام وسواس در وضو و نماز را اطاعت از شیطان و بی‌عقلی می‌دانند [۱۱] و در دعاها از وساوس به خدا پناه برده شده است. [۱۲]

عوامل ایجاد یا تقویت وسواس

عواملی که باعث ایجاد یا تقویت وسواس می شوند عبارتند از:

← شیطان
وسوسه، چون شک و شرک و… از القائات شیطانی است که در قلوب مردم می‏اندازد، چنانچه طمانینه، یقین، ثبات، خلوص و امثال این‏ها از فیوضات الهی و القائات فرشتگان است. [۱۳]

← نفس
قرآن کریم وسوسه‏‌ها را منتسب به نفس انسان دانسته است [۱۴] و شیطان نیز در قیامت به گمراهان می‌گوید: من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما اجابتم کردید، مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. [۱۵]

← انسان‌های ابلیس سیرت
در سوره ناس، [۱۶] به این حقیقت اشاره شده که بعضی از مردم از شدت انحراف، خود در زمره شیطان‌ها قرار گرفته‏اند و دیگران را وسوسه می‌کنند [۱۷] و در قرآن کریم، «اولیای شیطان» نام دارند که دریافت‌هایی شیطانی دارند. [۱۸]

تحلیل فلسفی – روانشناختی ارتباط سه عامل ایجاد وسوسه

آمادگی نفس و صفات شخصیتی کسب شده در درون انسان، در پذیرش وساوس شیاطین انسی و جنی، اساسی‌ترین عامل در ایجاد یا تقویت وسواس است.

← سخن امام خمینی در ارتباط وسواس شیطان و نفس
امام خمینی رحمه‌الله درباره‌ ارتباط وسواس شیطان و نفس می‌گوید: قلب انسانی لطیفه‏ای است بین ملک و ملکوت و چون آیینه دو رویی است که در یک روی آن صور غیبیه منعکس می‌شود و در رویی دیگر صور دنیایی انعکاس می‌یابد. و اگر توجه قلب به دنیا بیشتر شد، باطن خیال او با ملکوت سفلی که روح پستی‌های عالم ماده و نیز جایگاه جنّ و شیاطین و نفوس خبیثه است سنخیت یافته و به واسطه این تناسب، القائاتی شیطانی در آن وارد می‌شود که منشأ تخیلات بد است. نفس چون همواره توجه به دنیا دارد، علاقه به آن تخیلات باطله پیدا کرده و افکار و تمایلات و رفتارهای شیطانی از قبیل وسوسه، شک، تردید، اوهام و خیالات باطله در آن غالب شده و اعمال بدنیّه نیز بر طبق صور باطنی قلب می‌گردد و همین‌طور اگر قلب به آخرت و معارف حقه توجه نمود، با ملکوت اعلی، که عالم ملائکه و نفوس پاک و به منزله حقیقتِ نورانی عالم طبیعت است، تناسب پیدا می‌کند و علوم رحمانی، عقاید حقه، افکار و تمایلات الهیه دریافت کرده و از شک و شرک، منزه و پاکیزه گردد و حالت استقامت و طمأنینه در نفس پیدا شود و طبق آن دریافت‌های قلبی، شوق و سپس اراده در وجود انسان ایجاد می شود و بالاخره اعمال ظاهری و باطنی از روی میزان عقل و حکمت واقع می‌شود. [۱۹]

← نفس، زمینه ساز وساوس شیطانی
بنابراین، این نفس است که با رذایلی که دارد و نیز با دوری از یاد خدا (که در قسمت انواع وساوس ذکر خواهند شد)، خود را آماده‌ تاثّر از وسواس شیطان و نفوس شیطانی می‌کند؛ همانطور که در مدل مذکور نیز به صورت ارتباط مستقیم و آغاز شده از جانب نفس ترسیم شده است. همانطور که ارتباط شیاطین جن و انس با یکدیگر در منطق قرآنی، دوسویه است. [۲۰]

قواعد کلی در علاج وسوسه

بعضی علاج وسوسه را ناممکن دانسته‌اند؛ اما حق این است که ممکن است ولی بسیار مشکل است زیرا همانطور که پیامبر صلوات الله علیه درباره‌ افرادی که وسوسه در خاطر ندارند فرمود: «هر که دو رکعت نماز گزارد که در آن‌ها نفس او هیچ چیز (جز خدا) در خاطرش نگذرد گناهان گذشته و آینده‌ او آمرزیده می‏شود». و اگر علاج و دفع آن ممکن نبود چنین کاری هم تصوّر نمی‏شد. [۲۱] بنا بر این کار دشواریست مگر برای کسی که دلش همواره متوجّه و مشغول به خدای یکتا باشد تا شیطان مجالی در آن نیابد؛ مثل مخلَصین باشد که در قرآن کریم از سلطه شیطان مستثنی شده‏اند. [۲۲] این قواعد کلی در درمان هر وسوسه‌ای باید مورد توجه قرار گیرد:

← بستن درهای نفوذ شیطان در قلب
بستن درهای نفوذ شیطان در قلب که عبارتند از شهوت، خشم، حرص، حسد، عداوت، خودبینی (عجب) و… از صفات رذیله که اگر این درها بسته باشند، شیطان راهی به دل ندارد مگر دزدانه و گذرا.

← آباد ساختن دل به اضداد رذایل
یعنی به اخلاق فاضله، اوصاف شریف و ملازمت با ورع و تقوی و عبادت پروردگار متعال.

← کثرت ذکر با دل و زبان
اگر ریشه‌‏های صفات مذموم یاد شده که به منزله درهای بزرگ برای ورود شیطان است از دل کنده شود، راه‌های تسلط و تصرف وی بسته می‏شود، مگر بعضی خطورهای گذرا که ذکر و یاد خدا این‌ موارد را هم ریشه‌کن می‌کند. [۲۳] ‏همچنان‌که رسول‌خدا صلوات الله علیه فرمود: شیطان پوزه خود را بر قلب هر انسانی خواهد گذاشت، اگر او به یاد خدا بیفتد، شیطان می‏گریزد، اما اگر خدا را از یاد ببرد، دلش را می‏خورد. [۲۴] ‏ البته منظور، یاد حقیقی است [۲۵] اما اذکاری نیز در روایات آمده است؛ مثل قرائت آیه «سخره» [۲۶] که دستور العملی جاری در برنامه سالکان است و تأثیر آن در صفاء قلب و اطمینان نفس و نفی خواطر و ازاله شک و وسواس به عدد هفتاد مرتبه در نفوس مستعده یقینی است. [۲۷] این توصیه مستند به روایتی از امام علی علیه السلام است که شارحین آن نیز به این مساله اذعان دارند. [۲۸] ذکر «لااله‌الاالله» [۲۹] و «تَوَکَّلْتُ‏ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً» [۳۰] هر دو مورد تجربه راوی آن‌ها بوده است.

← بی‌اعتنایی به شیطان
بی‌اعتنایی به شیطان که مورد توصیه‌ روایات است. [۳۱] امام خمینی رحمه‌الله درباره‌ این توصیه روایی می‌گوید: این بی‌اعتنایی از معالجات مهمّی است که در همه‌ امراضی که از القائات شیطان است چون شک و شرک و وسواس به کار می‌آید. [۳۲]

← استعاذه و تضرّع
زیرا تضرع و زاری به درگاه حق تعالی و پناه بردن از شرّ آن ملعون و شرّ نفس به آن ذات مقدس، یاری او را در پی دارد. [۳۳] همانطور که پیامبر اکرم صلوات الله علیه نیز استعاذه از شیطان در وسوسه در نماز را دستور داده و فرموده که وقتی داخل نماز شدی، بزن با انگشت سبّابه دست راستت به ران پای چپت، پس بگو: «بسم اللّه و باللّه، توکّلت علی اللّه، أعوذ باللّه‏السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم.» که باعث دور کردن او می‌شود. [۳۴]

← گرسنگی و روزه
زیرا خدای متعال در حدیث معراج، مومنین را به حفظ قلب از وسواس امر فرموده و سپس خود در جایی از آن حدیث می‌فرماید از برکات گرسنگی، حفظ قلب است. [۳۵] در روایت است که روزه‌ ماه شعبان و چهارشنبه وسط و پنجشنبه اول و آخر هر ماه وسواس را از بین می‌برد. [۳۶]

← یاد اهل‌بیت علیهم‌السلام [۳۷]

← یاد مرگ و پوسیدن جسم و بدن [۳۸]

← اشتغال و بیکار نبودن خصوصاً برای جوانان
امام کاظم علیه السلام فرمود: خداوند انسان پرخواب و بیکار را دشمن می‌دارد. [۳۹] و جوان وقتی از کار مباحی که درونش به آن مشغول باشد باز ایستد ناچار شیطان در دل او وارد می‏شود. [۴۰]

← شناخت ضدّ وسوسه
شناخت ضدّ وسوسه (اندیشه و خاطر نیک و ستوده) تا آدمی را بر مواظبت بر آن که موجب دفع وسوسه‏هاست برانگیزد. [۴۱]

انواع وسوسه و درمان آن‌ها[ویرایش]

از آن‌جا که وسواس، دارای شقوق بی‌شماری است [۴۲] علاوه بر لزوم مراعات قواعد کلی مذکور، در معالجه هریک از انواع وساوس، برخی از انواع این بیماری نیازمند مراقبات و درمان‌هایی خاص هستند که به ترتیب ذکر می‌شود:

← وسوسه به معنای کثرت شک در عبادات
این نوع وسواس، معنای متعارف و شایع وسواس است و دارای اقسامی است:
الف) وسواس در نیّت. [۴۳]
ب) وسواس در عدد رکعات نماز [۴۴]
ج) وسواس در قرائت: این نوع وسواس از جمله حجاب‏هایی است که شیطان بر دل آدمی می‏افکند و مانع تفکر در معنای گفته‌ها و اعمال نماز خواهد شد، و خنده شیطان بر چنین کسی که از این راه مرید او شده از همه بیشتر است. [۴۵]
د) وسواس در طهارات [۴۶]

←← علاج
علاج این نوع از وسواس، چون سایر امراض قلبیه با علم نافع و عمل، بسی آسان است ولی انسان باید اوّل خود را مریض بداند، نه این‌که خود را مریض ‏ندانسته، بلکه دیگران را منحرف از راه و بی مبالات در دین بداند. [۴۷] سپس بر طبق دستورات زیر عمل کند:
۱) تفکر در روایات، فتوای مرجع تقلید و رفتار متشرعین و تلقین راه درست به خود: روایت است که رسول خدا صلوات الله علیه جهت وضوی خود یک مشت آب‌ به صورت می‏زدند و یک مشت به دست راست و یک مشت به دست چپ و اجماع فقهاء امامیّه بر این است که این وضوء صحیح است. حتی در شستن دوم، بعضی اشکال کرده‌اند ولی شستن سوم قطعاً بدعت و مبطل وضوء است. [۴۸] یکی از ائمه معصومین‌ علیهم‌السلام، وقتی که برای قضای حاجت ‏می‏رفتند با دست مبارک به ران‌های مبارک آب می‏پاشیدند که اگر ترشحی از نجاست صورت گیرد، معلوم نشود رطوبت آب بوده یا نجاست! [۴۹] پس این فرد باید فکر کند که از طرفی احادیث شریفه و کتاب الهی، عمل فرد وسواسی را از شیطان شمرده‏اند و صاحبش را بی‌عقل معرفی فرموده‏اند و فقها هم عمل وسواسی را غیر منطبق با اسلام دانسته و بعضی از اعمال او را باطل شمرده‏اند و مردم معمولی متشرّع هم چنین عمل نمی‌کنند؛ بنابراین مبادا خیال کند کار خودش تقوا و دیانت است؛ زیرا روشن است که نمی‌توان گفت که نوع متدینین و علما و بزرگان دین، مبالات به دین خدا ندارند و شخص وسواسی فقط مقید به دیانت است. [۵۰]
۲) بی‌اعتنایی عملی به وسوسه و انجام ضد آن: امام باقر علیه السلام فرمود: وقتی که شکّت در رکعات نماز، زیاد شد نماز را ادامه بده بدون اعتنا به شک؛ زیرا این نیست مگر از شیطان. در ادامه می‏فرماید: شیطان را به خودتان عادت ندهید به شکستن نماز، پس او را به طمع بیندازید؛ زیرا که شیطان پلید است معتاد است به آنچه عادت داده شد. آن خبیث می‏خواهد که اطاعت شود، پس وقتی که عصیان شد، به کسی از شماها عود نمی‏کند [۵۱] و این از معالجات مهمّ است در جمیع اموری که از القائات شیطان است. [۵۲] مثلا اگر مبتلا به وسوسه در وضو است، بر خلاف وسواس ذهنی‌اش یک مشت آب بیشتر به کار نبرد. لابد شیطان می‏گوید که این عمل صحیح نیست. جواب او را بدهد که اگر عمل من درست نیست، پس باید عمل رسول خدا صلوات الله علیه و ائمّه طاهرین علیهم‌السلام و جمیع فقها درست نباشد. پس اگر عمل آن‌ها باطل بود، بگذار عمل من نیز باطل باشد. [۵۳]

← وسوسه در اعتقادات
در برخی روایات، مصادیقی از آن با عنوان «وسوسه در تفکر درباره‌ خلقت» [۵۴] به معنای وسوسه در آفریدگار جهان مطرح شده است. در برخی از روایات که فرموده‌اند وسوسه تا مورد اعتقاد قرار نگیرد و بر زبان نیاید گناهی ندارد [۵۵] ، این نوع وسواس منظور است.

←← علاج
این وساوس، به شک‌ها و سوالات معمولی نمی‌گویند بلکه مصداق آن‌ها پس از بررسی علمی و یافتن پاسخ است که علی‌رغم غیر منطقی بودن، دل را آزار می‌دهد و پیامبر و اهل بیت علیهم‌السلام درمان‌هایی طبیبانه در این موارد به کار برده‌اند که این روش‌ها مورد استفاده مشاوران تربیتی نیز قرار دارد و فرموده‌اند: شیطان پس از نومیدی از راه أعمال (واداشتن به کارهای بد و جلوگیری از کارهای نیک‏) از این طریق سعی می‌کند بر شما چیره شود، سپس از این راه به سراغتان آمد تا شما را بلغزاند، هرگاه چنین حالتی برای کسی پیش آمد، «لا اله الا اللّه» بگوید. بلکه در جایی دیگر درباره‌ این افراد که از وساوس خود ناراحت هستند فرمود: سوگند به آن که جانم به دست اوست که این صریح ایمان است. [۵۶]

← وسوسه‌ گناه
امام صادق علیه السلام فرمود: وسواس خناس که یکی از شیاطین است کارش این است که انسان‌ها را با وسوسه آمال و آرزوها می‏فریبد تا مرتکب خطا و گناه شوند، وقتی در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان می‏برد. البته وساوسی که بدون اختیار به وجود می‏آید، مورد بازخواست و مؤاخذه نیست و به واسطه آن‌ها گناهی نوشته نمی‏شود. [۵۷] بلکه ارتکاب آن گناه است.

←← علاج
تفکر در بدی عاقبت گناه و ناگواری فرجام گناه در دنیا و آخرت و توجه به حقّ عظیم خدا و بزرگی ثواب و عقاب او در وسوسه به گناه؛ زیرا اگر با برهان‌های قوی با وساوس مقابله شود در کمال ناتوانی خواهند گریخت. [۵۸]

← افکار و خیالات بیهوده در مباحات
در اصطلاح، حدیث نفس نام دارند. [۵۹]
درمان این وسوسه بسیار مشکل است و برخی علمای اخلاق معتقدند علاجی ندارد! اما بزرگانی چون مرحوم نراقی آن‌را علاج‌پذیر می دانند. [۶۰]
به نظر می‌رسد راه‌کار علمای اخلاق عملی (سیر و سلوک)، در درمان این نوع وسوسه بسیار کارساز است.

منابع:
۱.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۲۶- ۲۷.
۲.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۳۰.
۳.  راه روشن(ترجمه المحجه البیضاء)، ملامحسن فیض کاشانی،سید محمد صادق عارف ج۵، ص۷۰.
۴.  معراج السعاده، ملا احمد نراقی،‌ ص۱۲۸.
۵.  الکافی، شیخ کلینی ج۲، ص۲۶۷.
۶.  لسان العرب، ابن منظورج۶، ص۲۵۵.
۷.  سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، علی سعادت‌پرور ج۱، ص۱۲۲.
۸.  اعراف/سوره۷، آیه۲۰.
۹.  ناس/سوره۱۱۴، آیه۱-۵.
۱۰-  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص ۲۶- ۲۷.
۱۱.  تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن حسن بن علی حرّ عاملی ج۱، ص۶۳.
۱۲.  الإقبال بالأعمال الحسنه، سید بن طاوس ج۲، ص۷۲.
۱۳.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۳۹۹.
۱۴.  ق/سوره۵۰، آیه۱۶.
۱۵.  ابراهیم/سوره۱۴، آیه۲۲.
۱۶.  ناس/سوره۱۱۴، آیه۵.
۱۷.  ترجمه تفسیرالمیزان، سید محمد حسین طباطبایی ج۲۰، ص۶۹۰.
۱۸.  انعام/سوره۶، آیه۱۲۱.
۱۹.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۳۹۹- ۴۰۰.
۲۰.  انعام/سوره۶، آیه۱۲.
۲۱.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۲، ص۲۱۴ – ۲۱۶.
۲۲.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۱۴ – ۲۱۶.
۲۳.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ۲۱۸- ۲۱۹.
۲۴.  مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی ج‏۱۰، ص۸۶۹.
۲۵.  سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، علی سعادت‌پرور ج۱، ص۱۲۲.
۲۶.  اعراف/سوره۷، آیه۵۵-۵۷.
۲۷.  نور علی نور، حسن حسن زاده آملی، ص۱۲۸.
۲۸.  شرح الکافی، ملا صالح مازندرانی ج۶، ص۲۵۷.
۲۹.  الکافی، شیخ کلینی ج۲، ص۴۲۴.
۳۰.  من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ص۳۳۹.
۳۱.  تهذیب الأحکام، ابوجعفر محمدبن حسن طوسی ‌ج۲، ص۱۸۸.
۳۲.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۱۶۰.
۳۳.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۴۰۷.
۳۴.  الکافی، شیخ کلینی ج۳، ص۳۵۸.
۳۵.  إرشادالقلوب إلی الصواب، شیخ حسن دیلمی ج۱، ص۲۰۰.
۳۶.  میزان الحکمه، محمد ری‌شهری ج۴، ص۳۵۲۶.
۳۷.  میزان الحکمه، محمد ری‌شهری ج۴، ص۳۵۲۶.
۳۸. سرالاسراء فی شرح حدیث المعراج، علی سعادت‌پرور ج۱، ص۱۲۲.
۳۹.  الکافی، شیخ کلینی ج۵، ص۸۴.
۴۰.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۱۷.
۴۱.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۳۰.
۴۲.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۱۵۷.
۴۳.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۱۵۷.
۴۴.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۱۶۰.
۴۵.  أسرار الصلاه، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۳۲۷.)
۴۶.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص ۴۰۵-۴۰۶.
۴۷.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۴۰۵.
۴۸.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۱۵۹.
۴۹.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۴۰۲-۴۰۳.
۵۰.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۴۰۵- ۴۰۶.
۵۱.  تهذیب الأحکام، ابوجعفر محمدبن حسن طوسی ج۲، ص۱۸۸.
۵۲.  آداب الصلاه، روح‌الله خمینی، ص۱۶۰.
۵۳.  چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص ۴۰۵- ۴۰۶.
۵۴.  تحف العقول عن آل الرسول، حسن بن علی ابن شعبه حرانی، ص۵۰.
۵۵. میزان الحکمه، محمد ری شهری ج۴، ص۳۵۲۶.
۵۶.  تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، محمد بن حسن بن علی حرّ عاملی ج۷، ص۱۶۷- ۱۶۸.
۵۷.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۲۴.
۵۸.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۱۴.
۵۹.  علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۲۴.
۶۰.  علم اخلاق اسلامی(ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی،سیدجلال الدین مجتبوی ج۱، ص۲۱۴.

—–

وسواس، شخص دیرباور و شکّاک را گویند.

وسواس، مقابل قطّاع بوده و به شخصی گفته می‌شود که از اسباب و راه‌های متعارف، برای او قطع حاصل نمی‌شود، در حالی که نوع انسان‌های متعارف در این موارد، به قطع می‌رسند؛ به بیان دیگر، به انسان دیرباور که در هر امری از امور، اهل تشکیک است وسواس گفته می‌شود؛ یعنی نه تنها از راه‌های غیر متعارف، برای او یقین حاصل نمی‌شود، بلکه حتی از راه‌های متعارفی که انسان‌های معمولی از آن به قطع می‌رسند نیز، قطع پیدا نمی‌کند.

در کتاب انوار الاصول

در کتاب « انوار الاصول » آمده است: «و الوسواس و هو لا یقطع حین تحقق تلک الاسباب… اما الوسواس فاحکامه تشبه احکام القطّاع لان کل واحد منهما خارج عن حد الاعتدال، انما الفرق بینهما ان احدهما داخل فی جانب الافراط و الآخر فی جانب التفریط» [۱] [۲]

منابع
۱. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۲، ص(۲۶۸-۲۶۷).
۲.  محمدی، علی، شرح رسائل، ج۱، ص(۸۴-۸۳).

قطع به حکم شرعی توسط شخص دیرباور را قطع وسواس گویند.

یعنی کشف حکم واقعی توسط کسی که دیرباور است و زمانی که اسباب متعارف برای حصول قطع فراهم است، به قطع نمی‌رسد.

طرق رسیدن به قطع

نوع مردم و بیشتر عقلای عالم معمولا از راه‌های متعارف به چیزی قطع پیدا می‌کنند؛ برای مثال، از راه نص کتاب و یا خبر متواتر و یا اجماع محصَّل و یا قراین قطعی، قطع پیدا می‌کنند، اما در صد کمی از انسان‌ها گرفتار بیماری وسواس و دیرباوری هستند و در هر امری تشکیک می‌نمایند و حتی از راه‌های متعارف نیز قطع پیدا نمی‌کنند؛ این افراد در فقه و اصول دارای احکام خاصی هستند؛ برای مثال، قطعی که در موضوع حکم اخذ می‌شود از قطع وسواس و قطع قطاع منصرف است. [۱] [۲]

پانویس
۱.  انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۲، ص۲۶۸.
۲. شرح رسائل، محمدی، علی، ج۱، ص (۸۴-۸۳).

—————————————–

بهترین راه نجات از مشکل وسواس بی اعتنایی است و اگر خود شخص نخواهد به خودش کمک کند مطمئن باشد هیچکس دیگر نه تنها در این زمینه به او کمکی نمی تواند بکند بلکه همه اطرافیان از او دلزده خواهند شد و تحمل او برای آنها بسیار سخت می شود.
پس اگر واقعا کسی میخواهد از این مشکل روحی و جسمی نجات پیدا کند بی اعتنا به همه این توهمات باشد و همه چیز برای او پاک است و باید بدانید اسلام چنین عبادت و طهارتی که همراه با وسواسی باشد را از کسی نخواسته است.
از اموری که در روایات شدیداً از آن نهی شده و در عمل حضرات معصومین(ع) مکرّر خلاف آن مشاهده شده است وسواس است . ابوبصیر گوید : به امام صادق(ع) عرض کردم : بسا در سفر به گودال آبی می رسیم که آب باران در آن گرد آمده و کنار آبادی قرار دارد که مدفوع در آن دیده می شود و کودکان در آن ادرار و چهار پایان در آن پلیدی می کنند . فرمود : اگر چیزی (از پاکی و ناپاکی آن آب) به دلت راه یافت چنین کن ـ و حضرت با دست خود اشاره کرد ـ روی آب را پس بزن و از آن وضو بساز ، زیرا دین یک تنگنا نمی باشد و خداوند می فرماید : مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَج یعنی : در امر دین هیچ گونه سخت گیری وجود ندارد . (حج،۷۸)و نیز فردی به نام عبد الله بن سنان می گوید : به نزد امام صادق(علیه السلام) درباره شخصی سخن گفتم که : مردی خردمند و عاقل است ، ولی در وضو و نمازش دچار وسواس می باشد . فرمود : کسی که شیطان را اطاعت می کند چگونه وی را عاقل توان خواند ؟ گفتم : چگونه وی شیطان را اطاعت می کند؟ فرمود: از خود او بپرس این گرفتاری که داری از کجاست ؟ خواهد گفت : کار شیطان است . بنابراین وسواس هم مورد نهی شرع است و هم عقل و انسان باید مواظب باشد ، بیش از این خود را دچار وسواس نکند و با کمک از خدای متعال و یک اراده جدّی آن را از خود دور کند و اگر چنانچه به مرحله شدیدی از وسواس دچار شده اید بدانید که این یک بیماری روحی است که باید به یک روانپزشک مراجعه نمایید تا تحت درمان و مراقبت قرار گیرید و کوتاهی و غفلت در این زمینه موجب تشدید وسواسی و پی آمدهای ناگواری می شود که درمان را به مراحل سخت تر خواهد کرد. سعی کنید بیش از این خود را گرفتار وسواس نسازید و زندگی شیرین خود را به وسیله وسواس دچار اضطراب و نا گواری نکنید و در صورت امکان به یک روانپزشک متخصص مراجعه فرمائید تا بیماری وسواسی شما را درمان نماید.

امروزه، افراد زیادی با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند و نه تنها با خود، بلکه با اطرافیان خود نیز درگیری هایی پیدا کرده اند. شخص وسواس، همیشه خود را از دیگران برتر، بهتر و پاکیزه تر می بیند و همین، موجب دلگیری و رنجش اطرافیان می شود. وسواس انواع گوناگونی دارد: وسواس فکری، اخلاقی و عملی و باید بدانیم، همان طور که شستشوهای بیش از اندازه، پیامدهای تلخ و ناگواری را به دنبال دارد، وسواس فکری هم با پریشان فکری ها و ناآرامی هایی که زائیده پندارهای غلط شخص بد فکر می باشد، در نشست و برخاست ها و روابط اجتماعی، موجب اختلاف های دامنه داری می شود که همه را در آتش سوزان خود می سوزاند و خاکستر می کند.
عوامل و ریشه های بیماری وسواس، عبارتند از :
۱٫ اختلالات روانی
متاسفانه ، وجود یک سلسله آشفتگی های روانی باعث می شود که شخص دچار شک شود و پیوسته جان و روح خود را، در معرض نا آرامی و نگرانی قرار دهد که ما در رویارویی با این افراد،به روشنی، این نگرانی را در چشمان و رفتارشان می بینیم!
۲٫ نداشتن شناخت و آگاهی
نا آگاهی در زمینه احکام دینی و عبادت ها موجب بروز این بیماری می شود، حال آنکه دین اسلام سفارش کرده است که از به رنج انداختن خود بپرهیزیم.
۳٫ وسوسه های شیطانی
بزرگ ترین ریشه وسواس ، همین تلقین های شیطانی است.خداوند ، در کتاب آسمانی خویش می فرماید: بگو از شر شیطان وسوسه گر به خداوند آدمیان پناه می برم!
از این رو،جلوگیری از نفوذ شیطان در کارهای روزمره و به ویژه در هنگام عبادت (نماز، روزه، اعمال حج و…) که حساس ترین لحظه حضور شیطان برای جدایی انداختن میان عابد و معبود می باشد، بسیار ضروری است.و در این صورت است که، شیطان به ناتوانی خود پی می برد.
۴٫ عامل وراثت
همانطور که فرزندان ویژگی های ظاهری مانند: قد و شکل و… را از راه ژنتیک دریافت می کنند، از نظر روانی نیز، از پدر و مادر ارث می برند که با روش های درست تربیتی و چیرگی بر اراده می توان، تا اندازه زیادی، به برطرف ساختن این کمبود پرداخت.
۵٫ بحرانهای دوران نوجوانی
در این دوران نیز،به دلیل دگرگونی های بسیار، برای نوجوان دغدغه ها و آشفتگی های روحی و روانی زیادی وجود دارد که به طور طبیعی، بر فکر و روان او تاثیر می گذارد و به شکل بیماری وسواس نمود می یابد.
۶٫ روش های تربیتی نامطلوب
بیشتر وقت ها، پدر و مادر در تربیت فرزندان خود دچار زیاده روی و یا کوتاهی می شوند. بی توجهی در دوران کودکی، وجود ضربه ها و استرس های روحی ناشی از درگیری های خانوادگی وجدایی پدر و مادر باعث می شود که فرزندان در دوران نوجوانی و جوانی برای ابراز شخصیت و جلب توجه، به این شکل خود را مطرح کنند!
پیامدهای بیماری وسواس
در میان زیان های ناشی از این بیماری، می توان به زیان های فردی، اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی اشاره کرد.
الف: زیان های فردی
۱٫ خارج شدن از محور طاعت و خلوص نیت، به خاطر از دست دادن حالت بندگی.
۲٫ به هدر دادن وقت پر ارزشی که می تواند در راستای کارهای بهتر و مفیدتری استفاده شود.
۳٫ بی محتوا شدن عبادت و از دست رفتن هدف اصلی عبادت که فروتنی در برابر پروردگار می باشد، چنان که گاهی توجه بیش از اندازه، به تلفظ و قرائت در نماز، از حضور قلب و رکن اصلی نماز می کاهد.
۴٫ بدعت گذاری در دین؛ شخص وسواس ، به دلیل نداشتن تمرکز فکری، چیز تازه ای را اضافه یا کم می کند.
امام باقر(علیه السلام) در این باره می فرمایند:«کل بدعه ضلاله، وکل ضلاله سبیلها الی النار؛ هر بدعتی، گونه ای گمراهی خواهد بود و هر گمراهی هم، راهی به سوی آتش جهنم خواهد بود».
۵٫ آخرین ضرر فردی این بیماری، گاهی، باطل شدن عبادت می باشد.
ب: زیانهای اجتماعی
۱٫ گوشه گیری و انزوا طلبی، به خاطر ارتباط نداشتن با دیگران و بدبینی و بد گمانی نسبت به افراد.
۲٫ آزار اطرافیان، به دلیل وقت گذرانی بیهوده و در نتیجه، معطل کردن دیگران.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: روز قیامت، آنگاه که کسانی که بندگان خدا را به زحمت انداخته اند ، فرا خوانده می شوند، گروهی حرکت می کنند که در چهره آنان گوشتی وجود ندارد، آن وقت گفته می شود: هؤلاء الذین آذوا المؤمنین؛ اینها افرادی هستند که در دنیا موحبات آزار اهل ایمان را فراهم کرده اند.
۳٫ زمینه گناه سازی: بدین معنی که شخص وسواس، به دلیل بد گمانی و حساسیت های نابجای سایرین ، گاهی خیلی راحت،به آنها تهمت می زند و دروغ می گوید، در حالی که خداوند در کتاب آسمانی خویش می فرماید: یا ایها الّذین آمنوا اجتنبوا کثیرا مّن الظن انّ بعض الظن اثم؛ ای اهل ایمان، از بسیاری گمان بردنها خودداری کنید؛ زیرا برخی از گمان بردنها، گناه می باشد.(سوره حجرات،ایه ۱۲)
۴٫ بد جلوه دادن چهره دین
۵٫ ایجاد اختلافات خانوادگی
راههای درمان بیماری وسواس
همان گونه که برای بیماری های دیگر راه چاره و درمان وجود دارد ، معالجه بیماری وسواس نیز دو مرحله دارد:
۱٫ مطالعه و بررسی در دستورات دین
۲٫ به کار بردن شیوه های درمان وسواس.
الف: مطالعه در احکام و برنامه های دینی
۱٫ در مورد پاکی
آنچه در مورد «طهارت و نجاست» باید بدانیم ، این است که بیشتر فقیهان ، چیزهای نجس را در ۱۱ مورد دانسته و غیر از این، همه چیز پاک است، مگر این که به نجس بودن آن یقین شود که در سه حالت ، می توان اطمینان پیدا کرد که چیزی نجس است:۱٫ خود انسان یقین پیدا کند،۲٫ کسی که چیزی را در اختیار دارد، مانند همسر و کارمند بگویند، این جسم نجس است،۳٫ دو مرد عادل گواهی بدهند که آن چیز نجس است.
۲٫ در مورد وضو و غسل
به همان اندازه که وضو و غسل را باید با دقت انجام دهیم ، همانطور هم باید از ریختن آب زیاد خودداری کنیم و همچنین؛ اگر چنانچه آبی در اختیار نبود، می توان از خاک به جای آب استفاده کرد و تیمم کرده قرآن می فرماید: فلم تجدوا ماء ، فتیمموا صعیدا طیبا؛ اگر آبی نیافتید ، که با آن وضو بگیرید یا غسل کنید، پس تیمم کنید.(سوره مائده،ایه ۶)
۳٫ در مورد نماز خواندن
وسواس و دقت بیش از اندازه در نماز ، گاهی موجب باطل شدن نماز می شود. در عین حال، به منظور جلوگیری از شک زیاد،رفتن به نماز جماعت در مساجد روش پسندیده ای است؛ زیرا از جمله مواردی که می توان به شک بی اعتنا بود، شک امام و مأموم می باشد. به این ترتیب شک های بعد از سلام، بعد از وقت، کثیر الشک و شک در نمازهای مستحبی موجب باطل شدن نماز نمی شود.
۴٫ در مورد روزه
با توجه به ایه: فمن کان منکم مریضاً أو علی سفر فعدّه من ایام اخر و علی الّذین یطیقونه فدیه طعام مسکین…؛ در روز گرفتن برای افراد بیمار، مسافر، مردان پیرو زنان باردار و شیرده و غیره ارفاق در نظر گرفته شده است و نیازی به مشقت انداختن خود نمی باشد.(سوره بقره،ایه ۱۸۴)
در ادامه همین بحث ، در مورد جهاد برای افراد ناتوان نیز معافیت قرار داده شده و دین ما هرگز ما را به سختی نینداخته است.
ب: راههای درمان وسواس
۱٫ توجه به عاقبت وسواس؛۲٫ مراجعه به پزشک و یا مشاورین اجتماعی؛ ۳٫ برنامه غذایی مناسب.
الف: در این مورد، خوردن «انار» و نیز تصفیه خون از وسواس جلوگیری می کند.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «هر کس انار بخورد، قلب او نورانی می گردد و وسوسه، تا چهل روز از او برطرف می شود».
ب: آب نیسان رومی که مدت آن از ۲۳ فروردین تا ۳۰ روز بعد می باشد.
با توجه به فرموده پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) داروی همه دردها ، همین آب نیسان معرفی شده است.
۴٫ مسواک زدن و استفاده از «سدر» و خضاب؛۵٫ عبادت و توسل؛۶٫ تلقین به نفس؛۷٫ توجه به موازین اسلامی و شرعی.
تفاوت و سواس و احتیاط
در این بخش، لازم به یادآوری است که بگوئیم: میان وسواس و احتیاط کاری تفاوت هایی وجود دارد. چنانچه در احادیث ، احتیاط، راه نجات معرفی شده است و عملی پسندیده می باشد.
مرحوم «محمد حسن نجفی» صاحب کتاب ارزشمند «جواهر الکلام» می نویسند: اگر احتیاط سبب وسواس شود ، ممنوع و حرام است.
در پایان امید آن داریم که خداوند ما را از وسوسه های شیطانی دور بدارد.و در این راستا ، به این نکته توجه می کنیم که: ان الظّن لا یغنی من الحق شیئ .(سوره یونس،ایه ۳۶)
ظن و گمان انسان را بحق نمی رساند و آنچه موجب اعتبار است ، علم و یقین می باشد.

امام صادق (ع:) شیطان به وسیله وسواس نمى تواند به ضرر بنده خدا کارى کند، مگر آنکه بنده از یاد خدا اعراض کرده باشد.
“ وسواس )Obsession(“ از قدیمى ترین اختلالات شناخته شده روانى است که بین مردم از شیوع نسبتا بالایى برخوردار است. وسواس را امروزه در دو عنوان کلى “وسواس فکری” (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعى بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناک مثل آتش سوزى و مرگ و …) و “وسواس عملی”(مانند شست و شوى دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفل ها، مرتب و منظم کردن، احتکار و جمع آورى و …) طبقه بندى مى کنند.
موضوع یادداشت ما “وسواس فکری” است که مى تواند مشکلات متعدد و مسائل آزاردهنده بسیارى را براى شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممکن است تصاویرى ذهنى به شکل صحنه هاى وحشتناک و ناراحت کننده بسیارى داشته باشد که هر چه بیمار سعى در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمى تواند از آنها خلاص شود. این وسوسه فکرى از موضوعات بسیار کلى مانند سوال ذهنى درباره اینکه: چه کسى خدا را آفریده؟ هدف از زندگى چیست؟ و … گرفته تا افکار گناه آلوده جنسى و ترس هاى مرضى و .. متفاوت است و تقریبا همه این افکار بیمار را در وضعیت وحشتناکى قرار مى دهند.
اما درست بر خلاف آنچه که در مورد شخصیت هایى مثل “جان بانى یان” (خطیب و مولف انگلیسى در قرن هفدهم) که به شدت از افکار وسواسى در ارتباط با خدا و مذهب رنج مى برد، دیده شده، به نظر مى رسد مذهب و شکوهمندترین جلوه آن یعنى “نماز” مى توانند در زدودن وسواس فکرى نقش بسیار مهمى بازى کنند.
گواه این موضوع نیز یادآورى این مسئله است که در منابع اسلامى وسواس پدیده شناخته شده اى است و از آن به عنوان “وسوسه اى از سوى شیطان” اشاره مى شود؛ به عنوان مثال در کتاب اصول کافى (باب عقل و جهل) آمده است: “در نزد امام صادق (ع) شخصى را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است که شیطان را اطاعت مى کند؟”
در این مورد حتى منابع اسلامى از قول معصومین (ع) روش هاى متعددى را براى پیشگیرى و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند که از آن جمله بهره از ادعیه و اذکار خاصى از جمله (لا اله الاالله) و (لا حول و لا قوه الا باالله) مى باشد که در حقیقت ما حصل همه آن روش ها را مى توان در “ذکر خدا” خلاصه کرد.
در منابع علمى جدید، براى متوقف کردن افکار وسواسى ، علاوه بر درمان هاى دارویى و حتى قبل از آن، از روش هاى خاصى استفاده مى شود که مهم ترین آنها روش “توقیف فکر” نام داد و بدین ترتیب است که از بیمار خواسته مى شود که به طور عمد افکار وسواسى خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صداى بلند و بیزار کننده، فریاد مى زند: ایست!؟! به نظر مى رسد این عمل جریان فکر وسواسى را متوقف مى کند.
با این وصف برخى از اذکار و توجهات حین نماز، نه تنها با این قبیل روش ها قابل مقایسه است، بلکه بسیار موثرتر به نظر مى رسد.
استفاده زبان و ذهن از ذکر “غیر المغضوب علیهم و لا الضالین” که جدایى راه مومن را از ابلیس و شیطان نشان مى دهد، دستکم ده بار، طى نمازهاى یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه “ناس” بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه “من شر الوسواس الخناس، الذى یوسوس فى صدور الناس” به عنوان عواملى قدرتمند در توقف افکار وسواسى مطرح هستند.
همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (ع) که پزشکان حقیقى بشرند، براى دورى از وسواس “ذکر خدا” را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهى است که:
(اقم الصلوه لذکری) “براى ذکر من نماز را به پا دارید”.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...