خانه / زمینه ساز ظهور / ولایت، رهبری و ولایت فقیه (قسمت پنجم)

ولایت، رهبری و ولایت فقیه (قسمت پنجم)

*نامه وقیحانه نمایندگان مجلس ششم به رهبری درباره جام زهر
پس از حمله نظامی امریکا به عراق , ۱۲۷ نفر از نمایندگان مشارکتی مجلس ششم در بهار ۱۳۸۲ , در نامه ای به مقام معظم رهبری با ارائه تصویری غیر واقعی و ناامید کننده از وضعیت داخلی کشور، و همچنین تجسم علامات فروپاشی نظام از داخل! از سویی و نمایش آرایش مقتدرانه دشمنان در مرزهای خارجی از سوی دیگر، راهکار تسلیم و مذاکره با امریکا برای جلوگیری از حمله به ایران را توصیه می نمایند، در این نامه تأکید شده بود: اگر جام زهری باید نوشید قبل از آنکه کیان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تمامیت ارضی کشور در مخاطره قرار گیرد باید نوشیده شود.
مقام معظم رهبری در پاسخ به چنین تفکری با ارائه تصویری واقع بینانه از شرایط کنونی و لزوم حفظ دستاوردهای انقلاب و پرهیز از هرگونه رعب و وحشتی در مقابل جنگ روانی و تبلیغاتی آمریکا به نمایندگان هشدار داده و می فرمایند : «…در شرایط مرعوب شدن، ترسیدن، مضطرب شدن، متلاطم شدن، حتّى باورهاى قطعى انسان هم از یاد مى‌رود؛ انسان مرعوب، این‌طور است. جبن، هم عقل را از کار مى‌اندازد، هم عزم را. انسان مرعوب و جبان، نه درست مى‌تواند فکر کند، نه درست مى‌تواند عزم و اراده‌ى خودش را به‌کار بیندازد؛ دائم یک قدم به جلو برمى‌دارد و یک قدم به عقب.
این است که پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین در آن وصیت معروفشان فرمودند: ((ولاتشاورنّ جبانا. لأنّه یضیق علیک المخرج))؛ با آدم‌ جبان و ترسو در هیچ کارى مشورت نکن، زیرا که گریزگاه و دریچه‌ى فرج را بر رویت مى‌بندد. انسان وقتى که مرعوب نیست، مى‌تواند درست فکر کند، درست‌ تصمیم بگیرد و از این مانع عبور کند، اما وقتى مرعوب شد؛ ((یضیق علیک المخرج))؛ به بکنم، نکنم دچار مى‌شود و خود را دست بسته تسلیم مى‌کند…حقیقتا نظام اسلامى به ماها و امثال من و شما وابسته نیست. امام یک وقت مى‌گفتند که نظام اسلامى به من وابسته نیست، ما واقعاً تعجب مى‌کردیم، چون امام خالقِ این انقلاب و در واقع پدیدآورنده‌ى این نظام بود و واقعاً تفکیک بین بقاء امام و بقاء نظام هم براى ما مشکل بود؛ اما امام‌ قرص و محکم مى‌گفت نخیر، نظام اسلامى به من وابسته نیست. حالا وقتى امامِ با آن عظمت، وجودش ملازمِ با وجودِ نظام نباشد و با نبودن او این مردم‌ انقلاب و اسلام را حفظ کنند، دیگر امثال من چه جاى حرف زدن دارند که بگوییم اسلام و نظام به من وابسته است! نه، صدها نفر از قبیل ما باید قربان اسلام‌ بشویم؛ جانمان، مالمان، آبرویمان را بدهیم تا نظام اسلامى بماند و پایه‌هاى آن استوار شود.
آنچه را که دشمن هدف گرفته، این است؛ باید به این موضوع توجّه‌ داشت. دشمن، سیاسى و سیاستمدار است؛ مغزِ طراحِ سیاسى دارد، فکر مى‌کنند که چه‌کار باید بکند. یکى از طرّاحیها این است که حرف آخر را اول نزنند؛ آرام‌ آرام و بتدریج طلبگارى ایجاد کنند و طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینى کنند.
بمجردى که عقب‌نشینى کردید، طلبگارى دیگرى شروع خواهد شد.حالا بعضیها مى‌گویند چیزى بدهیم، یک چیزى بگیریم! بدهیمش درست است، بگیریمش درست نیست؛ هیچى نخواهند داد. شعارهایى را درست مى‌کنند؛ ایران را در محور شرارت گذاشته‌اند. فلان کارها را بکنیم تا ما را از محور شرارت بردارند! این شد حرف؟! غلط کردند گذاشتند که حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت‌ لازم شد، ما را در محور شرارت مى‌گذارند.
اگر قرار است قدرتى این امکان و توان را پیدا کند که اخمهایش را در هم کند و بگوید من قوى هستم و مى‌زنم و مى‌برم و مى‌بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، این جاخوردن، حدّ یقف ندارد؛ شما این سنگر را عقب مى‌نشینید، فرض کنید فلان الحاقیه را قبول‌ مى‌کنید، بعد یک مطالبه‌ى دیگرى را مطرح مى‌کنند: فلان دولت غیرقانونى را به رسمیت بشناسید؛ باز همان فشارها و همان تهدیدها. بمجردى‌که او را شناختید، باز یک درخواست دیگر مطرح مى‌شود: اسم اسلام را از قانون اساسیتان بردارید! شما باید ذرّه‌ذرّه عقب بنشینید؛ این حدّ یقِفى ندارد.
من این‌ موضوع را بارها به بعضى از مسؤولانى که دچار وسوسه و واهمه‌هایى بودند، گفته‌ام که حدّ یقفِ فشار آمریکا کجاست؛ آن را مشخص کنید، که اگر به آن‌جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشارى علیه ما نخواهد بود. من عرض بکنم حدّ یقف کجاست؟ آن‌جایى است که شما – که چنین حقّى را نه شما دارید، نه من – از طرف ملت ایران اعلام کنید که ما اسلام، جمهورى اسلامى و حکومت مردمى را نمى‌خواهیم؛ هر کسى که شما مصلحت مى‌دانید، بیاید در این مملکت‌ حکومت کند! این حدّ یقِف است؛ اولِ اسارت مملکت. مگر مى‌توانیم؟ من و شما مگر مى‌توانیم مملکت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقى داریم؟
*بحران کوی دانشگاه
هنوز التهاب ناشی از قتل های زنجیره ای در جامعه به طور کامل فرو کش ننموده بود که بحران کوی دانشگاه کشور را با چالش بزرگ تری روبرو ساخت , حادثه‌ای که با طراحی نیروهای خارجی و صحنه گردانی اپوزیسیون داخلی و بازیگری گروهی از اراذل و اوباش انجام گرفت .
ماجرا از آنجا آغاز گردید که در تیرماه ۱۳۷۸، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم ، طرحی را با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از:
الف ) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه ، اعضای گروهک های تروریستی و ضدانقلاب ، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و…
ب ) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه
ج ) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله ای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات ، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیز خواهند شد.»
د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران .
همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیأت رئیسه مجلس ، جناح های موسوم به جبهه دوم خرداد و روزنامه های وابسته به آنها از جمله نشاط , سلام , صبح امروز , خرداد و روزنامه های زنجیره ای به تبلیغات منفی و جنجال پیرامون این طرح پرداختند به عنوان نمونه روزنامه نشاط در تاریخ ۱۳ تیر با انتشار بیانیه شورای شهر تهران و سردبیر ۱۰ نشریه دوم خردادی نسبت به طرح این اصلاحیه در مجلس هشدار داد.
روزنامه سلام هم در ۱۵ تیر یعنی یک روز مانده به مطرح شدن اصلاحیه در صحن علنی مجلس ، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تیتر درشت نوشت : «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است .» که به دنبال آن روزنامه سلام به دلیل نشر اکاذیب توقیف شد روزنامه های وابسته به جریان دوم خرداد با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام به هشدار و تهدید با تیترهای جنجالی روی آوردند .
روز پنجشنبه ۱۷ تیر، ۱۰ روزنامه زنجیره ای با تیترهایی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است »، «نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست »، «ورود به قلعه چپ گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه کاران است »، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی » و «پایان سیاست ورزی »، درصدد القای فضای بحرانی و ناآرامی به جامعه برآمدند و همزمان رسانه های غربی تبلیغات گسترده ای را برعلیه نظام اسلامی به راه انداختند . که با تجمع برخی از دانشجویان درکوی دانشگاه که با تحریک دو فرد غیر دانشجو به نام منوچهر محمدی و اکبر محمدی که پس از دستگیری ، درباره چگونگی دریافت کمک مالی و ارتباط با عناصر خارجی و طراحی تجمعات اعتراض آمیز اعترافات قابل تأملی داشته اند, صورت گرفت و دامنه آن به خارج از دانشگاه کشیده شد و به دنبال شعارهای ساختار شکن برخی افراد و درگیری با نیروی انتظامی و وارد شدن آنان به کوی , حوادث ناگواری پیش آمد.
بسیاری از آنها با برنامه ریزی قبلی صورت گرفته بود و امنیت و آرامش شهرتوسط برخی از افراد آشوب طلب به هم خود که همزمان با حمایت بی دریغ اپوزیسون و گروههای معاند و مخالف نظام همراه شده و رسانه های خارجی و داخلی وابسته به آنها سعی در ملتهب نمودن فضا و ادامه تشنجات داشتند که با هوشیاری و تدبیر به هنگام مقام معظم رهبری , حادثه ای که می رفت نتایج زیانباری برای نظام به دنبال داشته باشد و دشمنان را در رسیدن به رؤیاهای خود امیدوار نموده بود به صحنه کم نظیر حمایت و دلدادگی مردم به نظام تبدیل گردید.
ایشان در سخنانی که در جمع دانشجویان ایراد فرمودند , ضمن اظهار ناراحتی از بروز چنین حادثه ای و لزوم برخورد با عاملان آن , حساب دانشجویان را افراد آشوب طلب جدا نموده و به تبیین دستهای پشت پرده برای ضربه زدن به نظام پرداختند و هوشیاری جوانان دانشجو و غیر دانشجو را در برابر توطئه های دشمنان , خواستار شدند و همه را به خویشتن داری و ندادن بهانه به دست دشمنان فراخواندند وفرمودند : «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‏دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولى در جمهورى اسلامى بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعى به هیچ وجه در نظام اسلامى قابل قبول نیست. جوانان این کشور – چه دانشجویان و چه غیر دانشجویان – فرزندان من هستند و هرگونه چیزى که براى این مجموعه‏ها مایه اضطراب و ناراحتى و اشتباه در فهم باشد، براى من بسیار سخت و سنگین است. هرکسى بوده، فرق نمى‏کند؛ چه در لباس نیروى انتظامى، چه در غیر آن.
مسلماً با کسانى‏که در نظام جمهورى اسلامى تخلّف مى‏کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسى که تخلّفى نکرده است؛ کسى‏که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویى، کار بسیار خطا و ناروایى است اگر برخورد شود. این که صد نفر یا دویست نفر از کوى دانشگاه خارج شدند و حرفهایى زدند و شعارهایى دادند، بهانه و مجوّزى نمى‏شود براى این‏که کسانى، در هر لباس و با هر نامى، وارد آن محیط شوند و کارهاى ناروایى انجام دهند؛ بخصوص وقتى که نام مقدّس نیروى انتظامى در میان مى‏آید، عملى که موجب شود نیروى انتظامى بدنام گردد، قضیه را سخت‏تر مى‏کند.
براى من، حادثه خیلى تلخى بود. البته من تأکید کردم که اطراف این حادثه تحقیق شود و بروند حادثه را درست بسنجند. قرار شد رئیس جمهور محترم و مسؤولان، هیأت تحقیقى را تعیین کنند؛ من هم ممکن است خودم کسى را در این هیأت بگذارم.اگر یک عدّه نفوذى خواستند از فرصتى استفاده کنند و از آب گل‏آلودى ماهى بگیرند – وارد اجتماع دانشجویان شدند و شعارهایى درست کردند و حرفهایى زدند – خیال نکنند که ما اشتباه خواهیم کرد؛ نه، ما اشتباه نخواهیم کرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را مى‏شناسیم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به این کشور است.
دشمن است که مى‏خواهد با نام دانشجو یا با نام نفوذ در میان دانشجویان، فساد و تباهى کند؛ خود دانشجویان بایستى هوشیارانه متوجّه باشند.من معتقدم که جوان مملکت بایستى در همه میدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط. این‏گونه حرکاتى که ملاحظه شد کسانى به دانشگاه حمله کنند، ناشى از بى‏انضباطى است؛ با هر نامى انجام گیرد، غلط و محکوم است. اگر با نام دفاع از دین هم انجام گیرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولایت هم انجام گیرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‏ام در اجتماعات کسانى که مخالفند، هیچ کس نباید رفتار خشونت‏آمیز داشته باشد؛ چون این، دشمن را خوشحال مى‏کند. بارها ما این حرف را گفتیم، چرا گوش نکردند؟! چرا گوش نمى‏کنند؟! حتّى اگر یک حرفى که خون شما را به جوش مى‏آورد به زبان آورند – مثلاً فرض کنید اهانت به رهبرى کردند – باز هم باید صبر و سکوت کنید. اگر عکس مرا هم آتش زدند و یا پاره کردند، باید سکوت کنید. نیرویتان را براى آن روزى که کشور به آن نیازمند است، براى آن روزى که نیروى جوان و مؤمن و حزب‏الّلهى باید در مقابله با دشمن بایستد، حفظ کنید، والاّ حالا فرض کنیم یک جوان، یا یک دانشجوى فریب‏خورده‏اى هم حرفى زد و کارى کرد؛ چه اشکالى دارد؟ من از او صرف‏نظر مى‏کنم.و اما یک مطلب به دشمن مى‏گویم؛ هر که هست و هرجا هست.
دشمنان اصلى ما در سازمانهاى جاسوسى، طرّاحان این قضایا هستند. این پولى که مجلس امریکا تصویب کرد که باید براى مبارزه با نظام ایران صرف شود، این پول و چندین برابر این پولها کجا مصرف شد؟! معلوم است؛ براى همین‏طور طرّاحیهایى مصرف مى‏شود؛ شکّى نیست. این دشمنان بدانند که خواب برگشتن امریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلىِ حقیر، این عناصر سیاسىِ مطرود و منفور، که ملت اینها را مثل دندان فاسدى بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‏اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند. اینها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند، خودشان را لو دادند و چهره خودشان را مشخص کردند. درست است که به دستگاه اطّلاعاتى ما آن ضربه ناجوانمردانه را وارد کردند؛ به دستگاه انتظامى ما هم در این‏جا این ضربه را وارد کردند، اما عناصر خدمتگزار و سربازان مخلص و بدون نام و نشان جمهورى اسلامى، اطّلاعات را کسب مى‏کنند و مى‏فهمند که چه کسى در کجاست و چه‏کار مى‏کند. نمى‏توانند این ملت را با این روشها از صحنه مبارزه در راه استقلالشان، در راه اسلام عزیزشان و در راه مبارزه با دشمنانشان عقب برانند.»
ایشان همچنین خطاب به نخبگان سیاسی , مشغول شدن به درگیری های سیاسی و جناحی و رعایت نکردن حد و مرز در رقابت ها را زمینه ساز چنین حوادثی دانستند و فرمودند:«یک نکته هم به این خطّ و خطوط سیاسى عرض کنیم. آقایانى که سردمداران خطوط سیاسى و گرایشهاى سیاسى هستید، حالا برسید به این حرفى که ما مى‏گوییم شما خودیها وقتى سر قضایاى بیهوده این‏طور با هم درگیر مى‏شوید، دشمن سوء استفاده مى‏کند؛ بفرمایید، این یک نمونه؛ دیدید دشمن چطور استفاده کرد؟! دیدید دشمن چگونه نیش خود را زد؟! این مسائل را کنار بگذارید.
البته ما اصرار نداریم که همه یک طور فکر کنند؛ اما براى کار سیاسى و درگیرى سیاسى، حدّى قائل شوید و خطّ قرمزى بگذارید. بى‏حساب و کتاب با هم مبارزه نکنید که آن‏قدر مشغول شوید که به دشمن اجازه دهید این‏طور بیاید و داخلِ این میدانها بشود. سرِ این قضیه قانون مطبوعات و سرِ قضایاى گوناگون دیگر، چه جنجال و چه دعوایى به راه افتاد! همه‏اش مسائل خطّ و خطوط! براى چه؟ براى این که قانونى در مجلس تصویب مى‏شود! من به یک جریان سیاسى خاص اشاره نمى‏کنم؛ خطاب من به همه است. براى من، آن خطّ و این خط و هر خطّ سیاسى و سلیقه سیاسى دیگر، تفاوت نمى‏کند. براى من، مناط و ملاک، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ کشور و رعایت مصالح مردم و حفظ آینده کشور مطرح است.»
ایشان همچنین در پیامی که در پیرامون حوادث به وجود آمده خطاب به ملت ایران صادر نمودند , با تحلیل عمیق عوامل اصلی ایجاد این حادثه , قاطعیت و صلابت نظام اسلامی و پشتوانه مردمی نظام را عامل شکست چنین نقشه هایی دانسته و فرمودند: «ملت رشید و غیور ایران ، مردم عزیز تهران . در دو روز گذشته که جمعی از اشرار با کمک و همراهی برخی از گروهک های سیاسی ورشکسته و با تشویق و پشتیبانی دشمنان خارجی در سطح تهران ، به فساد و تخریب اموال و ارعاب و عربده جویی پرداخته و موجب سلب امنیت و آسایش مردم شده اند، دشمنان زبون و حقیر اسلام و انقلاب گمان کرده اند انقلاب و مردم مؤمن و انقلابی به آنان اجازه خواهند داد که با فتنه انگیزی خود راه سلطه آمریکای جنایتکار را بر میهن عزیز ما هموار کنند.
گروهک های وابسته و معاند، طبق تحلیل اربابان و معلمان خود، گمان کرده اند مردم ایران از اسلام و انقلاب دست برداشته اند و به خیال باطل خود می خواهند از انقلاب اسلامی انتقام بگیرند ولی غافل از اینکه ملت مؤمن و شجاع و هوشیار به آنان و اربابان و پشتیبانان آنان اجازه ادامه شرارت را نخواهند داد و نظام مقتدر اسلامی ، آنان را بشدت منکوب خواهد کرد….» سخنان الهام بخش سکان دار انقلاب اسلامی چنان روح حماسه و شجاعت را در میان ملت با صلابت و ولایتمدار ایران دمید که با راهپیمایی ۲۳ تیر همچون موجی خروشان در صحنه دفاع از نظام و ارزش ها و اصول آن حاضر شده و نقشه های دشمنان و بد خواهان نظام را نقش بر آب نموده و این حادثه را به حماسه ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی تبدیل نمودند.

*بحران در انتخابات دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی
اغتشاشات مربوط به غائله کوی دانشگاه با حضور گسترده مردم پایان یافت، اما بازهم تعدادی از گروه‎های سیاسی در رقابت، خطوط قرمز و منافع ملی را نادیده گرفتند. اوج این مسایل را باید در انتخابات مجلس ششم و هفتم مشاهده کرد. در انتخابات مجلس ششم بحران پدید آمده مربوط به تقلب صورت گرفته در بعضی حوزه‎های رأی‎گیری بود که پس از بازشماری آرای تهران اختلافات فاحشی در تعداد آرا پدید آمد و شورای نگهبان حاضر به تأیید انتخابات نشد. جناح حاکم که خود را پیروز انتخابات می‎دانست و البته مناصب کلیدی در ستاد انتخابات کشور را هم در دست داشت، بر مواضع خود تأکید می‎کرد و حملات شدیدی را بر علیه نهادهای نظارتی تدارک دید و از تمکین نظر آن‎ها امتناع کرد.
در این شرایط، شورای نگهبان در نامه‎ای به رهبر انقلاب ما وقع حوادث انتخابات و تغییر نتایج بر اثر بازشماری تعدادی از صندوق‎ها را بازگو کرد و با توجه به‎مدت‎زمان زیادی که بازشماری آرا می‎گرفت، از ایشان راهنمایی خواست. رهبر انقلاب ضمن تشکر از شورای نگهبان برای انجام وظیفه قانونیش در پاسخ تأکید فرمودند:«۱٫ صندوق‎هایى که مخدوش بودن آن از نظر شوراى نگهبان به اثبات رسیده است و با معیارهاى آن شورا قابل‎تأیید نیست، باید ابطال گردد.۲٫ به‎نظر مى‌رسد که بازشمارى بقیه صندوق‎ها که طبق آن‎چه در نامه خود مرقوم داشته‌اید، جز در مدتى طولانى ناممکن و برخلاف مصلحت است، وظیفه‎اى شرعى و قانونى را متوجه آن شورا نمى‌سازد، زیرا وجود تخلف در آن‎ها محرز نیست.۳٫ وضعیت منتخبان تهران با توجه به کلیه صندوق‎ها به‎جز آن‎چه در بند یک آمده است، ملاحظه و نتایج آن به‎عنوان نتایج قطعى انتخابات تهران اعلام شود.۴٫ دستگاه قضایى و بازرسى موظفند عاملان تخلف در صندوق‎هاى مخدوش را شناسایى و تحت تعقیب قانونى قرار دهند. »این ماجرا با دستور مقام معظم رهبری خاتمه پیدا کرد و برخی از مسئولان وزارت کشور که در این مورد مقصر شناخته شدند مورد محاکمه قرار گرفتند .
در انتخابات مجلس هفتم باز هم بحرانی دیگر از سوی تعدادی از گروه‎های سیاسی برای نظام پدید آمد. در آستانه انتخابات مجلس هفتم تعدادی از نمایندگان مجلس که از طیف تجزیه ‎طلب دوم خرداد بودند، در اعتراض به رد صلاحیت تعدادی از نمایندگان مجلس ششم در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، در مجلس دست به تحصن زدند و خواستار عدم برگزاری انتخابات و یا حداقل تعویق آن که قرار بود بر‎اساس برنامه اعلام شده در روز اول اسفند ماه برگزار شود، شدند.
علاوه‎بر ‎این نمایندگان تعدادی از استانداران و معاونین وزرا نیز در نامه‎ای از مناصب خود استعفا دادند. رهبر انقلاب در دیدار با وزیر کشور و استانداران که برای گله از شورای نگهبان به حضور ایشان رسیده بودند، بر رعایت قانون تأکید کردند: «اگر (مسایل) به‎جاى حساسى برسد و محتاج تصمیم‌گیرى باشد، و اگر نوبت از مراحل قانونى بگذرد و به رهبرى برسد، شکى نیست که بنده وارد مى‌شوم و به آن‎چه تشخیص مى‌دهم وظیفه است، عمل خواهم کرد؛ کما این‌که تا الان هم چنین چیزى اتفاق افتاده است؛ در مورد انتخابات هم اتفاق افتاده و بازهم همین‌طور خواهد بود؛ اما این معنایش این نیست که اگر شما صلاحیت کسى را تأیید کردید و دیگرى رد کرد، یا شما رد کردید و دیگرى او را قبول داشت، لازم باشد رهبرى وسط بیاید و بین شما و آن‎ها داورى کند؛ نه، مجراى قانونى و روش قانونى وجود دارد. یا مثلا اگر شما صلاحیت کسى را تأیید کردید و او صالح نبود و از زیر دست شما رد شد، ممکن است بنده او را بشناسم و به این کار راضى هم نباشم؛ اما من هیچ وظیفه‌اى ندارم بیایم جلوی این آدم را بگیرم؛ مجراى قانونى‌اش را طى مى‌کند.»
دو روز بعد ایشان در دیدار اعضای شورای نگهبان فرمودند: « درباره اختلاف نظرهایى که بین شوراهاى نظارت و شوراى مرکزى نظارت و وزارت کشور وجود دارد – همیشه این اختلاف نظرها وجود داشته – بنده توصیه‏ام به طرفین همیشه این بوده و هست که ملاک را قانون قرار دهند؛ چون آن چیزى که مى‏تواند خطّ شاخص باشد و از هرج و مرج ناشى از اختلاف‏نظر مانع شود، قانون است. خطّ قانون را ملاک قرار دهند و بر طبق قانون کار کنند…آقایان احراز را حتمى بگیرید؛ اما دایره محرز را خیلى تنگ نگیرید؛… فرض کنید جوانى است که در محیطى هیجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفته‌اند و او هم حرفى زده، یا در جلسه‌اى که دو، سه یا پنج نفر از دوستان راجع به کشور و اسلام صحبت مى‌کنند، جمله‌اى گفته که این جمله ممکن است در صحبتى دوستانه قابل‎قبول باشد – هرچند که انتقادآمیز بوده؛ یا انتقاد از رهبرى یا از برخى از مبانى نظام – اما نمى‌توان این جمله و حرف را که به گوش ما رسیده، حاکى بدانیم از این‌که این شخص از صلاحیت ساقط شده است.
این مطلب را براى توضیح معناى تنگ نگرفتن دایره محرز گفتم. شرایطى هست که باید احراز شود؛ منتها اندازه وجود این شرایط در اشخاص مختلف، ممکن است مختلف باشد؛ همچنان که آن مسایلى که حاکى از وجود یا فقدان این شرایط هست، آن‎ها هم در شرایط و اوضاع و احوال مختلف تفاوت پیدا مى‌کند. »بعد از این سخنان رهبر انقلاب، شورای نگهبان صلاحیت‎ها را مجدداً مورد بررسی قرار داد و صلاحیت هزار و ۱۶۰ نفر دیگر را تأیید کرد. این تأیید صلاحیت باعث شد تا تعداد کاندیداها به ۵ هزار و ۴۵۰ نفر برسد به‎عبارت بهتر، برای هر کرسی نوزده داوطلب وجود داشت؛ ولی باز هم استحاله‎طلبان راضی نشده بودند و دم از تعویق انتخابات می‎زدند.
با ادامه یافتن زمزمه‎ها برای سرد کردن تنور انتخابات و تعویق آن، مقام معظم رهبری در سخنانی بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر و برخورد قاطع با اخلال‎گران در برگزاری انتخابات تأکید کردند.« انتخابات باید در موعد خود – روز اول اسفند – بدون حتى یک روز تأخیر انجام گیرد. من متأسفم از این‌که بعضى افراد از روى غفلت، همان حرف‎هایى را تکرار مى‌کنند که دشمنان این ملت مى‌زنند. آن‎ها با تبلیغات و روش‎هاى سیاسى و حیله‎هاى خود برخى از مسئولان اجرایى را به کنار رفتن و اجرا نکردن مسئولیت قانونى تشویق مى‌کنند.
مگر اجرا و برگزارى انتخابات، حق کسى از مسئولان است که بگوید من این حق را مى‌خواهم یا نمى‌خواهم؟ وظیفه است؛ وظیفه قانونى دستگاه‎هاى مشخص دولتى است؛ باید این وظیفه را انجام دهند؛ این حق مردم است. مگر کسى در داخل کشور مى‌تواند بگوید چون من این پدیده را نمى‌پسندم، یا فلان روش را نمى‌پسندم، آن‎چه را که قانون به‎عنوان وظیفه بر عهده من قرار داده است انجام نمى‌دهم؟ مگر مى‌شود چنین کارى کرد؟! شانه خالى کردن از مسئولیت، به صورت کناره‌گیرى و استعفا و غیر این‎ها، براى این مسئولان، هم خلاف قانون است، هم حرام شرعى است.
مگر مى‌شود با این حق بزرگ مردم بازى کرد؟! اکثر مسؤولان ما، اکثر نمایندگان مجلس ما، اکثر مسؤولان اجرایى ما، مردمان متدین، علاقه‏مند به انقلاب و آماده‏ى براى خدمت به مردمند. این‏طور خیال نشود که مجلس چنین است یا چنان است؛ نه، مجلس رکن نظام است. البته در داخل مجلس – مثل همه جاى دیگر – ممکن است عناصرى نفوذ و رخنه کرده باشند؛ حقایق را وارونه کنند؛ فضا را بر کسانى سخت و سنگین کنند؛ آنها را وادار به کار ناشایسته و نامناسبى کنند. اغلب نمایندگان براى خدمت به مردم آماده‏اند؛ وظیفه‏ى آنهاست؛ باید هم این کار را بکنند؛ باید هم خدمت کنند. فلسفه‏ى وجود بنده و امثال بنده و دیگر مسؤولان، خدمت است. »اما علی‎رغم خواست رهبری، بازهم تعدادی از گروه‎های دوم خردادی همراه با اپوزیسیون خارج‎نشین این انتخابات را تحریم کردند، ولی نتیجه این انتخابات برای آنان، قدم گذاشتن در مسیر حذف از فضای سیاسی ایران بود.
*تحصن و استعفا
با رد صلاحیت اکثر اعضای مشارکت در مجلس هفتم در حالیکه آنها برای ادامه حضور در مجلس نیز تمایل چندانی نداشتند اما تلاش برای استفاده حداکثری از اقدام شورای نگهبان جهت ایجاد جنجال در کشور در دستور کار قرار گرفت، تحصن ۲۰ روزه نمایندگان در مجلس ، روزه سیاسی ، استعفای نمایندگان یکی پس از دیگری و اعلام استعفای استانداران و فرمانداران و بخشداران سراسر کشور از جمله این اقدامات بود.
هنگامیکه استعفای نمایندگان تاثیری نداشت به ترتیب چند تن از نمایندگان من جمله بهزاد نبوی به عنوان نایب رئیس اول مجلس استعفانامه خود را در مجلس قرائت کردند. اما این حرکت با کمترین واکنش اجتماعی روبرو شد لذا استعفای دسته جمعی دولت و استانداران آغاز گردید با اعلام استعفای استانداران ، آقای خاتمی اعلام کرد اگر قرار شد برویم همه با هم می رویم وی پس از بازگشت از سفر سوئیس در پاسخ به استعفای معاونان وزراتخانه ها گفت تا من در تهران بودم خبری نبود شایعه ها کم رنگ شد و نهایتا وی اعلام کرد هر ادامه خدمت به جمهوری اسلامی و ملت شریف را وظیفه خود می دانیم.
پس از این ، اقدام دیگر مشارکتی ها تلاش برای تاخیر زمان انتخابات توسط دولت بود و به وزارت کشور جهت اعلام عدم آمادگی به دلایل امنیتی وارد می شد اما مواضع قاطعانه مقام معظم رهبری مبنی بر عدم پذیرش یک روز تاخیر انتخابات و طرح «شانه خالی کردن از مسئولیت به شکل استعفا یا به هر شکل دیگر خلاف قانون و طرح شرعی است.» توطئه فوق نیز خنثی گردید و انتخابات در راس اول اسفند ۸۲ موعد مقرر برگزار شد. با شکست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم ضربه سنگینی به این جبهه وارد آمد .اگر چه افراطیون سعی داشتند این شکست خود را به بهانه رد صلاحیت شورای نگهبان توجیه کنند اما عدم اقبال عمومی به آنها در جریان انتخابات دور دوم شوراها که تحت نظارت مجلس ششم صورت گرفته بود ، این بهانه راحتی ترد خود آنها کمرنگ ساخته بود. کسب اکثریت کرسی های مجلس هفتم توسط نیروهای اصولگرا چنان جبهه لیبرالیسم را به تلاطم انداخت که رئیس جمهور آمریکا در اولین نطق خود پس از انتخابات مایوسانه گفت: «دوباره باید از صفر شروع کنیم.»
*اشتباه فاحش خاتمی؛ ارائه لوایح دوقلو!
رئیس مجلس ششم در مورد ارائه لوایح دوگانه دولت اصلاحات به مجلس اعلام کرد: اگر لوایح دوگانه تصویب می شد از بزرگ ترین اشتباهات این مجلس بود و باعث می شد که با بن بست برخورد کنیم بنابراین یکی از مشکلات مجلس ششم همان لوایحی بود که آقای خاتمی ارائه کرد.
مهدی کروبی در ان زمان می گوید: در آن گیرودار، لوایح دوقلو به مجلس رفت که وضع را به کلی به هم زد زیرا چیز جدیدی بود و حتی خودم نگاه کردم و دیدم که تذکراتی درباره دخالت در امور مجلس دارد. در جلسه ای که من، خاتمی و موسوی خوئینی ها بودیم، گفتم، من مخالف این لایحه هستم، توضیح دادم و گفتم نظارت و سوال حق مجلس است و نمی توانید بگویید که از این حق خود استفاده نکند.
آقای موسوی خوئینی ها هم حرف من را تایید کرد. تحرک و حرکتی شد که هر چه جلوتر رفتیم شاهد تندتر شدن فضا بودیم بالاخره یک حرکاتی در داخل و خارج مجلس شروع شد که توپ را به زمین مجلس بیندازند. درباره لوایح دوگانه حتی من تذکراتی دادم و جلساتی با شورای نگهبان داشتیم ولی به نتیجه نرسید.
مهدی کروبی به ماجرای نامه ذلت بار تعدادی از نمایندگان مجلس ششم خطاب به مقام معظم رهبری، که در آن همزمان با حمله آمریکا به عراق خواهان تسلیم در برابر زیاده خواهی های استکبار جهانی شده بودند، اشاره کرد و گفت: نامه را نمایندگان روی سایت ها قرار دادند. در آن روزها بود که یکی از نمایندگان اقلیت های مذهبی به دفتر من آمد و گفت که برخی از دوستان می آیند و بالای سر من می ایستند و امضا می گیرند و من آمده ام که صریحاً از این امضا اعلام برائت کنم. عده ای مکرر می آمدند و می گفتند که ما فکر می کردیم این نامه محرمانه است و حتی عده ای می گفتند که از اصل ماجرا خبر نداشتند و از امضای آن ابراز پشیمانی می کردند.
روز شنبه بود که به جلسه شورای عالی امنیت ملی رفته بودیم احساس کردم که وضع مطلوبی حاکم نیست و بخش مهمی از اعضا و به ویژه نیروهای مسلح از اوضاع ناراحت هستند. در همان حال دیدم که یکی از فرماندهان نظامی آنجا در حال توزیع نامه است، برخی اسامی را من آنجا دیدم و البته می دانستم که بسیاری با رضایت آن را امضا نکرده اند، بارها به دوستان گفته بودم که از بچه های مجلس با این روش امضا نگیرید، از کسانی امضا بگیرید که پایش بایستد.
در جلسه شورای امنیت ملی، دیدیم آقای خاتمی بسیار برافروخته شد و نامه ای به رئیس دفترش که برادرش بود نوشت و گفت به روزنامه ها اعلام کنید نامه را منتشر نکنند، بعد هم آقای ربیعی را فرستادیم که حتماً تأکید شود، روزنامه ها آن را منتشر نکنند.
رئیس مجلس ششم یادآور شد: همان جا آقای خاتمی با توجه به حساسیت مجلس گفت: در مجلس نامه را نخوانید. من آمدم خودم برکارم تکیه کردم، بنا هم نداشتم از کسی هزینه کنم و هزینه هم نکردم. همان شب یک فرد مهم و حساس به من تلفن کرد و گفت: اگر این نامه در مجلس خوانده شود رادیو مجلس قطع می شود، من هم به آنها گفتم که شما نباید رادیو را قطع کنید زیرا رادیو مجلس در اختیار رئیس مجلس است و با دستور رئیس قطع می شود ولی من جلوی این قضیه را می گیرم و حتی اگر هم لازم باشد می گویم که رادیو را قطع کنند اگر شما این کار را بکنید اوضاع به هم می ریزد.
*ماجرای خروج از حاکمیت اصلاح طلبان!
رئیس مجلس ششم در ادامه این گفت وگو به طرح افراطیون تحت عنوان «خروج از حاکمیت!» اشاره کرده و گفت: همان زمان احساس کردم که طرح خروج از حاکمیت به شدت مطرح می شود و حرف هایی در جلساتی زده می شود و نامه هایی نوشته می شود که گویای درگیری های تندی است. در جلسه ای که بزرگان بودند به صراحت گفتم، من وارد ماجرایی می شوم که بدانم از کجا شروع شده و به کجا ختم می شود.
کروبی افزود: زمزمه خروج از حاکمیت آنقدر در جامعه پیچیده که یک روز رفتم تا جلسه مجلس را اداره کنم، یکی از نمایندگان آمد و گفت: «برای چی مانده ای، همه می گویند نباید در حکومت بمانیم، نتیجه ندارد، فقط به او نگاه کردم و رفتم.» به هر حال همان حرف ها برای ما مشکلاتی ایجاد کرد که امروز داریم تاوان همان روزها را پس می دهیم. من تا همین اندازه سربسته می گویم، عده ای از دوستان از فرصت ها استفاده نکردند و دستی دستی جریان اصلاحات را به این روز انداختند.
*انتخابات مجلس ششم
در انتخابات مجلس ششم بحران پدید آمده مربوط به تقلب صورت گرفته در بعضی حوزه‎های رأی‎گیری بود که پس از بازشماری آرای تهران اختلافات فاحشی در تعداد آرا پدید آمد و شورای نگهبان حاضر به تأیید انتخابات نشد. جناح حاکم که خود را پیروز انتخابات می‎دانست و البته مناصب کلیدی در ستاد انتخابات کشور را هم در دست داشت، بر مواضع خود تأکید می‎کرد و حملات شدیدی را بر علیه نهادهای نظارتی تدارک دید و از تمکین نظر آن‎ها امتناع کرد.
در این شرایط، شورای نگهبان در نامه‎ای به رهبر انقلاب ماوقع حوادث انتخابات و تغییر نتایج بر اثر بازشماری تعدادی از صندوق‎ها را بازگو کرد و با توجه به‎مدت‎زمان زیادی که بازشماری آرا می‎گرفت، از ایشان راهنمایی خواست.
رهبر انقلاب ضمن تشکر از شورای نگهبان برای انجام وظیفه قانونیش در پاسخ تأکید کردند: “۱٫ صندوق‎هایى که مخدوش بودن آن از نظر شوراى نگهبان به اثبات رسیده است و با معیارهاى آن شورا قابل‎تأیید نیست، باید ابطال گردد.۲٫ به‎نظر مى‌رسد که بازشمارى بقیه صندوق‎ها که طبق آن‎چه در نامه خود مرقوم داشته‌اید، جز در مدتى طولانى ناممکن و برخلاف مصلحت است، وظیفه‎اى شرعى و قانونى را متوجه آن شورا نمى‌سازد، زیرا وجود تخلف در آن‎ها محرز نیست.۳٫ وضعیت منتخبان تهران با توجه به کلیه صندوق‎ها به‎جز آن‎چه در بند یک آمده است، ملاحظه و نتایج آن به‎عنوان نتایج قطعى انتخابات تهران اعلام شود.۴٫ دستگاه قضایى و بازرسى موظفند عاملان تخلف در صندوق‎هاى مخدوش را شناسایى و تحت تعقیب قانونى قرار دهند. ”
*انتخابات مجلس هفتم
در انتخابات مجلس هفتم باز هم بحرانی دیگر از سوی تعدادی از گروه‎های سیاسی برای نظام پدید آمد. در آستانه انتخابات مجلس هفتم تعدادی از نمایندگان مجلس که از طیف استحاله‎طلبان دوم خرداد بودند، در اعتراض به رد صلاحیت تعدادی از نمایندگان مجلس ششم در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، در مجلس دست به تحصن زدند و خواستار عدم برگزاری انتخابات و یا حداقل تعویق آن که قرار بود بر‎اساس برنامه اعلام شده در روز اول اسفند ماه برگزار شود، شدند. علاوه‎بر ‎این نمایندگان تعدادی از استانداران و معاونین وزرا نیز در نامه‎ای از مناصب خود استعفا دادند.
رهبر انقلاب در دیدار با وزیر کشور و استانداران که برای گله از شورای نگهبان به حضور ایشان رسیده بودند، بر رعایت قانون تأکید کردند: “اگر [مسایل] به‎جاى حساسى برسد و محتاج تصمیم‌گیرى باشد، و اگر نوبت از مراحل قانونى بگذرد و به رهبرى برسد، شکى نیست که بنده وارد مى‌شوم و به آن‎چه تشخیص مى‌دهم وظیفه است، عمل خواهم کرد؛ کما این‌که تا الان هم چنین چیزى اتفاق افتاده است؛ در مورد انتخابات هم اتفاق افتاده و بازهم همین‌طور خواهد بود؛ اما این معنایش این نیست که اگر شما صلاحیت کسى را تأیید کردید و دیگرى رد کرد، یا شما رد کردید و دیگرى او را قبول داشت، لازم باشد رهبرى وسط بیاید و بین شما و آن‎ها داورى کند؛ نه، مجراى قانونى و روش قانونى وجود دارد. یا مثلا اگر شما صلاحیت کسى را تأیید کردید و او صالح نبود و از زیر دست شما رد شد، ممکن است بنده او را بشناسم و به این کار راضى هم نباشم؛ اما من هیچ وظیفه‌اى ندارم بیایم جلوی این آدم را بگیرم؛ مجراى قانونى‌اش را طى مى‌کند. ”
دو روز بعد رهبر انقلاب با هیئت‎های اجرایی هم دیدار داشتند و در آن دیدار در مورد بررسی صلاحیت کسانی که در دوره ششم نماینده مجلس بوده‎اند، تأکید کردند: “آقایان احراز را حتمى بگیرید؛ اما دایره محرز را خیلى تنگ نگیرید؛… فرض کنید جوانى است که در محیطى هیجانى قرار گرفته و چند نفر مطلبى گفته‌اند و او هم حرفى زده، یا در جلسه‌اى که دو، سه یا پنج نفر از دوستان راجع به کشور و اسلام صحبت مى‌کنند، جمله‌اى گفته که این جمله ممکن است در صحبتى دوستانه قابل‎قبول باشد – هرچند که انتقادآمیز بوده؛ یا انتقاد از رهبرى یا از برخى از مبانى نظام – اما نمى‌توان این جمله و حرف را که به گوش ما رسیده، حاکى بدانیم از این‌که این شخص از صلاحیت ساقط شده است. این مطلب را براى توضیح معناى تنگ نگرفتن دایره محرز گفتم. شرایطى هست که باید احراز شود؛ منتها اندازه وجود این شرایط در اشخاص مختلف، ممکن است مختلف باشد؛ همچنان که آن مسایلى که حاکى از وجود یا فقدان این شرایط هست، آن‎ها هم در شرایط و اوضاع و احوال مختلف تفاوت پیدا مى‌کند. ” بعد از این سخنان رهبر انقلاب، شورای نگهبان صلاحیت‎ها را مجددا مورد بررسی قرار داد و صلاحیت هزار و ۱۶۰ نفر دیگر را تأیید کرد.
این تأیید صلاحیت باعث شد تا تعداد کاندیداها به ۵ هزار و ۴۵۰ نفر برسد به‎عبارت بهتر، برای هر کرسی نوزده داوطلب وجود داشت؛ ولی باز هم استحاله‎طلبان راضی نشده بودند و دم از تعویق انتخابات می‎زدند.با ادامه یافتن زمزمه‎ها برای سرد کردن تنور انتخابات و تعویق آن، آیت‎ا… خامنه‎ای در سخنانی بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر و برخورد قاطع با اخلال‎گران در برگزاری انتخابات تأکید کردند. “انتخابات باید در موعد خود – روز اول اسفند – بدون حتى یک روز تأخیر انجام گیرد. من متأسفم از این‌که بعضى افراد از روى غفلت، همان حرف‎هایى را تکرار مى‌کنند که دشمنان این ملت مى‌زنند. آن‎ها با تبلیغات و روش‎هاى سیاسى و حیله‎هاى خود برخى از مسئولان اجرایى را به کنار رفتن و اجرا نکردن مسئولیت قانونى تشویق مى‌کنند. مگر اجرا و برگزارى انتخابات، حق کسى از مسئولان است که بگوید من این حق را مى‌خواهم یا نمى‌خواهم؟وظیفه است؛ وظیفه قانونى دستگاه‎هاى مشخص دولتى است؛ باید این وظیفه را انجام دهند؛ این حق مردم است. مگر کسى در داخل کشور مى‌تواند بگوید چون من این پدیده را نمى‌پسندم، یا فلان روش را نمى‌پسندم، آن‎چه را که قانون به‎عنوان وظیفه بر عهده من قرار داده است انجام نمى‌دهم؟ مگر مى‌شود چنین کارى کرد؟!
شانه خالى کردن از مسئولیت، به صورت کناره‌گیرى و استعفا و غیر این‎ها، براى این مسئولان، هم خلاف قانون است، هم حرام شرعى است. مگر مى‌شود با این حق بزرگ مردم بازى کرد؟! ” بعد از این سخنان، آقایان خاتمی و کروبی در نامه‎ای به رهبر انقلاب بر اطاعت امر ایشان و برگزاری انتخابات در موعد مقرر تأکید کردند که آیت‎ا… خامنه‎ای نیز در پاسخ به آن‎ها تأکید کردند.
اما علی‎رغم خواست رهبری، بازهم تعدادی از گروه‎های دوم خردادی همراه با اپوزیسیون خارج‎نشین این انتخابات را تحریم کردند، ولی نتیجه این انتخابات برای آنان، قدم گذاشتن در مسیر حذف از فضای سیاسی ایران بود. شکست در انتخابات بعدی که اوج آن نهمین دوره انتخابات ریاست‎جمهوری بود، نمود بارز حذف این جریان از فضای سیاسی ایران بود. این پایان غایله‎های سیاسی و امنیتی در تاریخ پر فراز و نشیب جمهوری اسلامی نبود. انتخابات دهمین دوره ریاست‎جمهوری آخرین نمونه از این غایله‎ها بود که متأسفانه به علت عدم رعایت منافع ملی و خط قرمزها در رقابت‎های سیاسی، هزینه‎های مادی و معنوی زیادی را بر نظام وارد ساخت و سرمایه اجتماعی ناشی از حضور هشتاد و پنج درصدی مشارکت در انتخابات را از بین برد. اندکی دقیق شدن در علت به‎وجود آمدن چنین غایله‎ای ما را به این حقیقت می‎رساند که توجه به هشدارهای رهبری از کاندیداها و طرفداران آن‎ها گرفته تا صدا و سیما و رسانه، تأثیر به‎سزایی در رخ ندادن چنین غایله‎ای داشت و البته این غایله و حواشی آن باز هم سند مظلومیتی برای رهبر انقلاب است. هرچند ایشان با قاطعیت در مواقع بحرانی وارد شده و از بروز هزینه‎ها برای کشور و نظام جلوگیری می‎کنند، ولی عدم توجه به هشدارهای ایشان از سوی مسئولین و نخبگان سیاسی سندی بر مظلومیت ایشان است. به‎عبارت بهتر، ایشان یک مظلوم مقتدر هستند؛ درست همانند جمهوری اسلامی که خود ایشان فرمودند: “من سال‌هاست این را گفته‌ام – جمهورى اسلامى نظامى است که تمام ارکان اقتدار معنوى در او جمع است؛ مقتدر است، اما مقتدر مظلوم.
این‎ها با هم منافات ندارد. مظلوم است به‎خاطر چى؟…یکى‌اش این است که دشمنان جمهورى اسلامى براى این‎که فکر و آرمان جمهورى اسلامى در بین جامعه عظیم مسلمان‌ها گسترش پیدا نکند، انواع و اقسام دروغ‌ها را به جمهورى اسلامى بسته‌اند؛ از دروغ‎هاى اعتقادى و فکرى بگیرید تا دروغ‌هاى فرقه‌اى و سیاسى و اجرایى. این کار را می‌کنند، آن کار را می‌کنند، این‎جور می‎گویند، آن‎جور می‎گویند، این‎جور فکر می‎کنند، آن‎جور عمل می‎کنند. سى سال است که دارند علیه ما دروغ می‎بافند. ”

* بحران جریان‌های سکولار و اصلاحات
یکی از بحران های کشور نفوذ جریان های سکولار در پوشش عنوان اصلاحات در کشور بود که به دنبال حاکمیت جریان اصلاحات , فضا و زمینه را برای طرح افکار خود در جامعه مناسب دیدند .
دوران به قدرت رسیدن طیفی از تجدیدنظرطلبان در دوره موسوم به اصلاحات و توسعه سیاسی را باید جزو تلخ‌ترین و سخت‌ترین دوران حیات انقلاب اسلامی به شمار آورد. دورانی که شاهد بروز و ظهور فتنه‌هایی چون قتل‌های زنجیره‌ای، شبه کودتای ۱۸ تیر، یکه تازی مطبوعات زنجیره‌ای و فضای به شدت ملتهب سیاسی کشور بودیم. مقام معظم رهبری در برابر چنین جریان خطرناکی که بنیان ها و اصول نظام را نشانه رفته بود با چند تدبیر حکیمانه آنان را خلع سلاح نموده و ابتکار عمل را از آنان گرفتند .
که از جمله می توان به این موارد اشاره نمود: ۱- تبیین ضرورت اصلاحات در کشور ؛ ایشان اصلاحات را امری ضروری ولازم در کشور برشمردند وفرمودند:« بنده معتقدم که اصلاحات , یک حقیقت ضروری و لازم است و باید در کشور ا انجام گیرد . اصلاحات در کشور ما از سر اضطرار نیست … اصلاحات جزو ذات هویت انقلابی و دینی نظام ماست. اگر اصلاح به صورت نو به نو انجام نگیرد نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت . اصلاحات یک فریضه است… اصل اصلاحات یک کار لازم است و باید انجام بگیرد وقتى اصلاحات انجام نشود برخى از نتایجى که ما امروز با آنها دست بگریبانیم پیش مى‏آید، توزیع ثروت ناعادلانه مى‏شود، نوکیسه‏گان بى‏رحم بر نظام اقتصادى جامعه مسلط مى‏شوند , فقر گسترش پیدا مى‏کند , زندگى سخت مى‏شود , از منابع کشور به درستی استفاده نمی شود… وقتی که اصلاحات باشد , این آفت ها و این آسیب ها و ده ها مورد از قبیل آنها پیش نمی آید»
۲- ترسیم مرز میان اصلاحات حقیقی و اصلاحات غیر حقیقی؛ ایشان پس از تبیین ضرورت اصلاحات در کشور به ترسیم مرز میان اصلاحات حقیقی و اسلامی و اصلاحات غیر حقیقی و به تعبیر ایشان اصلاحات آمریکایی پرداختند تا از انحراف این حرکت و نفوذ افکار بیگانه در آن جلوگیری نمایند.
ایشان در این باره فرمودند :«اصلاحات یا اصلاحات انقلابى و اسلامى و ایمانى است که همه مسؤولان کشور، همه مردم مؤمن و همه صاحب نظران با آن موافقند و یا اصلاحات , اصلاحات آمریکایى است که همه مسؤولان کشور, همه مردم مؤمن و همه آحاد هوشیار ملّت با آن مخالفند» « اصلاحات یعنی این که نقاط مثبت و منفی را فهرست کنیم و نقاط منفی را به نقاط مثبت تبدیل کنیم . این همان چیزی است که انقلاب , قدم بلند آغازین آن را برداشت و موفق شد و عوامل با اخلاص انقلاب در طول این بیست و پنج یال در دستگاه های مختلف همه تلاش خودشان را برای این کار کرده اند و موفقیت های بزرگی هم داشته اند . این اصلاحات انقلابی است , اصلاحات اسلامی است . البته دشمنان این نظام و انقلاب , تغییر ساختار اصل نظام را هدف گرفته اند و اصلاحات از نظر آنها , یعنی تغییر نظام و تبدیل نظام جمهوری اسلامی به یک نظام وابسته و سر سپرده دشمن های مستکبر»
۳- تبیین محورهای اصلاحات حقیقی؛ ایشان با تبیین محورهای اساسی اصلاحات , تلاش نمودند تا مسیر صحیح اصلاحات را ترسیم نموده و آن را از بیراهه رفتن باز دارند . رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند:« اگر مسئولان کشور به پشتیبانی این مردم و به کمک این افکار عمومی بسیار مستعد و علاقه مند , یک مبارزه خستگی ناپذیر را با عوامل انحطاط و عقب ماندگی شروع کنند , هم موفق خواهند شد , هم مردم را به هدف های خودشان خواهند رساند , هم خدا را از خود راضی خواهند کرد و اصلاحات به معنای واقعی – به همان معنایی که دشمنان آن را دوست ندارند , به آن معنایی که رسانه های بیگانه , از آن متنفرو بیزارند , اما دل های مؤمنان و مسئول به آن علاقه مند است , اتفاق خواهد افتاد . آماج این مبارزه , سه چیز است ؛ فقر , فساد و تبعیض , اگر با فقر و فساد و تبعیض در کشور , مبارزه شود , اصلاحات به معنای حقیقی ـ اصلاحات انقلابی و اسلامی ـ تحقق پیدا خواهد کرد. مشکلات ما از این سه پایه شوم و از این سه عنصر مخرّب است . »
۴- تشریح اهداف پشت پرده دشمن از اصلاحات؛ مقام معظم رهبری با تشریح اهداف دشمنان از شعار اصلاحات و حمایت از آن به تشریح دست‏هاى پنهان و آشکارى پرداختند که در مرحله مشابه سازى اوضاع ایران با شوروى سابق براساس طرح آمریکا و دقیقاً با انگیزه فروپاشى نظام جمهورى اسلامى وارد عمل شدند . ایشان در این باره فرمودند:« یک طرح همه جانبه آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی طراحی شد و جوانب آن از همه جهت سنجیده شد , این طرح , طرح بازسازی شده ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد , به نظر خودشان می خواهند همان طرح را در ایران پیاده کنند … اما واقعیت با آنچه که آنها طراحی کردند به قدر زمین تا آسمان متفاوت است , اشتباه بزرگی را مرتکب شدند اینها در چند مورد اشتباه کردند ؛ اشتباه اولشان این است که آقای خاتمی گورباچف نیست . اشتباه دومشان این است که اسلام , کمونیسم نیست . اشتباه سومشان این است که نظام مردمی جمهوری اسلامی , نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست . اشتباه چهارمشان این است که ایران یکپارچه , شوروی متشکل از سرزمین های به هم سنجاق شده نیست . اشتباه پنجمشان این است که نقش بی بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران شوخی نیست.»
۵- تبیین نقاط ضعف و انحراف در جریان اصلاحات ؛ مقام معظم رهبری با درایت و هوشمندی به تشریح نقاط انحراف و ضعف جریان اصلاحات پرداختند تا از بیراهه رفتن آن جلوگیری نمایند. در این راستا به دو مورد از نقاط ضعف و انحراف این جریان از دیدگاه ایشان, اشاره می کنیم ؛الف: نفوذ عناصر غیر معتقد به ارزشها و اصول اسلام و انقلاب در این جریان , مقام معظم رهبری در این باره فرمودند :« امروز متاسفانه در داخل کشور ایادی دشمن و منافقان فعالی مانند عبد الله بن ابی حضور دارند . آنها کسانی هستند که خیال می کردند اگر انقلابی در این کشور روی دهد حکومت متعلق به آنهاست آنها نه فقاهت نه امام نه مردم و نه احساسات دینی را قبول دارند .آنها همان کسانی هستند که با حرفها موضع گیری ها و تبلیغات خود و احیاناً با دخالت در برخی از اغتشاشات دشمن خارجی را امیدوار می کنند .»ب: آزادی افسار گسیخته مطبوعات و روزنامه ها ؛ یکی از نقاط ضعف و منفی جریان اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبری , آزادی افسار گسیخته مطبوعات و روزنامه ها بود که موجب شد که اصول و مبانی وارزشهای اسلام و انقلاب مورد هجوم قرار گرفته و سیل اهانت و توهین به مقدسات در زیر لوای آزادی و به بهانه آن , فضای فکرو روح جامعه را تخریب نماید که این مساله بارها و بارها مورد اعتراض مردم متدین و علما و مراجع دینی و مقام معظم رهبری قرار گرفت .
ایشان در این باره فرمودند:« به صرف این که مطبوعات رکنی از ارکان آزادی و حقوق مردم است نمی توان هر چه در امر مطبوعات و میدان کار مطبوعاتی می گذرد قبول کرد و خطرهای واضح فرهنگی را که بر ضد ذهن و دین و ایمان مردم وجود دارد و پیوسته در حال تقویت است نادیده گرفته شود .» همچنین فرمودند: « من با آزادی و تنوع مطبوعات مخالف نیستم و اگر به جای ۲۰ روزنامه ۲۰۰ روزنامه نیز در ایران منتشر شود خوشحالتر خواهم بود و از اینکه مطبوعات و روزنامه ها در این کشور زیاد باشند هیچ احساس بدی ندارم من می دانم که در بسیاری از مطبوعات , عناصر خوب و مومنی در میان قلم به دستان و اداره کنندگان آنها وجود دارند اما در لابلای همین ها اثر انگشت عبد الله بن ابی ها را می بینم که کارشان , تفرقه افکنی ایجاد , اختلاف , تشنج آفرینی , تشویش افکار عمومی و یاس پراکنی است . آنها عناصر وابسته به دشمن و مرید دشمن را چهره سازی می کنند و می کوشند عناصر , مومن دلسوز و مفید را از نظرها بیازدازند … من بارها به مسئولان دولتی تذکر داده ام و به طور جدی از آنها خواسته ام که جلوی این وضعیت را بگیرند . این اسمش محدود کردن مطبوعات نیست . این اسمش جلوگیری از انتقال آزاد اطلاعات نیست . انتقال سالم اطلاعات مورد تایید ماست . این معنایش جلوگیری از نفوذ دشمن است . جلوگیری از به ثمر رسیدن توطئه تبلیغاتی دشمن است . من وجود این جریان تبلیغاتی و مطبوعاتی را به حال کشور , به حال جوانان , به حال آینده , به حال انقلاب و به حال ایمان مردم مضر می دانم . این جریان , دائم در صدد قداست شکنی از مسائل اساسی اسلامی است . » متأسفانه گروههای اصلاح طلب به هشدارها و تأکیدهای مقام معظم رهبری توجه ننمودند و با نفوذ افکار غربی در جریان اصلاحات , این جریان , دچار انحراف و فاصله گرفتن از اصول و ارزش های اسلامی و انقلاب شده و از مسیر صحیح نظام و مطالبات حقیقی مردم خارج گردید و به همین دلیل پایگاه مردمی خویش را از دست داد و مردم دست رد به سینه آنان زدند.
*بحران در فتنه ۸۸ و حوادث پس از انتخابات
یکی ار بحران های شدیدی که نظام جمهوری اسلامی را با مشکلات زیادی روبرو نمود حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود , آنچه پس از انتخابات رخ داد در لایه ظاهری اعتراض به نتیجه انتخابات با ادعای واهی تقلب بدون هیچ گونه دلیل و مدرکی و با استفاده از روش های غیر قانونی و کشاندن اعتراضات به سطح خیابانها بود . در حالی که راه حل قانونی برای این مساله وجود داشت و انتظار این بود کسانی که معتقد به نظام اسلامی بوده و سالیان زیادی به نظام خدمت نموده و قانون گرایی و احترام به قانون را از برنامه های اصلی خود معرفی نموده بودند , از طریق مجاری قانونی مطالبات و ادعاهای خود را پیگیری نمایند.
ولی متاسفانه اصرار بر پیمودن مسیرهای غیر قانونی برای پیگیری مطالبات , منجر به بروز تشنجات و بر هم خوردن نظم و امنیت و آرامش مردم شد . اما در پس پرده ی حوادث رخ داده و لایه زیرین آن , تلاش برای بر هم زدن امنیت و آرامش کشور و براندازی نظام و مقابله با نظام اسلامی در سایه حوادث و آشوب های خیابانی تحت عنوان اعتراض به انتخابات در دستور کار دشمنان و بد خواهان داخلی و خارجی نظام قرار گرفت و مخالفان نظام تمام تلاش خویش را برای سوء استفاده از فضای بدست آمده و به اصطلاح ماهی گرفتن از آب گل آلود به کار بستند و سیل عظیم تبلیغات منفی رسانه های غربی و پوشش گسترده حوادث و بزرگ نمایی ها و سیاه کاری های صورت گرفته توسط آنها و حمایت کشورهایی نظیر آمریکا و انگلستان – که دشمنی آنان بر مردم ایران پوشیده نبوده و نیست – و این بار تحت لوای حمایت از مردم ایران و آزادی به میدان آمده بودند , شاهد گویایی بر برنامه ریزی دشمنان در این مسأله بود .
مقام معظم رهبری چند ماه پیش از آغاز این بحران , با شناخت عمیقی که از هدف دشمنان انقلاب برای ضربه زدن به اعتماد و اطمینان مردم نسبت به نظام به منظور تضعیف مشروعیت آن , داشتند نسبت به هدف دشمن هشدار دادند و فرمودند: « من مى‏بینم بعضى‏ها در انتخاباتى که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده‏اند به خدشه کردن. این چه منطقى است؟ این چه فکرى است؟ این چه انصافى است؟ این همه انتخابات در طول این سى سال انجام گرفته است – در حدود سى انتخابات – مسئولان وقت در هر دوره‏اى رسماً متعهد شده‏اند و صحت انتخابات را تضمین کرده‏اند، و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بیخود خدشه میکنند، مردم را متزلزل میکنند، تردید ایجاد میکنند؟»ایشان در جریان بحران با چند اقدام و موضع گیری صریح , ضمن ترسیم ابعاد مختلف این حادثه و زوایای مختلف و ابعاد داخلی و خارجی آن , به گونه ای شایسته با آن برخورد نمودند و بار دیگر نقش بی بدیل رهبری نظام را در هدایت نظام جمهوری اسلامی از فراز و نشیب های مختلف را در معرض دید همگان قرار دادند .
*صبر رهبری در برابر سران فتنه ای که حکم شان در حد اعدام است
در انتخابات سال ۸۸، عوامل مختلفی در نضج گرفتن فتنه‌ای که بعد از انتخابات اتفاق روی داد، نقش داشتند که از منظر حقوقی هر کدام احکام مخصوص به خودشان را دارند. در حوادث سال ۸۸ که اوج آن در عاشورای همان سال اتفاق افتاد، به صورت خلاصه می‌توان جرایم ۴ عنصر و دسته افراد را بررسی کرد.در جریان آشوب‌های پس از انتخابات، عده‌ای به عنوان سران خارجی فتنه نقش‌آفرینی کردند؛ عده‌ای سران داخلی فتنه بودند و گروه سوم هم بدنه‌ای که در اغتشاشات در کف خیابان حضور پیدا کردند.‌ بدنه اجتماعی جریان فتنه خود به ۲ دسته قابل تقسیم است؛ دسته اول کسانی که صرفا در تجمعات و تظاهرات شرکت مسالمت‌آمیز داشتند و دسته دوم کسانی که اقدامات مجرمانه انجام دادند، توهین و تخریب کردند و با نیروی انتظامی درگیر شدند.
برای بررسی جرایم هر دسته از عوامل حاضر در فتنه، باید به قانون مجازات عمومی مراجعه کرد. به جهت اینکه در سال ۱۳۹۲ قانون مجازات عمومی دستخوش تغییرات شد، و با توجه به این مساله که فتنه در سال ۸۸ اتفاق افتاده، بررسی جرایم عوامل موثر باید براساس قانون مجازات قبلی صورت گیرد.
براساس قانون پیشین، افرادی که در این دست از تجمعات شرکت کردند و اعمال مجرمانه همچون غارت، آتش زدن بانک‌ها و… را مرتکب شدند و در اصطلاح حقوقی «نهب» کردند و یا به مقامات دولتی از جمله رهبری و نظام به صورت خاص توهین کردند، مشمول مجازات‌های مندرج در قانون ازجمله ماده ۶۸۳ که می‌گوید «هر نوع نهب و غارت و اتلاف اموال و اجناس و یا محصولات که از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه واقع شود، اگر چنانچه محارب شناخته نشوند به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد»می‌شوند. اگر هم محارب شناخته شوند، حکمشان اعدام است.
البته تشخیص اینکه چه سنخ نهب و غارتی، محاربه است و چه سنخی نیست، با قاضی است ولی حداقلش این است که کسانی که در خیابان‌ها اموال عمومی را آتش ‌زدند، سد معبر ‌کردند و نظم عمومی را به هم ‌زدند، حداقل ۵ سال محکومیت دارند اما با توجه به شرایط کشور و با توجه به گستردگی غارت و اتلاف اموال و با توجه به قصد عرفی و نوعی که خیلی از این شرکت کنندگان در مخالفت با نظام داشتند، سردسته‌های این افراد را می‌توان به عنوان محارب شناسایی کرد.
علاوه بر نهب و غارت، مستنداتی موجود است که توهین‌هایی به مقام معظم رهبری و رئیس‌جمهور وقت از سوی فتنه‌گران صورت گرفته است. این توهین‌ها نیز عناوین مجرمانه دارد. علاوه بر ماده ۶۰۸ قدیم، که توهین به افراد عموما جرم بود، در ماده ۶۰۹ آمده «هرکس با توجه به سمت، یکی از رؤسای سه قوه یا معاونان رئیس‌جمهور یا وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی یا نمایندگان مجلس خبرگان یا اعضای شورای نگهبان یا قضات یا اعضای دیوان محاسبات یا کارکنان وزارتخانه‌ها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداریها در حال انجام وظیفه یا به سبب آن توهین نماید، به ۳ تا ۶ ماه حبس و یا تا ۷۴ ضربه شلاق و یا ۵۰ هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم می‌شود».علاوه بر این یک ماده خاص هم در قانون وجود دارد که توهین به مقام معظم رهبری بود.
مطابق قانون هر کس به امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری به نحوی اهانت کند به حبس ۶ ماه تا ۲ سال محکوم خواهد شد.جدای از این افراد، گروهی هم که در تجمعات حضور داشتند که اقدام به تخریب اموال عمومی نکردند. حضور این افراد را ذیل عنوان مجرمانه معاونت در اغتشاشات می‌توان تعریف کرد. زیرا مطابق اسناد موجود این افراد به تشویق اغتشاشگران می‌پرداختند و در آشوب‌ها مشارکت معنوی داشتند.دسته بعدی سران این جریان هستند. در مورد سران و کسانی که دعوت و تشویق به حضور و اغتشاش کردند، باید یک تفکیک بین سران داخلی و خارجی قائل شد.
سران خارجی فتنه ذیل فصل اول کتاب تعزیرات از ماده ۴۹۸ به بعد که «هرکس با هر مرامی، دسته، جمعیت یا شعبه، جمعیتی بیش از دو نفر در داخل یا خارج از کشور تحت هر اسم یا عنوان تشکیل دهد یا اداره نماید که هدف آن برهم زدن امنیت کشور باشد، در صورتی که محارب شناخته نشود به حبس از ۲ تا ۱۰ سال محکوم می‌شود» جرمشان تعریف می‌شود. به نظر می‌رسد سران منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، بهائیان و لیبرال‌ها و… به خاطر اعلام هدفشان که بر‌هم زدن نظم کشور است و بارها اعلام کردند در عاشورای ۸۸ از فتنه‌گران پشتیبانی مالی ‌کردند و شبکه تشکیل دادند، با توجه به گستردگی کارشان محاربند و حکمشان اعدام است.اما در مورد سران داخلی فتنه (موسوی و کروبی) دعوت از بدنه اجتماعی برای اردوکشی در کف خیابان‌ها و علم بر گسترده شدن آشوب‌ها و بر هم زدن امنیت ملی و همچنین با توجه به اینکه در جریانی که رهبران معنوی آن، سران داخلی فتنه بودند، بسیاری از هموطنانمان به شهادت رسیدند و خسارت جبران ناپذیری متوجه اصل نظام از سوی حامیان این جریان گردید، عنوان فقهی جرایم سران داخلی فتنه «بغی» است.
بغی در فقه یکی از مصادیق بارز جرم سیاسی است که به معنای شورش دربرابر حاکم و حکومت اسلامی، و خروج گروهی از مسلمانان بر امام عادل است. تعریف و احکامی را که فقها در کتاب‌های فقهی برای این جرم ارائه داده‌اند، محدودتر از آن چیزی است که از آیات و روایات فهمیده می‌شود و بسیاری هم در کتاب‌ها و مقاله‌های خود به ذکر همان احکام و شرایط بسنده می‌کنند؛ درحالی‌که این جرم، دایره‌ای گسترده‌تر دارد.
جرم بغی، اگرچه در غالب موارد به‌صورت گروهی واقع می‌شود، اما به‌صورت فردی هم امکان‌پذیر است. این جرم شامل تجاوز و تعدی فرد یا گروهی از مسلمانان بر فرد یا گروهی دیگر از مسلمانان، و حتی شامل دولتی مسلمان برضد دولت دیگر می‌شود که ممکن است به‌صورت مسلحانه یا غیرمسلحانه یا از روی شبهه یا غیرشبهه صورت گیرد.
در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان گفت که بغی دارای دو معنای خاص و عام است. معنای خاص آن، جرم سیاسی، و معنای عام آن، تعدی و تجاوزی است که ممکن است به جرائم دیگر بیانجامد. برای مجازات مرتکبان جرم سیاسی، به احکام مترتب بر این آیه رجوع می‌کنیم؛ اما اگر جرمی دیگر واقع شود که دارای خصوصیات گفته‌شده نباشد، برای اجرای حکم، به احکام مخصوص همان جرم مراجعه می‌شود.
انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که تحقیقا، شیرینی ها و تلخی هایی نیز در پی داشت.مهم ترین و اصلی ترین نقطه عطف و بارزترین مظهر شیرینی آن،حضور ۴۰ میلیونی و به عبارتی حضور حداکثری ۸۵ درصدی مردم در پای صندوق های رای بوده است. باید با تاسف نیز اعتراف کرد که مهم ترین جلوه تلخ کامی آن نیز، همان جنجال های بی حاصل پس از انتخابات بود که با آبروی ملت و نظام در دید جهانیان بازی کرد که قطعا ظلمی نابخشودنی خواهد بود و ضرورت برخورد با عوامل آن از دید هر منصفی بدور نخواهد بود.آنچه در این میان جالب توجه بوده این است که از سوی عده‌­ای از نخبگان که به تعبیر رهبری عزیز انقلاب دچار بی بصیرتی شدند این جریان کور،هدایت شده و مرتبا بر آتش آن دامن زده می شد که بدون شک این نیز از جلوه بسیار زشت این ماجراجویی بود که قلوب دوست داران اسلام و انقلاب را جریحه دار و دشمنان قسم خورده این ملت را شاد کام کرد.
یکی از مباحثی که در اینجا مطرح است برخورد قاطع و به تعبیر دیگر، محاکمه سران یا سایر عوامل این فتنه می باشد که برخی افراد و گروه های حقیقی و یا حقوقی آن را طرح کرده و خواستار آن هستند که به نوبه خود درخواست و توقعی بجا و منطقی خواهد اما آنچه نباید از یاد برد این است که گاه ممکن است محاکمه برخی افراد، موجبات مسائل و زحمات دیگری را فرهم آورده که در سطح داخلی و بین المللی نتوان به این زودی ها آن را جمع و جبران نمود.به تعبیر دیگر گاه در برخی شرائط بخاطر مصلحت مردم و نظام، شاید نتوان به برخی امور توسل جست بلکه تمام تلاش بر این است تا به بهترین صورت و با پرداخت کمترین هزینه بتوان آن را حل و از ماجرا جویی­های گسترده تر بدور ماند بعلاوه که نسبت به اموری از این دست باید کاملا حساب شده برخورد شود و به معنای حقیقی کلمه، روند منطقی و قانونی خود را باید طی کند تا بتوان به نتیجه مطلوب دست یافت تا دیگر این گونه حوادث تکرار نشود.
هرچند شاید بتوان در آینده بحث محاکمه را نیز از نظر دور نداشت چرا که این موضوع بعد عمومی پیدا کرده و بر اساس قوانین موجود،از سوی دادستانی کشور بعنوان مدعی العموم قابل تعقیب می باشد و در واقع، این حق مردم است که از حقوق شهروندی خود و مهمتر از آن نظام اسلامی خویش دفاع کنند و نگذارند تا برخی افراد به راحتی به منافع مادی و سرمایه های معنوی آنان تعرض و تجاوز نمایند.بطور خلاصه می توان گفت عدم محاکمه و رسیدگی قضائی سریع برخی از سران یا عوامل جریانات پس از انتخابات نه از روی مسامحه بر سر حقوق مردم، بلکه بخاطر حفظ منافع مردم و مصلحت نظام بوده و تلاش بر حل معقول آن می باشد در عین حالی که این مهم می تواند در دراز مدت و فرارسیدن شرایط لازم قابل طرح و پیگرد قانونی باشد.
در پایان توجه شما را به بخشی از بیانات مقام معظم رهبری جلب نموده که در بیانات خویش در دیدار مردم قم با تاکید برلزوم بیداری و حضور همیشه در صحنه آحاد جامعه می فرمایند : « یک نکته را هم به جوانان عزیز انقلابی، به فرزندان عزیز انقلابی خودم، به فرزندان بسیجی – از زن و مرد – عرض بکنم: جوانان از اطراف و اکناف کشور، از آنچه که تهتّک بیگانگان از ایمان دینی به گوششان میخورد یا با چشمشان می‌‌‌‌بینند، عصبانی هستند؛ وقتی می بینند روز عاشورا چگونه یک عده‌‌‌‌ای حرمت عاشورا را هتک میکنند، حرمت امام حسین را هتک میکنند، حرمت عزاداران حسینی را هتک میکنند، دلهاشان به درد می‌‌‌‌‌آید، سینه‌‌‌‌‌هاشان پر میشود از خشم؛
البته خوب، طبیعی هم هست، حق هم دارند؛ ولی میخواهم عرض بکنم جوانهای عزیز مراقب باشند، مواظب باشند که هرگونه کار بی رویه‌‌‌ای، کمک به دشمن است. اینجا جوانها تلفن میکنند – میفهمم من، میخوانم، غالباً تلفنها و نامه ها را خلاصه میکنند، هر روز می آورند، من نگاه میکنم – می بینم همین طور جوانها گله‌‌‌‌‌مند، ناراحت و عصبانی؛ گاهی هم از بنده گله میکنند که چرا فلانی صبر میکند؟ چرا فلانی ملاحظه میکند؟ من عرض میکنم؛ در شرائطی که دشمن با همه‌‌‌ی وجود، با همه‌‌‌‌ی امکاناتِ خود درصدد طراحی یک فتنه است و میخواهد یک بازی خطرناکی را شروع کند، باید مراقبت کرد او را در آن بازی کمک نکرد. خیلی باید با احتیاط و تدبیر و در وقت خودش با قاطعیت وارد شد. دستگاه‌‌‌‌های مسئولی وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هیچگونه تخطی از قانون، بایستی مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگیرد؛ اما ورود افرادی که شأن قانونی و سمت قانونی و وظیفه ی قانونی و مسئولیت قانونی ندارند، قضایا را خراب میکند.
خدای متعال به ما دستور داده است: «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی». [ سوره مائده ، ۸ یعنی ؛ «… و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید؛ عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است …» ] بله، یک عده‌‌‌‌ای دشمنی میکنند، یک عده‌‌‌‌ای خباثت به خرج میدهند، یک عده ای از خباثت‌‌‌کنندگان پشتیبانی میکنند – اینها هست – اما باید مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون هضم، انسان وارد برخی از قضایا بشود، بی‌‌‌‌گناهانی که از آنها بیزار هم هستند، لگدمال میشوند؛ این نباید اتفاق بیفتد. من برحذر میدارم جوانهای عزیز را، فرزندان عزیز انقلابی خودم را از اینکه یک حرکتی را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چیز بر روال قانون. » (بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام ۱۹ دی، ۱۹/۱۰/۱۳۸۸)
*تدبیر جذب حدأکثری بعد از فتنه ۸۸
با نگاهی به حوادث سال ۸۸ در می یابیم ایشان تلاش بسیاری انجام دادند تا در راستای سیاست “جذب حداکثری “، افراد و گروه های مختلف سیاسی در زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران باقی بمانند و به فعالیت بپردازند ولی برخی شخصیت های سیاسی ، بدون توجه به خواست ملت و رهنمودهای حضرت آیت الله خامنه ای ، فضا را به سمتی بردند که نهایتاً منجر به حذف خودشان از آینده سیاسی کشور شد.با دقت در فاصله زمانی بین انتخابات ریاست جمهوری سال۸۸ تا خلق حماسه ۹دی همان سال در می یابیم رهبری با تدبیر و نیز تبیین و شفاف نمودن فضای غبار آلود شکل گرفته سعی در آرام نمودن فضای کشور ونیز کنترل برخی عناصر استحاله شده گرفتند .
فضای جامعه گونه ای بود که تفرقه و اختلاف به صورت جدی در جامعه شکل گرفت و این اختلافات حتی به داخل نهاد خانواده ها نیز کشیده شده بود.لذا مقام معظم رهبری به درستی سعی در هدایت جامعه به سمت آرامش داشتند و در ابن فاصله نیز با تبیین امام گونه خود از حوادث جاری بسیاری از موانع را مرتفع نمودند لذا خیلی از معترضین با شفاف شدن فضا توسط ایشان ، به دوروئی و نیرنگ استکبار برای براندازی این نظام پی بردند اما عده ای از افراد فریب خورده و عامل فتنه نفاق خود را آشکار نموده و در خدمت به استکبار با تمام توان کوشیدند و در برابر فرامین ایشان سر کشی نمودند.
لذا باید اذعان نمود برنامه ریزی راهبردی مقام معظم رهبری برای شفاف‌سازی فضای غبارآلود فتنه ۸۸ در مدت ۸ ماه به گونه از سوی ایشان تنظیم شده بود که گام به گام مردم به پیش روند و با افزایش بصیرت و نیز جذب حداکثری ، زمینه برای دفع فتنه آماده گردد ؛ که نتیجه این نوع رهبری ژرف اندیشانه ایشان ، سرانجام در ۹ دی متبلور شد و شد آنچه باید می‌شد و وعده “ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم ” بر همگان عیان شد.
*رهبری و تواناسازی ملت ایران
هیچ فرد منصفی نمی تواند منکر این مهم شود که دستاوردهای نظام درعرصه هایی چون پیشرفت های هسته ای، موشکی، سلول های بنیادی، تولید داروها و واکسن های مهارکننده بیماری هایی چون ایدز و برخی سرطان ها، ترمیم ضایعات نخاعی، دستیابی به فناوری شبیه سازی، به راه افتادن نهضت تولید علم وجنبش نرم افزاری در حوزه و دانشگاه، دمیده شدن روحیه اعتماد به نفس درجوانان و جوان گرایی و… در گرو دغدغه ها و پیگیری های مستمر ایشان صورت گرفته است.
*فرهنگ سازی و ابتکار نامگذاری سال ها
از دیگر ابتکارات تاثیرگذار ایشان، نامگذاری سال ها به عناوینی همچون سال پیامبر اعظم (ص)، رفتار علوی، حماسه حسینی، سال امام خمینی، پاسخگویی مسئولان، انضباط اجتماعی، خدمتگزاری به مردم، عدالتخواهی، اتحاد ملی و انسجام اسلامی است، نامگذاری هایی که در واقع یک نوع فرهنگ سازی در جامعه اسلامی بوده است. مروری بر راهبردهای حضرت آیت الله خامنه‌ای در نامگذاری‌های سال‌های گذشته به خوبی نشان می‌دهد که معظم له در این مسیر مبتنی بر یک نقشه راه کلان، بسیاری از شاخصه‌های مهم را برشمرده‌اند که همگی مولفه‌های “فرهنگ مقاومتی” برای ساختن و رسیدن به اقتصاد مقاومتی است.

*شعار سال ‌۹۴
همه ‌ساله یک شعار محوری به تناسب شرایط و اقتضائات زمانی به ‌عنوان نقشه راه کشور از سوی رهبر معظم انقلاب اعلام می ‌گردد که نقش به ‌سزایی در پیشبرد اهداف نظام اسلامی و تحقق آرمان ‌های انقلاب اسلامی دارد.این شعار در سال جاری تحت عنوان «دولت و ملت؛ همدلی و هم ‌زبانی» اعلام گردیده که نخستین ویژگی آن، وجه تمایزی است که با سایر شعارهای گذشته دارد. شاخصه ممتاز این شعار در جنبه اجرایی و عملیاتی آن نهفته است که آن ‌را از شکل نمادین خارج ساخته و در واقع راهکاری برای تحقق سایر شعارها ازجمله اقتصاد و فرهنگ می ‌باشد.
همدلی و هم ‌زبانی دولت و ملت در عبور کشور از شرایط دشوار اقتصادی ناشی از فشار تحریم ‌ها که همه امید دشمنان کشورمان را به خود اختصاص داده است، نقش بسیار تعیین ‌کننده ‌ای دارد. این تأثیر با توافق یا عدم توافق نیز تغییر نمی ‌کند چراکه در صورت عدم توافق، ایستادگی و مقاومت مردم در تحمل برخی از تنگناهای اقتصادی حرف اول را خواهد زد و علت ‌العلل لغو تحریم ‌ها نیز همین امر خواهد بود. چنان ‌چه رئیس جمهور آمریکا اذعان کرد که فشار تحریم ‌ها در عقب ‌نشینی ایران از حق هسته ‌ای خود تأثیری نداشته است. در صورت توافق نیز رابطه مستقیمی میان استفاده از زمینه ‌ها و شرایط برآمده از نتایج کسب ‌شده با یک ‌صدایی دولت و ملت و همراهی مردم با دستگاه دیپلماسی کشورمان دارد.
مقام معظم رهبری در تبیین شعار «همدلی و هم ‌زبانی دولت و ملت» به اهداف زیر اشاره فرمودند:۱- تقویت انسجام اجتماعی و ملی ۲- کمک به دولت با توجه به چالش ‌های موجود کشور۳- توجه به حقوق دوجانبه ملت و دولت ۴- لزوم انتقاد به ‌جا و مناسب از دولت به ‌نحوی که موجب بی ‌اعتمادی ملت و اهانت به دولت نشود۵- لزوم پرهیز دولت از تحقیر و اهانت به منتقدین خود۶- متهم نکردن دولت به بهانه دغدغه داشتن و دلواپس بودن ۷- عدم نادیده گرفتن زحمات و خدمات دولت ۸- توجه دادن به قضاوت رهبری در خصوص دولت ‌ها بر اساس عملکرد آن ‌ها۹- رفع مشکلات کشور با همکاری دولت و ملت
*احیای اصل ۴۴ قانون اساسی
از دیگر ابتکارات ایشان، احیای اصل ۴۴ قانون اساسی است که کارشناسان از آن به عنوان یک انقلاب و جهش اقتصادی نام می برند. با اجرای اصل ۴۴، از تصدی گری دولت در مناصب اقتصادی کاسته شده و بخش خصوصی و تعاونی ها، چرخه تولید و تجارت کشور را به حرکت در خواهند آورد.
*اعتماد به مردم
یکی دیگر از ویژگیهای بارز رهبری برای مهار بحرانها ، اعتماد ایشان به مردم و نیز تبئین دقیق حوادث و بحرانها برای مردم می باشد که وجه بارز آن خطبه های مقام معظم رهبری است که گامی بزرگ برای مدیریت بحرانهاست.خطبه های تاریخ ساز ایشان نقش مهم و حیاتی در حل مشکلات جامعه ایفا نموده است , لذا باید از خطبه ایشان دربعد از رحلت امام(ره) در تیر ماه ۶۸ و نیز خطبه ایشان در مذمت دنیا گرائی و مباحثی در مورد عبرتهای عاشورا در ۱۸ اردیبهشت ۷۷و خطبه ایشان در برهه قتلهای زنجیره ای در ۱۸ دی ماه ۷۷و همچنین خطبه معروفشان در حوادث کوی دانشگاه در۸مرداد۷۸و نهایتأ خطبه طوفانی ایشان در ۲۹ خرداد ۸۸ را جزو خطبه های تاریخ سازواز مهمترین ویژگیهای ایشان در مدیریت بحرانها به شمار آورد.
*تبیین امور
مدیریت مقام معظم رهبری در مواجه با فتنه ۸۸ و نیز نقش بی نظیر ایشان در حفظ این نظام و نیز نقش بی نظیر ایشان در خلق حماسه ، جزو شاهکارهای مدیریتی مقام معظم رهبری بوده است ، خلق حماسه ای که به یک تعبیری باید آن را به عنوان انقلابی در داخل نظام اسلامی علیه خائنین داخلی و دشمنان خارجی دانست که با این حرکت عظیم مردمی ، کشور از تهاجمات رسانه ای و عملیاتی مزدوران استکبار جهانی به سلامت عبور کرده و نظام دوباره به آرامش مد نظر خود دست پیدا کرد.با بیان مذکور نمی شود و نباید از نقش مقام معظم رهبری در مدیریت این بحرانها به سادگی گذشت.
*حوزه سیاست خارجی ؛ رهبری و مدیریت عزت مندانه در مناسبات بین الملل
در حوزه سیاست خارجى است. گفته مى‏شود درک تهدید، نقش محورى در نوع واکنش و تصمیم دارد و در واقع درک تهدید، متغیرى میانجى بین حادثه یا رویداد و واکنش نسبت به آن به‏‌شمار مى‌‏آید.
هر قدر درک و تشخیص رویدادها و روندها واقعى‏تر و هوشمندانه‏‌تر باشد، واکنش‏هاى اتخاذشده درست‏تر و مثبت خواهد بود. رهنمودها و هشدارهاى به‏‌موقع رهبر معظم انقلاب نسبت به تهدیدات و روندهاى سیاسى، نقش حیاتى در عبور موفقیت‌‏آمیز از بحرانها داشته است.
این موضوع در داخل و هم در خارج مصداق دارد. هشدار رهبرى در خصوص شبیخون فرهنگى در اوایل دهه ۱۳۷۰، افشاى سناریوى یلتسینى‏‌کردن ایران (فروپاشى از درون)، افشاى سیاست‏هاى پنهان آمریکا در خاورمیانه، هشدار نسبت به سناریوى اختلاف‏افکنى بین اقوام و مذاهب ایرانى از یک سو و راه‏انداختن جنگ شیعى و سنى از سوى دیگر، بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام‏هراسى و اسلام‏ستیزى غرب و… نمونه‏‌هایى از درک سریع و به‏‌موقع تهدیدات و واکنش مناسب نسبت به آن بوده است.
آیت الله خامنه ای در سطح مناسبات خارجی با حفظ استقلال به صورت عزت مندانه از منافع و مصالح ملی حمایت کرده است. به لحاظ استقلال و خود اتکایی همواره الگویی قابل قبول برای استقلال خواهان و مسلمانان مطرح است. حمایت ایران از حقوق فلسطین و مقابله با سیاست های شرور و توسعه طلبانه آمریکا و شرکای آن اندیشه و فکر درست مقاومت را در جهان اسلام رهبری می کند برای ایران الگو شدن نسبت به مسلمان یک ارزش بزرگ به حساب می آید. هنگامی می تواند وضعیت مناسب الگو شدن را تثبیت و نهادینه کند که با تکیه بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت در برابر زیاده خواهی های استکبار مقاومت نماید و از محرومین و مظلومین جهان حمایت کند، طبعا بدون دقت و رعایت مصالح و منافع ملی و جهانی اسلام نمی توان الگوی مناسب قرار گرفت.
به گونه ای بهانه برای زورگویان بین المللی فراهم نشود. و از سوی دیگر فطرت و اندیشه سالم بشری موضع و دیدگاه ایران را صحیح و درست تلقی کند.ایران اسلامی به رهبری حضرت آیت الله خامنه ای توانسته است با مقاومت صحیح و مناسب در مقابل زیاده خواهان زورگو بایستند و از طرفی دیگر ادبیات مقاومت به طرزی دلنشین و دلپذیر است که فطرت و طبع انسان را مجذوب خود می سازد به همین جهت آمریکا از مقابله با ایران عاجز می آید. بدون تردید روش مقاومت یک اصل بزرگ و ارزشمندی است که با آن می توان مقاومت را حفظ و نهادینه کرد و از سوی دیگر طرفدارانی زیادی در سطح بین الملل پیدا کرد.بر این اساس می توان گفت که رهبری حضرت آیت الله خامنه ای موفقیت آمیز، تحول انگیز، و پیشرونده بوده است و بحمد الله توانسته است به بهترین صورت کارویژه ها و وظایف اصل رهبری را که همان مدیریت کلان انقلاب و نظام اسلامی انجام داده و ضمن راهبری صحیح آن در جهت تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی، از انحراف آن در فراز و نشیب ها و امواج سهمگین زمانه، جلوگیری نماید.
* دستاوردهاى بى‏ نظیر سیاست خارجى ایران‏ در دوران امام خامنه ای
واقعیت امر این است که موقعیت جمهورى اسلامى ایران در طى سال‏هاى اخیر به‏شدت تحکیم یافته و در کلاس‏بندى قدرت به رتبه‏هاى بالایى دست یافته است. در این‏جا به برخى از آن‏ها اشاره مى‏ شود:
۱- افزایش اقتدار و نفوذ ایران؛ یکى از دستاوردهاى مهم هدایت‏ها و رهنمودهاى خارجى رهبر معظم انقلاب، افزایش اقتدار و نفوذ ایران است. اکنون اکثر مقامات سیاسى و نظامى غرب بر این باورند که جمهورى اسلامى ایران قدرت بلامنازع در خاورمیانه است.
رومانو پرودى نخست‏وزیر سابق ایتالیا در مصاحبه با روزنامه مصرى اخبار الیوم گفت که ایران کشور کلیدى در صحنه سیاسى خاورمیانه است. همین موضع را خاویر سولانا معاون هماهنگ‏کننده سابق سیاست خارجه اتحادیه اروپا مطرح کرد مبنى بر این‏که ایران در جریان بازى قدرت این‏قدر برگ برنده در دست دارد که به یک قدرت درجه اول در جهان تبدیل شود. مسلماً این نفوذ و قدرت جنبه سخت‏افزارى ندارد بلکه این نفوذ و اقتدار ناشى از منابع معنوى و دیپلماتیک هوشمندانه ایران و مواضع شجاعانه و عدالت‏خواهانه و اسلام‏خواهانه در منطقه است که افکار عمومى منطقه را در سطوح توده‏اى و نخبگى به خودش جذب و جلب کرده است.
مؤسسه سلطنتى امور بین‏الملل انگلیس در گزارشى با عنوان ایران، همسایگان و بحرانهاى منطقه‏اى نوشت: آمریکا براى جلوگیرى از افزایش قدرت منطقه‏اى ایران به همسایگان آن متوسل شده است. اما ایران با موفقیت در روابط خود با کشورهاى همسایه حتى آن دسته از کشورهاى عربى و سنى‏مذهب که از نفوذ آن بیم دارند، سود جسته و به موقعیت قابل توجهى در منطقه رسیده است.
با این حال اکنون هیچ مقامى و تحلیل‏گرى وجود ندارد که به قدرت و نفوذ ایران اذعان نکرده و معتقد به این نباشد که کلاس‏بندى قدرت در خاورمیانه به‏طور بنیادى به‏هم خورده است و ایران در رأس هرم قدرت منطقه‏اى قرار گرفته است. در واقع بر اثر وجود چنین واقعیتى است که آمریکا تن به مذاکره با ایران را براى برون‏رفت از چالش عمیق در عراق داد و اساساً جنبش مذاکره با ایران در داخل آمریکا که اوج تجلى آن‏را در مناظره‏‌هاى کاندیداهاى ریاست جمهورى آمریکا مشاهده کردیم، ناشى از افزایش اقتدار و نفوذ ایران است و شکى نیست که این نفوذ بر اثر درایت و خردورزى رهبر فرزانه انقلاب بوده است و گرنه در صورت تداوم سیاست تساهل و تسامح و یا در صورت اعمال دیدگاههاى برخى از جریانات سیاسى میانه‏رو یا اصلاح‏طلب هرگز چنین موقعیتى نصیب ایران نمى‏‌شد.
۲- تبدیل ‏شدن ایران به یک کشور شکست‏ ناپذیر و مقاوم؛ هدایت و مدیریت رهبر معظم انقلاب در عرصه سیاست خارجى که خود تداوم‏دهنده مشى اصولى و شجاعانه امام راحل بوده است، کشور ایران را به یک دژ مستحکمى تبدیل کرد که هر قدر ضربه به آن زده مى‏‌شود، قوى‏‌تر مى‏‌گردد.
اکنون اعتراف صریح مقامات ارشد و استراتژیست‏هاى کشورهاى جهان از جمله غرب است که استحکام ایران نسبت به گذشته و ابتداى انقلاب فوق‏‌العاده افزایش یافته است. هفته‌‏نامه آمریکایى تایمز طى گزارشى با توجه به یافته‏هاى کمیته مطالعات بیکر همیلتون نوشته بود که ایران به محکمى در سنگر خود قرار گرفته و به‏‌ هیچ‏‌عنوان در معرض تغییرات بنیادین انقلاب قرار ندارد. (روزنامه جمهورى اسلامى ۱۳/۱/۸۵)
به‌‏واسطه چنین شرایطى، پروژه حمله نظامى (چه تمام‏‌عیار و چه نقطه‏‌اى) آمریکا یا رژیم صهیونیستى براى همه امرى نشدنى و اساساً غیر خردمندانه تلقى شده است. هرگاه طرح اقدامات نظامى در رسانه‏‌ها اوج گرفت، همه شاهد بودیم که رهبر معظم انقلاب با تمام صلابت پاسخ قاطعى را مى‏‌دادند.
معظم‌‏له همان‏طورکه در گذشته از جمله در سال ۱۳۷۰ اعلام کرد که به حول و قوه الهى اعتقادم از بن دندان این است که آمریکا اگر تمام نیروهایش را براى ضربه‏زدن به این انقلاب بسیج کند، هیچ غلطى نمى‏تواند بکند. (۲۸/۶/۷۰) در سالهاى اخیر نیز با همان صلابت اعلام کردند که اگر دشمنان تعرضى به خاک ایران بکنند، تمام منافع آن‏ها در سراسر جهان هدف قرار خواهد گرفت. این نوع موضعگیرى در واقع ناشى از قدرت و توانایى‏هاى جمهورى اسلامى ایران از یک‏سو و ضعف و پوشالى بودن ابهت قدرت‏هایى مثل آمریکا است.
چنان‏که ریچارد هاوس رئیس شوراى روابط خارجى آمریکا تصریح کرد گزینه تغییر رژیم ایران (چه سخت و چه نرم) تحقق‏یافتنى نیست. به‏همین‏ترتیب نتیجه صلابت و استحکام جمهورى اسلامى است که شاهد تغییرات پى‏درپى سیاست‏هاى غرب علیه ایران هستیم.
۳- شکسته‏ شدن مجدد ابهت آمریکا و متحدینش؛ دیپلماسى هدایت‏شده توسط رهبر معظم انقلاب، راهبردها و سیاست‏هاى آمریکا در منطقه را با شکست سختى مواجه ساخت.
این سخن ریچارد هاوس شنیدنى است که در مجله فارین افرز نوشته شد: با جنگ اول خلیج فارس، عصر آمریکایى در خاورمیانه آغاز شد اما با جنگ دوم، شاهد پایان عصر آمریکایى هستیم. در واقع مدیریت منطقه‏اى ایران که با رهنمودهاى مقام معظم رهبرى صورت گرفته، تمام طرحهاى این کشور را در خاورمیانه با شکست مواجه ساخت به‏گونه‏اى‏که مادلین آلبرایت وزیر خارجه اسبق آمریکا به کاخ سفید اعلام کرد: ایران قدرت اول منطقه است و آمریکا باید بداند که کلید حل معماى خاورمیانه، به‏ویژه عراق در دست ایران است. درخواست آمریکا براى مذاکره با ایران در شرایطى رخ داد که همه به ضعف و ذلالت آمریکا پى برده و رادیکالهاى جامعه آمریکا این اقدام را سرافکندگى بزرگ نام نهادند. در همین حال ایران با تدبیر مقام معظم رهبرى درخواست مذاکره با آمریکا را به‏خاطر وضعیت شیعیان عراق و پیشنهاد آن‏ها در اوج اقتدار پذیرفت.
۴- تعمیق منطقه ژئواستراتژیک ایران؛ سیاست حمایت از نهضت‏هاى رهایى‏بخش و کمک به مسلمانان از تأکیدات جدى رهبر معظم انقلاب بوده است، به‏‌عنوان نمونه معظم‏‌له در سال ۸۰ فرمودند: دفاع از مظلوم، همیشه یک نقطه درخشان است. کنارنیامدن با ظالم، رشوه‏نپذیرفتن از زورمند و زرمند، پافشردن بر حقیقت، این‏ها چیزهایى است که هیچ‏وقت در دنیا کهنه نمى‏شود، این‏ها را باید دنبال کنیم، اصول این‏هاست. (۱۶/۸/۸۰) این سیاست که با امام راحل شروع شده و جزء اصول و ارکان قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران (اصول ۲ و ۳ و ۱۱ و ۱۵۲ و ۱۵۳ قانون اساسى) مى‏باشد، توسط رهبر معظم انقلاب با تمام قوت پیگیرى شد و اکنون ثمره آن‏را ملاحظه مى‏‌کنیم.
اتفاقى که در لبنان و فلسطین، عراق و افغانستان و… رخ داده است، نتیجه استقامت در پیگیرى این اصول از سوى رهبرى انقلاب بوده است. تأکید اخیر از این بابت است که در سالهاى گذشته کسانى بودند که با چنین رویکردى مخالفت مى‏ورزیدند. با این حال این سیاست با وجودى که ریشه در اصول و باورهاى اسلامى و انقلابى دارد، نتایج ژئواستراتژیکى نیز براى ایران داشته است. این سیاست، مناطق ژئواستراتژیک ایران را توسعه داد. منطقه ژئواستراتژیک منطقه‏اى است که یک بازیگر در خارج از محیط ملى خود تعریف نموده و با ایفاى نقش مؤثر در آنجا و ایجاد مشکل براى رقباى خود، توجه ایشان را از عطف به مسایل داخل خویش منحرف ساخته و یا حداقل شدت آن‏را تخفیف مى‏دهد.
*نقش رهبرى در تحولات منطقه‏ و موج بیداری اسلامی
منطقه خاورمیانه از دیرباز مهد تحولات سرنوشت‏سازى بوده است. بى‏تردید بخش عمده‏اى از این تحولات، متأثر از انقلاب اسلامى و سیاست‏ها و عملکرد جمهورى اسلامى ایران مى‏باشد. در این میان شخصیت مقام معظم رهبرى به‏عنوان سکاندار انقلاب اسلامى و رهبر و تئورى‏پرداز و تصمیم‏ساز نظام، نقش بى‏بدیلى داشته است؛ نقشى که متأسفانه در گیرودار هجمه تبلیغاتى دشمنان، آن‏چنان‏که بایسته و شایسته است، مورد بازخوانى و تبیین قرار نگرفته است. الف: مقاومت اسلامى؛ مقوله مقاومت اسلامى به‏عنوان یکى از شاخصه‏ها و ارکان انقلاب اسلامى، در نگاه نافذ مقام معظم رهبرى جایگاه ویژه‏اى دارد.
نگاه معظم‏له به مقاومت، یک نگاه اعتقادى و قرآنى است، بدین‏معنا که مقاومت در راه حق، متضمن تحقق وعده‏هاى الهى و پیروزى جبهه حق در برابر لشکریان باطل است. از طرفى جمهورى اسلامى ره‏توشه‏اى سترگ از تجارب مقاومت چندین‏ساله چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب، در اختیار دارد و رهبر انقلاب اسلامى بر این باور است که این تجارب راهگشاى ملل منطقه خواهد بود. بر همین اساس معادله مقاومت در منطقه، با کمک جمهورى اسلامى تغییر یافت و تبدیل و ارتقاء سنگ در دست فلسطینیان به «موشک جواب موشک » در غزه و سایر مقاومت‏هاى اسلامى در برابر اشغالگران، الهام از انقلاب اسلامى بود.
مقاومت اسلامى در سطح منطقه در دو عرصه نمود بیشترى یافته است: نخست مقاومت اسلامى لبنان که با محوریت حزب الله به مبارزه با اشغالگرى اسراییل برخاست و شکست‏هاى سختى را به ارتش اسطوره‏اى رژیم صهیونیستى تحمیل کرد. نماد دوم در صحنه فلسطین تجلى یافت که با ظهور گروه‏هایى چون حماس و جهاد اسلامى، مبارزات تاریخى مردم فلسطین را در برابر اشغالگران صهیونیستى، وارد مرحله جدیدى نمود. رهبر انقلاب اسلامى روند مقاومت اسلامى در اراضى اشغالى را به دقت رصد نموده و در مقاطع مهم و سرنوشت‏سازى همچون شکل‏گیرى روند سازش (نشست مادرید، توافق اوسلو)، عقب‏نشینى ارتش صهیونیستى از جنوب لبنان، برافروخته‏شدن انتفاضه اول و دوم فلسطین، جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگ ۲۲ روزه غزه در قالب سخنرانى یا صدور پیام، به ارائه دیدگاه‏هاى راهبردى خود پرداخته و مواضع اصولى نظام را نسبت به این روند تبیین نموده ‏اند.

*الهام بخشی والگوسازی جمهوری اسلامی
از نگاه رهبر انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی به عنوان پیش قراول بیداری اسلامی در سطح منطقه که هم آزمون انقلاب و هم آزمون حکومتداری را با موفقیت پشت سر گذارده و تجارب ارزنده ای در دست دارد، می تواند به ملت های انقلابی الگو ارائه دهد. در مقوله الگودهی، رهبر انقلاب بر روی دو موضوع مهم تکیه کرده اند: یکی قانون اساسی و دیگری کارنامه‌ موفقیت هاى علمى و اقتصادى و سیاسى و نظامى جمهوری اسلامی ایران. شالوده نظام ایران مردم سالاری دینی است و بر این اساس توصیه رهبری به ملت های انقلابی آن است که در روند دولت سازی به این دو اصل مهم (اسلامیت و جمهوریت) توجه کنند.نکته قابل توجه در الگوسازی جمهوری اسلامی آن است که این الگودهی لزوما به معنای ارائه نسخه ای عینی از نظام ولایت فقیه نیست.
به اعتقاد رهبر معظم انقلاب ولایت فقیه یک استنباط شیعی است و چون اکثریت جهان عرب اهل سنت هستند می توانند استنباطات خاص خود را از مذاهب خود مبنی بر مردمسالاری دینی ارائه کنند. مهم آن است که جوهره و روح حاکمیت، دینی و بر اساس آموزه های قرآن و شریعت بوده و الگوهای غربی و التقاطی به کشورهای مسلمان تحمیل نشود.در عین حال رهبر انقلاب نسبت به شائبه ها و اتهاماتی که علیه جمهوری اسلامی ایراد می شود واقف بوده و لذا خطاب به مصری ها فرموده اند: برادران و خواهران عزیز؛ اینها تجربیات ما است، من به عنوان برادر مسلمان شما و از سر تعهد دینی، آن را با شما درمیان گذاشتم. بوق های تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند کرد که ایران می خواهد دخالت کند، می خواهد مصر را شیعه کند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر کند و…
*بررسی جایگاه رهبری در هندسه‌ی نوین جهانی
مقام معظم رهبری بارها نظم مستقر بین‌المللی را به چالش کشیده‌اند. از نظر ایشان، نشانه‌های بروز نظام نوین چندوجهی در مقابل نظام یک‌جانبه‌گرایی سلطه،‌ اکنون برجسته است؛ زیرا هندسه‌ی غلط بین‌المللی موجود از ساختارهای معیوب، منسوخ، ناعادلانه و غیردمکراتیک تشکیل شده است که نیازمند بازنگری است. در واقع نظم بین‌الملل جهانی در دهه‌های اخیر بیشتر دستخوش انواع تحولات شده است که همگی حاکی از ناراضی بودن اکثر بازیگران بین‌المللی از وضع موجود و نظم مستقر است. تحولات سال‌های اخیر در خاورمیانه و دنیای اسلام نیز حکایت از اعتراض به نظم مستقر به رهبری آمریکا دارد. ایدئولوژی‌های گذشته و حال، مطابق با نیازهای امروز بشر نیست و بسیاری از ملت‌ها در پی تغییرات اساسی هستند. این نشان می‌دهد که هندسه‌ی جدید جهانی در حال شکل‌گیری است. نظام جمهوری اسلامی ایران، بر اساس دیدگاه و بیانات رهبری، مؤثر در این هندسه‌ی نوین جهانی است.بر اساس بیانات رهبری یکی از فاکتورهای هندسه‌ی نوین جهانی، توجه به خداوند متعال است. نشانه‌ى بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لایزال الهى و تکیه‌ى به وحی.
بشر امروز، که به علت سیاست برخی از کشورها غرق در لذایذ مادی شده است، در درون خود نوعی خلأ را احساس می‌نماید. ره‌آورد چنین سیاست‌هایی برای بشر امروز یا پوچ‌گرایی (Nihilism) بدون ارزش‌های اخلاقی و معنوی درونی است یا غرق ماندن در امور مادی و ظاهری.اما در مقابل، دهه‌هاست که جمهوری اسلامی ایران و رهبری بر توجه به خدا به عنوان تنها راه درمان تأکید نموده‌اند. در هندسه‌ی نوین جهانی، بسیاری از ملت‌‌ها در پی بازگشت به خداوند، دین و مذهب هستند. اعتراضات درونی و بیرونی به سیاست‌های دولت‌های غربی، موج بیداری اسلامی و استقلال و تأکید ملت ایران بر حقوق خود بدون ترس و واهمه از تهدیدها و غیره، بیانگر تغییر وضع موجود در آینده‌ی نزدیک است که خداوند و امور دینی به جایگاه واقعی خود بازخواهد گشت. موج بیداری اسلامی اکنون کشورهای عربی را درنوردیده است و هر روز گستره‌ی آن افزایش می‌یابد. اگرچه کشورهای غربی سعی دارند با فشار و نفوذ، این موج را از مسیر اصلی خود منحرف نمایند، اما این واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است که خواست و اراده‌ی ملت‌ها را به راحتی نمی‌توان منحرف کرد.
به همین علت، مقام معظم رهبری، با حساسیت ویژه‌ای از پیچ تاریخی سخن گفتند، زیرا به این امر واقف بودند که کشورهای غربی اگر بتوانند اراده‌ی دولتمردان کشورهای دستخوش تحول را آن گونه که می‌خواهند جهت دهند، اراده‌ی ملت‌ها آن گونه که امروز هست باقی خواهد ماند و در آینده غالب خواهد شد. ایشان به صراحت اعلام نمودند که: «یک پیچ تاریخی جلو بشریت گذاشته شد یعنی روند به سمت مادیگرایی بود و یک پیچ به سمت معنویت داده شد” در گذشته به سمت مادیگرایی پیش می رفت ولی یکی از برکات حضرت امام(ره)،انقلاب اسلامی و شهدا این بود که نه تنها حاکمیت دین را در جامعه برپا کردند بلکه جهان را به سمت خدا پیش بردند.».
هندسه‌ی نوین جهانی با سرکوب دیکتاتوری‌ها، در دو عرصه‌ی داخلی و بین‌المللی، همراه خواهد شد. دیکتاتورهایی که اکنون زمام امور را در کشورهایشان در دست دارند، در پیچ تاریخی سقوط خواهند کرد و در هندسه‌ی نوین، جایگاهی نخواهند داشت.
*امام خامنه ای نظریه پرداز تئوری مردم سالاری دینی
صیانت از آرای مردم و حفاظت از حقوق و آزادی های مشروع آنان در برابر خود محوری ها و خودکامی های گروههای سیاسی و دفاع از اقلیت در برابر سلطه گری اکثریت، از دیگر هنرهای بی بدیل رهبری است که مانع تمرکز قدرت در یک شخص یا نهاد یا جریان خاص سیاسی شده است، حادثه ای که بنیان آن دربرهه هایی از تاریخ انقلاب توسط حزب کارگزاران و سپس حزب مشارکت پیچیده شد، اما با انگشت اشاره رهبری در هم پیچید.
ارائه تعاریف جدیدی از دمکراسی، مردمسالاری، حقوق بشر، جامعه مدنی و …، که در سایه هوشمندی رهبر معظم انقلاب به دست آمده است، هجمه نظری و ایدئولوژیک شیفتگان نظام لیبرال دمکراسی را به یک فرصت تازه برای نظام اسلامی تبدیل کرد تا از بطن آن مفاهیم بلندی چون مردمسالاری دینی، جامعه مدنی نبوی و اصولگرایی اصلاح طلبانه، در خدمت تحکیم مبانی انقلاب اسلامی خلق شود.
مروری گذرا برفراز و نشیب ها و تهدید و توطئه های صورت گرفته در هجده سال گذشته، گواهی براین مدعاست که حجاب معاصرت باعث گردیده تا تنها «نمی از یم» ویژگی ها و ظرفیت های شگرف حضرت آیت الله خامنه ای را با پوست و گوشت خود احساس کرده باشیم.تسلط و احاطه بی نظیر معظم له براموری همچون مسایل نظامی، تهدیدات دشمنان، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، نیازهای نسل جوان، مطالبات و نیازهای دانشگاهها، بایسته های حوزه های علمیه، شناخت دغدغه های نیروهای انقلاب و درک شایسته از بایسته های نظام اسلامی و… باعث گردیده تا حتی بدخواهان نظام نیز از این همه وسعت و جامعیت و احاطه ایشان بر امور، گاه ناخواسته لب به تمجید و تجلیل بگشایند.
*راه اندازی نهضت نرم افزاری و نهضت تولید علم از سوی رهبری
طرح مسئله نهضت نرم افزاری و نهضت تولید علم از سوی مقام معظم رهبری را می توان در راستای تولید بهینه ی ساختارهای مورد نیاز دولت اسلامی عنوان کرد محصول نهایی این نهضت تولید نوعی از الگوهای عملگرایانه و کارشناسی است که توان تصمیم گیری تصمیم سازی و اجرا را در ارتباط با موضوعات مختلف اجتماعی و در سطوح متفاوت (خرد کلان توسعه ) بالا برده و امکان برنامه ریزی را از طریق آسیب شناسی هدایت و کنترل قابلیت های ملی را برای دولتمردان نظام و در راستای تحقق آرمان های انقلاب اسلامی فراهم سازد. از این رو نهضت نرم افزاری را باید شاهراه دستیابی به دولت کریمه اسلامی و در نهایت ساخت و ایجاد تمدن اسلامی دانست .
در ادامه برخی از بیانات مقام معظم رهبری در مورد جنبش نرم افزاری ارائه می گردد :«امروز عده ای با یاس پراکنی در محیطهای علمی سعی دارند توانایی عظیم این ملت را زیر سوال برند. خوشبختانه باتوجه به همه مشکلات و تجربیات تاریخی تاریخ و تمدن این سرزمین و پیشرفت های ۲۶ سال اخیر ثابت می کند که ملت بزرگ ایران قادر است در تولید و نوآوری علمی نیز به مرزهای تازه ای دست یابد.
زمانی که جنبش نرم افزاری یا تولید علم به معنای خروج علم از حالت تقلیدی و ترجمه یی مطرح شد ضرورت بکارگیری و حضور خلاقیت ها و نقش نوآوریهای جوان در این نهضت بخوبی قابل درک نبود اما اینک که همه محیطهای دانشجویی و دانشگاهی و همه احساسات و علائق علمی استاد دانشجو محقق و پژوهشگر از جنبش نرم افزاری حمایت می کند و این مجموعه باور به وجود آمده است تا این باور پشتوانه و حرکتی ماندگار و پایدار را رقم زند .» (مقام معظم رهبری ۱۳۸۵ )مقام معظم رهبری، از برکات انقلاب اسلامی را زنده کردن روحیه ابتکار و خلاقیت علم و فناوری می دانند.
ایشان در این رابطه می فرمایند: «قدرت علمی، پایه های قدرت های اقتصادی، نفوذ فرهنگی و… است.» ایشان به جوانان تاکید می کنند که هر چه می توانید علم بیاموزید و آن را در حد اعلادنبال کنید.حضرت آیت الله خامنه ای ضمن معرفی و تبیین اهمیت جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم می فرمایند: «ما می خواهیم عقب ماندگی علمی مان را جبران کنیم و این باید خواسته ای همگانی و ملی شود، باید فرهنگ تولید را جایگزین فرهنگ مصرف نماییم و از بدعت و نوآوری در وادی علم، بیمناک نباشیم.»
*تدوین سند چشم انداز ۲۰ ساله
آینده‏نگرى و پیگیرى‏هاى مستمر و مستدام ایشان باعث گردید مسؤولان نظام، سندى به عنوان سند ۲۰ ساله را تدوین نمایند که بر اساس آن، نظام اسلامى در سال ۱۴۰۴ هجرى خورشیدى باید در زمینه علمى، فناورى و اقتصادى به قدرت اول آسیاى جنوب غربى (خاورمیانه، آسیاى میانه و قفقاز) تبدیل گردد.رهبر مدیر و مدبّر انقلاب، در امتداد تصمیمات بدیع و شجاعانه خود برای‏الزام دولت به خروج از روزمرّگی و حرکت در چارچوب یک استراتژی کاملاًشفاف و عملی، در آغاز دومین دوره ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی،ضرورت تهیه چشم‏اندازی که افق بیست ساله نظام جمهوری اسلامی ایران را به‏نمایش گذارد، گوشزد و برابر اصل ۱۱۰ قانون اساسی، ایشان را موظف به‏پیگیری آن، فرمودند؛ که خوشبختانه با تلاش کارشناسان دولت، اعضای‏مجمع تشخیص مصلحت نظام و یک کمیته ۴۰۰ نفره متشکل از کارشناسان‏‌ارشد مسایل گوناگون و در نهایت توصیه‏‌ها و نقطه‌‏نظرات هوشمندانه و کاربردی‏رهبری نظام، سرانجام این تلاش به ثمر نشست و از سوی معظم له، به مراکزاجرایی کشور ابلاغ شد.
اجرای دقیق سند چشم‏انداز که پس از قانون اساسی، مهم‏ترین سندجمهوری اسلامی محسوب می‏شود، نظام اسلامی را پس از ۲۰ سال در سال‏۱۴۰۴ به قدرت برتر در سطح منطقه آسیای جنوب غربی (آسیای میانه،قفقاز، خاور میانه) تبدیل خواهد کرد.ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه‏با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‏بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثردر روابط بین‏الملل، امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعی مبتنی بر بازدارندگی‏همه‏جانبه و پیوستگی مردم و حکومت، برخوردار از سلامت، رفاه، امنیت‏قضایی، تأمین اجتماعی، فرصت‏های برابر، توزیع مناسب درآمد، نهادمستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعیض و متعهد به انقلاب و نظام‏اسلامی و شکوفایی ایران و مفتخر به ایرانی بودن.براساس تدابیر مقام عظمای ولایت، دولت‏ها موظفند برنامه‏های پنجساله‏توسعه را براساس مفاد و روح کلی حاکم بر این سند تدوین و عملیاتی نمایند.ایشان در فرازی از پیام نوروزی سال ۸۴ که سال شروع سند چشم‏انداربیست ساله نظام بود به مسئولان کشور تأکید فرمودند:در سالهای اول لازم است زیرساختهای این چشم‏اندازِ مهم و سازه‏ها وسازوکارهای آن، آنچنان تنظیم و چیده شود که بتوان براساس آن، این بنای‏مستحکم را بالا برد؛ و ان شاء الله برای آینده کشور و ملت جاده‏ای هموار برای‏پیشرفت فراهم نمود.
*سیره حسنه رهبری در بدرقه دولت‌ها
آخرین دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت دهم با رهبر معظم انقلاب، نسبت به دیدارهای قبلی حال و هوای دیگری داشت. نگاه پدرانه رهبری به مسئولانی که ممکن است آخرین روزهای خود در پست وزارت یا معاونت را بگذرانند، در اخبار و تصاویر این دیدار قابل‌مشاهده است.آخرین دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت دهم با رهبر معظم انقلاب، نسبت به دیدارهای قبلی حال و هوای دیگری داشت.
نگاه پدرانه رهبری به مسئولانی که ممکن است آخرین روزهای خود در پست وزارت یا معاونت را بگذرانند، در اخبار و تصاویر این دیدار قابل‌مشاهده است.آخرین دیدار رهبری با دولت دهم، دیداری بود که در خصوص دولت‌های قبلی نیز وجود داشت و رهبر معظم انقلاب در پایان مأموریت دولت آقایان هاشمی و خاتمی نیز با نگاه پدرانه خود، آن دولت‌ها را بدرقه فرمودند. سیره حسنه رهبر حکیم انقلاب هنگام پایان مأموریت دولت‌ها که خاطرات آن در تاریخ موجود است، نوعی تقدیر و تشکر رهبری از دولت‌ها خصوصاً رئیس دولت است. حال آنکه ممکن است در دیدارهای پیش از آن، رهبر معظم انقلاب تذکرات یا هشدارها و حتی اخطارهایی را به دولتی‌ها داده باشند، اما ایشان در دیدار آخر با سه دولت گذشته همچون یک پدر که بر خطای فرزندان چشم‌پوشی کرده، با کشیدن دست نوازش بر سر آنان، سعی می‌کنند دیگران را به مسیری دعوت کنند که با کنار گذاشتن اختلافات، به دولتی که روزهای پایانی خود را می‌گذراند، به جای طعنه و کنایه، خسته نباشید بگویند.نگاهی به اخبار و تصاویر آخرین دیدار رهبر معظم انقلاب با دولت آقایان هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد حاکی از وجوه مشابهی است که رهبری در بدرقه دولت‌ها رعایت می‌فرمایند و از جمله آن قدردانی پدرانه است.
این در حالی است که در جامعه ما پس از پایان عمر هشت ساله هر دولت، یک موج منفی علیه رئیس‌جمهور و کابینه وجود دارد که نکات مثبت دولت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در میان یکه‌تازی این موج منفی در رسانه‌ها و ذهنیت جامعه، رهبر انقلاب همواره شرط انصاف را لحاظ می‌کنند و در پایان عمر دولت‌ها در جلسه خداحافظی با رؤسای جمهور وقت، از خدمات و ویژگی‌های مثبت آنها تقدیر می‌کنند تا فضای اجتماعی به سمت تلطیف شدن حرکت کند.
*پیشرفت های هسته ای در پرتو رهنمودهای رهبری
دستاوردهاى گسترده ایران در عرصه هسته‌‏اى، از تأسیس مراکز هسته‌‏اى اصفهان، نطنز، اراک، بندرعباس، فردو و تولید نسل‏هاى دوم، سوم و… سانتریفیوژ غنى‏‌سازى‏اورانیوم، ساخت مرکز آب سنگین اراک و… نمادى از قابلیت‏ها و ظرفیت‏هاى بالاى نسل جوان ایرانى است که نشان داد هنگامى که اراده یک ملت آزاد و مستقل بر امرى تعلق گیرد، انحصارات و موانع فیزیکى و روانى نظام‏هاى سلطه قادر به شکست اراده ملت‏ها نخواهند بود. پیشرفت ایران در عرصه فناورى صلح ‏آمیزهسته‏‌اى امروز به مرزى رسیده است که قدرت‏هاى سلطه جو که زمانى اصرار بر توقف کامل این فعالیت‏ها داشتند، امروز حتى از این موضع خود نیز عقب نشسته ‏اند.
در شرایطى که جمهورى اسلامى ایران تنها هدف خود از غنى ‏سازى اورانیوم را تولید سوخت اتمى مورد نیاز براى نیروگاه‏هاى اتمى و مصارف صلح ‏آمیز عنوان کرده است، غرب و در صدر آن ایالات متحده آمریکا، هدف از تصویب تحریم‏‌ها بر علیه ایران را واداشتن این کشور به متوقف ساختن غنى‏سازى اورانیوم قرار داده است.اگر چه در حال حاضر فضاى مانور براى پیگیرى فعالیت‏هاى هسته ‏اى براى ایران بسیار محدودتر گردیده است، اما هم ‏اینک که ایران به پیشرفت‏هاى قابل ملاحظه ‏اى در مباحث هسته‏ اى نایل آمده است، باید پرقدرت این مسیر را ادامه دهد. این حق ایران است که براى رسیدن به مرحله توسعه یافتگى از این دانش بهره‏ مند باشد. ضمن آن که نباید از یاد برد که اگر ایالات متحده آمریکا و قدرت‏هاى اروپا به این نتیجه برسند که در صورت ایجاد بحران‏هاى متوالى و فشار همه جانبه مى‏توانند ایران را به عقب ‏نشینى از برنامه‌‏هاى هسته‌‏اى خود وادار نمایند، در آن صورت امتیازات بیشترى طلب خواهند کرد.
فتوای ایشان مبنی بر حرام بودن بمب هسته ای، الگوی مناسبی برای توسعه رژیم منع اشاعه است. در چارچوب این فتوا می توان مانع از اشاعه هسته ای شد. ایران نه تنها بمب هسته ای را حرام می داند بلکه خواهان امحای بمب های هسته ای نیز هست. «نرمش قهرمانانه» مفهومی ابداعی از سوی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) است که می‌تواند در دیپلماسی نظام نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند؛ به گونه‌ای که هم برای استفاده دیپلماسی کشور امکان مانور و انعطاف هوشمندانه را فراهم می‌کند و هم مانورها و انعطاف‌های لازم را برای مردم انقلابی و ارزشی قابل فهم می‌سازد.مساله هسته ای ایران نه بحران بود و نه موضوعی حاد. مساله اینجا بود که تنها با وقوع قیام مردمی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، غرب رویکردی ضد مردم و آرمان های آن داشتند.
برهمین اساس و با همین رویکرد ضد مردمی به ایران مساله هسته ای نیز به چالشی بین ایران و کشورهای غربی، آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد تبدیل شد.مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام اسلامی بر دو مساله بومی سازی و نفی پیشنهادات غرب در برنامه هسته ای ایران تاکید فرمودند: « ما به فناورى‌اى رسیده‌ایم که در کشور ما بومى است آن را از کسى عاریه و وام نگرفته‌ایم و متخصّصان هوشمند خود ما توانسته‌اند به آن دست پیدا کنند.امروز جمهورى اسلامى مسلّح به سلاحى است که از سلاح اتمى بالاتر و بُرنده‌تر است و آن سلاحِ اراده و ایمان مردم و حضور و همراهى آنها با دولت است، که سلاح بزرگ ماست.»( مقام معظم رهبری،۱۱/۰۸/۱۳۸۲) ایشان همچنین با نفی حضور غربی ها در ساخت نیروگاههای ایران تصریح کردند: « یکى از مسائلى که در این مذاکرات جهانى مطرح شد و آن را بعضى از اروپاییها و دیگران گفتند، این بود که ما نه تنها با انرژى اتمى صلح‌آمیز در ایران مخالفتى نداریم، بلکه خودمان برایشان نیروگاه مى‌سازیم و خوراکش را هم مى‌دهیم.
در آبان ماه ۱۳۸۲، مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام، سلاح هسته ای را نهی و حرام دانستند اما در کنفرانس تهران، فتوای تاریخی مقام معظم رهبری به نفی سلاح هسته ای و حرام دانستن آن بیان شد.این فتوا توسط مشاور ایشان، علی اکبر ولایتی، قرائت شد و تاکید داشت: « به اعتقاد ما افزون بر سلاح هسته‌ای، دیگر انواع سلاح‌های کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی می‌شوند.ملت ایران که خود قربانی کاربرد سلاح شیمیایی است، بیش از دیگر ملت‌ها خطر تولید و انباشت این گونه سلاح‌ها را حس می‌کند و آماده است همه‌ ی امکانات خود را در مسیر مقابله با آن قرار دهد.
ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه ‌ی همگان می‌دانیم». ( مقام معظم رهبری، ۲۷/۱/۱۳۹۲)البته فتوای مقام معظم رهبری در مناسبات مختلف پیش تر به صراحت بیان شده بود. به طور مثال ایشان در بیستمین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی فرمودند: « بارها ملت ایران و مسئولان اعلام کرده‌اند که ما سلاح هسته‌اى را نمی خواهیم، این در سلسله‌ى نیازها و نظام تسلیحاتى ما اصلاً وجود ندارد. ما اعلام کردیم که استفاده ‌ى از سلاحهاى هسته‌اى از نظر اسلام حرام و ممنوع است. و نگهداشتن او ایجاد یک خطر بزرگ و یک دردسر بزرگ است، ما دنبال این نیستیم». ( مقام معظم رهبری، ۱۴/۳/ ۱۳۸۸ )

با تحلیل مجموعه بیانات مقام معظم رهبری در پرونده هسته ای ایران، چندین نکته در ابعاد داخلی، بین المللی و منطقه ای حائز اهمیت است:دانش هسته ای توسط نیروهای بومی و دانشمندان هسته ای ایران به اوج رسیده است. در این راه مقام معظم رهبری همواره بر استقلال داخلی تاکید نموده و از دولت های گذشته و کنونی حمایت بی بدیلی داشتند. در ابعاد منطقه ای آنچه مد نظر مقام معظم رهبری است، ثبات سیاسی و امنیتی جهان اسلام، علی الخصوص منطقه خاورمیانه است.
غیر از رژیم صهیونیستی که جعلی و نوظهور است، دیگر کشورهای مسلمان عضوی از پیکره امت اسلامی و از سابقه بالایی از سطح تمدن و همزیستی مسالمت آمیز برخوردار هستند. بنابراین پیشرفت های هسته ای ایران نه تنها ضدیتی با منافع کشورهای اسلامی ندارد، بلکه پشتوانه محکمی برای آنان در انتقال فناوری هسته ای و چرخه سوخت است.در مساله رژیم غاصب صهیونیستی نیز نگاهی به تاریخ تاسیس این رژیم نشان می دهد که رویکرد ضد صهیونیستی مقام معظم رهبری کاملا منطبق بر اصول علمی و تاریخی است. چرا که در خاورمیانه برخلاف دیگر کشورهای اسلامی، اسرائیل از بدو تاسیس تاکنون، به واسطه عدم عمق استراتژیک، هم آغازگر جنگ های ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ بوده و هم تنها رژیمی بوده که نه تنها ان پی تی را امضا نکرده، بلکه اولین رژیمی است که با توسعه کلاهک های هسته ای، تهدیدات هسته ای را در خارومیانه شروع نمود.
در بعد بین المللی نیز باید گفت، فتوای ایشان مبنی بر حرام بودن بمب هسته ای، الگوی مناسبی برای توسعه رژیم منع اشاعه است. در چارچوب این فتوا می توان مانع از اشاعه هسته ای شد. ایران نه تنها بمب هسته ای را حرام می داند بلکه خواهان امحای بمب های هسته ای نیز هست.
*تدبیراقتصادمقاومتی
پس از گذشت حدود دو سال از مطرح کردن راهکار و برنامه اقتصاد مقاومتی از سوی مقام معظم رهبری، سیاست‌های کلی آن از سوی ایشان ابلاغ شد. در طول این مدت، مقام معظم رهبری به کرار درخصوص این گفتمان در محافل مختلف راهنمایی و تبیین کرده‌اند. ولی اکنون با ابلاغ سیاست‌های کلی این گفتمان به نوعی حجت را بر تمامی بخش‌های مرتبط با مسائل اقتصادی و همچنین سیاسی کشور تمام کردند. سیاسی از آن نظر که بسیاری از این سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی، پس از طی مسیر درست دیپلماسی خارجی و تکیه آن بر توان داخلی و نداشتن امید به دست بیگانگان حاصل می‌شود. بر اساس این دستور فوری، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف‌پذیر، فرصت‌ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا در جهت تأمین رشد پویا و بهبود شاخص‌های مقاومت اقتصادی و دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز بیست‌ساله، ابلاغ شده است.
از زمان اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه اقتصاد کشور، رهبری معظم به درستی راهکار اقتصاد مقاومتی را پیشنهاد و تجویز کردند، ولی به علت خطای دید برخی از مسئولان و کارشناسان اقتصادی ناشی از اقتصاد غرب که همان اقتصاد سرمایه‌داری است، گفتمان اقتصاد مقاومتی را با برنامه غربی، اقتصاد ریاضتی تعبیر و تفسیر کردند. حال آنکه در تعاریف و ابعاد اقتصاد مقاومتی، هیچ نوع برنامه و طرحی که به‌دنبال فشار وارد کردن بر مردم و بنگاه‌های تولیدی باشد، وجود ندارد.
اصل و شالوده این نوع اقتصاد بر کاهش مصارف و بودجه دستگاه‌های دولتی، افزایش تولیدات راهبردی(در بخش صنعت و کشاورزی)، تکیه بر عوامل داخلی اقتصاد (درون‌زا و برون‌گرا) و عدم وابستگی شدید اقتصاد به درآمدهای نفتی استوار است. ولی در طرف دیگر، اقتصاد ریاضتی که برنامه اصلی کشورهای اروپایی برای برون‌رفت از بحران‌های اقتصادی پیش آمده مطرح شده، بیشتر ظرفیت و تأکید خود را بر افزایش مالیات‌های مستقیم قرار داده است و از آثار و نتایج آن نیز همین بس که از زمان اجرای این طرح تاکنون، روزی نبوده که در یکی از این کشورهای بحران‌زده، شاهد اعتراض، اعتصاب و درگیری نباشیم.
*امام خامنه ای و پاسداری از فرهنگ و هشدار دهنده درباره تهاجم فرهنگی
آیت الله العظمی خامنه ای به عنوان یکی از شخصیتهای برجسته فرهنگی کشور، فرهنگ را همواره جزو اساسی ترین مسائل کشور به شمار آورده اند (بیانات۹/۱۲/۱۳۷۹) و مردم و مسئولان را به هوشیاری و چاره اندیشی برای حفظ استقلال فرهنگی که صیانت از آن از همه جنبه های استقلال سخت تر است فرا خوانده اند (بیانات ۲۰/۹/۱۳۷۰) رهبر معظم انقلاب اسلامی معتقدند که فرهنگ و باورهای ملی یک ملت عامل اصلی هویت، پویایی و حیات آن است و با تکیه بر آن می توانند در مسیر پیشرفت و توسعه گام بردارند. به همین سبب در طول تاریخ استعمار برای غلبه بر ملتها، سعی کرده است بنیانهای فرهنگی آنان را از بین ببرد (بیانات ۱۱/۷/۱۳۶۹، ۲۱/۵/۱۳۷۱).
مفاهیمی چون انقلاب فرهنگی، تحول فرهنگی و بازگشت به فرهنگ دینی در مواضع و رهنمودهای رهبر انقلاب اسلامی مکرر مطرح شده است و ایشان همواره نسبت به تهاجم فرهنگی دشمن به فرهنگ انقلاب اسلامی است هشدار داده اند.
در حوزه داخلی نیز صیانت از فرهنگ اسلامی از آسیبهای احتمالی ناشی از کارکرد گفتمانهای حاکم بر دولتهای جمهوری اسلامی ایران، بخش دیگری از اقدامات رهبر انقلاب اسلامی در ارتباط با مقوله فرهنگ بوده است با توجه به ناکامی دشمنان نظام جمهوری اسلامی در جبهه نظامی در طول جنگ تحیلی در سالهای پس از پایان جنگ، جنگ نرم و تهاجم فرهنگی به راهبرد اصلی برای مقابله با انقلاب اسلامی تبدیل شد که آیت الله خامنه ای برای نشان دادن وسعت و اهمیت آن از آن به عنوان شبیخون فرهنگ و ناتوی فرهنگی نام بردند.
در منظر آیت الله خامنه ای فرهنگ و مسائل فرهنگی از مسائل اقتصادی، صنعتی، کشاورزی و جز آن مهم تر است زیرا همه اینها بدون اهتمام به مسائل فرهنگی ناکام می ماند (فرهنگ: مسائل۰۰۰، ۲۳) و فرهنگ در رشد و شکوفایی همه امور جامعه تاثیر دارد (حدیث، ۲/۴۱) به نظر آیت الله خامنه ای استقلال یک ملت به جز با استقلال فرهنگی تامین نمی شود (همان، ۳/۶۱) زیرا سلطه واقعی قدرتها سلطه فرهنگی فرهنگی است (همان ۴/۵۰- ۵۱).دیدگاهها و اقدامات رهبر انقلاب اسلامی در عرصه فرهنگ شامل این موارد است:الف- تبیین مواضع و رهنمودهایی در مورد تهدیدات و آسیبهای فرهنگی که جامعه اسلامی را هدف گرفته است.
ایشان از این تعهدیدات با عناوینی چون “تهاجم فرهنگی”.”شبیخون فرهنگی”، “غارت فرهنگی”، “ناتوی فرهنگی” و “تهدید نرم” به فراخور شرایط استفاده کرده و هر کدام را به وضوح تبیین کرده اند.ب- تبیین مواضع و رهنمودهایی در مورد وضعیت موجود که به دلیل عدم توجه و یا غفلت از آسیبها و تهدیدهای فرهنگی پیش آمده است ایشان در این باره عباراتی چون “عرب گرایی”، “غرب زدگی”، “تجمل گرایی”، “مصرف گرایی”، “غرب زدگی”، “تجمل گرایی”، “مصرف گرایی”، “استحاله گرایی” و “جمود فرهنگی” را به مقتضای زمان مطرح و تبیین کرده اند.ج- تبیین مواضع و رهنمودهایی در مورد طراحی، برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی جامعه برای برون رفت از وضعیت نامناسب فرهنگی و رسیدن به الگوی مناسب و متناسب با یک جامعه واقعا اسلامی در این مورد هم عبارات و مفاهیمی چون “مهندسی فرهنگی”، “الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت”، “سبک زندگی” و جز آن، مطرح گشته و برای تحقق آن پیگیری و سعی شده است (پایگاه بش).
شرایط حساس سیاسی، اجتماعی و اقتصادی داخل از یک سو، تحولات،حوادث و وقایع منطقه‌‏ای و جهانی از سوی دیگر، تأثیر شگرفی بر وضعیت کشورگذاشته بود. هر چند امکان بررسی بحران‏ها و توطئه‏‌های ایجاد شده از سوی‏دشمن و نقش بی‏بدیل رهبری در خنثی‏سازی آنها، در گنجایش این مقاله‏نبود، امّا آگاهی اجمالی از عناوین برخی از آنها، تأثیر شگرف و کارساز رهبری‏‌نظام را آشکار می‏‌سازد. بحران‏هایی مانند: (فتنه طالبان در افغانستان) ،(غائله هیجده تیر) ، (تحریم‏های شدید اقتصادی) ، (قطعنامه‏های‏شورای امنیت) ، (دادگاه میکونوس) ، (کنفرانس برلین) ، (قتل‏های‏زنجیره‏ای) ، (تحصن نمایندگان مجلس ششم) ، (تهاجم فرهنگی) ،(جُنگ ۳۳ روزه حزب‏الله) ، (جنگ ۲۲ روزه حماس)، ( انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث پس از آن) (انتخابات ۹۲)، (سیاست نرمش قهرمانانه در مسائل هسته ای)و… نشان می‏دهدکه انقلاب چه نگین ارزشمندی را بر پیشانی خود نشانده است.
*تحولات یمن و موضع قاطع رهبری درباره تجاوز آل سعود
هم‌زمان با مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه ۱+۵ غربی در لوزان سوئیس حمله عربستان‌ سعودی به همراه ائتلافی از نُه کشور به یمن اتفاق افتاد که در نوع خود معنادار و از منظر برخی تحلیل‌گران گونه‌ای واکنش انفعالی از سوی جبهه آمریکایی – عربی به روند تحولات منطقه‌ای و تاثیرگذاری بر مذاکرات محسوب می‌شود.البته در یک نگاه کلان می‌توان گفت کشمکش‌هایی که در سطح منطقه مهم غرب آسیا تا شمال آفریقا به منصه بروز و ظهور می رسد، در راستای پروسه بیداری اسلامی علیه استبداد، استعمار و نظام سلطه و با محوریت دو جبهه بزرگ؛ نظام سلطه و ایادی داخلی آن به رهبری آمریکا و گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت اسلامی ملل مسلمان منطقه مهم خاورمیانه به رهبری جمهوری اسلامی ایران به وقوع می‌پیوندد.
تحولات امروز یمن را هم که جنگ تحمیلی ظالمانه‌ای را شاهد است، نمی‌توان جدای از تحولات کلان منطقه راهبردی خاورمیانه و خارج از روند بیداری اسلامی که با مخالفت نظام سلطه مواجه شده است، تحلیل کرد. آمریکا در حالی شعار دموکراسی‌خواهی برای ملل منطقه را سر می‌دهد که پس از ساقط شدن حکومت سی و سه ساله علی عبدالله صالح به دست مردم، همچنان تلاش می‌کند قدرت و حکومت را در دست شخص وابسته‌ای چون منصور هادی عبدربه حفظ نماید.
در همین راستا پس از فرار “منصور هادی” رئیس‌جمهور مستعفی و پیشروی ارتش و نیروهای مردمی یمن در مناطق جنوبی این کشور، عربستان سعودی به اتفاق چهار کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس به جز عمان و پنج کشور دیگر، عملیات نظامی خود را در این کشور آغاز کردند. کاخ سفید نیز با صدور بیانیه‌ای حمایت “اوباما” از عملیات مداخله‌جویانه نظامی ائتلاف عربستان در یمن را اعلام کرد.این حمله با تحلیل‌ها و بازتاب های مختلفی در رسانه های دنیا مواجه شده است. اما آنچه به نظر حایز اهمیت بوده و با قرائن و شواهدی زیادی نیز تایید می شود ، این است که طرح تهاجم ظالمانه به یمن یک طراحی کاملاً آمریکایی ـ عربستانی است که مقدمات آن از مدت ها پیش و در راستای مدیریت تحولات منطقه‌ای از سوی آمریکا به وقوع پیوسته است که جبهه غربی- عربی آن را نه تنها به نفع خود نمی‌بیند بلکه کاملاً آن را در راستای تقویت گفتمان مقاومت اسلامی در منطقه تحلیل می‌کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در سخنان خود به تحولات بسیار مهم یمن اشاره و تأکید کردند: سعودیها با تجاوز به یمن، خطا و اشتباه کردند و بدعت بدی را در منطقه بنیان گذاشتند.رهبر انقلاب کار این روزهای دولت سعودی در یمن را مشابه جنایت صهیونیستها در غزه خواندند و به دو جنبه مهم این موضوع پرداختند.ایشان اقدام علیه ملت یمن را «جنایت، نسل کشی و قابل تعقیب بین المللی» دانستند و افزودند: کشتن کودکان، تخریب خانه ها و نابود کردن زیر بناها و ثروتهای ملی یک کشور، جنایتی بزرگ است.
رهبر انقلاب تأکید کردند: یقیناً سعودیها در این مسئله خسارت و ضرر خواهند کرد و به هیچ وجه پیروز نخواهند شد.حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص دلیل پیش بینی شکست سعودیها گفتند: دلیل این پیش بینی واضح است، زیرا توانایی نظامی صهیونیستها چندین برابر سعودیها و منطقه غزه نیز یک منطقه کوچک بود، اما آنها نتوانستند موفق شوند، در حالیکه یمن، کشوری پهناور و با جمعیت دهها میلیونی است.رهبر انقلاب تأکید کردند: سعودیها در این ماجرا قطعاً ضربه خواهند خورد و بینی آنها به خاک مالیده خواهد شد.
ایشان با اشاره به سوابق سعودیها در مسائل سیاست خارجی گفتند: ما با سعودیها در مسائل گوناگون سیاسی اختلافات متعددی داریم اما همیشه می گفتیم که آنها در سیاست خارجی متانت و وقار نشان می دهند، اما چند جوان بی تجربه امور آن کشور را در دست گرفته و دارند جنبه توحش را بر جنبه متانت و ظاهرسازی غلبه می دهند، که این کار قطعاً به ضررشان تمام خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی خطاب به دولت سعودی تأکید کردند: این حرکت در منطقه قابل قبول نیست و من هشدار می دهم که باید دست از حرکت جنایت آمیز در یمن بردارند.
*جنگ نیابتی و هشدار اخیر رهبری
مقام معظم رهبری رهبری در صبح چهارشنبه ۳۰ر۲ر۹۴، در دانشگاه امام حسین(ع) فرمودند که خبرهایی دارند که برنامه‌هایی برای کشاندن جنگ‌های نیابتی به نزدیکی مرزهای ایران در جریان است، و هشیاری همه پاسداران انقلاب پاسداران حریم امنیت ملی را متذکر شدند. متعاقب آن، عصر یکشنبه ۳ر۳ر۹۴، سردار قاسم سلیمانی در گردهمایی بزرگ جانبازان و رزمندگان استان کرمان گفت که اگر کسی ملت را از خطر داعش آگاه نکند و برای دفع این بلا تلاش نکند، در مصیبت آینده شریک است و این عین منافع ملی است.
او از بلای سهمگین داعش یاد کرد، از صدها نفر را خواباندن، و سربریدن آسان‌تر از گوسفند، و فریاد الله اکبر سردادن. و گفت که: منافع ملی یعنی محفوظ نگه داشتن یک ملت از این طاعون، منافع ملی یعنی حفظ ملت، منافع ملی یعنی مصونیت ‌بخشی به ملت، و این اندیشه که که چگونه این دفاع از ملت تحقق می‌یابد… کسانی، بجای تعریف جامع و کامل و منصفانه‌ از چارچوب منافع ملی، سوار بر امواج سیاسی، عنوان منافع ملی را به مناقشه و حربه‌ای برای رقابت سیاسی تبدیل می‌کنند.و نیز، در خبرها خواندیم که امیر احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش ما در همان روز، ۳ر۳ر۹۴، در جلسه علنی مجلس گفت که ما امروز با چهره تازه‌ای از تهدیدات روبرو هستیم که از نظر نوع، شکل و اندازه با گذشته فرق دارد، نیروهای تکفیری و تروریستی در نزدیکی مرزهای ما هستند و در گذشته داعش برای ورود به ایران زاغه مهمات پیش‌بینی کرده بود تا در زمان ورودشان با ترور، انفجار، آشوب بر پا کنند. داعش دارد در مرزهای شرقی ما خودش را آماده می‌کند. او یادآور شد که در چنین دورنمایی مولفه مهم نبرد نیروهای زمینی است و از مجلس تقاضا کرد که به تخصیص امکانات به نیروی زمینی بیشتر توجه کند تا بتوانیم سامانه‌های دفاعی مان را تقویت کنیم.
این خبرها و هشدارهای خطیر، به فهم هر انسان دانا، تعیین کننده اولویت اول کشور است در حدی که هر اولویت دیگری در پیش آن رنگ می‌بازد؛ از آن دسته مخاطراتی است که صرف احتمال متکی به قرائن عینی و عقلانی کافی است تا هر اولویت کلانِ دیگری در امر حکومت را به عقب براند و رتبۀ اول را در توجه و حساسیت و خرد ورزی و اهتمام ملی به خود اختصاص دهد و حامی های جناحی و نفسانی را در خود ذوب کند و به بلوغ دعوت نماید.

فرزین نجفی پور: مسئول هیئت زمینه ساز ظهور حضرت مهدی عج

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

فراخوان برای ساخت کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک با جایزه هر ماهه برای یک کلیپ

بدینوسیله فراخوان تهیه کلیپ ویژه سایت ماکزیمم تکنیک توسط تمامی کابران سایت اعلام میگردد. شرایط ساخت ...