خانه / بینش و رویا / آموزه ها / چگونه همسری مناسب انتخاب کنیم

چگونه همسری مناسب انتخاب کنیم

در این بخش کلیاتی از معیار های عمومی ازدواج ارایه میشود و نکات تفصیلی و فردی در کلاس بینش و رویا تقدیم میشود.

ازدواج مرد و زن، زمینه ساز مطلوب ترین فرصت، برای تجلّی متعالی ترین ارزش ها و محبوب ترین کانون، نزد خدای متعال است. بر همین اساس، در آموزه های اسلامی بر این تأکید شده است که مردم نگاه معنوی و قُدسی به ازدواج داشته باشند. آیات متعدد قرآن شاهدی بر این مدّعا است؛ مانند: «و از نشانه‏هاى او این که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند»[۱].
همچنین در قرآن کریم از ازدواج به عنوان «میثاق غلیظ»[۲]، یعنی، پیمان محکم و مقدّس[۳]، یاد شده است. پیمانی که وفاداری، اعتماد، هم عهدی صادقانه و عشق بی پیرایه می طلبد، لذا تمایلات نفسانی و خود کامگی ها و خود محوری های زور مدارانه با اصل این میثاق منافات دارند و طرفین این پیمان در حفظ و قوام و استحکام آن بایستی رعایت اصول ارزشمند زندگی را داشته باشند.
به همین منظور، ازدواج از جمله انتخاب های مهم انسان است که نتیجۀ آن برای تمام عمر، ماندگار خواهد بود. لذا دقت و دوراندیشی در این گزینش، – البته نه در حدّ وسواس[۴] – امری منطقی و دینی است.
در دستورات اسلامی، علاوه بر ارائۀ راه کارهایی؛ مانند توکل بر خداوند، برگزاری دو رکعت نماز و دعا برای طلب همسری شایسته و ازدواجی موفق،[۵] برای پیشگیری از ازدواج های ناموفق، توصیه به دقت و توجه کافی برای انتخاب همسر نموده و معیارهایی را ذکر می کند.
اما لازم است بدانیم که دسته ای از این معیارهای اسلامی، جزو معیارها و شرایط اصلی در انتخاب همسر بوده و دسته ای دیگر، جزو معیارهای فرعی است.
در این جا، به شرح و بررسی برخی از این معیارها در هر دو دسته پرداخته می شود:
برخی از معیارهای اصلی در انتخاب همسر:
۱) باورها و اعتقادات دینی صحیح (ایمان)
بر اساس تعالیم اسلام، ایمان و باورهای صحیح دینی و مذهبی مهم ترین ویژگی لازم برای همسر محسوب می شود. این شرط، در همۀ شرایط زمانی و مکانی، برای یک همسر ضروری است.
بنابراین، اگر فردی از ایمان، باورهای دینی و مشترکات اعتقادی در حدّ مناسبی برخوردار نباشد، فاقد شرایط محسوب می شود، هر چند ویژگی های دیگر را دارا باشد، و انسان را از سعادت دنیوی و اخروی باز می دارد.
در آیات قرآن و روایات بر دارا بودن شرط ایمان در ازدواج تصریح شده است؛ مانند:
«و با زنان مشرک و بت‏ پرست، تا ایمان نیاورده‏ اند، ازدواج نکنید! [اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسى نداشته باشید زیرا] کنیز با ایمان، از زن آزاد بت‏ پرست، بهتر است هر چند [زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او] شما را به شگفتى آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت‏پرست، تا ایمان نیاورده ‏اند، در نیاورید! [اگر چه ناچار شوید آنها را به همسرى غلامان با ایمان درآورید زیرا] یک غلام با ایمان، از یک مرد آزاد بت‏پرست، بهتر است هر چند [مال و موقعیت و زیبایى او،] شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش مى‏کنند و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى‏ نماید، و آیات خویش را براى مردم روشن مى‏سازد شاید متذکّر شوند».[۶]
پیامبر اکرم (ص) در این باره می فرماید: «آن کس که دختر خود را به ازدواج مرد فاسقى درآورد با این عمل از وى قطع رحم نموده است».[۷]
امام صادق (ع): «اگر مردی، با زنی به خاطر زیبائى و یا ثروتش ازدواج کند، از هر دو [زیبایی و ثروت] محروم ماند و اگر براى دین و تقوایش با او ازدواج کند، خداوند مال و جمال نیز نصیبش گرداند».[۸]
علاوه بر این، وجود ویژگی های اعتقادی و اخلاقی، بیش از هر عامل دیگری می تواند اعتماد آفرین باشد؛ زیرا برخورداری از کرامت های اخلاقی و باورهای دینی نه تنها آدمی را متحول می کند، بلکه باعث اطمینان خاطر طرف مقابل می شود و همین امر زمینه ساز تفاهم اولیه زوجین است و تداوم آن در طول زندگی، نقش تعیین کننده دارد.
۲) برخورداری از حُسن خلق:
در اسلام ویژگی های اخلاقی مانند برخورداری از حسن خلق، از ویژگی ها و شرایط لازم برای همسر مناسب به حساب می آید. مراد از حسن خلق، در این جا، رفتارها و تعامل های مناسب در زندگی، سازگاری و مدارا با افراد است. حسن خلق، خوش اخلاقی و نیک منشی به معنای زینت دادن به کلام، شکر و سپاس گذاری، خوش زبانی و حقیقت گویی، محبت و تشویق، صداقت و… می باشد. اساس زندگی زناشویی، سازگاری، تفاهم و همکاری است که این امور فقط در پرتو حسن خلق فراهم می شود.
انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهای پسندیده، فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده و از صفات زشت، بیماریهای اخلاقی و… دور باشد؛ زیرا تنها عاملی می‏تواند روح سرکش انسان و غرایز طوفانی و عصیانگر انسان را مهار کند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومی و زندگی مسالمت‏آمیز به کار اندازد، اخلاق واقعی است که از ایمان حقیقی به خدا سرچشمه می‏گیرد. داشتن اخلاق خوب در زندگی که باعث نشاط و جوانی طرفین و سایر افراد خانواده می شود، در رویات آمده همسر بد اخلاق انسان را به پیری زودرس مبتلا می کند.
به همین دلیل، در روایات به صراحت از ازدواج با افراد بد خلق نهی کرده اند؛ مانند این روایات:
رسول اکرم (ص): «براى یک مرد پس از قبول اسلام هیچ سودى بهتر و برتر از همسرى با یک زن مسلمان درست¬کار نیست، زنى که مرد را با دیدن خود شاد سازد، از دستورش اطاعت نماید، و در غیاب شوهر حافظ عفّت خویش و اموال وى باشد».
شخصی از امام رضا (ع) درباره فردی پرسید و گفت: یکی از بستگان من از دخترم خواستگاری کرده است و از جهاتی شایستگی همسری را دارد، ولی بد اخلاق است چه کنم؟ حضرت در پاسخ فرمود: اگر بد اخلاق است به او زن نده.
علاوه بر معیارهایی که از نظر اسلام اصلی محسوب می شوند و به برخی اشاره شد، معیارهای دیگری نیز مورد توجه اسلام است که به لحاظ اهمیت در درجه معیارهای اصلی نیست؛ اما در اسلام توجه خاص به آنها شده، این معیارها، معیارهای فرعی هستند.
۳) دوری از گناهان:
برخورداری از تقوا در حدّی که به طور علنی و آشکارا مرتکب گناهانی مانند زنا نشود. در روایات به این معیار و شرط برای انتخاب همسر تأکید شده است؛ مانند:
امام صادق (ع) می فرماید: «مردان مسلمان با زنانى که آشکارا و بى‏پروا زنا می­دهند ازدواج نکنند و همچنین زنان عفیف و مسلمان مردانى را که علنا زنا می­کنند به همسرى خود اختیار ننمایند مگر آنکه معلوم شود توبه کرده‏اند [و واقعاً از اعمال ناشایست و منافى با عفت خویش دست کشیده‏اند]».[۹]
یکی از گناهانی که باید در ازدواج از آن پاک بود، شرب خمر است. در روایات متعددی تأکید شده است که از ازدواج با کسی که اهل شرابخواری است خودداری شود:
امام صادق(ع) به نقل از پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «اگر خواستگار اهل شرابخواری باشد، به او زن داده نشود».[۱۰] همچنین فرمود: «بعد از این‌که خدا شراب را حرام کرده، اگر کسی شرابخواری کند، شایستگی این را ندارد که هنگام خواستگاری به او دختر داده شود».[۱۱]
در روایت دیگری از امام رضا(ع) خطاب به پدر یک دختری آمده: «مبادا که به شرابخوار زن بدهی که اگر چنین کنی مثل این است که او را به سمت زنا کردن بُرده‌ای».[۱۲]
اثرات این گناه فقط بر شخص شرابخوار نیست، بلکه کل خانواده را خصوصاً فرزندان را تحت تأثرات منفی قرار می‌دهد. لذا بر اجتناب از ازدواج با این افراد تأکید زیادی شده است.
۴) کفویّت:
در زمینۀ انتخاب همسر، بی شک «کفویت» یکی از معیارهای اصلی اسلام است.
در لغت،«کفو» و «کفؤ» به معنای همطراز و همسنگ و همسان بودن در منزلت و قدر و ارزش‏ است.[۱۳]
در کتاب های فقهی برای کفویت در ازدواج میان زن و مرد دو مصداق ذکر شده است:
۱٫ کفویت شرعی: یعنی، کفویتی که در صحت و درستی عقد ازدواج، کفویت شرعی -مانند مسلمان بودن- معتبر و لازم است. و آن عبارت است از این که زن و مرد، از نظر اسلام[۱۴] و یا ایمان[۱۵] هم سطح و هم طراز یکدیگر بوده و تفاوت زیادی با هم نداشته باشند؛ اگر چه نمی توان ادعا کرد که این همطرازی و هم سطحی باید از هر دو طرف کامل بوده و به یک مرتبه باشند؛ زیرا ایمان و اسلام در انسان ها دارای مراتب قوی و ضعیف است؛ به همین جهت، مفهوم کفو در ازدواج امری نسبی است و مناسب نیست اصل ازدواج که یک سنت مهم پیامبران الاهی است، به دلیل فراهم نبودن همانندی کامل، ترک شود.
بنابراین، در اعتبار کفویت شرعی، ازدواج مسلمان با کافر غیر کتابى و نیز زن مسلمان حتى با کافر کتابى صحیح نیست[۱۶] و این مورد اتفاق همۀ فقها است، اما در صحّت ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى بین فقها دیدگاه های مختلفی وجود دارد، و مشهور میان فقهای متأخّر، حرمت ازدواج دائم با آنان است. [۱۷]
البته، این یک نگاه نخست به کفویت شرعی بوده که لازم و شرط صحت و درستی عقد است.
۲٫ کفویت عرفی: یعنی، زن و مرد از نظر شئون اجتماعى با هم متناسب باشند. [۱۸] میان زن و مرد بایستى توافق فکرى و تناسب روحى و اخلاقى وجود داشته باشد و دو همسر از نظر فرهنگ خانوادگى و روحیات، هم‌سطح یکدیگر باشند تا بتوانند به خوبى یکدیگر را درک نموده و کانون زندگیشان را گرم و پررونق نگه دارند.
در کتاب های فقهی، در کنار کفویت شرعی، کفویت عرفی هم ذکر شده، ولی مراعات کفویت عرفى لازم نیست؛ مگر در جایى که دختر رشد فکرى کافى ندارد، و ولىّ براى او شوهر انتخاب مى‌کند.[۱۹]
با این حال، آنچه دربارۀ معنای کفو بودن در ازدواج، میان کفویت شرعی و عرفی مشترک بوده، عبارت است از: همتایی و هم طراز بودن زن و مرد به لحاظ دینی،[۲۰] و دارا بودن شرایط مذهبى و اخلاقى، نه همتایی و هم طرازی در مسائل مادّى و مالى.[۲۱]
امام صادق (ع) در بارۀ کفویت در ازدواج می فرماید:«کفو و همسانى آن است که مرد، عفیف و پاکدامن باشد و توانائى تأمین مخارج خانواده را داشته باشد».[۲۲] «برخی از مؤمنان، هم­کفو و همانند و همسان یک دیگرند»؛[۲۳] [یعنى، همسانى که در ازدواج باید رعایت شود هم مذهب بودن است].

۵) عفت و پاکدامن
از جمله ملاک های بسیار مهم و ضروری در انتخاب همسر، عفت و پاکدامنی است. اگر به قرآن کریم و روایات معصومان مراجعه کنیم بخوبی می فهمیم که آنان به عفت و پاکدامنی تأکید فراوان می کردند. قرآن شریف در همین زمینه می فرماید: «الزانی لاینکح الا زانیه او مشرکه و الزانیه لا ینکحها الا زان او مشرک و حرم ذلک علی المؤمنین؛ مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی کند، و زن زناکار را جز مرد زناکار یا مشرک، به ازدواج خود در نمی آورد، و این کار بر مؤمنان حرام شده است.»

بنا بر روایت خداوند متعال می فرماید: «وقتی اراده کنم که خیر دنیا و آخرت را برای یک مسلمان جمع کنم قلبی خاشع و زبانی ذاکر و تنی صابر بر بلا به او عطا می کند و همسری به او می دهم که از نگاه کردن به وی شادمان شود، و آن زن در غیاب شوهر از نفس خودش و مال شوهرش نگهداری کند.»

همچنین امام صادق(ع) می فرماید: «کفو بودن در این است که عفیف باشد و از امکانات اقتصادی نیز برخوردار باشد.

امام صادق(ع) درباره پاکی درونی و منش زنان در سرنوشت و تربیت بهتر و برتر کودکان فرموده است: «طوبی لمن کانت امه عفیفه؛ خوشا به حال کسی که مادرش پاکدامن باشد.»

در فرهنگ دینی و سفارش پیشوایان معصوم(ه) که اینقدر به پاکی و عفت مردان و زنان تأکید شده است برای آن است که اگر پدر و مادر بد رفتار و ناپاک باشد و توجه به دستورات شرعی نداشته باشند، در اخلاق و روش کودک اثر نامطلوبی برجای خواهد گذاشت و اغلب کودکان و بخصوص دختران قدم جای قدم مادران می گذارند.
برخی از معیارهای فرعی در انتخاب همسر:
برخی از معیارها و شرایطی که بهتر است در ازدواج دو نفر مورد توجه قرار گرفته و رعایت شود عبارت اند از:
الف) اصالت و شرافت خانوادگی:
خانواده و مسائل روحی و تربیتی و بینش مذهبی نقش مهمی در زندگی مشترک دو جوان دارند. هر چه خانواده ها از جهت بافت و ترکیب و اعتقاد، به یکدیگر نزدیک تر باشند امکان برقراری روابط صحیح و استوار میان زوجین بیشتر است. منظور از اصالت و شرافت خانوادگی شهرت، ثروت و موقعیت اجتماعی نیست، بلکه منظور نجابت، تدین و پاکی است. وقتی کسی در ازدواج با یک فامیل و خانواده وصلت می­کند، مسلّم است که بسیاری از صفات اخلاقی، روحی، روانی، عقلی و جسمی آن خانواده فامیل از راه وراثت، محیط، عادت و تربیت به این فرد منتقل شده که او نیز این خصوصیات را از راه ازدواج به خانواده و فرزندان خود انتقال خواهد داد. بر این اساس، از نظر اسلام ازدواج با خانوادۀ شریف و اصیل و دارای محیطی سالم از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در سخنان معصومین (ع)، حساسیت این موضوع فهمیده می شود.
همان طور که در روایتی می خوانیم: روزى رسول اکرم (ص) بر پا خاست و به مردم فرمود: «بپرهیزید از گیاهان سبز و خرّمى که در سرگین پرورش یافته است. عرض شد: یا رسول اللَّه! مقصود از این سخن چیست؟ فرمود: مراد، زن زیبا و خوب­روئى است که در خانوادۀ بد و محیط فاسد پرورش یافته است».[۲۴]
امام صادق (ع) می فرماید: «از خاندان شایسته و با فضیلت همسر بگیرید که نطفه اثر [پنهانى] دارد».[۲۵] یعنى، صفات و حالات والدین از راه نطفه به فرزند می­رسد. بنابراین ازدواج تنها پیوند دو جوان نیست؛ بلکه پیوند بین خانواده ها است و برای این که در این پیوند مصونیت دینی و اعتقادی تأمین شود باید با افراد سالم و صالح پیوند صورت گیرد. اگر چه در امر انتخاب همسر، اصالت خانوادگی از معیارهای فرعی، محسوب می شود، اما از نظر اسلام بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، نسبت به سایر معیارهای فرعی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
ب) زیبایی و جذابیت ظاهری
از نگاه عده ای، وجود برخی ویژگی ها نظیر زیبایی و جذابیت در زوجین به ویژه در زن، عامل مهمی در ازدواج تلقّی می شود، اگر چه حصول میل و علاقه متقابل و بر طرف شدن نیاز های جنسی، مبتنی بر احساس علاقه و دوستی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که اگر در ازدواج این میل و علاقه وجود نداشته باشد، زمینۀ نارضایتی خانوادگی از ابتدا فراهم می شود.
این خصوصیت طبیعی، از نظر اسلام نیز مورد توجه قرار گرفته است، اما باید دید تا چه اندازه باید برای آن اهمیت قائل شد؟ بعضی برای زیبایی ظاهری، اصالت قائل اند و عوامل دیگر را از لحاظ اهمیت در درجه دوم می دانند، در حالی که وجود زیبایی و جذابیت به تنهایی نمی تواند برای تشکیل زندگی کافی باشد؛ زیرا زندگی مشترک، وظایف، مسئولیت ها و دشواری هایی دارد که با تأکید بر زیبایی نمی توان از عهده آنها بر آمد. لذا زیبایی و جذابیت برای پیوند زن و مرد نقطه شروع مناسبی است، ولی شرط و معیار کافی محسوب نمی شود.
از نظر اسلام، زیبایی آن گاه دارای ارزش و امتیاز است که همراه با دیانت و سایر کمالات و فضایل معنوی دیگر باشد. در غیر این صورت، صِرف زیبایی و جذابیت ظاهری، بدون صفات شایسته مورد نظر اسلام ممکن است مایۀ زحمت و گرفتاری همسر را فراهم آورد. همان طور که به احادیثی در معیارهای پیشین اشاره شد.
نکته قابل توجه آن است که زیبایی امری نسبی است و زیبایی و جذابیت مرد و زن باید نسبت به طرف مقابل و اعضای خانواده هر دو طرف در نظر گرفته شود؛ بنابراین ممکن است دو فرد از لحاظ جذابیت ظاهری با هم متناسب باشند، ولی از منظر شخص دیگری یکی از آن دو زیبا نباشد.

[۱] روم، ۲۱: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون».‏
[۲] نساء، ۲۱:«وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى‏ بَعْضُکُمْ إِلى‏ بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ میثاقاً غَلیظاً»: و چگونه آن را باز پس مى‏گیرید، در حالى که شما با یکدیگر تماس و آمیزش کامل داشته‏اید؟ و (از این گذشته،) آنها (هنگام ازدواج،) از شما پیمان محکمى گرفته‏اند.
[۳] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳۲۳، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۴] برای آگاهی بیشتر نمایه «وسواس در انتخاب همسر»، سؤال ۹۸۰۴ (سایت: ۹۷۷۴) را مطالعه کنید.
[۵] . مانند این حدیث: امام على (ع) فرمود:«هر کس از شما براى ازدواج تصمیم گرفت، دو رکعت نماز بخواند، بعد سوره حمد و یس را قرائت کند و پس از آن حمد و ثناى الهى را بجاى آورد، و بگوید: خدایا! زن صالح، با مودّت، پر اولاد، سپاسگزار، قانع و تسلیم و با غیرت نصیب من گردان، که اگر خوبى کنم سپاسگزار باشد، و اگر خدا را فراموش کردم مرا یاد آورى کند، آنگاه که خانه را ترک مى‏کنم حافظ زندگى و آبرو باشد، و آنگاه که به خانه مى‏آیم مرا خوشحال و مسرور کند، اگر به او دستور دادم اطاعت کند، و اگر براى او قسم خوردم آن را بپذیرد، و اگر نسبت به او عصبانى و خشمناک شدم مرا راضى و خرسند گرداند. اى خداى صاحب جلال و بزرگوارى! چنین زنى را قسمت من گردان، زیرا من از آستان پر عظمت تو کمک مى‏گیرم، و جز آنچه تو قسمت من مى‏کنى، چیزى را سراغ ندارم. اگر کسى این نماز و دعا را انجام دهد، خداوند خواسته او را اجابت مى‏نماید. و آنگاه هم که شب عروسى مى‏رسد و زن نزد او مى‏آید، دو رکعت نماز بخواند، سپس دست خود را روى پیشانى زن بگذارد و بگوید: اللّهم بارک لی و فی أهلی و بارک لها فیّ، و ما جمعت بیننا، فاجمع بیننا فی خیر و یمن» (مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۶۸، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ق).
[۶] بقره، ۲۲۱، «وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکینَ حَتَّى یُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ وَ یُبَیِّنُ آیاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ».
[۷] طبرسی، رضى الدین حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۴، انتشارات شریف رضى، قم، ۱۴۱۲ق.
[۸] عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۹ و ۵۰، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، ۱۴۰۹ق.
[۹] مکارم الاخلاق، ص ۲۰۴٫
[۱۰]. «شَارِبُ الْخَمْرِ لَا یُزَوَّجُ إِذَا خَطَب‏»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ۵، ص ۳۴۸، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق.
[۱۱]. «مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ بَعْدَ مَا حَرَّمَهَا اللَّهُ عَلَى لِسَانِی فَلَیْسَ بِأَهْلٍ أَنْ یُزَوَّجَ إِذَا خَطَب‏»؛ همان.
[۱۲]. «وَ إِیَّاکَ أَنْ تُزَوِّجَ شَارِبَ الْخَمْرِ فَإِنْ زَوَّجْتَهُ فَکَأَنَّمَا قُدْتَ‏ إِلَى‏ الزِّنَا»؛ الفقه المنسوب للإمام الرضا(علیه السلام)، ص ۲۸۰، مشهد، مؤسسه آل البیت(علیهم السلام)، چاپ اول، ۱۴۰۶ق.
[۱۳] راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۷۱۸، تحقیق، صفوان عدنان داودی، دارالعلم الدار الشامیه، دمشق بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق؛ مهیار، رضا، فرهنگ ابجدی عربی – فارسی، ص ۷۳۱، انتشارات اسلامی.
[۱۴] برخی از فقها معیار اصلی کفویت شرعی را «اسلام» دانسته اند؛ مانند حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره): «مسلمان کفو مسلمان است و ازدواج آن‌ها اشکال ندارد.» (بهجت، محمد تقی، استفتائات، ج ۴، ص ۱۵، نشر دفتر آیه الله بهجت، قم، چاپ اول، ۱۴۲۸ق)
[۱۵] برخی از فقها نیز معیار اصلی کفویت شرعی را «ایمان» می دانند؛ مانند: حضرت آیت الله العظمی تبریزی (ره):«مؤمن کفو مؤمنه است و سایر جهات مدخلیّت ندارد.» (تبریزی، جواد بن علی، استفتائات جدید، ج ۱، ص ۳۵۰، قم، چاپ اول).
[۱۶] نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج ۳۰، ص ۹۲، محقق/ مصحح: عباس قوچانى و على آخوندى‌، دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، بیروت.
[۱۷] جمعى از پژوهشگران زیر نظر شاهرودى، سید محمود هاشمى،‌ فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج ۱، ص ۴۸۴، محقق/ مصحح: محققان مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.‌
[۱۸] مکارم شیرازی، ناصر، احکام بانوان، ص ۱۴۲، محقق/ مصحح: ابو القاسم علیان‌نژادى، ‌، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب (ع)، قم، چاپ یازدهم، ۱۴۲۸ق.
[۱۹] همان، ص ۱۴۲٫
[۲۰] فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج ۱، ص ۳۶۷٫
[۲۱] محقق داماد یزدى، سید مصطفى، بررسی فقهی حقوق خانواده، ص ۳۶۶، قم، چاپ اول.
[۲۲] شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۴، انتشارات جامعه مدرسین، قم‏، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق.
[۲۳] من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۳٫
[۲۴] الکافی، ج ۵، ص ۳۳۲٫
[۲۵] مکارم الاخلاق، ص ۱۹۷٫

نوع علاقه پیش از ازدواج:

درباره ابراز  علاقه و محبت زن و مرد به یکدیگر پیش از ازدواج باید به نکاتی توجه نمود:
۱٫ در تاریخ آمده است؛ ازدواج‏ پیامبر اکرم(ص) با حضرت خدیجه(س) با پیشنهاد ابتدایى از جانب حضرت خدیجه(س) بوده است و ایشان خود علاقه‏ به پیامبر و ازدواج با ایشان را اظهار کرد.[۱]
۲٫ روایتی نداریم که در آن تصریح شده باشد که زن و مرد قبل از ازدواج می‌توانند مانند زن و شوهر به یکدیگر ابراز علاقه نمایند، بلکه آنچه در برخی روایات آمده،[۲] گفتن کلمات و جملاتی است برای خواستگاری؛ و در منابع فقهی ، خواستگارى و پیشنهاد ازدواج یا به صورت تصریح و بی‌پرده صورت می‌گیرد و یا به صورت تعریض و کنایه.[۳]
منظور از «تصریح»، کلامى است که به طور صریح بر علاقه به ازدواج دلالت‌ کرده و احتمال دیگرى برای آن کلام نباشد؛ مثل این‌که گفته شود: «من می‌خواهم با تو ازدواج کنم».
و مقصود از «تعریض» آن است که لفظى به کار رود که اشاره به تمایل ازدواج باشد؛ مانند این‌که بگوید: «افراد زیادی به تو رغبت دارند»؛ و یا «تو زیبا هستى»؛ و امثال این کلمات.[۴]
فقها، [۵] خواستگارى از زنى که شوهر ندارد و در عدّه نیست، چه به صورت تصریح و چه به صورت تعریض، را جایز دانسته‌اند.[۶] البته خود خواستگاری و ازدواج نیز دارای آداب عرفی و شرعی است که لازم است به آن پایبند بود.[۷]
۳٫ تحقیق کردن هر یک از زن و مرد درباره دیگری برای ازدواج، یا فکر کردن هرکدام نسبت به یکدیگر،  اگر آمیخته به گناه نشود، و مقدّمه ازدواج باشد مانعى ندارد؛ ولى در جایى که انسان قصد ازدواج ندارد نباید این کارها را انجام دهد.[۸]
۴٫ بنابراین باید گفت: در برخی مواقع؛ ابراز علاقه نماد انگیزه‌هاى صادقانه‏ دل است و منافاتى با حرمت و عفاف زن ندارد؛ زیرا این کار، تنها اعلام یک توجّه است، و زن و مرد می‌خواهند صادقانه شوق و محبت خود را به دیگری بازگویند، بى آن‌که مفسده و گناهی در میان باشد. در این صورت، اشکالى ندارد که زن یا مردى خود را به محبوبى باز سپارد و صادقانه محبت خود را بیان کند!
اظهار علاقه و خواستن از سر صدق و صفا و به دور از طغیان و معصیت، گناه نیست، آنچه اهمیت دارد این است که حرمت دل و حریم شریعت و مرز عفاف و پاکى باید محفوظ ماند و به بهانه‏ یکى، دیگرى نادیده گرفته نشود. پس اگر واقعاً قصد ازدواج در میان باشد – نه آن‌ که هر ماه و هر هفته و یا حتی هر روز ،  ابراز علاقه در حد متعارف و بدون در پی داشتن روابط نامشروع ایرادی نخواهد داشت.

[۱]. محدث اربلی، کشف الغمه فی معرفه الأئمه، ج ‏۱، ص ۴۸۰، قم، منشورات الرضی، چاپ اول، ۱۴۲۱ق؛ ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه فی تمییز الصحابه، تحقیق، عبد الموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج ‏۸، ص ۱۰۲، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵ق؛ کلاعی، سلیمان بن موسی، الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله(ص) و الثلاثه الخلفاء، ج ‏۱، ص ۱۲۸، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۰ق.
[۲]. ر.ک: عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، ج‏۱، ص: ۱۲۲ – ۱۲۳، تهران، المطبعه العلمیه، چاپ اول، ۱۳۸۰ق؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏۵، ص ۴۳۴ – ۴۳۵، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ق؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج ‏۲۰، ص ۴۹۷ – ۴۹۹، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
[۳]. طاهرى، حبیب الله‌، حقوق مدنى‌، ج ‌۳، ص ۴۲، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
[۴]. همان‌، ج ‌۳، ص ۴۲ – ۴۳٫
[۵]. هرچند این روایات که در ذیل آیه شریفه ۲۳۵ سوره بقره وارد شده‌اند؛ مربوط به خواستگاری از زنی است که یا در عده طلاق و یا شوهر او مرده است، می‌باشند.
[۶]. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تذکره الفقهاء، ص ۵۶۹، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، بی‌تا؛ عاملی (شهید اول)، محمد بن مکی، اللمعه الدمشقیه فی فقه الإمامیه، محقق و مصحح: مروارید، محمد تقی، مروارید‌، علی اصغر، ص ۱۸۰ – ۱۸۱، بیروت، دار التراث، الدار الإسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، محقق و مصحح: قوچانی، عباس، آخوندی، علی، ج‌۳۰، ص: ۱۱۹ – ۱۲۳، ‌بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.
[۷]. ر.ک: «انتخاب همسر»، سؤال ۲۱۰۲؛ «حکم روابط جنسی قبل از عقد»، سؤال ۶۷۱؛ «اعلام علاقه به ازدواج»، سؤال ۱۸۶۲٫
[۸]. مکارم شیرازى، ناصر، استفتاءات جدید، ج ‌۳، ص ۲۲۹ – ۲۳۰‌، قم، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۷ق.

یکی از روش های غلط انتخاب همسر که بسیار باب شده است نامه نگاری حقیقی و یا مجازی (توسط ایمیل یا چت) بین دختر و پسر است که این امر پوششی ضخیم بر تصمیم گیری صحیح ایجاد می کند.

یکی از موارد که معیار ها را دچار اختلال میکند، رابطه بین دختر و پس قبل از ازدواج است..

ارتباط بین دختر و پسر اگر براساس ضوابط شرعى باشد اشکالى ندارد. البته اسلام، دوستى مخفیانه دختر و پسر را و لو به بهانه ازدواج نهى مى‏کند؛ زیرا آسیب ‏هاى جبران ناپذیرى را به دنبال دارد. بسیارى از این ارتباطات دختر و پسر قبل از ازدواج جنبه احساسى دارد و نیازهاى جنسى در پشت صحنه است، منتها براى این که جنبه مثبتى به آن ارتباط بدهند، توجیهاتی می آورند.

خصوصا دخترها باید مراقب باشند زیرا هرچند عشق های پاک فراوانی وجود دارد، ولی باید با عقلانیت و احتیاط کامل رفتار نمود.

رابطه  قبل ازدواج، می تواند در بعد از ازدواج برای مخصوصا زن مشکل آفرین باشد، هرچه این روابط را محدود و پاک تر نگه دارید، در تداوم زندگی مشترک آینده تان بیشتر تأثیر دارد. مطمئن باشید در فرهنگ ما، هیچ پسری که واقعاً قصد ازدواج دارد، از این که قبل از محرم شدن، از طرف دختر با او همانند نامحرمان برخورد شود، ناراحت نمی شود. پس خواسته های نابجا قبل از ازدواج، فقط دلالت بر سوء استفاده و هوس دارد.

،عامل هوش نیز در انتخاب مهم است. زندگی با یک آدم کم هوش بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پائین دارند کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنی توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید.

تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند دائم دور خودشان می چرخند، گیج اند، دائم می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود…. کسی که این نوع تفکر را ندارد به همسری برنگزینید. گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است.کسی که تفکر و هوش خوبی دارد کیفیت فراوان در مدیریت دارد. یکی از ارکان اصلی مدیریت ، تفکر خوب است.

یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفت گذشته افراد است. یعنی، باید تشابه اتی بین گذشته شما با گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید باشد. اگر این تشابهات بود، آن وقت شما به درک متقابل خواهید رسید. بسیاری از مردم می گویند همسرم مرا درک نمی کند. درک چه موقع صورت می گیرد، زمانی که ما نسبتا گذشته ی مشابهی داشته باشیم، شما کسی را درک می کنید که در زندگی تان باشد، یک غریبه را نمی شود درک کرد. اگر گذشته فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید خیلی شیک بوده، اصلاً بالاتر از گل به او نگفته اند، و گذشته شما همه اش درد و رنج و زحمت بوده، و دائم خون دل خورده اید؛ رهایش کنید این فرد مناسب زندگی شما نیست. گذشته بسیار مهم است. این فرد نمی تواند شما را درک کند. نمی تواند بفهمد موقعیت فعلی را به چه قیمتی به دست آورده اید؛ برایش اهمیتی ندارد. تمام آنچه با زحمت به دست آورده اید را جزء بدیهیات و لوازمات زندگی می داند، حتی گاهی اوقات اصرار می کند موقعیت فعلی را نیز از دست بدهید در حالی که موقعیت فعلی حاصل یک عمر تلاش شماست. در ازدواج به سراغ فردی بروید که گذشته ای مشابه شما داشته باشد و شما را درک کند.
یکی از مسائلی که در گذشته ماست، عشق و عاطفه در زندگی است. بعضی ها در گذشته ، بسیار دوست داشته شده اند، مثل این که هیچکس به اندازه اینها مهم نبوده است، مانند عروسک در دست این و آن مورد نوازش و محبت قرار گرفته اند. عده ای دیگر اصلاً مورد توجه نبوده اند و کسی به اینها اهمیتی نداده است مثل این که اصلاً شناسنامه ای ندارند . حالا اگر این دو نفر با هم ازدواج کنند ، نمی دانند چه اتفاقی می افتد . گاهی می گویند این شخصیت خلاء عاطفی مرا پر خواهد کرد. در صورتی که چنین نیست. کسی که هیچوقت مورد محبت قرار نگرفته، تشنه محبت است، هرچه محبت کنید سیراب نمی شود. همیشه می پرسد مرا دوست داری، می گویید بله، باز می پرسد، قسم می خورید، ولی باور نمی کند. برعکس، شخصی که برایش همه چیز مهیا بوده سیراب است هیچ چیز چشمش را نمی گیرد، به زحمت هدیه ای را برایش فراهم می کنید اما جلب توجهش را نمی کند. گاهی اصلاً شما را تحویل نمی گیرد، آنها آدم های سردی اند، هر کاری کنید فایده ای ندارد، در مقابل آنها وضعیت شما مثل فردی است که می گوید نمی دانم چرا دستم نمک ندارد. می گوییم دست شما نمک دارد اما این شخص سیراب است. پس بهترین حالت، تعادل است. باید دنبال کسی بگردید که گذشته معتدل داشته است گذشته ما ، آینده ی ما را تعیین می کند. خب حالا چطور می توانید به این مسئله پی ببرید؟ کافی است از او سؤال کنید شما را چقدر دوست داشته اند. اگر گفت «تا حالا هیچکس را به اندازه من دوست نداشته اند و از ابتدای امر هر چه خواسته ام برایم فراهم بوده است.» قدری دست نگه دارید. یا مثلاً چنانچه مادر دختر خانم می گوید «اگر قسمت شد و داماد ما شدید این را بدانید که ما تا حالا بالاتر از گل به این دختر نگفته ایم.» بگویید «خداحافظ!» این دختر خیلی به درد شما نمی خورد. پدر و مادرها در محبت کردن به بچه ها، باید حد تعادل را رعایت کنند.

سلامت جسمانی و روانی

سلامت جسمانی و روانی در موفقیت و سعادت زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارد. بعضی از بیماریهای جسمانی و روانی اهمیت چندانی ندارند و مانع زندگی نیستند و لطمه ای به آن وارد نمی کنند و با معالجه و مراقبت، درمان می شوند. آنچه باید در زمینه انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد بیماری ها و نقص های ژنتیکی  و روحی عمیق و غیرقابل درمان است که در طول عمر همراه انسان است و تحملش برای همسر سخت است. توجه نکردن به این امر و برخورد «احساساتی و غیرمنطقی» با آن ممکن است لطمه های سنگینی به زندگی بزند.

همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری

تفاهم و توافق فکری و فرهنگی میان دو همسر در زندگی مشترک، نقش اساسی دارد. برای ایجاد یک زندگی پربار و سعادتمند، باید معماران این کانون بتوانند یکدیگر را درک کنند و مکنونات و محتویات درونی خود را به هم تفهیم کنند و در بسیاری از مسائل، تصمیم مشترک و یکسان بگیرند و بر مبنای آن عمل کنند و در نشیب و فرازهای زندگی، یاور هم باشند و فرزندانشان را براساس یک طرح هماهنگ تربیت کنند.

چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند: «العارفه لا توضع الا عند العارف».

زن عارفه ( فهمیده فرزانه ) باید در کنار مرد عارف ( اهل معرفت ) قرار گیرد نه غیر آن.

تناسب سیاسی

دختر و پسر باید از لحاظ گرایش نسبت به مسائل سیاسی شبیه به هم باشند. اگر یک نفر علاقه شدیدی به مسائل سیاسی و شرکت در آن دارد و برای دیگری سیاست هیچ جایی در زندگیش ندارد، در زندگی مشترک دچار مشکلاتی خواهند شد و آرامش لازم را از دست می دهند.

تناسب شخصیتی

دختر و پسری که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند، بهتر است تناسب شخصیتی داشته باشند و از نظر صفات شخصیتی با یکدیگر همسان باشند.

یادآور میشود که این موارد بسیار کلی و عمومی ست و هر فردی برای کسب بهترین معیار نیازمند داشتن مرجعی آگاه در زندگی خود هستند.

مطالب تکمیلی در کلاس بینش و رویا (متوسطه و یا پیشرفته، به تناسب ظرفیت ها) تقدیم می شود.

فرزین نجفی پور: مسئول کلاس بینش و رویا

درباره ی فرزین نجفی پور

پژوهشگر برتر کشور در چند سال متوالی - مخترع برتر کشور - ثبت 61 اختراع کاربردی در زمینه های کشاورزی، آبیاری، الکترونیک، رباتیک و هوا فضا - دارای مدرک کارشناسی ارشد - ارایه بیش از 100 مقاله علمی - دریافت دهها تندیس ویژه علمی - دریافت بیش از 150 تقدیر نامه از وزارت خانه ها و مراکز علمی و پژوهشی - برپایی بیش از 150 نمایشگاه تخصصی اختراعات - پیشگام در دفاع سایبری عملی از حریم جمهوری اسلامی ایران

همچنین ببینید

اعلام برنده ی سازنده ی کلیپ اختصاصی مهر ماه و آبان ماه

بدینوسیله خانم دلارام حسینی بعنوان برنده ی کلیپ مختص سایت ماکزیمم تکنیک در مهر ماه و ...